هفته گذشته به دعوت دفتر تبیلغات اسلامی خراسان رضوی، مهمان جمع طلبههای وبلاگنویس بودم. برنامه صبح درباره وضعیت كلی وبلاگستان فارسی، جایگاه و تاثیرات سیاسی اجتماعی وبلاگ در ایران بود. برنامه عصر كه به نظرم مهمتر بود، درباره وبلاگ نویسی طلاب و حواشی و نظرات دوستان در این زمینه برگزار شد. جمع حدود چهل نفره حاضران، اگرچه به نظرم اغلب آگاه به گفتههای من بودند، اما ترجیح دادند كه بازهم شنونده باشند و به جز یكی دو نفر، اظهارنظر زیادی نشد. البته علاقه داشتم به جای صحبتهای یك طرفه، بحث و مجادلات طلبگی درباره وبلاگنویسی درگیرد….
با دوستان حوزه علمیه مشهد از ۵ سال پیش ارتباط دارم. از آن زمانی كه به توصیه برادر عزیز آقای زائری برای انتشار عمومی نخستین شماره نشریه حجره با بچههای مدرسه سلیمیانیه و حاجآقای گنابادینژاد و بقیه آشنا شدم. دقیقا نمیتوانم توضیح دهم، اما حال و هوای حاكم بر حوزه علمیه مشهد و طلابش با جو و سلیقه حوزه علمیه قم متفاوت است. طلاب مشهد روحیه و سبك خاصی دارند.
شاید مهمترین بحثی كه در نوبت عصر مطرح شد، شرایط حاكم فكری و فرهنگی در حوزه علمیه است. به عقیده یكی از دوستان حاضر، علت اصلی عدم موفقیت چشمگیر طلاب در وبلاگنویسی، شرایط فرهنگی و خطكشیهای خاص در حوزه است:« آقای نجمی! من مهمترین موانع رشد وبلاگنویسی مذهبی را موانع فرهنگی ـ نه اقتصادی و سختافزاری و … ـ میدانم. ما از آغاز با ترس همآغوشیم. شما بگو با تکلیف، ولی من اسمش را ترس مینهم. ترس ـ تکلیف از آموزههای مقدس، از متولیان مدارس و مساجد، از عوام مذهبی و به ویژه در این سالها از متولیان حکومت، ما را دست و پا بسته بزرگ کرده است. وبلاگ یعنی رسانهی تکثر و آزادی و ما کسانی هستیم که تکثر را مترادف با الحاد و آزادی را مساوی با اباحیگری میدانیم. وبلاگ وقتی معنا دارد که فردیت و تنهایی ما جایگاهی داشته باشد».
اگرچه در برخی نكات با این عزیز هم نظرم، اما بیانصافی است كه همه چیز را به گردن متولیان حكومت و مدیران مدارس بیاندازیم.این پیام كه بر یادداشت فوق نوشته شده هم جالب است:« تا حالا كی به خاطر ثبت مطالب دلخواهت مورد بازخواست قرار گرفته ای؟!! طوری نوشته ای كه انگار خیلی حرفها برای گفتن داری ولی به دلایلی نمی توانی بزنی. تو كه به هر كس دلت می خواهد گیر داده ای. به كشور، رئیس جمهور ، حوزه ، دروس حوزه ، اساتیدت، و …»
وبلاگ حركتی است كه هیچ كس نمیتواند برای آن حد و مرزی تعیین كند ونظر خود را تمام آنچه كه هست بداند. طبیعی است هركس دیدگاه و نظری دارد. از سوی دیگر به عقیده من فلسفه وجودی یك طلبه خدمت به دین است. ذرهذره وجودش برای خدمت به دین خدا تشكیل یافته و اگر جز این باشد به انحراف رفته. وبلاگ هم میتواند ابزار خوبی برای انجام وظیفه باشد، البته به شرط رعایت قوانین وبلاگی!
جالب است كه برخی معتقدند :« واقعیت اینه که نفس طلبگی با شفافیت وبلاگ نویسی سازگاری نداره» و من متحیرم مگر در وبلاگ قرار است چه چیزی بنویسیم كه با نفس طلبگی سازگاری نداشته باشد؟؟ آیا این افراد انتظار دارند محرمانه ترین ارتباط خود با همسر گرامیشان را در وبلاگ بنویسند و نفس طلبگی با آن مخالف است؟ كه اگر اینگونه باشد این مخالفت جای بسی افتخار دارد! یا آنكه ممكن است طلبهای معتقد باشد:«کی گفته من حتما باید به الزام قانونی حجاب معتقد باشم؟ کی گفته من اختیاردار تن دیگرانم؟». این دیگر به خود او مربوط میشود . شاید وی اصلا معتقد باشد چه كسی گفته نماز واج و است و خدا یكی است و دهها نظر و اعتقاد دیگرو كاملا طبيعي است چنين فردي درباره بنده نيز بگويد:«او برخورد آرامی داشت و احساس کردم میتوان با او سخن گفت!!!»
بحث درباره وبلاگ و طلاب وبلاگنویس مفصل است…
تاخير در نوشتن اين يادداشت بخاطر برگزاري كتاب سال ولايت بود كه همين ديروز برگزار شد و تمام وقتم را گرفته بود.
در همین زمینه:
جنگجنگ تا پيروزی
بعدالتحریر:با سایت پاسخگوئی دفتر تبلیغات اسلامی مشهد هم آشنا شدم.انصافا سایت فنی و باسلیقهای طراحی كردهاند.اگرچه در آغاز راهند اما آینده موفقی خواهند داشت.

دی ۷م, ۱۳۸۷ در ۱۲:۲۵ ق.ظ
وفقکم الله فی الدارین
دی ۷م, ۱۳۸۷ در ۳:۱۴ ب.ظ
۱.نظرم اينه كه اونجايي رو كه مثال از اتباط با همسران آورديد بسيار ناپسند است.
۲.من هم مي خواهم وبلاگ بزنم طريقه اش رو برام بفرستيد،ممنون ميشم
دی ۹م, ۱۳۸۷ در ۲:۰۱ ب.ظ
اگر خدا بخواهد هیئت عطش زار هم به روز است هم خودتان هم به دوستان بفرمایید قدم رنجه کنند به صرف حداقل یک چای قند پهلو ….دلمان برای جفت کردن کفش هایتان تنگ شده….
دی ۹م, ۱۳۸۷ در ۱۱:۲۷ ب.ظ
« منافقان امت » /کینگ عبدالله در حال اهدای خون برای مردم غزه!!!
دی ۱۰م, ۱۳۸۷ در ۸:۰۱ ق.ظ
سلام عليكم
راستش اصلا فكر نميكردم چارقد كار يك روحاني آقا باشد!
حركت جالبي است.
به هر حال بسيار مناسب است اگر بشود ارتباط رسمي اي در مركز ما طي جلسه اي با حضور حضترعالي شكل بگيرد. و يا بنده خدمت شما برسم قم
به هر تقدير بنده كارم در زمينه ي دختران است و نگاه بلند مدت كشوري هم براي فعاليت در نظر دارم. ارتباطات خوبي هم در اين زمينه دارم كه به خوبي ميشود يك تيم خوب جمع و جور كرد براي تداوم و بهبود كار دو طرف
در حال حاضر داريم روي يك پايلوت تربيتي كار ميكنيم در مقياس فعاليتهاي محلي تشكلي در سطح كشور
اما براي اينترنت هم برنامه هايي داريم كه بسيار خوشحال ميشوم در اين زمينه همكاري خوبي اتفاق بيفتد
سعي ميكنم در هفته ي آينده حتما خدمت شما تماسي داشته باشم
با تشكر
سلام علیکم..واقعیت این است که چارقد کار تیم یک رنگ و صمیمی از خواهران و برادران است و زحمت اصلی ان هم به دوش سردبیرش و اسم بنده فقط برای حضور احتمالی در دادگاه جهت دفاع از شکایات!!! و احیانا جهت تامین منابع مالی ! حتما منتظر نظرات شما و دوستانتان هستیم
دی ۱۵م, ۱۳۸۷ در ۱:۵۱ ق.ظ
سلام
به گزارش ارسالی از غزه توسط شبکه الحره
ساعاتی پیش ارتش خونخوار صهیونیستی وارد خاک غزه شد.
به همه خبر دهید
و من الله التوفیق
فروردین ۲۳م, ۱۳۸۸ در ۵:۰۵ ب.ظ
بسم الله النور
او خواهد آمد…
افسوس که عمری پی اغیار دویدیم
از یار بماندیم و به مقصد نرسیدیم
منتظر همه شما عزیزان هستیم
فعلا
التماس دعا
ياعلي
[گل]
مرداد ۷م, ۱۳۸۸ در ۱:۳۳ ب.ظ
شما که صاحب نظرید ، از وبلاگ منم دیدن کنید، پر از حرفای دله قشنگه…
مرداد ۷م, ۱۳۸۸ در ۱:۳۴ ب.ظ
www.pesarakegong.persianblog.ir
دیدن کنید
شهریور ۶م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۰۳ ق.ظ
دوست عزیز؛ سلام
طاعات و عبادات شما مقبول درگاه احدیّت.
با مطالب جديد؛
«۵ صفت جالب مداد»
«احادیث زیبای هفته چهل و یکم»
«کیفیت نماز شب»
«هوسهای مورچهای»
در خدمت شما هستم.
توصیه میکنم از آرشیو مطالب، دیدن فرمایید.
شهریور ۷م, ۱۳۸۸ در ۲:۳۶ ب.ظ
با صلام!
چار تا تلبه قلم به دست با سابقه ــــ۲ سال درس خارج ــــ، داريم واصه حوزه علميه مشهد، حرف در مياريم و مي خنديم و خولاثه دور هم ايم.
البته اين آغاز راهمون هست و به نثايح حاج اقا نجمي كه تو دفتر تب، از دور ديديمش و با هال ديده بودين اش، مخ تاجيم و مخ لس.
اگه امكان پيوند بود بازم مخ لسيم. با هالي!
آبان ۱۰م, ۱۳۸۸ در ۳:۱۳ ب.ظ
من خودم درس خارج ميخونم
برات متاسفم كه با نوشته هات اب به اسياب دشمن ميريزي
برو استغفار كن و توبه بكن كه از منافقاني مثل صانعي و حسن اقا و …. دفاع ميكني
فردا تو برزخ سيخ داغ ميكنن انجاتون
رهبري مظلوم است گوش به حرفش بدهيد
ان الله يحب التوابين
مهر ۲۴م, ۱۳۸۹ در ۲:۵۴ ق.ظ
thanks ! very valuable post!