با دیدن برخی ایرادهای سایتهای خبری خصوصا ایرنا به ملاقات حجت الاسلام حاج سیدحسن خمینی با خانواده تعدادی از بازداشتشدگان وقایع پس از انتخابات، نکتهای به ذهنم رسید که با بیان دو خاطره از سیره و روش مقام معظم رهبری درباره آن مینویسم.
۱- در ابتدای سال ۱۳۸۰ مقام معظم رهبری از آیت الله امینی خواستند به واسطه همشهری بودن و ارتباط دیرینه با آقای منتظری، از طرف ایشان به دیدار و احوال پرسی آقای منتظری بروند و ضمن دلجوئی از وی، درصورتی که نیازهای مالی یا اجرائی در دفتر ایشان وجود داشته باشد بررسی و برای رفع آنها به مقام معظم رهبری منتقل کنند.
آیت الله میرزانصرالله شبستری یکی از علما و مفسرانی بود که در زمان شاه حامی سخت شریعتی شد و پس از انقلاب اسلامی و به دلایل مختلف، زاویه تندی با نظام و جمهوری اسلامی پیدا کرد و همین موضوع باعث انزوا و هجرت او از تبریز به مشهد و از مشهد به تهران گردید و ترجیح داد در کنج خانه نشسته و به تالیف چند کتاب بپردازد. مقام معظم رهبری با شناخت دقیق و اطلاع کافی از سابقه و مخالفت وی با نظام، در اواخر عمر مرحوم شبستری به عیادت او در منزل شخصی اش در تهران رفتند.
ضربه جبران ناپذیر آقای منتظری به امام راحل و حکومت اسلامی و فعالیتهای اطرافیان او در چندسال گذشته بر هیچ کس پوشیده نیست، اما دوراندیشی مقام معظم رهبری حکایت از نگاه بسیار فراتر ایشان دارد.
خوشبختانه این دو جریان بازتاب عمومی نداشت والا ممکن بود برخی از افراطی ها بویژه باند روانبخش به خاطر این دو اقدام، مقام معظم رهبری را هم متهم به «ضدولایت فقیه» بودن میکردند!!!
۲- جریان انتخابات ریاستجمهوری و حوادث تلخ پس از آن تبدیل به یک چالش مهم برای نظام شد که متاسفانه تعدادی از چهرههای سیاسی کشور در بحرانها و آشوبها دخالت مستقیم داشتند . طبیعی است نظام باید به دقت عملکرد این افراد را بررسی کرده و پس از محاکمه آنها بدون هیچ اغماضی مجازات قانونی را اعمال نماید.اما نکته مهم در این بین نسبت نظام جمهوری اسلامی با سیاسیون فعال در جامعه با هرگرایشی که دارند است.
براساس روایت و برداشت برخی، نسبت نظام و فعالان سیاسی همچون دو رقیب همسطح است.همچون دو همسایهای که به واسطه اختلاف نظر بایکدیگر دعوا می کنند.اینان معتقدندحال که نظام پیروز این میدان شده است، باید هراندازه که می تواند طیف سیاسی شکست خورده، مخصوصا بازداشت شدگان را «له» کند.
اما طیف دیگر که متاسفانه در اقلیت هستند معتقدند که نظام و رهبری «پدر» همه فعالان سیاسی هستند.ممکن است برخی از فعالان سیاسی به علت بصیرت و بینش صحیح، فرزندان خوب این پدر باشند و برخی نیز به علت انحراف و فریب خوردن فرزندان ناثواب این پدر باشند.حال باید دید برخورد این پدر با فرزندان فریب خورده خود چگونه باید باشد؟یقینا این پدر بیش از همه دلسوز فرزند خود است و از روی دلسوزی او را محبوس خانه می کند، خطاهایش را یکبهیک برایش بازگو میکند و حتی تنبیه هم میکند اما آرزوی نابودی فرزندش را ندارد! به هنگام تنبیه فرزند، دلش برای چنین وضعیتی میسوزد و به دنبال هربهانهای برای بازگشت فرزند به آغوش پدر است و طبیعی است که در صورت عناد و لجاجت فرزند، دیگر پدر هیچ عذری ندارد و برخورد قانونی با او خواهد کرد.
با بیان این دو مقدمه به دیدار حاج سید حسن خمینی با برخی از خانوادههای بازداشتشدگان اخیر میپردازم.
باید گفت که نظام همچون این پدر باید بازوی دافعه و جاذبه داشته باشد.بازوی دافعه نظام نهادهای امنیتی و نظامی و قوه قضائیه هستند.اما بازوی جاذبه نظام چه کسی است؟به هرحال نظام نیازمند بازوی جاذبهای است که به فریب خوردگان سیاسی پیام دهد و راه را برای بازگشت آنها نشان دهد.به آنها بگوید که علیرغم همه ضربههائی که به نظام زدهاید بازهم شما فرزندان این نظام هستید و حکومت اسلامی از قهر و فرار شما خوشحال نیست.
سخنرانی مجید مجیدی - که به گفته برخی چون عضو اصلی ستاد میرحسین بوده و طبیعتا از رهبران کودتای مخملین هم هست- در خدمت مقام معظم رهبری و حتی شنیدن گلایه هایش از سوی حضرت آقا از همین جنس است.
بسیاری از خانوادههای بازداشتشدگان، افرادی متدین و مذهبی هستند که هیچ نقشی در فعالیتهای انحرافی فرزندان و همسران خود نداشتهاند و بهترین بهانه برای اعلام پیام نظام مبنی بر بازبودن راه توبه و بازگشت، ملاقاتهای حاج سید حسن خمینی با آنهاست.
البته در این بین عدهای کوته نظر وجود دارند که تصور می کنند نظام بازیچهای در دست آنهاست و سطح حکومت اسلامی را تاحدی پائین میاورند که گویا رقیب و همسطح اصلاح طلبان است .من به نوبه خود از این اقدام حناب حجت الاسلام حاج سیدحسن خمینی تقدیر کرده و از ایشان درخواست میکنم به نیابت از سوی نظام و «پدر» به سراغ تکتک خانوادههای بازداشت شدگان و حتی آسیب دیدگان این وقایع بویژه خانواده های بسیجیان برود و پیام دلسوزانه «پدر» را به «فرزندانش»ابلاغ کند.

مهر ۱م, ۱۳۸۸ در ۱:۴۵ ق.ظ
جناب آقای نجمی در آغاز یادداشت آوردهاید:«…در ابتدای سال ۱۳۸۰ مقام معظم رهبری از آیت الله امینی خواستند به واسطه همشهری بودن و ارتباط دیرینه با آقای منتظری، از طرف ایشان به دیدار و احوال پرسی آقای منتظری بروند و ضمن دلجوئی از وی،…» و بعد در آخر یادداشت نوشتهاید:«…من به نوبه خود از این اقدام حناب حجت الاسلام حاج سیدحسن خمینی تقدیر کرده و از ایشان درخواست میکنم به نیابت از سوی نظام و «پدر» به سراغ تکتک خانوادههای بازداشت شدگان برود و پیام دلسوزانه «پدر» را به «فرزندانش»ابلاغ کند…» خوب دقت کنید!
مهر ۱م, ۱۳۸۸ در ۱:۴۶ ق.ظ
یعنی کار شما به جایی رسیدهاست که از یک رفتار عملی رهبری به این نتیجه رسیدید که باید شما هم در این شرایط از حجت الاسلام حاج سیدحسن خمینی چنین درخواستی داشته باشید یا کلا شما خود را در چنین جایگاهی میبینید؟ نکتهی دیگر اینکه اصولا تشخیص صحت این عمل با کیست؟ ملاکش چیست یا کیست؟ به کجا چنین شتابان جناب آقای نجمی؟
مهر ۱م, ۱۳۸۸ در ۱:۴۸ ق.ظ
نکتهی دیگر اینکه من آنقدر که شما ادعا میکنید و دودینگهاوس عزیز هم برایتان “هورا” میکشند، حجتالاسلام روانبخش را نمیشناسم ولی آنطورها هم که شما وانمود میکنید نیست. باند! خطرناک؟ جناب آقای نجمی شما موافق طرح اتهام در نت به صورت علنی هستید یا نه؟ آن هم یک اتهام که در حد ادعاست؟ شما ادعا کردید که ایشان و آیندهاش از باند فرقان هم خطرناکتر است! به کجا چنین شتابان واقعا؟
مهر ۱م, ۱۳۸۸ در ۷:۴۱ ق.ظ
خدا حفظ کنه سید حسن رو
من هم براش آرزوی موفقیت میکنم
رویه پدر رو دارن . ماشالله
مهر ۱م, ۱۳۸۸ در ۸:۵۹ ق.ظ
اصل ديدار سيد حسن خميني با بازداشت شدگان و خانواده هايشان ميتواند برخاسته از انگيزههاي متفاوتي باشد و براساس آن بايد نسبت به تحسين و تقبيح آن اقدام كرد. اما نكته اي كه رفتار ايشان را در معرض ترديد فرار داده همراه شدن اين ديدارها با برخي غيبتها و نيز خبرهايي درباره همسويي با جريان اعتراضي پس از انتخابات است. لذا نبايد خوشبينانه اين ديدارها را تحسين كرد و البته تقبيح آن نيز جاي تامل دارد.
اما اطلاع رساني درباره آن به تجميع اطلاعاتي ميانجامد كه ميتواند باعث روشني اهداف و اغراض اين رفتارها باشد.
مهر ۱م, ۱۳۸۸ در ۹:۳۵ ق.ظ
آن پاراگرافی که در مورد باند خطرناک روانبخش نوشتید، قید متاسفانه را لابد به طنز به کار برده اید ولی به نظرم جای تامل دارد. اگر به زعم شما نظام نقش پدری دارد بهتر نیست همه مردم از این نقش باخبر شوند؟ آنچه فعلا شهره خاص و عام است قضیه عمامه انداختن و بی احترامی به آقای منتظری است نمیدانم این دلجویی مورد اشاره شما قبل از آن بوده یا پس از آن و خبری هم از برخورد احتمالی با خاطیان(؟) که لابد میفرمایید خودسر بوده اند منتشر نشده. اتفاقا بهترین درسی که به آقای روانبخش و امثالهم میتوان داد همین است که در عمل پدر به آنها الگوی درست رفتاری را نشان دهد و گوش فرزند خاطی را هم به موقع بکشد. اما هیچ یک از این دو رخ نداده.
اما اینکه دیدار نوه های امام با برخی آزادشدگان را از نقش پدری دیده اید، این پدر کجاست وقتی فرزند خاطی پس از هشتاد روز تفهیم اتهام نشده؟ پدر کجاست وقتی هشتاد روز از وکیلی که مطابق آیین دادرسی در تمام مراحل باید حاضر باشد خبری نیست؟ پدر کجاست وقتی جمعی از فرزندان دربند همه برعکس هر چه وقتی آزاد بودند را میگویند درحالیکه دادگاه هم جز آنچه میگویند علیهشان دستاویزی ندارد؟ پدر کجاست وقتی بانی این رویه ها مدام اجر و قرب و ارتقا درجه میگیرد؟ پدر چرا جریده را از دست فرزندی که جز کشف و اختراع انواع و اقسام لجن برای فرزندان دیگر کاری بلد نیست پس نمیگیرد؟
مدتیست که چشم انتظار پدر مانده ایم ولی گویا باید به برادران اکتفا کنیم.
مهر ۱م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۰۷ ق.ظ
برادر ارجمند جناب آقاي نجمي
من سعي مي كنم به صورت منظم به سايت شما سر بزنم و از مطالب مفيدتان استفاده نمايم. در ضرورت وجود جاذبه و دافعه در نظام اسلامي شكي نيست ولي به نظر مي رسد بايد حدود و صغور اين امر مشخص شود. جذب و دفع تا كجا و نسبت به چه كساني و چه مواضعي. به نظر مي رسد همانطور كه خودتان در مورد آقاي منتظري اشاره كرديد بايد اين جاذبه و دافعه حول محور ولايت باشد. از طرفي متاسفانه جناب سيد حسن خميني به جاي اينكه از خود يك شخصيت ملي و فراجناحي بروز دهند با رفتارها و موضع گيري هاي خود در حمايت از يك جريان خاص كه خود شما آنها را به عنوان برپا كنندگان انقلاب مخملي در ايران قبو داريد و جرياني كه عملا با آرمان هاي امام خميني در تضاد است باعث شده در ميان توده مردم رنجش خاطر از ايشان ايجاد شود. به نظر شما اگر در طيف مخالف فكري و اعتقادي سيد حسن خميني چنين مسائلي بود ايشان دست به اين كار مي زد؟
چيزي كه شما از حدس و گمان ذهني خود در انتهاي مطلبتان آورده ايد اين است كه ايشان به نيابت از پدر و نظام اين كار را انجام مي دهند در حالي كه در اين ادعا بايد ترديد وارد كرد كه اين اقدام چيزي جز ادامه مواضع شخصي ايشان در حمايت و جانبداري از يك جريان خاص نيست.
والله العالم
پاسخ: با تشکر از بیان منطقی شما چند نکته به ذهنم می رسد:
۱- همانگونه که مقام معظم رهبری فرموده اند نباید از روی حدس و گمان و بدون اثبات در محاکم رسمی درباره افراد قضاوت کنیم
۲- حاج سیدحسن خمینی مثل بقیه افراد می تواند در محافل سیاسی حضور داشته باشد و زمانی که شعار تکثرگرائی می دهیم و فریاد می زنیم در جامعه اسلامی وجود نظرات و سلیقه های مختلف امر خوبی است باید به لوازم آن هم پایبند باشیم.لوازم آن تحمل نظرات مختلف البته در چارچوب نظام است.هرزمانی که حاج سیدحسن برخلاف اصول نظام ظهار نظر کرد و یا در جمعی حضور یافت که ان جمع علیه نظام فعالیت کرده باشد من اولین نفری هستم که مخالفت صریح خود را با ایشان اعلام می کنم
۳- مسئله اصلی اینجاست که حاج سیدحسن به هیچ وجه شخص احمدی نژاد را قبول ندارد و براین اساس دربرنامه های او شرکت نمی کند.اگر قبول نداشتن احمدی نژاد را مساوی با ضدانقلاب بودن بدانیم که به هیچ وجه چنین نیست…آن وقت است که می توانیم بگوئیم حاج سید حسن با نظام مشکل دارد. تعجب می کنم از داعیه داران انقلاب و ولایت…شعار وجود سلایق مختلف را سر می دهند اما ذره ای تحمل مخالفت با نظر خود را ندارند.
موفق باشید
مهر ۱م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۳۶ ق.ظ
سلام
آقای نجمی اگر چنین باشد که شما می گویید، بسیار هم خوب است و جای تشکر دارد. اما به نظر می رسد که کسی دیدارهای حسن آقا را به پای نظام و نقش پدرانه آن نمی بیند و در نتیجه، حاصلی که شما گفته اید به همراه ندارد؛ زیرا ایشان با رفتارهای خود و ارتباطاتش، خود را به جناح خاص چسبانده است و در نتیجه نمی تواند آن نقشی که شما می گویید داشته باشد.
اگر واقعا اینگونه که گفتم نیست، بفرمایید تا حداقل بنده از نگرانی در بیایم، زیرا من هم دوست دارم آنچه شما گفته اید واقعیت داشت.
منتظر پاسختان در همین مطلب هستم
یا علی
پاسخ: با تشکر از بیان منطقی شما چند نکته به ذهنم می رسد:
۱- همانگونه که مقام معظم رهبری فرموده اند نباید از روی حدس و گمان و بدون اثبات در محاکم رسمی درباره افراد قضاوت کنیم
۲- حاج سیدحسن خمینی مثل بقیه افراد می تواند در محافل سیاسی حضور داشته باشد و زمانی که شعار تکثرگرائی می دهیم و فریاد می زنیم در جامعه اسلامی وجود نظرات و سلیقه های مختلف امر خوبی است باید به لوازم آن هم پایبند باشیم.لوازم آن تحمل نظرات مختلف البته در چارچوب نظام است.هرزمانی که حاج سیدحسن برخلاف اصول نظام ظهار نظر کرد و یا در جمعی حضور یافت که ان جمع علیه نظام فعالیت کرده باشد من اولین نفری هستم که مخالفت صریح خود را با ایشان اعلام می کنم
۳- مسئله اصلی اینجاست که حاج سیدحسن به هیچ وجه شخص احمدی نژاد را قبول ندارد و براین اساس دربرنامه های او شرکت نمی کند.اگر قبول نداشتن احمدی نژاد را مساوی با ضدانقلاب بودن بدانیم که به هیچ وجه چنین نیست…آن وقت است که می توانیم بگوئیم حاج سید حسن با نظام مشکل دارد. تعجب می کنم از داعیه داران انقلاب و ولایت…شعار وجود سلایق مختلف را سر می دهند اما ذره ای تحمل مخالفت با نظر خود را ندارند.
موفق باشید
مهر ۱م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۴۲ ق.ظ
اگر خیلی حسن ظن داشته باشیم می توانیم این گونه نگاه کنیم. ولی تهِ دلی …
مهر ۱م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۵۸ ق.ظ
سلام
به نظر من،ما مسلمانان ،باید «حسن ظن داشته باشیم».در واقع این رفتار سید حسن هم مرا آزار داد و نتوانستم درک کنم.ولی با این مطلب،نکات نا گفته ای (در واقع یاد آوری نکاتی که همه ما می دانیم)،بیان شد تا همواره نقش ها را در یک نظام (آن هم از نوع اسلامیش) به خاطر داشته باشیم و جایگاه ها را در نظر داشته باشیم.
موفق باشید
مهر ۱م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۴۲ ب.ظ
ولی وفقیه غیر قانونی و فاقد مشروعیت است پسر خوب . اینقدر بهش پدر نگو که حالم بهم می خوره
مهر ۱م, ۱۳۸۸ در ۱:۱۰ ب.ظ
سلام
مسئله اصلی اینجاست که حاج سیدحسن به هیچ وجه شخص احمدی نژاد را قبول ندارد.این نوشته خود شماست پس مقایسه کار مقام معظم رهبری باکاری که سیدحسن انجام داده درست نیست .ایشان هم باید مانند دیگران هم به رای مردم احترام بگذارند وهم مطیع مقام معظم رهبری
باشند.آیا ایشان از خانوادهای اسیب دیده گان نیروهای انتظامی هم دلجویی کردند.؟ آیا تاکنون دیداری از آسایشگاه جانبازان داشته اند.؟…
پاسخ: با تشکر از بیان منطقی شما چند نکته به ذهنم می رسد:
۱- همانگونه که مقام معظم رهبری فرموده اند نباید از روی حدس و گمان و بدون اثبات در محاکم رسمی درباره افراد قضاوت کنیم
۲- حاج سیدحسن خمینی مثل بقیه افراد می تواند در محافل سیاسی حضور داشته باشد و زمانی که شعار تکثرگرائی می دهیم و فریاد می زنیم در جامعه اسلامی وجود نظرات و سلیقه های مختلف امر خوبی است باید به لوازم آن هم پایبند باشیم.لوازم آن تحمل نظرات مختلف البته در چارچوب نظام است.هرزمانی که حاج سیدحسن برخلاف اصول نظام ظهار نظر کرد و یا در جمعی حضور یافت که ان جمع علیه نظام فعالیت کرده باشد من اولین نفری هستم که مخالفت صریح خود را با ایشان اعلام می کنم
۳- مسئله اصلی اینجاست که حاج سیدحسن به هیچ وجه شخص احمدی نژاد را قبول ندارد و براین اساس دربرنامه های او شرکت نمی کند.اگر قبول نداشتن احمدی نژاد را مساوی با ضدانقلاب بودن بدانیم که به هیچ وجه چنین نیست…آن وقت است که می توانیم بگوئیم حاج سید حسن با نظام مشکل دارد. تعجب می کنم از داعیه داران انقلاب و ولایت…شعار وجود سلایق مختلف را سر می دهند اما ذره ای تحمل مخالفت با نظر خود را ندارند.
موفق باشید
مهر ۱م, ۱۳۸۸ در ۲:۴۱ ب.ظ
بهتر بود به جای پدر می نوشتید ناپدری! این چه پدری است که دستور قتل فرزندان خود را میدهد، دستور تجاوز به آنها را میدهد؟ دستور شکنجه ی آنها را می دهد؟ ۲۵ خرداد، ۳۰ خرداد شما در خیابان آزادی بودید؟ دیدید چگونه به صغیر وکبیر رحم نکردند و پدرانه (!) کشتاری راه انداختند که حتی ناپدری هم چنین کاری با فرزندان خود نمی کند! فیلمها و عکسهای این فجایع را بروید از انترنت پیدا کنید شاید مهرورزی این ((پدر)) را را بهتر درک کنید! اگر جوابتان این است پدر خبری از این فجایع نداشته است! شما را به جمله ی امام ارجاع می دهم که گفتند هیچ گلوله ای شلیک نمی شود مگر با دستور شاه! دم خروس آنچنان پیداست که کار از کار گذشته است…حضرت آقا فکر کرده اید با دسته ای کور ناامید از شفا طرفید؟!
مهر ۱م, ۱۳۸۸ در ۳:۴۵ ب.ظ
به قول شاعر: پدر ملت ایران اگر این …. است بر چنین ملت و روح پدرش باید ….
مهر ۱م, ۱۳۸۸ در ۳:۴۸ ب.ظ
با سلام
«رهبرم!جانم به قربانتان ولی حالاچرا؟»
(نامه ای به رهبر معظم انقلاب اسلامی)
در:
barahbaram.blogfa.com
مهر ۱م, ۱۳۸۸ در ۵:۱۴ ب.ظ
شما رو آدم دوراندیش خیرخواه و پاک سرشتی میدانم . چون فردی که طینت نیکی داشته باشه از جنگ دو برادر نه تنها خوشحال نمیشه که با تمام وجود سعی میکنه جلوی این آتش خانمانسوز را با تمام وجود بگیرد ولو اینکه در این راه بخشی از جامه خود آتش بگیرد . من در وبلاگ تارنما که اون هم مثل شما طلبه شریفی است عرض کردم تعهد به اصول اخلاقی از تعهد به شریعت واجب تر است . چون زمانی که صداقت نباشد شما چگونه میتوانی یک فرد متشرع را از یک فرد شارلاتان باز شناسی ؟! هر چند اون بنده خدا از این حرف بر آشفت ولی همین چند روز پیش مقام معظم رهبری دو بار و هر بار هم با تاکید و مکث معنا دار عرض کردند : اخلاق … ! عزیزان , بزرگترین معضل جامعه ما اخلاق گریزی عوام و خواص است و البته نقش خواص بدلیل تاثیری که بر جامعه میگذارند پر رنگ تر است . من در این انتخابات به موسوی رای دادم . بعضی از بنده علت رو پرسیدند . گفتم موسوی نه شق القمر میکند و نه معجزه . صرفا صادق و شریف است و این برای جامعه اخلاق گریز ما یک نعمت است ! ولی فلانی مثل گاو نه من شیر ده است . اگر ده برابر اولی کار کند با یک دروغ یا نقض عهد و یا خیانت همه آن دستاوردها را به باد میدهد !
پ.ن : در انتخابات اخیر بعضی واکنشها پس از اعلام نتایج از سوی آقای موسوی صورت گرفت که به هیچوجه پذیرفته نیست . اما کسی سراغ علت این رفتارها نرفت . بعضی اقدامات ضد اطلاعاتی و جنگ روانی در حول و حوش ستاد ایشان صورت گرفت و بعضی اطلاعات غلط و درست به ایشان منتقل شد که زمینه این رفتار را مهیا ساخت ( پوست خربزه زیر پایش گذاشتند ) و چون ایشان مدتها از صحنه دور بود آمادگی روانی لازم برای مواجهه با چنین شبیخون رسانه ای و اطلاعاتی را نداشت . و البته عمرو عاص های زمانه باید در آن دنیا جواب مادرش زهرا و جدش علی مرتضی را بدهند !
مهر ۱م, ۱۳۸۸ در ۷:۳۰ ب.ظ
از نوشته روشنگرانه شما بسیار بهره بردم حق یارتان
مهر ۱م, ۱۳۸۸ در ۷:۳۶ ب.ظ
نتيجه شما زماني مقبول مي بود كه وي در روزهاي طوفاني گذشته حداقل يكبار از «نظام و پدر» دفاع مي كرد. از اين رو بعيد مي دانم خود سيد حسن خميني هم با نتيجه گيري شما موافق باشد.
مهر ۱م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
توجه بجایی بود. فارغ از مقدماتی که شرح دادید ، توجه بجایی بود. معلوم نیست چقدر سیاه اندیشی رشد کرده در برخی افراد و رسانه ها که با عیادت از خانواده زندانی و مقتول هم برخوردی چنین میکنند. آنهم از سوی کسی که فعالیت تبلیغاتی و سیاسی دیگری ندارد و فقط نماینده خانواده امام است.
چقدر از معنویات دور شده اند که تذکرهای اخلاقی خیرخواهانی مثل شما را هم برنمی تابند.
مهر ۱م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۴۱ ب.ظ
عجب پدر بد اخلاقی داریم ها!
مهر ۲م, ۱۳۸۸ در ۲:۲۶ ق.ظ
اگر مقدور است اسناد ملاقات نماینده مقام معظم رهبری را درج کنید. ادعایی کردید و باید پاسخگو باشید، البته شما با مرکز اسناد در ارتباط هستید، پس لازم است سند سخنان شما مکشوف باشد. مرسل را خود شما طلبه ها ضعیف می خوانید. بیاورید که در این ملاقات فرضی شما حتما دلجویی قید شده است. گویا شما از نظرات آقا در مورد شیخ مذکور بی اطلاعید. اگر سری به سخنان ایشان در نماز جمعه بزنید حذف شیخ مذکور را به خاطر مصالح انقلاب می بینید.
ساده انگاری از جانب شما پیرامون دیدار سید حسن خمینی عجیب است! در این فتنه عمیق که هر حرکتی باید حساب شده باشد، چگونه می توان پذیرفت که این آقازاده مقاصد سیاسی نداشته باشد. ایشان چرا در گذشته به خانواده شهدا و جانبازان . سایر منسوبین حادثه دیده در نظام با این شفافیت اقدام نمی کرد؟ در ثانی چه ضرورت دارد ایشان به دیدار خانواده های آنها برود؟ مگر کیست و از چه جایگاهی برخوردار است؟ جز اینکه نوه امام (ره) است. خداوند شرفیت را به نسب نمی داند بلکه تقوا می نامد. خود شما که اهل تحقیق هستید و می دانید که از منظر قرآن هیچ تضمینی در این خصوص داده نشده است.
در این مطلب که بی شباهت به مقاله و آشکارا یک نوع لجبازی و درگیری کلامی و نوشتاری است، سعی کرده اید با مظلومیت حضرات دراقدامشان، مومنین به انقلاب را کوته نظر و سهامدار انقلاب بخوانید. شما مطلبی دال بر این ادعا ارائه نکرده اید و صرفا با بازی با کلمات سعی در القای این باور به برخی خوانندگانی می کنید که به ادله برای تشویش و شایعه نیاز ندارند.
از شما که خود را فردی محقق و صاحب نظر در همه امور! می دانید، این گونه خام نوشتن غیر قابل پذیرش است. خیلی وقیحانه است که شما طیف شکست خورده و شایعه ساز را حامی رهبری!!! می دانید. شما در جریان شناسی دچار ضعف مفرط هستید، البته اگر مغرض نباشید. چگونه سابقه این آقایان را نمی انید و نخوانده اید؟
حال که معلوم شده است که این فرزندان رنجیده! چه توطئه ای در براندازی و القای ناکارآمدی نظام و رهبری داشته اند، سعی در تطهیر آنان دارید؛ این اقدام به چه منظوری است؟ اعترافات خودشان گویای این ادعاست که به صورت گسترده با عناصر بیگانه و خائن ارتباط داشته اند و از آنان راه مبارزات خاموش و براندازی نرم را آموخته اند.
چقدر در بررسی این دو جریان حاضر در کشور بی انصاف و بی تقوایید. چه کسانی با کشاندن مردم در خیابان و تعرض به اموال و جان مردم سعی در القای تقلب گسترده بودند؟
چه کسانی با ادعای اینکه نظام فقط مال آنهاست وبرایش زندان !! رفته اند شمشیر به روی نظام کشبدند و خواستار تغییرات گشترده در تمام ارکان نظام شده اند؟
چه کسانی با پررویی تمام مقام معم رهبری را مسئول تمامی اتفافات انتخابات می دانند؟_به دیدار نمایندگان کاندیداها با رهبری مراجعه کنید_
شما دچار نوعی توهم شده اید و با سادگی تمام و شاید با بی تقوایی و آسیب هایی که شبهه و شیطان به شما زده اند در این مهلکه افتاده اید. در پایان از جوابهای شما استقبال می کنم.
مهر ۲م, ۱۳۸۸ در ۱۱:۲۱ ق.ظ
جناب نجمی!
مغالطه می فرمایید!
اگر پدر با فرزندش به صحبت نشست، او را تنبه داد و از او دلجویی کرد تا بازگردد حرفی نیست، کما اینکه در سیره مقام معظم رهبری اشاره فرمودید!
اما اولا آیا جناب سید حسن که از خود از سردمداران پنهان «لاف گزاف تقلب» در انتخابات بود، همان پدر مورد نظر شماست؟
ثانیا به نظر شما آیا این دیدارها به قصد تنبه دادن متخلفین و دعوت از ایشان به بازگشت بوده است؟
که البته که نبوده است! کما اینکه چنین اقداماتی از سوی خاتمی و میرحسین و کروبی نیز صورت می گیرد و هدفی جز گرم نگه داشتن کوره جنبش اجتماعی موهومی که از آن دم می زنند ندارند.
مهر ۲م, ۱۳۸۸ در ۱۱:۲۵ ق.ظ
چه متن بی ادبانه وحق به جانبی بود
اخوی در مورد ـآقای منتظری بی انصافی کرده ای که نوشته ای”ضربه جبران ناپذیر آقای منتظری به امام راحل و حكومت اسلامی ”
ضربه را شما اشعری های نوین میزنید که هر اتفاقی از سوی قدرت انجام شود را حسن ونیکو میدانید
ضمنا اصل قضیه در مورد آقای منتظری مورد تشکیک است وباید از شخص ایشان استعلام شود با توجه به تاریخ مذکور که همزمان است با ایام حصر غیر قانونی معظم له در منزل
مهر ۲م, ۱۳۸۸ در ۱۱:۳۵ ق.ظ
پدر ملت ایران اگر این *****پدر است
بر چنین ملت وروح پدرش باید ****
خیلی خوشته عمو به نظرم خمس وسهم امام ومرجوعی ها وشهریه ها بهت حسابی ساخته که اینقدر برای این مردم پدر تراشی وبت تراشی میکنی
أتعبدون ما تنحتون؟؟؟
مهر ۲م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۱۷ ب.ظ
سلام
برادرد من که از جواب شما که برای ۳نفر دیگر هم گپی کردی قانع نشدم .اول و آخر حرف من این است که کار سید حسن را با کار مقام معظم رهبری مقایسه کردن اشتباه است.
مهر ۲م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۳۱ ب.ظ
آقای منجمی عزیز چه کسی این حق را به شما داده است که بعضی از اشخاص را معادل پدر بدانید؟ تعبیر خانواده را قبول دارم ولی تعبیر پدر را برای این خانواده اصلا نمی پسندم شاید بهتر بود می گفتید که این جمع یکی را از بین خودشون به عنون مدیر برای پیشبر امور مربوط به خودشون انتخاب کردند اینطوری حق انتقاد جمع از فرد منتخبشون محفوظ می ماند ولی با تعبیر شما همون میشه که بعضی ها مخالفت فرد یا گروهی را با نظر “پدر”مورد نظر شما مخالفت با نظام تلقی کنند و آن کنند که الان می کنند.
راستی اگر بعضی از فرزندان این ” خانواده ” با بعضی از رفتار ها و اعمال این ” پدر” مخالف باشند و آن را ناعادلانه بدانند و چند تا دوست و آشنای قدیمی هم تایید کنند تکلیف چیست؟
مهر ۲م, ۱۳۸۸ در ۲:۵۷ ب.ظ
آقای حسین پیاده شو تا با هم بریم ! به فرزند امام میگی آقا زاده ؟! پس با این حساب امام حسن و امام حسین و کل اهل بیت هم آقا زاده هستند ! پس آیه تطهیر اهل بیت همینجوری نازل شده ؟ همه اختلاف ما با اهل سنت بر سر همین مساله است ! باید بگم در آینده احتمال پیوندت با وهابیت محتمل است . مراقب خودت باش
امام سلسله جنبان این انقلاب بود ! معمار آن بود . روح آن بود . لذا در اواخر عمر به احمد گفت : میبینم روزی رو که بر تو و اهل بیتم ستم کنند . (نقل به مضمون ) و البته چنین نیز شد . اما ریشه یابی این انحراف هم با تاسی به نظرات رهبری در عاشورای چند سال پیش بسیار رهگشاست !
انحراف خواص در دوران سازندگی که به سمت تجمل گرایی سوق داده شد اگر چه با نیت افزایش بنیه اقتصادی نظام بود لکن مسبب یکسری انحرافات گشت که دیروز با مرگ مشکوک حاج احمد وداود کریمی و … امروز با لجن پراکندن به نواده آن پیر فرزانه منجر گشته و دور نیست یزیدیان زمانه در جهت کسب حد اکثری ثروت و قدرت انتقام پدر را از فرزندان پاک او بگیرند . اما همانطور که در عاشورا تیرشان به سنگ خورد اینبار هم بدانند این خونها و این آبرو ریختن های بیشرمانه برای شما تولید ثروت و قدرت نخواهد کرد و هر که با اهل بیت و مرجعیت در افتاد سرنوشتی بس تلخ و جانکاه نصیبش خواهد شد .
پ.ن : بین اهل بیت عصمت و طهارت و بیت امام تفاوت از زمین تا آسمان است اما نفس سرکشی یکی است و تاریخ تشیع عینا نکرار میشود !
مهر ۲م, ۱۳۸۸ در ۳:۵۸ ب.ظ
جناب برادر
نه آقای روانبخش اینقدر خطرناکند که من از نزدیک آنها را می شناسم و حرف شما جز بی تقوایی نبود و نه حسن خمینی اینقدر قابل توجیه است. کمی چشمتان را باز کنید. بین حسن و حسین خمینی فاصله و ملاک فاصله چیست؟ تند قضاوت کرده اید در هر دو مورد.
مهر ۳م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۲۰ ق.ظ
کم کم انگار یه خورده …
برگردید به موضع رهبری
اینگونه برخورد گزینشی و نامطابق با روح نگاه رهبری ادامه ندهید.
مهر ۴م, ۱۳۸۸ در ۱:۲۲ ق.ظ
نفساي اخر رو بكشيد قاتلا.ويرانگران ايران كهن.اقا اقا.اقاتون با خودش درگيري داره.برا خودتون تحليل ارائه ميدين.اصلا ميدونين مردم چي ميخوان.مرگ بر ديكتاتور و ديكتاتوري.
مهر ۴م, ۱۳۸۸ در ۹:۲۰ ب.ظ
این پدر گاهی وقت ها خون فرزندان خودشو رو هم می ریزه گویا حکم تیر رو هر کسی نمی تونه بده اخوی
مهر ۴م, ۱۳۸۸ در ۹:۵۰ ب.ظ
آشیخ این مطالبی را که سر هم کرده ای به درد همان تفکر داخل حجره های نمور می خورد . دست رهبر شما آغشته به خون است . نمی بینید ؟ امروز عمامه نشانه دستاری است که معاویه بر سر می بست نه عمامه رسول خدا . امروز شما وحکومت هم لباس شما یادآور حکومت بنی امیه و بنی عباس هستند نه بیشتر . اصلاح طلبان فخر این ملک هستند . حکومت سیاهی که بنام اسلام بپا کرده اید کجا افتار این را داشته باشد که در سایه اصلاح طلبان قرار گیرد ؟ ملت پیروز است . به زودی به جشن زوال استبداد دینی می نشینیم . انشاء الله و به حول و قوه الهی
مهر ۴م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۰۹ ب.ظ
لازم است نگاهی به تاریخ بیندازید
در ضمن راویان اخبار کدب را از خود برانید تا با لغزش مواجه نشوید
سعی نکنید با دروغ و تهمت برای محبوبتان محبوبیت درست کنید
این نکته را به خاطر بسپارید : به محبوب کسی توهین نکنید تا به محبوبتان توهین نشود
مهر ۷م, ۱۳۸۸ در ۵:۳۵ ب.ظ
آقاي نجمي استادعزيزمان درودبرشماادامه دهيدلطفا وهراسي به دل راه ندهيد
وفقكم الله انشااله
دی ۲۵م, ۱۳۸۸ در ۱:۱۳ ق.ظ
……………………………………………با خوندن نوشته های شما یقین کردم که امثال عمرو عاص ها هنوز زنده هستنند شما چطور به خودت اجازه میدی مطالب باطل رو با لفاظی ها حق جلوه بدی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اینقدر مطالب شما واضح البطلانه که وقتمو برای جوا دادن هدر نمیدم
یا حق