تکملهای بر تشکر از سیدحسن
یکشنبه, مهر ۵م, ۱۳۸۸یادداشت قبلیام درباره سیره رهبری در مواجهه با مخالفان داخلی و لزوم تبعیت نظام از چنین منش و سیرهای واکنشهای مختلفی داشت. در این یادداشت به ملاقات سیدحسن خمینی با خانواده برخی بازداشت شدگان هم پرداخته بودم که آنهم نظرات قابل توجهی داشت.بسیاری از خوانندگان معتقد بودند که سیدحسن خمینی در ماههای گذشته به عنوان حامی اصلی میرحسین موسوی زاویه تندی نسبت به نظام پیدا کرده و نمیتواند پیام رسان «بازبودن راه برای بازگشت فریب خوردگان» باشد.
با توجه به نظرات کاربران یادداشت قبلیام بیان تکملهای را لازم میدانم:
۱- جریان ملاقات آیتالله امینی با آقای منتظری با یک واسطه از ایشان نقل شدهاست و دفتر آقای منتظری با ارسال تکذیبیهای ضمن قبول کردن انجام چند ملاقات بین آیت الله امینی و منتظری در سالهای اخیر، ابلاغ هرگونه پیام از سوی رهبری را در این ملاقاتها تکذیب کرد.این درحالی است که هیچ بحثی از ابلاغ پیام در این دیدارها توسط بنده مطرح نشده بود، بلکه توصیه به دیدار از سوی رهبری و دلجوئی عنوان شده بود.
۲- در یادداشت مورد نظر دو نمونه از سیره پدرانه رهبری در مواجهه با مخالفتها را بیان کردهبودم که اتفاق هفته اخیر و مخالفت رهبری با حذف یکی از نمایندگان مجلس خبرگان با توجه به مواضع بسیار تند وی علیه نظام و رهبری را هم باید به این نمونهها اضافه کرد.
۳- آنچه در یادداشت قبلیام درباره ملاقات سیدحسن خمینی با خانواده زندانیان اشاره کرده بودم، هیچگاه تایید کامل عملکرد سیدحسن نبوده است. همانگونه که نمیتوان رفتار و عملکرد بسیاری از سیاسیون اصولگرا را به صورت کامل تایید کرد. مخالفت کامل سیدحسن خمینی با احمدینژاد امری مسلم است و البته این مخالفت دلیلی بر خروج وی از دائره انقلاب نیست، چرا که احمدی نژاد مساوی با انقلاب نیست.عملکرد سیدحسن در حمایت از میرحسین، عدم حضور او در مراسم تنفیذ و عدم همراهی رئیس جمهور در حرم امام را باید اشتباهات سیاسی سیدحسن بدانیم، مانند بسیاری از اشتباهات سیاسی که تاکنون از سران اصولگرا و احمدی نژاد سرزده است.هرطرف چند نمره منفی داشتهاند .
زمانی که شعار وجود جامعه چندصدائی میدهیم، در تریبونها از وجود سلایق مختلف سیاسی استقبال میکنیم ، باید به لوازم آن هم پایبند باشیم. اگر قرار باشد که همه و همه را موظف به حمایت صددرصدی از اصولگرائی بدانیم، چه فرقی با جوامع دیکتاتوری خواهیم داشت؟ جالب آنکه در ژستهای سیاسی، وجود سلایق مختلف را به نفع نظام هم می دانیم.یا نباید از وجود سلایق مختلف دم بزنیم و یا اینکه به لوازم آن هم پایبند باشیم.
طبیعی است تا زمانی که سید حسن، سیاسیون چپی و راستی در دائره نظام بوده و با تبعیت از ولی فقیه نظرات مختلف را بیان میکنند، باید آنها را داخل نظام بدانیم. مخالفت با احمدی نژاد هیچ گاه دلیل برضدانقلاب شدن کسی نمیشود. تاکنون نیز دلیل اصلی خروج سیدحسن خمینی از دائره نظام به زعم برخی، حضور او در جلسات روحانیون منتقد و حلقه های حامی موسوی بوده است و هیچ سخنرانی یا اظهارنظری از او در مخالفت با نظام وجود ندارد.
۴- برای ابلاغ «پیام بازبودن راه بازگشت به نظام»، روش های مختلفی وجود دارد. یکی از آنها دیدار وابستگان نظام با خانوادههای بازداشت شدگان است.طبیعی است که نباید انتظار داشته باشیم فرمانده سپاه یا مدیرمسئول کیهان به دیدار خانوادههای اصلاحطلب برود. فردی می تواند چنین کاری را بکند که وابستگی کامل به جریان اصولگرائی ندارد ومنتقد احمدینژاد هم هست.این فرد سیدحسن خمینی میتواند باشد.
۵-یادداشت قبلیام، برای عدهای هم خوشحال کننده بود.آنهائی که فعلا ماموریت رصد فعالیت های بنده و جمعآوری مدارک ارتدادم را دارند. زحمت کشیدند واس ام اس هائی مبنی بر ضدانقلاب شدنم به افراد مختلف ارسال کردند. از این افراد هم بخاطر تبلیغ وبلاگم و درضمن شناساندن خودشان!!! تشکر میکنم.
نوشته شده در سياست | ۳۱ پاسخ »
تشکر ویژه از حاجسیدحسن خمینی
چهارشنبه, مهر ۱م, ۱۳۸۸با دیدن برخی ایرادهای سایتهای خبری خصوصا ایرنا به ملاقات حجت الاسلام حاج سیدحسن خمینی با خانواده تعدادی از بازداشتشدگان وقایع پس از انتخابات، نکتهای به ذهنم رسید که با بیان دو خاطره از سیره و روش مقام معظم رهبری درباره آن مینویسم.
۱- در ابتدای سال ۱۳۸۰ مقام معظم رهبری از آیت الله امینی خواستند به واسطه همشهری بودن و ارتباط دیرینه با آقای منتظری، از طرف ایشان به دیدار و احوال پرسی آقای منتظری بروند و ضمن دلجوئی از وی، درصورتی که نیازهای مالی یا اجرائی در دفتر ایشان وجود داشته باشد بررسی و برای رفع آنها به مقام معظم رهبری منتقل کنند.
آیت الله میرزانصرالله شبستری یکی از علما و مفسرانی بود که در زمان شاه حامی سخت شریعتی شد و پس از انقلاب اسلامی و به دلایل مختلف، زاویه تندی با نظام و جمهوری اسلامی پیدا کرد و همین موضوع باعث انزوا و هجرت او از تبریز به مشهد و از مشهد به تهران گردید و ترجیح داد در کنج خانه نشسته و به تالیف چند کتاب بپردازد. مقام معظم رهبری با شناخت دقیق و اطلاع کافی از سابقه و مخالفت وی با نظام، در اواخر عمر مرحوم شبستری به عیادت او در منزل شخصی اش در تهران رفتند.
ضربه جبران ناپذیر آقای منتظری به امام راحل و حکومت اسلامی و فعالیتهای اطرافیان او در چندسال گذشته بر هیچ کس پوشیده نیست، اما دوراندیشی مقام معظم رهبری حکایت از نگاه بسیار فراتر ایشان دارد.
خوشبختانه این دو جریان بازتاب عمومی نداشت والا ممکن بود برخی از افراطی ها بویژه باند روانبخش به خاطر این دو اقدام، مقام معظم رهبری را هم متهم به «ضدولایت فقیه» بودن میکردند!!!
۲- جریان انتخابات ریاستجمهوری و حوادث تلخ پس از آن تبدیل به یک چالش مهم برای نظام شد که متاسفانه تعدادی از چهرههای سیاسی کشور در بحرانها و آشوبها دخالت مستقیم داشتند . طبیعی است نظام باید به دقت عملکرد این افراد را بررسی کرده و پس از محاکمه آنها بدون هیچ اغماضی مجازات قانونی را اعمال نماید.اما نکته مهم در این بین نسبت نظام جمهوری اسلامی با سیاسیون فعال در جامعه با هرگرایشی که دارند است.
براساس روایت و برداشت برخی، نسبت نظام و فعالان سیاسی همچون دو رقیب همسطح است.همچون دو همسایهای که به واسطه اختلاف نظر بایکدیگر دعوا می کنند.اینان معتقدندحال که نظام پیروز این میدان شده است، باید هراندازه که می تواند طیف سیاسی شکست خورده، مخصوصا بازداشت شدگان را «له» کند.
اما طیف دیگر که متاسفانه در اقلیت هستند معتقدند که نظام و رهبری «پدر» همه فعالان سیاسی هستند.ممکن است برخی از فعالان سیاسی به علت بصیرت و بینش صحیح، فرزندان خوب این پدر باشند و برخی نیز به علت انحراف و فریب خوردن فرزندان ناثواب این پدر باشند.حال باید دید برخورد این پدر با فرزندان فریب خورده خود چگونه باید باشد؟یقینا این پدر بیش از همه دلسوز فرزند خود است و از روی دلسوزی او را محبوس خانه می کند، خطاهایش را یکبهیک برایش بازگو میکند و حتی تنبیه هم میکند اما آرزوی نابودی فرزندش را ندارد! به هنگام تنبیه فرزند، دلش برای چنین وضعیتی میسوزد و به دنبال هربهانهای برای بازگشت فرزند به آغوش پدر است و طبیعی است که در صورت عناد و لجاجت فرزند، دیگر پدر هیچ عذری ندارد و برخورد قانونی با او خواهد کرد.
با بیان این دو مقدمه به دیدار حاج سید حسن خمینی با برخی از خانوادههای بازداشتشدگان اخیر میپردازم.
باید گفت که نظام همچون این پدر باید بازوی دافعه و جاذبه داشته باشد.بازوی دافعه نظام نهادهای امنیتی و نظامی و قوه قضائیه هستند.اما بازوی جاذبه نظام چه کسی است؟به هرحال نظام نیازمند بازوی جاذبهای است که به فریب خوردگان سیاسی پیام دهد و راه را برای بازگشت آنها نشان دهد.به آنها بگوید که علیرغم همه ضربههائی که به نظام زدهاید بازهم شما فرزندان این نظام هستید و حکومت اسلامی از قهر و فرار شما خوشحال نیست.
سخنرانی مجید مجیدی - که به گفته برخی چون عضو اصلی ستاد میرحسین بوده و طبیعتا از رهبران کودتای مخملین هم هست- در خدمت مقام معظم رهبری و حتی شنیدن گلایه هایش از سوی حضرت آقا از همین جنس است.
بسیاری از خانوادههای بازداشتشدگان، افرادی متدین و مذهبی هستند که هیچ نقشی در فعالیتهای انحرافی فرزندان و همسران خود نداشتهاند و بهترین بهانه برای اعلام پیام نظام مبنی بر بازبودن راه توبه و بازگشت، ملاقاتهای حاج سید حسن خمینی با آنهاست.
البته در این بین عدهای کوته نظر وجود دارند که تصور می کنند نظام بازیچهای در دست آنهاست و سطح حکومت اسلامی را تاحدی پائین میاورند که گویا رقیب و همسطح اصلاح طلبان است .من به نوبه خود از این اقدام حناب حجت الاسلام حاج سیدحسن خمینی تقدیر کرده و از ایشان درخواست میکنم به نیابت از سوی نظام و «پدر» به سراغ تکتک خانوادههای بازداشت شدگان و حتی آسیب دیدگان این وقایع بویژه خانواده های بسیجیان برود و پیام دلسوزانه «پدر» را به «فرزندانش»ابلاغ کند.
