پاسخ ما به رهبري:سمعاً و طاعتاً

مقام معظم رهبري در پاسخ به دانشجوئي درباره جريانات مربوط به مشائي فرمودند:«اينها جزو مسائل تعيين كننده و اصلى نيست. ممكن است ايراد و اشكال وارد باشد - من در اين مورد هيچ قضاوتى نميخواهم بكنم - ممكن است كسى به يك شخصى يا به يك كارى ايراد داشته باشد؛ منتها بايد توجه كنيم كه مسائل را اصلى - فرعى كنيم. مسائل درجه‌ى دوم جاى مسائل اصلى را در انگيزه‌هاى ما، در همت ما، در صرف انرژى‌اى كه ميشود، نگيرد.»

 طبيعتا اين فرموده رهبري مخاطباني دارد.يك گروه، منتقدين آقاي مشائي هستند كه بنده به عنوان يكي از اين افراد اين گروه خطاب به ايشان عرض مي‌كنم:«سمعاً و طاعتاً» و ان‌شاء الله زين‌پس درباره مسئله مشائي اگرچه حواسمان را جمع نگه‌ مي‌داريم اما خوب مي‌دانيم كه نبايد موضوع ايشان جزء مسائل اصلي شود، چرا كه به فرموده حضرت‌آقا« مسائل اصلى ما چيزهاى ديگرى است»

طرف ديگر قضيه خود احمدي‌نژاد و مشائي است كه منتظريم ببينيم با توجه به اين فرمايش رهبري اين آقايان چگونه تبعيت از رهبري و ولايتمداري خود را ثابت خواهند كرد و تلاش خواهند كرد طوري عمل كنند كه زمينه تبديل شدن به مسائل اصلي و درجه اول را فراهم نكنند.

در گام نخست در خصوص سمت جديد مشائي آنهم همزمان با فرمايشات رهبري سكوت مي‌كنيم تا حرفمان را در عمل هم ثابت كنيم.

 

    وقتي روزآنلاين مخاطب را درازگوش فرض مي‌كند

درسايتهاي خبري مشروح گفت‌و‌گوي + يكي از خبرنگاران «روزآنلاين» با مهدي كوچك‌زاده نماينده مجلس شوراي اسلامي منتشر شد.آنگونه كه ظاهر گفت و گو نشان مي دهد خانم فرشته قاضي به عنوان «يك خبرنگار» و با تاكيد به «لزوم رفتار محترمانه از سوي كوچك‌زاده» مصاحبه را انچام داده است و در پايان به اين نتيجه مي‌رسد كه كوچك‌زاده با رفتاري «غيرمنطقي» و «خشن» با خانم خبرنگار رفتار كرده‌است.

پيش ازآنكه به تحليل اين جريان بپردازم نمونه كاملا شبيه به اين جريان كه براي من هم پيش آمده است را در اينجا مي‌آوردم و سپس به تحليل ماجرا بپردازيم.

پس از انتشار مطلبي  در وبلاگم در خصوص شركت در تجمع اعتراض‌آميز عليه آقاي كروبي در قم، خانم فرن تقي‌زاده و آقاي آرش سيگارچي از بي‌بي‌سي و راديوفردا در ايميلي از من خواستند تا در مصاحبه‌اي در اين خصوص شركت كنم كه پاسخ من به هر دو يك شكل بود(استفاده از ادبيات پنجاه و هفتي كاملا با آگاهي صورت گرفته):

بسم الله الرحمن الرحیم
از آنجائیکه من بی بی سی (وراديوفردا)را ابزار دولت انگلیس برای مقابله با نظام جمهوری اسلامی ایران می دانم لذا هرگونه ارتباط یا مصاحبه با این رسانه را شرعا برای خود حرام میدانم.
به کوری چشم دشمنان نظام جمهوری اسلامی ایران . مرگ بر آمریکا. مرگ بر وطن فروشان پناه برده به دشمن
احمد نجمی

خب،رفتار بنده و آقاي كوچك‌زاده با درخواست مصاحبه تقريبا به يك شكل بوده و حال ببينيم چرا چنين رفتاري؟

بدون هيچ مقدمه‌اي خيلي رك و صريح عرض كنم كه ديگر زمان تحير و خودباختگي مسئولان و مردم در مواجهه با رسانه‌ها و اصطلاحا چشم‌آبي‌ها گذشته و متحير هستم كه چگونه سايت روز‌آنلاين هنوز اين موضوع را متوجه نشده است؟

البته اين دشمني از سوي آنها كاملا طبيعي است و يك نگاه روشن‌فكري مي‌گويد آنها حق طبيعي خود مي‌دانند كه با نظام جمهوري اسلامي ايران  مقابله كنند،اما سوال اصلي اينجاست كه خانم قاضي يا فعالان اين رسانه‌ها با چه تحليلي طرف خود را درازگوش فرض كرده و ژست بي‌طرفي مي‌گيرند؟ وقتي اين رسانه‌ها حق خود مي‌دانند كه با پست‌ترين روش‌هاي غيراخلاقي و در قالب بسيار با كلاس ژورناليستي بدترين دروغ‌ها و توهين‌ها را به نظام و مردم ايران روا دارند، چگونه از طرف مقابل انتظار رعايت اخلاق و ادب را دارند؟!اين جماعت در سانه‌هاي خود ماه‌ها پس از ايام انتخابات روش‌هاي اغتشاش را تبليغ مي كردند.حال چگونه انتظار دارند طرف مقابل با رعايت احترام با آنها سخن بگويد؟

خانم قاضي و ديگر فعالان رسانه‌اي!
همانگونه كه رك گفتم ديگر زمان خودباختگي در قبال بي‌بي‌سي و سي‌ان‌ان گذشته و در تعبيري بهتر ژست رعايت اخلاق از سوي شما هم براي هيچ كس باور پذير نيست.پس خواهشا پيش از آنكه رعايت ادب و احترام را به مخاطب خود متذكر شويد، نگاهي به توهين‌ها و دروغ‌ها و هتاكي‌هاي رسانه‌هاي خود البته در قالبي بسيار شيك داشته باشيد.

 

گويا اين خبرنگاران تازه به فرنگ رفته از گردونه اطلاعات عقب هستند و نمي‌داند روش به استحمار كشاندن مردم به وسيله رسانه‌ها از نوع مايكل جكسوني ديگر رنگ باخته!

عملكرد اين جماعت در يك سال گذشته نشان داد كه منطق در برخورد با مخالف بي‌ارزش‌ترين ابزار است و كافي است سرسوزني با نظر انها مخالف باشي تا آماج فحاشي‌ها و ركيك‌ترين تعابير آنها قرار گيري!

البته تاكنون چندين بار اين بحث پيش آمده و اين ايراد مطرح شده است كه چرا امام خميني با رسانه‌‌هاي بيگانه يا بي‌بي‌سي مصاحبه داشته‌اند؟

پاسخ اينكه امام خميني(ره) با رسانه‌هاي مختلفي مصاحبه داشته‌اند كه اغلب آنها موضع تخريبي مانند رفتار امروزي«روزآنلاين» با جمهوري اسلامي ايران را نداشته‌اند.ايشان سه مصاحبه با بي‌بي‌سي داشته‌اند(آنگونه كه در كتاب مصاحبه‌هاي امام‌خميني آمده است) و هر سه اين موارد به پيش از انقلاب مربوط مي‌شود و در آن ايام اين رسانه‌هاي حالت بي‌طرفي نسبت به انقلاب ايران داشتند و درواقع نظاره‌گر بودند كه چه اتفاقي خواهد افتاد.ا گر امام خميني امروز زنده بودند و حمايت رسمي بي‌بي‌‌سي از دشمنان نظام را مي‌ديدند مطمئنا موضع تندتري از مسئولان فعلي وزارت ارشاد نسبت به فعاليت رسانه‌هاي بيگانه در كشور مي‌داشتند.چراكه معتقد بودند:« .. وقتي ما ديديم كه در يك روزنامه اي از يك اشخاصي مطالب نوشته مي شود كه اينها عمال اجانب هستند و مي خواهند مملكت ما را باز به خرابي بكشانند، از آن طرف مقالاتي و مطالبي كه راجع به مسائل نهضت است، راجع به مسايل اسلام است ، يا تحريف مي شود يا نوشته نمي شود ، اينطور مطبوعات را نمي توانيم برايش احترام قائل بشويم . براي مطبوعاتي ما احترام قائل هستيم كه بفهمد آزادي بيان و آزادي قلم يعني چه …»(صحيفه امام همان ، ج ۶ ، ص ۱۹۲)

درواقع نوع رفتار آقاي كوچك‌زاده و بنده با درخواست مصاحبه اين افراد دقيقا مطابق  نظر امام خميني و ائمه معصومين عليهم‌السلام بوده كه فرمودند:«التكبر مع المتكبر عبادة» و قال على عليه السلام : «التكبر على المتكبرين هو التواضع بعينه »تكبر كردن با افراد متكبر، خود عين تواضع است (شرح ابن ابى الحديد، ج ۲۰، كلمه ۴۱۰، ص ۲۹۸.)

    سخنی با منتقدان آقای رئیس‌جمهور

عادت کرده‌ایم هرازچندی آقای مشائی نظریه‌ای ارائه دهند و چندهفته‌ای رسانه‌ها و شخصیت‌های سیاسی به اظهارنظر در این زمینه بپردازند و ماجرا به فراموشی سپرده شود و بعد از مدتی روز از نو…

طبیعی است بسیاری از بزرگان اصولگرائی که اینگونه نسبت به آقای مشائی حساسیت نشان می‌دهند بخاطر این است که ایشان علیرغم منع رهبری، عملا شخص دوم دولت دهم هستند و نفوذ و سیطره ایشان به همه عزل و نصب‌ها و تصمیم‌گیری‌ها باعث می‌شود که دیگر یک فرد ساده و اشتباه او کوچک و قابل گذشت نباشد.

در اینجا نمی‌خواهم به نقد سخنان مشائی یا علت مخالفت خود با او بپردازم که قبلا چندین مورد نوشته‌ام.اما روی سخنم با منتقدین آقای رئیس جمهور در خصوص آقای مشائی است:

حضرات آیات مصباح یزدی،محمد یزدی و سایر بزرگان حوزه!
برادران عزیز آقای فیروزآبادی و شریعتمداری و سایر دلسوزان نظام و فدائیان رهبری!

طبیعتا تاکنون خودتان این نکته را متوجه شده‌اید که انتقاد و گلایه‌های تند شما در موارد مختلفی به اندازه یک سرسوزن در نگرش و تصمیم‌های آقای احمدی‌نژاد تاثیر ندارد. بالاخره این هم یک خصوصیت اخلاقی ایشان است و باید با آن کنار آمد.

ایشان در اندیشه و تصمیم خود حاضر نیست سرسوزنی کوتاه آید. البته در نگاه نخست این ویژگی بسیار ستودنی است، مخصوصا برای رئیس جمهوری که باید با استقامت و صلابت بر تصمیم‌های خود مصمصم باشد. اما مشکل اینجاست که جناب ایشان در بین منتقدان و مخالفان خود هیچ تفاوتی قائل نیستند.

فرقی نمی‌کند، طرف مقابل آقای اوباما باشد یا آیت الله مصباح یزدی!
کشورهای حامی اسرائیل باشد یا مراجع تقلیدی همچون آیت‌الله‌العظمی مکارم شیرازی!
جریان حامی فتنه و موسوی باشد یا فیروزآبادی!

مخالف مخالف است و احمدی نژاد باید مقابل همه آنها به شدت و تندی بایستد.اگر جریان اصولگرائی (افرادی مانند رسائی و کوچک زاده) نسبت به کار اشتباه و بسیار تاسف بار رحیمی در مجلس منتقد باشند، بلافاصله به کوری چشم همه آنها، رحیمی را معاون اول خود می‌کند و چنین مواردی الی ماشاء‌الله وجود دارد.

این خصوصیت اخلاقی به برخی از حامیان ایشان نیز سرایت کرده و این روزها کافی است انتقاد یا گلایه‌ای از سوی هر فردی حتی مراجع تقلید نسبت به احمدی نژاد مطرح شود. بلافاصله این منتقد جزو لیست خواص بی بصیرت، باند هاشمی و .. اضافه می شود.(من به این علت جرات نوشتن این یادداشت را دارم که مدتهاست اسمم در این لیست وارد شده)

بزرگان اصولگرائی کشور!
دیگر همه متوجه شده اند که انتقاد و گلایه شما تنها برای ادای تکلیف شرعی است و شما وهیچ کس دیگری انتظار نتیجه مثبت و عملی از این انتقادها ندارد.

و زمانی که می شنویم توصیه‌های صریح رهبری در یک سال گذشته مبنی بر لزوم حضور رئیس‌جمهور در جلسات مجمع تشخیص مصلحت به علت مشغله‌های کاری پشت گوش می‌افتد به یاد حامیانی می‌افتیم که مدام می‌گویند:«حمایت ما از احمدی نژاد تا جائی است که  تابع رهبری باشد»!

درهمین زمینه:
مرد مرموز دولت نهم
درهرصورت باید مشائی را تحمل کرد
آقای روانبخش!انصاف بدهم خدمتتان؟

    میرحسین،دیروز یا امروز

    حاشیه های حضور کروبی درقم

- من نمی دانم کروبی و بسیاری از دوستانش چگونه ادعای چهل سال فعالیت سیاسی دارند و هنوز متوجه نشدند که عملکرد یک سال گذشته آنان بازخورد بسیار خطرناکی خواهد داشت. کروبی ده ها اتهام دروغ علیه نظام رواداشت و چندماه چالش امنیتی برای کشور ایجاد کرد، آنوقت انتظار دارد بدون هیچ عکس العملی به راحتی به قم رفت و آمد داشته باشد!
- البته نمی خواهم وارد این بحث بشوم که اساسا تجمعات مردمی و حامی نظام که برخورد فیزیکی هم به دنبال دارد صحیح است یا نه اما واکنش سبزها بسیار جالب بود.همانهائی که تادیروز روش ساخت بمب دستی را آموزش میدادند و با افتخار از فتح پایگاه های بسیج و ادارات صحبت می کردند حالا فریاد واخشونتا سر می دهند که ای وای خشونت طلبان دیشب درب منزل صانعی و منتظری را از جاکندند!!
- دیشب حدود ساعت ۱۰ بود که خودم را به جمع تجمع کنندگان رساندم تا از فیض شعار علیه کروبی محروم نشوم.
- به برکت تبدیل شدن صانعی و کربی به «جک» در میان مردم، فضای بذله گوئی و شوخی و خنده هم در بین جوانان و طلاب حکم فرما بود.
- به برکت تجمع دیشب با چندنفر از دوستان که مدتها از آخرین دیدارمان می گذرد حدود دوساعت گپ زدیم.
- دیشب جمعیت هزارنفری در دوکوچه، یعنی بیت آقای صانعی و منتظری تقسیم شده بودند.
-دیشب تاساعت ۱۲ در محل تجمع بودم و امیدوارم تجمع به همان اندازه محدود شود و درصورت ورود به دفتر آقای صانعی یا منتظری یقینا حواشی دیگری ایجاد می شود که به ضرر اصل ماجراست.ازجمله احیای جریان سبز به بهانه توهین به ساحت مرجع تقلید آیت الله العظمی صانعی!
- تجمع ادامه پیدا کرد تا اینکه ساعت چهار صبح آقای کروبی با جانفشانی برادران نیروی انتظامی و البته ذکاوت برادران سپاه با ماشین سپاه از معرکه گریخت.
- من نمی دانم همراهان سپاهی کروبی که دیشب تا صبح با او بودند چه حسی داشتند.از طرفی اوج نفرت و از طرفی دیگر انجام وظیفه!
- اما مسئله بسیار اساسی و مهم که تا قیامت ازیاد نخواهم برد این است که سهم کیک و ساندیس ما را دیشب ندادند.خدایا! تو خود شاهد باش!

    به مناسبت سالگرد آغاز رهبری خامنه‌ای عزیزمان

با عنایت به اینکه فعلا فقط حضور در زمان امام جزو افتخارات و امتیازات است و اگر یکی از سران اصلاحات این ویژگی‌ها را داشت:

- در سال ۱۳۴۲ و در سن ۲۴ سالگي نماينده امام براي مذاكره با علماي مشهد شده بود و پيام امام را به ايشان ابلاغ كرده‌اند. همچنين مراجع مشهد براي آگاهي از مواضع امام درباره دارالتبليغ وی را به نمايندگي خود برگزيده بودند.
- امام خطاب به او گفته بود: جنابعالي را يكي از بازوهاي تواناي جمهوري اسلامي مي دانم و شما را چون برادری كه آشنا به مسائل فقهي و متعهد به آن هستيد و از مباني فقهي مربوط به ولايت مطلقه فقيه جدا جانبداری مي كنيد مي دانم
- امام خطاب به او گفته بود: در بين دوستان و متعهدان به اسلام و مباني اسلامي از جمله افراد نادري هستيد كه چون خورشيد روشني مي دهيد
- امام در مورد او گفته بود: يک نفر را مثل ایشان پيدا بکنيد که متعهد به اسلام باشد و خدمتگزار، و بناى قلبى اش بر اين باشد که به اين ملت خدمت کند، پيدا نمى کنـيد، ايشان را من سالهاى طولانى مى شناسم
- هشت سال رئیس جمهور دوران امام و نفر دوم کشور بعد از امام بود
- تنها امام جمعه دائم تهران بود که از سوی امام تعیین شده بود
- امام برای حفظ جان او گوسفند قربانی کرده بود
- امام براي حفظ جان وی حضورش در خط مقدم جبهه را تحريم كرده بودند
- وصیتنامه امام را قرائت کرده بود
- امام با کفن او دفن شده بود
- بر پیکر مرحوم سیداحمد آقا و همسر امام  نماز خوانده بود

بله، اگر تنها یکی از این موارد برای یکی از سران اصلاحات اتفاق افتاده بود، گوش عالم و آدم را کر کرده بودند و برسر همه می کوفتند و از همه طلبکار بودند.
اما همه این ویژگی‌ها یک‌جا در رهبری عزیزمان جمع است و هیچ کس صدایش را درنمی‌آورد!

 أَجَعَلْتُمْ سِقَايَةَ الْحَاجِّ وَعِمَارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ كَمَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَجَاهَدَ فِي سَبِيلِ اللّهِ لاَ يَسْتَوُونَ عِندَ اللّهِ وَاللّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ
شان نزول آیه:
“شيبه” و “عباس” هر كدام بر ديگرى افتخار مى‏كردند و در اين باره مشغول به سخن بودند كه على (عليه السلام) از كنار آنها گذشت و پرسيد: به چه چيز افتخار مى‏كنيد؟ “عباس” گفت: امتيازى به من داده شده كه احدى ندارد، و آن مساله آب دادن به حجاج خانه خدا است. “شيبه” گفت: من تعمير كننده مسجدالحرام و كليددار خانه كعبه هستم. على (عليه السلام) گفت: با اينكه از شما حيا مى‏كنم، بايد بگويم كه با اين سن كم افتخارى دارم كه شما نداريد! آنها پرسيدند: كدام افتخار؟! فرمود: من با شمشير جهاد كردم تا شما ايمان به خدا و پيامبر (صلي الله عليه و آله) آورديد.

 

    خمینی فقط بنده خدا بود

با نزدیک شدن ایام سالگرد رحلت امام عزیزمان و خواندن تعدادی از یادداشت‌های وبلاگی در این زمینه،امیدوارم بودم که به نوعی از قلم بیافتم و کسی من را به این بازی حساس دعوت نکند.!
اما بالاخره حامد احسان‌بخش من را هم دعوت کرد و …
واقعا نوشتن درباره امام بسیار سخت است.هزاران هزار کتاب و مقاله و ویژه‌نامه تاکنون درباره آن شخصیت الهی نوشته شده و گویا هنوز هم اندر خم یک کوچه ایم.هزاران هزار مطلب درباره جایگاه عرفانی،اخلاقی،اجتماعی و سیاسی و … او نوشته شده است. امروز باخودم فکر می کردم چرا انسانی که می توانست مانند همه ما باشد ،اینگونه می تواند جهان را تکان دهد؟ چرا هنوز هم با نوشته شده هزاران کتاب نتوانسته‌ایم بخشی از ابعاد شخصیتی او را دریابیم؟
چرا سیاست‌مداران مدعی در برابر او زانو زده‌اند؟ تئوریسین‌های نظامی در حیرت یک جمله از او و جانفشانی هزاران نفر بخاطر نام خمینی هستند! کارشناسان دیپلماسی متحیر از محبوبیت خمینی در میان روستاهای دورافتاده آفریقا هستند ؟ و ده‌ها و صدها چرای دیگر؟
پاسخ این سوال بسیار سخت یک جمله کوتاه و آسان است:« خمینی بنده واقعی خدا بود» و به قولی خمینی یک مسلمان بود!
آری خمینی فقط و فقط خدا را می‌دید و تنها به او توکل داشت.بخاطر همین هم بود که دنیا را در نظر کوچکتر از هرچیزی می‌دانست.چراکه تکیه‌گاهش خدای بزرگ بود نه چیز دیگری.
مرور چند حدیث در این زمینه شاید به فم ماجرا بیشتر کمک کند:
امام محمدباقر(ع ) می فرماید: «من توکل علی الله لایغلب و من اعتصم بالله لایهزم ؛ هر کس بر خدا توکل کند مغلوب نمی گردد و هر کس به خدا چنگ زند شکست خورده نمی باشد(میزان الحکمه ج ۱۰ ص۶۸۱)
امام رضا(ع ) می فرمایند: من احب ان یکون اقوی الناس فلیتوکل علی الله هر کس دوست دارد قوی ترین مردم باش پس باید بر خداتوکل کند. بنابراین هر کس توکل بیشتری داشته باشد از قوت ایمان بیشتری برخوردار است بزرگی این ثمره هم بر کسی پوشیده نیست .( میزان الحکمه ج ۱۰ ص۶۸۱)
امام علی (ع ) می فرمایند: «من توکل علی الله ذلت له الصعاب و تسهلت علیه الاسباب ؛ هر کس بر خدا توکل کند سختی ها برایش رام و اسباب و علل در مقابلش آسان می گردد.( میزان الحکمه ج ۱۰ ص۶۸۱)
بخاطر همین بود که خمینی در سال ۱۳۲۳ نامه آتشین خود را خطاب به مردم ایران می‌نویسد و دولت پهلوی را غیرمشروع می‌خواند.این چه بینش و درایتی است که خمینی در آن سال‌ها داشت؟ جز هدایت خدا؟
و ده‌ها مورد دیگر از اقدامات و تصمیماتی که خمینی گرفت و هنوز هم سیاست‌مداران متحیر از بینش سیاسی او هستند.

درهمین زمینه:

پای این مرد بوسیدنی است

موج وبلاگی ۱۴خرداد ۸۹

    درسی که از تاریخ می‌آموزیم

مدتی غرق مطالعه روزنامه‌های اوایل انقلاب شده‌ام.اطلاعات بسیار گرانبهای آن یقینا بصیرت انسان را بالا می برد.
بدون هیچ توضیحی فقط چند تکه روزنامه جهت مطالعه اینجا قرار می دهم:

 

مهاجرانی:تظاهرات خیابانی که گروهها دارند پایه گذاری می کنند در واقع زیرسوال کشاندن مشروعیت رژیم جمهوری اسلامی است و اینها می خواهند وانمود کنند که اینجا شکنجه است،اختناق هست و آزادی نیست و طبیعی است بزرگ جلوه دادن تظاهرات خیابانی اینها و تحسین و تمجید از آنها بوسیله خبرگزاریی جهانی که سر در آخور ابرقدرتها دارند نشان دهنده آن است که این گروهها چه آمریکائی باشند یا نباشند حرکتی را دنبال می کنند که متناسب است با منافع دشمنان ما چه وابسته مستقیم باشند و چه نباشند.
وی در ادامه سخنانش افزود:عده ای معتقدند که نسبت به جمهوی اسلامی دشمن نیستند و مقداری اشکالات سیاسی دارند ما معتقدیم که این امکان به انها داده شود تا حرف های خود را بزنند و آن هاله ای از تقدس و الهیت را که اینها برای خود درست کرده اند چهرهایشان را به مردم نشان دهیم.گاهی اوقات چقدر کم عمق و بی اطلاع از مسائل هستند .


حجت الاسلام کروبی:من معتقدم که دادگاه‌های انقلاب وظیفه انقلابی دارند که در برابر ضدانقلاب بایستند و به عنوان نماینده امام در بنیاد شهید و به عنوان کسی که آشنائی نزدیک خانواده شهدا و جانباران انقلاب دارد، اعلام می کنم که از آنها که برای اعدامیها و کسانی که با وسایل جنگی و کوکتل مولوتوف به جان مردم می افتند، اشک تمساح می ریزند  می خواهیم بیایند و خانواده شهدا و هزاران جوان دست و پا قطع شده را که در راه حق همه چیز خود را از دست داده اند ببینند.جوانانی که نخاعشان قطع شده و تا آخر عمر فلج می مانند.
کودکان پدر از دست داده و زنان بی شوهر را آنان نشان می دهیم.من از اینها می پرسم اگر قاطعانه از انقلاب دفاع نکنیم پس چه کسی از حق اینان دفاع می کند؟
آیا اینان از خود سوال کرده اند که اگر این افراد پلید به مقاصد خود برسند جوابگوی این کودکان، این جانبازان  که خالصانه همه چیز خود را در راه انقلاب داده اند چه کسی می تواند باشد؟عدم قاطعیت در برابر ضدانقلاب ضایع کردن حق اینان است.هرکه می خواهد دل بسوزاد برای اینها دل بسوزاند.این دل سوختن تقوا نیست….

همسر بنی صدر در بنزضدگلوله در حال رهبری مجاهدین و مهاجمین دستگیر شد
هادی غفاری گفت:دیروز رهبری عملیات را در خیابان مصدق خانم بنی صدر در اتومبیل ضدگلوله دولت در دست داشت.وی با یک اتومبیل ضدگلوله که تحویل رئیس جمهوری شده بود شعارهائی به نف بنی صدر پخش می کرد.
غفاری همچنین گفت: عده ای از هوادارن بنی صدر فریاد می زدند درود بر بنی صدر فرمانده کل قوا و همسر بنی صدر نیز برای آنها ابراز احساسات می کرد.

زهرارهنورد:
سوال: خط امپریالیسم برای از بین بردن انقلاب پس از پیروزی ۲۲ بهمن برچه محورهائی استوار بود وراه مقابله با آن چیست؟
جواب: این محورها عمدتا اینها هستند :۱- شکاف و تفرقه در میان مردم۲- شکاف و تفرقه در ساختار قدرت(حکومت) ۳- تقویت جناح غرب زده میانه رو(اعم از ملی و مذهبی و ..) ۴- اختلافات قومی و مذهبی ۵- تشدید رنج ها و مسائل اقتصادی …۶- جلوگیری از تعمیق ارزشها و تحولات معنوی و فرهنگی ۷- منزوی کردن خط آشتی ناپذیر و ربانی و الهی امام خمینی ۸- حملات نظامی در مرزها،کودتا و..

میرحسین موسوی:
همه ما به مدت زیاد در معرض  تشعشع امواج مسموم نظام سابق زندگی کرده ایم و در جان و روان خود از آن فضا تاثیر پذیرفته ایم.همین رسوبات باقی مانده در وجود ما وسیله ای برای کار افتادن وسوسه های امپریالیسم است به شکلی که آگاهانه و ناآگاهانه جاده صاف کی برای رجعت امپریالیسم به کشورمان گردیم.
مثلا آنکس که براساس خودمحوری «خویشتن» را محور برای سنجش خوب و بد و حقانیت و عدم حقانیت قرار می دهد در حقیقت پلی است برای برگشت آمریکا به جمهوری اسلامی .مگر می توان کیش شخصیت داشت و بازیچه ای برای شیطان بزرگ نگردید؟مگر می توان ولعی برای جاه و مقام و پول وشهرت داشت و بازیچه ای برای شیاطین بزرگ و کوچک نشد؟البته من نمی خواهم از واقعیت‌های عینی جامعه خودمان چشم پوشی کنم ….

 در همین زمینه:آیت الله صانعی به روایت اسناد

 

    چنین مادرانی دارد انقلاب ما

در ماه‌های گذشته بارها و بارها سایت‌های مختلف اپوزوسیون ، آه و ناله مادرانی را به رخ می کشیدند که فرزندانشان در زندان بودند. درد و رنج زندانی و اعدام فرزند برای یک مادر برای همه ما غیر قابل درک و باور است. اما هیچ گاه این سایت‌ها از خود نپرسیدند آیا مادری که فرزند نوجوانش را به حسینیه ره‌پویان وصال شیراز و برای عزاداری فرستاده بود چه گناهی داشت جسد قطعه قطعه‌اش را به آغوش بکشد؟
امروز به هنگام مرور روزنامه‌های سال‌های اول انقلاب به مصاحبه جالبی برخوردم.مادری که یک فرزندش اعدام شده و فرزند دیگرش در جبهه به شهادت رسیده است. انقلاب ما چنین مادرانی را داشت و دارد.کاش می‌شد آنها را شناخت.

    از گفت‌وگوی تمدنها تا موضوع هسته‌ای

اواخر دهه هفتاد که خاتمی به عنوان رئیس‌جمهوری وقت ایران ایده گفت‌وگوی تمدنها را مطرح کرد و به پیشنهاد او یونسکو سال ۲۰۰۱ را با همین عنوان نامگذاری کرد،دولت ایران این نامگذاری را جزو موفقیت های بین‌المللی خود دانست و هرچه توان داشت آن را تبلیغ کرد.از اداره‌ها و مدارس و شرکت‌ها و .. پایتخت گرفته تا دورترین روستاهای کشور که اداره‌ای دو اتاقه داشت تراکت های تبلیغ را خطاب به مردم ایران تهیه و نصب کرد که همین یک قلم را اگر برای همه اداره‌های کشور در نظر بگیریم هزینه میلیاردی به دست می آید.
در ادامه این تبلیغات بود که موسسه «گفت‌وگوی تمدنها و فرهنگها» نیز راه‌اندازی شد تا این ایده خاتمی تا سال‌های سال زنده نگه داشته شود.
امروز در خبرها به صورت یک خبر عادی اعلام شد که «پيام مقام معظم رهبري به كنفرانس خلع سلاح، سند رسمي سازمان ملل شد» و من به این فکر می‌کردم از صبح که این خبر منتشر شده است تا چه اندازه رسانه‌های دیداری و شنیداری به ان توجه خواهند کرد.
تا این ساعت(۱۰) شب تنها و تنها اصل خبر منتشر شده و هیچ خبرگزاری حتی فارس! پیرامون جایگاه حقوقی و بین‌المللی ثبت سخنرانی مقامات کشورها در اسناد سازمان ملل مطلبی منتشر نکرده است و جستجوی من در اینترنت در این‌باره فعلا به نتیجه‌ای نرسیده است.
اگرچه معتقدم رویکرد  و ذوق‌زدگی اصلاح‌طلبان از ثبت ایده خاتمی برای سال ۲۰۰۱ از تفکر خودباختگی در قبال غرب نشات می‌گیرد و حرف و نظر «چشم آبی‌ها» را بر هر چیز دیگری مقدم می‌دانستند، اما این انتظار وجود دارد که چرا این خبر حتی در اندازه و ابعاد خود مورد توجه رسانه‌های حتی اصولگرا قرار نگرفته است.
نکته بعدی که درباره این رویداد ذهنم را مشغول کرده این است که درحالی این پیام در منشور سازمان ملل به ثبت می‌رسد که بسیاری از کشورها و به قول بعضی‌ها!! یک اتحاد جهانی در محکومیت ایران در موضوع هسته‌ای وجود دارد.این اتفاق در چنین شرایطی اهمیت موضوع را دوچندان می کند.
و بسیاری مسائل دیگر…
واقعیت امر را بخواهید اصل فعالیت‌های رسانه‌ای دفتر مقام معظم رهبری و حتی بسیاری از رسانه‌های کشور در موضوع تبیین جایگاه حقیقی رهبری همیشه برایم یک دغدغه و بهتر بگویم مصیبت عظما(عظمی؟) شده است.از اینکه چرا دوربین‌های همراه رهبری همیشه از یک خط مشخص شروع به نشان دادن ملاقات‌ها و برنامه‌ها می‌کنند و حتی چند متر عقب‌تر نمی‌خواهند بروند تا انتشار خاطرات و ….


پیوندها
آشنايان
آب‌و آتش. آهستان. احسان‌و هزاره سوم. ارتباطات. ايمان امروز. اينك. باسيدعلي‌تاقتح قدس. بانوبلاگ. بچه هاي قلم. ترديد‌راهي‌به‌دانائي. تنهاي‌تنها. حاج آقا ياحق. حامدعبداللهي. خبرنگار‌مسلمان. خویلی. دفتر عشق. دلشدگان شمس. رسانه. رسپنا. رضابابايي. رند. سرگيجه‌ها. سوزنبان. سيدمحمدتقي‌ابطحي. شاعرانه. شب نوشت. شيعه‌مذهب‌برتر. ضحي. طعم‌شيرين‌دودقيقه. طلبه‌نسل‌سوم. عباس‌حسين‌نژاد. عقل‌سرخ. فرهنگ‌و‌ارتباطات. كشكول جواني. كلاشينكف ديجيتالي. مادرانه. مجاهد. مدير. میرزاقلی‌خان‌راپورتچی. همسرا. پاسخگوئی. پاسداران. گلدختر.
خبري
آريا. آفتاب. آينده‌روشن. الف. امروز. انتخاب. ايسنا. ايكنا. برنا. بولتن نيوز. بي‌بي‌سي. تابناك. جهان. حج. حوزه‌نيوز. دويچه‌وله. راديوزمانه. رجا. رسا. سپهر. شريف. شهر. شيعه نيوز. صدرا. عدالتخانه. عصرایران. فارس. فرارو. فردا. مهر. نوروز. پارسينه.
فرهنگي‌علمي
آويني. ادبستان. باشگاه. تبيان. دفتر‌مطالعات تاريخ. سبكبالان. سوره‌مهر. فيروزه. كتاب‌نيوز. لوح. مركز‌اسناد‍‌انقلاب اسلامي. موعود. هفتان. پاسخ‌به‌سؤالات‌ديني. کتابخانه‌تاريخ‌ايران.
ويژه
دفتر توسعه وبلاگ ديني. نشريه الكترونيكي چارقد.