در جمع دوستان ، ورود خون بار بی نظیر بوتو به پاکستان را تماشا می کردیم. در دست بوتو یک تسبیح بود که نظر یکی از دوستان را جلب کرد . گفت : عجیب است که بی نظیر بوتو به حجاب معتقد نیست و روسری او هم به خاطر لباس ملی پاکستانی هااست ، اما همیشه در دستش تسبیح است و لابد در حال ذکر !از حرف این دوستمان یاد یکی از خاطرات اسد الله علم افتادم. اسدالله علم رئیس تشریفات دربار پهلوی در یکی از خاطرات خود در کتابش می نویسد : (نقل به مضمون )امروز میزبان بوتو (پدر بی نظیر بوتو) نخست وزیر پاکستان بودیم . قرار بود ضیافت شامی ترتیب بدهیم که با توجه به ماه رمضان و اصرار بوتو بر اینکه روضه است ، ضسافت شام تبدیل به ضیافت افطار شد. بر سر سفره افطار طبق رسم همیشگی چند نوع شراب هم سرو بود . بوتو در همان اول صرف غذا ، نیم استکانی از شراب را میل کرد. شاه با تعجب پرسید : مگر شما روزه نیستید ؟ بوتو هم در جواب گفت : این دو هیچ منافاتی با هم ندارند . هم روزه هستم و هم شراب !!این جریان را به همان دوستمان که تعریف کردم جواب خود را گرفت !

دی ۲۳م, ۱۳۸۶ در ۳:۵۱ ب.ظ
شايد برايتان تازگي داشته باشد ولي روزه عملي است كه مسلمانان در طول ماه رمضان مشغول آن هستند و روضه عبارت است از اجراي علما بالاي منبر . كمي عجيب نيست كسي مثل شما اين اشتباه را بكند؟!
اميدوارم به دانش تان اضافه شده باشد.
بهمن ۳م, ۱۳۸۶ در ۷:۳۷ ب.ظ
آشیخ
نوشته هات بوی نشریه های یالثارات و شلمچه و جبهه میده!
مرادتون که رفت فیلم ساخت. شما نمی تونی برو طنز ۹۰ شبی بساز.