صدای نوریزاد را برای اولین بار در توصیف دختر نه سالهی حافظ قرآن كه از كپرنشینان بشاگرد بود به یاد دارم.صدایی بس دلنشین و تاثیرگذار.پس از آن نامش را با گروه شهید آوینی شنیدم و در سالهای نخست طلبگی نوشتههایش را در كیهان یافتم. به اندازهای شیفتهی ادبیات و روش نوشتاری او شده بودم كه هر چهارشنبه منتظر كیهان بودم و صفحه ۱۴ آن و یادداشتهایی از «نوریزاد».زمانی كه وارد فعالیتهای رسانهای شدم در تصورم نوریزاد بهترین «استاد» و راهبر بود.برای مشاوره و یافتنش مدتها تلاش كردم و زمانی كه در موسسه شهید آوینی و برای اولین بار مقابلش نشسته بودم احساس موفقیت می كردم.همه یادداشتهایش را ، مستندهایش و حتی سخنرانیهایش در قم را پیگیری می كردم.اگر چند خط از یادداشتش را بدون نام نشانم می دادند ، از كلمات و جملاتش می توانستم تشخیص دهم این یادداشت را نوریزاد نوشته است .
گذشت و گذشت تا آنكه نقد فیلم نادر طالب زاد در خصوص مسیح را از نوریزاد خواندم و شگفت زده شدم.رسما فیلم طالب زاده را مزخرفتترین فیلم روی زمین ارزیابی كرده بود و بهتر بگویم با تمام وجود طالبزاده را له كرده بود.با خواندن این یادداشت اصلا احساس خوبی نسبت به نوریزاد نداشتم. سریال «چهل سرباز» او تاسف همگان را برانگیخت و من هم متحیر از كارهایی كه این «استاد» انجام می داد.تا آنكه رسید به نامهنگاریاش به روحانیت و مراجع و …
نوریزاد قلمی بس برنده و تند دارد.بدون هراس می نویسد و هیچ ابائی از اظهار نظر ندارد.اینها شاید یك امتیاز برای هر نویسنده محسوب شود ، اما نگاه و سلیقه عجیب نوریزاد به مسائل فرهنگی باعث شده است برندگی و تندی قلمش به فراموشی سپرده شود. اگر چه در آخرین نامهاش به آیت الله العظمی مكارم شیرازی چندین بار تلاش كردهاست اشتباه خود را به گردن تندی ادبیاتش بیاندازد ، اما مشكل اصلی، در تناقضات و استدلالات اوست.تنها به دو مورد اشاره می كنم :
نوریزاد از طرفی به خود اجازه دادهاست در تمامی یادداشتهای چند ساله خود تمامی مسئولان نظام را به محاكمه بكشد و در آخرین مورد برای مراجع تقلید خط و نشان بكشد ، ولی مدعی است مراجع تقلید نباید در مسائل كشوری تذكر دهند . نمی دانم چرا زمانی كه نوریزاد در ملاقات كارگردانان با رهبری تریبونی پیدا كرد و وزیر ارشاد را به بدترین شكل ممكن به باد انتقاد گرفتو یا در یادداشتی وزیر ارشاد را به عنوان یكی از «پخمگان فرهنگی» معرفی كرد! با خود نگفت این كشور مجلس دارد ، شورای نگهبان و مجمع و رئیس جمهور دارد؟آنها وظیفه دارند به این مسائل رسیدگی كنند.حق تام خود می دانست كه وزیر ارشاد را به محاكمه بكشد ، اما مدعی است یك مرجع تقلید اجازه تذكر ارشادی به رئیس جمهور را هم ندارد !
نوریزاد از طرفی میگوید مراجع تقلید باید سهم امام را به رهبری تحویل دهند و از طرف دیگر همه مشكلات فرهنگی قم را به گردن مراجع تقلید میاندازد.خب این مراجع با چه ابزار قانونی و مالی در این شهر فعالیت دینی و فرهنگی كنند. آیا فقط با منبر رفتن جوانان ارشاد می شوند؟آیا نباید مراكز فرهنگی و دینی وتبلیغی ایجاد كرد؟
و دهها تناقض عجیب دیگر كه ارزش بیان ندارد.
حالا كه یادداشتم به اینجارسید اجازه دهید لحنم را خطابی كنم و از سوی یكی از طلاب مورد خطاب نوریزاد بنویسم.
آقای نوریزاد می خواهم همین ابتدا حرف آخر خود را بگویم. به نظرم عامل اصلی همه مشكلات فرهنگی در قم شما هستید !! بله خود ِخود ِ شما . اجازه بدهید توضیح می دهم.قم از نظر فضای فرهنگی برای جوانان ، از سینما گرفته تا فرهنگسرا و كانون فرهنگی یكی از فقیرترین شهرهاست.به جز چند بوستان كه در دو سه سال اخیر در این شهر ساخته شده است ، هیچ فضای تفریحی سالم برای جوانان وجود ندارد. فضای فرهنگی منطقه نیروگاه قم كه یكی از پرجمعیتترین مناطق این شهر است نسبت به تعداد جوانان این منطقه زیر صفر است . خب شاید بگوئید این مسئله به من چه ربطی دارد .بروید به رئیس جمهور و مسئولان فرهنگی بگوئید.اتفاقا می خواهم بگویم عامل اصلی این مشكلات شما هستید ! شمائی كه بخاطر سلیقهعجیب خود میلیاردها تومان بودجه فرهنگی را بخاطر سریال چهل سرباز هدر دادید .می دانید با این پول می شد برای چندده هزار جوان منطقه نیروگاه كار فرهنگی كرد؟ شمائی كه میلیاردها تومان به خاطر فیلم « پرچمهاي قلعه كاوه» ( فیلمی كه در هر سانس بیش از ۵ نفر تماشاگر نداشت ) هدر دادید ، می دانید با این بودجه می شد چندین سینما و فرهنگسرا و كانون فرهنگی برای جوانان قم ساخت؟ من یكی از آن طلبههایی هستم كه متهمم می كنید به كمكاری و تنبلی. برای نمونه بگویم كه برای جوانان اینترنتی و وبلاگی اردویی سه روزه برای آموزش معارف مهدوی تدارك دیدیم ودریغ از یك ریال كمك مراكز فرهنگی كه الان با گذشت دو ماه ، دیگر بهانه هایم برای فرار محترمانه از دست طلبكاران تمام شده و من ماندهام با ۵ میلیون تومان بدهی.نمی خواهم بگویم شمائی كه در خانهتان در نیاوران نشسته اید نمیتوانید شرایط طلبهای مثل من را درك كنید.چه بسيارند طلبههایی كه برای كار فرهنگی در مدارس معطل چند تا خودكار و جامدادی به عنوان جایزه براي بچهها هستد و دست آخر هم باید از شهریهخود این جوایز را بخرند. خب كافی است تنها سه نفر فعال فرهنگی ذی نفوذ مثل شما در این مملكت وجو داشته باشد . آن وقت می توان گفت همه بودجه فعالیتهای فرهنگی و دینی برای جوانان قمی را این چند نفر به باد فنا می دهند.
آقای نوریزاد ! به عنوان یك طلبه می گویم ، شمائی كه روحانیون را متهم به اهمال كاری در تربیت جوانان می كنید ، خودتان تا چه اندازه در تربیت فرزندانتان موفق بودهاید.چرا فرزند دلبندتان به همه تفكرات و عقائد شما پشت پا زد و برای تحصیل در رشته موسیقی به آمریكا رفت و حتی در یادداشتی از قول شما نوشت :« كاش می شد نامت را از شناسنامهام پاك می كردم!! » ( ان شاء الله كه ایشان پسر متدین و فطرتا پاكی خواهند ماند ، اما شما بهتر از همه میدانید حضور و تحصیل در چنین رشتهای در آمریكا یعنی چه!!) خب مرحله نخست تربیت یك جوان از خانه شروع می شود.كافی است نیمی از پدران قمی مثل شما باشند.آنوقت ……. .
البته بنده بیش از شما معتقد به آسیب شناسی فعالیتهای فرهنگی روحانیت و حوزههای علمیه هستم اما به شرطها و شروطها و دوری از اغراض شخصی و تخصص در این زمینه مِن شروطها !
پینوشت:
میخواستم یادداشتم را خیلی مفصلتر بنویسم.اما با دیدن این یادداشت تنها به چند خط اكتفا كردم.حوصله كنید و بخوانید.
اضافه شده در تاريخ ۲۹ شهريور:چندتن از دوستان يه قضاوت من در خصوص انگيزه نقد نوري زاد در موردفيلم آقاي طالب زاده ايراد گرفتند كه بدين وسيله ان قضاوت را حذف مي كنم.
تگها: نامه نوريزاد به مراجع, نوريزاد, چهل سرباز

شهریور ۲۲م, ۱۳۸۷ در ۲:۰۷ ب.ظ
Salam, man na aghaye NoOri zad ro mishnasam na shoma ro.. tanha chizi ke be nazaram resid ke bayad gofte beshe ine ke natijeye ehmal dar tarbiate kasi in nist ke taraf baraye TAHSIL dar reshteii mesle reshteye MOSIGHI be har keshavari bere. Natijeye ehmal dar tarbiat ine ke javoOnaye mamlekate ma, na baraye danesh na baraye honar va na baraye mosighi arzesh ghael bashan.Natijeye ehmal dar tarbiat ine ke bachehaye javoOne keshvare ma be rahati ba mavade mokahder kenar bian.
شهریور ۲۲م, ۱۳۸۷ در ۲:۳۳ ب.ظ
اگر بخواهيم به راحتي خودش قلم برانيم مناسب ترين عبارت: اللهم العن هم اجمعين باشد!
همه اين تكنوكرات هاي چپ شده ي علمي! كه براي خودش هم يك دنيا مطلب دارد براي توجيه!
زماني اسلام رشادت و شهادت بود و زماني هر بقالي نياز به مسجد داشت براي كسب پروانه كار.
اولين بار كه چهل سرباز را ديدم مانده بودم چرا يك فيلم به اين مزخرفي را در تي وي نمايش داده اند تا اينكه تيتراژ پاياني بخوبي مرا قانع كرد! نام شما كافي است زالويي كه سال هاست همه جا مي بينمش!
خدا شر همه زالو ها را از سر انقلاب كوتاه كند.
شهریور ۲۲م, ۱۳۸۷ در ۳:۲۱ ب.ظ
سلام!
آن قدر با حرفهايت موافقم كه نمي دانم چگونه ابراز كنم !
احسنت!
البته خودم و دوستان را از پرداختن به اين آدم هاي متلون منع كردم اما يادداشت شما به جا بود.
يادش بخير شهيد آويني كجاست ؟!
شهریور ۲۲م, ۱۳۸۷ در ۳:۵۸ ب.ظ
سلام
خیلی از خوندن این مطلب خوشحال شدم
چند وقتی بود که جاهای مختلفی با دوستان آشنا سر این موضوع بحث بود و نیاز بود که یکی از شما بزرگان نظر بدهد
خیلی خوب شد که نظر شما را خواندم
الان می روم و لینکتون را برای همشون میذارم
خصوصی
شهریور ۲۲م, ۱۳۸۷ در ۴:۰۱ ب.ظ
سلام
با نظرتون کاملا موافقم
البته در مورد عقاید وتربیت فرزند ایشون و مقایسهی اون با اصول فکری آقای نوری زاد به نظرم باب این مقایسات باز نشود بهتر است
اما در اینکه ایشون ادبیات اشتباهی رو انتخاب کردند و وارد حوزههایی که اصلا به ایشون ربطی ندارد و با قواره ی ایشون تناسبی ندارد وارد شده اند موافقم
موفق باشید
همین!
شهریور ۲۲م, ۱۳۸۷ در ۴:۱۴ ب.ظ
سلام جناب نجمی
سخن رو کوتاه میکنم فقط دوست دارم این بنده خدا رو مثل مورچه ای فرض کنید که تو یک قطره آب غرق میشه. هر جا که پای منافع شخصیش در میون باشه از هیچ شلنگ تخته ای ابا نداره. وزیر ارشاد که هیچ الان که منافعش تهدید شده به مراجع بند کرده فردا نمیدونم حتمآ هر جا منافعش تضعیف شد باید با اساعه ادب به ساحت ائمه و حضرت پیغمبر شلتاق بازی در بیاره. البته این بنده خدا مثل فرزند نا خلفیه که هر موقع مادرش حاضر نشد براش چیز مورد علاقش رو بخره مادر رو به کشیدن چادر از سرش تهدید میکنه !!!!!!!!!
شهریور ۲۲م, ۱۳۸۷ در ۴:۱۸ ب.ظ
اتفاقا نوری زاد خیلی بجا گفته است. اگر سرنوشت مملکت را دست امثال اقای مکارم بدهندکه از سیاست و اقتصاد در دنیای نمی داند خدا میداند چه بر سر این ملت بدبخت خواهد امد.بگذارید مردم نفسی بکشند. منتظری دوم درست نکنید. همگی وظیفه داریم از مقام رهبری تبعیت کامل کنیم و جلوتر از ایشان حرکت نکنیم.
پاسخ : با اين حرفت اولا كه مشخص شد نفهميدي نوري زاد چه گفته دوم آنكه چه كسي گفته مملكت را بدهيم دست مراجع تقليد؟ سوم انكه مراجع تقليد مثل همه دلسوزان مي توانند بلكه بايد نظرشان را در مورد مسائل مختلف كشور بيان كنند…چطور وقتي كردان متقلب براي كسب وجاهت به نماز آيت الله بهجت مي آيد و بعد نماز دو دقيقه اي با ايشان صحبت مي كند صدايتان در نمياد ؟؟
شهریور ۲۲م, ۱۳۸۷ در ۵:۰۳ ب.ظ
سلام
نوشته در خور تاملی بود با فراز و فرود مناسب، پیشرفت شما محسوس است و ادامه این کار جای تشکر دارد…
اما یک نکته: اولا فتوای رهبری است که همه وجوهات باید به دست رهبری برسد حالا اینکه چطور شد که بلافاصله بعد از این فتوا اجازه ایشان به مراجع برای تصرف در وجوهات ذکر شده الله عالم… دوما اگر وجوهات به دست رهبری می رسید مطمئن باشید کارهای فرهنگی و تبلیغی مراجع تعطیل نمی شد…
با تشکر
شهریور ۲۲م, ۱۳۸۷ در ۵:۱۰ ب.ظ
salam.sabab kheir shodid ta ahvali az masoud dayyani beporsam. iran ke amadam saay kardam peidatan konam nashod.salam beresanid.ya ali
شهریور ۲۲م, ۱۳۸۷ در ۶:۱۳ ب.ظ
سلام ، خسته نباشید ! نوشته ی تان در باره ی فرزند آقای نوری زاد از محل نزاع خارج و از من و شما بعید است ! تحصیل در آمریکا در رشته ی موسیقی که من و شما از کم و کیفش خبر نداریم یعنی چه !؟ پرانتزی که بر متلک بودن این جمله تاکید می کند خود خبط دیگری ست ! ان شاءاللهی که شما به کار برده ای آدم را به سمت جهنم می کشاند نه بهشت ! من و شما که آخوندیم چرا ؟ پوزخند پشت این ان شاءالله را از بندگان خدا نمی توانیم پنهانت کنیم چه برسد به خودش ! برادر ! از من مرنج ! اما من و شما که داریم همان اشتباهات دیگران را مرتکب می شویم ! حرف شما را یعنی تعارض قصد و وقع می پذیرم اما پرانتز و داخل پرانتز شما را اصلا بر نمی تابم و آنرا نوعی توهین و بدبینی به بندگان خوب و صالح خدا می دانم . وبلاگ پر خواننده ای دارید و حذف یک پرانتز از متن و معذرت خواهی بابت آن نشانه ی بزرگواری شماست و چیزی از نوشته ی شما کم نمی کند . الامر الیکم . همین .
پاسخ : تعجب مي كنم .پرانتز من متلك نبود.بلكه توضيحي بود براي آنكه بگويم ما از حال فعلي فرز ندشان خبر نداريم و انشاء الله هنوز جوان متديني باقي مانده اند.اين را درنهايت صداقت نوشته بود.اما تحصيل ايشان در اين رشته و در اين كشور قطعا با روحيه و خواست پدر ۱۸۰ درجه مغايرت دارد.
شهریور ۲۲م, ۱۳۸۷ در ۶:۲۲ ب.ظ
اخوی! اگر سر اردو بدهکاری خوب بگو، دستمان که از نامه نوشتن و این ور و آن ور رفتن نمانده است دیگر. بالاخره یک کاری می شود کرد.
——-
می خواستم راجع به نوی زاد نظر ندهم، به این بخش مطلب گیر دادم.
شهریور ۲۲م, ۱۳۸۷ در ۸:۱۶ ب.ظ
سلام
آیا من می توانم از یکی از مراجع شکایت کنم و ایشان همانند حضرت علی خود را ملزم به شرکت در دادگاه بدانند؟ (لطفا علاوه بر اینکه من رو از نظر خودتون بهره مند می کنید بگید آیا همچین کاری در ایران امکان پذیر هست؟)
شهریور ۲۲م, ۱۳۸۷ در ۱۱:۳۲ ب.ظ
اول از همه این در مورد این جمله تان عرض کنم که فرموده اید: “… شما بهتر از همه میدانید حضور و تحصیل در چنین رشتهای در آمریكا یعنی چه!!”
تحصیل در آمریکا هیچ اشکالی ندارد چه در رشته موسیقی و چه در هر رشته دیگر. بلکه به دلیل برتری علمی آمریکا در رشته های مختلف از علوم انسانی گرفته تا علوم طبیعی و تجربی تحصیل در آمریکا امتیاز است نه مایه تاسف. موسیقی یک هنر است که جنبه هایی از آن به صورت یک علم آموزش داده می شود. هم در ایران و هم در آمریکا. واقعا حیف طلبه ای مثل شماست که اینقدر واپسگرا فکر کند. امیدوارم که فکرتان اینگونه نیست و در بیان مطلب اصلی مثالتان را خوب نپرداخته اید.
ثانیا که به نظر من هم نسبت دادن فساد در قم به مراجع بی انصافی است. رواج فساد در یک جامعه بسته است به کنش بین مسائل اقتصادی، سیاسی، اخلاقی و اجتماعی که مراجع متولی (حداقل متولی اصلی) هیچ کدام از اینها نیستند. نامه نوری زاد به آقای مکارم هم سبک و سیاق خوبی ندارد. یک منتقد واقعی در نقد خود باید عرف جامعه و جایگاه افراد مورد نقد در آن را به طور اصولی در نظر بگیرد که نوری زاد چنین نکرده است. چرایش را نمی دانم. انگیزه سیاسی داشته یا اینکه هر چیز دیگر، اله اعلم.
اما با وجود این به نظرم اساس و مبنای حرف اصلی نوری زاد در لزوم عدم امر ونهی مراجع در امور مملکت (فارغ از شکل بیان آن) درست است. لب حرف شما این است که “… مراجع تقليد مثل همه دلسوزان مي توانند بلكه بايد نظرشان را در مورد مسائل مختلف كشور بيان كنند”. این اصلا تحلیل درستی نیست. مراجع مثل همه نیستند. اگر بودند که یک انتقاد جزئی از ایشان این همه دعوا و شکایت و های و هوی ایجاد نمی کرد. در ثانی نظر دادن در مورد کلیات یک چیز و اظهار نظر در مورد مصادیق (مثل مشایی) چیزی دیگر است. آقای مکارم حتی به نقد موضع مشایی هم بس نکرده یعنی مثلا به این اکتفا نکرده که بگوید فلانی اینگونه صحبت نکند بهتر است بلکه عملا گفته که مشایی باید برود. موضوع مشایی را من فقط به عنوان یک مثال میگویم و الا در همه موارد هم برخی آقایان مراجع خود را داخل قضایا می کنند. مخصوصا که در این چند سال برخی تازه یادشان افتاده که به این مسائل هم بپردازند. درست تر آنکه مراجع در مصادیق امر و نهی نکنند (میگویم امر و نهی چون اولا که اقایان معمولا به کمتر از این رضا نمی دهند در ثانی اگر هم خود رضا دادند عوام و خواصِ عوام فریب مگر می گذارند!).
مراجع نه تنها متخصص امور کشوری نیستند که در خیلی موارد به اصطلاح در باغ هم نیستند. وقتی طلبه مدرن و وبسایت نویس ما تحصیل در آمریکا و در رشته موسیقی را نقطه ضعف پدر در تربیت فرزند می دانند وای به حال مراجعی که در حال و هوای زمان هم نیستند. الغرض بهتر همانکه مراجع به کارهای خود بپردازند که کل این کار از اولش هم اشتباه بود.
پاسخ : اصل تحصيل در رشته موسيقي ان هم در آمريكا شايد از نظر شما ايرادي نداشته باشد و حتي امتياز هم محسوب شود ، اما براي نوري زاد و تعهد و تديني كه از او سراغ داريم يك مشكل بزرگ حساب مي شود.
شهریور ۲۳م, ۱۳۸۷ در ۲:۰۸ ق.ظ
هم تو خری هم اون … آخه الاغ، خرج ساخت یه فیلم میلیارها تومنه !!! و کلی مزخرف دیگه …. !
شهریور ۲۳م, ۱۳۸۷ در ۳:۰۲ ب.ظ
زیاد خوب نشون دادن و زیاد بد نشون دادن عادت ما ایرانی هاست …
ماه رمضون نمونه خوبیه . هر سال یه آخوند رو تا اوج می برن بعد معلوم نمیشه بیچاره چه شایعاتی رو باید تحمل کنه…
نوزی زاد رو خیلی ها بالا بردنش و مثل همه با سر زدنش زمین ….
نوری زاد و ده نمکی ها و خیلی از کسای دیگه که دارن جولان می دن و نمی دونن به کدوم دسته و گروهی تعلق دارن
شهریور ۲۳م, ۱۳۸۷ در ۴:۳۳ ب.ظ
اساسا جنابي نجمي بنده بسيار خوشحالم که براي کارهايي که فکر مي کنيد کار فرهنگي ست بودجه اي دريافت نمي کنيد.و چنان که از متن رقيقتان پيداست دنبال يک نفر مي گرديد که هر چه بدبختي در اين مملکت هست گردنش بيندازيد.همين که به خود اجازه مي دهيد نيت انسانها را مثقال کنيد (آنجا که نقد نوري زاد را بر طالب زاده از روي حسادت مي دانيد)و در حريم خصوصي انسانها وارد شويد و به خاطر تحصيل پسر در آمريکا پدر را اين چنين شماتت کنيد گويي کبيره مرتکب شده!؛
باعث اين است که برايتان متاسف باشم.
من بعد خواستيد اين چنين متن هايي بنويسيد لطف نموده از جايگاه منبر پايين آمده ؛ملت بدانند ديگر طلاب بخواهند نقد کنند به چون شما مسائل خانوادگي و نيت افراد را وسط نمي کشند.
شهریور ۲۳م, ۱۳۸۷ در ۹:۵۳ ب.ظ
“اصل تحصيل در رشته موسيقي ان هم در آمريكا شايد از نظر شما ايرادي نداشته باشد و حتي امتياز هم محسوب شود ، اما براي نوري زاد و تعهد و تديني كه از او سراغ داريم يك مشكل بزرگ حساب مي شود.”
میدانم که این مساله ورای مطلب اصلی شماست اما همین که شما اصل تحصیل در موسیقی را مغایر با تعهد و تدین میدانید نشانگر زمینه ذهنی شماست. این خود یک دلیل است بر صحت سخنی که قبلا عرض کردم و آن اینکه مراجع باید به کار خود پردازند و از جایگاه مرجعیت در امور مملکتی دخالت نکنند. والسلام.
شهریور ۲۳م, ۱۳۸۷ در ۱۰:۵۱ ب.ظ
خوشم میاد نوری زاد با ساختن شبه سریالی با عنوان چهل سرباز هنوز خودش رو صاحب نظر هم می دوه…
شهریور ۲۴م, ۱۳۸۷ در ۱:۳۹ ب.ظ
سلام عرض می کنم.دوست خوبم به این نوشته ها توجه فرماییدلطفا:
….صدای نوریزاد را برای اولین بار …..صدایی بس دلنشین و تاثیرگذار…نامش را با گروه شهید آوینی شنیدم …….نوشتههایش را در كیهان یافتم…..به اندازهای شیفتهی ادبیات و روش نوشتاری او شده بودم كه…… در تصورم نوریزاد بهترین «استاد» و راهبر بود……همه یادداشتهایش را ، مستندهایش و حتی سخنرانیهایش در قم را پیگیری می كردم…….گذشت و گذشت………با تمام وجود- از روی اغراض رقابتی و حسادت - طالبزاده را له كرده بود…..«چهل سرباز» او تاسف همگان را برانگیخت……….اما نگاه و سلیقه عجیب نوریزاد به مسائل………مشكل اصلی، در تناقضات و استدلالات اوست…….نوریزاد از طرفی به خود اجازه دادهاست در تمامی یادداشتهای چند ساله خود تمامی مسئولان نظام را به محاكمه بكشد …در یادداشتی وزیر ارشاد را به عنوان یكی از «پخمگان فرهنگی» معرفی كرد!………مدعی است یك مرجع تقلید اجازه تذكر ارشادی به رئیس جمهور را هم ندارد………خب این مراجع با چه ابزار قانونی و مالی در این شهر فعالیت دینی و فرهنگی كنند……….خودتان تا چه اندازه در تربیت فرزندانتان موفق بودهاید.چرا فرزند دلبندتان به همه تفكرات و عقائد شما پشت پا زد و برای تحصیل در رشته موسیقی به آمریكا رفت……میدانید حضور و تحصیل در چنین رشتهای در آمریكا یعنی چه!!) …و سایر مطالب.
حالا چند سوال:
جناب در متن مکتوب شما امده است که نحوه آشنایی وعلت دلدادگی شما به آقای نوری زاد در زیبای صدا و ادبیات و روش نوشتاری ایشون بوده است.و شما ایشون را بهترین «استاد» و راهبر خود در عرصه رسانه دانسته اید.و گفته اید:همه یادداشتهایش را ، مستندهایش و حتی سخنرانیهایش در قم را پیگیری می كردم.یعنی همه فکر شما و الگوی شما در همه نوع فعالیتهای فکری و رسانه ای.
حالا خود حضرتعالی قضاوت نمایید که نحوه اشنایی و دلدادگی برای شناخت ارا و نظرات فردی که ابعاد شخصیتی گوناگون و چند بعدی دارد و بی بروا در اکثر مسایل چه در حوزه تخصصی و چه غیران خودش نظریه بردازی می نماید کافی بود کمی ساده به مسیله نگاه نکردید آبا خود شما بتانسیل لازم برای درک نظرات امثال ایشون داشتید؟خود ساختید و خود شکستید.
جالبتر اینکه چرا و چگونه از ایشان به یکباره قطع امید کردید و همه ان شفیگی را فراموش نمودید و تبدیل به “اصلا احساس خوبی نسبت به نوریزاد نداشتم”شد.انطور کمه شما گفته اید:رسما فیلم طالب زاده را مزخرفتترین فیلم روی زمین ارزیابی كرده بود..عجبا آیا اینکه یک کارگردان یک فیلم را نقد کند و انر رد کند براشفتید مگر استاد شما نبود؟درست است شما ایشان را به عنوان یک کسی که حرف شما را می زد قبول داشتید از وقتی که حرف خودش را زد قضیه کاملا عوض شد.
باز گفته اید:در تمامی یادداشتهای چند ساله خود تمامی مسئولان نظام را به محاكمه بكشد …مگر چند سال بود که شما ایشون را می شناختید که می فرمایید :در تمامی یادداشتهای چند ساله خود ..خوب سرورم شما مشکلتان با ایشان نیست مشکل شما با نقد مسولین است…
سور گرامی من با نقد شما بر آقای نوری زاد نه تنها مخالف نیستم که لازم هم چه بسا باشد و خود من هم در سایتهای دیگر نقد بر حرفهایشان داشته ام در عین حال این روش نقد باید عوض شود اصولی و اساسی باشد اگر کسی را قبول داریم با شناخت باشد اگر رد می کنیم هم با شناخت باشد.
از وقتی که از شما دوست خوبم ضایع کردم عذر می خواهم .موفق باشید.
عبدالکریم مازندرانی.
شهریور ۲۴م, ۱۳۸۷ در ۲:۵۱ ب.ظ
akhavi, to aslan midoni music chi hast va tahsil music iani chi ke nazar midi. ba hamchin didi nesbat be honar baiadam ghom tabdil be jendekhone beshe…
شهریور ۲۴م, ۱۳۸۷ در ۳:۳۹ ب.ظ
/نوریزاد از طرفی به خود اجازه دادهاست در تمامی یادداشتهای چند ساله خود تمامی مسئولان نظام را به محاكمه بكشد و در آخرین مورد برای مراجع تقلید خط و نشان بكشد ، ولی مدعی است مراجع تقلید نباید در مسائل كشوری تذكر دهند . نمی دانم چرا زمانی كه نوریزاد در ملاقات كارگردانان با رهبری تریبونی پیدا كرد و وزیر ارشاد را به بدترین شكل ممكن به باد انتقاد گرفتو یا در یادداشتی وزیر ارشاد را به عنوان یكی از «پخمگان فرهنگی» معرفی كرد! با خود نگفت این كشور مجلس دارد …/
ببینم تو به این عمرت هنوز تفاوت رای یه آدم عادی رو با مرجعی که حق رأی در تمام زمینه ها رو داره نفهمیدی؟؟؟ مگه ندیدی نوری زاد تو اون ختم مقال چی گفته؟ تو خودت خوب میدونی که کسی مثل نوریزاد هزاریم حرفی بزنه امثال شما نمیزارید از دو قدمیش اونورتر شنیده بشه حالا داری اون رو با مراجع عظام مقایسه میکنی که هر حرفی بزنند فورا و بدون برگشت در جامعه نفوذ میکنه؟ مثل اینکه خودت قشنگ نخوندی نوری زاد چی نوشته.
اون بنده خدا گفت فقط از اول بطور مستقیم چیزی نفرمایند و جامعه را دچار تشویش نکنند.
/آقای نوریزاد می خواهم همین ابتدا حرف آخر خود را بگویم. به نظرم عامل اصلی همه مشكلات فرهنگی در قم شما هستید /
به نظر من هم خود شما و امثال شما که هنوز واقعیت وجود نوری زاد رو درک نکردید و نفهمیدید چی گفته، مشکل شما هستید. روحانیت باید از عقلش استفاده صحیح بکنه نه اینکه تا “”"احساس”"” کرد که “”"شاید”"” به یکی از هم لباسانش بی احترامی شده فورا تمام خدمات طرف رو بی خیال شه و زیر پاشو خالی کنه. اینکار شما نشون میده شما اصلا با عامه فرقی ندارید و شاید هم به مراتب پایین تر باشید.
/شمائی كه بخاطر سلیقهعجیب خود میلیاردها تومان بودجه فرهنگی را بخاطر سریال چهل سرباز هدر دادید/
خود تو داری پول مملکت رو هدر میدی وجود تو موجب هدر رفتن پول مملکته فیلم به اون زیبایی که نشون میداد فرهنگ کهن ایران دقیقا خاک پای شیعه هستش تازه مطمئن باش که اگر این پول رو برای ساخت فیلم به ایشون نمیدادن (که هنوز هم ظاهرا کاملا ندادن) نه به شما میرسید نه به قم میرسید بلکه میدادن یه فیلم مسخره مثل ۴*۳ یا باغ مظفر یا … یا شایدم میدادند از این فیلم هاییی می ساختن که صدی، نودش مخالف گفته های اسلام هستش.
/خودتان تا چه اندازه در تربیت فرزندانتان موفق بودهاید/
پسر نوح با بدان بنشست خاندان “نبوتش” گم شد …..
ببین نوری زاد آدم عادی نیست که این وصله ها به همین راحتی بهش بچسبه برو خجالت بکش که داری همینجوری بهش متلک بار میکنی. فیلم تاریخی بیننده نداره دلیلش این نیست که خوب ساخته نشده ببینم همین الان دین اسلام پیش مردم واقعا چقدر ارزش داره؟؟؟؟؟
شهریور ۲۶م, ۱۳۸۷ در ۸:۰۲ ق.ظ
سلام
آفرین
واقعا خوشم اومد، هم خوب مب نویسی و هم تحلیلای پر مغزی داری
ان شاء الله که موفق باشی
التماس دعا
شهریور ۲۸م, ۱۳۸۷ در ۱۱:۳۷ ب.ظ
هر از گاهی دعوایی سر می گیرد بعضی هایش جالبند و همه گیر می شوند اما اینکه هیچ وقت اینها تمامی ندارند
اینها مثل بچه های لوسی هستند که روزی پدر هایشان را می گذارند خانه سالمندان آن هم با تف و لعنت
چرا از اول به اینها رو می دهند
امثال اینها زیادند این بچه شیطان پته خودش را روی آب ریخت خدا رحم کند به بقیه شان
مهر ۷م, ۱۳۸۷ در ۱۲:۵۹ ب.ظ
با سلام و احترام از نوشته تان لذت بردم واقعاً دموكراسي بقيه حرفشو مي زنن ما عملش مي كنيم تو كجاي دنيا شما ديديد راجع به مقام معنوي و علمي اين چنين گستاخ و بي چاك صحبت كنند آقاي نوري زاد هم كه تكليفش معلوم است فقط يك سوال آقاي نوري زاد حرف من و شما باشد انشاءالله براي آخرت تا ببينيم تو در قبال كرده ها و نكردهايت به چه رسيدي و چه كساني براي تبليغ دين غير از طلاي خانم هايشان حتي گاز خانه اشان را فروختند به اسارت رفتند و .. حواله ات به حضرت ابوالفضل.
شهریور ۲۴م, ۱۳۸۸ در ۱۱:۵۵ ب.ظ
من اعتراف ميكنم به صاف بودن زمين
به روز بودن شبو يسار بودن يمين
من اعتراف ميكنم كه جن نثار رهبرم
كه قتل اينهمه جوان نبوده كار رهبرم
شهریور ۲۷م, ۱۳۸۸ در ۶:۵۶ ب.ظ
آن تحسین این تحریم را نیز در پی خواهد داشت! خدا خودش به همه امون رحم کنه، وقتی آدم های دو آتیشه ای مثل شما تو این مملکت هستند! اینجاست که از ته دل میخوام که منجی بیاد.هر چند اگر او هم خلاف سخنان رهبر صحبتی کند متهم خواهد شد!
مهر ۲م, ۱۳۸۸ در ۳:۱۵ ب.ظ
من متن نامه نوري زاد به رهبر رو خوندم و اگر شما هم بخونيد در ميابيد كه اين شخص چقدر بي ادب است.
كساني كه فيلم چهل سرباز با اون خرج هنگفت رو فيلم خوبي ميدونند يكبار و فقط يكبار به فيلم هاي تاريخي خوب ايران نظر كنند تا بدانند كه نوري زاد چه ضربه اي به تاريخ ايران زمين و هنروشاهنامه زده .
آبان ۲۰م, ۱۳۸۸ در ۱۱:۰۱ ب.ظ
.اما تحصيل ايشان در اين رشته و در اين كشور قطعا با روحيه و خواست پدر ۱۸۰ درجه مغايرت دارد……………khodavand aramesh ra az zendegiat begirad ahmade najafi ke intor biparva dorogh migoyi .man az shakhse aghaye norizad porsidam ke ehsasat raje be inke farzandat dar emrika mosighi mikhanad chist va ou chenin goft;man dar haghe farzandam pishtar az inha zolm kardam.agar joloye ou ra nemigereftam alan bayad mosighi dane barjasteyi mishod.
مرداد ۲۵م, ۱۳۸۹ در ۷:۳۴ ب.ظ
درود بر نوریزاد دلیر و ابرمرد
مهر ۲۴م, ۱۳۸۹ در ۱:۲۵ ب.ظ
درود بر نوری زاد
مگر نعوذ به الله از خدا انتقاد کرده که این چنین طلاب دون پایه و کور گر گرفته و می سوزند.
پیامبر خدا گفت من یک انسان هستم مثل شما!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! چه رسد به رهبری که خبرگان انتخاب کند
آذر ۲۶م, ۱۳۸۹ در ۱:۴۲ ق.ظ
یا خدا
سلام
جناب شیخ ! بارها به پدرم گفته ام مگر در آن مدارس چه به آنها می گویند که پیچاندن و سفسطه شده ذاتی شان ، من که مکانیک خوانده ام حس می کنم این درس ها (مکانیک) گاهاً بسیار اخلاقی و معرفتی است ، آنجا که می گویند مرکز تعلیم علوم دینی است چه کار می کنند که این می شوند؟ یعنی پناه برخدا این علی که من نهج ابلاغه اش را گاهاً می خوانم هم مثل اینها بوده؟
خیلی برای پول حرام کردن نوری زاد گریه کردی خواستم کمی از طیب و طاهر بودن نظام شما بنویسم.
می دانی روزانه چند میلیون تومان(میلیارد !) در بازار گاز و نفت ایران ضرر می کند ؟
می دانی با همان کامیون طلایی که سال پیش از ایران خارج شد و در ترکیه ضبط شد ترکیه راحت از گردنه بحران اقتصادی جهان رد شد؟ و اردوغان گفت این یک مائده آسمانی بود!
می دانی چندین کارخانه و چندین هزار کارگر به علت حضور در بلندتیرن قله های مدیریتی جهان به خاک سیاه نشستند؟
و…
دوست ریش دار عزیز ، ای کاش که این حرفها کارگر بیافتد.
۱- معیار شما حق باشد ، حالا چه در دوران آقای یزید چه در دوران آقای خامنه ای و چه خاتمی و احمدی نژاد وقتی معیار حق نباشد یکی میتینگ می گزارد که آی مردم ناموس شیعه را در فجیره می فروشند خاک بر سرت خاتمی ! و وقتی از تیمش کسی رییس شد باز هم از گذشته می گوید انگار دیگر دختری نمی فروشند ! انگار فقری نیست و فحشا نیست و هرچه هست نتیجه کار گذشتگان است و هر آنچه بعدها هم بوجود بیاید هم کار آنهاست .
۲- دوست داشتم در آن مدرسه ها تمام آن کتابهای قطور را می ریختید دور و همان که قران و علی گفته را عمل می کردید و رویش بحث می کردید. به همان سادگی و به همان شیرینی و به همان کوتاهی : حق . من حاضرم از فردا دیگر آقای خامنه ای را با معاویه مقایسه نکنم به شرطی که همان که در نهج ابلاغه را گفته اجرا کند به ولله برایش جانم را فدا می کنم اگر تغییر کند و با تمام مخالفتم با ولایت فقیه به قول شما در آن ذوب می شوم به شرطی که دیدش به دنیا را عوض کند و دیدش را علوی کند ،حالا دید علوی چیست؟ کتاب خطبه های علی( منظورم همان نهج ابلاغه است ) با ترجمه قبل از انقلاب را مطالعه بفرمایید البته علی گفتم یک وقتی صحیفه نور را نخوانید . مثل علی که به استاندرش گفت من در گناه تو شریکم بیاید و بگوید مردم من از اینکه در زمان حکومت من و در راس بودن من و رهبری من خون فعالین سیاسی به دست زیردستانم ( مثل قتلهای زنجیره ای) ریخته شد عذر خواهی میکنم و نتواستم جلویش را بگیرم طلب بخشش دارم، از اینکه آمار طلاق ، اعتیاد ، سرقت ،زورگیری ، خرافات،برگشت کنندگان از دین، سکته های ناشی از فشار عصبی ؛ روز به روز بالاتر رفت و فرزندان ایرانی یتیم شدند عذر خواهی می کنم و این سوء تدبیر من بود و به وظایف قانونی خود عمل نکردم و کارهایی کردم که بدعت در دین و سیاست بود و شما می توانید بدون مهره چینی من مجلس خبرگان را تشکیل دهید و من را برکنار و یا ابقاء کنید .
۳- چراغ هیچکس تا صبح روشن نیست ، حال که سرنوشت اینچنین رقم خورده که عنان قدرت ایران را به دست بگیرید مثل پیشینیان نباشید ، یا دست کم مثل بدترین آنها نباشید ، راههایی که کلیسا رفت و در تاریخ ثبت شد را نروید ، یا اگر می روید همۀ پلها را پشت سر خراب نکنید ! راه بنی عباس طی شده و آزموده را آزمودن خطاست ،این سالها بزنگاه تشیع است ، هرچه کنید ثبت می شود یا می شوید شیعه علوی و یا شیعه صفوی. اگر امروز باد بکارید فردا مطمئناً طوفان درو خواهید کرد . روزی حسین سرکرده فتنه گران و مرتدان بود و تبلیغات آنروز باعث شد چندصباحی دوران بنی امیه ادامه پیدا کند ولی چه کوتاه بود حکومت ری و چه بی برکت آن سکه ها ، شما نکنید شما مظلوم کشی نکنید ، به خاطر یک جانشینی پدر و پسر (علی خ و مجتبی خ) وجدان خود را نفروشید . فرد فردتان کتب تاریخی فاشیزم و نازیسم و لنینسم و بهشت فروشی قرون وسطایی را تواماً مطالعه بفرمایید و مدام به امروز پل بزنید و درجه فاشیزم و پیراهن سیاه های ایران و ایتالیا را مقایسه کنید شاید فرجی شد و از دل این همه طلاب یک سیدجمال الدین اسد آبادی و آخوند خراسانی و آیت الله طالقانی درآمد.
باور داریم که ما از ورای کشته شدن زنده می شویم