بایگانی برای مرداد, ۱۳۸۸

نمازجمعه‌ی پایتخت

جمعه, مرداد ۲۳م, ۱۳۸۸

در حافظه‌ی تاریخی کسانی که پیش از انقلاب به مسائل مذهبی اهتمام داشتند، اقامه نماز جمعه توسط آیت‌الله‌العظمی اراکی در مسجد امام حسن عسگری قم ثبت شده است.ایشان براساس فتوای خود که نمازجمعه را در زمان غیبت واجب می‌دانست،نماز جمعه را اقامه می‌کرد و مباحث اخلاقی وی همواره بسیاری از طلاب را به خود جلب می‌نمود.
از سوی دیگر «سیدحسن امامی» اگر چه با تعدادی اندک، اما کاملا تشریفاتی در مسجد امام (شاه سابق) نمازجمعه را اقامه می‌کرد. محمد رضا شاه با انتصاب یک روحانی وابسته به دربار سعی کرد جایگاه خود را به عنوان «شاه یک کشور اسلامی» مستحکم کند، این در حالی بود که با بی‌اقبالی کامل مردم مواجه شد.
با پیروزی انقلاب اسلامی،نمازجمعه به عنوان یکی از علائم اصلی حکومت‌دینی، مورد توجه رهبر ایران قرار گرفت. امام خمینی (ره) آیت‌الله طالقانی را اولین امام جمعه تهران معرفی کردن اما امامت جمعه وی ۶ هفته بیش به طول نیانجامید و در ۱۹ شهريور ۱۳۵۸، او كه به تعبير امام زبان گويايي چون ابوذر داشت، دار فانی را وداع گفت. چمن‌های سبز دانشگاه تهران از همان ابتدا میزبان مردمی بود که عده‌ای از آنان تا آن زمان اقامه‌ی نماز جمعه را بلد نبودند و در برخی موارد خطبه‌ها را با سخنرانی معمولی اشتباه می‌گرفتند. رفته رفته نمازجمعه تبدیل به یک اجتماع عظیم مردمی شد که هر نوع سلیقه سیاسی و فکری را دربر می‌گرفت.
جریانهای مختلف از جمله حزب جمهوری اسلامی، مجاهدین خلق، نهضت آزادی و چند گروه دیگر، در حاشیه نمازجمعه با برپائی چادرهائی،جزوه‌های تبلیغی خود را پخش می‌کردند. با فوت ناگهانی آیت‌الله طالقانی برخی از اعضای نهضت‌آزادی و مجاهدین انقلاب اسلامی در نمازجمعه حاضر نشدند،اما بازهم این نماز حساس ترین تجمع هفتگی محسوب می‌شد.حضرات آیات الله خامنه‌ای، موسوی اردبیلی ،هاشمی‌رفسنجانی و در برهه‌ای کوتاه آقای منتظری در بحبوحه جنگ، نماز جمعه را به تریبون اصلی نظام برای ارائه آخرین اخبار و تحلیلهای روز تبدیل کرده بودند. تا اواخر دوران جنگ در بمباران و موشک باران، نمازجمعه یکی از محوری‌ترین موضوعات،مورد توجه افکار عمومی در داخل و خارج از کشور بود. اما پس از آن رفته رفته این «امام جمعه» بود که اهمیت نماز را مشخص می‌کرد.
خطبه‌های حجت الاسلام والمسلمین هاشمی رفسنجانی می‌توانست در کنار دیپلماسی خارجی بازار داخلی و اقتصاد کشور را هم تحت تاثیر قرار دهد.فعالان و مسئولان سیاسی کشور، بهترین زمان و مکان برای اعلان برخی مسائل حساس سیاسی و اجتماعی را تریبون نمازجمعه می‌دانستند، چه آنکه مردم نیز انتظار چنین کارکردی را از نماز جمعه داشتند. اگر پیش از انقلاب، مساجد مرکز حرکت نهضت بودند، اینک روز جمعه،سه هزار مسجد تهران تعطیل و نمازگزاران با اتحاد وصف ناشدنی در دانشگاه تهران حاضر می‌شدند .
حضرات آیات طالقانی، منتظری، موسوی اردبیلی، هاشمی رفسنجانی، امامی کاشانی، ربانی املشی، یزدی، مهدوی کنی، جنتی، طاهری خرم آبادی و خاتمی.( به ترتیب اقامه اولین نماز) در این میان شهید آیت الله ربانی املشی با اقامه ۳ نماز کمترین و حجت الاسلام و المسلمین هاشمی رفسنجانی با اقامه بیش از ۴۰۰ نماز بیشترین تعداد برپایی نمازجمعه را به خود اختصاص داده اند. نمازجمعه تهران برای اولین بار در دانشگاه تهران اقامه شد که این دانشگاه در طول این سالها بیشترین تعداد نمازجمعه ها را به خود اختصاص داد، اگرچه ۶ نمازجمعه در بهشت زهرا، ۱۸ نمازجمعه در حرم مطهر حضرت امام خمینی(ره)، و یک نمازجمعه نیز در مصلی تهران برگزار گردید.
پس از رحلت امام خمینی (ره)، رهبر معظم انقلاب، امام جمعه تهران نیز بودند.ایشان به طور ثابت در ماه مبارک رمضان و در مواقع حساس نماز را اقامه می‌کردند که در نوع خود استقبال بی نظیری از آن شده و می‌شد. خیابانهای مملو از جمعیت اطراف دانشگاه تهران همواره مورد توجه دوربینهای بسیاری از شبکه‌های خبری دنیا قرار می‌گرفت و این حضور به اندازه مواضع و بیانات امام جمعه برای آنها جالب توجه بود و بیشتر از همه حضور مسئولان و در کنار هم قرار گرفتن سلایق مختلف سیاسی، تاثیرات نماز جمعه به امامت رهبری افزایش می‌داد. پس از انتخابات دوم خرداد و شکل‌گیری جبهه اصلاح‌طلبان، برخی از نظریه پردازان دینی و اجتماعی این جبهه، نسبت به انتخاب ائمه جمعه و مواضع آنها که «موضع یک جانبه و جناحی در تریبونها» خوانده می‌شد، اعتراض کردند. حجت الاسلام محمدجوادحجتی‌کرمانی یکی از این افراد بود.
با گسترش ابزارهای رسانه‌ای منتقدین تریبونهای نمازجمعه، بازهم این اجتماع هفتگی به یکی از مباحث حساس روز تبدیل شد، بویژه آنکه آیت الله مصباح یزدی در سلسله مباحثی، دیدگاههای سیاسی و اجتماعی اسلام را بیان کرد. اوج این انتقادات زمانی بالا گرفت که آقایان یزدی، جنتی و هاشمی رفسنجانی هریک در تریبون نمازجمعه از منصب ریاست قوه قضائیه، دبیری شورای نگهیان و ریاست دولت از عملکرد خود دفاع کرده و به پاسخ گوئی در مورد سیاست نهادهای زیر مجموعه خود می‌پرداختند؛ تا جائی که گاهی منتقدین سیاستهای فرهنگی واقتصادی حجت الاسلام والمسلمین هاشمی رفسنجانی، سعی کردند در نماز جمعه اعتراضات خود را به گوش وی برسانند.
اما تاثیرگذارترین کارکرد نمازجمعه تهران زمانی بود که مقام معظم رهبری در برهه‌های حساس به اقامه نمازجمعه پرداختند.تشریح جریان قتلهای زنجیره‌ای در نمازجمعه تهران از سوی ایشان مهمترین این موارد بوده است.
اما با برگزاری دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری و بحران‌های پس از آن،باردیگر نمازجمعه مورد توجه همه محافل سیاسی و مذهبی قرار گرفت.در نخستین گام رهبری معظم انقلاب به نمازجمعه رفت تا هرآنچه که در ایام پس از انتخابات پیش آمده بود بیان کند. حمایت‌های جالب توجه از هرچهارکاندیدا بویژه هاشمی رفسنجانی از نکات مهم این نمازجمعه بود،اگرچه رهبری در اشاره‌ای ظریف نزدیکی افکار احمدی‌نژاد با خود را باردیگر مورد تاکید قرار دادند.
اما همگان منتظر بودند تا هاشمی رفسنجانی که در سکوت عجیبی نظاره‌گر اوضاع سیاسی نشسته بود در تریبون نمازجمعه قرار گیرد.نکته جالب توجه این نمازجمعه حمایت قاطع معاندان نظام – همان‌هائی که پیش از این خواستار نابودی نمازجمعه و هاشمی بوند – از این رویداد حساس است. خطبه‌ها ایراد شد و موافقان و مخالفان زیادی به اظهارنظر پرداختند، اما  آنچه که باقی ماند توجه مجدد همه محافل سیاسی به نمازجمعه شد،درست مانند اوایل انقلاب.

پی‌نوشت:
۱- این یادداشت چندسال پیش منتشر شده بود که مجددا با اضافه و تغییراتی دراینجا قرار گرفت
۲- پیش از این در یادداشتی از نوع ارائه آمار نمازجمعه و دست بردن به وقایع تاریخی توسط ایرنا اعتراض کرده بودم.
۳-آموزش تمسخرآمیز نمازجمعه توسط تلوزیون صدای آمریکا
۴- تصویر قدیمی از نمازجمعه که مشخص نیست مربوط به چه زمانی است

نوشته شده در جامعه, سياست | ۱۲ پاسخ »

آقای روانبخش!انصاف بدهم خدمتتان؟

دوشنبه, مرداد ۵م, ۱۳۸۸

جریانت اخیر در انتصاب مشائی به معاون اولی و مسائل پس از آن بسیاری را شگفت زده کرد.منظورم از بسیاری، طیف دلسوزان انقلاب و اصولگرایان است که شوکه از این جریانات، تعهد واقعی خود را به نظام نشان دادند.اما سکوت تامل برانگیز برخی از نخبگان جامعه که در جریانات مختلف حنجره پاره کرده و خود را مطیع محض ولایت می‌دانستند شوکه‌آورتر است. 
در اینجا روی سخنم با آقای روانبخش است:
آقای روانبخش! شما که همواره در جریانات سیاسی خود را تابع محض ولایت دانسته و به هرکس که ذره‌ای در تبعیت از ولایت سستی کند هشدارها می‌دهید، تجمع برگزار می‌کنید و ….
شمائی که در ایام انتخابات درمورد نامه هاشمی رفسنجانی به مقام معظم رهبری و علیرغم مخالفت بزرگان حوزه راهپیمائی برگزار کردید و اطرافیانتان مقاله‌ها نوشتند که چرا هاشمی نامه بدون و سلام و تهدید کننده نوشته و ….
شمائی که به آقای لاریجانی نوشته‌اید:« ترديدي نيست كه موضوع اطاعت از ولا‌يت فقيه به مردم كوچه و بازار و عوام‌الناس اختصاص ندارد بلكه خواص و نخبگان جامعه به‌ويژه مسؤولا‌ن كشوري در اطاعت‌پذيري از ولي‌فقيه اولويت دارند، چرا كه عدم توجه كافي به اين موضوع مهم، موجب سارت‌هاي بزرگي به جامعه و كشور مي‌شود. انتظار از جنابعالي اين بود كه دغدغه‌هاي مقام معظم رهبري را دستورالعمل مجلس قرار دهيد و لزومي به تصريح معظم‌له نباشد »
روی سخنم با شماست!آیا بی تفاونی یک هفته‌ای به نامه صریح رهبری، دهن‌کجی رسمی به دستور رهبری با تعریف و تمجیدهای عجیب از مشائی در جلسه تودیع، پاسخ عجیب احمدی‌نژاد به استعفای مشائی و نامه دون‌شان به رهبری و … جای هیچ اعتراضی نداشت؟
شما و آقای تیپ امام صادق که تصور می‌کنید تنها حامی نظام هستید ،این روزها چرا ساکت نشسته اید؟
البته دو روز پیش زحمت کشیدید و این اقدامات رئیس جمهور را توجیه کردید و گفتید:« برداشت من این است که رييس جمهور نسبت به آقاي مشايي اعتماد فوق العاده اي دارند و اين اعتماد فوق العاده همواره باعث مي شود که او را در جاهاي حساس قرار دهد.»و در همان مصاحبه برای اولین بار در فعالیت سیاسی خود توصیه به صبر کردید که:« بهتر است مدتي صبر کنيم تا خود آقاي احمدي نژاد به اين نتيجه برسند که مشايي خيرخواه ايشان نيست.»
من علت این سکوت را مي‌دانم…فریادها و نعره‌های شما و اطرافیانتان تاکنون در دفاع از ولایت و اصولگرائی بهانه‌ای بیش برای مطرح کردن خود در عرصه سیاسی کشور نبوده است. این کارها تنها و تنها بهانه‌ای برای برآورده کردن حس ماجراجوئی خودتان بوده‌است و نهایتا تلاش کردید بوسیله درافتادن با افراد مطرحی چون هاشمی و لاریجانی (من هیچ حمایتی از افکار و کارهای این دو ندارم) خواستید وجهه‌ای سیاسی برای خود کسب کنید.
البته تنها یک حرفتان را باور دارم. اینکه‌گفته اید :«امروز ولایت و رهبری مظلوم است» و حالا می‌بینم واقعا مظلوم است و مدعیان دو آتشه‌ای چون شما این‌روزها خود را به خواب زده اند.
آقای روانبخش، تاکنون در مورد شما و عملکردتان سخن گفتم و علاقه‌ای به پیش‌بینی آینده نداشتم، اما زمانی که دیدم شما آینده برخی را پیش‌بینی کرده اید و گفته اید:« هاشمی با این روند به سرنوشت منتظری دچار می شود» من هم به خود اجازه دادم که بگویم: «آقای روانبخش! با این روند شما واطرافیانتان به سرنوشت مهدی هاشمی و باند او دچار خواهید شد!»

نوشته شده در جامعه, سياست | ۳۸ پاسخ »

درهرصورت باید مشائی را تحمل کرد

جمعه, مرداد ۲م, ۱۳۸۸

همانطور که قبلا هم نوشته بودم،«مشائی مرد مرموز دولت نهم» است و البته جریانات اخیر نشان داد در‌عین مرموز بودن ، گویا احمدی نژاد در چنبره مشائی گرفتار آمده است.
با این اوصاف احتمالات زیر به‌دور از ذهن نیست:
- با توجه به خصوصیات روحی احمدی‌نژاد، مسائل مربوط به مشائی کاملا قابل پیش‌بینی بود. به هرحال احمدی‌نژاد نشان داده است که اگر بر مسئله‌ای اصرار داشته باشد به حرف هیچ کس(حتی طرفداران و اصولگرایان) توجه نمی‌کند که البته این روحیه بیش از همه برای خود احمدی‌نژاد ضربه می‌زند.برفرض آنکه مشائی واقعا نیروی بسیار مثبت و توانمندی است، اما اقتضائات مدیریتی و سیاستی حکم می کند که بخاطر یک نفر می‌شود همه دوستان و حامیان را از دست داد؟
- علیرغم مخالفت قاطع همه نیروهای اصولگرا (البته به جز جناب رامین و شمقدری) همچنان احمدی‌نژاد بر حفظ مشائی اصرار دارد.این لجاجت پیام های زیادی دارد که باید براساس این پیام‌ها روند پیش‌رو را پیش بینی کرد.از جمله آنکه حتی اگر مشائی ظاهرا از سمت‌های دولتی کنار رود، ولی همچنان پدر معنوی و راهبر احمدی‌نژاد خواهد بود.در واقع مشائی معضلی است که چاره‌ای جز تحمل او نیست.او در هر شرایطی مدیر دولت خواهد بود.
- خبرهای مختلف و مستندی از مخالفت مقام معظم رهبری ( پیام مکتوب) با حضور مشائی در سمت های حساس و معاونت‌ ریاست جمهوری منتشر شده است.پیش از این شنیده بودیم که اگر زمانی مصالح احمدی نژاد در تقابل با رهبری باشد، وی همچنان مصالح خود را درنظر خواهد گرفت.امیدوارم در این روزهای حساس چنین پیش‌بینی به حقیقت نپیوندد!
- در صورتی که احمدی نژاد مجبور به برکناری مشائی شود، یقینا مطالبی را مطرح خواهد کرد که به اندازه حضور مشائی برای اصولگرایان تلخ خواهد بود.احمدی‌نژاد مشائی را مردی خواهد دانست که نظام لیاقت بهره‌مندی از او را ندارد و به همه مخالفان( مراجع تقلید، اصولگرایان و …)برچسب های عجیب و غریبی خواهد زد.پس مشائی لقمه ای است که نه می‌شود قورت داد و بدتر از قورت دادن هم بیرون انداختن او خواهد بود.
- و یک سوال از رئیس‌جمهور! شمائی که حاظر نیستید به اندازه یک سوزن به از بیت‌المال استفاده نادرست شود و آنگونه که می گویند غذای خود را از منزل می‌آورید، چگونه رضایت می‌دهید که صدها ساعت وقت نمایندگاه مجلس، سیاسیون، روزنامه‌ها و رسانه مشغول چنین موضوعی شود؟ آیا این کار خیانت به بیت‌المال نیست؟ اگر همین اندازه وقت نمایندگان و رسانه ها مثلا صرف موضوع صرفه‌جوئی در مصرف گاز‌خانگی می‌شد مطمئنا تحول بزرگی در مصرف انرژی رخ می‌داد!
مرتبط:مشایی رفت وآمدهای مشکوک به خارج داشته و با وزیر خارجه انگلیس دیدار کرده است

نوشته شده در جامعه, سياست | ۱۴ پاسخ »


پیوندها
آشنايان
آب‌و آتش. آهستان. احسان‌و هزاره سوم. ارتباطات. ايمان امروز. اينك. باسيدعلي‌تاقتح قدس. بانوبلاگ. بچه هاي قلم. ترديد‌راهي‌به‌دانائي. تنهاي‌تنها. حاج آقا ياحق. حامدعبداللهي. خبرنگار‌مسلمان. خویلی. دفتر عشق. دلشدگان شمس. رسانه. رسپنا. رضابابايي. رند. سرگيجه‌ها. سوزنبان. سيدمحمدتقي‌ابطحي. شاعرانه. شب نوشت. شيعه‌مذهب‌برتر. ضحي. طعم‌شيرين‌دودقيقه. طلبه‌نسل‌سوم. عباس‌حسين‌نژاد. عقل‌سرخ. فرهنگ‌و‌ارتباطات. كشكول جواني. كلاشينكف ديجيتالي. مادرانه. مجاهد. مدير. میرزاقلی‌خان‌راپورتچی. همسرا. پاسخگوئی. پاسداران. گلدختر.
خبري
آريا. آفتاب. آينده‌روشن. الف. امروز. انتخاب. ايسنا. ايكنا. برنا. بولتن نيوز. بي‌بي‌سي. تابناك. جهان. حج. حوزه‌نيوز. دويچه‌وله. راديوزمانه. رجا. رسا. سپهر. شريف. شهر. شيعه نيوز. صدرا. عدالتخانه. عصرایران. فارس. فرارو. فردا. مهر. نوروز. پارسينه.
فرهنگي‌علمي
آويني. ادبستان. باشگاه. تبيان. دفتر‌مطالعات تاريخ. سبكبالان. سوره‌مهر. فيروزه. كتاب‌نيوز. لوح. مركز‌اسناد‍‌انقلاب اسلامي. موعود. هفتان. پاسخ‌به‌سؤالات‌ديني. کتابخانه‌تاريخ‌ايران.
ويژه
دفتر توسعه وبلاگ ديني. نشريه الكترونيكي چارقد.