هرزمان كه صحبت از شخصيت منحصر به فرد حضرت امام خميني پيش ميآيد ، ناخودآگاه ذهنم مستقيم با جريان نامه ايشان به گورباچف و ماجراهاي پس از آن درگير مي شود . به عقيده من درباره اين جريان آنطور كه بايد رسانه ها و تلوزيون روشنگري و مانور رسانهاي ندادهاند . مگر مسئله ساده اي است ؟ رهبر يك كشور جنگديده و مورد هجوم ابرقدرتها ، طي نامه اي به بزرگترين قطب و قدرت جهاني ، به رهبر آن هشدار دهد كه ديگر زمان حكومت و فكر شما به پايان رسيده و بايد تفكرات شما ( كمونيسم ) را در موزههاي تاريخ جست .اول اعتماد به نفس و قدرت شخصيتي چنين رهبري براي هر انساني ستودني است كه با كمال قدرت چنين هشداري دهد و جالبتر از آن ، تحقق هشدار است . تحققي كمتر از چهار سال بعد . و مگر نه اين است كه اين محاسبات سياسي و ديپلماتيك را بسياري از سركردگان كشورهاي جهان با هزينههاي ميلياردي و نيروهاي متخصص آروز مي كنند. پس چرا نمي توانند نمونه بسيار كوچكتر از اين حركت امام را انجام دهند . آيا واقعا امام موسسه مطالعات بين المللي و مثلا كمونيست شناسي داشتند ؟ آيا دهها مشاور ايشان چنين واقعيتي را به ايشان گزارش كرده بودند ؟ نه…هيچ كدام از اين موارد جود نداشتند .تنها و تنها بازشدن درهاي حكمت الهي به سوي اين مرد خدائي بود كه ديدگانش فراتر از انسانهاي زميني ميديد.
دهها بار جريان ملاقات فرستاده گورباچف با امام را خواندهام و از تلوزيون ديدهام . هميشه حس افتخار و غرور يك ايراني را با تمام وجود حس كردهام . زماني كه دلهره و رنگ باختگي نماينده ابرقدرت جهاني را در مقابل رهبرم ديده ام ، با خود گفته ام كه هر ايراني منصفي به دور از بغض و كينه بايد پاي چنين رهبري را ببوسد . واقعا كدام پادشاه و رهبر ايران توانسته است بدون خونريزي و استبداد و تنها با نگارش نامهاي چند صفحه
اي ، حقيقت ايران و اسلام را به رخ سياسيون عالم بكشد ؟
بخشي از نظرات گورباچف پس از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي :
در سالگرد رحلت امام خمینی در ۱۳۷۸ گورباچف طی مصاحبهای براي اینكه به هشدارهای آن روز بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران بیاعتنائی كرده بود، اظهار تأسف نمود. وی در این مصاحبه اظهار داشت. «مخاطب پیام آیتالله خمینی از نظر من، همه اعصار در طول تاریخ بود». وی افزود «زمانی كه من این پیام را دریافت كردم احساس كردم كه شخصی كه این پیام را نوشته بود متفكر و دلسوز برای سرنوشت جهان است. من از مطالعه این پیام استنباط كردم كه او كسی است كه برای جهان نگران است و مایل است من انقلاب اسلامی را بیشتر بشناسم و درك كنم»
گورباچف سپس با تشریح نابسامانی های اقتصادی و سیاسی روسیه، تصریح كرد «اگر ما پیشگویی های آیتالله خمینی را در آن پیام جدی میگرفتیم امروز قطعاً شاهد چنین وضعیتی نبودیم».
از همان دوران نوجواني با ديدن اين تصاوير آروز كردهام كه حتي با هزينه شخصي ام بتوانم مصاحبه اي صريح با گورباچف درباره نامه نگارياش با امام انجام دهم . خب . اين يك خيال شيرين است براي من . اما براي سازمان هاي چند دهگانه فرهنگي و بين المللي از سازمان فرهنگ و ارتباطات گرفته تا موسسه تنظيم و نشر آثار امام و حتي صداوسيماي خودمان ، آيا اين كار شدني نيست ؟
روايت خواندني حاج عيسي از اين جلسه :
زماني كه آقاي ادوارد شواردنادزه وزير خارجه وقت اتحاد جماهير شوروي سابق جواب نامه آقاي گورباچف را آوردند , شما در آن مراسم بوديد ؟
بله . بودم . من پشت پرده بودم . يك نفر بود به نام آقاي سليماني . آمد به من گفت اين پالتوها را كجا بيندازم گفتم : اين پالتوها را بينداز آن گوشه . چقدر سنگينه . ميهمانان نشستند. امام تشريف آوردند. آقاي ادوارد شوارد نادزه در آن جلسه ابهت امام گرفتش . رنگش سفيد شد و به حال رعشه افتاد. يك خرده كه صحبت كرد حضرت امام فرمود : اينها جواب آن نامه اي كه من دادم نيست . بار دوم امام گفت : آقا نفهميده من برايش چي نوشته ام . باز آقاي ادوارد شواد نادزه به حرفهايش ادامه داد. بار سوم بلند شد و گفت : ما مي گوئيم ما نمي ميريم . ما زنده هستيم و از اين عالم به عالم ديگر هجرت مي كنيم و در آنجا بايد جواب كارهايمان را در اين دنيا پس بدهيم .
شما براي هيئت اتحاد جماهير شوروي چاي برديد ؟
بله . چاي بردم . اول بار كه آمدند ايستادند وسط اتاق امام . خيال كردند كه من الان اينها را راهنمايي مي كنم به يك سالن پذيرايي كه ميز باشه , مبل باشه , صندلي باشه , وسيله پذيرايي باشه , ولي همين طور كه ايستاده بودند , من چاي بردم و دادم دستشان . خود شواردنادزه يك چاي برداشت . من نگذاشتم قند را بردارد , چون نمي خواستم دستش را توي قندان بكند. دست كردم و دو تا حبه قند به شواردنادزه بدهم . آقاي دكتر ولايتي چپ چپ به من نگاه كرد و به شوخي گفت : ما بايد اين كار شما را به همه دنيا مخابره كنيم . گفتم : نمي خواهد , خودش مخابره مي شود. البته آقاي شوارد نادزه قند نگرفت و همان چاي تلخ را خورد.
امام به شما توصيه نكردند كه از هيئت اتحاد جماهير شوروي بيشتر پذيرايي كنيد
ـ نه .
پينوشت :
هر چه دنبال تصويري از ملاقات ادوارد شوارت نادزه با حضرت امام گشتم ، چيزي پيدا نكردم !!
ماجرای تسلیم نامه امام به گورباچف از زبان آیت الله جوادی آملی
گزارشي جالب و زيبا از ارسال نامه امام به گورباچف

خرداد ۱۵م, ۱۳۸۷ در ۷:۵۴ ق.ظ
این مطلب رو بخون و میفهمی چرا اون خبرنگار زن خارجی برای چه آمده بود مصاحبه !!!!!!!
۲FAHaw۵Can۹GSsVWbhtkb۰FWToVGbhh۲Zh۱۲L۰VmbugWYnRWak۵yd۳d۳LvoDc۰RHa&hvn=۳e۱&۷bfe۴e=c۶۱f۸۰a۰d۰d۸۲۸&۱۹۸۳۳۷=
یا اگه فیلتر شکن داری اینو :
http://www.didgah.net/maghalehMatnKamelHogh.php?id=۹۶۲۸
خرداد ۱۶م, ۱۳۸۷ در ۸:۴۹ ب.ظ
متاسفانه در این دوره و زمونه روند انقلاب به گونه ای شده که دو دستگی بین حمایتگرانه بودن از رهبری به وجود اومده . یعنی یک دسته هستند که فقط در رهبریت به امام خمینی ارادت دارن و یک دسته به هم امام و هم آیت الله خامنه ای …. این یه ضربه بزرگی به انقلاب وارد میشه . این نشون میده که فقها و سردمداران نظام شکاف عظیمی بین شخصیت رهبری ایجاد کردن . هم از نظر رفتاری و هم از نظر تفکری
خرداد ۶م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۲۲ ب.ظ
کجایی امام که دارند به اسم تو و پیروی از تو مردم را آزار می دهند و با مدرک تقلبی حقوق می گیرند و خود را در حاله امام زمان می یابند . . .