در پست قبلیام چند نکته کلیدی را به صورت خلاصه نوشته بودم و گفته بودم که در آینده توضیحات کامل این نکات را مفصل مینویسم.یادداشت قبلیام نظرات متفاوتی را دربر داشت. از جمله بسیاری از دوستان اصولگرا گلایه کرده بودند که چرا به احمدینژاد خرده گرفته ای و مگر ندیدی طرف مقابل چگونه کل نظام را مورد حمله قرار دادهبود.اتفاقا نظر من پاسخ مستدل به بهانههای بچهگانه این جماعت سبزپوش و متوهم بود.کمی تامل کنید متوجه خواهید شد:
- در برنامه «روبهفردا» چند مهمان اصلاحطلب هرگونه وابستگی مستقیم یا باواسطه معترضان خیابانی را با بیگانگان رد کرده و تنها دلایل آنها دو چیز بود: اعتراض به نتایج انتخابات و به گفته آقای اطاعت دهها دلیل دیگر ازجمله رفتارهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی احمدینژاد در چهارسال گذشته و ایام انتخابات.
خب برفرض عدم وابستگی معترضان خیابانی به بیگانگان ( که معتقدم طیف زیادی از مردم در دام نقشه دشمنان و تعدادی از گماشته های داخلی آنها افتاده بودند) بهترین دلیل برای اشتباه بودن اینگونه رفتارهای معترضان خیابانی این است که نخست بپذیریم برخی از اقدامات احمدینژاد هم اشتباه بوده است.از جمله حمایت و سخنرانی اعضای شورای نگهبان در برنامههای تبلیغاتی،تجمع خیابانی در میدان ولیعصر و چند نکته دیگر.
اما مسئله مهم پس از پذیرش این اشتباهات است. باید از این آقایان اصلاحطلب پرسید برفرض تخلف یک کاندیدای انتخاباتی (که از این دست تخلفات را هرچهار کاندیدا هم داشتند)آیا باید شما چندماه در کف خیابان به اصل نظام و انقلاب حمله می کردید؟
در این چندماه همه دلایل اطلاح طلبان بر روی این چند مورد است و خیال می کنند چون کسی به این دلایل نمیپردازد پس کاملا حق با آنها است.اتفاقا با پرداختن به این ایرادهای مطرح شده میتوان به بهترین شکل پاسخ آنها را داد.
مثلا وقتی یک نفر در خیابان حتی به عمد به نفر دیگر تنه بزند، آیا درست است فرد تنه خورده با چاقو شکم طرف را پاره کند، به خانه او برود و خانه اش را آتش بزند؟ و وقتی از او پرسیده شود که چرا این کار را کردی بگوید این یارو به من تنه زده و حقش است!اگر در محکمهای بخواهند به جنایت این قاتل رسیدگی کنند طبیعی است که در مرحله نخست مقتول مواخذه میشود که چرا چنین کاری کرد و سپس حکم اعدام قاتل صادر میشود.حتی اگر عدهای هم ناجوانمردانه قاتل را تشویق و تحریک کرده باشند.
حکایت اعتراضات خیابانی و اصلاحطلبان در اینروزها همین است. این افراد به بهانه ایرادات احمدینژاد و تخلفات او در زمان انتخابات در حال بههم ریختن کل نظام و مملکت هستند.باید پس از پذیرش اشتباهات احمدینژاد این سوال اساسی را پرسید که مگر پاسخ این اشتباهات اغتشاشات خیابانی، توهین به اصل نظام و ارکان آن و حمله به نیروهای انتظامی است؟ اگر اینطور باشد همه معترضان جناب خاتمی در هشت سال ریاستجمهوری او باید دهبرابر این کارها را انجام میدادند.
از محکمه عادلانه انتظار میرود به تخلف هردو طرف رسیدگی کند در حالی که فقط و فقط به ایرادات یکطرف پرداخته میشود.
استدلال بیان شدهام براساس محکمات و یقینیات طرف مقابل است.چراکه طرف مقابل با این استدلال مملکت را به هم ریخته است.
البته یک نکته ناگفته نماند که فعلا خود اصلاحطلبان در یک تصاد عجیبی هستند.برخی تنها تقلب را علت اصلی لشگرکی خیابانی می دانند، برخی دیگر هم عوامل مختلف مدیریتی کشور در چهارسال اخیر، برخی اصل نظام و بالاخره یک شلمشوربائی است که خودشان نمیفهمند بالاخره علت چیست! مهم این است که بالاخره باید بیایند به خیابانها و البته خشونت را هم محکوم کنند تا راهی برای اثبات قانون گرائی برایشان باقی بماند.
اما اعتقاد شخصی من این است که اقدامات تاسفبار احمدینژاد در عزل و نصبها،موضع گیریهای عجیب و غریب و اطرافیان مسئله دار او بهترین زمینه بود برای دشمنی که ۳۰ سال است که در انتظار حمله به این نظام نشسته است.جماعت عصبانی هم که به گروه سبزها پیوسته بودند و نمیتوان از آنها انتظار داشت بلافاصله فردای انتخابات از تعصب چندماهه خود دست بردارند.
از خوانندگان اصلاحطلب هم خواهش میکنم با پرستیژ روشنفکرانه نگویند که برای حمایت دشمن از این جریان دلیل بیاور که دیگر این یک مورد برای من و بسیاری از فعالان اینترنتی اظهر منالشمس است.مگر اینکه یکی عینک سیاه زده باشه و آفتاب را نبیند.
- اما نکته بعدی را خلاصه تر بگویم که تعدادی از سایتهای معاند(بر روی کلمه معاند تاکید دارم) یادداشتم را بازنشر کرده بودند.خب برخلاف موسوی و مدعیان انقلابی او که هیچگاه در قبال حمایت دشمن واکنش نشان ندادند و عملا نشان دادند که حمایت دشمن را هم واسطه خوبی برای رسیدن به قدرت میدانند به این سایتها میگویم که با توفیق خدا چندسالی است سرباز نظام و انقلاب و رهبریام.هرچه در توان داشتهام علیه اصلاحطلبان که سربازان خوب دشمن هستند کار کرده و می کنم و فردای قیامت یقه موسوی و کروبی را بخاطر پایمال کردن خون هزاران شهید خواهم گرفت.
تگها: احمدینژاد, انتقاد از نظام, حل مشکل نظام, معضل

دی ۲۷م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۰۳ ق.ظ
با سلام
من یک پرسش از تمام “طرفداران دکتر محمود احمدی نژاد” دارم، لطف کنید پاسخ دهید
به عقیده طرفداران ایشان
مهندس میر حسین موسوی(نخست وزیر جمهوری اسلامی)
سید محمد خاتمی(رئیس جمهور جمهوری اسلامی)
اکبر هاشمی رفسنجانی(رئیس مجلس، رئیس جمهور، رئیس مجلس خبرگان و رئیس تشخیص مصلحت نظام جمهوری اسلامی)
مهدی کروبی(رئیس مجلس جمهوری اسلامی)
آیت الله موسوی اردبیلی
آیت الله صانعی
آیت الله طاهری
آیت الله بیات زنجانی
آیت الله موسوی خوئینی
آیت الله دستغیب
آیت الله جوادی آملی
حجت الاسلام والمسلمین سید حسن خمینی(بیت موسس نظام جمهوری اسلامی)
فرزند آیت الله بهشتی(از موسسین نظام جمهوری اسلامی)
فرزند آیت الله مطهری(تئورسین فلسفی نظام جمهوری اسلامی)
حجت الاسلام والمسلمین ری شهری(موسس وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی)
حجت الاسلام والمسلمین ناطق نوری(ریش سفید اصولگرایان)
اکثریت خانواده معزز نامی ترین سرداران رشید اسلام(همت،باکری،شیرودی و …) و همسر شهید رجایی و …
مبارزین نامدار انقلاب(بهزاد نبوی،سعید حجاریان،مصطفی تاج زاده،دکتر معین و …)
سردار محسن رضایی(نخستین فرمانده و شالوده ریز سپاه پاسداران انقلاب اسلامی)
سردار قالیباف(فرمانده سابق نیروی انتظامی کل کشور و شهردار فعلی پایتخت)
و …
همگی یا دزدند! یا اشرافی! یا منافق! یا نا آگاه و جاهل! یا وابسته! یا صاحب باند فساد و قدرت! یا ساده لوح! یا …
پس این وسط فقط خود شخص، اطرافیان و باند آقای احمدی نژاد فرشته اند؟!
بابا می دونید دارید چه کار می کنید؟؟؟؟؟؟؟؟؟
دارید می گید این مملکت ۲۰ سال دست نا اهلان و دزدان و منافقان و گمراهان بوده حالا یه دفعه فرشته نجات پیداش شده
به بالا نگاه کنید تمااااااااااام مسئولان پیش از آقای احمدی نژاد امروز متهم به گمراهی شدند
باور کنید دارید به ضد انقلاب یاری می رسونید
اونها اونهمه سال تلاش کردند که ستون های انقلاب رو تخریب کنند
شما ها چه در مناظرات پیش از انتخابات ، چه انگ زدن های بعد از انتخابات همه ستون ها رو در باور مردم یک جا در هم شکستید فقط مونده یه ستون (احمدی نژاد و گروهش) که باید کل این بنا رو حفظ کنه
فرق شما با رضا پهلوی و کوفت و درد و … چیه پس ؟؟؟؟؟؟؟
دی ۲۷م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۱۰ ق.ظ
سلام آ شیخ این دفعه انصافا منصفانه نوشتید از نوشته ی قبلیتون خیلی دلگیر بودم اما این یکی دلمو وا کرد انتقادات شما در این پست به دکتر به جاست و استدلالتان متین ولی باید قبول کنید احمدی نژاد تنه که نزد هیچ فقط و فقط در جواب فحاشی های آنها و قلدریشان به آنها خلافهای را گفت که انجام داده اند. پس موضوع تنه زدن نیست موضوع گفتن حقایقی است که کسی جرات بیانش را نداشت اینهای که اطاعت گفت همه دروغ و بی اساس بود حقیقت نامه ی فتنه و بی سلام رفسنجانیست که نشان میدهد برای اعتراض نبود برای امتیاز گیری بود حقیقت مصاحبه ی صبح روز انتخابات همسر رفسنجانیست حقیقت این است که آنها اول ادعایی تقلب میکنند بعد از سبزکان میخواهند مدارک تقلب را جمع آوری کنند حقیقت این است که کف خواسته های موسوی ابطال انتخابات بود(گفته ی رفسنجانی) و حتما بالای آن هم ابطال رهبری حقیقت اینست که آنها در قبولاندن دروغهایشان ازما در قبولاندن واقعیتها مهارت بیشتری دارند
دی ۲۷م, ۱۳۸۸ در ۱:۴۴ ق.ظ
احمد عزیز …
سلام
نمی تونم انکارکنم قشنگیه نوشته هاتو ، خصوصا لاگهای آخرت (اخیر) ، ولی اینم بگم که از طریق یکی از همون به قول تو “سایت های معاند” لینک گرفتم و اومدم …
می تونم بفهمم که صددرصد با هم اختلاف عقیده و نظر داریم ، ولی تحلیل هات منو خسته و اذیت نکرد….
امیدوارم که هر روز بیش تر از دیروز به ذهن روشنی برسی و روشنگریهات ادامه پیدا کنه !!
ایام عشق و عزت مستدام
خداوند حافظ شما باشه
دی ۲۷م, ۱۳۸۸ در ۲:۰۵ ق.ظ
پدربزرگم هرگاه کسی همچون شما سخن می گفت؛ فقط یک واژه را در پاسخ بیان می کرد: ذکی… گویا حضور در ارکان مختلف وابسته به نظام و حفظ موقعیت های خود باعث شده تا هر وقت نیمچه حرفی می زنید، بعدش گام های زیادی را به عق بر دارید. آقاجون اصلا حرف نزن تا به این وضعیت نیفتی… سمت امامت نماز جمعه در آینده بر شما مبارک!
دی ۲۷م, ۱۳۸۸ در ۴:۵۵ ق.ظ
بابا تو خداي منطقي! اصلا کي جرات داره نوشتههاي جنابعالي را نقد کند؟ چه رسد به اينکه بخواهد خداي ناکرده پا را فراتر از نقد گذاشته و دشنامي نثار شما کرده و رنگي به نوشتههايتان بزند. آره عزيز؛ تو راست ميگي. خوش باش و در آن جهان اگر خدا هنوز به قعر جهنم نينداخته بودت حتما يقه موسوي و کروبي را بگير. خواستي من هم آن دنيا اگر به جهنم نرفته بودم بهت يادآوري ميکنم.
دی ۲۷م, ۱۳۸۸ در ۷:۱۰ ق.ظ
نوشتی: “برخلاف موسوی و مدعیان انقلابی او که هیچگاه در قبال حمایت دشمن واکنش نشان ندادند و عملا نشان دادند که حمایت دشمن را هم واسطه خوبی برای رسیدن به قدرت میدانند.”
_________________
حداقل من به شخصه چندین بار در بیانیه های موسوی دیدم که شدیدا از حمایت بیگانگان از خودش و حرکت مردم تبری جست.
اگه به قیامت اعتقاد داری و داری اماده می شی برای خون هزاران شهید سوال کنی اماده دفاع از این غیبت + تهمت و ادعای دروغت هم باش
حتما تو بهتر می دونی که دستگاه خدا سر هیچ چیزی با کسی شوخی نداره، اره شما هم چشم هاتون رو روی خیلی چیز ها بستین، روزش که برسه باز می شه
این ی نمونه اش: - بیانیه ۸
“دشمن خارجي با همراهي ياران جاهل و طماع خود در داخل بر آنست كه مطالبات اين حركت عظيم خودجوش را به خوارج بيرون از نظام نسبت دهد و حتي الله اكبرهاي از دل برآمده شما را چون قرآنهاي سر نيزه معرفي كند. بر ماست كه با رفتار و گفتار خود اين توطئه شوم را خنثي نماييم.
————–
از بیانیه ۹:
“ماجرای ما، هر چقدر تلخ، یک اختلاف خانوادگی است که اگر خامی کنیم و بیگانگان را در آن دخالت دهیم به زودی پشیمان خواهیم شد.”
———–
از بیانیه ۱۱: در باب اینکه جنبش سبز چی می خوهد (بیان خطوط:
“رخلاف آنچه دستگاههای تبلیغاتی دولتی سعی در القای آن دارند، این ما هستیم که بازگشت اعتماد و آرامش به فضای جامعه را خواهانیم و این ما هستیم که از هر اقدام تندروانه و خشن امتناع میکنیم. ما خواستههایی بسیار روشن و منطقی داریم. ما حفظ جمهوری اسلامی را می خواهیم، و تقویت وحدت ملی، و احیای هویت اخلاقی نظام و بازسازی اعتماد عمومی به عنوان اصلیترین مولفه قدرت ساختار سیاسی کشور جز با پذیرش حق حاکمیت مردم و کسب رضایت نهایی آنان از نتایج اقدامات حکومت، و شفافیت در تمامی اقدامات از طریق اطلاعرسانی مستمر ممکن نیست. در نهضت سبزی که آغاز شده است ما امر غيرمتعارف و نابهنگامی نمی خواهیم. آنچه ما میخواهیم استیفای حقوق از دست رفته ملت است.”
—————-
دی ۲۷م, ۱۳۸۸ در ۹:۳۰ ق.ظ
شیخنا
سلام علیکم
نوشته های شما رو تقریبا همیشه میخونم
این دو موضوع اخیر رو خیلی با دقت خوندم
ببین عزیز
اینکه موسوی و کروبی به دشمن وابستگی دارن رو رهبری هم گفتن که قبول ندارن و براشون محرز نشده … پس شما که داعیه سربازی نظام و ولی فقیه رو دارید تندتر نرید (ما که تکلیفمون به نظر شما روشنه ماها همه از دم لا مذهب و ضد ائمه و ضد انقلاب و ضد ولایت هستیم) ولی شما که باید به چیزهایی که اعلام میکنید بهشون اعتقاد دارید پایبند باشید
این اولا
دوما: یه طیفی از مردم ایران طرفدار احمدی نژاد هستن و یه طیفی از مردم طرفدار میر حسین و …
نمیشه گفت اون طیف متدینین هستن و این طیف بی دین ها
از زمان تبلیغات انتخاباتی میشد دید که توی هر دو طیف همه جور آدمی بودن
مگر اینکه به نظر شما روحانی ای که از میر حسین طرفداری کنه از دین خارجه که دیگه این رو من راستش جوابی براش ندارم
جوابش باشه برای قیامت
و اینکه بگید ما فریب دشمن رو خوردیم قبول ندارم… من به دلایل متقن عقیده دارم که توی انتخابات تخلفات بسیار گسترده ای صورت گرفته که صحت انتخابات رو زیر سوال برده
حالا به زور باتوم و قتل و زندان ما رو نشوندن تو خونه هامون … باشه ولی این حرف تو دل ما هست
احترامی که سالها برای سران مملکت قائل بودیم دیگه شکسته شده عزیز من و این برگردوندن اعتماد به نظام کاریه که از احمدی نژاد و مشایی بر نمیاد عزیز
شما قبول میکنید که احمدی نژاد اشتباهاتی داشته که موثر هم بوده تو این اوضاع اما باز این رو چماق میکنید تو سر مخالفانش
یکم حرف ما رو هم گوش کنید
یا علی
سوما:
دی ۲۷م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۲۰ ق.ظ
سلام.
اول فکر کردم در این مطلب جدید قصد دارید اشتباه مطلب فبلی را اصلاح کنید. اما باز به جملاتی برخوردم که نشان دهنده گرفتار شدن در دام عملیات روانی، فتنه گران است. و آن جملات این است:
“اما اعتقاد شخصی من این است که اقدامات تاسفبار احمدینژاد در عزل و نصبها،موضع گیریهای عجیب و غریب و اطرافیان مسئله دار او بهترین زمینه بود برای دشمنی که ۳۰ سال است که در انتظار حمله به این نظام نشسته است.جماعت عصبانی هم که به گروه سبزها پیوسته بودند و نمیتوان از آنها انتظار داشت بلافاصله فردای انتخابات از تعصب چندماهه خود دست بردارند.”
شما هنوز قصد دارید لجنپراکنی ها و سیاه نمایی های ۴ ساله فرقه هاشمیون، که مقام معظم رهبری هم به آن اشاره داشتند را انکار کرده و همه تقصیرات را به گردن احمدی نژاد بیندازید.
هیچ کس منکر گاف های متعدد احمدی نژاد نیست. اما انحراف افکار عمومی از عامل اصلی فتنه و تطهیر هاشمی و هاشمیون هم راهکار صحیحی نمی باشد.
عامل اصلی تمام فتنه های اخیر، سناریو و برنامه های ۴ ساله هاشمیون بود. رای ۲۴ میلیونی به احمدی نژاد نشان می دهد که هوشیاران و صاحبان بصیرت، در جامعه کم نیستند. به همین دلیل است که بساری از آنها، به ناچار، رای به احمدی نژاد دادند. در واقع رای آنها “نه” به هاشمیون بود.
پس آنهایی که به جبهه مخالف پیوستند یا بصیرت کافی نداشتند یا عناد داشتند.
ضمنا بسیاری از آنچه شما از آن به عنوان “اقدامات تاسف بار” نام می برید. پس از تاریخ ۲۲ خرداد رخ داده و هیچ ربطی به انتخابات ندارد.
والسلام.
دی ۲۷م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۲۱ ق.ظ
نجمی عزیز، مراقب باشید که فردای قیامت اصلاح طلب ها یقه ی شما را نگیرند
دی ۲۷م, ۱۳۸۸ در ۱۱:۴۲ ق.ظ
من هم از سایت “معاند” تورجان مطلب شما رو دیدم.حالا که گفتید سایت”های” معاند مطلبتونو بازنشر کردن سرچ کردم، دیدم نوشته “فرزند عضو خبرگان رهبری”
آقا عرض ارادت
ما به مولا خبر نداشتیم شما این کاره اید.
پاسخ:منظورم از سایتهای معاند وبلاگ دوستم آقای فتحی نبود…منظورم جرس و کلمه و اینا بود
دی ۲۷م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۴۱ ب.ظ
برادر
شما همون منبرت رو برو. نت رو بی خیال شو تو رو خدا.
سطح منطق و استدلال و نیز دایره اطلاعات حضرتعالی به درد همان منبر در و دهات میخورد.
دی ۲۷م, ۱۳۸۸ در ۱:۲۷ ب.ظ
خود گویی و خود خندی. برادر شما فرض اولت اشتباهه دنبال نتیجه درست نگرد.
طبق اصل ۲۷ قانون اساسی: تشکیل اجتماعات و راهپیماییها، بدون حمل سلاح، به شرط آن که مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است.
خوب این قانون اساسی که همه می گویند میثاق ملی ماست. قانون نگفته اگر کسی به نتیجه انتخابات و طرز برگزاری آن اعتراض داشت آزاد نیست. فقط و فقط حمل سلاح و مخل به مبانی اسلام محدودیت آن است. قانون نگفته چقدر طول بکشه و کجا باشه. فقط و فقط گفته آزاد. پس مردم حق داشتند و دارند که تا زمانی که جواب سوالهایشان داده نشد و تا زمانی که قانع نشدند به تشکیل اجتماعات و راه پیمایی های مسالمت آمیز بپردارند و احدی حق ندارد با آنها بر خورد کند. و نظام وظیفه دارد که افکار عمومی را قانع کند.
مردم روز ۲۳ خرداد دست به اعتراض زدند که با دخالت غیر قانونی نیروی انتظامی به خشونت کشیده شد و البته هیچ کس خشونت را تایید نمی کند از هیچ طرفی ولی دفاع در مقابل نیروهای خشن و مسلح و نیروهای غیر رسمی و بی وجدان شرط عقله. روز ۲۴ خرداد آقای احمدی نژاد گردهمایی جشن خود را در شلوعترین ساعت یک روز کاری در یکی از میدانهای اصلی شهر بر گذار کرد. (البته طبق قانون برگزاری این گردهمآیی هیچ مشکلی نداشت) در این جشن سخنانی گفت که معترضین آن را توهین به خود برداشت کردند و روز ۲۵ خرداد دست به اعتراضی زندند که البته غیر از کیهان دیگران به میلیونی بودن آن اعتراف دارند. روز ۲۷ و ۲۸ خرداد هم همینطور. باز هم طبق قانون هیچ اشکالی در برگزاری این تجمعات نبود. البته تا این روز هم هیچ شعاری علیه هیچ کدام از ارکان نظام داده نشد. مخصوصا روز ۲۷ و ۲۸ خرداد که اصلا شعار گردهمآیی سکوت بود.
قضیه روز ۳۰ خرداد ولی چیز دیگری بود. مردمی که مانند هفته قبل طبق قانون می خواستند اجتماع آرام خود را برگزار کنند اینبار با خشونت شدید نیروی انتظامی و البته گروههایی که معلوم نیست به کجا وابسته اند و از کجا حمایت می شوند روبرو شدند. ضرب و شتم شدید مردم و تخریب شدید اموال عمومی و قتل و جرح مردم توسط این افراد دروغ نیست و تعداد زیادی عکس و ویدئو در همان روز از آن منتشر شد. این را برای شما می گویم که سخت باورتان می شود وگرنه من معاند که خودم دیدم چه بر سر مردم می آوردند. اگر کسی را در بیمارستانهای اطراف خیابان آزادی دارید بپرسید تا ببینید در هر بیمارستان چند نفر را آوردند که با گلوله مورد اصابت قرار گرفته بودند.
هر چه خواستند در این روز بر سر مردم آوردند و هیچ کدام از مسئولین ممکلت ککش هم نگزید. روزهای بعد هم به همین منوال. مردم را گرفتند و زدند و بردند و شکنجه کردند و کشتند هیچ کس مسئولیت نپذیرفت حتی مسئول اصلی تمام فجایع کهریزک ترفیع گرفت و روی آن ترفیع یک ترفیع دیگر.
حالا انتظار دارید مردمی که ظلم را به چشم خود دیدند و دیدند در این نظام که همه از عدالت و اسلام حرف می زنند هیچ کس لب باز نکرد، به ابروی بالای چشم نظام کاری نداشته باشند تا خدای نا کرده به شما بر نخورد؟
وقتی قانون صراحت دارد که “هيچكس را نمي توان دستگير كرد مگر به حكم و ترتيبي كه قانون معين مي كند. در صورت بازداشت، موضوع اتهام بايد با ذكر دلايل بلافاصله كتبا” به متهم ابلاغ و تفهيم شود و حداكثر ظرف مدت بيست و چهار ساعت پرونده مقدماتي به مراجع صالحه قضايي ارسال و مقدمات محاكمه، در اسرع وقت فراهم گردد. متخلف از اين اصل طبق قانون مجازات ميشود” حال شما کسی را دارید در بازداشتگاه که ۷ ماه است بازداشت شده است (حالا چند روزش در انفرادی بوده است بماند) ماهها طول کشید تا اتهام مشخصی به او بزنند، ماههای بیشتری طول کشید تا بتواند با وکیل خود تماس بگیرد و هنوز حکمی برای او صادر نشده است از کدام عدالت می خواهید دفاع کنید. اگر عدالت نباشد اسلام کجاست؟
شما می توانید هر دیدگاه سیاسی ای داشته باشید، ولی از قانون نمی توانید تخطی کنید. تخطی از قانون از طرف مجریان قانون صد بار بدتر از مردم عادی و حتی جریانات سیاسی است. البته من همچنان دلیلی برای زیر پا گذاشته شدن قانون توسط اصلاح طلیها نمی بینم. شما لطف کنید چند مورد را بفرمایید تا من هم آگاه بشم. قبول نداشتن قانون و نقد آن با زیر پا گذاشتن آن خیلی فرق می کند. همه کسانی که الان اعتراض دارند معتقد به این هستند که قوانین جاری مملکت بد است ولی قانون بد بهتر از بی قانونیست. حالا شما خودت قضاوت کن پیش خودت که چه کسی بی قانونی کرده چه کسی نکرده. البته قاضی اصلی خداست و تو این دنیا هم مردم قضاوت می کنند. شما هم اگه دستی در کار دارید از خدا بترسید و جان و مال و آبروی مردم کشورتون رو اینطور به تاراج نگذارید.
دی ۲۷م, ۱۳۸۸ در ۲:۰۳ ب.ظ
واگذار كردن به قيامت كار ضعفاست.از شما كه رهبري و رياست جمهوري و مجلس و قوه قضاييه و سپاه و نيروي انتظامي و بسيج وصدا و سيما و لباس شخصيها و كفن پوش ها و حزب الله لبنان و كيهان و كهريزك وبمب كنترل از راه دور و تويوتاي دزدي و …. در اختيار داريد انتظار نميره به قيامت واگذار كنيد.مگه نشنيديد مردم ۹ دي چي ميخواستن؟!
دی ۲۷م, ۱۳۸۸ در ۲:۲۴ ب.ظ
البته ما اين نوشته رو به حساب تدبير آشيخ احمد براي جلوگيري از فيلتر شدن ميذاريم!
دی ۲۷م, ۱۳۸۸ در ۳:۵۲ ب.ظ
سعی میکنم منبر نروم و خلاصه بگویم:
مشکل احمدینژاد نیست. مشکل رهبری است. رهبری از عدالت و کفایت خارج شده.
دلیل واضح: چرا گوش مدعیان کشف ولی فقیه را نمیکشد؟ مگر عزل رهبری از اصول قانون اساسی نیست؟ مگر همان جا که حاکمیت ولی فقیه را تببین کرده، همان جا از امکان عزل رهبر نگفته؟ چرا کسانی که از طریق رفراندوم و در صورت تایید اکثریت مردم خواهان تغییر در قانون اساسی هستند «برانداز» میشوند. اما فرقه مصباح با زیر سؤال بردن امکان عزل ولی فقیه که چند خط آن طرف تر از اصل تببین حاکمیت ولی فقیه و به همان اندازه مهم است برانداز نیستند و در نمایندگی ولی فقیه در سپاه، گرداندن مملکت هم به دستشان سپرده میشود؟
چرا رهبری چشمش را بر بیکفایتیها و دروغگوییها و آمارسازیهای احمدینژاد بسته؟ چرا تا وقتی که احمدینژاد سرسپردگیاش به رهبری زیر سؤال نرود، کارنامهای از او خواسته نمیشود؟
چرا وقتی ما اعتراض میکنیم و قدرتهای خارجی از آن ابراز خرسندی میکنند، اتوماتیکوار ایادی استکبار میشویم. اما وقتی احمدینژاد با موضعگیریهای بیفایده در نفی هولوکاست و دوباره سر زبانها انداختن حذف اسراییل از نقشه، پرونده هستهای ایران را بیش از هر کس دیگری تضعیف میکند و هر عقل سالمی برایش سخت است نیات اتمی ایران را به دستیابی به سلاح هستهای برای محوسازی اسراییل گره نزد، هیچ کس به احمدینژاد خرده نمیگیرد؟ چرا وقتی مسوولین دولتی اسراییل احمدینژاد را نعمت برای اسراییل میدانند (رییس سابق موصاد: <a href=”http://www.haaretz.com/hasen/spages/۱۰۱۳۱۸۲.html”احمدینژاد بزرگترین نعمت برای اسراییل) کسی دغدغهای برای خرسند کردن دشمن پیدا نمیکند؟
کو عدالت رهبری؟ کو خاک پاشیدن به دهان مداهنهگران؟
شصت درصد از اقتصاد کشور از طریق بنیادهای مختلف اصلا زیر نظر دولت نیست و توسط نمایندگان مستقیم رهبر هدایت میشود. در سپاه که در همه جا ریشه دوانده و مملکت را میگرداند حتی تحقیق و تفحص هم نمیشود کرد. کجاست یک نمونه، تاکید میکنم فقط یک نمونه، از مسوولیتپذیری رهبر که بگوید من فلان جا اشتباه کردم و شرمندهام که مردم دارند زجرش را میکشند؟ چه وقت بود که بخشی از فلاکت مردم را بر عهده خودش هم گرفت و فقط به «مسوولان» نچسباند؟ مگر نه این که این مسوولان یا منصوبین مستقیم خودش هستند یا این که از طریق نظارت استصوابی تایید ضمنیشان کرده؟
دی ۲۷م, ۱۳۸۸ در ۳:۵۷ ب.ظ
نرمافزار وبلاگت لینکی که فرستاده بودم خراب کرد. دوباره میفرستم که کسی نگوید بیحساب حرف میزنم.
http://www.haaretz.com/hasen/spages/۱۰۱۳۱۸۲.html
اگر لینک دوباره خراب شد، این را که جستجو کنید صفحه را پیدا میکنید:
Ex-Mossad chief: Ahmadinejad is Israel’s greatest gift
دی ۲۷م, ۱۳۸۸ در ۴:۱۹ ب.ظ
برادر طوری باید بنویسی که دیدگاه خودت در نوشته مشخص نشود: مثلاً “بهانههای بچهگانه این جماعت سبزپوش ” در واقع همان ابتدای کار نشان خط فکری جنابعالی را نشان می دهد. این ایراد نیست که کسی به جای وابستگی و تعلق فکری داشته باشه اما بروز آن در تحلیل به قول شما آخوندها محل اشکال است
پاسخ:اینجا خبرگزاری نیست…یک وبلاگ است..وبلاگ یعنی بیان دیدگاه نویسنده
دی ۲۷م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۲۵ ب.ظ
صورت مسئله طور ديگري است: كسي در خيابان به كسي تنه زده است. طرف مقابل، به اين خيال كه حقوقي دارد(تجمع بدون سلاح) اعتراض ميكند(البته اكثر اصلاحطلبان حتي فرصت همين اعتراض را هم پيدا نكردند و از فرداي انتخابات يكيك راهي اوين شدند) شخصي كه تنه زده است همين مقدار اعتراض را هم برنميتايد و براي اينكه طرف پررو نشود برخورد شديدتري ميكند.
اما در مورد مايت بيگانگان. اگر منظورتان از حمايت پوشش اخبار ايران است. قطعا چنين حمايتي بوده است و در زمان شاه هم همين حمايت از امام در پاريس و بي بي سي بود. اگر منظورتان از حمايت، اعتراض به نقض حقوق بشر است، حق با شماست. اما اگر منظورتان از حمايت، شبيه كارهايي است كه ما در عراق و فلسطين ميكنيم حتي يك دليل ساده هم تا الان پيدا نكردهايد، الا اينكه يك تبعه فرانسوي كه در ايران زبان فرانسه درس ميدهد، از راهپيمايي مردم عكس گذفته است. راستي ميدانيد فرانسه كجاست؟ همانجايي كه الان كامران نجفزاده هر روز عليه آن كشور گزارش تحليلي تهيه و ارسال ميفرمايند. بياييد تمام مداركتان را براي دخالت بيگانگان در اعتراضات اخير رو كنيد و بگذاريد بحث شود. داوري با خوانندگان.
دی ۲۷م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۳۱ ب.ظ
ا عرض معذرت كلمه “تنه” در سطر چهار را به :اعتراض” اصلاح كنيد. در سر شش هم “مايت” را “حمايت”. ممنون و سپاسگزار.
دی ۲۷م, ۱۳۸۸ در ۱۱:۱۶ ب.ظ
سلام و عرض خسته نباشید..
نه از روی این که شاید نظرم با نظرتان یکی بود پاسخ ندادم..! با بد دهانی و تهمت و داد و بیداد هم مخالفم… چه این که همینقدر که جای نظر دادن برای دیگران باز کردید باید حرمت آن را نگهداشت… منطقی نوشته اید.. البته اگر نعوذبالله شما را هم ضد انقلاب نکرده و روی جلد نشریه همت عکستان قاب نشود! از این که آزاده سخن گفته اید خوشحال شدم..حداقل این که اگر بر طبل مخالفت با اصلاح و اصلاح طلبی می کوبید، از آن ور قضیه در برابر اشتباهات رییس فعلی هم ساکت نمی نشینید که متاسفانه خیلی ها مصلحت طلبی و سکوت را به انتقاد از حرکت های اشتباه ترجیح داده اند! من به مهندس موسوی رای داده ام و بر رای خود استوارم… من به مظلومیتی رای داده ام که جلوی چشم میلیون ها بیننده و فرزندان و کودکان این مرز و بوم با ادبیات بگم بگم و ابروهای به نشانه تهدید بالا رفته طرف مقابلش نشکست!! من به کسی رای داده ام که امثال کوچک (با تاکید بر سیلابس اول) زاده ها می گویند چه کسی گفته امام (ره) او را نخست وزیر و از او دفاع کرد…!!!؟
من به میرحسینی رای داده ام که یادش بخیر پدر را!! تا وقتی نفس میکشید و گاز اعصاب صدام لعین امانش را نبریده بود ( انتخابات ۸۳را می گویم ) !! هی سراغش را می گرفت!! و حالا او سران فتنه است و امثال مشایی ها به قول آقای رییس و البته زبان لال شود که تکرار می کنم اولیاالله!!! استغفرالله از این زمانه که فرزند بهشتی عزیز در زندان نظام جمهوری اسلامی گرفتار است… به چه جرمی!!!؟ به جرم شاید نگاهداری کتب اهل ضاله که در کتابخانه شهید بزرگوار خاک می خوردند و چه کوته نظرانند امثال رادان ها که این نشانه ها را دلیلی بر رابطه ی با دشمن و افکار توده ای ها می دانند… که مطمئنم این آقایان نه بهشتی ها را دیده بودند و نه یادشان می آید تصویر بهشتی را در مناظره با کمونیست ها و توده ای ها بر قاب تلویزیون!!! حال این که اینان کودتاچی!!! شده اند و مشایی ها ، مرحوم کردان ها، عباسی ها، رحیمی ها، مرتضوی ها و و و و … اهل دین و از اولیای خداوند!!! سوالی از آقای رییس نسبتاً محترم!! یادتان می آید ریاست ستاد نارمک آقای هاشمی رفسنجانی را؟ یادتان می آید کلمات ثقیل و آیت الله گفتنهایتان در اردبیل… یادتان می آید نامه رهبر معظم انقلاب برای مشایی و یک هفته سکوت را…. یادتان می آید گزارش کهریزک نمایندگان اصولگرای مجلس و ریاست مبارزه با قاچاق آقای مرتضوی را؟؟.. یادتان می آید اهانت ها به منصوبین رهبر انقلاب در قاب تلویزیون را؟.. یادتان می آید زیر سوال بردن رییس دفتر بازرسی بیت رهبری را.. یادتان می آید شب آخری که تنها و یکه به قاضی می رفتید جلوی دوربین را… اصلاً یادتان می آید هاله نوری که گفتید و به دروغ مونتاژش خواندید…؟ دلم می سوزد به حال رهبری بزرگوار.. خدایا نگهدارش…. و به مومنانت که از راهت به خطا رفته اند و کینه و تعصب جناحی از اعتدال خارجشان کرده است صبر و کضم غیض را عطا کن..
رستگار باشید
یا حق
دی ۲۸م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۵۷ ق.ظ
با سلام خدمت شما.
۱. از حدود ۳۰ ماه پیش، به دلیل سردبیری یکی از سایتهای مشهور خبری، ریز مسائل سیاسی کشور را دنبال میکنم.
۲. به لحاظ فکری بیشتر با اصلاحطلبان همراهم ولی به لحاظ عملی بسیاری از عملکردهای گذشتهشان را تأیید نمیکنم.
۳. با احمدینژاد به شدت مخالفم.
۴. تحلیل شما در مورد احمدینژاد را درست میبینم ولی در مورد حوادث پس از انتخابات هنوز تحت تأثیر پروپاگاندای حاکم هستید.
۵. تحلیل بنده در مورد انتخابات بر عکس شما، این است که حلقهای که از مدتها پیش پیرامون رهبر انقلاب را احاطهکردهاند، احتمالاً یا به دلیل منافع شخصی، یا تحت تأثیر فریب یکی از سازمانهای جاسوسی غرب، این تحلیل را در مقام رهبری ایجاد نموده بودند که قرار است در پوشش انتخابات ریاست جمهوری انقلابی رنگی در ایران رخ دهد. در این چارچوب شواهد بسیار زیادی وجود دارد که حمایت آشکار رهبری از احمدینژاد پیش از برگزاری انتخابات یکی از این دلایل است. سایر دلایل را میتوانید از اینجا مطالعه نمایید. (مطلب طولانی است. لطفاً حوصله کنید و تا انتها مطالعه بفرمایید. البته برای دیدن لینک به فیلترشکن نیازمندید:
http://www.kaleme.org/۱۳۸۸/۱۰/۱۶/klm-۷۵۲۱)
۶. لازمه آزاد اندیشی، دسترسی و مطالعه دقیق نظرات دیگران است. شما روحانی خوشذوق و خلاقی هستید که نشاندادهاید شجاعت لازم برای ابراز عقایدی مخالف دیدگاههای رایج را نیز دارید. مقاممعظم رهبری البته فردی هستند که خصوصیات برجسته فراوانی دارند. اماایشان هم قطعاً ممکن است در برخی موارد تحت تأثیر دیدگاههای دگرانی قرار گرفته باشند که من در خیرخواهی این دیگران شک دارم.
امیدوارم خداوند عاقبت همه ما را ختم به خیر و نظام اسلامی را روز به روز قدرتمندتر و دست فتنهگران را از دامن آن کوتاه نماید.
التماس دعا
دی ۲۸م, ۱۳۸۸ در ۴:۰۹ ق.ظ
کامنت های دوستان خیلی قشنگ تر و منطقی تر از نوشته های آقای احمد نجمی بود.
آقا احمد: بهشت رفتی طبقه بالات رو هم نگاه کن ببین کی رو میبینی! یادت نره!
دی ۲۸م, ۱۳۸۸ در ۱۱:۱۵ ق.ظ
شيخ احمد منصف باش! عينكت رو بردار بدن غرض مردم را ببين اعتراضاتشان را بشو ناله سوزناكشان را بشنو ببين چند درصد اين مردم به رسانه هاي بيگانه دسترسي دارند؟ چنددرصدشون تا حالا پاشون به خارج از كشور رسيده؟ شما يه مكه و كربلا رفتي شايد خيلي از اين مردم معترض اين سفرهاي زيارتي رو هم نرفتند تا بدونن كه مردم عربستان رئيس جمهور ايران را دوست دارند!!!!!
وابسته دونستن اين مردم به بيگانگان والله گناه بزرگي است حق الناس است شما به اين مردم ظلم مي كنيد .
جنبش سبز به قول ميرحسين رهبر نداره مردم خودشان اين جنبش رو هدايت مي كنند شما مي توانيد از فردا لودر بگذاريد تو محلها هر كسي مخالف بود ببريد بكشيد (كما اينكه تا به حال هم كمتر از اين نبوده) مي توانيد ميرحسين و كروبي و خاتمي رو هم به ليست شهداي سبز اضافه كنيد اما من سبز من ايراني سبز به شما طلبه متدين بهشتي عرض مي كنم كه با اين كار جنبش رو آبياري مي كنيد فقط همين .
سبز بيانديش تا ببيني كه رسول خدا(ص) هم سبز انديش بود و مردم را دوست داشت تا ببيني كه سبزها مي گويند جانم فداي حضرت صاحب الزمان (ع) كه ولي امر زنده و حاضر ما است نه رهبري كه يك پست است كه مردم به ايشان داده اند.
دی ۲۸م, ۱۳۸۸ در ۱۱:۱۶ ق.ظ
جدا” آدمی مثل شما فکر فردای قیامت هم هست. چطور اینهمه ظلم و جور نظام رو نمیبینی و فکر میکنی که همه از تقصیرات آقای احمدی نژاده.
آقای احمدی نژاد البته آدم حسابی نیست ولی مگه حسابی تر از ایشان شما سراغ داری. قحط الرجال که میگن همینه.
مظمئن باش اگه هر اصولگرای دیگه هم جای آقای احمدی نژاد بود، وضع کشور بهتر از این نبود. رئیس جمهوری اسلامی ایران مترسکه و اصولگرا و اصلاح طلب هم نداره. کار از جای دیگه عیب داره.
دی ۲۸م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۰۸ ب.ظ
شما که ظاهراٌ به واسطه پدر به آقای خامنه ای دسترسی دارید از قول من به ایشان بگویید ” دنیا اینقدر ارزش ندارد که آدم دستش به خون بی گناهان آلوده شود”.
خواهش می کنم پیغام مرا برسانید.
دی ۲۸م, ۱۳۸۸ در ۱:۲۵ ب.ظ
با سلام
فقط اینو بگم کاه از دشمن دشمن ، بصیرت خسته شده ام چقدر باید برا اشتباهات خودتون دشمن تراشی بکنید مگه قیامت میشه رهبر پاشه از مردم عذر خواهی کنه اخه وقتی مادر بزرگ ۸۰ ساله من فردای انتخابات کله سحر به خانه ما امد و گفت با چه جراتی رایمون دزدیدن من بگم زن ۸۰ ساله عامل امریکاست نه قبول کنید مردم تفکر دارند و حرف بی منطق را باور نمی کنند و باور کنید در محفل های دوستانه همه شما مسئولین را جنایت کار مدانند وبه خدا سپردیمتان
دی ۲۸م, ۱۳۸۸ در ۱:۲۷ ب.ظ
در ضمن از بازدیدکنندگان اصول گرا می خواهم به من جواب دهند
دی ۲۸م, ۱۳۸۸ در ۱:۳۱ ب.ظ
اقای محترم… شما به چه حقی مردم را فریب خورده معرفی می کنی؟ آیامیلیون هانفر از مردم نمی فهمند و گول نقشه های صهیونیستی امپریالیستی کمونیستی لیبرالیستی “دشمن” را خورده اند و فقط حضرت عالی و همفکرانتان می فهمید؟؟؟
والله قسم که تا وقتی مقام معظم رهبری طرفدارانی چون شما دارند اوضاع چنین است و ما به دلیل کودنی و ساده لوحی برخی از شما شاهد بی حرمت شدن این بزرگ مرد تاریخ، آیت الله خامنه ای هستیم. من بیم آن دارم شما آقا و عزیزمان را سنگر اشتباهات خود کرده باشید و همه ی اینها از منافق بودن شما ریشه بگیرد (منظور الزاما شخص شما نیست). اصلا نیک بنگریم در میابیم نقشه CIA در سرنگونی ولایت با مدد خدا بوسیله ی طوفان شن خنثی شد امااز کجا معلوم برخی از شما فتنه گران با نفوذ در نظام مقدسمان قصد دشمنان را به مرحله ی اجرا نگذاشته اید و این خروش سبز مردم حکم همان طوفان شن نباشد که خواست الهی پشت آن بود؟؟؟
آنهایی که از هیچ بی حرمتی دریغ نمی کنند بعید نیست که عده ای سبز نما را به تجمعات بفرستند و اهداف شوم خود را به وهله ی تجرا بگذارند اما ایمان من قرآن است و ” و مکرو مکر الله…”
شما را به “فکر” دعوت می کنم حاج اقا… امروز بیاندیش که شاید فردا نباشیم!
دی ۲۸م, ۱۳۸۸ در ۱:۳۵ ب.ظ
همچنین اگر به آقای خامنه ای دسترسی دارید و معظم له را میبینید شما را به جان امام زمان قسم می دهم به آقا بگویید ما سبزها ایشان را دوست داریم و اگر ایشان قدری از دروغگویان فاصله بگیرند الی ابد در قلب همه ی ایرانی ها خواهند بود… این دشمنی ها را هم یک شبه می توان به دوستی و مودت و برادری تبدیل کرد… شما را به جان امام زمان قسم دادم.. خود دانی
دی ۲۸م, ۱۳۸۸ در ۳:۳۵ ب.ظ
با سلام
چند تا سوال داشتم. كاش جواب ميدادين يا در صورت امكان لطف ميكردين و در يك پست نظرتون رو در موردشون مينوشتين:
۱. آيا به نظر شما آقاي خامنه اي نايب امام زمان هستند؟
۲. آيا به نظر شما حكومت فعلي به رهبري آقاي خامنه اي به نوعي حكومت پيامبر و امام علي رو نمايندگي ميكنه؟ به طوري كه مخالفت با حكومت فعلي و رهبري اون مثل محالفت با پيامبر و امام علي ميمونه؟
۳. آيا به نظر شما نظام جمهوري اسلامي يعني آقاي خامنه اي؟
۴. آيا به نظر شما در حال حاضر (يا در گدشته) ميشود (يا ميشد) در روزنامه اي از آقاي خامنه اي بدون هيچ لكنت زبان و ترسي انتقاد جدي كرد؟
۵. آيا به نظر شما اگر اكثريت مردم با رهبري آقاي خامنه اي موافق نباشند، ادامه رهبري ايشون عادلانه است؟
مخلص
حامد از تهران
دی ۲۸م, ۱۳۸۸ در ۴:۱۰ ب.ظ
آخه بچه آخوند با این تحلیلت پس امام خمینی هم زیر سوال میره چون او هم از سال ۴۲ تا ۵۷ به صورت خیابانی با شاه مبارزه کرد فقط به خاطر رفتار های اشتباه طرف مقابل(شاه) بهتره تحلیل نکنی و بری درست رو بخونی
دی ۲۸م, ۱۳۸۸ در ۴:۵۱ ب.ظ
آقای علی (خودم نه ، اون یکی) . شما از قول خودت حرف بزن برادر! مگر شما سخنگوی جنبش سبزی که برای آقای خامنه ای پیغام می دهی. هیچ هم اینطور که شما می گویید نیست. در این جنبش همه نوع تفکر و همه نوع عقیده و افراد با هر درجه از پایبندی به اصول مذهبی هستند ولی نباید گرفتار شخص شویم. آقای خامنه ای هم مقامی دارند که قانون اساسی به ایشان داده و با توجه به مسئولیت بالای آن باید جوابگوی اتفاقات اخیر باشند. اگر هم نفوذ عده ای دور و بر ایشان باعث این جنایتها می شود که ایشان اگر توانایی اداره اطرافیانشان را ندارند اصلا صلاحیت رهبری مردم را هم ندارند.
دی ۲۸م, ۱۳۸۸ در ۶:۴۷ ب.ظ
باید این رو هم بپذیریم که ممکن است اصل نظام هم مشکل داشته باشد..
این رو ببینید:
http://qomstudent.com/?p=۳۲۷
دی ۲۹م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۲۱ ق.ظ
ببینید تمامی این حرفها چه از طرف جناح حاکم و چه از طرف جناح معترض بهانه است. اون چیزی که در راس امور قرار دارد دو موضع است که هر دو طرف هم شدیدا به اونها اعتقاد دارند فقط با این تفاوت که یکی ادعا میکنه که در حال حاضر کاملا وجود داره و دیگری مدعی است که وجود نداره.
اول آزادی بیان واقعی (حالا منظور من مطلقش نیست-زیاده روی نکنید.)
دوم انتخابات آزاد و بدون سانسور و مطمئن(اینجا منظور من هرکی هرکی نیست. نگاه کنید به روشهای نوین در کشورهای پیشرفته برای تایید صلاحیت افراد برای انتخابات و روش های نوین رای گیری)
امیدوارم هر دو طرف از حاشیه پردازی دست بردارند و بروند سر اصل مطلب و تا انتخابات بعدی مشکلات رو حل کنند.
دی ۲۹م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۲۵ ق.ظ
در مورد معضل بودن آقای احمدی نژاد برای ایران(جانم فدایش) بحق نوشته اید. دستتان درد نکند.
دی ۲۹م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۴۴ ب.ظ
ببین برادر لطفا تو مقالاتان از دشمن سخن نگویید چرا که دیگر این کلک هایتان نخ نما شده است وقتی که فردی حق شهر وندی مخواهد چه ربطی به امریکا دارد وقتی که مردم میگن اقا جان ما نمیخواهم چند تا پیر متحجر برا اینده ما تصمیم بگیرند و شما اسم محارب روش می گذاری فکر می کنید مردم شما را راحت می گذارند نه ما ساکت نخواهیم بود چون داریم منفجر می شویم با چه زبانی بگویم
دی ۳۰م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۱۲ ق.ظ
قرآن سرنیزه! بازی جدید و بازی خورده های جدید!
http://mahdi-kh.persianblog.ir/post/۷۴/
دی ۳۰م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۵۸ ب.ظ
دو صد گفته چو نیم کردار نیست
سلام
۱-بیشتر از اینکه پست شمارو بخونم کامنت های دیگران رو خوندم در این بین یک نکته قابل توجه تر بود هر دوطرف( در اینجا دو طرف به معنی معترضین و طرف دیگه رو میتونید هرچی دلتون می خاد بنامید ) از بالا به موضوع نگاه میکنن مخصوصا جناب عالی .
۲-شاید به نظر شما اصلاح طلب ها برای انقلاب کاری نکرده باشن( و این جا یه سوال پیش میاد : شما اصلاح طلب دیدی )ولی من خیلی از جانبازان قطع عضو شیمیایی وخانواده های شهدا وجانبازان رو میشناسم که اصلاح طلب هستن .
۳- در مورد هاشمی باید به چند نکته اشاره کرد ۱. رهبر انقلاب در مراسم تنفیذ (درستشو بلد نیستم ) فرمودند :هیچ کس برای من هاشمی نمی شود ۲- در مقطعی از زمان جنگ فرمانده جنگ بودن
۳- باید دید چه کسی هاشمی رو به عنوان رییس مجمع تشخیص مصلحت برگزید ۴- موضع رهبری در قبال هاشمی هم بعد از نماز جمعه کاملا مشخص بود.و در مورد هاشمی حرف زیاده که صرف نظر میکنم از باز گو کردنش . البته من از هاشمی دفاع نمی کنم چون خودش زبون داره .
۴- در جریانات بعد از انتخابات به جای شفاف سازی از طرف جناح حاکم اقدامات دیگری صورت گرفت که بگذریم
۵- خیلی از حرف های من رو دوستان قبلا در کامنت های همین پست به شما رسوندن (چه مخالف چه موافق) واز آنها نیز بگذریم
۶- اگه خیابون هارو به روی معترضین ببندن در کوچه ها جمع میشن ,کوچه هارو ببندن در پس کوچه ها در خانه ها در مجالس در مغازه ها در مراسم ها سر در می آرن بهترین راه حل این چالش پذیرفتن اونه نه مقابله ی کور کورانه…
بهمن ۱م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۵۷ ق.ظ
جناب نجمي مي بينم كه هنوز پست تازه نگذاشتي ….
عيبي نداره تورجان يه لينكي گذاشته به نام علي كوچولو ديگه كوچيك نيست به نظرم بد نيست گوش كني شايد دلت شكست تو هم با ما گريستي…
بهمن ۱م, ۱۳۸۸ در ۱۱:۱۰ ب.ظ
اول تشکر کنم بابت این همه سعه صدر ، که تو همفکر های شما یک ذره هم وجود ندارد ، البته شاید به خاطر اینه که هنوز حقوق سیاسی نگرفتید !
بنده دوستان طلبه ایی دارم ، دوستی که ۳ ساله سیاسی شده ( حقوق گیر شده ) ، قدیم بحث می کردم ، می خندیدیم ، می رفتیم کوه و … !
ولی از اون موقع ، به بنده می گه بخواهی راجع به این بحث ها صحبت کنی ، نمی تونم جلو خودمو بگیرم که … !
بنده گفتم که فرمانده پایگاه بسیج هم بودم ، الان به جد طرفدار واقعی آقای موسوی شدم !
بنده نه مزدور هستم ، نه پول از خارج می گیرم ، نه جو گرفته شده هستم و خیلی چیز های دیگه !
فرق من و شما اینه که بنده همه رو بدون عیب نمی بینم ( غیر معصومین )!
برای همین خیلی مشکل خوردم !
دوست عزیز ، شما سایت بالاترین رو چک کن ، یک بار هم که شده خواهشا چک کن ، نه شما ، تمام دوستان به اصطلاح ارزشی !
روند اعتراض ها رو ببینید ، لینکی هست که می گه ما با انتخابات مشکل داریم ، نه خود رهبر ! با ۵۰۰ امتیاز ( خیلی زیاده برای سایت فیلتر شده )
هی جلو می یاد ، هی جلو می یاد ، هی سکوت رهبر مقابل جنایت ها ، هی فریاد رهبر برای مردم !
انتظار داری مردم رهبر رو شعار ندند ؟ انتظار بی جایی هست !
یا ختم آیت الله منتظری ، به خدا به حدی خوشحال شدم شنیدم پیغام داده رهبر! ولی متن رو که خوندم … ! تو مراسم ختم آقای منتظری بودم ، فیلم هاش هست عزیز ، تا زمانی که پیغام رهبری خونده نشده بود اگه یه شعار ضد رهبری پیدا کردی بیا به من نشون بده !
یا روز عاشورا ، به خدا خود من بود ، فقط یا حسین بود ، عده کمی هم میرحسین ! مردم عزادار بودند ، خود من تا صبح پای دیگ امام حسین بودم تو مسجد ! ولی یک باره هجوم اوردند سمت مردم و … !
بزار یه خاطره بگم ! به والله اگه دروغ بگم ، همون روز جشن احمدی نژاد ، کسی بود که به رهبر شعار هایی می داد که لیاقت خودش بود ، کسی همراهیش نمی کرد ، یک باره لباس شخصی ها هجوم اوردند ، خودم دیدم که رفت وسط ۴ راه کسی هم باهاش کاری نداشت !
پاسخ:از شما تعجب می کنم که نسبت به سایت بالاترین هیچ اطلاعی نداشته باشید…وقتی این سایت رسما دست ۵۰۰ نفر معاند نظام باشد،ای دی بسیاری از منتقدین انها بسته شده باشد، لینک دادن به بسیاری از سایتهای داخلی بسته شده باشد، دیگر نباید براساس این سایت داوری کرد..این سایت دیدگاه عده ای لگدخورده از نظام است که هرچه می توانند علیه نظام فحاشی می کنند
بهمن ۳م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۱۳ ق.ظ
موقع مطالعه تحلیل !!؟ شما به موضوعی برخوردم که بعد از خوندن نظرات متوجه شدم کسی اون نکته رو متذکر نشده!
شما فرموده اید : “بپذیریم برخی از اقدامات احمدینژاد هم اشتباه بوده است.از جمله حمایت و سخنرانی اعضای شورای نگهبان در برنامههای تبلیغاتی،تجمع خیابانی در میدان ولیعصر و چند نکته دیگر. ”
جالبه واقعا حمایت و سخنرانی اعضای شورای نگهبان در برنامه های تبلیغاتی از اشتباهات احمدی نژاد است(!) یا از مشکلات حاصل از عدم نظارت درست بر اعضای اون شورا ( که همه می دانند این هم وظیفه چه مقامی است!)
اصلا چه ربطی به احمدی نژاد دارد؟ حتی اگر احمدی نژاد هم به فلانی بگوید بیا برای من سخن رانی کن این اوست که باید تصمیم بگیرد برود یا نرود!
و جالب تر آن که اعضای این شورا هیچ تذکری که ( از مقامی که یکی از وظایفش نظارت بر این شوراست) دریافت نکردند هیچ بعد از انتخابات مورد تقدیر و تشکر هم قرار گرفتند!
چرا نمی خواهید طعم زندگی با حقایق را به جای زندگی در دنیایی در اعماق ذهن بچشید؟
بهمن ۴م, ۱۳۸۸ در ۴:۲۴ ق.ظ
تاریخ درباره شما قضاوت خواهد کرد
بهمن ۴م, ۱۳۸۸ در ۵:۰۵ ب.ظ
۱-سردار قاسمی با لحن زننده ای میگه : دختر پسر آروم باش فضولی نکن انتخابات به تو ربطی ندارد وگرنه میبریمت کهریزک رب و روبت رو….(رایت رو پس میدهیم ها)
خوب این شد منطق شما ها - مرتضوی رو برام توضیح بده چی شد اصلا مگه مجلس اصولگرا نگفت مقصره ؟ چرا شد رییس کالا وارز ؟ رهبر بصیرت دیدن این مسائل رو نداره یا لایق مقام رهبری نیست؟ مشایی چطور ؟ آقای سرباز رهبر بپا تعصب و طرفداری جاهلانه نکنی ها ؟کمی بیاندیش! اجازه نده علاقه شخصی به کسی باعث بشه اشتباهاتش رو نبینی.
۲-در مورد تقلب این لینک رو بخون تا بفهمی که تقلب شده
http://www.rahesabz.net/story/۸۴۷۳
۳-آخه پدر آمرزیده تو که خودت هم قبول داری که احمدی نژاد آدم نالایق و مساله داری هست و دروغگو هم که هست و… به من بگو این آقای رهبر که جانت به قربانش شود به چه دلیل عقلانی از این آدم حمایت میکند؟؟؟ تو رو خدا به من بگو قسم میخورم اگر منصفانه و منطقی باشه قبول کنم.
۴-شما با اصل قرار دادن رای ۲۴ احمدی نژاد به معترضان حمله میکنید و به دلیل همین مبنای غلط تحلیل اشتباهی از اتفاقات پس از انتخابات دارید.گلایه بچه گانه ای کرده ای که چرا ۷ ماه گذشته و خسته نشده اندو به خانه که نرفته اند هیچ برای ۲۲ بهمن هم برنامه دارند!!! به قول شیخ مهدی این تازه اول داستان است ! فکر میکنید که عده معدودی هستند و تمام میشوند ولی غلط دیدن ماجرا فقط باعث گمراهی خودتان هست ای کاش رهبرتان آن حرفهای بی منطق و بچه گانه را در ۲۹ خرداد نمیزد . آخه تو به من بگو این احمدی اصلا نظریه هم داره که رهبرت بهش احساس نزدیکی میکنه؟ اگر آنروز ها اگثریت فقط احمدی نژاد را نمیخواستند امروز اکثریت هر دو این آقایان را نمیخواهند همان طور که شاه ملعون را نخواستند.
۵-در آخر باید بهت عرض کنم که باور کنید اگر به میر حسین یا شیخ مهدی کوچکترین آسیبی برسد نظامتان را بر سر رهبرتان خراب خواهیم کرد.
بهمن ۵م, ۱۳۸۸ در ۸:۳۲ ب.ظ
بازنشر طلبه بلاگ ، با رصد دائمی وبلاگ های ثبت شده طلاب ، مطالب روزانه آنها را با دقت مطالعه و بعد از بررسی ، به صورت موضوعی منتشر میکند .در صورتی که شما نیز از طلاب بلاگر هستید ، خواهشمند است جهت تسهیل در ارتباطات بعدی و تعاملات بیشتر پایگاه، وبلاگ خود را از طریق بخش ثبت وبلاگ ثبت نمایید
http://www.talabeblog.ir/
با تشکر
طلبه بلاگ
بهمن ۶م, ۱۳۸۸ در ۱:۴۲ ب.ظ
افرین بر نظریه بالا دلم خنک شد
بهمن ۶م, ۱۳۸۸ در ۹:۳۳ ب.ظ
یاحق
سلام یه جورایی با نظر تون موافقم یه جورایی هم مخالف ولی شما هم بهتره بدونید که آدم ها زود عوض می شوند من کاری به این صحبت ها ندارم فقط پای بند به این مسئله هستم که رهبر عزیزمان از همان ابتدای انتخابات با آقای دکتر احمدی نژاد بوده اند و هستند و حتی لحظه ای جناح خود را تغییر ندادند و من هم پیرو خط رهبری و دشمن دشمنان رهبری هستم . شما هم هر چی می خواهید بگید بگید نظر من هم تغییر نمی کنه مگر اینکه از آقای احمدی نژاد چیزی خلاف نظر آقا ببینم .وسلام (راستی اگه خواستی جواب من رو بذی به ایمیلم نرو فعلا ریخته به هم بیا ذاخل وبلاگو )یا علی
بهمن ۷م, ۱۳۸۸ در ۳:۳۵ ب.ظ
سلام دوست عزیز
وبلاگ خانه طلاب را دیدهاید؟
اگه تونستی حتما به خانه طلاب تشریف بیاورید.
ضمنا در صورت امکان خانه طلاب را لینک کنید ـ شما هم در خانه طلاب لینک شدهاید.
به امید دیدار شما در خانه طلاب.
http://www.engholt.blogfa.com/
بهمن ۸م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۳۸ ق.ظ
من هم یک سوال از اون آقایی نظر اول رو گذاشته ویک لیست بلند بالایی نوشته دارم :
جناب آقایی که شیعه امیر المومنین هستی و خودت رو مسلمان و پیرو آیین حضرت محمد (ص) می دونی آیا به نظر شما :
ابوبکر ( خلیفه اول مسلمانان و یار غار پیامبر)
عمربن خطاب ( خلیفه دوم و صحابه نزدیک پیامبر)
عثمان ( خلیفه سوم و از صحابه نزدیک پیامبر)
زبیر عوامر ( صحابه پیامبر و صاحب لقب سیف الاسلام از طرف پیامبر)
طلحه ( از صحابه نزدیک پیامبر)
عمر سعد ( از علمای مدینه و هم بازی کودکی امام حسین_)
شبث بن ربعی ( از صحابه پیامبر)
شمر بن ذی الجوشن (از فرماندهان لشکر امیر المومنین)
اشعث بن قیس( از صحابه نزدیک پیامبر)
اسامه ( فرمانده جوان لشکر پیامبر )
عایشه( همسر پیامبر )
قطام ( خواهر دو شهید و فرزند شهید)
و…….
همگی یا دزدبودند! یا اشرافی! یا منافق! یا نا آگاه و جاهل! یا وابسته! یا صاحب باند فساد و قدرت! یا ساده لوح! یا … که حضرت امیر از دوران خلافتشان به عنوان تاریکی کور یاد می کنه ؟!
دارید می گید این اسلام ۱۳ سال در زمان پیامبر دست نا اهلان و دزدان و منافقان و گمراهان بوده حالا یه دفعه فرشته نجات پیداش شده
به بالا نگاه کنید تمااااااااااام مسئولان پیش از امیر المومنین (ع) امروز متهم به گمراهی شدند
اونها اونهمه سال تلاش کردند که ستون های اسلام رو تخریب کنند شما طرفداران حضرت علی (ع) دارید تلاش می کنید یاران پیامبر(ص) را حذف کنید !!
پس فرق شما با اشعث بن قیس که نه معاویه رو قبول داشت و نه علی را چیه ؟! فرق شما با حکومت روم و هر کوفت دیگه چیه ؟!!
بابا وقتی کسی با پیغمبر بود دیگه مصونیت داره و نوعی کسب معصومیت مطلق کرده حضرت علی به چه حقی ( العیاذ بالله) دوران خلافت ابوبکر رو تاریکی کور (تخیه عمیا ) می نامند . بعد از پیامبر گروه منحرفی !! سعی کردن یاران پیامبر رو از مناصب حکومتی حذف کنند جالبه که اینها در زمان پیامبر هم کلی نفوذ داشتند .
جناب آقا نتیجه حرف شما که لیست رجال انقلابی سابق را آوردید اینه که با امام بودن مصونیت میاره و یاران امام هر کاری دلشان خواست آزاد هستن که انجام بدن اگر چه ساقت کردن نظام و مخالفت با اصل ولایت فقیه !!!
بهمن ۸م, ۱۳۸۸ در ۴:۱۷ ب.ظ
منتظری خواست که انسان بمیرد …
ادامه مطلب را در وبلاگ مطالعه فرمائید .
بهمن ۹م, ۱۳۸۸ در ۳:۱۰ ق.ظ
از منظر شما خامنه ای معصوم است؟ از منظر شما مخالفت با نظر او يعنی کفر؟ از منظر شما چگونه مردم بايد اعتراض کند؟ شما بهتر سکوت کنيد بی سوادی و تعصب کورتان را به رخ نکشيد
بهمن ۹م, ۱۳۸۸ در ۴:۰۱ ب.ظ
آقای نجمی،
دیدم که چند کامنت بالاتر گفته بودید که بالاترین جایگاه «لگدخوردههای نظام» است. طوری هم گفتید که انگار ما چون از نظام زیرمیزیمان را نگرفتهایم حالا مخالف نظام شدهایم یا در رحم مادرمان مخالف نظام بودیم.
بله برادر من. من مخالف جدی نظام هستم. اما نه به این دلیل که به قول شما آخوندها دلم زنگار گرفته.
عزیز من. ما از نظام شما و از حاکمیت روحانیت کارنامه میخواهیم. واقعیتش این است که کارنامه نظام شما مردود خرداد است، اما با کمال پررویی حکومت را ول نمیکنید و به اهلش نمیسپارید، یا حتی شریک هم به داخل حاکمیت راه نمیدهید.
قرار بود جامعه نمونه عالم بسازید. زیر سایه نایب امام زمان فقر و فحشا و فساد و رشوهخواری و فامیلسالاری چندین برابر شد. مسوولیتاش را هم قبول نمیکنید. هی بعد از چند سال یک عده را که تا چند سال پیش مقدس بودند و از افتخارات نظام «آدم بده» میکنید و میخواهید تمام کاسه کوزهها را سر آنها بشکنید. حالا اگر این آدمها ریشه همه فسادها بودند چرا تا چند سال پیش افتخار نظام بودند، هیچ دلیلی نمیبینید که توضیح بدهید.
عزیز من. خانه از پایبست ویران است. به جز معدودی هر جا که دست بگذاری کارنامهتان افتضاح است. بخاطر کارنامهتان مخالف نظامتان هستیم.
بهمن ۹م, ۱۳۸۸ در ۴:۱۲ ب.ظ
یک موضوع دیگر. یک نقلی هم میکنید که حفظ نظام اسلامی از اوجب واجبات است. ما که عربیمان مثل شما خوب نیست. اما تا جایی که میفهمیم این جمله یعنی این که در میان واجبها حفظ نظام «اسلامی» از همه مهمتر است.
اما همفکران شما این را دست گرفتهاند و تعبیر کردهاند به این که برای حفظ نظام «اسلامی» هم حرامی واجب میشود. حالا چه تقلب در انتخابات باشد، چه محروم کردن مردم از حقوق قانونیشان، چه بیمحابا مردم بیگناه را از دم تیغ گذراندن و …
ظاهرا دغدغه فقط حفظ نظام است. اسلامی ماندنش برای هیچ کس واجب نیست. هر حرامی هم که بشود، همین که طبقه روحانیت در راس کار باشد، نظام اسلامی است.
عزیز من. بیایید و بیتعارف قبول کنید که برای شما حفظ حاکمیت «روحانیت» هر حرامی را توجیه میکند و ادعای حکومت اسلامی نداشته باشید.
اگر بیخیال حاکمیت بشوید یا این که حداقل حاضر به شریک شدن حاکمیت با اهلش بشوید، در بلند مدت برای اسلام خودتان بهتر است. تا کی میخواهید بیکفایتیتان را با کوپن اسلام لاپوشانی کنید؟ امسال را هم به سلامت رد کنید، ده سال دیگر مردم میشورند و از بیخ و بن ریشه اسلام را میکنند. با همین ذره احترامی که برای اسلام مانده، زودتر بیخیال بشوید و از این بدترش نکنید.
بهمن ۱۰م, ۱۳۸۸ در ۹:۲۱ ب.ظ
خب به سلامتی نویسنده سایت معاند تورجان هم دستگیر شد!ظاهرا پل صراط حضرات از پل صراط آخرت خیلی باریکتر است.