بر اساس خبرهای دریافتی رئیس سازمان صداوسیما در جلسه علماء شاغل در صداوسیما از بولتن محرمانه جامعه مدرسین حوزه علمیه قم به شدت انتقاد كرد و گفت :« این خبرنامه ارتباطی به جامعه مدرسین ندارد و توسط طلبه جوانی ! تنظیم میشود كه در بسیاری از موارد خبرهای آن كذب است. من با اعضای جامعه مدرسین صحبت كردم و گفتم این خبرنامه در شان شما نیست تا به آن استناد كنید» اگر چه این جلسه با حضور تنها ۶۰ نفر از ۲۰۰ مدعو تشكیل یافت و نام عجیب علماء!شاغل در صداوسیما بر خود نهاد اما بخشهای فوق از صحبتهای آقای ضرغامی از جهاتی قابل توجه است.
مواجهه جامعه مدرسین و صداوسیما پس از آن آغاز شد كه در سال ۱۳۸۴ جلسه ای با حضور ضرغامی و چند تن از معاونان وی در جامعه مدرسین برگزار شد .در این جلسه نقدها و انتقادهای فراوانی نسبت به عملكرد صداوسیما از سوی اعضای جامعه مدرسین مطرح شد،اما در نهایت ناباوری پس از خروج ضرغامی از جلسه،خبر نخست همه بخشهای خبری صداوسیما این بود:« تقدیر و تشكر جامعه مدرسین از عملكرد مثبت و مهم صداوسیما»!!و دریغ از یك كلمه انتقاد! این حركت ناشایست در عرصه رسانه كه نشان از یك حركت برنامه ریزی شده قبلی داشت استارت برخی دلگیریهای غیر رسمی را رقم زد.
اعضای جامعه مدرسین در برخی دیگر از جلسات رسمی و غیر رسمی با مدیران صداوسیما همواره «فاصله گرفتن از آموزههای دینی و فرهنگی » را به مدیران گوشزد می كردند و خروجیهای مختلف جامعه مدرسین اعم از بولتنهای خبری،ویژهنامهها و حتی بولتنهای خاص در راستای نقد كارشناسانه عملكرد صداوسیما بوده است.همان سازمانی كه مدیران آن همیشه ادعای «نقدپذیری و آمادگی برای شنیدن انتقادات» را داشتهاند.این درحالی است كه تنها با وعدههای دیپلماتیك مواجه شده و خروجی رادیو و تلوزیون هر روز به سوی فاصله گرفتن از «آموزههای دینی و فرهنگی» پیش می رفت. خبرها و مطالب منعكس شده در بولتنهای جامعه مدرسین دقیقا انعكاس نگرانی جامعه متدینین از روند برنامهسازی در صداوسیما و در بسیاری موارد نقدهای كارشناسانه با تكیه بر بهرهگیری از مستندات و نظرات متخصصین بوده است.
سال گذشته و با اظهار نظر آیت الله العظمی مكارم شیرازی در خصوص عملكرد رادیو جوان ، صداوسیما باز هم به جای تجدید نظر فوری و جدی در برنامههای خود ، قصد آغاز یك بازی و ترفند رسانهای جدید را داشت كه با هوشیاری دفتر آیت الله العظمی مكار شیرازی این ترفند خنثی شد .اما رادیو جوان كوتاه نیامد و حتی در خبری سراسر كذب مدعی شد:«دفتر آیت الله العظمی مكارم شیرازی اخبار منتشره در خصوص نارضایتی ایشان از رادیو جوان را تكذیب كرد» كه بهت مسئول دفتر ایشان را در پی داشت و تنها بخاطر رعایت مصالحی نسبت به این اقدام كاملا غیراخلاقی و غیر حرفهای واكنش نشان ندادند.
اما امسال پوشش گسترده آغاز سال تحصیلی حوزه های علمیه در بخشهای مختلف خبری نوید تجدید نظر مدیران صداوسیما در تعامل با حوزه را داشت كه متاسفانه این خوشحالی چند روز بیشتر به طول نیانجامید.چرا كه ملاقات ضرغامی با مراجع تقلید تنها ده روز پس از این ماجرا نشان داد كه آن اقدام تنها یك حركت رندانه رسانهای و كوتاه مدت در جهت گرفتن وقت ملاقات برای رئیس صداوسیما بیش نبودهاست.اگرچه حتی برخی طلاب رسانهای ! هم گول فریب این ترفند رسانهای را خوردند و با دستپاچگی نامهتشكر به صداوسیما ارسال كردند،اما نقدهای گذشته حوزههای علمیه و مراجع تقلید به صداوسیما نشان میدهد مسائل مبنائی همواره مورد توجه بوده است، چه آنكه انعكاس گسترده خبر آغاز سال تحصیلی حوزه در صداوسیما نیز كمترین وظیفه رسانه ملی در قبال حوزه علمیه بود كه تاكنون نسبت به آن قصور و كوتاهی صورت گرفته بود و ذوق زدگی برخی تنها نشان از عدم درك رسانه ای آنان دارد.
حال با نگاهی گذرا به نوع تعامل صدا و سیما با حوزههای علمیه باید از مدیران این رسانه پرسید كدام یك از طرفین سعی در بیراهه رفتن در مسیر داشتهاند؟ آیا انعكاس وارونه خبر جلسه جامعه مدرسین با مدیر صداوسیما،انتشار و انتساب خبر كذب به دفتر آیت الله العظمی مكارم شیرازی و بازی و كلاهبرداری رسانهای برای گرفتن وقت ملاقات از مراجع تقلید شایسته این رسانه ملی میباشد؟ چرا مدیران صداوسیما به جای رفتار «صادقانه» در قبال حوزههای علمیه و مراجع تقلید كه همواره در نهایت صداقت با این رسانه تعامل داشتهاند (و عدم آگاهی و یا بياعتنائي مراجع تقلید به بازیهای رسانهای این سازمان نیز تاییدی بر صداقت آنان است) برابر نقدهای مشفقانه تنها اقدام به موضع گیری میكند؟
چرا مدیران صدواسیما تصور می كنند چون رسانه ملی در دستشان است می توانند هر طوری كه صلاح می دانند با افكار عمومی حتی حوزههای علمیه و مراجع تقلید معامله _بخوانید بازی _ كنند؟كاش به جای آنكه رسانه ملی بازی ها و ترفندهای رسانهای خود را برابر حوزهها و مراجع اجرا كند، برای تبلیغ سیاستهای نظام و در برابر رسانهها و بنگاههای خبری دشمنان همچون سیان ان و بیبی سی به اجرا درآورد.
ارسال نامهای توسط قائم مقام ضرغامی به جامعه مدرسین مبنی بر اینكه «جامعه مدرسین پیش از آنكه هر مطلبی درباره صداوسیما نقل كند با فلان شماره تلفن سازمان تماس گرفته و هماهنگی كند-بخوانید اجازه بگیرد- با كدام شعار جریان آزاد اطلاعاتی و تحمل نقد همخوانی دارد؟ این نامه حتی اگر به یك هفتهنامه محلی در دورترین شهرستان هم ارسال شود توهین بزرگی به مخاطب محسوب میشود تا چه برسد به نهادی مانند جامعه مدرسین حوزه علمیه قم!
آیا انعكاس خبرهای روزنامهها در بولتنهای خبری و یا درج نقدهای مختلف به برنامهها خصوصا سریالهای پر مخاطب در بولتن جامعه مدرسین كار اشتباهی است ؟ این درحالی است این بولتنها همواره تكذیب یا توضیحات دریافتی در خصوص خبرهای مندرج را منتشر می كنند و جالبتر آنكه تا كنون از صدواسیما توضیح یا تكذیب هیچ خبری به جامعه مدرسین ارسال نشده است!
كاش جناب ضرغامی و مدیران صداوسیما به جای طراحی برنامههای خاص جهت دور زدن مراجع تقلید و جامعه مدرسین،نگاهی دوباره به نامه اعضای جامعه مدرسین و بررسی مجدد نگرانیها و تذكرات جدی این نهاد میكردند و عجیبتر آنكه در عمل نیز بیمهریها و عدم توجه مناسب به رادیو معارف كه درواقع رادیوی حوزه علمیه و تنها بلندگوی دینی در رسانهملی محسوب میشود پیام خاصی برای همگان دارد.
به هر حال ماجرای دوطرفه حوزه علمیه و صداوسیما زمانی به سرانجام خوش خواهد رسید كه صداوسیما از اریكه رویائی و انحصار نظری خود پائین آمده و با «صداقت» و «با پرهیز از بازیهای رسانهای» نقدهای مشفقانه و كارشناسانه مراجع تقلید و حوزههای علمیه را با جان و دل شنیده و در عمل نیز به اجرا درآورد.

آبان ۳۰م, ۱۳۸۷ در ۱۰:۰۰ ب.ظ
خوبش کردین!
آذر ۱م, ۱۳۸۷ در ۱۲:۴۸ ب.ظ
سلام. اولین باره پای این منبر میشینم.سیاه بودن زمینه، و پیوسته بودن مطالب، چشم آدمو خسته می کنه.متشکرم.
به خونه ی من هم اگر خواستید سرکی بکشید.من هم منبر رفته ام.
آذر ۱م, ۱۳۸۷ در ۱:۰۲ ب.ظ
شايد ضرغامي بي ربط هم نگفته باشد. به چنين مسأله اي بنده هم معتقدم
آذر ۱م, ۱۳۸۷ در ۵:۰۴ ب.ظ
سلام. مجموعه صداوسیما مجموعهای بسته است که توسط تعدادی از متفکرین هدایت میشود، اثبات شده که انتقادها به کام دوستان قابل هضم نیست، و آن را بیرون پرت میکنند. باور کنید با همین حالت.
خودتان هم گفتید که آمدن آقایان به قم شبیه یه کار رسانهای بیش نیست و برای این است که بگویند ما با روحانیت هستیم و شاید هم خدای ناکرده روحانیت با ماست.
بولتنهایی که حقیقت را به چشمان تیزبین روحانیت برساند و حقیقیت عملکرد آنها را روشن کند را برنمیتابند و حتماً با آن مقابله خواهند کرد.
پس کارتان درست و کامل و جامع است، باشد که مرزها را گسترش بدهید و صدای دشمنانتان نیز در بیاید… که این نشانه خوبی است، بر عملکرد صحیح …
آذر ۳م, ۱۳۸۷ در ۳:۲۶ ب.ظ
گل گفتی اینها علما را مسخره کرده اند
آذر ۳م, ۱۳۸۷ در ۳:۴۶ ب.ظ
منبر نت سلام واقعا دستت درد نکنه عقده مان باز شد چها تا آدم بی سواد دارند فرهنگ مردم را تباه می کنند انشاءالله رهبری عزیز انقلاب آقای ضرغامی را ……..
آذر ۳م, ۱۳۸۷ در ۶:۰۴ ب.ظ
سلام استاد…از ارائه مطالب مفیدتون متشکرم… ضمنا صدا وسیما از این شیپورها زیاد داره
آذر ۳م, ۱۳۸۷ در ۷:۲۱ ب.ظ
با سلام . كاش همه جهات قضيه را بررسي مي كردين . اولا طوري نوشته ايد كه انگارهمه
مي توتنند به راحتي سر مراجع و جامعه مدرسن كلاه بگذارند ثانيا سازمان صدا وسيما زيز نظر رهبري است و خيلي از مسائل از ديد تيزبين مقام معظم رهبري دور نمي ماند و…
پاسخ:اگر دقت می کردید بنده تاکید کرده بودم :«چرا مدیران صداوسیما به جای رفتار «صادقانه» در قبال حوزههای علمیه و مراجع تقلید كه همواره در نهایت صداقت با این رسانه تعامل داشتهاند (و عدم آگاهی و یا بياعتنائي مراجع تقلید به بازیهای رسانهای این سازمان نیز تاییدی بر صداقت آنان است) برابر نقدهای مشفقانه تنها اقدام به موضع گیری میكند؟« پس منظور بنده این بود که صداقت علما هم برگرفته از تیزبینی آنان است.همان نکته ای که در سیره بسیاری از علما دیده ایم.اما اینکه صداوسیما زیر نظر رهبری دلیل نمی شود که از آن انتقاد نکنیم . جالب انکه خود رهبری نیز جزو منتقدین اصلی صداوسیما هستند…طی سال های اخیر در مقاطع مختلف رهبری فرموده اند که بنده نیز انتقاداتی به صداوسیما دارم و خود ضرغامی نیز دو سال گذشته در جلسه ای گفتند رهبری نسبت به افزایش موسیقی در صداوسیما تذکر جدی داده اند.
آذر ۴م, ۱۳۸۷ در ۱۱:۳۴ ق.ظ
جناب آقای نجمی از واحد …………. مرکز پژوهشهای اسلامی مزاحم میشوم . خوشحال میشویم که با شما در باره برخی از دغدغه های مشترک گفتگویی داشته باشیم. چنانچه محبت فرموده با این شماره تماس گرفته یا شماره خود را ایمیل فرمایید:۰۲۵۱…..
planning@iric.ir
آذر ۴م, ۱۳۸۷ در ۱:۲۰ ب.ظ
سلام بر آقاي نجمي عزيز
براي شما كما في السابق آرزوي موفقيت و بهروزي دارم
وب سايت زيبا و پر محتواي شما را لينك دادم.
آذر ۵م, ۱۳۸۷ در ۱۲:۱۰ ق.ظ
سلام در گذر از صحبت آقای ضرغامی من هم به عنوان یک طلبه عقیده ام این است که بولتن جامعه در شان علمای جامعه نیست وباید عمق اصالت آن بیش از این باشد.
آذر ۵م, ۱۳۸۷ در ۱:۱۰ ق.ظ
خیلی خوشحالی که مخالف جریان آیت الله منتظری هستی؟ راستی منم خوشحالم که تو مخالفی!!!!!؟؟؟؟!!!!
آذر ۷م, ۱۳۸۷ در ۱۱:۱۲ ق.ظ
ارتباط حوزه و صدا و سیما را آخرش ما نفهمیدیم . چه ربطی به هم دارند که باید حوزه در کا آنها دخالت کند . شاید فکر می کنید اگر نخود هر آشی نباشید گرسنه می مانید . حالا هی بولتن بدهید.!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
پاسخ:حوزه علمیه تنها با دین کار دارد و به شرطی با صداوسیما کاری نخواهد داشت که صداوسیما هم با دین کاری نداشته باشد.
آذر ۱۶م, ۱۳۸۷ در ۱۱:۴۶ ب.ظ
کیف کردم
دی ۶م, ۱۳۸۷ در ۳:۲۴ ب.ظ
اين بولتنها را خداي ناكرده شما كه منتشر نمي كنيد؟
قضاوت ضرغامي درباره اين قبيل بولتها، نديد ميگويم صد در صد درست است. يك عده آدمي كه غالبا سواد و تخصص موضوع مورد انتقادشان را ندارند خداي رحمان و رزاق را فراموش ميكنند و براي يك لقمه نان به هر جايي كه دلشان بخواهد پرت و پلا مي گويند. چرا؟ فقط به خاطر اينكه اين محتواي پرت و پلا پشت الفاظ ظاهرا زيبايي بيان مي شود. حمايت از ارزشها و رهبر مظلوم كه همه اين اعمال و اقوال سخيف متاسفانه به پاي او هم نوشته مي شود. واقعا حيرت آور است اين همه سادگي و بلاهت.
دی ۱۷م, ۱۳۸۷ در ۱۰:۵۵ ب.ظ
سلام
البته بدیهی است که صداقت با سادگی فرق دارد. درباره آقای منتظری نیز این مشکل وجود داشت که بسیار ساده انگارانه مسایل را دیده و باور می کرده و میکند. یک مرجع بایستی آگاه به زمان و مکان باشد یعنی اینکه در عین داشتن صداقت ساده نبوده و در صورت لزوم مشورتهای لازم را از متخصصین امر دریافت کند. لذا این گفته شما در تایید صداقت ایشان خیلی نمی تواند قابل قبول باشد.
بهمن ۱۳م, ۱۳۸۷ در ۱۲:۴۷ ب.ظ
چرا اين روحانيون محترم با كاري كه صدا و سيما با مردم ميكند چندان كاري ندارند و بيشتر خودشان را ميبينند؟ مگر دروغ گفته به مردم گناه كوچكي است؟
متاسفانه اين بازار دروغ گويي توسط خود روحانيون گرم شد و حالا بر سر خودشان مي ايد. بزرگترين دروغ اين بود كه امام فرمودند روحانيون به ارشاد خودشان خواهند پرداخت ولي حالا عملا همه جا حضور دارند و هركاري به خاطر حضور اين آقايان به اسم اسلام نوشته ميشود و هنوز هم معتقدند هيچ كاره هستند! پس اين همه نماينده و رابط و … چكاره هستند؟ اين همه بودجه و حقوق و … براي چيست؟
آقاي قرائتي قبل از انقلاب (وقتي تلويزيون فقط ۲ كانال داشت و هر كدام روزي ۶-۷ ساعت بيشتر برنامه نداشتند) گفت فقط روزي يك ساعت از وقت تلويزيون را در اختيار ما بگذاريد تا ببينيد چه ميكنيم!؟ الان سال هاست ۷ كانال در اختيار اين آقايان است و بينيد ميزان فساد چقدر است؟ چقدر ظامار طلاق بالا رفته؟ پايه هاي خانواده سست تر شده! و هر روز ساعت هاي يك روحاني ملبس يا غير آن در صدا و سيما در حال نطق است و هنوز هم گله ميكنند؟ واقعا اين منطقي است؟ حرف حساب است؟
انصاف است؟ يا فقط ادعا داريم و حتي حاضر نيستيم در روش و ادعاي خود تغييري بدهيم؟ واي بر ملتي كه بزرگانش درغگو باشند. خدا امام را رحمتكند كه از دست اين افراد كه پسرش را هم نجس ميدانستند گه كشيد و حريف آنها نشد.