یادداشت قبلیام درباره سیره رهبری در مواجهه با مخالفان داخلی و لزوم تبعیت نظام از چنین منش و سیرهای واکنشهای مختلفی داشت. در این یادداشت به ملاقات سیدحسن خمینی با خانواده برخی بازداشت شدگان هم پرداخته بودم که آنهم نظرات قابل توجهی داشت.بسیاری از خوانندگان معتقد بودند که سیدحسن خمینی در ماههای گذشته به عنوان حامی اصلی میرحسین موسوی زاویه تندی نسبت به نظام پیدا کرده و نمیتواند پیام رسان «بازبودن راه برای بازگشت فریب خوردگان» باشد.
با توجه به نظرات کاربران یادداشت قبلیام بیان تکملهای را لازم میدانم:
۱- جریان ملاقات آیتالله امینی با آقای منتظری با یک واسطه از ایشان نقل شدهاست و دفتر آقای منتظری با ارسال تکذیبیهای ضمن قبول کردن انجام چند ملاقات بین آیت الله امینی و منتظری در سالهای اخیر، ابلاغ هرگونه پیام از سوی رهبری را در این ملاقاتها تکذیب کرد.این درحالی است که هیچ بحثی از ابلاغ پیام در این دیدارها توسط بنده مطرح نشده بود، بلکه توصیه به دیدار از سوی رهبری و دلجوئی عنوان شده بود.
۲- در یادداشت مورد نظر دو نمونه از سیره پدرانه رهبری در مواجهه با مخالفتها را بیان کردهبودم که اتفاق هفته اخیر و مخالفت رهبری با حذف یکی از نمایندگان مجلس خبرگان با توجه به مواضع بسیار تند وی علیه نظام و رهبری را هم باید به این نمونهها اضافه کرد.
۳- آنچه در یادداشت قبلیام درباره ملاقات سیدحسن خمینی با خانواده زندانیان اشاره کرده بودم، هیچگاه تایید کامل عملکرد سیدحسن نبوده است. همانگونه که نمیتوان رفتار و عملکرد بسیاری از سیاسیون اصولگرا را به صورت کامل تایید کرد. مخالفت کامل سیدحسن خمینی با احمدینژاد امری مسلم است و البته این مخالفت دلیلی بر خروج وی از دائره انقلاب نیست، چرا که احمدی نژاد مساوی با انقلاب نیست.عملکرد سیدحسن در حمایت از میرحسین، عدم حضور او در مراسم تنفیذ و عدم همراهی رئیس جمهور در حرم امام را باید اشتباهات سیاسی سیدحسن بدانیم، مانند بسیاری از اشتباهات سیاسی که تاکنون از سران اصولگرا و احمدی نژاد سرزده است.هرطرف چند نمره منفی داشتهاند .
زمانی که شعار وجود جامعه چندصدائی میدهیم، در تریبونها از وجود سلایق مختلف سیاسی استقبال میکنیم ، باید به لوازم آن هم پایبند باشیم. اگر قرار باشد که همه و همه را موظف به حمایت صددرصدی از اصولگرائی بدانیم، چه فرقی با جوامع دیکتاتوری خواهیم داشت؟ جالب آنکه در ژستهای سیاسی، وجود سلایق مختلف را به نفع نظام هم می دانیم.یا نباید از وجود سلایق مختلف دم بزنیم و یا اینکه به لوازم آن هم پایبند باشیم.
طبیعی است تا زمانی که سید حسن، سیاسیون چپی و راستی در دائره نظام بوده و با تبعیت از ولی فقیه نظرات مختلف را بیان میکنند، باید آنها را داخل نظام بدانیم. مخالفت با احمدی نژاد هیچ گاه دلیل برضدانقلاب شدن کسی نمیشود. تاکنون نیز دلیل اصلی خروج سیدحسن خمینی از دائره نظام به زعم برخی، حضور او در جلسات روحانیون منتقد و حلقه های حامی موسوی بوده است و هیچ سخنرانی یا اظهارنظری از او در مخالفت با نظام وجود ندارد.
۴- برای ابلاغ «پیام بازبودن راه بازگشت به نظام»، روش های مختلفی وجود دارد. یکی از آنها دیدار وابستگان نظام با خانوادههای بازداشت شدگان است.طبیعی است که نباید انتظار داشته باشیم فرمانده سپاه یا مدیرمسئول کیهان به دیدار خانوادههای اصلاحطلب برود. فردی می تواند چنین کاری را بکند که وابستگی کامل به جریان اصولگرائی ندارد ومنتقد احمدینژاد هم هست.این فرد سیدحسن خمینی میتواند باشد.
۵-یادداشت قبلیام، برای عدهای هم خوشحال کننده بود.آنهائی که فعلا ماموریت رصد فعالیت های بنده و جمعآوری مدارک ارتدادم را دارند. زحمت کشیدند واس ام اس هائی مبنی بر ضدانقلاب شدنم به افراد مختلف ارسال کردند. از این افراد هم بخاطر تبلیغ وبلاگم و درضمن شناساندن خودشان!!! تشکر میکنم.

مهر ۵م, ۱۳۸۸ در ۸:۲۱ ب.ظ
۱. مربوط به یادداشت قبلی: در یادداشت قبل در جواب بعضی از کسانی که نظر دادهاند، نوشتهاید: «همانگونه که مقام معظم رهبری فرموده اند نباید از روی حدس و گمان و بدون اثبات در محاکم رسمی درباره افراد قضاوت کنیم» بعد آیا تذکر به نفس هم دارید؟ با این نکتهای که فرمودهاید، توهین و هتاکی که نسبت به آقای روانبخش داشتهاید را چگونه توجیه میکنید؟ یادتان هست که؟ نوشته بودید که سرنوشتشان فرقانی است!
مهر ۵م, ۱۳۸۸ در ۸:۲۳ ب.ظ
۲. آیا اصرار دارید که حضور سید حسن خمینی در کاروان موسویسم! و حمایت بی شکاش از موسوی و جریانش را بی ربط به زیر چتر نظام بودن یا نبودن بدانید؟ آیا اصرار دارید که ثابت کنید که میتوان به دولت منتخب مردم دهنکجی کرد و رای مردم را نافذ ندانست و به منتخب مردم معتقد نبود ولی زیر چتر نظام بود؟ واقعا به این دیدگاه معتقدید؟
مهر ۵م, ۱۳۸۸ در ۸:۲۷ ب.ظ
۳. باز چرا اصرار دارید که این حرکت سید حسن خمینی را مرتبط به برخی دیدگاههای فراجناحی رهبری بدانید؟ چرا اصرار دارید این حرکت را منسوب به سیرهی عملی رهبری کنید؟ چه کسی را سراغ دارید که بیش از رهبر سوز و گداز همگرایی سیاسی و حضور جناحهای مختلف سیاسی در زیر چتر نظام را داشته باشد؟ بعد اگر چنین است، آیا همین رهبر نمیتواند به هر کسی، از سید حسن خمینی تا کیهانیان و سپاهیان ماموریت دهد که به تفقد و دلجویی از زندانیان و آزادشدگان سیاسی بپردازد؟ چرا اصرار دارید که با یقین این حرکت سید حسن خمینی را در چارچوب و راستای حرکت کلی و ارزشی نظام تلقی کنید؟ چرا اصرار دارید؟ چرا…
مهر ۵م, ۱۳۸۸ در ۸:۲۹ ب.ظ
۴. راستی دربارهی آن پاراگراف آخر هم باید شما را ارجاع دهم به همان جملهی مبارک حضرتش که فرمود:«ملاک حال افراد است»
مهر ۶م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۱۹ ق.ظ
سلام
میشه تو ترکیب رنگ پشت زمینه و نوشته یه تجدید نظر بفرمایید که درست خونده بشه؟
مهر ۶م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۲۰ ق.ظ
دلم میخواهد بدانم این نظردهنده قبلی بنام م.ا.و تصورش و برداشتش از کلمه ی نظام چیست؟!!! چه تعریفی در ذهن این افراد هست از نظام!؟ والله ما ساده تر ها فکر میکنیم هر کس خواهان تعویض نوع حکومت نیست و قانون اساسی را می پذیرد در چارچوب نظام است .سایر ملاک ها سلیقه ای و انحرافی ست.
مهر ۸م, ۱۳۸۸ در ۹:۱۶ ق.ظ
سلام حاج آقا
چند روز پیش من در یک جمعی بودم و یک نفر یک جمله ای درباره شما گفت که غیبت محسوب می شد. آن حرف ناگهان زده شد و من واقعا قصد گوش دادن به غیبت نداشتم، البته به آن فرد اعتراض کردم که غیبت نکند. الان شدیدا عذاب وجدان دارم و از شما تقاضا می کنم که من را عفو بفرمائید.
لطفا اگر بخششتان شامل حال من شده در همین کامنت دانی مرا مطلع بفرمائید.
پاسخ:سلام برادر، خدای متعال از گناهان من هم بگذرد ان شاء الله…از لطف شما برادر عزیز سپاسگزارم
مهر ۹م, ۱۳۸۸ در ۸:۱۰ ب.ظ
«عملکرد سیدحسن در حمایت از میرحسین، عدم حضور او در مراسم تنفیذ و عدم همراهی رئیس جمهور در حرم امام را باید اشتباهات سیاسی سیدحسن بدانیم، مانند بسیاری از اشتباهات سیاسی که تاکنون از سران اصولگرا و احمدی نژاد سرزده است.هرطرف چند نمره منفی داشتهاند»
جمله بالا از شماست مايلم بدانم و بداني ترازو و ميزاني كه با آن پي به اشتباه سيدحسن و سران اصولگرا و احمد نژاد بردي چيست؟ چقدر به اين ترازو اعتماد داري كه حكم آن را اينقدر بيپروا و بيباكانه بيان ميداري؟ اگر مشخص شود كه ترازو دقيق بوده ولي ديد تو به واسطه زوايهاي كه با شاهين آن داشته دچار خطا شده چاره چيست؟ از كجا معلوم است كه ترازوي سيدحسن و يا سران اصولگرا و احمدي نژاد از ترازوي تو دقيقتر نباشد. و يا ديدشان بدون خطا باشد.
مهر ۹م, ۱۳۸۸ در ۹:۱۵ ب.ظ
سلام حاج اقا
امیدوارم من را حلال کرده باشید.
ان شاء با ابا عبدالله در بهشت جاودانه بشوید.
ممنون
مهر ۹م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۰۶ ب.ظ
سلام من چند یادداشت اخیر شما رو خوندم من یک نسل دومی ام و دیده بان دفاع مقدس بوده ام من از طرز نگاه شما خوشم میاد …فقط همین…موفق باشید
مهر ۱۰م, ۱۳۸۸ در ۱۱:۳۲ ب.ظ
هر كسي در خط ولايت بود برايمان قابل احترام است
هر كس از خط ولايت كوچكترين انحرافي داشت.برايش دعا ميكنيم كه بر گردد.اگر انحراف داشت و خواست عده اي هم منحرف كند.نه دعايش ميكنيم و نه تحملش ميكنيم.
برايمان ملاك نظام ولايت فقيه است…نظام و حكومت ارزشش به وجود ولايت فقيه است…
ولايت فقيه هم خيلي صاف و روشن و بدون هيچ ابهامي حرفهاشون و ميزنند نه بايد از ايشون عقب بمونيم نه بايد جلو بزنيم…
مهر ۱۴م, ۱۳۸۸ در ۸:۲۶ ب.ظ
خوشحال میشم سری به من بزنید.
مهر ۱۴م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۲۴ ب.ظ
آقا مصطفاي عزير
ملاك خدا است نه ولايت. تازه خدايي كه بايد حسن و قبح فعلش قبلاً به تأييد عقل رسيده باشد و حكمش عادلانه باشد. تعجب نكنيد اگر اين حرف براي شما تازه و بديع به نظر ميرسد. همه افتخار شيعه اثني عشري به اين است كه مكتبش عدليه خوانده ميشود به اين معنا كه خدا را ملتزم به عدالت ميداند. و عدالت و ظلم چيزهايي نيستند كه براي فطرتهاي پاك لازم به تفسير و توجيه آنها باشد. تمام انسانها قابليت تشخيص و تمايز ظلم از عدل را دارند. ناگاه به نظر ميرسد نظامي كه داعيهدار پيروي از روش ائمه معصومين عليهم السلام است راه اشعريگري در پيش گرفته است و ملاك و معيارش اشخاص و نظريات فقهي آنها شده است و لزوم تبعيت از نظر اشخاص (آن هم غير معصوم) را ترويج ميكند در صورتي كه بايد اطاعت از خداوند عادل را ترويج كند. به بيان واضحتر مطابق تعاليم اهل بيت پيامبر صلوات الله عليهم حتي خدا هم مجاز نيست امر به ظلم كند.
هيچ ميدانيد علت اينكه در اصول اعتقادي شيعه جعفري دو اصل اصيل «عدل» و «امامت» علاوه بر سه اصل اعتقادي مشترك همه اديان الهي و مذاهب اسلامي ديگر آمده چيست؟
شايد بتوان آن دو را قيد دانست: اولي قيد توحيد (خدا) و دومي قيد نبوت.
پيروز باشيد
مهر ۱۵م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۴۶ ب.ظ
آقا یا خانم قاف - سخنتان عین حقیقت بود و رگه ای از شرک در آن نیست. خداوند تبارک و تعالی، شما و پدر و مادر و کلیه امواتتان را با صالحین محشور بفرماید.
مهر ۱۷م, ۱۳۸۸ در ۷:۴۰ ق.ظ
سلام و خداقوت
وبلاگ اندیشه روشن با مطلب “بصیر باشیم” درباره سخنان رهبری عزیز به روز شد.
مهر ۲۴م, ۱۳۸۸ در ۶:۴۳ ق.ظ
http://rastan.parsiblog.com
مطلب جديدي است، در موضوع «كاركردهاي وبلاگ در تبليغ ديني» و نياز به نظرات طلبههاي وبلاگنويس دارم. اگر نداشتم كه كامنت نميگذاشتم!
تشكر
مهر ۲۴م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۵۸ ب.ظ
سلام
بالاخره باید قبول کرد که خانواده امام برخلاف مشی و توصیه امام وارد مسایل سیاسی شده و بی طرف نیستند و لذا تبعات آنرا نیز باید بپذیرند
آیا قبول ندارید؟
مهر ۲۵م, ۱۳۸۸ در ۷:۳۲ ب.ظ
در بحث راي اعتماد به وزرا نظر رهبري «به عنوان يك متخصص ماهر» حتي ميتواند رأي مخالف را به موافق تبديل كند، اما نظر ايشان «به عنوان رهبر» نبايد مانع دقت و بررسي و تحقيق همهجانبه نمايندگان درباره صلاحيت وزرا براي راي دادن يا حتي راي ندادن شود.
آنچه گفته شد عين نظر و سيره رهبر فرزانه انقلاب است.
تفصيل مطلب را در وبلاگ «بارهبرم» بخوانيد.
Barahbaram.blogfa.com
(با عرض معذرت از مدير محترم وبلاگ ، در صورت عدم تمايل ميتوانيد اين نظر را حذف كنيد)
مهر ۲۶م, ۱۳۸۸ در ۱:۲۱ ب.ظ
مشکل اساسی به نظر من این است که فضا، بیش از اندازه دوقطبی است. به علاوه هر دو گروه، خودشان را صاحب حق میدانند که گروه مقابل را «هر جور شده» خفه کنند. در این شرایط، حرف زدن از منطق و حتی قانون و حتی عقلانیت مسخره است.
قانون میتواند این غبارها را کنار بزند، اما حیف که نهادهای قانونی هم یا واقعا به دام بیقانونی افتادهاند، و یا در پناه تهمتها و توهینها، مظلوم مانده است.
مهر ۲۶م, ۱۳۸۸ در ۷:۳۱ ب.ظ
سلام علیکم، این مطلب مربوط به چند پست شماست
برادر عزیز شما که بحث چند صدایی را مطرح میکنید خوب است در مورد لزوم چند صدای،کیفیت چند صدایی، حیطه چند صدایی ، و در کل خصوصیات ان هم فکر کنید، اینکه چند صدایی خوب است یعنی چه ؟ که این پایه بقیه فرمایشات حضرت عالی است؟! آیا مثلا چند صدایی که در آن عده موافق نظر ولایت و عده ای مخالف ان عده ای بی تفاوت باشند و در عمل هم بروز کند مفید است یا نه به هر حال باید در یک اصولی مشترک بود و یا رویکرد و جهت ها و هدفها مشترک باشد اما اختلاف در سبیل باشد، مثلا در جزئیات اداره اقتصادی یا شیوه های قانونی بعضی مسائل سیاسی و… نه اصل قضیه
ضمنا شما هم اگر قائل به چند صدایی هستید چطور از شیوه ازادی خواهان مستبد استفاده میکنید خود را مظلوم و در آستانه ارتداد جلوه میدهید و یا از لفظ باند روانبخش استفاده میکنید و… الفاظی که همه در جهت تحقیر فکر مخالف شماست؟! مشکل در چند صدایی بودن ها همین است که هر صدا تمام اعتقادات خود را جزء اصول کلی و ایضا تماما صحیح می پندارد و قادر به تفکیک اصل از فرع در نگرشها و اعتقادات خود نیست که در اصول استوار و در فروع نرمش نشان دهد
مهر ۲۷م, ۱۳۸۸ در ۴:۵۵ ب.ظ
باسلام
روحانی عزیز اعتقاد به ولایت فقیه و نظام جمهوری اسلامی را با اینکه مثلا شخصی تا به حال بر ضد آنها چیزی نگفته و یا اینکه در تائید آن مطلبی گفته است سنجیدن اشتباه است
این اعتقادات باید در عمل به اثبات برسد بخصوص آنجائیکه به تعلقات افراد در تقابل قرار میگیرد
دلبستگی آقای سید حسن خمینی به موسوی و ضدیتشان با رئیس جمهور تا قبل از انتخابات حامل هیچ پیامی در مخالفت با ولایت نیست ولی بعد از حوادث پس از انتخابات دیگر معنای دیگری دارد.
اینکه هنوز با کسی که نظام را بدون دلیل متهم به تقلب و ظلم کرده دوست باشیم و از آشوبگران دلجوئی کنیم محل بحث است و با این اعتقادات ناسازگاری دارد
عملکرد موسسه حفظ آثار امام نیز که زیر نظر شخص ایشان است و در مقابل توهینهای بیشمار و انحرافات جریان اصلاح طلب از خط امام روزه سکوت سیاسی گرفته ولی شمشیر را بر علیه جریان اصولگرا از رو بسته
دوست عزیز ما هم نمیخواهیم نوه امام به این وادی کشیده شود ولی با اعمال ایشان چه کنیم
خدا همه را از شر نفسانیات و وایستگی های سببی و نصبی نجات دهد
مهر ۲۸م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۰۰ ق.ظ
سلام.
مدتها بود كه حديث شريف آقا امام علي عليه السلام دهن به دهن مي گشت و با معرفي ياران سبز پوش دجال ، حاميان سبز نفاق را به خود مي آورد؛ اما ايشان به جاي تنبه ، تكذيب مي كردند و تكذيب…
اين باعث شد دست به تحقيق اندكي بزنم و در لا بلاي كتب شيعه به دنبال سرنخي از اصحاب جامه هاي سبز آخرالزمان بگردم.
شما رو به ديدن نتيجه ي ناچيز اين كار و اطلاع رساني به ديگران دعوت مي كنم…
پاينده باشيد…
مهر ۳۰م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۱۳ ق.ظ
اینجا اهواز است! شهر خورشید عالمتاب
به روز کردم
عکس های داغ از شهر خورشید عالمتاب
اینجا شهر خورشید عالمتاب است
شهر کنار
مهر ۳۰م, ۱۳۸۸ در ۱:۲۸ ب.ظ
درود و احترام
لطفا ضمن شرکت در این نظرسنجی، آن را به خوانندگان وبلاگ خود نیز معرفی کنید:
عنوان سوال: به نظر شما در صورت محاکمه نشدن قانون شکنان؛ آیا باز هم “قانون برای همه یکسان است”؟
پیوند سوال: http://blog.ramim.ir/?page_id=۶۹۶
از همکاری شما ممنونم
آبان ۴م, ۱۳۸۸ در ۹:۱۴ ب.ظ
برادر بزرگوارم جناب نجمی ! سیره معتدل و منطق جمع گرایتان را می ستایم . خدا امثال شما برادران ارزشمند را در میان طلاب روز افزون کند .
آبان ۷م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۳۴ ب.ظ
تا فیلتر نشده ببینید:
۲ کتاب آمین و جریان هدایت الهی حاوی زندگینامه، دیدگاهها و تعالیم معلم بزرگ علوم باطنی ایلیا میم است. کسی که روزنامه کیهان او را به ادعای خدایی و فرزند خدا بودن متهم کرده است.
۲ فیلم افشاگر از وقایع ۲۰۹ و روشهای پنهان و سری بازجویان امنیتی (بازجویان چه می گویند و چه می خواهند؟!)
لینک دانلود: www.Saay-pub.blogspot.com
آبان ۹م, ۱۳۸۸ در ۲:۱۸ ق.ظ
www.ostazona.blogfa.com
آبان ۹م, ۱۳۸۸ در ۹:۳۶ ب.ظ
ممنون از مطلبتون! این جور انتقادات خیلی جرأت میخواد!
دریافت نسخه PDF ویژهنامه دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری (ضمیمه روزنامه ایران)
http://hossein.wordpress.com/۲۰۰۹/۱۰/۳۱/iran_newspaper_special_issue_for_elections/
آبان ۱۰م, ۱۳۸۸ در ۶:۰۷ ق.ظ
سلام
حضرت آقا بقول يكي از معاريف پيشين ” وقتي مطلبي احتياج به توضيح پيدا مي كند حتما دچار مشكلي است” آيا در مورد مقاله قبلي همين وضع پيش نيامده كه اين يكي لازم شده؟
و اما در مورد افاضات حضرت قاف
آنجا كه مي فرمايند”ملاك خدا است نه ولايت. ” اين بزرگوار كلمه اولواالامر را چه معنا مي كنند كه اطاعتش واجب است؟
ودر ادامه مي فرمايند” تازه خدايي كه بايد حسن و قبح فعلش قبلاً به تأييد عقل رسيده باشد و حكمش عادلانه باشد. تعجب نكنيد اگر اين حرف براي شما تازه و بديع به نظر ميرسد.”
در بحث عقل كدام عقل را منظور نظر دارند؟ اگر عقل من قد نداد كه حسن و قبح عمل خدا را در ابتلا كودك دو ساله به سرطان خون را در يابم آيا بايد حكم به ستمگري خدا كنم؟ يا قضا و قدري شوم؟. پس اگر مطلب بنظر من تازه مي رسد تقصير من نيست .
وقتي مطلق عقل انسان ملاك باشد نه تنها اين كليات كه حتي فرعيات مثل وضو و غسل وتيمم هم مشكل پيدا مي كند . البته حضرت جوادي آملي در يكي از تفاسيرشان در زمينه احتجاجات اجتهاد در زمينه عقل نكته اي فرمودند كه شايد راهگشاي مسئله باشد و آنكه در “كلما حكم به العقل…..” اجتهاد منوط به عقلي است كه در محدوده كتاب حركت كند نه هر عقلي.
آبان ۱۱م, ۱۳۸۸ در ۳:۲۰ ب.ظ
سلام
مطالب خوبي داريد اميدورام بتونم دوباره خدمت برسم!
دانشجوي ارتباطات هستم و البته علاقمند به حوزه ارتباطات و دين!
به وبلاگم سر بزنيد خوشحال ميشم البته تازه کارم! اگر نظر هم بديد خوشحال تر مي شم!!
يا حق
آبان ۱۷م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۱۶ ق.ظ
با سلام
در مقاله تحلیلی عبرت بخوانید:
جنگی سخت تر از جنگ سخت
جستاری نو در باب چیستی چرایی و چگونگی جنگ نرم
http://www.ebrat.blogsky.com
عبرت
خرداد ۱۸م, ۱۳۸۹ در ۳:۴۵ ب.ظ
این لینک را حتما بخوانید
http://www.jamaran.ir/fa/NewsContent-id_۱۴۸۶۶.aspx