سه مطلب
جمعه, شهریور ۲۹م, ۱۳۸۷مثل هميشه ..مثل همه دغدغههايي كه آزارمان مي داد منتظر خطبههاي«آقا» بوديم در دويست و سي ونهمين نماز جمعه به امامت ايشان و باز مثل هميشه كلمه به كلمه را گوش كرديم . يكي از مسائلي كه امروز رهبري در خصوص آن اظهار نظر كردند و جامعه سياسي و اجتماعي ما منتظرش بودند ، موضوع جنجال برانگير اظهارات يك مقام دولتي ! در خصوص رابطه با مردم اسرائيل بود. رهبري فرمودند :« يك نفر پيدا ميشود درباره مردمي كه در اسرائيل زندگي ميكنند يك اظهار نظر ميكند، البته اين اظهار نظر، اظهار نظر غلطي است. اينكه گفته شود ما با مردم اسرائيل هم مثل مردم ديگر دنيا دوستيم اين حرف درستي نيست، حرف غيرمنطقي است. حالا كسي حرفي ميزند اشتباه ، عكس العمليهايي هم در مقابل آن نشان داده ميشود. خوب مساله را بايد تمام كرد. اينكه يك روز يك نفر از اين طرف بگويد، يكي از آن طرف بگويد، يكي اينجور استدلال كند، يكي از آن طرف حرف بزند، اين درست نيست، اين التهاب آفريني است؛ حرفي بود گفته شد و اشتباه بود و تمام. موضع جمهوري اسلامي و موضع دولت جمهوري اسلامي هم اين نيست.»
ما ، يعني مردم دينمدار و انقلابي ايران مثل هميشه برابر نظرات رهبري مي گوئيم : سمعا و طاعتا
ما به وظيفه خود عمل مي كنيم ..اما آيا فقط مردم و نمايندگان بايد به وظيفه خود عمل كنند؟ آيا در خصوص اين ماجرا دولت و شخص رئيس جمهور و جناب مشائي وظيفهاي ندارند؟ وقتي رهبري صراحتا مي فرمايند اظهار نظر غلطي بوده ، پس دولت و شخص مشائي چند وظيفه دارند:
۱- خيلي فوري و در اولين فرصت ، جناب مشائي با انتشار نامهاي بدون هيچ توضيح از مقام معظم رهبري و مردم ايران عذرخواهي كند.
۲- احمدي نژاد به عنوان يك عذرخواهي و جبران اشتباه از به همراه بردن مشائي با خود در سفر آتي به مقر سازمان ملل خودداري كند.
اين دو مورد كمترين وظيفه اي است كه دولت در برابر فرمايشات امروز رهبر معظم انقلاب دارند.
مردم با سكوت به وظيفه خود عمل مي كنند و منتظر انجام وظيفه دولت در اين خصوص هستند.
امابعد :
وقتي ايرنا به سليقه خود وقايع تاريخي را دستكاري مي كند
بنده به اندازه ايرنائيها با جريان آيت الله منتظري مخالفم.اما اين دليل نميشود كه در روايت تاريخ دست ببريم.به اين آماري كه امروز منتشر شده است توجه كنيد ! بله اسامي و آمار دقيق نمازجمعههائي كه توسط ائمه جمعه تهران اقامه شده است.آمار را جمع زدم شد ۱۴۹۱ نمازجمعه.اين درحالي است كه جمع نمازجمعه هاي اقامه شده در اين خبر ۱۵۰۹ نمازجمعه است.اين وسط چندتائي كم آمده .اگر به متن مراجعه كنيم از آيت الله منتظري خبري نيست درحالي كه ايشان پس از فوت آيت الله طالقاني از سوي امام خميني (ره) به اين سمت منصوب شدند.
به برادران تازه وارد ايرنا عرض مي كنم كه هر كاري راه و روشي دارد.هرچقدر هم مخالف آيت الله منتظري باشيم اين دليل نمي شود كه به روايت تاريخ دست ببريم و به سليقه خود عمل كنيم.
در اين خصوص مطلب مفصلي دارم كه در آينده اي نزديك خواهم نوشت.
در همين زمينه:
آماري كه مسئول ستاد برگزاري نمازجمعه تهران ارائه دادهاست و در آن نام آيت الله منتظري ذكر شده است با ۱۵ نماز جمعه
آغاز تحول در نمازجمعه تهران
نماز جمعه تهران و تاريخ بعد از انقلاب
مابعد مابعد التحرير:
ميخواستم از اين شبها بنويسم و خاطرات دوران طلبگي و شبهاي به يادماندني ماه رمضان…
بنابر رسمي كه از سالهاي گذشته در مدرسه ما وجود داشت ، در ماه مبارك رمضان از نماز صبح تا اذان ظهر وقت استراحت و خواب طلبه ها بود و پس از نماز ظهر درسها آغاز مي شد و تا نيمه شب ادامه داشت. تا ساعت ۱ نيمه شب درس و بحث ادامه داشت و ساعت ۱ طلبهها عازم مسجد مي شدند براي زمزمه دعاي ابوحمزه ثمالي…آن هم با نواي استادمان حاجآقاي بنابي..آه كه آنروزها قدر اين محفل را نمي دانسيم.چه حال و هوايي داشت…طلبه هاي تازه به سن تكليف رسيده ، دست به دعا در نيمه شب تاريك شهر….حيف كه توصيفش برايم خيلي سخت است.
وقتي شبهاي قدر مي رسيد ، قبل از افطار ، « حاج آقا» طلبهها را جمع مي كرد و با نصايحش ، همه را آماده ورود به اين شبها مي كرد.گوئي قرار است بزرگترين و تنهاترين اتفاق زندگيمان رخ دهد. يادش بخير…يادش بخير
نوشته شده در دين, سياست | ۴ پاسخ »
تشويق كودكان به قران با ميكيموس
جمعه, شهریور ۲۲م, ۱۳۸۷
نوشته شده در فتوبلاگ | بدون پاسخ »
نوریزاد عامل مشكلات فرهنگی قم است!
جمعه, شهریور ۲۲م, ۱۳۸۷
صدای نوریزاد را برای اولین بار در توصیف دختر نه سالهی حافظ قرآن كه از كپرنشینان بشاگرد بود به یاد دارم.صدایی بس دلنشین و تاثیرگذار.پس از آن نامش را با گروه شهید آوینی شنیدم و در سالهای نخست طلبگی نوشتههایش را در كیهان یافتم. به اندازهای شیفتهی ادبیات و روش نوشتاری او شده بودم كه هر چهارشنبه منتظر كیهان بودم و صفحه ۱۴ آن و یادداشتهایی از «نوریزاد».زمانی كه وارد فعالیتهای رسانهای شدم در تصورم نوریزاد بهترین «استاد» و راهبر بود.برای مشاوره و یافتنش مدتها تلاش كردم و زمانی كه در موسسه شهید آوینی و برای اولین بار مقابلش نشسته بودم احساس موفقیت می كردم.همه یادداشتهایش را ، مستندهایش و حتی سخنرانیهایش در قم را پیگیری می كردم.اگر چند خط از یادداشتش را بدون نام نشانم می دادند ، از كلمات و جملاتش می توانستم تشخیص دهم این یادداشت را نوریزاد نوشته است .
گذشت و گذشت تا آنكه نقد فیلم نادر طالب زاد در خصوص مسیح را از نوریزاد خواندم و شگفت زده شدم.رسما فیلم طالب زاده را مزخرفتترین فیلم روی زمین ارزیابی كرده بود و بهتر بگویم با تمام وجود طالبزاده را له كرده بود.با خواندن این یادداشت اصلا احساس خوبی نسبت به نوریزاد نداشتم. سریال «چهل سرباز» او تاسف همگان را برانگیخت و من هم متحیر از كارهایی كه این «استاد» انجام می داد.تا آنكه رسید به نامهنگاریاش به روحانیت و مراجع و …
نوریزاد قلمی بس برنده و تند دارد.بدون هراس می نویسد و هیچ ابائی از اظهار نظر ندارد.اینها شاید یك امتیاز برای هر نویسنده محسوب شود ، اما نگاه و سلیقه عجیب نوریزاد به مسائل فرهنگی باعث شده است برندگی و تندی قلمش به فراموشی سپرده شود. اگر چه در آخرین نامهاش به آیت الله العظمی مكارم شیرازی چندین بار تلاش كردهاست اشتباه خود را به گردن تندی ادبیاتش بیاندازد ، اما مشكل اصلی، در تناقضات و استدلالات اوست.تنها به دو مورد اشاره می كنم :
نوریزاد از طرفی به خود اجازه دادهاست در تمامی یادداشتهای چند ساله خود تمامی مسئولان نظام را به محاكمه بكشد و در آخرین مورد برای مراجع تقلید خط و نشان بكشد ، ولی مدعی است مراجع تقلید نباید در مسائل كشوری تذكر دهند . نمی دانم چرا زمانی كه نوریزاد در ملاقات كارگردانان با رهبری تریبونی پیدا كرد و وزیر ارشاد را به بدترین شكل ممكن به باد انتقاد گرفتو یا در یادداشتی وزیر ارشاد را به عنوان یكی از «پخمگان فرهنگی» معرفی كرد! با خود نگفت این كشور مجلس دارد ، شورای نگهبان و مجمع و رئیس جمهور دارد؟آنها وظیفه دارند به این مسائل رسیدگی كنند.حق تام خود می دانست كه وزیر ارشاد را به محاكمه بكشد ، اما مدعی است یك مرجع تقلید اجازه تذكر ارشادی به رئیس جمهور را هم ندارد !
نوریزاد از طرفی میگوید مراجع تقلید باید سهم امام را به رهبری تحویل دهند و از طرف دیگر همه مشكلات فرهنگی قم را به گردن مراجع تقلید میاندازد.خب این مراجع با چه ابزار قانونی و مالی در این شهر فعالیت دینی و فرهنگی كنند. آیا فقط با منبر رفتن جوانان ارشاد می شوند؟آیا نباید مراكز فرهنگی و دینی وتبلیغی ایجاد كرد؟
و دهها تناقض عجیب دیگر كه ارزش بیان ندارد.
حالا كه یادداشتم به اینجارسید اجازه دهید لحنم را خطابی كنم و از سوی یكی از طلاب مورد خطاب نوریزاد بنویسم.
آقای نوریزاد می خواهم همین ابتدا حرف آخر خود را بگویم. به نظرم عامل اصلی همه مشكلات فرهنگی در قم شما هستید !! بله خود ِخود ِ شما . اجازه بدهید توضیح می دهم.قم از نظر فضای فرهنگی برای جوانان ، از سینما گرفته تا فرهنگسرا و كانون فرهنگی یكی از فقیرترین شهرهاست.به جز چند بوستان كه در دو سه سال اخیر در این شهر ساخته شده است ، هیچ فضای تفریحی سالم برای جوانان وجود ندارد. فضای فرهنگی منطقه نیروگاه قم كه یكی از پرجمعیتترین مناطق این شهر است نسبت به تعداد جوانان این منطقه زیر صفر است . خب شاید بگوئید این مسئله به من چه ربطی دارد .بروید به رئیس جمهور و مسئولان فرهنگی بگوئید.اتفاقا می خواهم بگویم عامل اصلی این مشكلات شما هستید ! شمائی كه بخاطر سلیقهعجیب خود میلیاردها تومان بودجه فرهنگی را بخاطر سریال چهل سرباز هدر دادید .می دانید با این پول می شد برای چندده هزار جوان منطقه نیروگاه كار فرهنگی كرد؟ شمائی كه میلیاردها تومان به خاطر فیلم « پرچمهاي قلعه كاوه» ( فیلمی كه در هر سانس بیش از ۵ نفر تماشاگر نداشت ) هدر دادید ، می دانید با این بودجه می شد چندین سینما و فرهنگسرا و كانون فرهنگی برای جوانان قم ساخت؟ من یكی از آن طلبههایی هستم كه متهمم می كنید به كمكاری و تنبلی. برای نمونه بگویم كه برای جوانان اینترنتی و وبلاگی اردویی سه روزه برای آموزش معارف مهدوی تدارك دیدیم ودریغ از یك ریال كمك مراكز فرهنگی كه الان با گذشت دو ماه ، دیگر بهانه هایم برای فرار محترمانه از دست طلبكاران تمام شده و من ماندهام با ۵ میلیون تومان بدهی.نمی خواهم بگویم شمائی كه در خانهتان در نیاوران نشسته اید نمیتوانید شرایط طلبهای مثل من را درك كنید.چه بسيارند طلبههایی كه برای كار فرهنگی در مدارس معطل چند تا خودكار و جامدادی به عنوان جایزه براي بچهها هستد و دست آخر هم باید از شهریهخود این جوایز را بخرند. خب كافی است تنها سه نفر فعال فرهنگی ذی نفوذ مثل شما در این مملكت وجو داشته باشد . آن وقت می توان گفت همه بودجه فعالیتهای فرهنگی و دینی برای جوانان قمی را این چند نفر به باد فنا می دهند.
آقای نوریزاد ! به عنوان یك طلبه می گویم ، شمائی كه روحانیون را متهم به اهمال كاری در تربیت جوانان می كنید ، خودتان تا چه اندازه در تربیت فرزندانتان موفق بودهاید.چرا فرزند دلبندتان به همه تفكرات و عقائد شما پشت پا زد و برای تحصیل در رشته موسیقی به آمریكا رفت و حتی در یادداشتی از قول شما نوشت :« كاش می شد نامت را از شناسنامهام پاك می كردم!! » ( ان شاء الله كه ایشان پسر متدین و فطرتا پاكی خواهند ماند ، اما شما بهتر از همه میدانید حضور و تحصیل در چنین رشتهای در آمریكا یعنی چه!!) خب مرحله نخست تربیت یك جوان از خانه شروع می شود.كافی است نیمی از پدران قمی مثل شما باشند.آنوقت ……. .
البته بنده بیش از شما معتقد به آسیب شناسی فعالیتهای فرهنگی روحانیت و حوزههای علمیه هستم اما به شرطها و شروطها و دوری از اغراض شخصی و تخصص در این زمینه مِن شروطها !
پینوشت:
میخواستم یادداشتم را خیلی مفصلتر بنویسم.اما با دیدن این یادداشت تنها به چند خط اكتفا كردم.حوصله كنید و بخوانید.
اضافه شده در تاريخ ۲۹ شهريور:چندتن از دوستان يه قضاوت من در خصوص انگيزه نقد نوري زاد در موردفيلم آقاي طالب زاده ايراد گرفتند كه بدين وسيله ان قضاوت را حذف مي كنم.
نوشته شده در جامعه, رسانه, فرهنگ | ۲۹ پاسخ »
رمضانالمبارك
جمعه, شهریور ۱۵م, ۱۳۸۷چند سالي است با فرارسيدن ماه مبارك رمضان ، موضوعي ذهنم را به خود مشغول ميكند و دست به كيبرد مي شوم تا از
آن بنويسم ، ولي به دلايلي تاكنون چيزي ننوشتم . امسال اما تصميمم را گرفتم و نوشتم .
ماه رمضان ، ماه مباركي است كه مومنان انتظار فرارسيدنش را مي كشيدند و در طول يك ماه سعي مي كنند از همه فرصتهاي معنوي آن بهرهمند شوند . اين درست . اما آيا مبارك بودن ماه رمضان تنها به فضاي معنوي آن است ؟ آيا اين ماه مبارك نبايد بر زندگي ظاهري مردم هم تاثير داشته باشد ؟ منظورم آن است كه مباركي اين ماه را نبايد در زندگي روزانه با تمام وجود حس كرد ؟ برايتان از كشورهاي عربي بخصوص عربستان كه ماه رمضاني را در آنجا بودم بنويسم بهتر متوجه منظورم مي شويد:
در كشورهاي عربي و اسلامي ماه مبارك رمضان عيدي است كه با تمام ابعاد خود بر زندگي مردم تاثير مي گذارد . از چراغاني خيابانها و معابر گرفته تا فروش و تخفيف ويژه فروشگاههاي كوچك و بزرگ . حتي مغازه هاي كوچك هم ده درصد تخفيف را برايت در نظر مي گيرند تا چه برسد به فروشگاههاي بزرگ كه از چند روز قبل تبليغ تخفيف ويژه خود به مناسبت ماه رمضان را آغاز مي كنند. از دوستي هم شنيدم كه حتي شركتهاي خارجي مانند تويوتا ، فروش و تخفيف ويژه محصولات خود را در ايام ماه مبارك رمضان قرار مي دهند .
جالبتر از آن رسم و رسوم مردم اين كشورها در بازكردن سفره هاي افطاري است . آنگونه كه ديده ام ، بلافاصله پس از نماز عصر، مومنين در مسجدالحرام و مسجدالنبي سفرههاي افطار را باز مي كنند و وسايل پذيرائي را مهيا مي كنند.يك استكان قهوه يا چاي ، كمي نان تازه وكمي ماست و خرما . تقريبا همه مسجدالحرام را در چند دقيقه سفرههاي افطار تسخير مي كنند. جالبتر آنكه صاحبان سفرهها بيرون مسجد ايستاده اند و مومنين را به هنگام ورود به سفرههاي خود دعوت مي كنند. كفشش را مي گيرند و با احترام تا سفره خود همراهي مي كنند. بيرون مسجدالنبي هم كه سفرهها پهن است .
در واقع در اين كشورها تا يك ماه مستمندان از نظر غذائي تامين هستند و يه حق مي توان گفت: «رمضانالمبارك»
اما اگر نگاهي به كشورمان كه ادعاي امالقراي جهان اسلام را دارد بكنيم ، خواهيم ديد كه نه تنها ماه مبارك رمضان براي عموم مردم و حتي مستمندان از جهات فوق كه گفتم ، مباركي ندارد ، بلكه توام است با گراني مواد غذائي . چند سالي هم هست كه برخي مراكز ديني به زور مي خواهند سنت حسنه افطار عمومي را در مساجد جا بياندازند و از طريق پخش مستقيم تلوزيوني و … تبليغش را مي كنند كه فكر نكنم به جائي برسد.و همينطور شنيدهام شهرداري تهران در اين ماه تعدادي بستههاي افطاري در بين شهروندان پخش مي كند كه اين كار را هم نميتوان يك فرهنگ ناميد .مسئله عيد فطر در كشورهاي اسلامي مانند تركيه و مالزي و … هم كه جاي خود را دارد .
در همين زمينه :
دو عكسي كه من گرفتهام + +
دو تصويري كه از يكي از وبلاگها يافتم + +
ضيافت الهي (وبلاگ استاد مسعودي)
تصاوير جالبي در همين زمينه
نوشته شده در جامعه, دين | ۸ پاسخ »
مرد مرموز دولت نهم
دوشنبه, شهریور ۴م, ۱۳۸۷ رحيم مشايي «مرد مرموز و غيرقابل شناخت » دولت نهم و يا بهتر بگوييم احمدينژاد ، براي چندمين بار آتشي به پا كرده است كه متاسفانه شعلههاي آن د
ولت نهم را فراگرفته است. اما اينبار اظهارات وي بدون هيچ دفاعي قرار گرفته و مورد انتقاد شديد بسياري قرار گرفته است . از مراجع تقليد گرفته تا سياسيون و خوديها و حتي طرفداران سرسخت احمدينژاد و بسياري از اين افراد در نظرات خود خواستار استعفا يا بركناري مشايي نيز شدهاند.
اما نگاه من از منظر ديگري به اين ماجرا است.
حضور مشايي دركنار احمدينژاد فراتر از يك معاون و رياست سازمان گردشگردي بوده و به اعتقاد و گفته بسياري از نزديكان و همكاران دولت ، ايدهها و برنامه هاي فرهنگي ، سياسي و حتي ديپلماتيك احمدينژاد توسط مشايي برنامهريزي و طراحي مي شود . چه آنكه يكي از دلايل اصلي استعفاي لاريجاني از دبيري شوراي عالي امنيت ملي ، دخالتهاي بيجا و عجيب مشايي در مورد مذاكرات دپلماتيك و هسته اي بود و پس از تذكرات چندباره لاريجاني و عدم توجه به اين مسئله از سوي رئيس جمهور ، لاريجاني ناچار به استعفا شد.
در ماجراي اظهارات مشايي در خصوص دوستي با مردم اسرائيل كه در تناقض جدي با آرمانهاي انقلاب اسلامي و امام و رهبري است ، همگان انگشت به دهان هستند كه چطور با اين همه مخالفتها و حتي هشدارهاي صريح مراجع تقليد ، احمدينژاد هيچ حركتي در اين خصوص انجام ندادهاست . احمدينژاد همان كسي است كه تاكنون نزديك به ده وزير را به راحتي كنار گذاشته و يكي از امتيازات وي رودربايستي نداشتن با وزرا و همكاران است. به خاطر همين است كه در ابتداي يادداشتم از مشايي با عنوان مرد « مرموز » نام بردم كه رئيس جمهور حاظر شده است به خاطر او بسياري از طرفداران سرسخت خود را رنجانده و حتي از خود دور كند . حرف مراجع تقليد را پشت گوش اندازد و تا پاسخگوئي به سوال مجلس كه در طي سالهاي پس از انقلاب بي سابقه يا كم سابقه است پيش برود و جالب آنكه در اوج انتقادات همسفر و دوشادوش احمدينژاد به تركيه رفت و حتي در جريان ارسال ماهواره به فضا كه هيچ ربطي به شرح وظايف او ندارد در كنار احمدينژاد قرار گرفت تا به همه منتقدان بفهماند به هزارويك دليل تلاشهاي آنان بي نتيجه است!!
با اين حال بايد گفت بر فرض آنكه رئيس جمهور حاضر شود مشايي را بركنار كند ، هيچ اتفاق خاصي نخواهد افتاد . تنها مشايي از رياست سازماني به كنار رفته ، و حضور او در كنار رئيس جمهور حتي از گذشته نيز پررنگتر خواهد شد و از همه بدتر آنكه اين آقاي همه كاره دولت پس از بركناري شروع به عقدهگشايي از منتقدان خود كه اصولگرايان راستين هستند خواهد كرد .
گويا در تقدير حزبالله و اصولگرايان راستين ، آرامش نوشته نشده,و اگر دولت نيز در دست اصولگرايان و انقلابيون راستين باشد ، باز بايد خون دل خورد و ….
پي نوشت :درباره جريان مدرك كردان هم چيزي نمي نويسم كه ديگر اعصابي براي نوشتن نمانده است و همه چيز مشخص است و ديگر نيازي به اظهار نظر جديد نيست.
