پست قبلي ام بازتابهاي مختلفي در بين خوانندگان داشت. در اين بين چند نفر از دوستان هم تلفني نظراتشان را گفتند. اما مهمترين اظهار نظر مربوط ميشود به دوستي قديمي كه در طي دو روز گذشته چند بار تلفني با هم در مورد مسائل مختلف صحبت كرديم(خدا پول تلفنش را جور مي كند ).اين دوست ما يكي از مسئولان اصلي طرح ساماندهي سايتها در وزارت ارشاد هستند. بعد از صحبت تلفني با وي اين يادداشت را مينويسم. مطالبي كه مي خوانيد دو بخش دارد و درخواست ميكنم هر دو بخش را به دقت مطالعه كنيد.يكي پاسخهاي اين دوست به مطالب قبلي ام است كه وعده كردم حتما درج كنم و بخشي هم نظرات خودم در مورد اين موضوع است.
قبل از مطالعه پاسخهاي ايشان بد نيست اين مصاحبه بنده را هم ملاحظه بفرمائيد.بخصوص تاريخ مصاحبه.
پاسخهاي اين دوست قديمي به مطالب يادداشت قبليام:
- مسئوليت ساماندهي سايتها به عهده معاونت مطبوعاتي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي است.
- طرح ساماندهي سايتها به جز چند ايراد كوچك يكي از موفقترين طرحها به شمار مي رود.
- مسئوليت تشخيص تخلف و فيلترينگ سايتها به عهده چند گروه است و در يك گروه نهائي مي شود.متاسفانه اين هيئت هنوز در دست افراد غير خودي است و كاملا در اختيار نيروهاي طرفدار احمدينژاد قرار نگرفته است.
- همه مسئولان جديدي كه در دولت نهم وارد وزارت ارشاد شدهاند از جمله اعضاي مركز رسانههاي ديجيتالي وزارت ارشاد همگي از جوانان زبده ، با استعداد و متدين هستند . براي نمونه يكي از اين افراد وقتي با شما در مورد يك موضوع تخصصي صحبت مي كند ذهنش چند گيگابايت فعاليت مي كند و اگر شما يك طرح كاملا ملي و تخصصي ارائه بدهيد نيازي نيست ايشان مطالعه كنند.همان يك خط اول را بخوانند مي فهمند كه اين طرح به درد مي خورد يا نه. مسئول اين مركز هم كارشناس ارشد كامپيوتر است و در دوره دكترا هم قبول شده بودند.
- نمايشگاه رسانه هاي ديجيتالي كه سال گذشته برگزار شد نخستين تجريه يك گروه جوان بود و همه نواقص و ايرادات اين نمايشگاه به كارشكنيهاي برخي افراد مربوط مي شود.
- مديران سايت كلوپ يكي از فاسدترين و خطرناك ترين آدمهاي روي زمين هستند و اين سايت به خاطر دستور قضائي مسدود شده است.از جمله موارد تخلف اين سايت درج تصاوير دختران بدحجاب و فعاليت گروههاي مختلف ضد نظام و معاند است. اگر به پروفايل مديرش نگاه كنيد مي بينيد با دو واسطه دوستانش به محمد علي ابطحي مي رسند.
موارد بالا توضيحات اين دوست قديمي بود درباره مطالب يادداشتم.البته در طي چند ساعت صحبت تلفني با اين جناب به اين نتيجه رسيدم كه ديدگاهم در مطلب قبلي كاملا درست بوده است.به خصوص آنكه در مورد بسياري از مسائل سياسي روز و جربانات و شخصيتها با يكديگر صحبت كرديم.حالا اين كه مسئوليت فيلترينگ به اين معاونت مربوط مي شود نه آن يكي زياد فرقي نمي كند.مهم نوع نگاه به قضايا است.حالا توضحيات بنده :
جناب حضرت دوست قديمي !
بنده هم مثل شما با بسياري از جريانها و اشخاص سياسي خارج از اصولگرايي مخالفم.با بسياري از روزنامهها مخالفم.معتقدم بايد همه تلاش كنند جريان اسلام راستين را در كارهاي خود دنبال كنند. ان شاء الله جريان اصولگرايي تا ظهور آقا امام زمان همچنان مديريت كشور را به دست بگيرد و ديگر دوران تاريك و غمبار دوم خرداد پيش نياد .بايد كارهاي ما باعث خوشنودي آقا اما زمان باشد…اما
نكته مهم در اين اما است.
وقتي كه در بخشي از نظام قرار گرفتم و مسئوليتي بر عهدهام نهاده شد ديگر نبايد فكر خودم را تحميل كنم.بايد ببينم مصلحت نظام در چه چيزي است.قانون چه چيزي مي گويد.وقتي روزنامه اي علنا بر اعتقاد خود بر نظام و ولايت فقيه اصرار دارد اما در روشهاي موجود نقد دارد ديگر نمي توان اين روزنامه را منافق و ضدنظام خواند حتي اگر من از شخص مسئول آن خوشم نميآيد.نمي توان بر همه مردم اجبار كرد كه فقط روزنامه كيهان بخوانند و سايت رجانيوز را مطالعه كنند.
در صحبت با شما دريافتم كه در يك چشم برهم زدن مي توانيد هركسي را كه خوشتان نميآيد منافق و فاسد و ضد نظام كنيد . از احمد توكلي گرفته تا تابناك و روزنامه آفتاب يزد.با يك سري مطالب مغلطه آميز و اصطلاحات فرهنگي و سياسي و به بهانه آنكه (بايد نگاه و تحليلهايمان را تعالي ببخشيم) همه را به جريانهاي معاند نظام وصل مي كنيد.اگر هم دليلي بر عملكرد ظاهري فردي نيابيد مي گوئيد :در نيت و ضمير پنهان او مخالفت با نظام وجود دارد حتي اگر علني نكرده باشد!!
شمائي كه اين همه ادعاي تبعيت محض از رهبري را داريد كافي است به اين نمونه از سيره رفتار رهبري توجه كنيد :بر اساس اساسنامه مجمع روحانيون مبارز(همان تشكلي كه به اعتقاد شما نبايد سر بر تنشان بماند) منبع مالي مجمع ،كمكهاي ماهيانه مقام معظم رهبري مي باشد. يعني حضرت آقا از بيت المال هر ماه كمك مالي به اين مجمع مي كنند تا اين مجمع در كشور فعاليت كند. يعني اينكه جريانهاي مختلف فكري بايد در اين كشور حضور و فعاليت داشته باشند.(البته پيش شرط آن فعاليت در چارچوب قانون است كه هيچ بحثي در مورد آن نيست)متاسفانه هر جا كه دلخواهتان باشد به صحبت هاي رهبري استناد مي كنيد و هر كجا كه خيرتان نباشد توجهي نمي كنيد. اين چه تفكري است كه معتقد است يا همه بايد نمره بيست باشند يا اينكه همه صفر هستند.چيزي به عنوان بينابين وجود ندارد.همه بايد آنطوري فكر كنند كه من فكر مي كنم .
شايد به احمد نجمي بخنديد كه چرا اينقدر در مسائل سياسي پياده است . اما من واقعا نميتوانم به اين راحتي به هركس كه مثل من فكر نمي كند برچسب منافق بزنم.درجه انسانها و تفكراتشان مختلف است. اين نظام متعلق به همه آناني است كه دلشان براي آن مي تپد.در چارچوب قانون و اعتقاد به رهبري فعاليت مي كنند و حتي ممكن است دولت را نقد كنند.پس نظام را تنها در تفكرات خودخلاصه نكنيد.

فروردین ۱۵م, ۱۳۸۷ در ۴:۰۱ ق.ظ
درك كنيد كه بعضي ها چندين سال در حسرت به دست اوردن قدرتي بوده اند تا دست كم به زعم خويش بتوانند همه چيز و همه كس را اصلاح كنند.
حق بدهيد براي اصلاح كردن همه چيز و همه كس كمي تا حدودي دستپاچه باشند و ايضا اين را هم درك كنيد كه براي اين حضرات، الان وقت مناسبي براي تحليل رفتارهاي شان نيست. اين ها بايد با فضاحت به زمين بخورند تا به كمي به سر عقل بيايند.
مهم ترين نكته اينكه حرص نخوريد. من وقتي بچه بودم دوست داشتم همه چيز را خودم تجربه كنم؛ حتا داغي سوزاننده آتشي كه مي دانستم داغ است. همين.
فروردین ۱۵م, ۱۳۸۷ در ۹:۰۳ ق.ظ
باز هم السلام علی اهله. راستش را بخواهید باز هم با برخی از صحبتهای شما موافقم، اما این نحوه اوج و فرود شما در این دو یادداشت اخیر نشان میدهد-البته به نظر من- که شما بیش از آنکه دنبال شفافسازی باشید، بیشتر دنبال دستمایهی تبلیغاتی-همان شانتاژ تبلیغاتی-برای خودتان هستید. نمیدانم، قصد توهین ندارمها ولی این سبک پیگیری یک موضوع و نوشتن دربارهی آن بیشتر من را یاد ……. و این دست وبلاگنویسها میاندازد. فکر نمیکنید بهتر باشد ادامهدهندهی راه منبرنتِ پرشینبلاگتان باشید؟
فروردین ۱۵م, ۱۳۸۷ در ۲:۲۴ ب.ظ
سلام
روشن هست که با چنین نوشته هایی عده ای به جواب گویی بلند می شوند اما همیشه این افراد آنهایی نیستند که مساله به آنها مربوط می شود . خیلی اعتماد به نفس می خواهد که برخی آقایون هیچ به روی مبارکشان نیاورند.
همین!
فروردین ۱۶م, ۱۳۸۷ در ۱۱:۰۸ ب.ظ
سلام حاج آقا. عرض ادب! سال نو مبارک، بهارتون شاد، نوروزتون پیروز. کارت تبریک نوروزی بنده به دستتون رسید؟ فکر کنم دیگه کلاً دوستان و یاران قدیمی رو فراموش کردید… شما که همیشه توی دل ما هستید و هیچ وقت از یادمون نخواهید رفت. شاید خاصیت این دنیای پر زرق و برق همین باشه!!
یا علی مدد. التماس دعا
فروردین ۱۸م, ۱۳۸۷ در ۸:۳۳ ب.ظ
چند روزی است که این پستتان را خوانده ام ولی واقعا نمی دانم چه بگویم . آخه آدم از این همه تناقض گویی دهانش باز می ماند . خدا عاقبتمان را به خیر کند .
ان شا ء الله
فروردین ۲۲م, ۱۳۸۷ در ۸:۱۳ ق.ظ
سلام
امیدوارم مرا به عنوان دوست خود بپذیرید و به « جنبش تحول خواهی » در حوزه بپیوندید.
www.۸azar.blogfa.com
فروردین ۲۲م, ۱۳۸۷ در ۱۱:۱۲ ق.ظ
چند سالي است كه كشورهاي قرون وسطايي غرب با ساختن فيلم و كاريكاتور اسلام را به باد تمسخر ميگيرند و برخي از مباني ديني را زير سوال مي برند اما اكثر مسوولان سياسي و فرهنگي ايران در خواب زمستاني هستند.
برخي از مسوولان هم براي خود شيريني فقط شعار مي دهند.
قلب تپنده اسلام حضرت محمد مصطفي (صلي الله عليه و آله و سلم) را استهزاء مي كنند، حرمين عسكريين تخريب مي شود، فيلم هاي ضد اسلام و ايران مي سازند اما در ايران بيشتر مسوولان و صاحب نظران به فكر خودشان هستند!
فقط كافيست مركزي يا بخشي يا فرد پر طمطراقي منافعش در خطر بيافتد، ضرر ببيند، بوجه اش كم يا قطع شود، زمين و زمان را خراب مي كند، داد و بيداد راه مي اندازد كه: با اين وضع ايران آشفته است، اسلام در خطر است و … برخي هم فرياد مي زنند: در ايران نمي شود كار كرد، خفقان است، اين نظام به درد نمي خورد و …
آهاي با شما هستم! بيدار شويد …
فروردین ۳۰م, ۱۳۸۷ در ۱۲:۳۱ ق.ظ
سلام حضرت نجمي
در نقد بخشي از يك مجموعه حتما بايد ارتباط ارگانيك آن بخش را با كل مجموعه روشن كرد. اينكه بگوييم دولت در اينجا يا آنجا درست عمل نكرده است، كافي نيست. بايد نشان داد كه چرا و بر اساس كدام راهبرد كلان چنين تصميمي گرفتند. به نظر ميرسد دولت نهم بناي واگذاري هيچ ميداني را به منتقدانش ندارد. اگر همه استاديومهاي كشور را هم از آن خود كند، باز چشم به زمينهاي خاكي و حتي كوچههاي تنگ هم دارد كه مبادا در آنها گلكوچيك بازي كنند. شايد مسئولان محترم دولتي اين روش را بهترين راه براي اداره كشور بدانند و از روي حسن نيت اينگونه عمل كنند اما به قطع و يقين اينهمه سختگيري بر غير خودي عاقبت بسيار بسيار ناگواري خواهد داشت. زنده باشيد.
اردیبهشت ۲م, ۱۳۸۷ در ۹:۳۹ ق.ظ
جانا سخن از زبان ما ميگويي
به راستي اين چه تفكري است كه به كوچكترين بهانه اي انگ ضد نظام و ضد انقلاب را به هر مخالفي مي زند. ايا جز تفكر “من” محور برخي؟
وقتي در شناخت دين تخصص جايگاهي نداشته باشد و دولت مداح محور سفله پرور، سر كار باشد جز بسته شدن در خانه عالمان ديني چه توقعي ميتوان داشت. تحريف مباني و معيار هاي ديني و انقلابي كوچكترين ضربه چنين ديدگاهي خواهد بود. بايد به اين افراد گفت از كجا معلوم كه مخالفان شما ضد انقلابند و شما انقلابي و به چه دليل امر برعكس نيست؟ شما كدامين ضربه را به خاطر انقلاب ديده ايد كه مخالف شما نديده است؟ حكايت شما حكايت همان بچه بسيجي ۱۲ ساله است كه با اسلحه در شب جمعه جلو ماشين فلان رزمنده جانباز را ميگيرد و از او باز خواست ميكند و تهمت ضد انقلابي به او ميزند.
و در آخر اين كلام جناب حافظ كه:
در ميخانه ببستند خدايا مپسند
كه در خانه تزوير و ريا بگشايند.
اردیبهشت ۴م, ۱۳۸۷ در ۶:۴۴ ق.ظ
سری هم به ما بزنید
اردیبهشت ۴م, ۱۳۸۷ در ۶:۴۶ ق.ظ
in email doroste