در یادداشت قبلیام به یک اقدام دور از انتظار از میرحسین موسوی اشاره کردم که واکنشهای مختلفی هم داشت.با گذشت نزدیک به دوهفته ازانتخابات و سایر اقدامات موسوی در این شطرنج کسب قدرت، با اطمینان بیشتری میگویم که موسوی نشان داد مرد میدان سیاست نیست و حتی شعارهای خود مبنی بر دفاع از انقلاب و نظام را هم رعایت نکرد.
به هر حال هر انتخاباتی یک بازنده دارد و برفرض وجود تقلب گسترده وحقکشی، موسوی نزدیک به سیزده میلیون رای کسب کرد و توانست در تهران از احمدینژاد هم جلوتر بزند. وجود چنین عقبهای برای موسوی یک سرمایه بزرگی بود تا پس از به قول خودش بیست سال سکوت، جایگاه اجتماعی و سیاسی خوبی کسب کند و وجههای به اصلاح طلبان دهد .او میتوانست با این طیف از طرفداران خود، در انتخابات آتی مجلس به همراه خاتمی لیستی در تهران و استانها ارائه دهد و آرامآرام پیش رود. او می توانست….
در اینجا نگاهی به حرکت عاقلانه ناطقنوری و احمد توکلی در رقابتهای پیشین انتخابات ریاستجمهوری خالی از لطف نیست. ناطقنوری که بیشتر از موسوی خود را رئیس جمهور مسلم میدانست، در انتخابات ریاست جمهوری شکست خورد.اما ناطقنوری نشان داد بیدلیل ریش سفیدتر از پدرهمسرش(حجت الاسلام رسولی محلاتی) ندارد، چرا که مردانه شکست را پیش ازاعلام رسمی پذیرفت و به خاتمی تبریک گفت ؛ اما حضور خود را در عرصه سیاست و پسپرده مهره چینیهای جناح راست به خوبی حفظ کرد. تاجائی که لیست مورد نظرش سالها بعد در انتخابات مجلس و شوراها و خبرگان رای قاطع را آورد.
توکلی نیز چنین رویکردی برگزید.مردانه شکست را پذیرفت اما کنار نکشید و اینک بخشی از طیف اصولگرائی را پیش میبرد.
اما موسوی که به قول خودش بیست سال صبر کرده است، همه وجهه و اعتبار اندکش را پای این انتخابات خرج کرد و متاسفانه به دور از آیندهنگریهای رایج در عالم سیاست، آینده سیاسی خود را سوزاند.چراکه اقدامات نابخردانه او طی روزهای اخیر بخش زیادی از هوادارنش که به اعتبار وجهه زمان امام و مخالفت با احمدی نژاد از او حمایت کرده بودند به شدت خشمگین کرد. روزنامه جمهوری اسلامی را می توان نمونه خوبی برای این موضوع دانست.
مقام معظم رهبری در خطبههای نمازجمعه علیرغم بداخلاقیهای انتخاباتی موسوی، تلاش کرد وجههای مجدد به او بخشد و وی را جزو حلقه انقلاب نامید که هشت سال با او کار کردهاست، اما موسوی به خاطر دلایلی که گفته شد این پیام را درک نکرد و همچنان بیانیههائی را که برایش مینوشتند امضا کرد.
تذکر مهم:این یادداشت بدون توجه به برنامهریزیهای پیش از انتخابات ستاد موسوی برای بهانهگیری تقلب و ایجاد آشوب و … در کشور نوشته شده است.
درباره عالم رسانهها در این چند روزه یک یادداشت دیگر دارم که چند روز دیگر می نویسم.
پینوشت:
یادداشتی از برادر زائری که اشک آدم را درمیاورد، بیتاب می کند و ….
یادداشتی کوتاه اما بسیار پرمحتوا از گلدختر.کاش مخاطبان اصلی آن را بخوانند!

تیر ۴م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۴۸ ب.ظ
محتسب مستــی بـــه ره دیــــد و گـریبـــــانش گــــرفت
مست گفت ای دوست این پیراهن است افسار نیست
گفت مستــی زان سبب افتـــــان و خیـــــزان مــی روی
گفت جـــــــرم راه رفتـــــــن نیست ره همــــــوار نیست
گفت می بایــــــد تــــــو را تــا خـــــانه قــــــاضی بـــــرم
گفت رو صبـــح آی قـــــاضی نیمـــه شب بیـــدار نیست
گفت تــا داروغــــــه را گـــوئــــیم در مـسجــد بــــــخواب
گفت مسجـــد خــــوابـــــگاه مـــــردم بـــــدکــــار نیست
گفت دینــــاری بـــــده پنهــــــان و خــــــود را وا رهـــــان
گفت کـــــار شــــــرع کـــــار درهــــــم و دینــــــار نیست
گفت آنقـــــدر مستــی زهــــی از ســر بــر افتادت کلاه
گفت در ســــر عقــــل بایــــد بــــی کلاهی عـار نیست
گفت بایــــــد حــــد زننــد هشیـــــــار مـــــردم مست را
گفت هشیــاری بیــــار اینجـــا کسـی هوشیــار نیست
تیر ۵م, ۱۳۸۸ در ۲:۴۰ ب.ظ
سلام
حرف ما هم همین است. منتها انگار فرصتسوزی وصلهی لا یتفصل!! جبههی اصلاحات است.
تیر ۵م, ۱۳۸۸ در ۵:۱۳ ب.ظ
حاج آقا سلامنلیکم…
ارادت…
حاج آقا فقط بگم که داری یه طرفه میری به غاضی!
عزیزه دل انگیز برادر، یا حالت خیلی خوبه و خیلی تامین هستی یا قرصاتو نخوردیو نمیدونی از فردا چه … ازمون پاره خواهد شد…!
حاجی میخوامت اما موضع هایی که میگیری یه کم خفن و نامردانه هستند!
حاجی میخوامت اما اگه قرار نباشه پست بگیری!
حاجی چکاره این مملکت میشی؟! هان؟!
پاسخ:لطفا شما دوطرفه به غاضی! بروید و توضیح بدهید چه خبر است.گویا این نظر را زمانی که درختان سایه داشتند نوشتید و بدجوری عصبانی بوده اید!!! کاش شب که درختان سایه ندارند می نوشتید.در ضمن من روحیه گرفتن پست دولتی را اصلا ندارم..یعنی کار دولتی ازم برنمیاد اصلا
تیر ۵م, ۱۳۸۸ در ۷:۴۲ ب.ظ
باز هم سلام
جناب محتسب …
شاه گناهش همین بود که می گفت آنچه من می گویم ، نه آنچه ملت می خواهد . امروز هر کس این منش را تکرار کند ، کاری مطرود و محکوم را انجام داده است !
ممنون می شم اگه در سایه تشریف داشتید ببنید این جملات از کیست ؟
تیر ۵م, ۱۳۸۸ در ۷:۴۶ ب.ظ
هرکسی بعد از من زمام امور امت را به دست بگیرد ، روز قیامت او را بر صراط نگه خواهند داشت و ملائکه الهی نامه ی عمل او را باز می کنند ؛ اگر به عدالت رفتار کرده باشد خداوند او را به موجب همان عدالت نجات خواهد داد و گرنه صراط تکانی می خورد و او را به قعر جهنم می اندازد
تیر ۵م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۰۶ ب.ظ
واقعا که حرف زدنت هم همون “منبری” ه. وقتی توی شهری آرای باطله ۶- تا می شه، وقتی نمودار نسبت آرا طی زمان یک خط راست ه (که اگه یه کمی ریاضی هم بلد باشی می فهمی که همچین احتمالی صفره)، وقتی در نمودار های پراکندگی درصد ها، نمودار زنگی احمدی نژاد، به طرز احمقانه ای به جلو رونده شده و نمودار زنگی موسوی به عقب، همه ی این ها نشون از تقلب داره. و موسوی، کار خوبی کرده که تا همین الان پای حقش و حق همه ی مردم ایستادگی کرده.
در ضمن، یکی از مهمترین کارهایی که یه آدم می تونه بکنه، اینه که به نوشته های مخالفاش سر بزنه و بخونه و نظر بده. همیون طور که من توی وبلاگ شما اومدم و می خونم و نظر میدم. اما ظاهرا شما سرتو کردی زیر برف و این همه عکس و فیلم ونوشته رو توی اینترنت نمی بینی که چجوری جوون مردم رو سلاخی می کنن. چجوری دختر مردم رو زیر باتون له می کنن. میخوای بگی اغتشاشگرن ؟ باشه. اما چرا وقتی که کسی اسلحه نداره، به مغزش شلیک می کنن ؟
اینهایی که گقتی، برای شرایط عادیه. وقتی که اطمینانی باشه که تقلب نشده. وقتی که تقلب میشه و معلوم نیست که حتی انتخاباتی برای دفعه بعد داشته باشیم یا نه، بحث به کلی فرق می کنه.
تیر ۵م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۲۸ ب.ظ
میرحسین برای خدا از حق ما دفاع میکنه نه براي منصب و قدرت. اشتباه می کنید. مطمئن باشید از این به بعد منصب داشتن در این جکومت افتخاري هم نیست. میرحسین تا ابد در دل های ماست. مطمئن باشید. اون کسایی باطل میشن که به دین رنگ دنیا میزنن و به اسم دین میفروشن.
تیر ۶م, ۱۳۸۸ در ۱۱:۱۵ ق.ظ
دوست خوب آقاي نجمي
اي كاش اينگونه يك طرفه و قاطعانه به قضاوت نمي نشستيد و اندكي تمامي جوانب و واقعيات را مي ديديد. ما متاسفانه با يك پديده جديدي در كشور روبرو هستيم كه تمامي محاسبات را بر هم مي زند حتي اين دورانديشي هاي سياسي شما را براي به دست آوردن قدرت. ميرحسين اهل كسب قدرت نيست اگر بود تا امروز چند دوره رياست جمهوري نصيبش شده بود. او به خاطر مبارزه با اين پديده شوم آمده بود و همان پديده باعث اين حوادث ناگوار هم شد. پس او بايستي مبارزه كند و اگر به قول شما اعتبار اندكش كه هيچ تمامي هستيش را هم بدهد خدمت بزرگي به اين مرزو بوم كرده است و نام او براي هميشه جاودانه خواهد ماند.
تیر ۶م, ۱۳۸۸ در ۱۱:۵۷ ق.ظ
به به جناب جوجه که انقریب است که زرده رو یک جا از ماتحت مبارک نوش جان کنند
تیر ۶م, ۱۳۸۸ در ۵:۴۱ ب.ظ
سلام
به نظر من و خیلی های دیگه دین از سیاست جداست
بنابراین اصلا اهمیتی نمی دم که یه بچه آخوند چه نظری در سیاست داشته باشه
هزینه تحصیلت از مالیات ما پرداخت می شه
پس به درست برسو سعی کن از همین الان جلوی ملت نایستی
هیچ چیز به اندازه ریا کاری دین و مقدساتت را به خطر نمی اندازه
بای
تیر ۶م, ۱۳۸۸ در ۵:۴۳ ب.ظ
در ضمن این چیزی که باطله دروغگو نه کسی که برای از بین بردن دروغ اومده
توی درساتون بهتون یاد دادن که دروغ بزرگت ترین گناهه ؟؟
یا هنوز درستون به اونجا نرسیده ؟؟ صبر کن میرسه
همانطور که ظلم پایدار نیست
تیر ۶م, ۱۳۸۸ در ۵:۴۷ ب.ظ
پیش از شما
به سان شما
بی شمارها
با تار عنکبوت نوشتند روی باد:
“کاین دولت خجسته ی جاوید زنده باد!”
“استاد شفیعی کدکنی”
تیر ۶م, ۱۳۸۸ در ۶:۰۱ ب.ظ
سلام
نگفتم اینها ولایت فقیه را نشانه رفته اند. همان کسانی که بیانیه های موسوی را می نویسند خوب می دانستند که خاتمی عرضه این کارها را ندارد پس موسوی را جلو انداختند چون هم سابقه مخالفت با رهبری _البته در زمان ریاست جمهوری ایشان_ را داشت و هم لجاجت فوق العاده ای که الان نمود کاملی پیدا کرده است
تیر ۱۳م, ۱۳۸۸ در ۳:۵۷ ب.ظ
خیلی جالبه که این طور قضاوت می کنید… تحت تاثیر رسانه ملی دولتی یا به قول دوستمون شایدم منصبی جایی هست… نمی دونم…
حتمن راست می فرمایید که منصبی نیست و اینا از ته دلتونه…
اگه از ته دلتون نبود که وقت خودمو حروم نوشتن این اعتراض نمی کردم اما…
من یک عالمه تصویر دیگر دیدم که گل دختر های زیادی روی جنازه های گل ÷سرایی افتادن که جرمشون اعتراض بوده…
حتا اگه به نا حق و حتا اگه به اشتباه حقشون مرگ نبوده…
حتا اگه ۱۰ نفر هم بودند نباید بی محاکمه کشته می شدند…
اگه باورتون نمی شه تصاویرشو تقدیمتون کنم…
من
منی که سال ها شبانه روز ذکر الله گفتم امروز از مذهبی که خونی شده انصراف دادم…
حالا شما ازون گل دختره حمایت کنید…
تیر ۱۴م, ۱۳۸۸ در ۱۱:۴۱ ق.ظ
۱.شما اگر اسم اسلام را یدک می کشید و به روحانی بودن خود می بالید بهتر است بدانید که حتی به دشمن هم نباید ناسزا گفت اگر”حماقت”فحش نیست پس چیست؟ پس ازاد است. البته هر کس در انتخاب کلماتش مختار است ولی باید بداند که شخصیت خود را می رساند.
۲.از آنجا که احتمال وقوع آرای کل مضرب صد در هر صندوق یک درصد است و از سوی دیگر تعرفهها به شکل بستههای صدتایی در اختیار صندوقها قرار میگرفته است اگر درصد صندوقهای با آرای کل مضرب صد، در هر بخش یا شهرستان بیش از یک درصد باشد شائبه ریختن تعرفههای باقیمانده در پایان اخذ رأی به نام نامزد خاص را میافزاید، مثلا در بخش رومشگان از توابع کوهدشت لرستان در ۴۹ درصد از صندوقها، آرای کل ریخته شده به داخل صندوق مضرب صد است. در شهرستان کوهدشت لرستان نسبت صندوقهای مضرب صد به کل، ۲۹٪؛ در بخش بزمان ایرانشهر، ۲۹٪؛ در بخش نرماشیر بم ۲۹٪؛ در شهرستان سلسله لرستان، ۲۳٪؛ در شهرستان دلفان لرستان ۲۰٪؛ در شهرستان فلاورجان اصفهان، ۱۹٪؛ در بخش مارگون بویراحمد، ۱۸٪ و در شهرستان عنبرآباد کرمان، ۱۴٪ بوده است.(فقط کمی ریاضیبلد باشید متوجه می شوید)
۳.بیانیه های موسوی ان قدر چیز پیچیده ای نیست که کس دیگری بخواهد ان را بنویسد حالا اگر شما سخت متوجه منظور ان می شوید تقصیر او یا ما نیست.
۴.اشوب گر؟اغتشاش گر؟……فعلا معلوم است باتوم به دست ها و تفنگ به دست ها کیا هستند….فرمانده ی مقاومت بسیج گفته تو اون فیلمی که نشون می ده یه بسیجی به طرف مردم شلیک می کنه اون یارو بسیج نیست یه اغتشاش گره که لباس بسیجیا و پلیس رو پوشیده بعد رفته بالای ساختمون به طرف مردم تیراندازی کرده…..خیلی خندیدم……فکر می کنم ان قدر ذهنتان باز هست که متوجه تناقض موجود در این صحبت بشوید
۵.رهبر جمهوری اسلامی متاسفانه به عهد خود که بیانگر ان بود که رهبر نباید از حزب مشخص یا فرد مشخصی دفاع کند وفا نکرد….ان وقت انتظار دارید صحبت هایش فصل الخطاب باشد؟……چرا؟
۶.صدا و سیما را چه؟می بینید؟…..متوجه یک طرفه بودن ان نمی شوید؟…..روزنامه ها را چه؟…..ازادی بیانی که در اسلام از ان حرف می زنند این هست؟…اگر قرار باشد فقط روزنامه های موافق دولت انتشار یابند پس این مملکت به چه درد می خورد…..پس مردم (بخصوص شماها)از کجا واقعیت را بفهمند….
۷.بنده و بسیاری دیگر(چه شما قبول کنید چه نکنید)نه نظام را مشروع می دانیم و نه مقبول…و من فکر می کنم به هیچ عنوان حتی با اسلامی که برای بچه های دبستان تعریف می کنند نزدیکی ندارد…شما گوش هایتان را گرفته اید و فقط از یک مد که بین جماعت همفکرتان افتاده تبعیت می کنید….در اخر شک نکنید که اگر به حرف این مردم توجه نشود نباید انتظار داشت که ایران را در روزهای سخت بعدی حمایت کنند…و من به شخصه فکر می کنم…کورنومتر زده شد…
۸.یک پیشنهاد دارم اگر مورد به قبول شما هم بود به دوستانتان هم بگویید شاید به گوش کسی برسد:در سراسر ایران دو تجمع برگزار شود و صدا وسیما هر دو را اعلام کند طرفداران موسوی و طرفداران احمدی.ن ….اگر ترسی نیست پس چرا این اتفاق نمی افتد؟(با تدابیر امنیتی برای شهر).اگر ترسی نیست چرا این همه روزنامه بسته شد…فقط یک بهانه تو خالی دارید:عامل بیگانه…متاسفم…هم برای خودم و این مردم و هم برای شما که بنده تصور می کنم گول خوردید.
تیر ۱۴م, ۱۳۸۸ در ۱:۱۸ ب.ظ
عزیزان سلام،
۱-اینهمه عصبانیت برای چی؟یه چیز جالب رو حتما” شنیدین،میگن تاریخ معلم انسانهاست.میشه گفت مناظره های تلویزیونی هم دیگه جزء تاریخ شدن.حتما” یکی دو بار فیلمهای مناظره ها رو ببینید،خیلی چیزا دستتون میاد.
۲-دو تا روزنامه دیگه چاپ نمیشه،کلمه سبز و اون یکی اندیشه نو که هر دوتاشون فقط برای انتخابات بود و بعد از انتخابات جمعش کردن.
۳-از بیست نفری که تو این چند روز کشته شدند۸ نفرشون بچه های بسیج بودن.یعنی بچه های بسیج خودشون خودشون رو به شهادت رسوندن؟؟
۴-آقای میرحسین موسوی موقع ثبت نام فرم التزام عملی به ولایت فقیه و قانون اساسی و اینکه قانون انتخابات رو قبول داره رو امضاء کرده و بعد وارد گود شده،اما نه التزام عملی به قانون اساسی داشت نه به ولایت فقیه و نه…به نظر شما تقاضای ابطال انتخابات شامل کدوم بخش از این تعهدات میشه؟
۴- فرمانده بسیج هیچوقت نگفته که اونی که تیراندازی میکنه اغتشاشگره.اونایی که شما فیلمش رو می بینید یکی از کوچه پس کوچه های طرشت هستش و دور از مسیر مردمی که تو محمدعلی جناح در حال راهپیمایی آرام بودن.اونجات مقر ناحیه مقاومت هستش که سی چهل تا پایگاه بسیج زیر نظرشه و توش کلی اسلحه و مهمات نگهداری میشه و یه مقر کاملا” نظامیه.حتما” زیاد دیدین که بعضی جاها می نویسن:منطقه نظامی،ورود ممنوع.حالا اگه کسانی خواستن که بعد از پرت کردن ککتل مولوتوف های سوئدی و تیر اندازی از دیوار بالا برن و نفوذ کنن به داخل مقر،وظیفه کسانی که اونجا هستن چیه؟در همه جای دنیا جواب این حرف روشنه،اول تیر هوایی و بعد شلیک به فرد مهاجم.دوست من اونجا بود و گفت که ما دو نفر رو که از در اومدن بالا زدیم،فقط.اما اونجا هفت نفر کشته شدن.
یه مورد دیگه اینکه پایگاه مقداد سپاه که بر خیابون آزادی هستش هر روز مورد سنگپرانی و فحش های ناموسی و … موج سبز بود ولی کسی اونجا کشته نشد،چرا؟چون کسی به قصد هجوم و خلع سلاح کردن نگهبونااز دیوار اونجا بالا نرفت.
۵- تو کجای دنیا به کسی که برعلیه تمام قوانین کشور خروج کرده و ساختارهای قانونی رو زیرپا گذاشته تریبونی مثل صدا و سیما بهش میدن،یه نمونه اش رو مثال بزنین.درضمن،بی بی سی پرشین و صدای آمریکا هم کم از صداو سیمای خودمون ندارن،مگه نه؟؟؟
……حرف که زیاده ولی همین مقدار فکر کنم کافی باشه….یا علی.
تیر ۱۴م, ۱۳۸۸ در ۱:۵۷ ب.ظ
در عکس بالای نوشتۀ تان به نام مردم قلب میرحسین را نشانه رفته اید و مهر باطل شد بر صورت او کوبیدید.
یحتمل با این کار دلتان خنک شده است.الهی شکر!
کما اینکه وقتی لباس شخصی ها سر و سینۀ مردم را نشانه می گرفتند؛
باز هم یحتمل دل حضرت آقایتان (ولی امر مسلمین) خنک شده است.
باشد که روز محشر جگرتان کباب شود.
تیر ۱۴م, ۱۳۸۸ در ۳:۳۵ ب.ظ
در اين صفحه شطرنج، مهره شاه را پيدا كنيد كه اين سرباز را اين گونه به كشتن داد
تیر ۱۴م, ۱۳۸۸ در ۳:۴۱ ب.ظ
به گزارش خبرنگار “سرويس فضاي مجازي ” خبرگزاري فارس، جعفر فرجي نويسنده وبلاگ “بي قرار ” در جديدترين پست وبلاگ خود، مطلبي را با عنوان “پشت پرده سازماندهي دختران فيروزهاي ” منتشر كرده است.
بر اساس اين گزارش در اين مطلب آمده است:
*برداشت اول: حب جاه و مقام آخرين رذيله ايست كه از قلب انسان مومن خارج ميگردد
هنوز چند روزي به ايام عيد نوروز باقي مانده بود و ميرحسين موسوي خود را هم اصلاحطلب ميدانست، هم اصولگرا.
او در جلسات داخلي اعلام ميكرد كه به هيچ ستادي احتياج نداشته و با اطمينان بيان ميكرد، تنها نام او براي رأيآوري وي كافي است.
موسوي كه ۲۰ سالي از فضاي سياسي كشور دور بوده و در طول اين ساليان هيچ فعاليت سياسي، سازمان و تشكيلاتي را شكل نداده بود، با زدن دست رد به سينه احزاب اصلاحطلب، سعي در نشان دادن چهرهاي مستقل را كه هم اصولگراست و هم اصلاحطلب، داشت.
اما او با اولين سفرهاي خود به شهرهاي استان خوزستان دريافت كه فاصله بين تحليلهاي او و واقعيتهاي جامعه بسيار زياد است.
او نيز همانند رقيب آنزمان خود سيد محمد خاتمي، با يك حساب سرانگشتي ميان استقبال ميليوني مردم از احمدينژاد در مقايسه با استقبال هاي چند هزاري نفري خود، دچار همان اضطرابي شد كه پيش از آن سيد محمد خاتمي را دچار كرده بود.
بعد از سفر به خوزستان بود كه جلساتي به صورت اضطراري با رؤساي سازمان هاي مجاهدين، مشاركت و آقاي هاشمي رفسنجاني و آقاي خاتمي به درخواست موسوي برگزار گرديد. موسوي و لايه نزديك وي دريافته بودند كه در جغرافياي وسيع و بزرگ ايران عزيز نمي توانند، همانند احمدينژاد و برگرفته از الگوي حركتي او در تيرماه سال ۸۴ بدون حزب و تشكيلات و منابع مالي، بيگدار به آب بزنند.
موسوي در جلسات از اين گروهها و شخصيت ها بهصورت رسمي درخواست كرد تا امكانات، ستادها و تشكيلات خود را رسماً در اختيار وي قرار دهند. در مقابل او نيز تعهد كرد كه:
-از آقايان هاشمي رفسنجاني و خاتمي بهصورت علني و شفاف حمايت كرده و خود را ادامه دهنده راه دولتهاي آنان معرفي نمايد.
-او پذيرفت تبعيت لازم را نسبت به برنامهها و راهبردهاي مصوب مجموعه هاي نامبرده داشته و با بيان انتقادات معناداري از احمدينژاد دست به طرح مباحثي چون خفقان، ديكتاتوري، دروغگويي، تحديد آزادي مطبوعات و… بزند.
موسوي ديگر دو پهلو صحبت نمي كرد، او ديگر بايد افرادي را راضي نگه مي داشت و قصد داشت ديگر اصولگرا نباشد. از نهضت آزادي و مجاهدين صريحاً دفاع ميكرد و از آزادي جوانان ميگفت، به سبك آمريكاييها همسرش را در كنار خود به مكانهاي مختلف ميبرد، دوران اصلاحات و سازندگي را دوران درخشان انقلاب مي ناميد و وضع موجود را با دوران قجري مقايسه ميكرد.
*برداشت دوم: ستادهايي بر اساس شهوت
ستادهاي سازمان مجاهدين و مشاركت كه فقر كادر و نيروي انساني طراح در اطرافيان موسوي، كار سازماندهي را برعهده گرفته بودند، عناصر اصليشان در انتخابات نهم در قالب ستادهاي معين گرد هم آمده بودند، مطالعه و تحليل بر روي مكانيزم رأي آوري دكتر احمدينژاد در انتخابات سال ۸۴ در مردمي كردن انتخابات و “تبليغات چهره به چهره ” و ۳ سال مطالعه بر روي “انقلابهاي مخملين ” و همچنين مطالعه بر روي نحوه سازماندهي در “شبكه هاي گلدكوئست و شركت هاي هرمي ” و همچنين نحوه سازماندهي در “سازمان منافقين ” در ابتداي انقلاب باعث شده بود تا در طول اين ۳ سال، كار شناسايي و سازماندهي سرشاخه ها به آرامي بر ۲ مبنا صورت بگيرد:
۱ - تشكيل سازمان رأي و شناسايي سرشاخه ها بر مبناي جذب چهره به چهره و هر نفر يك ستاد
۲ - سازماندهي بر اساس تيم سازيهاي كوچك و تشكيل تيم هاي مختلط با حضور دختران و پسران و استفاده از جاذبه شهواني براي فعاليت و پايداري بيشتر تيمها
با چنين نگاهي بود كه اولويت كاري در ستادها حول محور سازماندهي دختران فيروزه اي قرار گرفت. در وهله اول جذب دختران فعال در دانشگاهها و بهخصوص دانشكده هاي هنر و معماري دانشگاههاي تهران و همچنين خبرنگاران روزنامهها و خبرگزاريها در دستور كار قرار گرفت. اين دختران پس از معرفي به ستاد مركزي و طي دوره اي خاص و پس از اطمينان خاطر به ستاد اصلي سازماندهي معرفي مي شدند.
تيمهاي ۳ تا ۵ نفره مختلط نوعاً با حضور يك يا دو نفر از اين دختران نوعاً جذاب شكل مي گرفت. فضاي صميمي و آزاد حاكم بر ستاد مابين دختران و پسران و ميزهاي دايره اي كه در آن دختران و پسران با يكديگر دست داده و ساعتها به صحبت و.. مي پرداختند، زمينه جذب خوبي از ديد آنان بود.
تيمها با سرشاخههاي مشخص به ميادين، خيابانها و محلههاي مشخص با وسايل نقليه در اختيار گذاشته شده، اعزام شده و در آنجا با بحث با مردم به يارگيري از ميان همراهان ميپرداختند. در حالي كه براي همه اين دختران، تلفنهاي همراه ايرانسل خريداري شده و كارت ويزيت با نام مستعار تهيه شده بود، دختران تنها كارتهاي ويزيت خود را در اختيار جوانان همراه قرار ميدادند.
هزينه برنامه هاي مداوم كوهپيمايي، سينما و هزينه هاي جانبي ديگر! در طول روز از سوي ستاد پرداخته مي شد و به دختران گفته مي شد هر فرد بايد حداقل ۱۰ پسر را جذب نمايد. توصيه و تأكيد بر جذب افراد از كارگر و جوان و… با اصطلاح “روابط عمومي بالا ” تأكيد مستمر ستاد است.
براي تمامي افرادي كه قصد عضويت در ستاد را داشتند، كارت عضويت عادي صادر شده و در صورت ۴ بار حضور در برنامههاي خياباني و گزارش آن توسط سرتيم مربوطه، فرد كارت عضويت فعال دريافت نموده و مابين ۵۰ تا ۱۰۰ هزار تومان روزانه دريافت ميكرد. هزينههاي سرسام آور براي يك ستاد كه يكي از آقازادههاي معروف آن را در حدود ۸۰۰ ميليارد اعلام كرده بود. رشد در سلسله مراتب تا رسيدن به مرحله سرتيمي با گرفتن ستارههاي مختلف ادامه مي يافت.
تبديل ستادها و خيابانها به جشن پارتيهاي بي دردسر كه نمونه هايي از آن در طرح زنجيره انساني از راه آهن تا تجريش ديده شد، محل مناسب و بدون دردسري براي دختران و پسران براي ارتباط گيري و… بود.
تبليغ بسيار پرحجم و مداوم احتمال تقلب كه پس از مناظره احمدينژاد با موسوي شدت گرفته بود و همچنين انتشار گسترده نظرسازيهاي ساختگي با اختلاف آراء ۳۰ درصدي بهصورت روزانه ميان شبكه و ايجاد تنفر از حاميان احمدينژاد و غرق شدن دختران و پسران در روابط عاطفي سنگين، گلخانه اي از اقليتي را تشكيل مي داد كه خود را اكثريت و سراسر ايران را همانند بالا شهر تهران مي پنداشت و خود را مهياي هر كاري كرده بود.
*برداشت آخر: اليس الصبح بقريب
مقام معظم رهبري در سال ۷۵ به خواص جامعه جنگ احد را مدام يادآوري مي كردند. جنگي كه بهخاطر دنياطلبي و غفلت خواص با عدم پيروزي همراه شد. در سال ۸۴، اوضاع كشور را با تمثيلي از جنگ بدر تحليل كردند كه گاه عده قليلي بر عده كثيري غلبه مي يابند.
سال ۸۸، سالي بود كه تعبير جنگ احزاب از لسان مبارك رهبر معظم انقلاب براي تحليل شرايط روز كشور صادر شد، جنگي كه در آن تمام دنياي كفر در برابر تمام جبهه اسلام ايستاده بود.
تمام تجربيات شيطاني و امكانات و آموزشها و نيروهاي داخلي و خارجي دنياي كفر آمده بودند تا اسلام نباشد. آنان علاوه بر جبهه گيري خارجي مي خواستند از درون توسط متحدان كينه توز خود دنياي اسلام را متلاشي كنند. جنگ احزاب، جنگي بود كه در آن عملا جنگي صورت نگرفت و غائله تنها با يك ضربت سردار اسلام عليابن ابيطالب بر سر عمروبن عبدود خاتمه يافت. ضربتي با ارزشتر از عبادت انس و جن در طول تاريخ…
سال ۸۷ سال جنگ احزاب، با تمام سختي هايش گذشت، شبكه نفاق و تمام حربه هاي شيطاني آنان و نحوه سازماندهي آنان و سرشاخه ها و رابطين آنان با دنياي كفر و.. همه شناسايي شدند. ( هر چند كه ممكن است بيرون آزادانه در حال زندگي باشند)
صلح حديبيه نيز صورت گرفت.
صلحي كه به تعبير رهبري انقلاب، مقدمه اي بود براي فتح عظيم مكه و شكستن بت هاي بزرگ عالم…
پس دنياي كفر بداند كه از امروز به بعد ما از موضعي ديگر با آنان سخن خواهيم گفت…
دنياي كفر بايد بداند و مي داند كه آن روز كه پرچم “يالثارات الحسين ” مهدي فاطمه شكننده دروازه هاي شرك و بتپرستي خواهد شد، نزديك است. آنقدر نزديك كه اين ندا برايمان آشناتر از گذشته است كه:
الصبح، اليس الصبح بقريب…
تیر ۱۴م, ۱۳۸۸ در ۵:۳۰ ب.ظ
بله حاج آقا . ایشون هم اگر سیاست داشت می توانست مثل آقای ناطق تون خودش را تا سطح بازرس رهبر بالا بکشد و همزمان خودش و پسرش به غارت بیت المال بپردازند ( به گفته رییس جمهور منتصب تون). ولی آبرویش و جانش را به طبق نهاد برای شرف و آزادی ملتش. خدایا تو را به جان جدش حسین حافظش باش از شر خناس و آخوند های درباری
تیر ۱۵م, ۱۳۸۸ در ۱۱:۰۷ ق.ظ
اقای فرهاد اگر دوست شما در زمره ی” افراد نیزه پرت کن” بود من خودم نیزه خور بودم…یک جمله ی بسیار جالب گفتید که نمی دانم این را خودتان گفتید یا دوستتان:”در همه جای دنیا جواب این حرف روشنه،اول تیر هوایی و بعد شلیک به فرد مهاجم.دوست من اونجا بود و گفت که ما دو نفر رو که از در اومدن بالا زدیم،فقط.اما اونجا هفت نفر کشته شدن.”
ها ها ها ها ها هاه….اه اه اه اه….تف تف تف تف
تو روز روشن دروغ… الحق و النصاف که میرحسین موسوی”رئیس جمهور منتخب “مردم”ایران در ان مناظره حرف فوق العاده معرکه ای زد :”مردم ایران شما با یک پدیده روبرو هستید که در تاریخ ایران بی نظیره …ایشون به راحتی تو چشم مردم نگاه می کنه و دروغ می گه”
در همه جای دنیا؟(بدون در نظر گرفتن این که ما این حکومت را جزیی از دنیا نمی دانیم)
اگر این دوست خیالی یا معذرت می خوام دروغ گوی شما ان جا بودند پس بزارید من براتون بگم که در زمره ی سبز پوشان نیزه خور بودم:
در ایران:افرادی بسیار کم نزدیک به ۳ یا ۴ میلیون در حال راهپیمایی هستند(بالاخره خس و خاشاکی هستیم واسه خودمون)این افراد منافق و منفور حکومت بسیار با پایگاه بسیج فاصله دارند ناگهان یک برار می رود بالای ساختمان و تیر هوایی در می کند” اوه خدای من این چه صدایی بود”ناگهان مردم متوجه می شوند که چی؟ا….ای بابا اون جا یه پایگاه بسیجه…مردم گستاخ که خودشون تنشون می خاره به راهشون ادامه می دن تا می رسن به یک پایگاهی که می گن در ان نیزه اندازان ماهری وجود دارد…ولی دوباره یک صدایی می اید”تق…تق تق”یک سبز پوش که نگو بگو لجن پوش:”ای وای مثل اینکه تیر هوایی در کردند …بیاید از این جا برویم”مردم بدون اعتنا به تیر در کننده راه خود را با گستاخی ادامه می دهند…وای چه ننگی تیر هوایی در شد کسی نترسید…وای…در همین بین یک برار بسیجی که از این رفتار زشت و زننده ی این مخلوقات عجیب الهی در عصبانیت هست در حالی که مردم فاصله ی دوری با پایگاه دارند(یه فاصله ی خیلی کم …مثلا در حد از میدون ولی عصر تا کریم خان)یک تیر در به سمت مردم در می کند البته این شخص در بازجویی های به عمل امده اعتراف کرده است که فقط برای نهار می خواسته یک پرنده ای چیزی شکار کنه منتها چون چون قلقلکیه به طور کاملا اتفاقی تیر به سمت همش۷ یا ۸ نفر خورده و اونا به طرز عجیبی که به نظر می اید بسیار مشکوک است مردن…لازم به ذکر است چون فرد مذکور دلایل محکمه پسند و خداپسندی ارائه داده است الان در خانه شان هستند و دارند ایس پک می خورند…البته بعدا دست اندرکاران زحمت کوش خبر دادند چون ایشون داره ایس پک می خوره و ایس پک یه چیزه خارجیه…پس…پس چی؟…اهان ایشون از بی بی سی اومده ادم بکشه بره…ها ها دیدی بالاخره فهمیدیم …هوم…توطئه ی خائنین برملا شد…
این بود حقیقت ماجرا(البته بدون در نظر گرفتن وجه طنزش…البته بنده قصد نداشتم رنگ و بوی طنز بگیرد ولی هر کاری کنی نمی شود کاریش کرد…خوب همینه دیگه…تو این مملکت همه طنز دارند…”این قدر طنز بگن تا طنزدونشون پاره شه”…متوجه هستید که؟
تیر ۱۵م, ۱۳۸۸ در ۴:۳۵ ب.ظ
آقای نجمی عزیز
بنظر من میر حسین خودش رو فدا کرد
فدای اینکه همه یک لحظه به خودشون بیان و برای یک لحظه حداقل شک کنن که این انقلاب داره راه اشتباهی رو طی میکنه و از مسیر اصلیش منحرف شده
موسوی رو دوست دارم بخاطر اینکه آلوده هواهای نفسانی برای رسیدن به قدرت نبود.
اگر میل به ریاست داشت باید بقول شما با برنامه ریزی جلو میرفت تا به هدفش برسه
انتخابات آزاد و کلا قدرت انتخاب برای مردم بکلی بابش بسته شد آقای نجمی
تیر ۱۷م, ۱۳۸۸ در ۳:۰۴ ب.ظ
حاجي خيلي لات هستي خوشم اومد.اما چند سووال ممكنه برام بفرمايي كه آيا آيت الله صانعي و آيت الله بيات زنجاني و … كه بيانيه دادن به نظرت چه جور آدم هايي هستند؟ خس و خاشاك كه نيستند استغفرالله! خانواده شهيد بهشتي به نظرت پسر نوح هستند ديگه درسته؟ نوه امام چي؟
راستي حاجي جرمي كه توي دادگاه اسلامي ثابت نشده و يك نفر بياد و توي تلويزيون جار بزنه و بعد رهبر هم در نمازجمعه بگه طرف اشتباه كرده در فقه چه مجازاتي داره؟
يه سوال ديگه هم اينه جمهوريت مهمتره و يا اسلاميت در نظام جمهوري اسلامي ايران؟
اميد وارم لات منش باشي و پاسخ بدي .در ضمن اون عكس مهر باطل رو هم از روي وبت بردار . در حد تو نيست اين جور جنگولك بازي ها. شايد ما يه روز سفر كرديم و پشتت نماز خونديم. بعد خدا يقه مون رو نگيره نگه چرا به استغفرالله شيطان اقتدا كردي!
در ضمن مايل باشي تبادل لينك مي كنيم. البته اگه غبار خس و خاشاك ما ناراحتت نمي كنه.
يه زماني ادم دوست داشت يه روحاني رو مي ديد بره عباش رو لمس كنه و …
دريغا دريغ
كاش اين آرزو نبود كه
نادري پيدا نخواهد شد اميد
كاش تا اسكندري پيدا شود.
البته ببخش من جسارت كردم .چون شما هركس رو كه مخالف نظر شما باشه حماقت فرض مي كنيد و ماشالله ديگه اون وقت.
تیر ۱۷م, ۱۳۸۸ در ۱۱:۱۴ ب.ظ
مسجد اموی
در اين حال حضرت زينب (س) برخاست و اين چنين خطبه خواند :
به نام خداوند بخشنده و مهربان . خداوند جهانيان را حمد و سپاس مىگويم و بر پيامبر اسلام و خاندان او درود و سلام مىفرستم . خداوند متعال حقيقت را نيكو بازگو فرمود؛ آنجا كه در قرآن بيان داشت:« پايان كار كسانى كه زشتكارى و گناه انجام دادهاند به جايى رسيد كه آيات خدا را دروغ شمردند و آن ها را به استهزا و مسخره گرفتند » (روم/۱۰) آرى؛ كلام خدا صدق و راست و عين واقعيت و حقيقت است.
يزيد! از اينكه زمين و آسمان را بر ما تنگ گرفتهاى و ما را همچون اسيران از سويى به سوى ديگر مىبرى، گمان دارى كه ما در نزد خدا خوار و پستشدهايم و تو در پيشگاه او قرب و منزلتيافتهاى؟ و با اين تصور خام و باطل، باد به غبغب انداخته و با نگاه غرورآميز و شادمانه به اطراف خود مىنگرى؟ از اينكه دنيايت آباد شده است و امور طبق مراد تو مىچرخد و مقام و منصبى را كه حق ما خاندان [رسول اكرم (ص)] است، در دست گرفتهاى، شادمانى؟ اگر چنين تصور باطلى بر وجود تو حكمفرما شده است، لحظهاى بينديش و فكر كن! مگر فراموش كردهاى كلام خدا را كه مىفرمايد: « گمان نكنند آنان كه به راه كفر بازگشتهاند كه آنچه ما براى آنها پيش مىآوريم و آنها را مهلت مىدهيم به نفع آنان و به خير و سعادتشان است، كه اين مهلت دادن براى آن است كه بر گناهان خود بيفزايند و براى آنان عذاب ذلتآميز ابدى در پيش مىباشد » .(آلعمران/۱۷۸)
اى فرزند آزادشدگان! آيا اين عدالت است كه زنان و كنيزان خود را در پس پرده نهان سازى، ولى دختران پيامبر خدا را، در ميان نامحرمان، به صورت اسير حاضر نمايى، حجاب آنان را بدرى، روى آنان را بگشايى و دشمنان، آنان را از شهرى به شهرى ببرند و شهرى و بيابانى بدانها چشم بدوزند و نزديك و دور و مردمان پست و شريف به تماشايشان بايستند، در حالى كه نه از مردانشان سرپرستى مانده و نه از ياورانشان مددكارى؟ اما چه توقع و انتظارى است از فرزند آن جگرخوارى كه جگر پاكان را جويد و بيرون انداخت و گوشتش از خون شهيدان اسلام روييده است؟ چگونه مىتوان از فردى انتظار كوتاه آمدن داشت كه همواره با بغض و دشمنى و كينه و عداوت، به خاندان ما نگريسته است؟ (در اينجا زينب (س) اشاره به جنگ احد مىكند كه در آن روز هند، مادر معاويه، جگر حمزه، عموى پيامبر (ص) را در دهان گذاشت و خواستبخورد، ولى نتوانست و آن را از دهان بيرون افكند)
يزيد! اين جنايات بزرگ را انجام دادهاى، آنگاه نشستهاى و بىآنكه خود را گناهكار بدانى يا جنايات خود را بزرگ بشمارى، با خود ندا سر مىدهى كه اىكاش پدران من حضور داشتند و از سر شادمانى و سرور فرياد برمىآوردند و مىگفتند: « اى يزيد! دست مريزاد » ؟ اين جمله جسارتآميز را مىگويى، در حالى كه بىشرمانه چوبدستى بر دندانهاى مبارك اباعبدالله (ع)، سيد جوانان بهشت مىكوبى! چگونه چنين ياوهسرايى نكنى؟ تويى كه زخمهاى گذشته را شكافتى و ريشهمان را با ريختن خون فرزندان محمد (ص) و ستارگان روى زمين از آل عبدالمطلب بريدى و اكنون پدران خود ( نسل شرك و بتپرستى ) را ندا مىدهى و گمان دارى كه با آنان سخن مىگويى . به زودى خودت به جمع آنان ملحق مىگردى و در آن جايگاه، عذابى ابدى است كه آرزو مىكنى اىكاش دستهايم شل و زبانم لال مىگشت و هرگز چنين ياوههايى را به زبان نمىآوردم و هرگز چنين كارهاى ناشايستى را انجام نمىدادم .
پروردگارا! حق ما را از دشمنان ما بگير و از آنان كه بر ما ظلم كردند انتقام بكش و آتش قهر و غضبت را بر كسانى كه خون ما و حاميان ما را ريختند، فرو فرست . قسم به خدا كه اى يزيد! بدان با اين جنايت هولناك پوستخود را شكافتى و گوشتخود را پاره كردى . به همين زودى است كه در عرصه محشر به محضر رسولالله (ص) وارد شوى، در حالىكه بار گرانى از مسؤوليت ريختن خون فرزندان او و هتك حرمت خاندان و پارههاى تن او را بر گردن گرفتهاى . آن روز، همان روزى است كه خداوند تمامى آنان را جمع مىنمايد و پريشانى و پراكندگى آنان را سامان مىبخشد و حقشان را مىستاند .
« گمان مبر آنان كه در راه خدا كشته شدهاند، مردگاناند؛ بلكه آنان زندهاند و در نزد پروردگار خود، روزى مىخورند » (آلعمران/۱۶۸).
اى يزيد! تو را همين بس كه داور و حاكم تو خداوند باشد و خصم تو پيامبر، و جبرييل پشتيبان او . به زودى آنكه سلطنت را براى تو آراست و بر اين جايگاه نشاند و تو را بر گرده مسلمانان سوار كرد خواهد يافت كه ستمگران را چه عقوبت و جايگاه بدى است و كداميك از شما جايگاه بدترى داريد و سپاهش ناتوانتر .
اى زاده معاويه! اگر چه شدايد و پيشامدها و فشار روزگار مرا در شرايطى قرار داد كه مجبور شدم با تو حرف بزنم، اما تو را كوچكتر از آن مقام ظاهرىات مىبينم و تو را بسيار توبيخ و سرزنش مىكنم . چگونه سرزنش نكنم با اينكه چشمها در فراق دوستان، گريان، و دلها در فراق عزيزان، سوزان مىباشد .
آه! چه شگفتانگيز است كه مردان بزرگ حزب خدا به دستحزب شيطان، آن بردگان آزاد شده كشته شوند! همين دستهاى شماست كه به خون ما خاندان [پيامبر] آغشته شده است و دهانتان از گوشت ما پر گرديده است . مگر نه اينكه آن بدنهاى پاك و پاكيزه روى زمين افتاده و گرگهاى بيابان بدنهاى آنها را حلقه زدهاند و كفتارها آنها را در خاك مىغلطانند . اى پسر سفيان! اگر چه تو امروز كشتار و اسارت ما را غنيمتشمردهاى و به آن مىبالى، اما طولى نمىكشد كه مجبور مىگردى غرامت و تاوان آن را پس بدهى، و آن روزى است كه آنچه از پيش فرستادهاى خواهى يافت « و خداوند هرگز به بندگان خود ستم نمىورزد » (حج/۱۰). ما از بيدادگرىهاى تو، به پيشگاه او شكايت مىبريم و او تنها پناهگاه و اميد ماست .
پس هر مكرى كه مىتوانى بساز و هر تلاشى كه مىتوانى انجام بده؛ ولى بدان به خدا سوگند! هرگز توان آن را ندارى كه ذكر خير ما را از يادها ببرى و قدرت آن را ندارى كه وحى ما را نابود سازى و دوره ما را به پايان رسانى و نمىتوانى ننگ و عار اعمالت را از دامن خود بزدايى . اى يزيد! بدان كه عقلت ضعيف و ايام حكومتت اندك و اجتماعت رو به پراكندگى و پريشانى است . روزى خواهد رسيد كه منادى ندا خواهد كرد: آگاه باشيد كه لعنتخدا بر ستمكاران باد . پس حمد و سپاس از آن خداى جهانيان است كه اول كار ما را خوشبختى و مغفرت و پايان آن را شهادت و رحمت قرار داد .
از خدا مىخواهم كه ثواب و رحمتخويش را بر شهيدان ما كامل كند و بر پاداششان بيفزايد و ما را جانشينان و بازماندگان شايسته آنان قرار دهد كه او با محبت و مهربان است و او براى ما كافى است و هم او بهترين پشتيبان ماست .
کل یوم عاشورا
کل ارض کربلا
تیر ۱۸م, ۱۳۸۸ در ۸:۱۲ ب.ظ
سلام .
اتفاقی که در کشور ما افتاد و شما دوست گرامی با آن مخالف هستید (حضور میلیونی مردم در اعتراض ) نشان دهنده حرکت مردم به سوی دموکراسی است .
حکومت ما سال ها با مخالفین با روشی قهر آمیز برخورد کرد و در این انتخابات ساختگی نیز بار دیگر ثابت کرد علاقه ای به رای مردم ندارد .
بزرگترین اتفاق خوشایندی که در این بازی تبلیغاتی افتاد جدا شدن مردم از حاکمیت در مسائل بین المللی و وجه بین المللی بود .
خوشبختانه کشورهای دیگر فهمیدند که آقای احمدی نژاد انتخاب ما نبود . بلکه انتخاب رهبر معظم انقلاب اسلامی بود .
به عنوان یک مسلمان آیا درست است که به دیگران حتا دشمنان خود القابی مانند احمق بدهیم ؟
آیا حضرت علی (ع) در جنگ به افراد خود نفرمودند که به دشمنان حق توهین و فحاشی ندارند ؟
دوست عزیز صرفن پوشیدن یک لباس نشان دهنده مسلمان یا کسی که دیگران را به اسلام راهنمایی می کند نیست .
موفق باشید
تیر ۱۹م, ۱۳۸۸ در ۱۱:۴۰ ق.ظ
خوب بود اسم مطلب را می گذاشتی حماقتی به نام ناطق نوری ، چون به قول خودت این مرد قدرتمند پشت پرده راست لیستی را در شورا و مجلس به قدرت رساند که رییس جمهور منتخب این لیستها در صورت او “تف” انداخت .
ایراد بزرگ احمدی نژاد و حامیانش این است که : :۱- اعتماد به نفسشان بالاست و به قول آقای رضایی خود را فوق تخصص در کلیه امور می دانند ۲- مردم را هالو فرض می کنند ؛ شما مثل اینکه امر بهتان مشتبه شده و فکر می کنید احمدی نژاد واقعا به پشتوانه رای مردم بر مسند ریاست جمهوری نشسته است که رقیب او در کمال خونسردی و آرامش برود و در جایی که بیش از ۱۰ میلیون رای مردم جابجا شده یا به قولی مهندسی شده کار حزبی کند آن هم برای مجلسی که تمام افراد منتسب به جریان اصلاحات به دلالیل واهی رد صلاحیت می شوند .
حضرت “به ظاهر” حجه الاسلام چقدر از این افراد و جریانها شناخت واقعی داری که به خودت اجازه میدی …….
ای کاش در حوزه های علمیه و محافل مذهبی ما جایگاه درس اخلاق احیا شود تا امثال شما دوستان بدانند هدف اصلی از بعثت پیامبر اسلام (ص) چه بود.
خوب است بدانید :
ادب مرد به ز دولت اوست
تیر ۱۹م, ۱۳۸۸ در ۵:۵۹ ب.ظ
آقای نجفی
فکر نمیکنم جنابعالی آنقدرها هم مندمج باشی ،ولی گیر شما عزیزان جای دیگه ایست . ولی صادقانه بگویم بالاترین خیانت ، خیانت به رای نیست بلکه خیانت به فهم خویشتن است . شما یقینا میدانید جمعیت معترض اغتشاش گر نیستند .
اصلا بگذریم ؛ واقعا حاکم اسلامی با با باتوم به دهان جوانان مملکتش میتواند بکوبد؟
تیر ۱۹م, ۱۳۸۸ در ۷:۴۱ ب.ظ
۱-اول از همه این که شما از کجا فهمیدی که من ترکم و اینکه ترک بودن هیچ مانعی در ایرانی بودن ندارد اما وقتی کسی میگوید سید است حتما برمیگردد به عربها.واینکه کسانی که لباس عربی میپوشند دیگر بدتر که دارند ادای عربها را در می آورند که خیلی خنده دار است.
۲-با تمام ادعایتان هنوز یاد نگرفته اید که چطور حرف بزنید من به کسی بی احترامی نکردم و نمیکنم فقط نوشتم که فرزندان عرب و عشاق عرب از این قضیه یعنی استحکام جمهوری اسلامی خوشحالند حالا چه احمدی و چه موسوی.هر دو از یک قماشند آقای میرحسین و دوستانش را هم در دهه های گذشته دیدیم.همین آقای میرحسین که مثلا با گشت ارشاد مخالف است زمانی با کمیته پدر مردم را در آورده بود.پیشنهادی که به شما دوست عصبانی و زودرنجم دارم این است که به جای جهاد برای ارتقای فکر مردم جهاد بزرگتری کنید برای ارتقای فرهنگ شخصی خودتان.فحش هایی که در وبلاگ بنده نوشتید اصلا به لباستان نمی آید.گرچه این لباس هم دیگر…
۳-امیدوارم روزی که به این نتیجه رسیدی که هیچ فرقی در موسوی و احمدی نژاد نبود شجاعتش را داشته باشی و از طریق همان تریبون اعلام کنی که اشتباه کرده ای.زمانی همین هاشمی که الان در کوچه و برزن به سخره میگیرید بت زنده شما بود و نمازجمعه را پشت سر او میخواندید و از ارکان نظامتان بود.
در سایه اهورامزدا هدایت شوید.
تیر ۱۹م, ۱۳۸۸ در ۸:۵۸ ب.ظ
راستی مدتی بود دکتر خزعلی را گم کرده بودم تازه پیداش کردم در drkhazali.net لطفا تو پیامها قرار بده دوستان اگه خواستند سری بزنند
تیر ۲۰م, ۱۳۸۸ در ۱:۰۸ ق.ظ
اخوند درباری!خفه بشی بهتر نیس!از مال ما میخوری سگ هار هم شدی !؟
متحجر بدبخت !
تیر ۲۰م, ۱۳۸۸ در ۱:۵۶ ب.ظ
با سلام به همه دوستان،اینوری و اونوری و وسط و بالا و پایینی.
اولا” به قول مهندس موسوی شما ادب مرد به ز دولت اوست.تف تف کردن و فحش دادن هم که حتما” عین ادبه و هر فحشی برابر با یه سکه بهار آزادی.
دوما” خیالتون راحت،سه تا تا ایست که سهله،سی تا ایست دادن و بعد شلیک کردن.
سوما” قربون امام حسین و کربلایی برم که طرفدارانش پارچجه سبز رو بست به دست و پای سگ و ترویج کننده این کربلا هم شده بی بی سی و صدای آمریکا و فیس بوک.عجب اسلام آمریکایی ملسی میشه،ایول.
چهارما”:عزیزم مگه تا حالا نشنیدی که ملاک حال فعلی افراد هستش؟انسان هر لحظه در حال امتحان شدن از طرف خداست.الکی نیست که مهمترین دعای ما عاقبت بخیری هستش.اللم اجعل عواقب امورنا خیرا”.مگه نگفتن که تاریخ معلم انسانهاست؟
شمار که سر امام حسین رو برید یکی از افسران امام علی بود،چند بار در رکاب او زخمی شده بود،اما…..به زبیر می گفتن سیف الاسلام،عمر سعد پسر سعد ابی وقاص بود که از صحابه پیامبر و فاتح ایران بود…..همیشه به یاد کلام گهر بار مولای متقیان باشیم که فرمودند:مرد را به حق بسنجید نه حق را به مرد.امام راحل (روحی فداه) هم مگر نفرموندند که هرکس بر خلاف قانون و مصالح کشور حرف زد باهاش برخورد کنید حتی خودم؟مگر جریان منتظری در زمان حیات امام راحل اتفاق نیافتاد؟چه آقای هاشمی و چه هرکسی دیگه،ملاک حال فعلیشه.
پنجم:آقا یه بار دیگه وجدانتون رو بکنین قاضی و فیلمهای مناظره رو با دقت نگاه کنین.حتما”.
….یاعلی
تیر ۲۰م, ۱۳۸۸ در ۶:۳۷ ب.ظ
غير از اين اگر مي نوشتيد تعجب بر انگيز بود!
كار شما چيست جز به باد دادن سرمايه هاي اين نظام مظلوم در اين دنيا كه مظلوميتش با وجود امثال شما مضاعف است.
چه كينه اي داريد از اين سيد كه سينه اش را هم نشانه رفته ايد! البته به هدف زده ايد آنجا جاي مردم است!
تیر ۲۱م, ۱۳۸۸ در ۸:۴۸ ق.ظ
سلام،
البته ما به خاطر ۶۹ ثوابش نیست که سلام می گیم،…یا توی حوزه بهت یاد ندادند یا یاد نگرفتی که یه آدم با یه مهر باطل نمی شه مخصوصا آدمی که یه ملت بهش رای دادند البته برای شماها که یه خط دور خودتون کشیدید و همه کسایی رو که بیرون هستند باطل اعلام می کنید زیاد هم این جور کارها بعید نیست، در ثانی گل پسر نه میر حسین مثل اون دو تایی که گفتی دنبال قدرت بود و هست نه اینکه بیست سال صبر کرد گل پسر یه خورده اون مغزتو به کا بندازی می فهمی که اون صبر نکرده بود بلکه کنار کشیده بود اون هم به خاطر تمامیت خواه هایی مثل شما …حالا گیرم هم که اون صبر کرده بود به این صبر نمی گن بهش میگن تقیه میدونی که؟ تقیه یعنی صبر کرد تا وقتش بشه ….
تیر ۲۱م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۰۵ ب.ظ
ماهی چقدر از دولت دیکتاتور حقوق میگیری؟
بگو اگه خوبه ما هم بیام طرف شما
تیر ۲۶م, ۱۳۸۸ در ۵:۱۴ ب.ظ
سلام
هر کسي به دنبال نيمه ي گمشده ي خود است که شايد در حلقه ي دوستان و اشنايان او را نيافته باشد “ايران زندگي” سعي دارد با ايجاد محيطي امن و صميمي اين امکان را براي جوانان ايراني فراهم اورد تا با تأمل و دقت بيشتري به آرزوهايشان جامه ي عمل بپوشانند.
سايت ايران زندگي بر روي هدف ازدواج و همسريابي جوانان مبتني بر معيارهاي جوانان متمركز شده و هدفهاي دوستيابي و غيره رو دنبال نميكند، مسئولين اين سايت با نظارت دقيق سعي در ايجاد فضايي سالم و اخلاقي و ايمن براي جوانان ميهن اسلامي دارند…
خوشحال ميشم بهم سر بزنيد.
تیر ۲۸م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۱۸ ب.ظ
چکار دارید به اینکه موسوی چند رای آورده یا….. تقلب شده ، مردم به تمسخر گرفته شدند و تو شیخ یک لا قبا چکاره ای که از صحابه امام خمینی حرف بزنی فراموش کردی که اینا بودن که برات نون دونی درست کردن که حالا ازاجیف نشخوار میکنی.
تیر ۲۹م, ۱۳۸۸ در ۹:۱۱ ق.ظ
جناب ممد آقاي يزدي
فرض كنيم شما راست ميفرماييد و حكومت مشروعيتش را از خدا ميگيرد. فرض ميكنيم حكومتها قرار است مشروع باشند و به شرعيات بپردازند و نه اداره ملك. قبول. ميشود دو خط نامه از خدايي، امامزماني كسي بياوريد كه گفته باشند آقاي خامنهاي مشروعيت الهي دارد؟ يا نه مشروعيت الهي حكام را بايد چون شمايي با قامت و ذهن ناسازتان تعيين و تاييد كنيد؟ اگر من بگويم موسوي حاكم مشروع است شما چه دليلي بر ضد آن داريد؟ هاشمي چطور؟ حسن حسنزاده آملي چي؟ ملا حسني چي؟ رضا پهلوي چي؟ تمساح يزدي چي؟
ميشود طرز كار اين مشروعيت سنجتان را دقيقاً توضيح دهيد؟
تیر ۲۹م, ۱۳۸۸ در ۹:۱۴ ق.ظ
هي جو !
من معاون اول شدم چرا تبريك نگفتي ؟!! يادت باشه يه مطلب اختصاصي هم برام بنويسي
تیر ۲۹م, ۱۳۸۸ در ۶:۱۸ ب.ظ
سلام برادر … خوشحال شدم از زيارتتون … به ما هم سر بزن
تیر ۳۰م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۵۹ ب.ظ
سلام
سر بزنید!
بیانیه خانه ی شماره ی …
ممنون
خداحافظتان
مرداد ۱م, ۱۳۸۸ در ۱۱:۴۶ ق.ظ
بايد منتظر باشيم تا زورو با اسبش از تو چاه جمكران بياد بيرون و همه چي رو حل كنه البته با آب جوشي كه مصباح رو منقل داغ كرده!.
مرداد ۲م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۱۳ ق.ظ
برادر روحاني مبارز و انقلابي
سلام عليكم
دعا كنيد كه خداوند يك عقل درست و حسابي به اين جماعت (خسو خاشاك )بدهد.
اليس الصبح و بقريب
مرداد ۵م, ۱۳۸۸ در ۶:۴۳ ب.ظ
زمانش که شد همه شما را از بین خواهیم برد
مرداد ۶م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۲۳ ق.ظ
آقا میثم سلام، خوبی داداش جان.
خود من لیسانس دارم و ۲۱ سال سابقه کاری،عنوان شغلی ام هم کارشناس عالی هستش،ماهی ششصد و پنجاه تومن هم حقوقمه،البته نصفش میره بابت قسط خونه و قسطی که برای درمان سرطان مادرم گرفتم.
اگه دوست داری آدرس بدم بیایی پیش ما که تو هم از دیکتاتور حقوق بگیری…؟؟؟
پسر خوب،عزیز جان،همیشه یادت باشه که فقط به این توجه نداشته باشی کسی که حرف میزنه کیه،حتما” اول ببین چی میگه،درسته غلطه،هرکی باشه باشه.موسوی احمدینژاد کروبی هاشمی یا هرکی که میخواد باشه.
درضمن،ما مخلص این مردم و این کشور و اونی که تو بهش گفتی دیکتاتور هستیم تا آخرین قطره خون.تو هم با موسوی و خاتمی همینجوری هستی؟
راستی یه خبر مهم خوش مزه،آقای بیات هم شده آیت الله العظمی.به جون خودم،تو روزنامه اعتماد ملی نوشته بود.خداییش،اونایی که ایشون رو میشناسن بهش بگن که صیغه های ماضی و مضارع فعل ضرب رو صرف کنه،اگه تونست باشه آیت الله العظمی پنج ستاره باشه.؟؟؟؟
امان از اوضاع خر تو خر این روزا و دروغها و ظاهر فریبیهایی که بعضی ها جلوی چشم این جوانهای از گذشته بی خبر ما راه انداختن.الان ایت الله العظمی است یهو دیدی فردا با گوگوش تو سازمان ملل دل میدن و قلوه میگیرن.
عینهو برادر گنجی که از سپاه و حفاظت بیت امام(رض) و وزارت اطلاعات و پاره کردن پاچه پسرهایی که شلوار لی تنگ میپوشیدن و واکس مالیدن به صورت خانومای آرایش کرده تو میدون ولیعصر شروع کرد آخرش رسید به مانیفست جمهوریت و زندگی تو آمریکا و خوردن دل و قلوه گوگوش.راستی،حتما” فیلم معروف کنفرانس برلین رو که دیدین؟
گنجی جون،ننگ به اون کارای ضد دینی و ضدانقلابی که اون روزا میکردی،به اسم انقلاب و امام و به ماها می گفتی بی غیرت و پیرو اسلام آمریکایی و ننگ بر امروزت که شدی پادو جیره خور آمریکایی ها و لس آنجلسی ها و گوگوش و ….
مخملباف هم اون زمانی که فیلمای توبه نصوح و استحاذه و عروسی خوبان رو می ساخت به داریوش مهرجویی که اونجوری فیلم نمی ساخت می گفت ضد اسلام و ضد انقلاب.میخواست به خودش نارنجک ببنده و مهرجویی رو منفجر کنه.اما الان اون ریخت و قیافه اش هستش و اون حرفاشو اون کاراش.
جوانهای عزیز،اهل مطالعه باشین،اهل تعمق تو مسائل باشین.برین تو گذشته ها و آدمها رو بشناسین و بعد بشین طرفدار و مریدش.
اگه موسوی هم اشتباه کرد بزنین تو دهنش و اگه احمدی نژاد هم اشتباه کرد محکمتر بزنین تو دهنش.مملکت مال ماست.ما که با هیچکس عقد اخوت ابدی نبستیم که.هرکی درست راه رفت و کارد کرد مخلصشیم و حامیش.اگه چپ رفت هم میزنیم تو دهنش.
….یا علی
مرداد ۶م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۴۲ ق.ظ
بازم سلام.
قابل توجه آقا بهروز جان گل و گلاب.
امروز روز تولد امام سجاد(ع) هستش.کسی که پدرش امام حسین(ع) و عربه، و مادرش شهربانو دختر یزدگرد ساسانی پادشاه ایران.درود خدا بر چنین پدری که میوه دل پیامبره و درود خدا بر چنین مادری که لیاقت همسری و مادری امام رو داشته.
آره داداش جون،از امام سجاد به بعد ائمه(علیهم السلام) از طرف مادر ایرانی هستن که این مایه افتخار ما ایرانیهاست.
مادر امام دوازدهم(عج) هم نوه امپراطور روم شرقی هستش،اسمش ملیکا بوده که در متون عربی به ملیکه تبدیل شده و اسم دیگش نرجس خاتونه.درود خدا بر او و همسر و فرزند و خاندانش.معروفه که نسب نرجس خاتون به یکی از حواریون حضرت عیسی(سلام الله علیه) میرسه.درود خدا برتمام پیامبران الهی،از آدم تا محمد(ص).
آیا میدونی که بهترین و کاملترین صلوات اینه که بگیم:”اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و صل علی جمیع الانبیاء و المرسلین.”؟
معنیش اینه که: خدایا به محمد و آل محمد درود بفرست و فرجشان را نزدیک کن و دروست بفرست بر تمام انبیاء و پیامبران پیشین.
عزیزجان،عرب و عجم بودن،اروپایی و آسیایی بودن،سفید یا سیاه بودن…..هیچکدام دلیل خوب و بد بودن نیست.انسانیت انسان ملاک ارزشگذاری هستش.
بنی امیه و بنی عباس عرب بودن ولی سلمان فارسی ایرانی بود و بلال سیاه پوستی از حبشه.
الان عربها دارن بالاترین خیانتها رو به اسلام و مسلمونه و خودشون میکنن و سرتا پا خیانتن ولی ایرانی ها پرچم عزت اسلام رو به دست گرفتن….
عزیز جان،باید اهل فکر باشیم،عمیق باشیم.دین داریمون هم از روی فکر و عمیق باشه و بی دینیمون هم.
اسلام دین ظاهر و ظاهر پرستی و ساده لوحی نیست…..
…یاعلی
مرداد ۶م, ۱۳۸۸ در ۱۱:۱۲ ق.ظ
بازم سلام.
نمیدونم کتاب ” دا” رو خوندین یا نه.هرکسی نخونده به عنوان یه برادر کوچیک توصیه میکنم که حتما” بخونین تا هم از حال و هوای این روزا در بیایین و هم کمی دستتون بیاد که با مردم مظلوم ما چه کردن و این کشور با چه زحمتها و خونهایی حفظ شده و به دست ما رسیده.
حتما” بخونین ، حتما”.
آقا میثم عزیز،آقا بهروز گرامی،آقا وحید عزیز،آقا حمید گرامی…. همه بخونن.آقای نجفی عزیز هم بخونن.
http://www.google.com/search?q=%۲۲++%DA%A۹%D۸%AA%D۸%A۷%D۸%A۸+%D۸%AF%D۸%A۷+%۲۲&btnG=Search&hl=en&sa=۲
http://www.ketabeda.blogfa.com/
http://www.hozehonari.com/Default.aspx?page=۸۸۷۳
………………………………………………….
مريلا زارعي:با خواندن کتاب “دا” خود واقعي ام را پيدا کردم
مريلا زارعي،بازيگر سينما و تئاتر،گفت: من با کتاب “دا”، رنج کشيده، زندگي کرده و به موازات لحظاتي که در کتاب بيان شده ، خود واقعي ام را پيدا کردم.
به گزارش روز يکشنبه ايرنا ،”مريلا زارعي” که به همراه “سيده زهرا حسيني” و “سيده اعظم حسيني”، راوي و نويسنده کتاب “دا”، در برنامه “تار و پود” سيماي مرکز آبادان حضور داشتند، اظهار داشت: با خواندن کتاب “دا”، هم رنج خانم حسيني را احساس مي کردم و هم دائم از خود مي پرسيدم که در زمان وقوع اين حوادث کجا بودم.
زارعي، افزود: اين پشيماني و احساس را هميشه با خود دارم که اي کاش در آن زمان من هم در جريان اين وقايع و در کنار خانم حسيني بودم تا شايد ايشان و همرزمانشان درد و رنج کم تري مي کشيدند.
بازيگر فيلم سينمايي “دو زن” يادآور شد: اگر قرار باشد فيلمي از روي کتاب دا ساخته شود، بخاطر اداي دين، دوست دارم به جاي خانم حسيني اين نقش را بازي کنم.
زارعي، با اشاره به شوق خود براي ديدن راوي خاطرات کتاب “دا”، خاطر نشان کرد: با آشنايي که به واسطه کتاب دا با خانم زهرا حسيني پيدا کردم به واقع احساس کردم که آن آدمي را که در ذهن به عنوان يک زن قهرمان و مبارز ايراني داشتم در واقعيت يافته ام.
زارعي با تاکيد بر واقعي بودن ماجراهاي بيان شده در اين کتاب، گفت: اين کتاب يکي از سينمايي ترين کتاب هايي بوده است که تا کنون خوانده ام. نوعي عرق ميهن دوستي، عشق به وطن و حسي در اين کتاب وجود دارد که قابل ستايش است.
به گزارش ايرنا از انتشارات سوره مهر، “گوهر خير انديش”، بازيگر سينما و تلويزيون نيز که در گفت و گوي تلفني اين برنامه تلويزيوني شرکت داشت، در مورد کتاب دا گفت: تاکنون کتابي در اين حد واضح و روشن در مورد جنگ نخوانده و حتي فيلمي هم نديده بودم.
خيرانديش، با بيان اينکه بارها تحت تاثير اين کتاب قرار گرفته و اشک ريخته ام ، خواندن کتاب “دا” را به همه ،به خصوص جوانان توصيه کرد.
مهرجويي: “دا” را خواندم؛ درود بر مردم آبادان و خرمشهر
……………………………………………………………………………..
مرداد ۱۰م, ۱۳۸۸ در ۱۱:۱۵ ق.ظ
مرگ بر موسوی
مرگ بر موسوی
مرگ بر موسوی
نشسته ای در خانه ات، مگر جوانان نیستند که باتوم بخورند تو که مصون هستی. تا به حال گاز اشک آور چشمان دروغگویت را سوزانده است؟ تا به حال سوزش تیر اسلحه را حس کرده ای؟ ندا را دیدی؟ کاش میدانستی که ندا چه دردی کشید. ای قانونمدار!! البته قانون همان چیزی است که تو می گویی. این را از یاد برده بودم، مرا ببخش. حال که دیگر به اندازه یک ورق روزنامه اعتماد ملی باطله هم برایم ارزش نداری.
درود بر آنان که فکرشان ملت ایران است نه قدرت
شهریور ۶م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۲۶ ب.ظ
سلام دوست عزيز
وبلاگ پر محتوايي داري
يه سري هم به کلبه درويشي ما بزن . من هم با شما همکارم (طلبه)
چند تا متن درباره موسوي هم اين تو گذاشتم
به نظرم بد نيست
خوشحال ميشم سر بهمون بزني
شهریور ۶م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۲۷ ب.ظ
آدرسش يادم رفت برات بزارم
اينجاست
http://tasbih.۴۰s.ir/blog/category/۱۲.html
شهریور ۱۵م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۱۸ ب.ظ
خدمت طلبه عزيز؛ حجة الاسلام نجفي
در جهت همگرايي نيروهاي ارزشي و اصولگرا با گرايش “دكتر احمدي نژاد”،
و تعامل با بلاگرهاي حامي دولت اسلامي؛
وبلاگتان در “جنبش پيامكي احمدي نژاد” لينك شد.
به اميد همكاري و تعامل بيشتر- إن شاءالله
” همرنگ ها مي تونن يكرنگ بشن…”
شهریور ۱۸م, ۱۳۸۸ در ۱:۴۵ ق.ظ
همه حرفات چرت و پرته قلم پولی واسه خودت خوب نوشابه باز می کنی.
مهر ۱۵م, ۱۳۸۸ در ۴:۴۱ ب.ظ
سلام حاج آقا
به كسي كه ۱۳ ميليون نفر به او راي داده اند احمق نگوييد
متشكر