بایگانی برای دی, ۱۳۸۷

چرا باید بی بی سی را جدی گرفت؟

جمعه, دی ۲۷م, ۱۳۸۷

بی‌بی‌سی را از زمانی که فهمیدم رادیو چیست به یاد دارم. در اوج ایام جنگ که پدرم در کنار تلویزیون، با خش‌خش‌های ملال‌آور، از ساعت ۸ شب رادیو بی‌بی‌سی را گوش می‌کرد و ما‌هم در کنار سفره مجبور بودیم به تحلیل‌ها و خبرهای بی‌بی‌سی گوش کنیم و البته زمانی که نوبت به پخش ترانه می‌رسید بلافاصله رادیو خاموش می‌شد و صدای تلویزیون ایران بلند…و زمانی متوجه شدم بی‌بی‌سی یک رسانه حرفه‌ای است که نرم خبرهایش را بارها و بارها می‌خواندم تا برای خودم الگوئی از نرم‌خبر نویسی پیدا کنم.
از دیروز برنامه‌های بخش فارسی تلویزیون بی‌بی‌سی آغاز شد و جماعت ماهواره‌ای ایران یقینا به این تلویزیون توجه خاصی خواهند داشت، چه آنکه مسئولان نظام نیز این اتفاق را جدی گرفته‌اند. اما به راستی، چرا بی‌بی‌سی را باید جدی گرفت؟
بی‌بی‌سی را می توان تنها رسانه تلوزیونی فارسی زبان دانست که با تکیه بر تجربه ده‌ها ساله بخش رادیوئی  خود، تصمیم گرفته‌است به عرصه رسانه  دیداری هم وارد شود. طبیعتا این تجربه و پشتوانه یکی از مهمترین دلایل قدرت این رسانه است. این تلویزیون با حوصله کافی و در یک پروسه  حداقل پنج ساله، ساختار تشکیلاتی خود را چیده، نزدیک به یک‌صد خبرنگار!! را از سراسر جهان خصوصا ایران گردآوری کرده است.
بهترین نمونه برای آنکه بدانیم چقدر این رادیو با حوصله و با تکیه بر برنامه‌ریزی دقیق اقدام به راه‌اندازی شبکه تلویزیونی کرده‌است، همین بس که هم‌اکنون  ده‌ها ساعت گفت‌و‌گوی اختصاصی با مرحوم خلخالی و حاج سید احمد خمینی درباره خاطرات انقلاب، در ایام دهه فجر آماده پخش دارد. یا آنکه برای ضبط تاریخ شفاهی انقلاب به سراغ سران رژیم پهلوی و افرادی که در آن زمان در متن جریانات انقلاب بوده اند رفته‌است و در یک رقم از جناب اردشیر زاهدی در سوئیس نزدیک به یکصدوهفتاد ساعت برنامه ضبط کرده‌است و بد نیست بدانیم که بهترین دوبلورهای ایران را جمع‌آوری کرده تا آرشیو بی نظیر خود درباره ایران را دوبله و عرضه کند.
نباید شگفت‌زده و متعجب شویم، اگر مصاحبه و تصاویری از حجت الاسلام ناطق نوری در شب انتخابات دوم خرداد و شب شمارش آراء از بی‌بی‌سی پخش شود، چرا که این تصاویر و دهها سوژه ناب  و پخش نشده در آرشیو چند ده ساله این تلویزیون وجود دارد و قرار است تا چند ماه آینده پخش شود. خب به نظر شما راه اندازی این شبکه یک تصمیم ساده و بر اساس تلاش چندماهه است؟
بی‌بی‌سی از مدت ها پیش به دنبال جذب نیروهای توانمد رسانه‌ای در ایران بوده است. برای نمونه جناب «مازیار بهاری»که مسئولیت بخش مستند‌های تاریخی این شبکه را برعهده دارد، در قالب برگزاری دوره‌های آموزش مستندسازی در ایران، اقدام به شناسایی و جذب نیروهای توانمند کرده و جالب‌تر آنکه هزینه برگزاری این دوره‌ها توسط دولت جمهوری اسلامی ایران تامین می شد.!
حالا موفقیت و تاثیرگذاری این شبکه را مقایسه کنید با رادیو و تلویزیون خودمان. تلویزیونی که با افتخار تمام به صورت قطره‌چکانی! برخی تصاویر و مصاحبه‌های انقلاب را پخش می‌کند، ناگهان با تصاویری مواجه خواهد شد که تهیه آن به مّخیله شریف مدیرانش خطور هم نکرده‌است. یک سوال؛ صداوسیمای خودمان چند ساعت گقت‌و‌گو درباره تاریخ شفاهی انقلاب از مرحوم خلخالی و سید احمد خمینی دارد؟ آیا به ذهنش خطور کرده‌است که مثلا در ایام انتخابات ریاست جمهوری دهم و شب رای‌گیری، دوربین خود را به منزل احمدی نژاد و چند کاندیدای دیگر ببرد؟ خب با بیان این چند نمونه بسیار کوچک و به ظاهر پیش پا افتاده، تفاوت صداوسیمای خودمان با بی‌بی‌سی کاملا مشخص می شود!( یاد صد ساعت فیلم از آرشیو منتشر شده بی‌بی‌سی از حوادث قرن اخیر افتادم که منبع تامین بسیاری از تصاویر مستندهای تلویزیونی خودمان است، حتی برنامه‌های مربوط به انقلاب و جنگ! اگر این کاره هستید توصیه می‌کنم حتما تهیه کنید)
به هرحال، بی‌بی‌سی را باید جدی بگیریم و به جای آنکه با آن سلیقه‌ای رفتار کنیم، به فکر وضع قانون باشیم. بالاخره گفت‌وگو با بی‌بی‌سی جرم هست یا نه؟ این موضوع باید هرچه زودتر مشخص شود تا از برخوردهای سلیقه‌ای در امان ماند و نکته پایانی اینکه :بی‌بی‌سی حافظ منافع سیاسی و فرهنگی دولت بریتانیا است! یادمان باشد!
پی‌نوشت: رضا برجی در کتاب خاطرات سفر به افغانستان بارها و بارها از رادیو بی‌بی‌سی  بحث به میان آورده است. اینکه این رادیو تنها منبع خبری مردم افغانستان، حتی مبارزان مستقر در کوهستان است. جدیدترین وقایع روز و تحولات منطقه ‌ی افغانستان و اینکه امروز کدام گروه چه منطقه ای را گرفته اند، در بی‌بی‌سی تنها می‌شود یافت و اینکه اخبار افغانستان در رادیو ایران تقریبا با یک هفته تاخیر و کلی ایراد و نقص منتشر می‌شود!
در همین زمینه:
تلویزیون بی‌بی‌سی فارسی رسانه‌ای تحریک کننده است(مهدی جامی)
درباره تلویزیون بی‌بی‌سی فارسی(تورجان)
تلویزیون بی‌بی‌سی فارسی آمد، خوشحال باشیم اما ذوق زده نشویم(بامدادی)

نوشته شده در رسانه, سياست, فرهنگ | ۲۴ پاسخ »

پرچم یا حسین،هدیه ما به مردم غزه

جمعه, دی ۱۳م, ۱۳۸۷

دیروز برنامه دومین سالگرد بزرگداشت زنده یاد «حسن نظری» بود و با اوضاع عجیب وغریب غزه همزمان شده بود. فرصت مغتنمی بود برای گردهم آئی وبلاگ نویسان و حمایت از مقاومت مردم غزه. گروه ۱۵ نفره از دوستان دفتر توسعه وبلاگ دینی هم  از قم عزم تهران شدیم برای حضور در این برنامه.
طبق معمول صحبت های حاج آقا مرادی برای همه جذاب بود و مثل همیشه رک و پوست کنده نظراتشان می گفتند. خیلی صریح گفتند چرا پرچم ایران بر روی سن نیست و فقط به پرچم فلسطین و حزب الله لبنان بسنده شده؟ مگر نه این است که ایران محور و رهبر معنوی این دو حرکت است؟ و نکته بسیار مهمی هم که بیان کردند این بود: « وظیفه شرعی ما ایرانی ها و مسلمانان است که از خون تک تک کودکان فلسطین حمایت کنیم و به گفته رهبری به هر اندازه که در توان داریم از خیزش مردم غزه حمایت کنیم…. اما اگر من جای مسئولان هیئت های مذهبی باشم، یک پرچم سرخ «یاحسین» برای رزمندگان و رهبران فلسطینی ارسال می کنم!»
برادر ابوذر منتظرقائم نیز چند دقیقه ای که صحبت کرد. نکته ظریف دیگری هم گفت:«اگرچه اسرائیل در یک برنامه ریزی دقیق، موعد حملات خود را در تعطیلات کریسمس قرار داده بود، اما متوجه این موضوع نشده بود که این ایام دقیقا مقارن است با محرم، با عاشورای حسینی! و ما باید از این پتانسیل و فرصت بیشترین استفاده را داشته باشیم»
در قسمتی از مراسم هم نماینده جنبش اسلامی فلسطین در ایران سخنرانی کرد. تصمیم داشتم پس از اتمام سخنرانی از بین حضار بایستم و بگویم:«برادر عزیز ! ما ایرانی ها وظیفه شرعی خود می دانیم که به هر شکل ممکن از مردم مظلوم فلسطین حمایت کنیم، اما.. به برادران فلسطینی بگویئید برای حفظ دین خدا بجنگند نه فقط خاک وطن، به انها بگوئید خود را جزئی از پیکره اسلام بدانند نه جماعت عرب! و بگویئد تا زمانی که اختلافات درونی خود را گنار نگذاشته و از فرهنگ حسینی پیروی نکنند، از سایر ملت ها کمکی ساخته نخواهد بود.»

پی نوشت:
۱-اصولا به ساز مخالف این جماعت عادت کرده ایم. در هر مساله ای، خصوصا سیاسی و دینی منتظر نگاه مخالف و در عین حال به ظاهر روشن فکرانه این تیپ افراد هستیم. ( امان از مرض ! نیاز به توجه) بخوانید:« عده ای از سر خشم و انزجار داد مبارزه و جنگ سر می دهند. شک دارم از میان همین جمع با تعصب هم به تمامی علاقمند برای جنگ واقعی بیابیم. فتح سفارت و خشونت با پلیس و تحصن در یک مکان بیشتر به سرگرمی می ماند که از عهده هر کس بر می آید. خصوصا اگر شور و هیجان یک عمل جمعی هم ادم را بگیرد. فکر نکنم خیلی کار سختی باشد مسافرت به لبنان یا حتی سفر به سوریه و از آنجا لبنان. کسی که طالب جنگ و عملیات استشهادی است به راحتی می تواند سفر کند. فرودگاه بستن{!!!} و تحصن هم ندارد. اگر غرض مقاومت است، راهش باز است. اگر غرض جنگ افروزی و وارد کردن مستقیم ایران به این جنگ است، حاشا که حتی همین جماعت  هم به تمامی مقتدرانه بایستد و حاضر به جنگیدن شود». البته در جریان غزه مساله به قدری مشخص است که ممکن است از روی ناچاری حمایتکی هم از آنها ببینیم وکاملا طبیعی است که این استعداد نهفته را جناب کمانگیر و آزاده کشف کرده و به شدت قربان صدقه اش بروند. این پست کمانگیر با با یادداشت فوق خانم توحیدلو مقایسه کنید. تنها تفاوتشان ترجمه داخلی بودن یادداشت خانم توحیدلو است با تعدیل در برخی اصطلاحات!
موضوع پیشنهادی برای این خواهر برای ایام عاشورا و تاسوعای حسینی:« به نظر من امام حسین می توانست با گفتمانی منطقی امر به معروف و نهی از منکر کند و نباید از خشونت استفاده می کرد. در ضمن بر اساس قوانین جهانی حمایت از کودکان، استفاده ابزاری از کودکان در جنگ ممنوع است و کار امام حسین درست نبوده… البته بنده هم به خاطر حادثه عاشورا اندوهگینم و احساسات مردم را درک می کنم ولی باید عاقلانه به موضوع نگاه کرد…»
۲-هر لحظه منتظر خبری هستم..نمی دانم چه، اما خبری که نشان دهد خون کودکان بی گناه فلسطین و گریه و نفرین مادران آنها بالاخره سران اسرائیل و عرب را به دام اندازد.
۳- گزارش تصویری از برنامه گردهمايی وبلاگ نويسان حامی مقاومت اسلامی

نوشته شده در دين, رسانه, سياست | ۱۳ پاسخ »

وباز هم بحث شيرين وبلاگ نویسی طلاب

جمعه, دی ۶م, ۱۳۸۷

هفته گذشته به دعوت دفتر تبیلغات اسلامی خراسان رضوی، مهمان جمع طلبه‌های وبلاگ‌نویس بودم. برنامه صبح درباره وضعیت كلی وبلاگستان فارسی، جایگاه و تاثیرات سیاسی اجتماعی وبلاگ در ایران بود. برنامه عصر كه به نظرم مهمتر بود، درباره وبلاگ نویسی طلاب و حواشی و نظرات دوستان در این زمینه برگزار شد. جمع حدود چهل نفره حاضران، اگرچه به نظرم اغلب آگاه به گفته‌های من بودند، اما ترجیح دادند كه بازهم شنونده باشند و به جز یكی دو نفر، اظهارنظر زیادی نشد. البته علاقه داشتم به جای صحبت‌های یك طرفه، بحث‌ و مجادلات طلبگی درباره وبلاگ‌نویسی درگیرد….
با دوستان حوزه علمیه مشهد از ۵ سال پیش ارتباط دارم. از آن زمانی كه به توصیه برادر عزیز آقای زائری برای انتشار عمومی نخستین شماره نشریه حجره با بچه‌های مدرسه سلیمیانیه و حاج‌آقای گنابادی‌ن‍ژاد و بقیه آشنا شدم. دقیقا نمی‌توانم توضیح دهم، اما حال و هوای حاكم بر حوزه علمیه مشهد و طلابش با جو و سلیقه حوزه علمیه قم متفاوت است. طلاب مشهد روحیه و سبك خاصی دارند.
شاید مهمترین بحثی كه در نوبت عصر مطرح شد، شرایط حاكم فكری و فرهنگی در حوزه علمیه است. به عقیده یكی از دوستان حاضر، علت اصلی عدم موفقیت چشمگیر طلاب در وبلاگ‌نویسی، شرایط فرهنگی و خط‌‌كشی‌های خاص در حوزه است:« آقای نجمی! من مهم‌ترین موانع رشد وبلا‌گ‌نویسی مذهبی را موانع فرهنگی ـ نه اقتصادی و سخت‌افزاری و … ـ می‌دانم. ما از آغاز با ترس هم‌آغوشیم. شما بگو با تکلیف، ولی من اسم‌ش را ترس می‌نهم. ترس ـ تکلیف از آموزه‌های مقدس، از متولیان مدارس و مساجد، از عوام مذهبی و به ویژه در این سال‌ها از متولیان حکومت، ما را دست و پا بسته بزرگ کرده است. وبلاگ یعنی رسانه‌ی تکثر و آزادی و ما کسانی هستیم که تکثر را مترادف با الحاد و آزادی را مساوی با اباحی‌گری می‌دانیم. وبلاگ وقتی معنا دارد که فردیت و تنهایی ما جای‌گاهی داشته باشد».
اگرچه در برخی نكات با این عزیز هم نظرم، اما بی‌انصافی است كه همه چیز را به گردن متولیان حكومت و مدیران مدارس بیاندازیم.این پیام كه بر یادداشت فوق نوشته شده هم جالب است:« تا حالا كی به خاطر ثبت مطالب دلخواهت مورد بازخواست قرار گرفته ای؟!! طوری نوشته ای كه انگار خیلی حرفها برای گفتن داری ولی به دلایلی نمی توانی بزنی. تو كه به هر كس دلت می خواهد گیر داده ای. به كشور، رئیس جمهور ، حوزه ، دروس حوزه ، اساتیدت، و …»
وبلاگ حركتی است كه هیچ كس نمی‌تواند برای آن حد و مرزی تعیین كند ونظر خود را تمام‌ آنچه كه هست بداند. طبیعی است هركس دیدگاه و نظری دارد. از سوی دیگر به عقیده من فلسفه وجودی یك طلبه خدمت به دین است. ذره‌‌ذره وجودش برای خدمت به دین خدا تشكیل یافته و اگر جز این باشد به انحراف رفته. وبلاگ هم می‌تواند ابزار خوبی برای انجام وظیفه باشد، البته به شرط رعایت قوانین وبلاگی!
جالب است كه برخی معتقدند :« واقعیت اینه که نفس طلبگی با شفافیت وبلاگ نویسی سازگاری نداره» و من متحیرم مگر در وبلاگ قرار است چه چیزی بنویسیم كه با نفس طلبگی سازگاری نداشته باشد؟؟ آیا این افراد انتظار دارند محرمانه ترین ارتباط خود با همسر گرامیشان را در وبلاگ بنویسند و نفس طلبگی با آن مخالف است؟ كه اگر این‌گونه باشد این مخالفت جای بسی افتخار دارد! یا آنكه ممكن است طلبه‌ای معتقد باشد:«کی گفته من حتما باید به الزام قانونی حجاب معتقد باشم؟ کی گفته من اختیاردار تن دیگرانم؟». این دیگر به خود او مربوط می‌شود . شاید وی اصلا معتقد باشد چه كسی گفته نماز واج و است و خدا یكی است و ده‌ها نظر و اعتقاد دیگرو كاملا طبيعي است چنين فردي درباره بنده نيز بگويد:«او برخورد آرامی داشت و احساس کردم می‌توان با او سخن گفت!!!»
بحث درباره وبلاگ و طلاب وبلاگ‌نویس مفصل است…
تاخير در نوشتن اين يادداشت بخاطر برگزاري كتاب سال ولايت بود كه همين ديروز برگزار شد و تمام وقتم را گرفته بود.
در همین زمینه:
جنگ‌جنگ تا پيروزی
بعدالتحریر:با سایت پاسخگوئی دفتر تبلیغات اسلامی مشهد هم آشنا شدم.انصافا سایت فنی و باسلیقه‌ای طراحی كرده‌اند.اگرچه در آغاز راهند اما آینده موفقی خواهند داشت.

نوشته شده در دين, رسانه | ۱۲ پاسخ »


پیوندها
آشنايان
آب‌و آتش. آهستان. احسان‌و هزاره سوم. ارتباطات. ايمان امروز. اينك. باسيدعلي‌تاقتح قدس. بانوبلاگ. بچه هاي قلم. ترديد‌راهي‌به‌دانائي. تنهاي‌تنها. حاج آقا ياحق. حامدعبداللهي. خبرنگار‌مسلمان. خویلی. دفتر عشق. دلشدگان شمس. رسانه. رسپنا. رضابابايي. رند. سرگيجه‌ها. سوزنبان. سيدمحمدتقي‌ابطحي. شاعرانه. شب نوشت. شيعه‌مذهب‌برتر. ضحي. طعم‌شيرين‌دودقيقه. طلبه‌نسل‌سوم. عباس‌حسين‌نژاد. عقل‌سرخ. فرهنگ‌و‌ارتباطات. كشكول جواني. كلاشينكف ديجيتالي. مادرانه. مجاهد. مدير. میرزاقلی‌خان‌راپورتچی. همسرا. پاسخگوئی. پاسداران. گلدختر.
خبري
آريا. آفتاب. آينده‌روشن. الف. امروز. انتخاب. ايسنا. ايكنا. برنا. بولتن نيوز. بي‌بي‌سي. تابناك. جهان. حج. حوزه‌نيوز. دويچه‌وله. راديوزمانه. رجا. رسا. سپهر. شريف. شهر. شيعه نيوز. صدرا. عدالتخانه. عصرایران. فارس. فرارو. فردا. مهر. نوروز. پارسينه.
فرهنگي‌علمي
آويني. ادبستان. باشگاه. تبيان. دفتر‌مطالعات تاريخ. سبكبالان. سوره‌مهر. فيروزه. كتاب‌نيوز. لوح. مركز‌اسناد‍‌انقلاب اسلامي. موعود. هفتان. پاسخ‌به‌سؤالات‌ديني. کتابخانه‌تاريخ‌ايران.
ويژه
دفتر توسعه وبلاگ ديني. نشريه الكترونيكي چارقد.