<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><!-- generator="wordpress/2.3.1" -->
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: آیت‌الله صانعی به روایت اسناد</title>
	<link>http://menbar.ir/1388/06/05/sanei/</link>
	<description>حوزه علميه رسانه منبرنت روحاني احمد نجمي رسانه</description>
	<pubDate>Thu, 11 Mar 2010 23:48:30 +0000</pubDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.3.1</generator>
		<item>
		<title>با: ملت آزاد</title>
		<link>http://menbar.ir/1388/06/05/sanei/#comment-2824</link>
		<dc:creator>ملت آزاد</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 03:30:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://menbar.ir/1388/06/05/sanei/#comment-2824</guid>
		<description>خیلی از کسان دیگر هم نه مرجع هستند ولی حرفهایی صدتا یه غاز میگن نمونه مصباح یزدی که روزی دمش توی تله گیر میکنه تمام خط بگیر و ببند رو اون صادر میکنه و خودش رو نماینده صاحب معرفی میکنه</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>خیلی از کسان دیگر هم نه مرجع هستند ولی حرفهایی صدتا یه غاز میگن نمونه مصباح یزدی که روزی دمش توی تله گیر میکنه تمام خط بگیر و ببند رو اون صادر میکنه و خودش رو نماینده صاحب معرفی میکنه</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: ME</title>
		<link>http://menbar.ir/1388/06/05/sanei/#comment-2818</link>
		<dc:creator>ME</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 03:30:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://menbar.ir/1388/06/05/sanei/#comment-2818</guid>
		<description>tohin  nakonin b hichkas ama ishun salahiate marjaEat ro nadaran!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>tohin  nakonin b hichkas ama ishun salahiate marjaEat ro nadaran!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: ملت آزاد</title>
		<link>http://menbar.ir/1388/06/05/sanei/#comment-2751</link>
		<dc:creator>ملت آزاد</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 03:30:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://menbar.ir/1388/06/05/sanei/#comment-2751</guid>
		<description>توی که نماز میخوانی چرا این همه تهمت میزنی گناه همه ما گردن بی صاحبت 
تو حتی برای گفتن حق از ناحق نمیدونی از که باید حق از کی شنید
 همیشه مقلد کسی باش تا اجازه تفکر به تو بده نه کورکورانه مثل حیوان زبان بسته دم تکان بدی و حرکت کنی اره کمی فکر کن بعد حرف بزن فدایی . . . . ولایت</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>توی که نماز میخوانی چرا این همه تهمت میزنی گناه همه ما گردن بی صاحبت<br />
تو حتی برای گفتن حق از ناحق نمیدونی از که باید حق از کی شنید<br />
 همیشه مقلد کسی باش تا اجازه تفکر به تو بده نه کورکورانه مثل حیوان زبان بسته دم تکان بدی و حرکت کنی اره کمی فکر کن بعد حرف بزن فدایی . . . . ولایت</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: فدايي ولايت</title>
		<link>http://menbar.ir/1388/06/05/sanei/#comment-2582</link>
		<dc:creator>فدايي ولايت</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 03:30:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://menbar.ir/1388/06/05/sanei/#comment-2582</guid>
		<description>سلام امروزحق وباطل حتي براي همين اقايوني كه ازاين مردك(صانعي)حمايت ميكنن مشخصه ياسرشونومثل كبك زيربرف كردن يابه نفعشون نيست كه حقيقتو بفهمن.به تحقيق عرض ميكنم اين مردك22فتوابرخلاف ايات صريح قران و54فتوابرخلاف شرع مبين اسلام دارند.حمايت ازايشان حمايت از اسلام امريكاييست.حاميان ايشان هم اكثراافرادي هستند كه حتي نماز نمي خوانندوازروي هواي نفس مقلدايشان هستند.    رهبراجانم فدايت</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام امروزحق وباطل حتي براي همين اقايوني كه ازاين مردك(صانعي)حمايت ميكنن مشخصه ياسرشونومثل كبك زيربرف كردن يابه نفعشون نيست كه حقيقتو بفهمن.به تحقيق عرض ميكنم اين مردك۲۲فتوابرخلاف ايات صريح قران و۵۴فتوابرخلاف شرع مبين اسلام دارند.حمايت ازايشان حمايت از اسلام امريكاييست.حاميان ايشان هم اكثراافرادي هستند كه حتي نماز نمي خوانندوازروي هواي نفس مقلدايشان هستند.    رهبراجانم فدايت</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: ملت آزاد</title>
		<link>http://menbar.ir/1388/06/05/sanei/#comment-2337</link>
		<dc:creator>ملت آزاد</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 03:30:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://menbar.ir/1388/06/05/sanei/#comment-2337</guid>
		<description>ایران زمین همیشه مردمی آزاد داشته و در هر دوره ای عده ای دون صفت در لباس انسان همیشه به این ملت ظلم و ستم کردند و اکنون هم در مسند قدرت تکیه زدند. دیری نپاید که اینان هم به ذباله دان تاریخ ریخته شوند و تاریخ را آنگونه هست بنگارند و آری فجر نزدیک است.
بیاد شاملو 
روزگار غریبیست نازنین
دهانت را می بویند مبادا گفته باشی دوستت دارم
دلت را می پویند مبادا شعله ای در آن نهان باشد
دهانت را می بویند مبادا گفته باشی دوستت دارم
دلت را می پویند مبادا شعله ای در آن نهان باشد
روزگار غریبی ست نازنین
روزگار غریبی ست نازنین
و عشق را كنار تیرك راه بند تازیانه میزنند
عشق را در پستوی خانه نهان باید كرد
شوق را در پستوی خانه نهان باید كرد
روزگار غریبی ست نازنین
روزگار غریبی ست نازنین
و در این بن بست كج و پیچ سرما
آتش را به سوخت وار سرود و شعر فروزان میدارند
به اندیشیدن خطر مكن روزگار غریبی ست
آن كه بر در میكوبد شباهنگام به كشتن چراغ آمده است
نور را در پستوی خانه نهان باید كرد
دهانت را می بویند مبادا گفته باشی دوستت دارم
دلت را می پویند مبادا شعله ای بر آن نهان باشد
دهانت را می بویند مبادا گفته باشی دوستت دارم
دلت را می پویند مبادا شعله ای بر آن نهان باشد
روزگار غریبی ست نازنین
روزگار غریبی ست نازنین
نور را در پستوی خانه نهان باید كرد
عشق را در پستوی خانه نهان باید كرد
آنك قصابانند بر گذرگاه ها مستقر
با كنده و ساتوری خون آلود
و تبسم را بر لبها جراحی میكنند و ترانه را بر دهان
كباب قناری بر آتش سوسن و یاس
شوق را در پستوی خانه نهان باید كرد
ابلیس پیروز مست
سور عزای ما را بر سفره نشسته است
خدای را در پستوی خانه نهان باید كرد
خدای را در پستوی خانه نهان باید كرد</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>ایران زمین همیشه مردمی آزاد داشته و در هر دوره ای عده ای دون صفت در لباس انسان همیشه به این ملت ظلم و ستم کردند و اکنون هم در مسند قدرت تکیه زدند. دیری نپاید که اینان هم به ذباله دان تاریخ ریخته شوند و تاریخ را آنگونه هست بنگارند و آری فجر نزدیک است.<br />
بیاد شاملو<br />
روزگار غریبیست نازنین<br />
دهانت را می بویند مبادا گفته باشی دوستت دارم<br />
دلت را می پویند مبادا شعله ای در آن نهان باشد<br />
دهانت را می بویند مبادا گفته باشی دوستت دارم<br />
دلت را می پویند مبادا شعله ای در آن نهان باشد<br />
روزگار غریبی ست نازنین<br />
روزگار غریبی ست نازنین<br />
و عشق را كنار تیرك راه بند تازیانه میزنند<br />
عشق را در پستوی خانه نهان باید كرد<br />
شوق را در پستوی خانه نهان باید كرد<br />
روزگار غریبی ست نازنین<br />
روزگار غریبی ست نازنین<br />
و در این بن بست كج و پیچ سرما<br />
آتش را به سوخت وار سرود و شعر فروزان میدارند<br />
به اندیشیدن خطر مكن روزگار غریبی ست<br />
آن كه بر در میكوبد شباهنگام به كشتن چراغ آمده است<br />
نور را در پستوی خانه نهان باید كرد<br />
دهانت را می بویند مبادا گفته باشی دوستت دارم<br />
دلت را می پویند مبادا شعله ای بر آن نهان باشد<br />
دهانت را می بویند مبادا گفته باشی دوستت دارم<br />
دلت را می پویند مبادا شعله ای بر آن نهان باشد<br />
روزگار غریبی ست نازنین<br />
روزگار غریبی ست نازنین<br />
نور را در پستوی خانه نهان باید كرد<br />
عشق را در پستوی خانه نهان باید كرد<br />
آنك قصابانند بر گذرگاه ها مستقر<br />
با كنده و ساتوری خون آلود<br />
و تبسم را بر لبها جراحی میكنند و ترانه را بر دهان<br />
كباب قناری بر آتش سوسن و یاس<br />
شوق را در پستوی خانه نهان باید كرد<br />
ابلیس پیروز مست<br />
سور عزای ما را بر سفره نشسته است<br />
خدای را در پستوی خانه نهان باید كرد<br />
خدای را در پستوی خانه نهان باید كرد</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: سپهر</title>
		<link>http://menbar.ir/1388/06/05/sanei/#comment-2333</link>
		<dc:creator>سپهر</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 03:30:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://menbar.ir/1388/06/05/sanei/#comment-2333</guid>
		<description>دوست گرامي
صداقت در گفتار و روش تحليلت هويداست. فقط يك نكته را ناخواسته فراموش كرده اي و آن هم اين است كه علت تغيير نظرات آيت ا... صانعي نسبت به رهبر تغيير و بالواقع تنزل فاحش ايشان از فاكتورهاي لازم براي رهبري است. در واقع اين تغيير نظر نشان دهنده روح بلند و آزادمنشي آقاي صانعي است. موفق باشيد.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>دوست گرامي<br />
صداقت در گفتار و روش تحليلت هويداست. فقط يك نكته را ناخواسته فراموش كرده اي و آن هم اين است كه علت تغيير نظرات آيت ا&#8230; صانعي نسبت به رهبر تغيير و بالواقع تنزل فاحش ايشان از فاكتورهاي لازم براي رهبري است. در واقع اين تغيير نظر نشان دهنده روح بلند و آزادمنشي آقاي صانعي است. موفق باشيد.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: دیکتاتور ریشو</title>
		<link>http://menbar.ir/1388/06/05/sanei/#comment-2327</link>
		<dc:creator>دیکتاتور ریشو</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 03:30:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://menbar.ir/1388/06/05/sanei/#comment-2327</guid>
		<description>قران فقط برای صالحان و نیکوکاران نوید پیروزی داده نه قاتلان جان و ناموس مردم ان هم از مردم بی گناه، خوف و ترس از خدا ندارید به ان روزی که تابوت مرگتان رو بسوی قبر سرازیر میشوید بلرزید تا روز موعود . 
آیه 21 سوره الجاثیه:
خدای متعال میفرماید:
آیا انان که مرتکب اعمال زشت و تبه کاری شدند گمان کردند رتبه انها را مانند کسانی که بخدا ایمان اورده و نیکوکار شدند قرار می دهیم تا در مرگ و زندگانی هم یکسان باشند - هرگز چنین نیست - کام انها اندیشه بسیار باطل و جاهلانه ای است .
در جواب تو  که فقط نامت علی است اما . . .</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>قران فقط برای صالحان و نیکوکاران نوید پیروزی داده نه قاتلان جان و ناموس مردم ان هم از مردم بی گناه، خوف و ترس از خدا ندارید به ان روزی که تابوت مرگتان رو بسوی قبر سرازیر میشوید بلرزید تا روز موعود .<br />
آیه ۲۱ سوره الجاثیه:<br />
خدای متعال میفرماید:<br />
آیا انان که مرتکب اعمال زشت و تبه کاری شدند گمان کردند رتبه انها را مانند کسانی که بخدا ایمان اورده و نیکوکار شدند قرار می دهیم تا در مرگ و زندگانی هم یکسان باشند - هرگز چنین نیست - کام انها اندیشه بسیار باطل و جاهلانه ای است .<br />
در جواب تو  که فقط نامت علی است اما . . .</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: علی</title>
		<link>http://menbar.ir/1388/06/05/sanei/#comment-2322</link>
		<dc:creator>علی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 03:30:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://menbar.ir/1388/06/05/sanei/#comment-2322</guid>
		<description>سوره طه: 

قُلْ کُلٌّ مُتَرَبِّصٌ فَتَرَبَّصُوا فَسَتَعْلَمُونَ مَنْ أَصْحابُ الصِّراطِ السَّوِيِّ وَ مَنِ اهْتَدي (135)

بگو: «همه (ما و شما) در انتظاريم! (ما در انتظار وعده پيروزي، و شما در انتظار شکست ما!) حال که چنين است، انتظار بکشيد! امّا بزودي مي‏دانيد چه کسي از اصحاب صراط مستقيم، و چه کسي هدايت يافته است!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سوره طه: </p>
<p>قُلْ کُلٌّ مُتَرَبِّصٌ فَتَرَبَّصُوا فَسَتَعْلَمُونَ مَنْ أَصْحابُ الصِّراطِ السَّوِيِّ وَ مَنِ اهْتَدي (۱۳۵)</p>
<p>بگو: «همه (ما و شما) در انتظاريم! (ما در انتظار وعده پيروزي، و شما در انتظار شکست ما!) حال که چنين است، انتظار بکشيد! امّا بزودي مي‏دانيد چه کسي از اصحاب صراط مستقيم، و چه کسي هدايت يافته است!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: دیکتاتور ریشو</title>
		<link>http://menbar.ir/1388/06/05/sanei/#comment-2321</link>
		<dc:creator>دیکتاتور ریشو</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 03:30:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://menbar.ir/1388/06/05/sanei/#comment-2321</guid>
		<description>تا اسم مرتضوی به عنوان عامل جنایات کهریزک به مجلس کشیده شد، حسینیان طراح کشتارهای خیابانی و کوی دانشگاه از ترس استعفا داد
ژانویه 7, 2010 · 
عبور سبز- حسینیان نماینده تهران در نامه‌ای به هیئت رئیسه مجلس تقاضای استعفا کرده است .تاشایددررحمتی برویش بازشودوخودش وبنده خداوپیغمبرازشرزبان وحرکاتش رهاهی یابند انشا&#60;الله
متن کامل نامه وی به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم
با عرض سلام؛ چنانچه بیشتر دوستان مطلع هستند، اینجانب نزدیک به دوازده سال است کم و بیش در حال مبارزه با جریان انحرافی به اصطلاح‌ اصلاح‌طلبان هستیم. خداوند خود می‌داند که چه ظلم ها، فشارها، تهمت‌ها، توهین‌ها و تحقیرها را از این جماعت شنیدم و دیدم.

در این میان نصحیت‌ها و زخم‌ زبان‌های دوستان را با همه تلخی‌هایش به جان خریدیم؛ اما به یاری خداوند که همه انگیزه‌ام او بوده هرگز احساس ضعف و ناتوانی نکردم؛ بلکه هرگاه حملات این جماعت بیشتر می‌شد احساس نشاط می‌کردم. اما امروز بیش از هر زمانی احساس دلشکستگی و سرخوردگی می‌کنم.
امروز خود را ناتوان‌تر از همیشه می‌یابم. هر اقدامی آغاز کردیم با رقابت پیچیده پارلمان تاریست‌های حرفه‌ای نقش بر آب شد. جناح اصلاح‌طلب نزد رئیس عزیزتر و ارزشی‌تر شدند و هر روز ما مطرودتر و بی‌خاصیت‌تر. من خود را موجودی شکسته خورده و سرخورده می‌بینم وقتی می‌بنیم ریاست کمیته دفاع مجلس یکی از فتنه‌گرانی است که از بانیان اتهام تقلب در انتخابات بود. وقتی می‌بینم مجلس اصولگرا نماینده‌ای را برای این کمیته انتخاب می‌کند که تا دیروز علناً از یکی از سران فتنه دفاع می‌کرد و یک روز از عمرش را در راه مبارزه نگذرانده و تنها با تاجران کویتی می‌نشیند و برمی‌خیزد و رسالتش توزیع آدامس در بین نمایندگان است.
امروز می‌بینیم ده‌ها نشریه با حمایت بیت‌المال تمام ارزش‌های اخلاقی و سیاسی امت حزب‌الله را زیر ضربات خود گرفته‌اند. وقتی از ریشه‌ اینها تحقیق می‌شود می‌بینیم هر دسته‌ای از اینها از دفتر یکی از مسئولان جمهوری اسلامی سیراب می‌گردند.
امروز مردمی که دنبال صد هزار تومان وام می‌گردند ناگهان چشم باز می‌کنند ده‌ها میلیون تومان بیت‌المال به جیب هنرپیشه‌هایی می‌ریزد که نه دل در گرو اسلام دارند و نه در گرو حتی این کشور و بدتر ناگهان تصویر آنها را در کنار هم باید شاهد باشیم و هیچ‌کس هم اخم نکند؟ چرا مأیوس و سرخورده نباشم.
امروز بسیج و نیروهای انتظامی که در جریان فتنه‌های اخیر در خط مقدم علیه مزدوران آمریکایی می‌جنگیدند تا از امنیت مردم دفاع کنند به بهانه‌ تخلف چند نفر (که باید هم برخورد شود) اینان با تمام وجود مورد تحقیر و ظلم دادگاه‌های نظامی قرار می‌گیرند، تمام بدنه تحت تعقیب قرار می‌گیرند. فرماندهان مورد اذیت و توهین قرار می‌گیرند؛ ولی هیچ کس دفاعی نمی‌کند و هیچ‌کس نمی‌پرسد نیرویی که می‌خواهد از امنیت مردم و ارکان نظام دفاع کند با این روحیه زخم خورده چگونه و چرا؟
من خود را سرخورده و شکست خورده می‌بنیم که کسانی در دفاتر مسئولان نظام جمهوری اسلامی حاکم شده‌اند که 180 درجه با رهبری نظام زاویه دارند. چرا احساس یأس و شکست نکنم که با همه فداکاری این مردم معتقد و ولایتی در این نظام کسانی نصب می‌شوند که تا ثریا فاصله با رهبری نظام دارند کسانی که در این فتنه تا جایی که احساس ترس نکردند از حریف حمایت کردند.
من نمی‌دانم اگر به کارگیری این افراد چند چهره به مصلحت می‌باشد آیا سرخورده شدن صدها مانند من هم مصلحت این نظام است؟
البته می‌دانم که همه برای نصب این افراد توجیهی دارند و ادله و مبانی؛ اما باید به من حق بدهند که آنان خضرند و من موسی، بسیاری از تصمیمات را نمی‌فهمم، بسیاری از رفتارها را سوراخ کردن کشتی انقلاب می‌دانم، بسیاری از الطاف کریمانه به منافقان را ساختن جدار بر مردمی بی‌معرفت می‌دانم که از لقمه‌‌ای بر گرسنگان راه کوتاهی کردند. بسیاری از شخصیت‌کشی‌ها را قتل بی‌گناهان می‌دانم. اعتراف می‌کنم که اشکال از من و بی‌عمقی من است به همین جهت این حق را به خضر نبی می‌دهم که مرا از خود براند و به همین جهت من به آنها حق می‌دهم تا به من بگویند: «اَلَم اقُل لکَ انّک لن تستطیعَ معی صبراً» و باز بر سرم فریاد زنند‌ «هذا فراقٌ بینی و بینک».
من یک ظاهرگرا هستم فقط این را می‌دانم که طبق قانون اساسی در مجلس سوگند خورده‌ام و هم‌صدا با دیگر نمایندگان تکرار کرده‌ام که «من در برابر قرآن مجید به خدای قادر متعال یاد می‌کنم و با تکیه بر شرف انسانی خویش تعهد می‌نمایم که پاسدار حریم اسلام و نگهبان دستاوردهای انقلاب اسلامی ملت ایران و مبانی جمهوری اسلامی باشم.» ولی می‌بینیم تجربه این مدت به من نشان داده است که قادر به وفاداری به این سوگند نیستم.
مطمئن هستم که با مرگ سیاسی یا جسمانی حقیری مانند من نه بر دامن کبریایی ولایت گردی خواهد نشست نه از روند انقلاب خواهد کاست و مطمئن هستم یأس و سرخوردگی این بنده حقیر در روحیه حتی یک نفر هم تأثیر نخواهد پذیرفت. این سیل خروشان هم‌چنان به پیش خواهد رفت و آنچه نابود خواهد شد درماندگان و خستگان و فرسودگان خواهند بود.
از طرفی می‌دانم که کینه‌توزان از این به بعد تحلیل‌ها خواهند کرد و خواهند گفت نتیجه تندی و افراط همین است. بگذارید تا هر کس هرچه می‌خواهد قضاوت کند. قضاوت‌ نهایی با خداوندی است که بر همه دلها آگاه است و انگیزه‌ها را بهتر از همه ما می‌داند و به عدل و انصاف حکم خواهد راند.
آنچه که باید بدانند این است که من لحظه‌ای از گذشته خود پشیمان نیستم و از آنچه با من شده است راضی به رضای اویم چون همه آنها «بعین‌الله» بوده است.
در پایان از امت حزب‌الله و به خصوص مردم تهران که به اینجانب رأی داده بودند عذرخواهی می‌کنم. من قول داده بودم که به شما خدمت کنم و حال خود را ناتوان از خدمت می‌دانم. امید است که در دو سال آینده فردی انتخاب شود که بتواند خدمتگزار شما ملت خدایی باشد.
بسیار فکر کردم بسیار دعا کردم و از خداوند خواستم تا راهی برای خروج از بن‌بست به من نشان دهد: اما خود را همچنان در مقابل هزاران سؤال امت حزب‌الله بی‌جواب می‌دانم. خداوند تنها یک راه را به من نشان داد و آن گوشه‌گیری و عزلت‌ البته «لاتَدری لعلّ اللهَ یُحْدِثٌ بعد ذلک امراً»
بدینوسیله رسماً استعفای خود را از نمایندگی مجلس شورای اسلامی خدمت هیئت رئیسه محترم اعلام می‌دارم.

با آروزی طول عمر رهبر عزیز
دولت به کام باد
روح‌الله حسینیان</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>تا اسم مرتضوی به عنوان عامل جنایات کهریزک به مجلس کشیده شد، حسینیان طراح کشتارهای خیابانی و کوی دانشگاه از ترس استعفا داد<br />
ژانویه ۷, ۲۰۱۰ ·<br />
عبور سبز- حسینیان نماینده تهران در نامه‌ای به هیئت رئیسه مجلس تقاضای استعفا کرده است .تاشایددررحمتی برویش بازشودوخودش وبنده خداوپیغمبرازشرزبان وحرکاتش رهاهی یابند انشا&lt;الله<br />
متن کامل نامه وی به شرح زیر است:</p>
<p>بسم الله الرحمن الرحیم<br />
با عرض سلام؛ چنانچه بیشتر دوستان مطلع هستند، اینجانب نزدیک به دوازده سال است کم و بیش در حال مبارزه با جریان انحرافی به اصطلاح‌ اصلاح‌طلبان هستیم. خداوند خود می‌داند که چه ظلم ها، فشارها، تهمت‌ها، توهین‌ها و تحقیرها را از این جماعت شنیدم و دیدم.</p>
<p>در این میان نصحیت‌ها و زخم‌ زبان‌های دوستان را با همه تلخی‌هایش به جان خریدیم؛ اما به یاری خداوند که همه انگیزه‌ام او بوده هرگز احساس ضعف و ناتوانی نکردم؛ بلکه هرگاه حملات این جماعت بیشتر می‌شد احساس نشاط می‌کردم. اما امروز بیش از هر زمانی احساس دلشکستگی و سرخوردگی می‌کنم.<br />
امروز خود را ناتوان‌تر از همیشه می‌یابم. هر اقدامی آغاز کردیم با رقابت پیچیده پارلمان تاریست‌های حرفه‌ای نقش بر آب شد. جناح اصلاح‌طلب نزد رئیس عزیزتر و ارزشی‌تر شدند و هر روز ما مطرودتر و بی‌خاصیت‌تر. من خود را موجودی شکسته خورده و سرخورده می‌بینم وقتی می‌بنیم ریاست کمیته دفاع مجلس یکی از فتنه‌گرانی است که از بانیان اتهام تقلب در انتخابات بود. وقتی می‌بینم مجلس اصولگرا نماینده‌ای را برای این کمیته انتخاب می‌کند که تا دیروز علناً از یکی از سران فتنه دفاع می‌کرد و یک روز از عمرش را در راه مبارزه نگذرانده و تنها با تاجران کویتی می‌نشیند و برمی‌خیزد و رسالتش توزیع آدامس در بین نمایندگان است.<br />
امروز می‌بینیم ده‌ها نشریه با حمایت بیت‌المال تمام ارزش‌های اخلاقی و سیاسی امت حزب‌الله را زیر ضربات خود گرفته‌اند. وقتی از ریشه‌ اینها تحقیق می‌شود می‌بینیم هر دسته‌ای از اینها از دفتر یکی از مسئولان جمهوری اسلامی سیراب می‌گردند.<br />
امروز مردمی که دنبال صد هزار تومان وام می‌گردند ناگهان چشم باز می‌کنند ده‌ها میلیون تومان بیت‌المال به جیب هنرپیشه‌هایی می‌ریزد که نه دل در گرو اسلام دارند و نه در گرو حتی این کشور و بدتر ناگهان تصویر آنها را در کنار هم باید شاهد باشیم و هیچ‌کس هم اخم نکند؟ چرا مأیوس و سرخورده نباشم.<br />
امروز بسیج و نیروهای انتظامی که در جریان فتنه‌های اخیر در خط مقدم علیه مزدوران آمریکایی می‌جنگیدند تا از امنیت مردم دفاع کنند به بهانه‌ تخلف چند نفر (که باید هم برخورد شود) اینان با تمام وجود مورد تحقیر و ظلم دادگاه‌های نظامی قرار می‌گیرند، تمام بدنه تحت تعقیب قرار می‌گیرند. فرماندهان مورد اذیت و توهین قرار می‌گیرند؛ ولی هیچ کس دفاعی نمی‌کند و هیچ‌کس نمی‌پرسد نیرویی که می‌خواهد از امنیت مردم و ارکان نظام دفاع کند با این روحیه زخم خورده چگونه و چرا؟<br />
من خود را سرخورده و شکست خورده می‌بنیم که کسانی در دفاتر مسئولان نظام جمهوری اسلامی حاکم شده‌اند که ۱۸۰ درجه با رهبری نظام زاویه دارند. چرا احساس یأس و شکست نکنم که با همه فداکاری این مردم معتقد و ولایتی در این نظام کسانی نصب می‌شوند که تا ثریا فاصله با رهبری نظام دارند کسانی که در این فتنه تا جایی که احساس ترس نکردند از حریف حمایت کردند.<br />
من نمی‌دانم اگر به کارگیری این افراد چند چهره به مصلحت می‌باشد آیا سرخورده شدن صدها مانند من هم مصلحت این نظام است؟<br />
البته می‌دانم که همه برای نصب این افراد توجیهی دارند و ادله و مبانی؛ اما باید به من حق بدهند که آنان خضرند و من موسی، بسیاری از تصمیمات را نمی‌فهمم، بسیاری از رفتارها را سوراخ کردن کشتی انقلاب می‌دانم، بسیاری از الطاف کریمانه به منافقان را ساختن جدار بر مردمی بی‌معرفت می‌دانم که از لقمه‌‌ای بر گرسنگان راه کوتاهی کردند. بسیاری از شخصیت‌کشی‌ها را قتل بی‌گناهان می‌دانم. اعتراف می‌کنم که اشکال از من و بی‌عمقی من است به همین جهت این حق را به خضر نبی می‌دهم که مرا از خود براند و به همین جهت من به آنها حق می‌دهم تا به من بگویند: «اَلَم اقُل لکَ انّک لن تستطیعَ معی صبراً» و باز بر سرم فریاد زنند‌ «هذا فراقٌ بینی و بینک».<br />
من یک ظاهرگرا هستم فقط این را می‌دانم که طبق قانون اساسی در مجلس سوگند خورده‌ام و هم‌صدا با دیگر نمایندگان تکرار کرده‌ام که «من در برابر قرآن مجید به خدای قادر متعال یاد می‌کنم و با تکیه بر شرف انسانی خویش تعهد می‌نمایم که پاسدار حریم اسلام و نگهبان دستاوردهای انقلاب اسلامی ملت ایران و مبانی جمهوری اسلامی باشم.» ولی می‌بینیم تجربه این مدت به من نشان داده است که قادر به وفاداری به این سوگند نیستم.<br />
مطمئن هستم که با مرگ سیاسی یا جسمانی حقیری مانند من نه بر دامن کبریایی ولایت گردی خواهد نشست نه از روند انقلاب خواهد کاست و مطمئن هستم یأس و سرخوردگی این بنده حقیر در روحیه حتی یک نفر هم تأثیر نخواهد پذیرفت. این سیل خروشان هم‌چنان به پیش خواهد رفت و آنچه نابود خواهد شد درماندگان و خستگان و فرسودگان خواهند بود.<br />
از طرفی می‌دانم که کینه‌توزان از این به بعد تحلیل‌ها خواهند کرد و خواهند گفت نتیجه تندی و افراط همین است. بگذارید تا هر کس هرچه می‌خواهد قضاوت کند. قضاوت‌ نهایی با خداوندی است که بر همه دلها آگاه است و انگیزه‌ها را بهتر از همه ما می‌داند و به عدل و انصاف حکم خواهد راند.<br />
آنچه که باید بدانند این است که من لحظه‌ای از گذشته خود پشیمان نیستم و از آنچه با من شده است راضی به رضای اویم چون همه آنها «بعین‌الله» بوده است.<br />
در پایان از امت حزب‌الله و به خصوص مردم تهران که به اینجانب رأی داده بودند عذرخواهی می‌کنم. من قول داده بودم که به شما خدمت کنم و حال خود را ناتوان از خدمت می‌دانم. امید است که در دو سال آینده فردی انتخاب شود که بتواند خدمتگزار شما ملت خدایی باشد.<br />
بسیار فکر کردم بسیار دعا کردم و از خداوند خواستم تا راهی برای خروج از بن‌بست به من نشان دهد: اما خود را همچنان در مقابل هزاران سؤال امت حزب‌الله بی‌جواب می‌دانم. خداوند تنها یک راه را به من نشان داد و آن گوشه‌گیری و عزلت‌ البته «لاتَدری لعلّ اللهَ یُحْدِثٌ بعد ذلک امراً»<br />
بدینوسیله رسماً استعفای خود را از نمایندگی مجلس شورای اسلامی خدمت هیئت رئیسه محترم اعلام می‌دارم.</p>
<p>با آروزی طول عمر رهبر عزیز<br />
دولت به کام باد<br />
روح‌الله حسینیان</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: دیکتاتور ریشو</title>
		<link>http://menbar.ir/1388/06/05/sanei/#comment-2319</link>
		<dc:creator>دیکتاتور ریشو</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 03:30:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://menbar.ir/1388/06/05/sanei/#comment-2319</guid>
		<description>منم فرمانده ایران زمین - از ازل بوده نامم دیکتاتور - مردمان کوردل نامی نهادند بر من - تاشوم مشهور ایران و جهان - یک شبه گشتم فرمانروا - بود هست و خواهد بود پایدار - چونکه خشمم دربیاید هیچکس جز  فرمانبر و نوکرصفت  زنده نیست - لاجرم اینان که می بینی دور و برم روزی انها هم میشوند در خاک گور-  من همیشه زنده خواهم بود چون ضحاکم هنوز . . . نامم را حدس بزن ای نوکرصفت</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>منم فرمانده ایران زمین - از ازل بوده نامم دیکتاتور - مردمان کوردل نامی نهادند بر من - تاشوم مشهور ایران و جهان - یک شبه گشتم فرمانروا - بود هست و خواهد بود پایدار - چونکه خشمم دربیاید هیچکس جز  فرمانبر و نوکرصفت  زنده نیست - لاجرم اینان که می بینی دور و برم روزی انها هم میشوند در خاک گور-  من همیشه زنده خواهم بود چون ضحاکم هنوز . . . نامم را حدس بزن ای نوکرصفت</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>
