روز گذشته با دیدن خبر بازداشت « عاطفه امام» و پس از آن روایت مادرش از زمان دستگیری و وقایع ۲۸ ساعت بازداشت او،متوجه نکات جالبی از این ماجرا شدم که به صورت خلاصه مینویسم.
تذکر این نکته ضروری است که این یادداشت تنها درباره جریان بازداشت عاطفه امام است و به معنای تایید همه بازداشتها، نوع رفتار ماموران و سایر قضایا نیست و باید این موضوعات در جای خود بررسی شود.
مادر عاطفه در گفتوگو با بیبیسی میگوید:« ساعت بیست امشب نگران عاطفه شدم و با او تماس گرفتم که پاسخ نداد.پیامک زدم که نگرانت هستم.بعد از چند دقیقه جواب داد:امشب نمی توانم به خانه بیایم و بعد از چند دقیقه تماس گرفت که امروز عصر چند نفر من را در خیابان طالقانی بازداشت کردند و نمیدانم چه کسی هستند، اما یکی از آنها همانیاست که پدرم را بازداشت کردهاست.»
مادر عاطفه در گفتوگو با سایت کلمه هم گفتهاست:« صبح ساعت ۱۱ دوباره تماس گرفت و گفت كه خیلی تحت فشار هست و از او می خواهند به ارتباط نامشروع با یكسری از افراد سیاسی كه هم اكنون درون زندان هستند اعتراف كند. - می گفت از دیروز تا حالا فقط مقداری آب دادند بخورد. یك دفعه آب یخ رویش می ریزند. در یك اتاق كوچك نگه اش می دارند كه مجبور است خودش را درون آن مچاله كند. یك گربه را هم در این اتاق كوچك گذاشته اند. - می گفت كه اطراف شهر ری هست كه برای تلفن زدن بیرونش می آورند تا با تلفن عمومی زنگ بزند اما اطلاع دقیق از محل نگهداریاش نداشت.»
با نگاهی دقیق به این اظهارات میتوان چند نتیجه گرفت:
- این فرد بازداشت شده در حرکتی عجیب با موبایل خود در کنار ماموران بازداشتی پاسخ پیامک مادرش را میدهد!
- این دختر ۱۹ ساله در اقدامی شگفتانگیز در تاریخ بازداشتهای سیاسی توانستهاست در کنار مامور و بازجو از شکنجه و تهدید برای اعتراف به ارتباط نامشروع خبر دهد!
- وی در کمتر از ۲۸ ساعت سه بار با مادرش تماس گرفته است
- برای اولین بار در تاریخ تماس تلفنی بازداشتشدگان، عاطفه امام از تلفن همگانی با مادرش تماس گرفتهاست!
با توجه به نتیجهگیریهای فوق این نکات هم قابل توجه است:
۱- هرکسی که در طی دو ماه اخیر اخبار بازداشتها را پیگیری کرده باشد به خوبی میداند که روند اعترافگیری آنهم این اعتراف حساس و خاص ( ارتباط نامشروع با برخی از سران اصلاحات که در بازداشت هستند) در طی یک شب محقق نمیشود و بازجوها به قدری باحوصله هستند که دوهفته مخزنی برای تخلیه اطلاعاتی و ایجاد تحول روانی کمترین زمان ممکن است.چگونه ماموران در طی کمتر از یک روز این پروژه را اجرا و سپس ناامید شدهاند؟
۲- تاکنون سابقه نداشته است که یک متهم در کنار ماموران با خانه تماس گرفته و از شکنجه، وضعیت وخیم و فشارهای روانی خبر دهد.اگر چنین بود بازداشتشدگان قدرتری که خود سابقه اطلاعاتی داشتند چنین کاری را انجام میدادند.
- تلفنهای همه مراکز امنیتی قفل شده و شماره تلفن در گوشی طرف مقابل نمایش داده نمیشود و به راحتی میتوان با همهجا تماس گرفت، در حالی که به گفته مادر عاطفه او از تلفن عمومی تماس گرفته و ماموران او را برای تماس تلفنی از بازداشتگاه خارج میکردهاند!!!
متاسفانه باید گفت نمایشی بودن این حرکت بر هر فرد هوشمندی مشخص است، و البته جای شگفتی دارد که رسانه مدعی اعتبار همچون بیبیسی بدون توجه به چنین شواهدی اقدام به انتشار خبر بازداشت عاطفه امام و مصاحبه با مادرش میکند.
اگرچه دوستان عاطفه امروز در تماسهای مختلف با رسانهها بر روحیه ماجراجویانه و سابقه چنین بازداشتهای چندساعته! عاطفه در دو ماه اخیر آنهم توسط مراکزی که هیچگاه مشخص نشد خبر دادهاند، اما گفتههای ضدو نقیض مادر برای اثبات دروغ بودن ماجرا کفایت میکند.
در همین رابطه:ابهام در ادعای بازداشت و آزادی عاطفه امام
پینوشت:این یادداشت در شب قدر نوشته شده و مطمئنا ثواب آن کمتر از نمازها و دعاهای این شب نیست.

شهریور ۱۸م, ۱۳۸۸ در ۳:۱۶ ق.ظ
معلومه از آن اطلاعاتی ها و بازجوهای حرفه ای هستی که حسابی از جیک و پوک نوع اعتراف گیری و ریز و بم بازداشتگاهها که چه جوری هستند با اطلاع هستی و فقط یک اطلاعاتی می تواند اینقدر قشنگ افشاگری کند. دمت گرم.
شهریور ۱۸م, ۱۳۸۸ در ۳:۳۸ ق.ظ
خیلی ذهن من رو این ماجرا مشغول کرده بود و این که اون تلفن ها چطور ممکنه زده شده باشه با اون اوضاعی که می گویند و ممنون که کلیت ماجرا رو خوب توضیح دادید
ولی نکته جالبی هم هست که دوستان در سندتوآلهای ایمیلیشان سابجکت ایمیل را اینطور می نوشتند:
جزئيات تکاندهنده از تعرض به دختر امام !!
و اینها جز شانتاژ و بیماری معنی دیگری نمی دهد!
شهریور ۱۸م, ۱۳۸۸ در ۵:۰۸ ق.ظ
حیف شب قدرتون رو شما تلف کنین که آخرش هم یه همچین متن ضعیفی از توش در بیاد همون بهتر که به اعمال تکراری تون بپردازید. تمام استدلالات شما که خیلی به نظر می رسه خودتون باهاش حال کردین با این فرض بنا شده که گروهی که این دختر گرفته اند همون هایی باشن که بقیه رو گرفته باشن. اما جناب روحانی عزیز مملکت اونقدر خر تو خر شده که هر کسی به خودش اجازه می ده هر کسی رو دستگیر کنه و اعتراف بگیره و کار های دیگه … لذا ممکنه این خانم رو یه عده بیمار روانی که عشق اطلاعات بازی داشتن گرفتن و دادن این سوتی هام از آدم های آماتور بعید نیست. اگه توی این شب قدر این متن رو هم چاپ کردی دیگه خیلی مردی.
التماس دعا
شهریور ۱۸م, ۱۳۸۸ در ۶:۵۶ ق.ظ
مهم این است که این دختر ۱۸ ساله را ربوده اند همین کافی است.
شهریور ۱۸م, ۱۳۸۸ در ۷:۱۴ ق.ظ
اصلا مهم نیست این حرکت هم میتواند در راستای مخدوش کردن اطلاع رسانی جنبش باشد . اصل این است که تجاوز اثبات شده و در چهار چوب حکومت انجام شده و مردم نسبت به اصل مطلب و دورغ پردازی حاکمیت به ترفندهای پیچیده آگاه شده اند چه بسا پول خرج یا تهدید یا ترغیب شده باشند برای تولید چنین خبری حکایت سیستم حکایت آبی است که از کر بودن خارج شده و خود نجس شده و قابلیت تطهیر را از دست داده است. شما هم تلاش عقلانی برای تطهیر آن نکنید.
شهریور ۱۸م, ۱۳۸۸ در ۷:۲۸ ق.ظ
بله خوب! حالا چون به ایشون تجاوز نشده، شکنجش نکردن، هیچ بلایی سرش در نیاوردن پس داره دروغ میگه؟؟؟؟ بابا جمع کنید کاسه کوزتونو
شهریور ۱۸م, ۱۳۸۸ در ۸:۳۶ ق.ظ
در عین حال نباید این موضوع را نیز فراموش کرد که چنین ناشی گری می تواند از طرف بازحویان برای بهره گیری تبلیغاتی بعدی در صدا و سیما صورت گرفته باشد تا جریان سبز دروغگو نشان داده شوند. در این بین نمی توان گفت که دختری ۱۹ ساله با این اوضاع سیاسی و اجتماعی در چنین بازی شرکت کرده باشد یکم غیر منطقی است.قضاوت قطعی را می گذاریم برای بعد
شهریور ۱۸م, ۱۳۸۸ در ۸:۴۷ ق.ظ
خیلی جالبه که شما این قدر دقیق شدین تازگیها! حاج صادق آهنگران که یک آدم مذهبی هست، از شب تا صبح به حال جواد امام و دخترش گریه می کنه، اون وقت شما این قدر نکته بین هستین، خیلی جالبه! تجاوز به عنف به نظر شما مخ زدن میخواد ؟! اگر اینجور فکر می کنین خیلی از قافله عقب موندین، چون که وقتی شهوت چشم و گوش آدمی رو پر می کنه (گفتم آدم، چه برسه به جانورهایی که توی کهریزک و اوین هستن) دیگه زمان و ساعت نمی شناسه! متعجبم از شما که سرتون رو زیر برف کردین! هیچی نگم بهتره…
نصر من الله و فتح قریب / ننگ بر این دولت مردم فریب
پاسخ:سایت خبری حزب مشارکت در خبر خود با استناد به کامنت فردی که در ذیل نوشته یکی از وبلاگ ها خود را فرزند صادق آهنگران معرفی کرده ، به انتشار مطالبی راجع به “گریه های شبانه” و “احوال وخیم” این مداح انقلابی در اثر آنچه “فجایع پس از انتخابات” نامیده شده، پرداخت .
این فرد که گویا از دیدن مصاحبه شبکه “بیبیسی” با همسر یکی از زندانیان کودتای مخملی احساسی شده است، در این کامنت، خود را “محمد علی آهنگران فرزند حاج صادق آهنگران” معرفی کرده و گفته که پدرش از دیدن این گزارش شدیداً بدحال شده است.
این فرد ناشناس همچنین در این کامنت نوشته است که این روزها و به دنبال وقایع بعد از انتخابات صادق آهنگران مریض شده و برای کمتر برنامهای قول مساعد میدهد.
اما ادعای مذکور در شرایطی به توهمات اخیر افراطیون دامن زده که “صادق آهنگران” در گفتگو با خبرنگار شبکه ایران آنرا بشدت تکذیب کرد.
وی که شب گذشته برای اجرای مراسم به نمایشگاه قرآن در مصلی آمده بود، در گفتوگو با خبرنگار شبکه ایران، با تکذیب ادعای مذکور گفت: این موضوع و تحرکاتی از این دست یک توطئه برای یاران نظام و انقلاب است.
او همچنین خبر داد که فرزندش، محمد علی آهنگران که این ادعا به نقل از او منتشر شده است، تکذیبیهای را آماده کرده تا برای سایتهای منتشر کننده شایعه ارسال کند.
صادق آهنگران هشدار داد که اگر این سایتها تکذیبیه فرزندش را منتشر نکنند، شخصا وارد ماجرا میشود.
http://www.inn.ir/newsdetail.aspx?id=۲۵۶۴۶
شهریور ۱۸م, ۱۳۸۸ در ۹:۱۹ ق.ظ
آخه مرد مومن خدا که حتما خیلی خودت راهم علا مه دهر میدانی واقعا متوجه نشدی که کل این ماجرا برای تحت فشار قراردادن جواد امام بوده است وشکل کار طوری طراحی شده بود که در حداقل
زمان ممکن حداکثرفشار روانی رابر خانواده وارد کنند و این هم نه بدلیل دلسوزی حضرات بلکه به این
دلیل بود که خودشان میدانستند که چقدر کارشان غیرقانونی و بدون مستند بوده است و اینکه از
عواقب این عمل خود واهمه داشتند البته با وجود افراد محترمی مثل شما که همه اقدامات اینگونه رابه ترتیبی ماست مالی میکنید این نگرانی بیهوده میباشد
درضمن خودشما هم بهتر نیست بجای این کارآکاه بازیها ومچ گیریها بروی به درس وبحثت بپردازی
که دیگربخاطر یک مقاله موهون مجبور نشویم با زمین و زمان و عالم وآدم دربیفتیم و لا اقل عالمانی داشته باشیم که دردنیا بوجودشان افتخار کنیم و بموقع با زبان علمی جوابگوی اینان باشند
شهریور ۱۸م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۳۴ ق.ظ
یعنی شما نفهمیدی که این کارها به خاطر فشار آوردن به پدر بازداشت شده اش بوده؟
شهریور ۱۸م, ۱۳۸۸ در ۱۱:۳۶ ق.ظ
سلام عليكم.
حاجي جان ، بنده خدا . معلومه كه حسابي تو كف عاطفه نوري بودي كه عاطفه امام رو با عاطفه نوري اشتباه گرفتي. ميدونم خلاصه وقتي هميشه به ياد و نام عاطفه نوري باشي زبان قلبت بر زبان عقلت چيره ميشه.ولي از شما بعيده كه اينگونه تو كف يه خانومي باشي كه خيلي هم چيزه نابي نبوده.علي اي حال ميبيني كه خدا چه جوري اوني رو كه بخواد ضايع ميكنه. من كاري با اين قضيه سياسي بازي كه تعريف كردي ندارم و جالبه كه بگم خودم هم با برخي از نظرات شما همسو بودم مثل برقراري تلفن از درون بازداشتگاه و اين حرفها ولي اينا اصلا برام مهم نبود و چون ديدم جاي اين دونفر رو با هم اشتباه گرفتي فهميدم كه هميشه بيادشي و خواستم بهت بگم كه از شما بعيده !! راههاي زيادي هست كه ميشه اين شيطان پليد رو از درون بيرون راند و اينگونه به فكر ناموس مردم نبود و به قول خودمون تو كفش نباشي.
شهریور ۱۸م, ۱۳۸۸ در ۱:۱۹ ب.ظ
من یکی از اقوام عاطفه امام هستم. با این که خیلی مواضع شما رو قبول ندارم ولی باید بگم که تو فامیل ما همه میدونن که این دختر مریضه و به راحتی آب خوردن دروغ میگه. حالا معلوم نیست اون یه شب که گم شده، کجا بوده که حالا مجبوره حرف از روابط نامشروع بزنه و …
واقعا متاسفم
شهریور ۱۸م, ۱۳۸۸ در ۳:۰۶ ب.ظ
عجيبه كه شما با ابهام و شبهه به همين راحتي اصل ماجرا رو منكر مي شي. اما درباره ي ابهامات و شبهات انتخابات فقط مي گي: هر چي شوراي نگهبان بگه!
اين يك بام و دو هوا نيست؟
شهریور ۱۸م, ۱۳۸۸ در ۴:۵۹ ب.ظ
۱- اجازه بدهید من تحلیلی از چرایی رفتار بازداشت کنندگان عرض کنم تا کاملا این قضیه صحیح به نظر بیاید. بازداشت کنندگان محترم برای آن که پدر عاطفه را تحت فشار قرار دهند از عمد اجازه دادند تا او با تلفن و پیامک رفتارها را با مادرش در میان بگذارد. بازجوهای محترم که صد در صد می دانند مادر عاطفه این گفتگوها را رسانه ای می کند جواد امام را پای بی بی سی می نشانند و میگویند ببین چه بلایی سر دخترت آوردیم. این یکی از تاکتیک های قدیمی حزب نازیسم برای اعتراف گیری است.
۲- خواهش میکنم شما توضیح دهید از کجا میدانید که بازجو ها اجازه نمیدهند دستگیر شدگان این موارد را به خانواده شان اطلا دهند؟نکند حضرتعالی از بازجو ها هستید؟
۳- در پایان باید از شما تشکر کنم که خود در نوشته تان اعتراف کرده اید که “بازجوها به قدری باحوصله هستند که دوهفته مخزنی برای تخلیه اطلاعاتی ” و خودتان به اعتراف گیری اقرار کرده اید. و البته دروغ نامه فارس هم این مطلب شما را که چاپ کرده مهر تائیدی بر حرف های ما مبنی بر اعتراف گیری زده است.خدا خیرتون بده
شهریور ۱۹م, ۱۳۸۸ در ۱۱:۵۰ ق.ظ
اخی که چقدر بعضی از این سبز ها خل تشریف دارن یا که نه چقدر ساده هستند.
اشکال نداره.
تا چند مدت دیگه که میر حسین اون خاتمی شهوت پرست بگیرن دیگه از این خبرا نمی شنوین.
چقدر ساده اید شما.
از این تابلو تر نمیشه.
راستی ماست چه رنگیه سیاه یا سفید؟
شهریور ۱۹م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۱۰ ب.ظ
به محمود(عجيبه كه شما با ابهام و شبهه به همين راحتي اصل ماجرا رو منكر مي شي. اما درباره ي ابهامات و شبهات انتخابات فقط مي گي: هر چي شوراي نگهبان بگه!
اين يك بام و دو هوا نيست؟)
شورای نگهبان یک مرجع قانونی هست.اما توهمات این دخترک و مادرش چی؟؟؟؟
یکمی عاقل باشید
شهریور ۱۹م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۱۳ ب.ظ
به هانیه با هوش.(مادر عاطفه این گفتگوها را رسانه ای می کند جواد امام را پای بی بی سی می نشانند و میگویند ببین چه بلایی سر دخترت آوردیم.)
میبخشید یه سوال تا اونجایی که ما اطلاع داریم در بعضی مواقع حتی بند کفش بازداشتی هم ازش می گیرن اون وقت میشه بفرمایی رادیو بی بی سی رو تو زندان یا بازداشتگاه چه طور میشه گوش داد؟
کمی عاقل باشیم؟
شهریور ۱۹م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۲۳ ب.ظ
اقا بی اختیار بعد از خوندن این متن یاد ابوموسی اشعری افتادم
نسبتی باهاش نداری
شهریور ۱۹م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۵۷ ب.ظ
لعنت بر پدر مادر کسی که زباله هایش را اینجا می گذارد!
شهریور ۱۹م, ۱۳۸۸ در ۳:۲۰ ب.ظ
سرور ارجمند نویسنده محترم سایت«منبر نت»
با احترام، ضمن سپاس از درج مطلب «دروغ ممنوع!حتی برای شما» در سایتت، این پست را برای درج در گروه پاتوق شیشه ای شبکه خبر دانشجو
http://www.snn.ir/NewsContent.aspx?NewsID=۱۱۱۶۸۹
انتخاب نمودم.
با آرزوی توفیق و سربلندی
شهریور ۱۹م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۳۷ ب.ظ
سلام.
خبرگزاری سی.ان.ان داره یک نظر سنجی رو انجام میده که به لطف همبستگی دشمنان و پراکندگی ما ۹۵% افراد رای به تقلب در انتخابات دادند و تنها ۵% صحت انتخابات رو تایید کردند.
برای خودمون باید متاسف باشیم.
شما هم به آدرس زیر بروید و برای حمایت از حق رای به درستی بدهید. یعنی در واقع گزینه ی ((بله)) رو انتخاب کنید و به دوستان خود هم سفارش کنید که حتماً شرکت کنند.
http://internationaldesk.blogs.cnn.com/۲۰۰۹/۰۶/۱۵/monday-poll-۳
در ضمن اگر تا به حال علیه موج مجعول و باطل سبز ، به موج قانون نپیوسته اید ، حتماً علیه آقای
میر حسین موسوی شکایت خود را در پایگاه مجازی موج قانون ثبت کنید و به دوستانتان نیز سفارش کنید:
www.mojeghanoon.com
برقرار باشید…
عظیمیان
شهریور ۲۰م, ۱۳۸۸ در ۱:۵۰ ق.ظ
اول اینکه شما کلا همه چیز رو منکر می شید بعد که گندش درمیاد لال می شین. تا کی به این بازی می خواهین ادامه بدین؟ کشتن ها، تجاوزها، کهریزک ها، قتل های زنجیره ای همه و همه رو اول انکار می کردید. طوری حرف نزنید که انگار این کارها در جمهوری اسلامی بی سابقه بوده. متوجه نیستی که هدف از این بازداشت تحت فشار گذاشتن پدر در بند بوده؟ متوجه نیستی که می خواهند از عشق پدر به فرزند استفاده کنند؟ شب های قدر است ولی شما کجا و قدر کجا؟ جهنمی هستی یا بهشتی ای مرد که این طور حقایق را مچاله می کنی
شهریور ۲۰م, ۱۳۸۸ در ۳:۲۰ ب.ظ
هدف از این بازداشت تحت فشار گذاشتن پدر در بند بوده؟
اين عبارت به انحاي مختلف در كامنت هاي همه منتقدان اين پست بود !
جالبه نه ؟!
يه چيز اين سبزي ها خوبه كه اولا خيلي حوصله و وقت دارند (البته اگه اجير نباشن !) و به همه حمله مي كن !
ثانيا : تا يكي عليه اينا مطلبي بنويسه ميشه طرفدار ديكتاتوري ! حتي انگ اخلاقي هم ميزنن !(جريان عاطفه نوري )
جالبه كه بريد نظرات همين آدما رو راجع به پستي كه آقاي نجمي درباره روانبخش در همين سايت گذاشته بود را ببينيد !
شهریور ۲۰م, ۱۳۸۸ در ۴:۲۶ ب.ظ
بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام .
احمد آقای نجمی ! برادر طلبه ی من !
واقعیت این است که خود بنده هم مانند شما طلبه هستم و با قدرت و ثروت مخالف ام .
می خواهی با هم تبادل لینک کنیم ؟
شهریور ۲۱م, ۱۳۸۸ در ۴:۳۰ ق.ظ
ay khak bar sar har che talabey bi sharaf va vejdan
شهریور ۲۱م, ۱۳۸۸ در ۴:۲۸ ب.ظ
لحن قطرات به اصطلاح موج سبز بسیار بد است. طرفداران زنده با مخالف من! فتنه ای که مولا علی توسیف کرده دقیقا همین است که در بالا دیده می شه. بحث با افرادی باید صورت بگیره که باهم حداقل مبانی مشترک دارن. من معتقدم خیلی از طرفدارن به اصطلاح موج سبز یا حداقل کسانی که الان نمیدانند کی درست می گه اگه بفمهن که عقبه ی به اصطلاح موج سبز چه کسانی هستند از این به اصطلاح موج برمی گردند. عقبه ی این موج همانها هستند که در ۸ سال اصلاحات در روزنامه هاشون نوشتند که عاشورا نتیجه ی خشونت طلبی پیامبر در بدر بوده و امام حسین خشونت طلب بوده. همون ها که می خواستند امام رو به موزه ی تاریخ بسپرند و علیه خدا در خیابان تظاهرات راه بندازن. همانها که برای رسیدن به اهداف براندازانشون حتی خودشونم ترور می کنن چه برسه به اینکه بچه ی کوچکشونو سپر بلای خود کنن (اشاره به صحبت یکی از سران اصلاحات در باره ی کار سعید حجاریان هنگام ترور توسط منافقان در سالهای اول انقلاب). مسلما کسانی (سران سیاسی) که اعتقاداتشون رو بی پروا در روزنامه های اون دوره نوشتن و در حافظه ی ملت ضبط کردن و هیچوقت اون ها رو تکذیب نکردن و حتی اظهار پشیمونی نکردن نمی تونن جبهه حق باشن.
شهریور ۲۲م, ۱۳۸۸ در ۲:۲۷ ق.ظ
خب راستش قضیه این بازداشت یا ربایش! برای من هم شک و شبه اش زیاده و شخصا به چنین اخباری زیاد بها نمیدم . اما این باعث نمیشود که چشممان را بروی حقایق دیگر هم ببندیم. این طرز بازداشت ها که بیشتر شبیه آدم ربایی صورت میگیرد مسبوق به سابقه هستند نمونه جدیدش بازداشت شادی صدر بدون ارایه حکم و با لباس شخصی و به آن وضع بود. در این باصطلاح جمهوری باصطلاح اسلامی، آدم دزدی و آدم کشی مسبوق به سابقه است . نویسندگان که یادمان نرفته. تجاوز هم شاید به آن شیوع که ادعا شده نباشد اما مواردی بوده است . این رسم قدیمی شکنجه گاه هاست که آقایان هم منکر شکنجه گری نیستند. توهین ها و تهدیدهای ناموسی که الی ماشاا….! از قبل از بازداشت شروع میشود تا نهایت. اینکه جوانان و نوجوانان زندانی را میندازند در بین سابقه دارهای خطرناک با حبس طویل المدت هم که منحصر به زندانی های سیاسی نیست. این رفتارهای از حیوانی بدتر همه مسبوق به سابقه اند. آن جناب مسئول کی بود که در تلویزیون برای توجیه گفت کهریزک مخصوص اراذل و اوباش ساخته شده بوده که شرایط زندگیشان سخت باشد و دانشجوها را اشتباهی برده اند آنجا؟! جل الخالق! با زندانی بدتر از حیوان رفتار میکنند؟ فقط همین توجیه این آقا کافیست که بدانم این جنایات شایعه نیستند و رخ داده و میدهند. چون ذهنیت اینست که با مجرم باید بدرفتاری وحشتناکی کرد که به مرگش راضی شود.
شهریور ۲۲م, ۱۳۸۸ در ۹:۰۹ ب.ظ
خدا وكيلي حيف شب قدرت كه از دستت رفت آخه روحاني عزيز تو چرا؟! اين قضيه اينقدر تابلو خالي بندي كه هر آدمي مي فهمه اينام كه كامنت برات گذاشتن خودشون زدن به خواب وگرنه واقعيتش از من تو بهتر مي دونن!! تازه آدمي كه خودش به خواب زده رو نميشه از خواب بيدار كرد !!!!!!!!
شهریور ۲۴م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۰۶ ق.ظ
حاجی جان تلاشت برای در آوردن تناقض های یک خبر جالب است و تخیلات و داستانسرایی پس از آن جالبتر. مرا به یاد تخیلات همکارانت انداخت که برای ماست مالی کردن جنایت علیه ندا آقاسلطان فیلمنامه تخیلی عجیب و غریبی مبنی بر هنرپیشه بودن ندا و ساختگی بودن صحنه قتل نوشته بودند.
لطفا به نوشتن این گونه متن های “افشاگرانه” ادامه بدهید.
فقط خواهشمندم کلمه “هوشمند” را از این جمله اگر میتوانید از متن حذف و در متن های بعدی از به کار بردن این گونه جملات بپرهیزید:
” نمایشی بودن این حرکت بر هر فرد هوشمندی مشخص است”
به جای هوشمند می توانید از کلماتی مانند مومن یا ولایتمدار و از این گونه کلمات استفاده کنید.
اگر نیاز به توضیح بیشتری هست لطفا با ایمیل من تماس بگیرید.
متشکرم - میثم
شهریور ۲۴م, ۱۳۸۸ در ۱۱:۵۵ ق.ظ
به فرشته ها هم سر بزنید
شهریور ۲۵م, ۱۳۸۸ در ۳:۳۰ ب.ظ
جواد امام آزاد شد.
این خبر رو به اون افراد جاهلی می دم که نظر گذاشته بودن که گرفتن عاطفه امام برای اعتراف گرفتن از جواد امام بوده!
بهتر نیست یه مقدار از عقل سبزتون کمک بگیرید. البته خیلی وقته که عقل سبز شما گندیده و قدرت فکرکردن رو ازتون گرفته.
شهریور ۲۶م, ۱۳۸۸ در ۱:۵۱ ق.ظ
سلام
اول اینکه در جواب بعضی از دوستان بگم اینکه کسی از این ماجرا (چه راست وچه دروغ) و دستگیری این دختر ناراحت بشه وبه اون اعتراض کنه الزاما نشاندهنده حمایت از یک جناح سیاسی خاص یا به اصطلاح شما سبز بودن نیست و هر کسی میتونه نظر خودش رو داشته باشه.
دوم اینکه من به یاد دارم در زمان آقای خاتمی لحن نظرات و مطالب در سایت های اینترنتی که توسط مخالفان ایشان و اصلاح طلبان نوشته میشد زننده تر و توهین آمیز تر بود و حالا که قدرت در دست انها است از لحن مخالفان خود ایراد می گیرند!!
شهریور ۲۶م, ۱۳۸۸ در ۲:۱۵ ب.ظ
به آقا جلال تیزهوش
جدا موندم چرا نفهمیدی من چی گفتم. مگه من گفتم تو زندان و بازداشتگاه خود متهمین میتونن با خودشون دیش ماهوراه ببرن تو….( البته بعید نیست فردا ابطحب رو وادار کنن بگه به خونه سفارش دادم یه دیش و رسیور واسم بیارن!!!)
نه برادر عزیز بازجومون وقتی خبر رفت رو آنتن جناب بازداشتی محترم را می برن پای سیستم میگن ببین.افتاد؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!
شهریور ۲۶م, ۱۳۸۸ در ۲:۱۵ ب.ظ
با این چرت و پرت هاتون مردم را از دین و ایمان انداختید!
شهریور ۲۶م, ۱۳۸۸ در ۲:۱۸ ب.ظ
حسین جان عزیز که گمان کرده ای چراغی به دستان ما داده ای و همه ما گمراهان را آگاه کرده ای
برادر گرامی چرا یک ذره فکر نمی کنی که جواد امام حتی با دیدن دستگیری دخترش هم اقرار نکرده و سرافرازانه به دامن ملت بازگشته است؟
شهریور ۲۶م, ۱۳۸۸ در ۳:۳۰ ب.ظ
سلام برادر. حالت خوبه؟ خيلي ارادت داريما. ياد مدينه و مكه به خير. ولي يه چيزي! عالم سياست رو بيخيال
شهریور ۲۷م, ۱۳۸۸ در ۲:۲۰ ب.ظ
باز هم یک خبر برای سبزها دارم. یه سر به لینک زیر بزنید تا به حماقت خودتون پی ببرید:
http://www.khabaronline.ir/news-۱۷۴۸۱.aspx
اگرچه شما به این راحتیا سر عقل نمیاین. لابد الان همسر جواد امام هم تحت شکنجه شوهرش بوده که گفته این کار، ماجراجویی دخترش بوده!!
شهریور ۲۷م, ۱۳۸۸ در ۲:۳۱ ب.ظ
من که گفته بودم این دختر کمبود توجه داره و دروغ میگه.
شهریور ۲۸م, ۱۳۸۸ در ۵:۰۷ ب.ظ
ممکن است برخی از دوستان در توهم این که صدا و سیمای دروغ پرداز کشور به مصاحبه با جواد امام پرداخته و وی گفته ربوده شدندخترش خیالبافی بوده این مورد را هم سندی بر حقانیت حرف های خود بدانند این متن را از قسمتی از یکی از مقاله هایی که خوانده ام تقدیم میکنم.
چگونه ممکن است که همه این موارد ساخته و پرداخته ذهن یک دختر ۱۸ ساله باشد. اگر ربودن و چادر از سرش کشیدن و بی حجاب کردن و غیره دروغ باشد، لباس های پاره و مقنعه پاره و تنها نیمه شب در کنارهای قبرهای خالی چگونه می تواند ساخته و پرداخته ذهن اش باشد، ایا افسر کلانتری مستقر در مرقد حضرت امام هم خیال پرداز بوده است که تمامی این مشخصات را ثبت کرده است؟”
“اگر همه این ماجرا دروغ است و ساخته و پرداخته ذهن چگونه است که تنها شخص و اولین شخصی که در بهشت زهرا عاطفه امام را پیدا می کند و او را به کلانتری برای پر کردن گزارش می برد، دقیقا یک روز بعد از آزادی جواد امام و یک روز قبل از انتشار نامه مادر عاطفه امام بازداشت می شود تا صدای مخالفی از کسی شنیده نشود؟”
شهریور ۲۹م, ۱۳۸۸ در ۱۱:۳۸ ب.ظ
باید به این سبزهای نادان و دروغ پرداز گفت که توهم اصلی را شما دارید نه صدا وسیما.
وقتی یکی از اقوام عاطفه امام، قبل از صحبتهای همسر جواد امام در اینجا با صراحت می گوید که او دروغگو است و دروغ می گوید لابد او هم تحت شکنجه بوده!!! (نکته جالب اینه که با اینکه به دروغگویی این دختر معترف است، نظرات نویسنده را هم قبول ندارد!)
اما در مورد اینکه “چگونه ممکن است این موارد ساخته و پرداخته ذهن یک دختر ۱۸ ساله باشد” باید گفت که لابد یا هنوز سنتان به ۱۸سال نرسیده یا اینکه عقل سبزتان در دو سالگی گیر کرده که نمیدونید چطور میشه یه دختر ۱۸ساله خیالپردازی کنه! البته خیالپردازی برای دروغ پردازان سبز کاری بس آسان است.
شهریور ۳۱م, ۱۳۸۸ در ۷:۲۱ ق.ظ
سلام
اگر خواستید این را هم بخوانید که حرف طرف مقابل را هم شنیده باشید:
http://greenwhisper.wordpress.com/۲۰۰۹/۰۹/۲۰/%DA%۸۶%DA%AF%D۹%۸۸%D۹%۸۶%D۹%۸۷-%D۸%A۸%D۸%A۸%D۸%AE%D۸%B۴%D۹%۸۶%D۸%AF%D۸%۹F/
شهریور ۳۱م, ۱۳۸۸ در ۱۱:۵۰ ب.ظ
باید به دروغ پردازان سبز گفت که از رسوایی ماجرای سعیده پورآقایی درس عبرت بگیرید و به این دروغ پردازیهای کودکانه (خیال پردازی های دخترانه) پایان دهید.
چقدر باید رسوا شوید تا دست از حماقت بردارید؟
مهر ۱م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۵۵ ب.ظ
با دروغ از آب درآمدن ادعاي ربوده شدن دختر جواد امام (عضو سازمان مجاهدين انقلاب)، اين سازمان ادعاي خود را پس گرفت اما همزمان به جاي شرمندگي از دروغ پراكني به توجيه جنجال آفريني خود در اين باره پرداخت.
سازمان مجاهدين (انقلاب) كه برخي اعضاي آن نقش اساسي در برپايي اغتشاشات پس از انتخابات داشته اند، با ارسال نامه اي خطاب به رئيس قوه قضاييه نوشت: پيرو نامه سرگشاده مورخ ۱۷/۶/۸۸ درباره ماجراي ناپديد شدن دختر آقاي جواد امام به اطلاع مي رساند آن نامه با انگيزه هاي انساندوستانه و دفاع از حقوق يك عضو سازمان و در پي دو مصاحبه مادر عاطفه امام با رسانه هاي جمعي مبني بر بازداشت غيرقانوني دخترش و وادار كردن او به اعتراف هاي ناشايست نگارش يافت و اكنون كه مشاراليها طي مصاحبه اي اعلام داشته است ماجراي بازداشت دخترش صحت نداشته و تنها ادعاهاي دختري نوجوان بوده است كه به انگيزه هاي احساسي و عاطفي نسبت به پدر در بند خود، آن را مطرح كرده است، طبعا ما نيز به منظور رفع هرگونه شبهه و سوءتفاهمي وظيفه خود مي دانيم، مطالب مربوط به اين موضوع در نامه مذكور را منتفي اعلام كنيم.(!)
اين حزب افراطي بدون عذرخواهي از خيانت اخير كه هماهنگ با حزب مشاركت و سايت وابسته به آن حزب (نوروز) صورت گرفت، با فرار به جلو و ژستي طلبكارانه مي نويسد: به گمان ما بايد به اين ماجرا ]؟![ فراتر از يك حادثه منفرد همچون يك آسيب پذيري نگريست و انديشيد كه چرا صرف نظر معدود جماعت طرفدار سينه چاك و نوعا وابسته به جريان حاكم به جامعه در صحت چنين اخباري كمتر ترديد مي كند]![
در اين بيانيه ادعا شده كه «سازمان قصدي جز اصلاح ندارد» و اين در حالي است كه در بيانيه تند و جنجالي قبلي خطاب به رئيس قوه قضاييه ادعا شده بود «افراد مسلح و مجهز به بي سيم و دستبند دختر برادر مجاهد آقاي جواد را ربوده اند، با اهانت و فحاشي چادر از سر وي كشيده اند. ساعاتي بعد هم نامبرده با منزل تماس مي گيرد و به مادرش مي گويد كه بازجوها وي را تحت فشار گذاشته اند تا به داشتن روابط نامشروع با برخي فعالان سياسي در بند اعتراف كند… شواهد و قرائن هيچ گونه جاي ترديدي باقي نمي گذارد كه ربايندگان عضو ارگان هاي اطلاعاتي و نظامي بوده اند. اگر واكنش همسر شجاع جواد امام نبود اكنون معلوم نبود عاطفه چه سرنوشتي پيدا مي كند. آيا زنده بود يا همچون ترانه موسوي ]؟![ و سعيده پورآقايي ]؟![ بايد جسد سوخته اش تحويل خانواده اش مي شد»!
گفتني است در پي افتضاح اخير و عقب نشيني اجباري «سازمان»، سايت موج سبز (ارگان رسانه اي آشوبگران) كه در كنار سايت نوروز جزو دامن زنندگان به شايعات مربوط به دختر جواد امام بود و گردانندگان آن حيثيت نداشته خود را زير سؤال مي بينند، روي دست «سازمان» بلند شد و ادعا كرد سازمان مجاهدين انقلاب تحت فشار بوده و ادعايش را پس گرفته است!!
مهر ۲م, ۱۳۸۸ در ۸:۵۸ ق.ظ
ديديد كه رسوا شدند و مادش اومد و تكذيب كرد
اينها آبروي نظام رو به سمن بخس فروخته اند
مهر ۲م, ۱۳۸۸ در ۶:۵۸ ب.ظ
اعتراف کودتاگران به پرده نویسی یک سناریوی کثیف دیگر:
پشت پرده جریان شهادت ساختگی سعیدهپورآقایی چه گذشت؟
برنامه دروغپرداز بیست و سی رسانه میلی و غیرملی در ادامه افشای جنایات کودتاگران، پس از ناکامی در پروژه ناکام ترانه موسوی که سرانجام به رو شدن دست قاتلان این دختر جوان انجامید، این بار به سراغ یکی دیگر از قربانیان حوادث پس از انتخابات رفت که این بار به جای قربانی، حیثیت و شرف و آبروی خانوادگی اش را نشانه رفته بود و از آنان به عنوان ابزاری برای جنگ روانی و تبلیغاتی و هجمه به احزاب و رسانههای اصلاح طلب استفاده کرده بود. سعیده پورآقایی، دختر نوجوانی که خبر شهادتش چندی پیش توسط رسانههای اصلاحطلب و سایت نوروز منتشر شد، به کثیفترین وجه ممکن به تلهای برای رسانههای اصلاحطلب بدل گردید و با طراحی سناریویی مشمئزکننده از سوی کودتاچیان، این دختر جوان و مادرش قربانی یک بازی سیاسی کثیف شدند که در آن هدف به دام انداختن و ضایع ساختن رسانه های اصلاحطلب و ساقط کردن آنان از اعتبار خبری بود. بعد از این سیاهبازی که روسیاه اصلی آن کسی جز خود سناریوپردازان کودتاچی نبودند، سایت نوروز، لازم میداند جزئیاتی را در رابطه با چگونگی انتشار خبر شهادت سعیده پورآقایی به اطلاع هموطنان عزیز برساند تا معلوم شود، پردهنویسان این خیمهشببازی ننگین چه کسانی بودهاند، اصلاحطلبان یا کودتاچیان؟
در اوایل شهریور ماه زنی در تماس با کمیته پیگیری آسیب دیدگان حوادث پس از انتخابات ، که از سوی دو کاندیدای اصلاحطلب تشکیل شده بود ، اعلام کرد که فرزندش در جریانات پس از انتخابات کشته شده است. او همچنین اضافه کرد که خودش همسر شهید است و دختر کشته شدهاش هم تک فرزند بازمانده از آن شهید بوده است که عدهای او را به جرم گفتن اللهاکبر در پشت بام خانه دستگیر کردهاند و بعد هم جسدی نیمه سوخته را به وی نشان دادهاند. این زن گفت که از روی خال بدن دخترش وی را شناسایی کرده است.
پس از این تماس بود که نایب رئیس کمیته پیگیری به همراه جمعی از فعالان در این زمینه به منزل این شخص که آدرسی را در خیابان دولت داده بود مراجعه می کنند، در آن جلسه که از قضا در برنامه ساختگی و دروغ صدا و سیما، خانم علینژاد، مادر سعیده پورآقایی نیز به آن اشاره کرد، مدعی می شود که شوهرش جانباز شیمیایی بوده و چند سال پیش فوت کرده است. وی همچنین مدعی می شود که دخترش شبی در حال سر دادن الله اکبر در پشت بام خانه بوده که چند زن چادری وی را به زور از خانه میبرند.
بعد از مدتی، وقتی وی برای پیگیری به نهاد ریاست جمهوری متوسل می شود مشاور ارشد رئیس جمهور شخصا پیگیر ماجرا می شود و در نهایت به او می گویند برای شناسایی دخترت به سردخانه بیا و در آنجا جسدی که از نیمه به پایین سوخته بوده است را نشانش می دهند و او با شناختن یک علامت بر روی بدن دخترش جسد را شناسایی می کند. در آن دیدار مادر پورآقایی مدعی می شود که به وی شماره یک قبر را در قطعه ۳۰۲ داده اند که در آنجا دخترش را دفن کردهاند.
مادر سعیده در پایان آن دیدار از مهمانان می خواهد تا برگزاری مراسم ختم این مسئله را خبری نکنند و از انتشار علنی آن جلو گیری کنند. تا اینجای امر توجه داشته باشید که منبع همه این اطلاعات، مادر سعیده پورآقایی بوده است و هیچ منبع خبررسان دیگری چنین مدعیاتی را تا قبل از شنیده شدن آنها از زبان مادر این دختر بیان نکرده بود.
از جمله نکات جالب توجه در این دیدار این است که تعدادی مرد در جلسه حضور داشته اند که مادر سعیده مدعی میشود همه آنها از اقوامشان هستند. کمی بعدتر، همگی آن افرادی که اقوام سعیده پورآقایی معرفی شده بودند در هجوم به دفتر پیگیری ستاد مهندس موسوی در میدان هفت تیر دیده می شوند.
کمیته پیگیری همان روز به قطعه ۳۰۲ و قبر معرفی شده توسط مادر سعیده مراجعه میکند و با شفگتی تمام مشاهده میکند که بر قبری که قبلا هیچ نام و نشانی درج نشده بود و فرد مدفون در آن جزو کشته شدگان بی نام و نشان بعد از انتخابات بود نام سعیده پورآقایی درج شده است.
بعد از برگزاری مراسم ختم در تاریخ ۷ شهریور که با توجه به مدعیات مادر سعیده، بزرگان اصلاح طلب نیز در آن شرکت کرده بودند ، خبر این حضور در برخی سایتها منتشر میشود و نوروز نیز به نوبه خود به انتشار این خبر مبادرت میکند، اما پس از گذشت چند روز کمیته پیگیری ستاد مهندس موسوی با بدست آوردن اطلاعات جدیدی متوجه میشود که مدعیات مادر سعیده پورآقایی در خصوص اینکه وی همسر شهید بوده نه تنها صحت نداشته بلکه دروغ محض بوده است. حتی معلوم میشود که شوهر این زن و به بیانی دیگر پدر سعیده پورآقایی قبل ازاین مجرم شناخته شده بوده و به زندان نیز افتاده بوده است.
بر همین اساس هم نوروز در تاریخ پنجشنبه ۱۲ شهریور اصلاحیه ای را در سایت قرار داد و در آن به صراحت اعلام کرد که:« پایگاه اطلاع رسانی نوروز به اطلاعات تازه ای در خصوص خانم سعیده پورآقایی که مراسم ختم وی چند روز قبل برگزار گردید به دست آورده است. از آنجا که نقاط مجهولی در خصوص نامبرده مشخص و مبرهن شده است که نوروز از اظهار نظر درباره آن هنوز معذور هست، در حال حاضر برای جلوگیری از هرگونه پیشداوری و قضاوت عجولانه از انتشار این اطلاعات جلوگیری می کند و به همین دلیل تمام اخبار درج شده در خصوص این شخص را از سایت خود حذف کرده تا تمامی جوانب و حاشیه های این مسئله برای دست اندرکاران این سایت روشن گردد.»
در پی مشخص شدن این مسئله مجددا دست اندرکاران نوروز به تحقیق در خصوص دامنه این مسئله ادامه دادند تا در نهایت به این نتیجه رسیدند که خبر از اساس دچار ابهامات و تناقضات فراوان است و حتی با مراجعه مجدد به منزل مادر سعیده متوجه میشوند که اساسا چنین منزلی متعلق به فرد مورد اشاره نبوده است و این افراد در آن منزل سکونت ندارند. در نهایت در زمانی که لیست ۷۲ نفره شهداء پس از انتخابات توسط سایت نوروز منتشر شد، دست اندرکاران این سایت نامی از سعیده پورآقایی در آن لیست نیاوردند زیرا در این مورد دچار تردید اساسی شده بودند.
با همه این اوصاف همچنان دست اندرکاران نوروز گمان می کردند که ممکن است مادر سعیده پورآقایی تنها در برخی موارد اقدام به دروغ گفتن کرده باشد و به همین جهت از علنی کردن آن امتناع کرده و تنها به برداشتن کلیه خبرهای مربرط به فرد مذکور اکتفا نموده بودند.
در جریان حمله نیروهای امنیتی به کمیته پیگیری ستاد مهندس موسوی در میدان هفت تیر بود که دست کودتاگران برای سایت نوروز هم رو شد و معلوم شد همان افرادی که در خانه دروغین مادر سعیده پوراقایی نشسته بودند، در آن حمله با حکم وزارت اطلاعات و دادستانی تهران وارد میدان شدند که نشان از برنامه ریزی قبلی این سناریو توسط آنان برای چهره و فیلم سازی های صداوسیما داشت.
درواقع کودتاچیان با طرح این سناریوی ساختگی چند هدف را در آن واحد دنبال کرده بودند، اول ماجرای تجاوز به زندانیان را با این سناریو لوث کنند، و دوم ماجرای دفن مخفیانه شهدا و کشته شدگان را نیز به این طریق زیر سئوال ببرند تا مستمسکی برای حمله و برخورد با سران اصلاح طلب بدین وسیله بیابند.با اینکه کارکرد امپراطوری دروغ در کشور ما با حضور میلیونی تظاهرات مردم سبز در روز قدس بی حاصلی خود را نشان داد و برخورد با سران اصلاحات راخنثی ساخت اما رسانه میلی و غیرملی هنوز اصرار بر دروغ پردازی و انکار واقعیات رخداده دارد چراکه گردانندگان امپراطوری دروغ براین باورند که شاید اندک مخاطبان باقی مانده خود را در غبارپوشی بر واقعیات نگه دارند و این در حالی است که جنایات انجام شده پس ازانتخابات آنچنان چهره واقعی جریان حاکم و کودتاگران را عریان ساخته است که با اینگونه سناریونویسی و دروغ پردازی هیچگونه پوششی بر آن جنایات نمی توان گذاشت و مردم هوشمند ایران به غایت دریافته اند که امروز با چه وضعیت فاجعه باری رو در رو هستند و تلاش اندک ما برای خبررسانی فقط بازتاب اندکی در این باره بوده است.
مهر ۳م, ۱۳۸۸ در ۱:۰۰ ق.ظ
اين هانيه خانم بنده خدا چقدر زحمت كشيده … البته كلا نمد هولا و هولا من عطا ربك …
چيه آقا فكر كردي خيلي باهوشي ؟ من هم همون موقع زنگ زدم به ممدعلي بهش گفتم من يه جورايي اساسي به اين بامبول جديدشون مشكوكم … والله … ميتوني از خودش بپرسي …
خب خوشحاليم كه و مكروا و مكرالله … آره والله
ياحق
مهر ۳م, ۱۳۸۸ در ۳:۴۶ ق.ظ
جاهلان دروغ پرداز (دختران خیال پرداز) بعد از رسوایی ماجرای عاطفه امام این بار به جای عذرخواهی، در اقدام جاهلانه دیگری برای اینکه حماقت خود را توجیه کنند به ماجرای سعیده پورآقایی می پردازند. غافل از اینکه خنده مردم به حماقت آنها در ماجرای عاطفه امام هنوز ادامه دارد.
لابد فردا هم که دست دروغ پردازان در ماجرای سعیده پورآقایی رو شود این افراد در اینجا نظر می گذارند که به خود آنها تجاوز شده!!
لابد سند تجاوز به خود را هم، خبر سایت نوروز قرار می دهند!!
مهر ۲۹م, ۱۳۸۸ در ۲:۲۰ ب.ظ
اوضاع و شرایط جامعه ما به شدّت نگران کننده ست، اکثریّت مردم دو شقّه شدن، احمدی نژاد یا جنبش سبز.
طرفداران هر طیف حداقل ۱۰ میلیون نفر از مردم جامعه رو تشکیل میدن پس با عدد عظیمی از افراد جامعه مواجهیم (چه بحث تقلّب رو درست بدونیم چه غلط از عظمت طرفداران هر طرف کاسته نمیشه).
احساسات دو طرف هم نسبت به هم چنان رادیکال است که گویی پشت اندر پشت از کشتار آباء و اجداد هم پشته ها ساخته اند. اتهامات هر طرف هم به گونهء وحشت آوری سنگین است، خیانت، جنایت، تقلّب، جاسوسی و …
در هر کشوری چنین صف آرایی عظیم و هولناکی جز به جنگ داخلی یا تجزیه راهی ندارد.
ولی سرّ این سر پا ماندن و نگسیختن چیست؟
من فکر میکنم مردم ما همدیگر رو دوست دارن و می خوان به زور همدیگر رو خوشبخت کنن هر کس از نظر خودش راهش درست ترین راهه و اینه که ما رو به اینجا رسونده و تنها راه برون رفت از بحران نه مجاب کردن طرف مقابل است و نه حذف و طرد اون، بلکه پذیرفتن اون همون جوری که هست و فکر میکنه.
(عقب ماندگی فنّی در امر مهمّی مثل انتخابات نقشی مهم در این بحران ایفا کرد، چه اگر کامپیوتری و مستدلّ بر کد ملّی بود الآن مجبور به امتیاز دادن به امریکاییها نمیشدیم)
دی ۲۷م, ۱۳۸۸ در ۷:۲۵ ب.ظ
به نظر تو، اگر تو به اشتباه رفته باشي؟ باز هم اين نوشتهي شب قدر ت ثواب دارد يا عقاب؟
چشم دل باز كن كه جان بيني
آنچه ناديدنيست ان بيني
تازه وقتي چشم دل باز كردي و عقلت «رهبر»ت نبود، بايد غبار دل صاف كني:
آيينهشو جمال پري طلعتان طلب
جارو بزن به دل بعد ميهمان طلب