m4s0n501
منبرنت
    چرا به قالیباف رای می‌دهم؟

انقلاب ما افت و خیزهای زیادی داشته‌است.سلیقه‌های مختلف مدیریتی از هاشمی و خاتمی گرفته تا احمدی‌نژاد را دیده‌است.هریک البته نکات مثبت و منفی قابل تحلیلی داشته‌اند.
اما اینک که دو روز به انتخابات ریاست جمهوری باقی است خیلی خلاصه دلایلم را برای رای به قالیباف می‌نویسم:
- بنده شخصا از شعارهای بدون پشتوانه عملی یا تجربی به شدت خسته شده‌ام.در این سالها از شعارهای سیاسی گرفته تا اقتصادی کم نشنیده‌ایم اما گویا عادت کرده ایم شعارها را خیلی راحت فراموش کنیم.
تاجائی که من دیده‌ام قالیباف در طی مدیریت ملی خود در نیروی انتظامی و شهرداری تهران به ندرت شعاری داده که به آن عمل نکرده‌است.او نیروی انتظامی فشل و له شده پس از جریانات سال ۷۸ را تبدیل به یک قدرت قابل افتخار برای نظام کرد.این کار تنها با بودجه و دستور قابل انجام نبود.بلکه یک برنامه همه جانبه مدیریتی، فرهنگی و جامعه شناختی دست به دست هم دادند تا نیروی انتظامی در در دو سال یا کمی بیشتر متحول شود.در شهرداری تهران نیز قالیباف بدین گونه عمل کرده‌است.
- قالیباف تربیت یافته جبهه است.کسی که هشت سال خاک جبهه بخورد و صدها همرزمش شهید شوند به راحتی آرمانهای انقلاب را فدای مصالح شخصی و زودگذر خود نمی کند.
درباره برخی مسائل سیاسی یا مالی که در دو سال گذشته مطرح است باید گفت:اغلب این ادعاها از طرف کسانی است که اساسا وجود خود را در انکار و زیرسوال بردن دیگران می‌بینند.من به دقت پیگیر این ادعاها بوده‌ام و تلاش کرده‌ام پاسخ قانع‌کننده‌ای از قالیباف درباره آنها به دست آورم که خوشبختانه تقریبا در همه موارد پاسخ‌ها و دفاعیات قالی‌باف برایم قانع‌کننده بوده است.البته در سطح رسانه‌ها هم بارها و بارها به سوالات آنها پاسخ داده شده‌است اما هیچگاه از تکرار این اتهامات دست برنمی دارند.چراکه این عده قلیل جز انکار دیگران عملا حرفی برای اثبات خود ندارند.این ادعاها تنها درباره قالیباف مطرح نشده است.هرکسی که رقیب انتخاباتی این طیف باشد از برچسب «ساکت فتنه» و… بی‌نصیب نیست.
اما برخی ایرادات نیز درباره قالیباف مطرح است.شاید جدی‌ترین آن تعدادی از اطرافیان او هستند و ایرداتی دیگر.طبیعتا برخلاف عده ای که کاندیدای خود را نمره بیست و صد درصد می‌دانند معتقدم وضعیت افراد نسبی است و هیچ فردی را بدون ایراد نمی توان یافت.اما باید نکات مثبت و منفی را کنار هم گذاشت و بعد ارزیابی کرد.
وصدالبته مصلحت بسیار بزرگتری به نام اصولگرایی و طیف مقابل آن وجود دارد که عقل حکم می‌کند همه ما تلاش کنیم تا فرزندی از جبهه اصولگرایی پیروز میدان شود.

    دو تصمیم جامعه مدرسین و یک درس بزرگ

جامعه مدرسین حوزه علمیه قم تنها نهاد دینی است که توانسته است به بهترین شکل ممکن به رسالت سیاسی خود در طی نیم قرن اخیر عمل کند؛ چه فعالیت‌های پیش از انقلاب، چه عمل به وظایف خود در قبال انقلاب اسلامی. این مهم تنها با درایت و بینش حکیمانه عالمانی محقق گردیده است که سراسر وجود خود را وقف احیاء دین در جامعه اسلامی نموده‌اند. نام بردن از این علمای مجاهد که از اعضای شاخص جامعه مدرسین هستند در مجال این مقاله نمی‌گنجد.
یکی از عرصه‌های نقش‌آفرینی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران، انتخابات است که این تشکل دینی همواره به وظایف خود در این عرصه عمل کرده است. معرفی کاندیدا در انتخابات مجلس خبرگان رهبری از حساس‌ترین مقاطعی بوده که هم امام راحل بدان تأکید داشتند و هم مردم شریف ایران به کاندیداهای معرفی شده از سوی جامعه مدرسین اعتماد کامل کرده‌ و همیشه به اکثر آنها رأی داده‌اند. اما انتخابات ریاست جمهوری و مجلس از موضوعاتی بوده که به فراخور شرایط سیاسی روز، نقش‌آفرینی و عمل به تکلیف جامعه مدرسین در آن متغیر بوده و البته ورود مصداقی جامعه مدرسین در این دو موافقان و مخالفانی نیز داشته است که خود این موضوع باید در فرصتی دیگر مورد بحث قرار گیرد. اما موضع‌گیری جامعه مدرسین در دو دوره انتخابات ریاست جمهوری سالهای ۱۳۸۸ و ۱۳۹۲ نکات و درس‌های عبرت‌آمیزی دارد که به صورت خلاصه به آن اشاره می‌کنیم:
ayatollah-yazdiجامعه مدرسین حوزه علمیه قم تنها نهاد دینی است که توانسته است به بهترین شکل ممکن به رسالت سیاسی خود در طی نیم قرن اخیر عمل کند؛ چه فعالیت‌های پیش از انقلاب، چه عمل به وظایف خود در قبال انقلاب اسلامی. این مهم تنها با درایت و بینش حکیمانه عالمانی محقق گردیده است که سراسر وجود خود را وقف احیاء دین در جامعه اسلامی نموده‌اند. نام بردن از این علمای مجاهد که از اعضای شاخص جامعه مدرسین هستند در مجال این مقاله نمی‌گنجد.

۱- در سال ۱۳۸۸ و با توجه به شرایط بسیار حساس روز، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم پس از بررسی دیدگاه‌های مختلف اعضا تصمیم به معرفی کاندیدا نمود. براساس آیین‌نامه داخلی جامعه مدرسین، برای این مهم لازم بود دو سوم اعضا یعنی حدود ۳۳ نفر نامه حمایت را امضا کنند تا بیانیه رسمی صادر شود. تعدادی از اعضا که حامی جدی حمایت از دکتر احمدی‌نژاد بودند رایزنی‌های فراوانی را با اعضا آغاز نمودند اما تا پایان زمان مقرر تعداد امضاها به حد نصاب نرسید.

از سوی دیگر مراجعات بسیار زیاد مردمی به جامعه مدرسین ـ به خاطر حجت دانستن نظر آنان از سوی طیف گسترده‌ای از مردم ـ این راه را در مقابل هیئت رئیسه قرار داد تا در پاسخ به مراجعات مردم شریف ایران، بدون صدور بیانیه رسمی اعلام شود که «اکثریت اعضاء جامعه مدرسین از آقای احمدی‌نژاد حمایت کردند». این خبر را حضرت آیت الله یزدی به عنوان ریاست شورای عالی جامعه مدرسین اعلام نمودند.

در این بین برخی از اعضای محترم، مخالف این روش و اعلام نظر بودند ولی با درک عمیق و صحیح از جایگاه جامعه مدرسین و اصل خدشه‌دار نشدن این نهاد بابرکت، به وظیفه اخلاقی خود عمل کرده و نظر خود را علنی نکردند تا بسیاری از سایت‌های حامی آقای احمدی‌نژاد حمایت اکثریت اعضا را بدون هیچ نظر مخالفی «اتمام حجت برای رأی‌دهندگان» اعلام کنند.

در همین ایام بود که یکی از سایت‌های خبری با هدف خدشه‌دار کردن جایگاه جامعه مدرسین اقدام به معرفی لیستی نمود که به زعم خود این اعضای برجسته جامعه مدرسین نامه حمایت از احمدی‌نژاد را امضا نکرده‌اند و از این طریق خط تخریبی جامعه مدرسین را آغاز نمود. اما بلافاصله رئیس دفتر جامعه مدرسین با ارسال نامه‌ای به وزیر ارشاد و اشاره به بندهای قانون مطبوعات خواستار برخورد جدی با این سایت خبری شد.

۲- در سال ۱۳۹۲ نیز جامعه مدرسین که جلسات متعددی در خصوص بررسی برنامه و صلاحیت کاندیداهای ریاست جمهوری برگزار کرده بود پس از رأی‌گیری در جلسه رسمی، تصمیم گرفت همچون دوره قبل کاندیدای مورد نظر خود را معرفی نماید. جلسات رأی‌گیری و پس از آن جمع‌آوری امضا از سایر اعضای محترم که در جلسات حضور نداشتند انجام شد اما اینبار هم تعداد حمایت‌کنندگان از دکتر ولایتی به حد نصاب دوسوم اعضا نرسید.

با توجه به رویه موجود و از طرفی تردید تعداد قابل توجهی از رأی‌دهندگان بین چندکاندیدای اصولگرا، هیئت رئیسه جامعه مدرسین تصمیم گرفت بدون صدور بیانیه رسمی و تنها در قالب نامه‌ای به امضای حضرت آیت الله یزدی اعلام نماید که «نظر اکثر اعضای جامعه مدرسین معطوف به دکتر ولایتی است».

اما اتفاق تلخی که این‌بار شاهد آن بودیم، مواجهه چند تن از اعضای جامعه مدرسین با این اعلام نظر بود. این اعضای محترم که حامی جدی کاندیدای دیگری بودند بدون توجه به تجربه دوره قبل گفت‌وگوهای متعددی با یکی از سایت‌های خبری انجام داده و تعداد امضاکنندگان نامه حمایت را زیر سؤال برده، با ادبیات مختلفی استدلال نمودند که این حمایت از سوی اکثریت اعضای جامعه مدرسین نبوده است و… .

اینک چند سؤال جدی مطرح است:
- اعضای محترمی که اینک تمام تلاش خود را برای زیر سؤال بردن نامه حضرت آیت الله یزدی به کار برده‌اند به یاد نمی‌آورند که در دوره قبل تعداد دیگری از اعضا علی‌رغم مخالفت با اعلام حمایت از دکتر احمدی‌نژاد، ظرفیت بالای سیاسی و درک عمیق از جایگاه والای جامعه مدرسین را نشان داده وبه احترام شأن و منزلت این نهاد و همچنین حضرت آیت الله یزدی کاملا سکوت اختیار کردند؟

- جامعه مدرسین تنها نهادی است که در برهه‌های بسیار حساس تاریخی همچون رد صلاحیت مرجعیت یا معرفی مراجع عظام تقلید و همچنین معرفی مدیریت حوزه یا اعضای شورای عالی حوزه ورود پیدا کرده و خواهد کرد. نباید جایگاه جامعه مدرسین به بهانه انتخابات ریاست جمهوری که شأنی بسیار نازل‌تر برای جامعه مدرسین دارد زیر سوال برود؛ آیا توجه و درک این نکته امری پیچیده است که عده‌ای این‌گونه عمل می‌کنند؟

- متأسفانه رقابت‌های سیاسی در کشور فراتر از آنکه عمل به تکلیف باشد، دچار آفت‌های بی‌شمار کسب قدرت و بداخلاقی‌های خاص خود شده است. از اعضای محترم جامعه مدرسین انتظار می‌رود جایگاه جامعه مدرسین را به این رقابت‌های موسمی و گذرا آلوده نکنند و اجازه ندهند گروه‌های سیاسی تازه به دوران رسیده یا هر جریان سیاسی دیگر از برخی اختلاف نظرها در بین اعضا به نفع خود سوء استفاده کنند. در اینجا لازم است توصیه امام راحل در خصوص عدم عضویت اعضای جامعه مدرسین در احزاب سیاسی را هم به یاد آوریم” حتی اگر تعدادی از اعضای جامعه مدرسین ۱۰ سال یا بیشتر پس از زمان فوت امام راحل عضو این نهاد مقدس شده باشند.

- رهبر معظم انقلاب بارها و صراحتا از مسئولان نظام درخواست کرده‌اند اختلاف نظرهای خود را در جلسات خصوصی بررسی و حل کنند و هیچ‌گاه این اختلافات را به رسانه‌ها و سطح جامعه نکشانند. به نظر می‌رسد اعضای محترم جامعه مدرسین نیز باید بصیرت و ولایت‌مداری خود را بیش از همه و در عمل ثابت کرده و به توصیه رهبر معظم انقلاب در خصوص برخی اختلاف نظرهای جزئی در جامعه مدرسین عمل کنند و از کشیده شدن آن به سطح جامعه و رسانه‌ها خودداری نمایند.

- از دفتر جامعه مدرسین حوزه علمیه قم نیز انتظار می‌رود به وظیفه خود عمل نموده و همچون سال ۱۳۸۸ به دقت عملکرد رسانه‌های خبری را تحت نظر قرار دهد و حق پیگیری و برخورد با سایت‌هایی که تلاش می‌کنند از برخی اختلاف نظرها سوء‌استفاده کنند را برای خود محفوظ بداند.

- یقینا انتخابات و رقابت‌های سیاسی آن مانند گذشته گذرا بوده و به اتمام خواهد رسید، اما آنچه که باقی می‌ماند رعایت تقوا و اخلاق و ترجیح‌دادن مصلحت انقلاب و دین بر دیدگاه‌های شخصی افراد است.امیدواریم همه بزرگواران و ملت شریف ایران از این امتخان الهی سربلند بیرون آیند.

    نصب ضریح و عملکردی قابل تقدیر

نصب ضریح جدید بارگاه نورانی حضرت اباعبدالله الحسین به مراحل پایانی خود رسید و قرار است امروز از این ضریح نورانی پرده برداری شود.

 از چند سال پیش عملیات ساخت این ضریح در قم آغاز شده بود و اطلاعات و اخبار مختلفی از این واقعه بسیار بزرگ منتشر می‌شد. اخباری که‌گاه تعجب و سوال بسیاری را برمی انگیخت. این سوالات مختلف با انتقال ضریح به سوی کشور عراق تشدید شد و پاسخهای مختلفی هم بدان داده شد.

 اما عملیات نصب ضریح جدید بر روی قبر مطهر دارای امتیازات و ویژگی‌هایی بود که نمی‌توان به سادگی از آن گذشت.

 - تصمیم مدیران این عملیات مبنی بر همراه نمودن یک عکاس و نویسنده برای ثبت لحظه به لحظه انتقال ضریح مطهر و نصب آن را باید تحسین نمود. این مهم نشان می‌دهد که مدیران چنین برنامه‌هایی به خوبی دریافته‌اند مخفی شدن در پشت دربهای بسته امتیاز نیست و بالعکس باید به میلیون‌ها چشم منتظر و نگران رخداد‌ها را لحظه به لحظه گزارش کرد.

 - انتخاب عکاس و نویسنده برای چنین برنامه‌ای بسیار مهم بود و دربین صد‌ها عکاس و نویسنده حرفه‌ای قرعه به نام دو دوست قمی خورد. حامد حجتی و امیرحسامی‌نژاد. باخود فکر می‌کردم علاوه بر تجرب و تخصص این دو عزیز، قطعا امور دیگری نیز دخیل بود تا آنان به چنین توفیق بزرگی دست یابند. دعای پدر و مادر، عمل نیک یا… نمی‌دانم!

 - حامد حجتی از جمله نویسندگان و روزنامه نگاران حرفه‌ای کشور است که به خوبی از ابزار جدید اطلاع رسانی هم استفاده می‌کند. او توانست در این مدت صدهاهزار عاشق دلباخته امام حسین را همراه خود به کنار ضریح ببرد. دستانشان را به ضریح برساند و دل‌هایشان را بارانی کند. او با استفاده از شبکه‌های اجتماعی به خوبی مخاطبان را در جریان لحظه به لحظه این عملیات قرار داد و گزارش‌های مفصلی هم برای سایت‌ها و خبرگزاری‌های مختلف نوشت. + +  +

 - امیرحسامی‌نژاد عکاس خوش ذوق قمی هم همراه این کاروان به عراق رسید و این ایام در کنار عوامل نصب ضریح مقدس با دوربین خود تصاویر نابی را ثبت کرد. او نیز با دست و دلبازی تمام به هر خبرگزاری یا سایتی که درخواست تصویر می‌کرد در قالب گزارش تصویری اختصاصی آن خبرگزاری و سایت، زوایای زیبای این عملیات را ارسال می‌کرد. +

 - این تجربه به خوبی نشان داد که باید از ابزار مهم رسانه بهره جست. بویژه برای طرح‌هایی که میلیون‌ها عاشق چشم به راهش هستند.

 - عظمت این کار برای ما و حتی خود دست اندرکاران اجرایی آن نامعلوم است. اهمیت زمینی آن صد‌ها سال دیگر نمایان می‌شود. مثل وضعیت امروز ما که می‌نشینیم حسرت یاران اباعبدالله را در روز عاشورا می‌خوریم. صدالبته آنان لایق بودند که به جنین توفیقی دست یافتند. عظمت آسمانی آن هم نامعلوم است…

    برادر و خواهر فیس‌بوکی‌ام

توئی که در این چند روز انتخابات را تحریم کردی و نوشتی کدام رأی؟ کدام حق و مگر رأی ما دیده می‌شود؟
توئی که در روز انتخابات به استهزاء مردمان کشورمان نشستی و با هزار کنایه بالاخره ثابت کردی اینها عوامند و احیانا گوسفند و ماکه خیلی بافرهنگ و فرنگ رفته‌ایم خیلی بهتر می‌فهمیم.
بله با توام عزیز!
لطفا کمی سرت را از این دنیای عجیب وغریب فیس‌بوک بیاور بیرون! نه، کمی بیشتر!
اگر روز انتخابات فقط کمی سرت را از این فیس‌بوکت که فرندز‌هایش شده‌اند امام و پیغمبرت و پست‌هایش همچون آیات قران، بیرون می‌آوردی می‌دیدی که ملت چگونه در صفهای طویل ایستاده‌اند تا رای دهند.
اگر کمی هم همت می کردی می‌توانستم دستت را بگیرم، از خلخال تا قصرشیرین و مسجدسلیمان تا بوشهر و زابل تا بندرترکمن و چهارگوشه کشور ببرم تا ببینی چه حرارتی درانتخابات بود.
چه کنم که فیس‌بوک را همه ایران می‌بینی! نمی‌دانی در اغلب شهرهای ما و از چندماه پیش کاندیداها تک‌تک خانه‌ها را سرزنده‌اند و با هر روشی که شده اسم خود را پای برگه رای مردم چسبانده‌اند.کاش می‌شد سیل مردم شهرهای کوچک و بزرگ را در تجمعات تبلغاتی می دیدی.. ولی حیف که ندیدی و شاید نخواستی ببینی!
این فیس‌بوک جماعت ایرانی در این ایام دقیقا شده بودند مثل استادیومی که ۲۲ نفر وسط میدان می دوند؛ با هم در خوار و ذلیل  و حقیر و پست نمایاندن خود مسابقه می دهند و چندهزارنفری هم هوار کنان تشویق می‌کنند و شیر سماور و ….
و عجیب‌تر آنکه خیال می کنند این استادیوم یعنی همه ایران!
نمی‌دانم چرا یاد همشهری ساده‌دلمان افتادم که با دیدن ۵۰هزار نفر تماشاگر در ورزشگاه تبریز می‌گفت:آقا بعد از رئال مادرید فقط تراختور بیشترین طرفدار را دارد!اما این همشهری ما که ادعای تحصیل و فرنگ و هزار آخ واوف را که نداشت…داشت؟

 

    وقتی دشمن را بازی می‌دهیم

وجود ضدانقلابی که تا همین دیروز ادعای دلسوزی برای کشور می‌کرد با درجه ای از حماقت که از خود نشان داده‌است برای نظام نه تنها خطری ندارد بلکه برای تنوع و تفریح هم مفید است.
دیروز با یکی از دوستان صحبت کردم که می‌شود سایت‌های ضدانقلاب مانند دیگربان که ادعای رصدگری جریان‌های انقلابی را دارند سر کار گذاشت و دیشب با یک فید در یکی از شبکه های اجتماعی این کار را کردیم و باعث مزاح بین دوستان هم شد.
به حمدالله مدتی است توفیق تشرف به عمره مفرده دارم و در روز ۱۲ اسفند از توفیق حضور در پای صندوق‌های رای بی‌بهره‌ام. در یک فید نوشتم:من در انتخابات شرکت نخواهم کرد! و در توضیحش نوشتم که بخاطر نداشتن حقوق شهروندی شرکت نخواهم کرد(در واقع من در اینجا از حقوق شهروندی که در ایران دارم محروم هستم و نمی‌توانم در انتخابات مجلس شرکت کنم).
زیر این فید بحث‌های مختلفی شد و بسیاری از دوستان هم متوجه موضوع شدند و حتی حمایت هم کردند و آقایان هابیل و محمدصالح مفتاح هم با تایید حرف بنده نوشتند اگر شرایط فلانی را داشتیم ما هم شرکت نمی‌کردیم!
طبق پیش‌بینی که داشتیم، ذشمن حریص با حماقت خود فریب خورد و دیگربان در خبری نوشت:« گروهی از وبلاگ‌نویسان محافظه‌کار و «سربازان جنگ نرم» اعلام کردند در انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی شرکت نخواهند کرد»
و بقیه همکاران این سایت و طرفدارانش عجولانه اقدام به بازنشر این مطب کردند.جالب اینجاست که یک نفر از مدعیان تفکر و دانش که سابقه نویسندگی دارد به صورت خنده داری اقدام به بازنشر این مطلب در سایت خود کرد و در ابتدا نوشت: به سهم خود، باید از تعدادی از «نویسندگان جوان اسلامگرا»‌ (حال سبز باشند یا پرچمی چه اهمیتی دارد) تشکر کنم که در دفاع از «حقوق و آزادی‌های عموم مردم ایران» و در واکنش به «اصرار حاکمان به انجام خطاهای سه‌دهه‌ی گذشته» که تعداد زیادی از آن خطاها، به‌خوبی در «برگزاری یک رای‌گیری غیرآزاد و ناعادلانه‌ در ۱۲ اسفند» متجلی شده است؛ آشکارا نوشته و اعلام کرده‌اند که: «دوشادوش دیگر هموطنان‌شان، در رای‌گیری ۱۲ اسفند شرکت نخواهند کرد».
خب این شوخی کوچک برای نشان دادن حماقت دشمنان و سطح شعور آنان بود. اگرچه تاکنون بارها و بارها این موضوع به اثبات رسیده است.
اگر این ایام ایران بودم که طبق چندین انتخابات گذشته فعالیت شبانه روزی می‌داشتم و با وضو می رفتم پای صندوق‌های رای. البته پیش از این نیر با همکاری دوستان یک شوخی با همین عناصر بیچاره داشته‌ایم که بخاطر کم تجربگی برخی از خودی‌ها باعث سوء استفاده جماعت ضدانقلاب شد.

درهمین زمینه:گاف ضدانقلاب درباره تحریم انتخابات

    بیانیه جمعی از وبلاگ نویسان

بسم الله الرحمن الرحیم

ولایت‌پذیری و تبعیت از امام عصر از وظائف هر مسلمان است و در عصر غیبت، ولی فقیه عهده دار زمام امور مسلمین است. بر هر مسلمانی واجب است تا تبعیت خود را از ولی فقیه خود ، هم به صورت زبانی و هم به صورت عملی اثبات کند.

ما وبلاگ‌نویسان و فعالان فضای مجازی وظیفه خود می‌دانیم تجدید بیعت خود با ولی‌فقیه را اعلام کرده و اعلام کنیم که حمایت‌ها و همراهی‌های ما با گروه‌ها و مسئولین تا زمانی است که در مسیر ارزش‌های الهی و اسلامی گام بردارند. ما با کسی عقد اخوت نبسته‌ایم و مرزهای اعتقادی‌مان را با تمام وجود حراست می‌کنیم.

ما معتقدیم که مشروعیت مسئولین نظام وابسته به اجرای احکام اسلامی و تبعیت از نایب عام امام زمان (عج) است و اگر کسی در غیر این مسیر گام بردارد، قرار گرفتنش در آن مسئولیت خلاف شرع و قانون اساسی است. ما از مسئولین می‌خواهیم تا «ولایت پذیری عملی» خود را اثبات کنند و راه را بر هرگونه شایعه و حرف‌های حاشیه‌ای ببندند چرا که ما معتقدیم که تبعیت از ولی فقیه در قالب سخنان زیبا نیست و باید این سخنان در عمل ظهور یابند.

تعز من تشاء و تذل من تشاء
بیدک الخیر انک على کل شىء قدیر
جمعی از وبلاگ نویسان و فعالان فضای مجازی

در همین زمینه:(این لیست تکمیل می شود):

آذرباد(محمدصالح مفتاح)

    گپی با روزنامه تهران امروز درباره وبلاگ نویسی ام

گفت‌وگوی تهران امروز با اولین وبلاگ نویس حوزه علمیه:

وبلاگ شما نشانه شخصیت شماست

مطهره شفیعی

طلبه‌ای متولد ۱۳۵۸ است اما در زمانی که بسیاری از نزدیک شدن به فضای مجازی به‌ویژه اینترنت هراس داشتند، او وبلاگی را تحت عنوان «منبر نت» راه اندازی کرد و در همان زمان راه‌اندازی به خودش قول داد تا مصلحت‌ها او را از نگارش واقعیات باز ندارد. او به سرعت در وبلاگ نویسی پیشرفت کرد و به گفته خودش مسیر آینده او با این وبلاگ تغییر کرد.

چنانکه خبرگزاری رسا را با دوستانش راه‌اندازی کرد و مدیریت ارتباطات دفتر توسعه وبلاگ دینی را پذیرفت. شاید بتوان به نجمی نام اولین وبلاگ نویس حوزه را داد که در ۹ سال منبرنت او فعال بوده است.

وبلاگ «منبر نت» از چه سالی فعال شد و اسم آن را چگونه انتخاب کردید؟

در بهمن سال ۸۱ منبر نت در پرشین بلاگ راه اندازی شد و تا امروز اگر چه پسوند IR دارد اما ترجیح می‌دهم که نوشتارش سبک وبلاگ باشد. از این جهت هم نام منبر نت را برای آن انتخاب کردم که راه ارتباط طلاب با مردم همین منبرها هستند و من می‌خواستم در فضای مجازی منبر وجود داشته باشد لذا از نام منبر نت استفاده کردم تا با مخاطبانم ارتباط برقرار کنم. اکنون حدود ۹ سال از راه‌اندازی منبر نت می‌گذرد. همین وبلاگ بود که آینده شغلی مرا تحت تاثیر قرار داد و آینده‌ای رسانه‌ای برای من رقم زد. با دوستان زیادی آشنا شدم و خبرگزاری رسا را راه‌اندازی کردیم که سه سال دبیر خبر آن بودم. موسسه فرهنگی و رسانه‌ای هم راه اندازی کردیم.

در حدود ۹ سال پیش هنوز فضای جامعه آشنایی چندانی با اینترنت و فضای مجازی نداشت و خاطرم می‌آید اقشاری از جامعه از راه‌اندازی اینترنت بیم داشتند اما شما در همان دوران و در شهر قم که شاید بیشترین مخالفان اینترنت در آنجا بودند، منبر نت را راه‌ اندازی کردید. با چه انتقاداتی مواجه بودید؟

آنچه شما می‌گویید با واقعیت قم در ۹ سال پیش تطبیق ندارد. سایتهای مراجع خیلی زود در قم راه‌اندازی شد اما در مورد وبلاگ، قضاوتهای اشتباه وجود داشت و مقاومت‌هایی می‌شد. دلیل آن هم عدم معرفی صحیح وبلاگ به مردم بود. اگر به درستی وبلاگ را به مردم معرفی می‌کردند، چنین مقاومتهایی هم نبود.

مردم اولین خبری که در مورد وبلاگ شنیدند مربوط به دستگیری چند وبلاگ نویس بود البته جرم آنها سیاسی نوشتن در وبلاگهایشان بود. اما در حوزه وضع اینگونه نبود و آیت‌الله حسینی بوشهری در زمانی که مدیر حوزه بود، از وبلاگ نویسی استقبال کرد. به تدریج ارائه مطالب و مستندات در وبلاگ طلاب آغاز شد و مطالب بسیار خوبی هم از طریق آنها انتشار یافت. وبلاگهایی که نویسندگانشان ماهیت طلبگی داشتند و روز به روز بر تعداد آنها افزوده شده است.

ظاهرا اولین وبلاگ طلبه‌ای از قم به شما اختصاص داشت.

دو وبلاگ دیگر همزمان با منبر نت راه اندازی شدند اما بعد ۲ یا ۳ سال فعالیت خود را متوقف کردند. منبر نت هم با فراز و نشیبهای زیادی در این سال‌ها مواجه بود. زمان‌هایی بوده که من در یک هفته ۴ تا ۵ مطلب ارسال می‌کردم و زمانی هم در یک ماه مطلبی منتشر نمی‌شد که دلیل آن نبود سوژه بود.

وبلاگ را از آن جهت انتخاب کردم که بتوانم خیلی صریح با مخاطبان ارتباط برقرار کنم و به هر فردی بدون اینکه ابزاری مانند روزنامه داشته باشم، بدون سانسور حرفم را بزنم البته اکنون که به مطالب سال‌های قبل وبلاگم نگاه می‌کنم به این نتیجه می‌رسم که برخی مطالب را نباید با آن ادبیات می‌نوشتم اما صراحت در نوشته هایم وجود دارد. اگر یک‌نفر با حوصله تمام مطالب منبر نت را بخواند می‌تواند به‌طور کامل از من و روحیات من آگاه شود و دلیل آن هم نوشتار بدون سانسور و صراحت من است.

چرا به این حد بر صراحت مطالب وبلاگتان تاکید دارید؟

از قدیم می‌گفتند ارائه بلیت نشانه شخصیت شماست و من می‌گویم وبلاگ هر فرد نشانه شخصیت او است. اگر صادقانه در وبلاگ مطالبی درج شود، نشان‌دهنده این است که فرد نویسنده در جامعه هم آدم صادقی است. من شخصا انسانی صریح هستم البته شاید برخی این خصلت بنده را منفی تلقی کنند اما صریح و صادقانه نوشتن را به محافظه کاری و مصلحت اندیشی ترجیح می‌دهم.

برای من همواره این سوال مطرح بوده که چرا کمیته فیلترینگ با مطالب شما برخورد نمی‌کند. خودتان هم قبول دارید که برخی مطلب وبلاگتان تند نگاشته شده است؟

من قبول دارم برخی مطالب تند است اما باید در نظر داشت که تند نوشتن با توهین تفاوت دارد. من به بالاترین شخصیت اجرایی کشور انتقادات صریح می‌کنم اما صراحت با توهین فرق دارد. من هیچ‌گاه حرفی را نمی‌نویسم که به ضرر منافع مردم و نظام باشد. اگر کمیته فیلترینگ بخواهد تذکر یا برخوردی با بنده داشته باشد، مطالب منبر نت شامل هیچ یک از جرایم نمی‌شود زیرا نه به نشر اکاذیب پرداخته‌ایم و نه به کسی توهین کرده ایم پس چرا باید با ما برخورد شود؟ البته نباید از اراده‌هایی غافل بود که درصدد فیلتر منبرنت بوده‌اند اما بهانه‌ای پیدا نکردند.

بیشترین بازدید کننده از منبر نت چه رقمی بوده است؟

پربازدید کننده‌ترین روزها بین ۲ هزار تا ۲ هزار و پانصد مخاطب بوده است. البته مخاطب وبلاگ زیاد نیستند و افراد خاصی به منبر نت سر می‌زنند. این افراد دیدگاهها و سابقه بنده را می‌دانند یا از فعالان رسانه‌ها هستند. بسیاری از سایتها از مطالب منبرنت استفاده می‌کنند و مطالب در نشریات به چاپ می‌رسد.

آیا در حوزه بحثی هم درباره مطالب وبلاگ شما می‌شود و طلاب دیگر به نقد آنها میپردازند؟

آنهایی که مرا می‌شناسند، درباره مطالب من صحبت می‌کنند. اساتید حوزه هم صحبتهایی دارند و در مورد اینکه مطلبی درست است یا خیر نظر می‌دهند.

آخرین مطلب وبلاگتان در مورد عزل و نصبها در حوزه است. مسئولان حوزه از این مطلب گلایه نکردند چون احساس می‌شد انتقادی است.

تاکنون مخاطب هیچ مطلبی در منبرنت مدیران حوزه نبودند. اگر دانشگاه مشکلی داشته باشد، محل طرح آن رسانه و وبلاگ است اما در مورد حوزه این طور نیست و ما اصلا انتقاداتمان را به رسانه‌ها نمی‌بریم زیرا نظریه قربانی خواهد شد.اگر نقدی باشد به راحتی با مدیران حوزه در میان می‌گذارم. محل نقد حوزه، رسانه نیست چراکه اصل نظریه تلف می‌شود.

ظاهرا شما در سایت مقام معظم رهبری هم فعال هستید

اینطور نیست. در زمان دیدار ایشان با علمای قم دو گزارش حاشیه این دیدار را نوشتم و در وبلاگ گذاشتم که سایت رهبری از آنها استفاده کرد و جزو پر خواننده‌ترین مطلب بخش وبلاگهای سایت رهبری هم شد. البته لازم است یادآوری کنم که خودم در این مراسم حضور نداشتم.

پس چطور حاشیه نوشتید؟

سایت رهبری فردی را برای حاشیه نوشتن دارد اما ظاهرا این فرد به دلیل عدم آشنایی با علما حاشیه‌ ننوشت. من از طرق مختلف اطلاعات این دیدار را جمع و گزارش کردم و دوستانی که در این مراسم حاضر بودند بعد از خواندن گزارش گفتند که کل گزارش با واقعیت منطبق است.

    سال تحول مدیران حوزه

سازوکار عزل و نصب و تغییر مدیران در حوزه علمیه و مراکز وابسته به آن به‎خاطر ساختار و ویژگی‌های سنتی‎اش از قوانین حاکم بر سازمان‌های متعارف جامعه کاملا متفاوت بوده و رسوم خاص خود را دارد. بسیاری از مدیران حوزوی علی‎رغم انتصاب رسمی، به‎خاطر صلاحیت‎های فردی در مناصب قرار می‎گیرند. با این همه باید گفت سال ۱۳۸۹ سال تغییرات مهم مدیران حوزوی بود. از مراکز پژوهشی گرفته تا اجرایی و بر این اساس شاید سال ۱۳۹۰ را زمانی برای تحرک جدید مراکز حوزوی بدانیم.

دفتر تبلیغات اسلامی، تغییر با رنگ اصلاح
مهمترین تغییر مدیریتی سال ۱۳۸۹ با رفتن حجت‎الاسلام سیدحسن ربانی و انتصاب حجت‎الاسلام احمد واعظی در دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم رقم خورد. دفتر تبلیغات اسلامی بزرگ‎ترین مؤسسه حوزوی با سمت و سوی پژوهشی و تبلیغی است، و هم‎اینک هزاران نفر از طلاب و اساتید حوزه، جزو خدمت‎گیرندگان مراکز گوناگون وابسته به آنند. مجلات علمی و کاربردی دفتر در کنار دانشگاه باقرالعلوم و پژوهشگاه علوم و معارف اسلامی پایگاه بخش قابل‎توجهی از جریان روشنفکری حوزه محسوب می‌شود. مراکز پژوهشی دفتر، پژوهشگرانی با گرایش‎های روشنفکری، نواندیشی دینی و اندکی سنتی را گرد خود آورده و شاید به‎خاطر همین ترکیب انسانی است که از سوی حضرت آیت‎الله خامنه‌ای به «نماد روشنفکری حوزه» ملقب شده است. لقبی که خوشایند دفتر تبلیغاتی‎ها هم بود. شاید همین وجهه روشنفکری دفتر بود که برای تغییر ریاست پیشین آن بی‎تابی می‌کرد و بر این اساس پایان ریاست ربانی بر دفتر تبلیغات می‌تواند مطلع مهمی برای بروز حیثیت روشنفکری دفتر تبلیغات باشد.

با وجود غلبه هویت روشنفکری بر ارکان دفتر، معاونت فرهنگی – تبلیغی آن با ساختاری سنتی‌تر در فرآیند اعزام چندین هزار مبلغ در سال مشارکت دارد. آن‎چه از نام دفتر تبلیغات در افکار عمومی جامعه متبادر می‌شود، محوریت مأموریت تبلیغی است و منابع مالی نیز عمدتا با لحاظ همین مأموریت اختصاص می‌یابد. اما در عملکرد مالی دفتر، مأموریت‌های تبلیغی حداکثر ۳۰ درصد از منابع را به خود اختصاص می‌دهد و برنامه‌ریزان ارشد دفتر به فعالیت‌های نواندیشانه‌ای که در معاونت‌های آموزش و پژوهش نمودار می‌شود، توجه مالی و برنامه‌ای بیشتری دارند.

شخصیت سنتی حجت‎الاسلام ربانی که هشت سال ریاست دفتر تبلیغات را به عهده داشت و توجه ویژه وی به مأموریت تبلیغی روحانیت، تا حدودی متعادل کننده این عدم توازن بود. اما حجت‎الاسلام واعظی که هویت علمی‌اش مدیون پژوهش در عرصه‎های کلام جدید و علوم عقلی است، علی‎رغم تأکید شفاهی بر مأموریت تبلیغی دفتر، شناخت کافی از الزامات و ضرورت‌های این عرصه ندارد. انتظار رونق یافتن و تعالی برنامه‎های دفتر در عرصه فرهنگ عمومی و تبلیغ اسلامی، با توجه به تصمیم‌های شتاب‌زده ریاست جدید دفتر در این مدت کوتاه، واقع‎بینانه به‎نظر نمی‌رسد.

 

جابه‎جایی ریاست دفتر چندماه زودتر از سررسید حکم قبلی انجام گرفت، و مقصد بعدی او یعنی ریاست مرکز خدمات حوزه‎های علمیه نشان می‎دهد عملکرد اجرایی وی قابل قبول ارزیابی شده است. نکته‎ای که در مقاطع مختلفی از سوی وی عنوان شد و بارها به رضایت رهبر معظم انقلاب از عملکرد دفتر تبلیغات اسلامی اشاره کرد. اما ظاهرا از لحاظ محتوای فرهنگی برآورنده انتظارات نبوده است. این نارضایتی را می‌توان در تذکرات رهبر معظم انقلاب در دیدارهای ایشان با مدیران ارشد دفتر مشاهده کرد.

حجت‎الاسلام احمد واعظی، ریاست جدید دفتر، پژوهشگری است که سابقه حضور در مناصبی مانند « معاونت پژوهشی مرکز مدیریت حوزه علمیه قم»، «ریاست دانشگاه باقرالعلوم (علیه‎السلام) قم» و «ریاست مرکز اسلامی لندن» را داشته و از سال گذشته به درخواست استادش، آیت‎الله آملی لاریجانی سمت «معاونت آموزش و تحقیقات قوه قضاییه» را پذیرفته است. واعظی ترجیح داد در همان روزهای نخست مدیریت خود دست به تغییرات اساسی در بین معاونین خود بزند و به‎نظر می‎رسد از هر لحاظ سعی می‎کند اصلاحات خود را محقق سازد. از مهمترین رویکردهای وی فاصله گرفتن از الگوی برنامه‌ریزی راهبردی دفتر است، که طی سالیان اخیر با تلاش هیئت امنا و دبیر آن جناب آقای سید عباس صالحی شکل گرفته.

مرکز خدمات حوزه، تحول با طعم سیاسی
حجت‎الاسلام ابوالحسن نواب چهره نام‎آشنای همه حوزویان است. راه‎اندازی و مدیریت مرکز خدمات حوزه‎های علمیه در ده سال گذشته از او چهره‎ای همیشه خبرساز در گعده‎های طلبگی ساخته است. چراکه مرکز خدمات حوزه‎های علمیه اگرچه در آغاز، هدف خود را خدمت‎رسانی به طلاب در عرصه بیمه درمانی اعلام کرده بود اما با گذشت زمان این مرکز نشان داد می‎تواند خدمات به حوزویان را فراتر از اهداف اولیه عملی سازد. از ساخت بیش از ۵ هزار خانه آپارتمانی گرفته تا خدمات رفاهی دیگر. به‎خاطر همین موضوع هم برخی نارضایتی‎ها از تعهدات صورت گرفته در امر مسکن در بین طلاب وجود داشت. نارضایتی‎هایی که از منظری منصفانه طبیعی به‎نظر می‎رسد.

اما حجت‎الاسلام نواب مسئولیت‎های دیگری نیز برعهده دارد که شاید در استعفا و به نقلی کنارگذاشته شدن او از مرکز خدمات حوزه‎های علمیه بی‎تأثیر نبوده است؛ ریاست دانشگاه ادیان و مذاهب و مشاور فرهنگی رییس مجلس شورای اسلامی. دانشگاه ادیان و مذاهب براساس ساختار خود از تفکرات خاصی شکل گرفته است که تشدد آن‎ها در دوسال گذشته دامنگیر نواب بود. برخی سایت‎های خبری تصاویری از حضور چند تن از اساتید این دانشگاه در تجمعات غیرقانونی پس از انتخابات را منتشر کردند تا توجه افکار عمومی به گرایش‎های سیاسی این دانشگاه جلب شود. اگرچه بعدها نواب حضور این چند تن در دانشگاه را به‎شدت تکذیب کرد و اعلام کرد تنها یک نفر از آن‎ها استاد دانشگاه ادیان است و او نیز از کرده خود پشیمان شده است؛ اما باعث نشد توجهات افکار عمومی از این دانشگاه و گرایش‎های فکری آن منحرف شود. برخی از سخنرانی‎های نواب در محکومیت سران فتنه و جایگاه او به‎عنوان مدیر سیاسی جامعه روحانیت مبارز نیز تاکنون نتوانسته است زمزمه‎های سیاسی برعلیه او را آن‎گونه که می‎خواهد، سوق دهد.

در این بین حتی مخالفان سیاسی نواب به خدمات صورت گرفته در مرکز تحت مدیریت او اذعان دارند تا جایی که بسیاری از طلاب حوزه علمیه معتقدند با رفتن نواب ممکن است وضعیت صعودی فعالیت مرکز خدمات حوزه‎های علمیه روندی نزولی داشته باشد.

با رفتن نواب از مرکز خدمات حوزه‎های علمیه، حجت‎الاسلام سیدحسن ربانی رییس پیشین دفتر تبلیغات اسلامی جای او را گرفت.

حوزه علمیه خواهران، تغییری نه چندان جدی
حوزه علمیه خواهران در سراسر کشور با سی هزار طلبه خواهر توانست در چند سال اخیر با جذب بودجه‎های قابل‎توجهی توسعه کمی و کیفی تحسین‎برانگیزی را پشت سر گذارد و دوشادوش حوزه‎های علمیه برادران خود را مطرح کند. بی‎شک نام حوزه علمیه خواهران بدون آیت‎الله شرعی در هیچ ذهنی ثبت نشده است. عالمی که نتیجه زحمات شبانه‎روزی‎اش هم‎اینک در همه شهرهای کشور با تابلوی «حوزه علمیه خواهران» می‎درخشد.

 

اما علی‎رغم سخت‎کوشی‎های آیت‎الله شرعی، او هم اینک در بستر نقاهت و کهنسالی است و در سال‎های گذشته قائم مقامش یعنی حجت‎الاسلام جمشیدی به امور مدیریت این حوزه پرداخته بود. اصرار جمشیدی بر باقی ماندن نام آیت‎الله شرعی در مدیریت این حوزه نتیجه نداد و شورای عالی حوزه‎های علمیه در بهمن امسال به صورت رسمی حجت‎الاسلام جمشیدی را به‎عنوان مدیر حوزه‎های علمیه خواهران سراسر کشور معرفی کرد.

در جلسه معارفه مدیر حوزه علمیه خواهران حجت‎الاسلام جمشیدی به‎ناچار از سوی آیت‎الله شرعی گزارشی از عملکرد گذشته این حوزه را ارائه داد تا عملا ثابت شود که تغییری در مدیریت حوزه خواهران پیش نیامده و قائم‎مقام پیشین هم‎اینک مدیر رسمی شده است.

جامعه مدرسین، ناچار از خانه‎تکانی
جامعه مدرسین حوزه علمیه قم باتوجه به جایگاه حساس و قابل‎توجه خود کمترین تغییرات مدیریتی در سال‎های گذشته را تجربه کرده است. معاونان این جامعه همگی اعضای رسمی بوده و سازوکار تغییر مدیران جامعه مدرسین متفاوت از دیگر نهادهای حوزوی است. با این‎همه و با انتصاب یکی از اصلی‎ترین چهره‎های مدیریتی در جامعه مدرسین یعنی حجت‎الاسلام جمشیدی به سمت مدیر حوزه‎های علمیه خواهران، تغییرات در سطح «رییس دفتر» و «معاونت جامعه و نظام» بدیهی به‎نظر می‎رسید. اگرچه برخی از استعفای اعتراض‎گونه حجت‎الاسلام جمشیدی سخن گفته‎اند ولی نتیجه یکی بود و باید نیروی جایگزین او در آخرین ماه سال ۱۳۸۹ انتخاب می‎شد.

آیت‎الله یزدی، ریاست جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ترجیح داد چهره‎ای متفاوت از آن‎چه که در محافل حوزوی مطرح می‎شد برای رییس دفتری انتخاب کند و در نتیجه حجت‎الاسلام سقای بی‎ریا را برای رایزنی به دفتر خود فراخواند. سقای بی‎ریا از فارغ‎التحصیلان مؤسسه امام خمینی است که چهره او با ورود به دولت و قرار گرفتن در سمت مشاور رییس‎جمهوری در امور علما برای حوزویان شناخته شد.

 

چند ماه پیش خبر استعفای بی‎ریا از سمت مشاور رییس‎جمهوری در رسانه‎ها منتشر شد که وی با تأیید اولیه این خبر از رایزنی با رییس‎جمهوری و در نتیجه ادامه همکاری خبر داد. اما این‎بار شرط حضور او در جامعه مدرسین استعفایش از دولت عنوان شد و وی نیز رسما اعلام کرد با دولت خداحافظی کرده است.

انتصاب حجت‎الاسلام بی‎ریا مورد توجه رسانه‎ها قرار گرفت و تحلیل‎های مختلفی از این انتصاب عنوان شد تا جایی‎که هیچ توجهی به گزینه بعدی یعنی «معاون جامعه و نظام» صورت نگرفت. در این بین بود که کاندیدای تصدی معاونت جامعه و نظام از سوی آیت‎الله یزدی به جلسه رسمی جامعه مدرسین معرفی شد و سرانجام فرد معرفی شده رأی اکثریت اعضای حاضر در جلسه را به‎دست آورد.

این فرد کسی نیست جز حجت‎الاسلام عباس کعبی چهره فعال و چندکاره جامعه مدرسین. حجت‎الاسلام کعبی همزمان با نمایندگی مردم خوزستان در مجلس خبرگان یک دوره عضو حقوقدان شورای نگهبان بود و در همین زمان مسئولیت مرکز مطالعات جامعه مدرسین را نیز به عهده داشت. اگرچه در دوره جدید وی عضو شورای نگهبان نیست.

معاونت جامعه و نظام جامعه مدرسین به کعبی واگذار شد تا اصلی‎ترین فعالیت جامعه مدرسین چه در قالب تولیدات بولتن‎ها و چه ارتباط با بخش‎های مختلف نظام به عهده فردی باشد که اتفاقا ارتباط حسنه‎ای نیز با دولت دارد.

جامعه‎الزهرا، همچنان پشت شیشه‎های مات
جامعه‎الزهرا اگرچه از لحاظ هویت، حوزه‎ای برای خواهران است اما از همان ابتدا با هیأت امنای مستقل کار خود را آغاز کرد و با بیش از ۱۰ هزار طلبه از قم و شهرستان‎ها آرمان بسیاری از دختران علاقه‎مند به تحصیل در علوم دینی است.

نام رییس این حوزه زمانی به رسانه‎ها راه یافت که تعدادی از اساتید و مسئولان آن نسبت به حمایت وی از جریان فتنه معترض بودند و به همین منظور طوماری تهیه و به سایت‎های خبری ارسال کردند. اگرچه این اعتراض به نوعی سلیقه‎ای به‎نظر می‎رسد اما گرایش سیاسی حجت‎الاسلام طباطبائی و حمایت او از جریات اصلاح‎طلبی در سال‎های گذشته و شخص آقای هاشمی رفسنجانی نشان می‎دهد نگرانی اساتید این مرکز به‎دور از واقع نیست.

در ماه‎های گذشته نیز اخبار ضدونقیضی از کنارگذاشتن حجت‎الاسلام طباطبائی مطرح شده است و حتی برخی اسامی احتمالی برای جایگزینی وی نیز شمرده می‎شود، اما ابهام جدی در صحت این مسئله وجود دارد. چراکه برخی دیگر از آگاهان از تمدید حکم اعضای هیأت امنا و مدیریت جامعه‎الزهرا در بهمن‎ماه خبر می‎دهند. البته در صورت تمدید حکم وی این سوال جدی مطرح می‎شود که چرا خبر تمدید حکم وی تاکنون رسانه‎ای نشده است؟

واقعیت این است که علت ابهام در انتصاب یا تغییر مدیریت جامعه‎الزهرا به سلیقه خاص حجت‎الاسلام طباطبایی در سخت‎گیری ارتباط با رسانه‎ها و به تعبیری دیگر قطع کامل ارتباط رسانه‎ای در جایگاه مدیریت جامعه‎الزهرا و مدرسه شهیدین برمی‎گردد. چنین رفتاری دیگر منطقی به‎نظر نمی‎رسد و زمان آشتی وی با رسانه‎ها فرا رسیده است. شاید همین امر باعث شود شیشه مات جامعه‎الزهرا به شیشه‎ای شفاف تبدیل شود و از این طریق خدمات بزرگی به این مرکز مقدس صورت گیرد.

 

همین یادداشت در ویژه نامه نوروزی مجله پنجره

    آیا می‌توان با کارهای احمقانه از نظام دفاع کرد؟

در ماه گذشته جریان وبلاگی از سوی یک شخص علیه قوه قضائیه آغاز شد و با حمایت جمعی دیگر سروصدائی هم به راه انداخت. خوشبختانه فضای اینترنت و دوستان حاضر در این فضا نشان دادند که علیرغم انتظاراتی که از قوه قضائیه در محاکمه سران فتنه دارند، بسیار عمیق‌تر از یک جوان تازه کار فکر می‌کنند و به خوبی در این زمینه قوه تحلیل دارند.

من هم در این زمینه مطلبی ننوشتم، چرا که به خوبی برای دوستان اینترنتی این جریانات مشخص بود. اما امشب با دیدن این مطلب مجبور شدم چند نکته‌ای بنویسم. به این بیانیه که خطاب به آیت الله لاریجانی است و بند نخست آن دقت کنید: «خرسندیم پس از یک سال گذشت از سال فتنه، ‌امروز گوش‌هایمان به سخنان شما در خصوص فتنه گران منور شد»

در انتهای نامه امضای گروهی به نام «پایگاه سایبری افسران جوان-تبیین» مشاهده می‌شود.خب با دیدن این مطلب طبیعتا خواننده تصور می‌کند قطعا رئیس قوه قضائیه تا به امروز یعنی ۴ دی ۱۳۸۹ هیچ اظهارنظری درخصوص جریان فتنه نداشته است.

متاسفانه گاهی درکشور نامهای مقدس توسط خودی‌ها آنچنان به ابتذال کشیده می‌شود که نیازی به ضربه زدن دشمن نیست. با یک جستجوی ساده مشاهده می‌کنیم که آیت الله لاریجانی در تاریخ ۲۳ مرداد ۱۳۸۸ به ریاست قوه قضائیه منصوب شده‌اند و تنها کمتر از یک ماه نخستین واکنش تند خود نسبت به جریان فتنه را اعلام کرده‌اند و پس از آن در مقاطع مختلف بار‌ها و بار‌ها به صورت رسمی در این زمینه اظهار نظر کرده‌اند. + + ++  +  + 

البته مانیز به روند حاکم در قوه قضائیه همچون سایر قوا به شدت معترضیم و معتقدیم به فرموده رهبرمان باید عدالت را فرا‌تر از یک شخص از یک سیستم مطالبه کنیم و شخصا به اراده طلبه سیرجانی حسرت می‌خورم.

چگونه برخی ادعای افسر جنگ نرم را دارند اما از یک جستجوی ساده اینترنتی عاجز هستند و درحالی یک بیانیه رسمی خطاب به آیت الله لاریجانی می‌نویسند که کمترین بررسی و تحقیق را ندارند؟ البته این گروه‌ها تقریبا هیچ وزنه‌ای در فضای اینترنت ندارند و علت اصلی واکنش من تنها استفاده از تعبیر مقدسی بود که رهبر عزیزمان به کار برده‌اند.

    رسومات گعده‌های علمایی

بخش دوم گزارش مختصری از دیدار علما با حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در ایام سفر به قم

- اول از همه اینکه نوشتنِ روایت دیدار علما حرکت بر لبه تیز است. روایت‌نویسی بدون مزاح و ایراد و نکته سنجی که روایت نمی‌شود. آنوقت یک طلبه جوان می‌خواهد از دیدار علما با حضرت آیت‌الله خامنه‌ای بنویسد! خودتان را بگذارید جای من…

- اگر دیدارهای دیپلماتیک قوانین و تشریفات خاص دارد، دیدارهای علما سنّت نانوشته‌ی خود را دارد. از نیم‌خیز شدن حضار به هنگام ورود مهمان جدید تا احوالپرسی با اشاره دست از همه حضار توسط تازه وارد به جلسه. طبق توصیه آیت‌الله خامنه‌ای قبل از سفر مبنی بر حفظ حرمت و احترام تک‌تک علما، چندنفر از جمله حجت‌الاسلام والمسلمین محمدی گلپایگانی بیشتر اوقات مجلس، ایستاده و حواسشان هست که نهایت احترام را به مهمانان داشته باشند.
 
- جمعه شب، تعدد حضور علما برای دیدار با رهبری بیشتر از شبهای قبلی بود. بویژه آنکه در این شب آیت‌الله العظمی صافی گلپایگانی علیرغم کهولت سنی به دیدار رهبری آمدند. ایشان از صحبت‌های حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در جمع حوزیان تجلیل کردند و حضور باشکوه مردم در استقبال از ایشان را ستودند.
 
- در معیت آیت‌الله العظمی صافی، دونفر از فرزندان مرحوم آیت‌الله العظمی گلپایگانی هم حضور داشتند. حضور این دو تا شام هم ادامه داشت. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در سر سفره‌ی شام، از خدمات بیت آیت‌الله العظمی گلپایگانی به حوزه و شهر قم صحبت کردند و ضمنا سن دقیق آیت‌الله العظمی صافی گلپایگانی را هم پرسیدند.
 
- از جمله محترمین حاضر در جلسه، آیت‌الله سیدعلی محقق داماد بود که پس از ورود با راهنمائی مسئولان در کنار حضرت آیت‌الله خامنه‌ای نشستند. نوه‌ی مرحومِ موسسِ حوزه و از طرفی فرزند آیت‌الله العظمی سیدمحمد محقق داماد. از یک ربع صحبت گرم و خودمانی با رهبر این بخش دستگیرمان شد که آیت‌الله محقق داماد از وضعیت آموزش در حوزه و لزوم تقویت دروس سطح صحبت کرد. وی مهمان سفره شام رهبر انقلاب هم شد.
 
- در این شب، از اعضای دفتر آیت‌الله العظمی حکیم در ایران هم دونفر به دیدار رهبری آمدند. آیت‌الله سیدمحمدشاهرودی هم با ویلچر و به همراه چندنفر از اعضای دفتر خود مهمان بودند.
 
- برخی از بزرگان حوزه را آقازاده‌هایشان همراهی می‌کردند. آقازاده‌هائی که برای خود آقائی هستند و از اساتید حوزه. بنده خدا مسئولان حفاظت مانده بودند که چگونه عذر بیاورند که قرار بود فقط ابوی شما تشریف بیاورند!
 
- برخی دیگر از چهره های مهم که البته برای اطرافیان گمنام بودند هم، این شب حضور داشتند. پسرمرحوم آیت الله مروج جزایری، احمدی شاهرودی، آیت الله سید محمد شاهرودی (فرزند ارشد مرحوم آیت الله العظمی سید محمود شاهرودی با جمع زیادی از فرزندانش)، آیت‌الله جعفری تهرانی معروف به سیدفلسفه و تعدادی دیگر که من هم نتوانستم بشناسم و تنها از احترام و گرم گرفتن رهبری فهمیدم باید این آقا برای خود کسی باشد!
 
- آیت الله شریعتی سبزواری نوه‌ی کوچک خود را هم آورده بود. فائزه‌ی شش ساله شعری از نورانیت قرآن خواند که آیت‌الله خامنه‌ای جایزه اش را محول کرد به آیت‌الله استادی. آیت‌الله استادی تعریضی زد و گفت: «به چه آدم سخاوتمندی هم واگذار شد!»
 
- از جمله جوانانی که حضرت آیت‌الله خامنه‌ای احترام خاصی برای او قائل شد، محمد مطهری فرزند مرحوم شهید مطهری بود.
 
- آیت‌الله علوی بروجردی، نوه‌ی آیت‌الله العظمی بروجردی هم از افرادی بود که بیشتر از سایرین با رهبر انقلاب گفت و گوی گرم و خودمانی داشت. مسئله‌ی خطر وهابیت و اتحاد جهان اسلام از مواردی بود که گوش تیز اطرافیان توانست آن را بشوند!
 
- این جلسه‌ی علما با حضرت آیت‌الله خامنه‌ای هم برای خود سوابق و لواحقی دارد که حتما تا مدتها نقل محافل علما در حوزه خواهد بود.

همین یادداشت در سایت مقام معظم رهبری

بخش اول حاشیه دیدار علما با رهبری


پیوندها
  • آشنايان
  • خبري
  • فرهنگي‌علمي
  • ويژه