
امروز صبح خبردار شدم که علیاشرف فتحی (وبلاگ تورجان) بازداشت شد.بازداشت او شب گذشته و پس از مراسم چهلم آیتالله منتظری روی داد. فتحی در دادگاه ویژه روحانیت است و امیدوارم روند رسیدگی به پرونده او به سرعت و بدون مشکل طی شود.
فتحی یکی از طلاب با استعداد در عرصه رسانه، پژوهش و نگارش است که وبلاگ او در مدت زمان کمی مورد توجه و استقبال طیفهای مختلف فکری قرار گرفت. برای فهمیدن اهمیت این وبلاگ همین اندازه بس که در نتیجه جستجوی هر عبارت مربوط به مسائل حوزوی توسط موتورهای جستجو، ببینید وبلاگ تورجان در همان صفحه نخست قرار گرفته است.
با فتحی و یار و دوست وفادارش از حدود دو سال پیش دوست هستم و حتی چند ماه همکار.نکته جالب اینجاست که از نظر سیاسی کاملا در جبهه فکری مقابل همدیگر هستیم، اما دوستیمان پابرجاست.
مسئله بازداشت فتحی امروز به شدت ذهنم را درگیر خودش کرده است.
به نظر شما چرا باید فتحی و هزاران نفر دیگری که در عرصههای سیاسی، فرهنگی و رسانه ای و حتی اقتصادی مشغول به کار بودند و هر روز هم در کارشان پیشرفت می کردند هم اینک باید در مقابل بازجو بنشینند و تا سالها طعم تلخ زندان را در خاطر داشته باشند؟
آیا این اولین باری بود که در کشور ما انتخابات ریاست جمهوری برگزار میشد و منجر به شکست یک جبهه شد؟ یقینا در طی سی سال گذشته بارها و بارها جناحهای مختلف علیرغم تصورشان در انتخابات شکست خوردند و حتی با اعتقاد کامل به تقلب، به قانون احترام گذاشتند.
خیلی صریح بگویم، فتحی و فتحیها امروز اسیر خودخواهیها، ناپختگیهای سیاسی و اشتباهات جبرانناشدنی کروبی و موسوی هستند. فراموش نمیکنم فتحی ناطقنوری را بر بسیاری از سیاسیون ترجیح میداد. سال گذشته معتقد بود حتی موسوی بسیار دیکتاتور و یک دنده است. اما بخاطر جریان انتخابات و انتقاد شدید از عملکرد احمدی نژاد به خط سبز پیوست و اسیر این گرداب شد.
حالا مادر فتحی، همان کسی که سالهای سال در فراق همسر شهیدش، فرزندش را بزرگ کرده و با هزار امید و آروز علی اشرف را هر روز روانه درس و حوزه می کرده است، باید این شبها گریه و زاری کند. کاش یکی بود که به مادر فتحی میگفت مسئول اصلی این همه مشکلات نفهمی و یکدندگی کسیاست به نام «میرحسین موسوی».
خوشبختانه سیدمرتضی ابطحی، دوست خوب علیاشرف پیگیر کارهایش است و امیدوارم مشکل خاصی برای او پیش نیاید.
در یادداشت قبلیام به هزاران نفر از نخبگانی اشاره کرده بودم که بخاطر صدها و صدها کار اشتباه احمدی نژاد از او منزجر شده بودند و حالا در صف اول طرف مقابل قرار گرفتهاند.فتحی یک نمونه از اینهزاران است.
در همین زمینه: برگی از ژورنالیسم حوزوی (معرفی وبلاگ تورجان)
تگها: ابطحی, تورجان, فتحی, وبلاگ طلاب

بهمن ۱۰م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۰۵ ب.ظ
اگرچه منكر جرم بزرگ مدعيان اصلي تقلب در انتخابات نيستم، اما اگر هر كسي خود را در برابر خدا و قانون متعهد بداند گرفتار مهلكه نميشود. با اين همه اميدوارم دوست شما بدون محكوميت آزاد شود.
بهمن ۱۰م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۰۶ ب.ظ
به نظر شما چرا باید فتحی و هزاران نفر دیگری ……… این سوال که قطعا از روی ندانستن جوابش نپرسیدید ، درسته . این که هیچی . اما این نکته : تا سالها طعم
تلخ زندان را در خاطر داشته باشند؟ …… یعنی شما هنوز هیچ تکلیفی از ایشون معلوم نیست می دونید که سالها باید زندان باشن ؟؟؟؟ عجیبه واقع
پاسخ:کاش یادداشتم را خوب می خواندید…نوشته ام »تا سالها طعم تلخ زندان را در خاطر داشته باشند؟»
بهمن ۱۰م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۱۴ ب.ظ
سلام علیکم
یعنی آدما مسئول فکر خودشون نیستند ؟ فتحی خودش نمیتونست فکر کنه که دلیلش رو سرسختی موسوی میدونید؟
یعنی این همه هزینه ای که بر مملکت ما بار شد رو فقط باید نظام بپردازه ؟ یعنی هیچ کس نباید امروز جواب حرف دیروزش رو پس بده؟
.
بهمن ۱۰م, ۱۳۸۸ در ۱۱:۲۲ ب.ظ
خوبه باز که اینقدر معرفت داشتید که از علی یاد کنید. اما دوست عزیز هرکسی مسئول اعمال خودش هست. خصوصا انسان های آزاده ای همچون علی که حاضر نبودند و نیستند که چشم هایشان را بر روی آفتاب روشن حقیقت ببندند. مطمئنم که نه تنها علی که تمامی خانواده های شهدا با این استدلال شما مخالفند چرا که با این استدلال خون همه آنهایی که در جنگ به شهادت رسیدند و برای انقلاب ۵۷ به اسارت رفتند و شهید شدند مسئولیتش میماند با امام…در حالی که این حق انتخاب همه انسان های آزاده است برای مقاومت در برابر باطل. جالب است که شما که یک روحانی هستید دقیقا استدلالی را انجام میدهید که معاویه برای به شهادت رساندن عمار یاسر به کار برد…یک بار دیگر مطلبتان را بخوانید. شک نکنید که نه تنها علی که بسیاری علی ها در ایران زمین هستند که برای دفاع از تفکر و عقیده شان حاضرند هزینه هایی بیشتر از خاطرات تلخ زندان را به جان بخرند. به امید آزادی همه اسیران دربند و از جمله آزادی هرچه سریعتر علی اشرف فتحی…
بهمن ۱۰م, ۱۳۸۸ در ۱۱:۲۵ ب.ظ
شما دوست علی، من هم دوست علی.
نه شما به من اولویت دارید، نه من به شما.
اما برادر من؛ شما آمدید به یاد علی بنویسید یا عقدهگشایی نسبت به میرحسین و کروبی کنید؟
بالاخره از نظر شما علی یا گناهکار است یا نه؛ اگر هست؛ که جرمش گردن خودش؛ نه میرحسین، نه کروبی. خودش عقل داشته؛ انتخاب کرده.
اگر نیست؛ باید از آن که علی را دستگیر کرده انتقاد کنی. شدهاید دور از جان شبیه معاویه. میگویند فئه باغیه علی و یارانش هستند که عمار را به جنگ صفین آوردند و سبب شهادتش شدند.
از شما که ابناء دلیلید این نوع استدلالها بعید است؛ واقعا
بهمن ۱۰م, ۱۳۸۸ در ۱۱:۳۴ ب.ظ
با سلام
از نوشته تان لذت بردم
ان شاء الله که دوستت زودتر آزاد شوند
اما مظلوم نمایی برای رژیم شاه!
نقدی بر کلام جناب کروبی در کنگره حزب مردم سالاری
در وبلاگ بخوانید
بهمن ۱۱م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۳۰ ق.ظ
سلام.
اول اینکه تا چند ساعت دیگه مطلب کاملا عاطفی شما نقل محافل سبز خواهد شد.
دوم اینکه چرا جرم کج فهمی افراد را به گردن کس دیگری می اندازید؟
سوم اینکه خدا از رو بیکاری و برای خنده ما را در فتنه ها و آزمونهای مختلف گرفتار نمی کند و نمی آزماید. بلکه هدف، مشخص شدن سره از ناسره و تفکیک بین خالص و ناخالص است.
شما را لبه دیوار عقیدتی - سیاسی می بینم. شاید هم اشکال از عینک من است.
حاج آقا خیلی مراقب خود و خط فکریتان باشید.
برادر کوچک شما مهدی خ.
بهمن ۱۱م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۴۹ ق.ظ
نمی دونم چرا ولی با این پستت یاد تسلیت رهبر به مرحوم منتظری افتادم.
بابا جون یه کم هم فکر این رو بکن که شاید آقایون یه کم دارن زیاد در مردم شک می کنن.
من نفهمیدم که می خواسی دستگیری فتحی رو خبر بدی یا اون حرفهای تکراریتون رو بگی. باشه آقا ما گول خوردیم. راضی شدین. حالا اونقدر این گول خورده ها رو بگیرن تا ببینیم چی میشه…
ببخش اگه تند نوشتم.
به امید فرج امام زمون و روشن شده حق و باطل.
بهمن ۱۱م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۵۳ ق.ظ
نارفیق تر از شما وجود نداره. شما به افرادی که رفیقتون(!) رو گرفتن هیچ ایرادی نمیگیرین٬ به جاش از اون جریانی که رفیقتون با بصیرت هوادارش بود ایراد میگیرین؟
یعنی در واقع دستگیری رفیقتون رو بی ایراد میدونین و میگین تقصیر خودش بود که از جریان مقابل حمایت کرد و حالا هم دستگیر شده. اگه میخواست دستگیر نشه٬ از اون جریان حمایت نمیکرد.
مغالطه که میگن همینه٬ و الحق که شما آخوندا استاد مغالطه هستین.
خیلی نارفیقی٬ خیلی.
بهمن ۱۱م, ۱۳۸۸ در ۱:۰۰ ق.ظ
ان شاالله یه روزی شما هم آگاه میشی
بهمن ۱۱م, ۱۳۸۸ در ۱:۱۴ ق.ظ
سلام، اسب یه بنده خدایی رو دزدیدند، یکی بهش گفت : تقصیر خودت بود خوب نبستیش ، اون یکی گفت تقصیر خودت بود به کسی نسپردیش، یکی دیگه گفت تقصیر خودت بود دزدگیر نداشتی ، یکی باز گفت…. خلاصه صاحب اسب به غلط کردن افتاد و گفت انگار تنها دزد اسب بی تقصیر بوده ، حالا حکایت استدلال حضرتعالی است، باشه صاحب رای مقصر اصلا ، فقط شما بعنوان یک طلبه فقه صادق آل محمد یه حدیثی ، یه آیه ای به ما نشون بده گفته باشه ائمه هم همین روش شما رو داشتن ، خیالمون راحت شه خدای ناکرده شما و مثل شما جاده صاف کن ظالمین نشدین با تفسیر به رای قرآن و روایات، آخه خیلی نگرانتونیم، باور کن اخوی، قصدم اظهار لحیه و هدایت مثل شما نبود که فرموده : سواء علیهم اءنذرتهم ام لم تنذرهم لا یومنون ، خوش باشین که فأن الشاهد هو الحاكم
بهمن ۱۱م, ۱۳۸۸ در ۱:۲۱ ق.ظ
امیدوارم هر چه زودتر اقای فتحی وبلاگ نویس خوب حوزوی از بازداشت گاه به درآیند و همچنین بقیه زندانیان سیاسی .
البته در کشوری که به قول رئیس جمهورش آزادی در حد مطلق بر آن حاکم است ، بازداشت یک طلبه و صرفا برای اینکه در مقابل منزل مرحوم آیت الله منتظری بوده و دیگر اینکه به نوعی به غیر از آنچه قدرت حاکمه میخواسته ، می اندیشیده ، ظاهرا به این آزادی مطلق خدشه وارد نمی کند . واقعا این مدل از دموکراسی یا به قول زعماء ما دموکراسی دینی قابل صادر کردن به اقصی نقاط عالم است .
بهمن ۱۱م, ۱۳۸۸ در ۱:۵۴ ق.ظ
حمزه سیدالشهدا را هم پیامبر اسلام به شهادت رساند.مالک اشتر را هم حضرت علی.شهید همت را آیت الله خمینی شهید کرد و فتحی را هم میر حسین موسوی به زندان افکند.
بهمن ۱۱م, ۱۳۸۸ در ۲:۱۲ ق.ظ
استدلال شما بینظیر است. خوب حالا فرض کنیم آقای کروبی و موسوی به قول شما خودخواه و پر از اشتباه این که دستگیری آقای فتحی و این همه انسان دیگر را قبل از ارائه دلایل محکمه پسند برای اتهام به انجام کاری غیر قانونی، حتی عدم تفهیم اتهام در خیلی موارد، محرومیت حق انتخاب وکیل یا دیدار با آنها، ….. توجیه نمی کند. بگذریم که حتی خود اتهامها و حکم ها هم اصلآ قانع کننده نیستند . والله من توی این دستگاه قضایی موندم که ادعای عدالت اسلامی هم دارد. اینها هم تقصیر آقای موسوی است؟ اگر شما فکر می کنید آقای فتحی و دیگران به حق دستگیر شده اند و باید طعم زندان را بچشند خوب پس بهتر است به مادر ایشان هم توضیح بدهید که چرا فرزندشان مجرم است و انشالله درک میکنند. اما اگر این طور نیست فکر نمیکنم حتی اگر قانعشان کنید آقای موسوی مجرم است بتوانید قانع شان بکنید که دستگاه قضایی ما به حق فرزند شما را به جرم آقای موسوی دستگیر کرده است.
بهمن ۱۱م, ۱۳۸۸ در ۳:۰۸ ق.ظ
سلام علیکم
جالبه که فکر میکنین آقای موسوی مسوول زندانی شدن تورجان است، نه اون کسی که ایشون را به اسارت کشیده. ما که ادعایی در علوم حوزوی نداریم ولی شنیدیم هر کسی مسوول آعمال است خویشتن است. اصلا آقای موسوی خطاکار ، آیا این دلیل میشه که دیگران ظلم و جفا کنن ؟ من بعد همه میرن بهشت چون همهٔ تقصیرها گردن ابلیس هست اعتراف هم که کرده پیش پیش
بهمن ۱۱م, ۱۳۸۸ در ۳:۳۷ ق.ظ
سلام
هرچی دلت خواست به موسوی و جنبش سبز و غیره گفتی……باکی نیست.
با همان منطق خودت میتوانی توضیح دهی که چرا نیروهای امنیتی نظام بی تقصیرند؟؟ بر فرض که همه ی مشکلات تقصیر موسوی است. چرا به جای دستگیری و محاکمه ی عادلانه ی او تمام مشاوران و طرفدارانش به زندان می افتند؟. اصلا آقای موسوی مقصر جریان انتخابات. قبول . چه ربطی به آقای فتحی دارد؟ چون اصلاح طلب است باید دستگیر شود یا چون در مراسم ختم یک مرجع تقلید شرکت کرده؟
اعوذ بالله
بهمن ۱۱م, ۱۳۸۸ در ۴:۵۴ ق.ظ
“”به مادر فتحی میگفت مسئول اصلی این همه مشکلات نفهمی و یکدندگی کسیاست به نام «میرحسین موسوی».”"
عزیز جان، کسی تاوان اشتباه کس دیگرو نمیده، انسانها خودشون مسئول رفتارشون هستن… شما میفرمائید که این آقای فتحی از خودش اراده و تفکر نداشته؟
چرا فکر میکنید همه قیم میخوان، و قیم ما هم این ۲ نفر هستن، مطمئنم این دوست شماهم مثل همهٔ ما خودش با تفکر و بدون اینکه سرشو زیر خاک بکنه، تفاوت این انتخابات با قبلیهأی که شما مثل میزنید حس کرده و دیده… و به خورده شدن حقش اعتراض داره، به رواج خشونت و دروغ اعتراض داره، و برای اعتراض کردن ناچار شده به موسوی رای بده…
نه آقا جان، موسوی و کروبی مسوله چیزی نیستن،اینا فقط سمبل اعتراض ملتن، اینا ابزار اعتراض ملتن نه دلیلش، نه مسببش….
بهمن ۱۱م, ۱۳۸۸ در ۵:۲۴ ق.ظ
سلام حاج آقا..یا بهتر بگم دوست عزیز!
وب سایتتون توس ط دوستی گرامی معرفی شد که همیشه اوامرش برم واجب الامر نباشه حداقل دارای اهمیته!
لذا خدمت رسیدم ولی الان فقط برای عرض ادب ولاغیر!
انشاالله بزودی مفصل در خدمتم..گرچه مروی اجمالی حاکی از اینه که تقابل فکری داریم!
اما امیدوارم بتونم بهره وافی از دلنوشته هاتو ن ببرم..البته اگه رخصت فرمودید!
زنده باشید و سلامت..تا بعد..یاعلی مدد
بهمن ۱۱م, ۱۳۸۸ در ۷:۴۰ ق.ظ
سلام حاج احمد آقای ممنون از اینکه این مطلب را در باره این فرزند عزیزی شهید و از نظر البته من دلسوز انقلاب نوشتی. بابا کجایی که محمد علی رامین هر روز هزاران رسانه را داغدار ، تذکر کتبی و کارتهای رنگی پنگی می ده. البته من با شما در باره اینکه آقای موسوی مسئول به زندان رفتن تورجان هست موافق نیستم . ضعف سیستم را ول کردیم و چسبیدیم به دیگران این سیستم است که نمی تواند مخالفین را در خود هضم کند. مگر فتحی چه اسلحه ای در دست داشت که مستحق بازداشت بود. به کی شلیک کرد؟ اصلاً در نوشته هایش به کی توهین کرد؟ همین که قبول زحمت فرمودی و نوشتی ممنون.
بهمن ۱۱م, ۱۳۸۸ در ۹:۲۵ ق.ظ
با سلام
جناب آقاي نجمي
شما هم از آخرو مي خوريد هم از … به قول آقاي يزدي كه شما مشاورشان هستيد حرف هاي شما مريد هاشمي از دوپهلو هم گذشته حتي سه پهلو شده.اميدواريم روزي هم شاهد اين باشيم كه دادسراي ويژه روحانيت به دليل گندكارهاي كه داشتيد شما را هم دستگير و در گوشه اي از زندان بندازه تا جامعه وبلاگ نويسان از توي آخوند … راحت بشه.نمك مي خوريد و نمكدان مي شكنيد.مردك تو كه خودت مي دوني اين پسره فلان شده چقدر چيزه … چرا الكي ازش دفاع مي كني؟ عقلت به كار بنداز به فكر آخرتت باش نه اين كه چهار نفر اصلاح طلب را دور بر خودت جمع كني، چهار روز ديگه شما ميشه مثل همون خاتمي و كروبي، آخوندهاي كه هيچي از دين نفهميدند.
بهمن ۱۱م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۵۷ ق.ظ
بسم الله الرحمن الرحیم
شیخنا سلام علکیم
این آخه چه حرفیه؟ بالاخره علی آقا یا جرمی مرتکب شده یا نشده (من نظر شما رو میخوام نه قاضی و فرد دستگیر کننده علی آقا که حتما اونها برای خودشون حجت قانونی و شرعی برای دستگیری و توقیف ایشون داشتن دیگه)
اما به نظر شما ایشون یا با نوشته هاش توی وبلاگش و شرکت در مراسم ترحیم آیت الله العظمی منتظری و حمایت از جنبش سبز جرمی مرتکب شده یا نشده
اگر شده که باید جوابگوی اعمال خودش باشه و این رو نمیتونید به گردن آقایان میرحسین و کروبی بندازید
و یا نشده که یکم هم به این ظلم و بی عدالتی هم اعتراض کنید
دقیقا مثل آقایونی که هر بد و بیراهی به آقای رحیم مشایی میدن ولی حاضر نیستن کوچکترین انتقادی از آقای احمدی نژاد بشه … عزیز بالاخره عیب رو هر جا هست ببینید و گوشزد کنید
یا علی
بهمن ۱۱م, ۱۳۸۸ در ۱۱:۰۰ ق.ظ
هیچی ندارم بگم. وقتی یک طلبه (اون هم یک طلبه وبلاگنویس و آشنا به مامور) چنین استدلالی میکنه من هیچی ندارم بگم!
بهمن ۱۱م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۵۸ ب.ظ
سلام عليكم
متاسفانه بايد بگم در نظر من، علت اصلي دستگيري آقاي فتحي را يكدندگي و عبارت بي ادبانه “نفهمي” موسوي قلمداد كردن، مثل ماجراي شهادت جناب عمار در جنگ صفين و توجيه آن توسط معاويه و عمر و عاص مي ماند.
معذرت مي خواهم، ولي لطفن يك بار ديگر متن يادداشت خودتون رو دقيق بخوانيد
ان شاءالله سلامت باشيد
بهمن ۱۱م, ۱۳۸۸ در ۲:۲۷ ب.ظ
بابا باز هم كه شد قضيه معاويه و شهادت عمار! دست بردار از اين مزخرفات.قطعا آقاي فتحي كاملا عاقل و بالغند و در راهي كه بهش ايمان دارند حركت ميكنند.اين دايره خوديهاياين نظامه كه روز به روز تنگتر ميشه.
بهمن ۱۱م, ۱۳۸۸ در ۲:۴۰ ب.ظ
ناراحت نشیا ! ولی گویا تو حوزه به جای دروس دینی درس سفسطه یاد می دند !
گفتم که دوستای طلبه دارم ! همین مشکل تو رو دارند !
در ضمن شما که می گفتی خانواده شهید ها همشون طرفدار شما هستند و … !
بهمن ۱۱م, ۱۳۸۸ در ۴:۰۱ ب.ظ
بابا عجب آدم کثیفی هستی تو این بنده خدا علی فتحی رو گرفتند بعد تو گیر دادی که مقصر موسوی و کروبی هستند تو رو خدا با این منطق به ترکستان هم نمیرسی ها !!!
عوض اینکه یک لحظه فکر کنی که این بنده خدا غیر از حرف حق چی گفته که به دست نوچه های خامنه ای افتاده ؟؟ زدی به صحرای کربلا
“موسوی بسیار دیکتاتور و یک دنده است.” ……. به کار میبری؟؟؟
حتما باید به این دو بزرگوار صفت آزاد مردان ایران زمین داد که نظراتی نزدیکتر از همه به هم دارند.راستی ۱ سوال این آقای خامنه ای که نظرش به احمدی نزدیکتر هست در مورد مشایی بالاخره چه خواهد کرد؟؟
بهمن ۱۱م, ۱۳۸۸ در ۴:۱۱ ب.ظ
کسی که یک دوست مثل شما داشته باشه دیگه دشمن لازم نداره!
بهمن ۱۱م, ۱۳۸۸ در ۵:۴۲ ب.ظ
از اینکه گذاشتی همه نظرات در اینجا باقی بماند و بحث شود در مورد نوشته تان البته اگه این اتفاقی نباشه نشانه فکر پخته شماست حالا در هر جناحی باشید . به امید آزادی همه اسرا موفق باشید
بهمن ۱۱م, ۱۳۸۸ در ۶:۴۷ ب.ظ
شما اصرار داری بنویسی؟
بهمن ۱۱م, ۱۳۸۸ در ۱۱:۰۵ ب.ظ
بنام خدا
حاج آقا وقتی می نویسی:
…”به نظر شما چرا باید فتحی و هزاران نفر دیگری که در عرصههای سیاسی، فرهنگی و رسانه ای و حتی اقتصادی مشغول به کار بودند و هر روز هم در کارشان پیشرفت می کردند هم اینک باید در مقابل بازجو بنشینند و تا سالها طعم تلخ زندان را در خاطر داشته باشند؟”….
یادت باشه که هزاران نفر یه کمی زیاده!!
جواب کل این پست شما چنین است:
“ولا تزر وازره وزر اخری” ضمن آنکه ” لکل ضعف ولکن لا تعلمون”
بهمن ۱۱م, ۱۳۸۸ در ۱۱:۰۸ ب.ظ
آشيخ خيلي تند نميري؟ در روزگاري دور نيز كساني حركت حسين شهيد (ع) را نفهمی و یکدندگی ميدانستند.
عجيب است كه اين وبلاگ حركت معكوسي را به سمت بي عفتي قلم شروع كرده است.
مؤمن لا اقل به خودت زحمت بده اين هفده بيانيه موسوي را بخون.
خوش انصاف به خلاف سخنرانيهاي ۳۴ گانه كه قرار بود اوليش فصل الخطاب باشه ولي تا الان ۳۳ تا هم به دنبالش اومده و نوشتهها و صحبتهاي مخالفان موسوي از كجاي اين بيانيهها يكدندگي و نفهمي استنباط ميكني.
بهمن ۱۲م, ۱۳۸۸ در ۲:۲۲ ق.ظ
هیچوقت جواب کامنتهای که از شما دلیل میخواند رو نمیدید اما با این همه باز هم در جواب مطالب ممزوج با باطلتان مینویسم و دلیل میخواهم. دارید شبیه کروبی میشید ادعا میکنید و سندی ارائه نمیدید باز خوبه اون بنده خدا به نذری ننه جانی یا خوابی که دیده اند استدلال میکنند اما شما چی؟؟ تنها فرقتون اینه که ادعاهای شما نسبتا کوچکترند با این همه هنوز مغرض بودنتان برایم اثبات نشده اما روزی که اثبات بشه دیگه از دستتون ناراحت و دلگیر نمیشم .
دوست عزیز با این سرعتی که شما میرید و با این دست فرمونتون نصف ماشینو انداختید رو جاده خاکی نصفش رو آسفالته اون دوتا تایری که روی خاکند دارند بد جوری گرد و خاک میکنند و گرد و خاکتان ماشینهای عقبی را اذیت میکنه پشت سرتو نگاه کن ماشین پشت سری شما ماشینه ولیاته به خاطر گرد و خاک شما برف پاکنش داره کار میکنه راستی کی و چه جوری از ماشین ولایت سبقت گرفتید؟آخه ماشین ولایت همه ی جاده ی آسفالتو پر کرده به نظر میاد از راه جاده خاکی سبقت گرفتید چون راه دیگه ای نیست با اتومبیل میشه طی الارض کرد؟ یا خدا اجازه میده با طی الارض از ولی سبقت بگیرید؟ها؟شاید بشه وگر نه این همه چطوری جلو افتادند؟با غیر از عنایت خدا مگه میشه از ولی جلو زد؟راستی این نیتروژن از مدل عدم پاسخ گویی که صندوق عقب گذاشتید خیلی تو افزایش سرعت و سبقت از ولی تاثیر داره . یادم باشه از این متخصص سمت چپی شونه ام که تخلف از قوانین راهنمایی و رانندگی الهی رو ثبت میکنه بپرسم خرجش چه قده یعنی تو چک سفید امضای حساب آخرتم چه قده بدهکاری پایی من ثبت میکنه؟شما ازش پرسیدید؟لابد موجودیتان بالاست که راحت میخرید لابد توی حسابتان را پر کرده اید از صواب نماز شبها آنقدر که مطمئنید تا آخر راهتان اگر همینجوری با جود و بخشش فدایی این و آن کنید کم نمی آورید meghdad_abdi@yahoo.com
بهمن ۱۲م, ۱۳۸۸ در ۲:۵۹ ق.ظ
راست میگی این وسط فقط دولت و مقامات قضایی بیتقصیرند.
بهمن ۱۲م, ۱۳۸۸ در ۸:۱۰ ق.ظ
هر كسي خربزه مي خوره پاي لرزش هم بايد بشينه ! اتفاقا آقاي فتحي جرمش خيلي بيشتر از اون مفنگي هايي هست كه زير پل كالج گرفتند ! حالا اينكه فرزند شهيده حرفي ندارم خدا رحمت كنه پدر شهيدش رو ولي دليلي نداره كه چون فرزند شهيد مصونيت داشته باشه ! حضرت عباسي نصف حرفهايي كه تورجان مي زد من مي نوشتم اعمال خشب مي شدم !! من يه دعاي بهتري براش مي كنم اميدوارم ايشان( و بنده و خيلي هاي ديگر) قبل از آزادي از زندان از اسارت هواي نفسش آزاد بشه !
بهمن ۱۲م, ۱۳۸۸ در ۹:۱۴ ق.ظ
می گن دشمن دانا به از نادان دوست همینه؛ مثلا دارین از تورجان خان طرفداری می کنین یا از نظام یا از چی؟تکلیفتون رو روشن کنین . خیلی وقت بودبا خوندن مطالب وبلاگتون احساس می کردم ی روزی به همون بلایی گرفتار می شید که بی بصیرت هایی مثل ابوموسی اشعری هم خودشون گرفتار شدن و هم مردم رو گرفتار کردن. چشم تون رو باز کنین و متوجه حرف تون باشین آقای طلبه که نمی دونم تو این همه سال درس چی خوندین که ذره ای درش بصیرت نیست اما تا دلتون بخواد ادعا هست!یکی به میخ و یکی به نعل برای چیست ؟ آدمهای با بصیرت حق رو درست تشخیص می دن و درست نشون مردم می دن نه اینکه نفهمیده هر چی به نظرشون اومدن رو تحویل مردم می دن. خوب بود کمی فکر می کردید بعد می نوشتید…….
بهمن ۱۲م, ۱۳۸۸ در ۱۱:۵۲ ق.ظ
با این منطق شما میتوان گفت که خون عمار هم گردن علی است و حسین مقصر حادثه کربلاست!
چرا نمیگویید مسول دستگیری فتحی نظامی است که آزادی را حتی در اندازه یک طلبه وبلاگنویس برنمیتابد. اگر واقعا موسوی مقصر است که بروند موسوی را دستگیر کنند نه اینکه هر روز یک کهریزک بسازند.
بهمن ۱۲م, ۱۳۸۸ در ۲:۳۷ ب.ظ
تورجان را آزاد کنید …
ادامه مطلب را در وبلاگ مطالعه کنید .
بهمن ۱۲م, ۱۳۸۸ در ۴:۱۸ ب.ظ
با سلام
سوال من را لطفا پاسخ بدهید
آیا اکنون در جمهوری اسلامی بعد از ۳۰ سال امکان سخن گفتن در برابر رهبری بدون لکنت زبان وجود دارد یا سرنوشت احمد زید آبادی را باید دید و عبرت گرفت؟
آیا مجلس خبرگان اگر به این نتیجه برسد که رهبر از شرایط مندرج در قانون اساسی خارج
شده اند و شایسته عزل می باشد با توجه به وجود افراد متعصبی مانند شما که او را نماینده خدا بر روی زمین میدانید این امر امکان پذیر است؟ آیا ایشان در مقابل هیچ مرجعی پاسخ گو هستند؟ شما بهتر است به عنوان فرزند یکی از خبرگان این مملکت به جای مجیز گویی قدرت به نقد آن بپردازید . صدا و سیما به جای شما مشغول هستند زحمت نکشید.
و اما بحث بسیار زیبایی در بالا دیده میشود پسر جان آخر این چه وضع استدلال کردن است ما که خواندیم خودت هم بخوان عجبا حیف از پولی که بابت شما در حوزه علمیه هزینه میشود
بهمن ۱۲م, ۱۳۸۸ در ۹:۵۳ ب.ظ
میخواستم یه چیزی بارت کنم چون گفتی با آقای فتحی دوستی منصرف شدم.
بهمن ۱۲م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۰۸ ب.ظ
گاهی اوقات دریافت حق خیلی راحته .مثل این زمانه.
ما انتظار بیشتری نسبت به طلبه ها داریم. امثال آقای فتحی باید
جوابگوی باشند.
بهمن ۱۳م, ۱۳۸۸ در ۱:۳۳ ق.ظ
خدا این میرحسین را بکشد تا مملکت از دید شما گل و بلبل شود
بهمن ۱۳م, ۱۳۸۸ در ۱:۰۲ ب.ظ
سلام.
ناخود آگاه یاد نامه آقای خامنه ای به مناسبت فوت آقای منتظری افتادم … هر چند یاد کرد، اما نیش و کنایه زد ، ان هم در جایگاه حق تعالی، تا آنجا که مردم روز تدفین شعار دادند، تسلیت کینه ای نمی خواهیم…. شما نیز هم چنین.
با این وجود، شما معتقد به این هستی که ایشان به درستی بازداشت شده اند (و جکم زندان را هم که صادرر نموده ای) ، خواهشمندم با توجه به شناختتان از آقای فتحی، نوشته هایشان و حضور در مراسم ختم یک مرجع، بفرمایید اتهامات ایشان چیست؟
بهمن ۱۳م, ۱۳۸۸ در ۱:۳۵ ب.ظ
موسوی و کروبی کین ؟ چرا این گاگول مشنگارو بزرگ میکنین ! اینا وسیله ای و تیریبون غرب بودن
به فرمایش حضرت امام هرچی ما بد بختی داریم از حوزه است و هر چی پیش رفت داشتیم از حوزه است
بد بختی ما امثال کروبی … نیستن …
بدبختی ما بعضی ازین حوزهاس که فرمایشات حضرت امام ورهبریو انجام نمیدم …
نتیجش میشه اسلام امریکای
بهمن ۱۳م, ۱۳۸۸ در ۵:۲۲ ب.ظ
آقای نجمی عزیز! از نوشته شما خیلی تعجب کردم. از شما بعید بود که این گونه بیمنطق بنویسید. هفت ماه است دلسوزان کشور تاکید میکنند دست از این بیقانونیها بردارید و افراد را به جرم اعتراض یا اظهار نظر به بند نکشید و به اسم اسلام بدترین ظلمهایی که در این ایام همه را به یاد دوران شاه میاندازد مرتکب نشوید، آنگاه امثال شما بهجای دفاع از مظلومی که بدون گناه بازداشت شده او را در گرداب اعلام میکنید و تقصیر این همه ظلم و ستم را به گردن کسی میاندازید که نهایت جرمی که مرتکب شده اعلام نارضایتی از تقلب و تخلفهایی است که دوست و دشمن آن را دیدند. کمی فکر کنید و اگر از حق و عدالت دفاع نمیکنید، دست کم در ظلم و ستم شریک نباشید.
بهمن ۱۳م, ۱۳۸۸ در ۷:۰۴ ب.ظ
تفسیر بچگانه ای بود. البته بچه ها معروفند به صفای روح و روان ، که منظور من از صفت بچگانه در اینجا این نبود. منظورم سطح پایین تعقل و تبیین پدیده ها بود از جانب شما. والله چه بگم! حتی بچگانه هم نیست بیشتر خاله زنکانه است. با عرض پوزش از زنان آگاه و هوشمند البته. تصور کنید مثلن این پیرزنا رو که می کوبن به سینه که، ای گور بگور بشی، ای خیر نبینی فلان کس که بچه ام دنبال تو افتاد و فلان بلا سرش اومد
بهمن ۱۴م, ۱۳۸۸ در ۱:۳۲ ق.ظ
آقا من کاری به سیاست ندارم علی پسر ماهیه. تو رو به خدا برای آزادیش تلاس کنین. ما که دستمون کوتاهه
بهمن ۱۵م, ۱۳۸۸ در ۲:۴۲ ب.ظ
سلام
چهلم شهید علی موسوی حبیبی : خواهر زاده مهندس میر حسین موسوی .امروز از ساعت ۳-۵ بعد از ظهر بهشت زهرا و بعد از آن با مراسم دعا و تسل به ائمه اطهار در منزل پدر شهید در
ولی عصر-نرسیده به منیریه-کوچه شهید صنیع خانی-کوچه فتوره چی- انتهای بن بست .منزل شهید علی موسوی حبیبی
بهمن ۱۶م, ۱۳۸۸ در ۴:۵۱ ق.ظ
پیام امام حسین علیه السلام…
ادامه مطلب را در وبلاگ مطالعه کنید .
بهمن ۱۶م, ۱۳۸۸ در ۱:۱۲ ب.ظ
سلام ,شما گفتید که” علی اشرف به خاطر انتقاد شدید از عملکرد احمدی نژاد به خط سبز پیوست و اسیر این گرداب شد.”در حالی که رهبر گفتند نظر احمدی نژاد به من نزدیکتر است . با این تفاصیل , انتقاد از احمدینژاد انتقاد از رهبر است . و به نظر من دلیل این همه بازداشت این است نه نفهمی افرادی مثل موسوی و کروبی . شما با این حرف فهم و شعور دوستتان را زیر سوال میبرید و ان را معلول نفهمی دیگران میدانید و این (به نظر من ) اصلا منصفانه نیست
بهمن ۱۶م, ۱۳۸۸ در ۲:۰۲ ب.ظ
يعني چون دو نفر زيربار به قول شما قانون نرفتند شماها مجازيد هر كسي را به هر بهانهاي بگيريد و بديهيترين حقوق انسانها را زير پا بگذاريد? كدام قانون اجازه دستگيري كساني را ميدهد كه جز اعتراض ساده زباني و قلمي كاري نكردهاند؟ فرض ميكنيم اعتراض موسوي و كروبي به انتخابات غلط بود. اين غلط، بايد دست ما را براي هر ظلمي باز بگذارد؟
بهمن ۱۶م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۱۸ ب.ظ
ولابد این رویکرد جالب دولت اقای احمدی نژاد درفیلترینگ،توقیف،بازداشت و…. هم صحیح و مورد پسند است که فردی به دلیل عقایدش باید بازداشت شود.
تذکر ارشاد به ۱۵ روزنامه و نامه دکتر توکلی به دکتر احمدی نژاد هم واقعا خواندنی بود…
موفق باشید
بهمن ۱۸م, ۱۳۸۸ در ۶:۰۰ ق.ظ
با سلام خدمت شما
اميدوارم حالتون خوب باشه
يکي از خوانندگان وبتون هستم
خوشحال ميشم اگه با وبگاه سلامت ما تبادل لينک کنيد.
اگه قابل دونستين لينک ما رو نيز ثبت کنيد .
موفق باشيد
http://www.kermani.blogfa.com
بهمن ۲۱م, ۱۳۸۸ در ۳:۰۴ ب.ظ
الله اکبر
طنین الله اکبر مجازی امشب ساعت ۲۲-۲۱ فضای جازی را به لرزه خواهند انداخت.
الله اکبر الله اکبر خامنه ای رهبر
الله اکبر الله اکبر خامنه ای رهبر
الله اکبر الله اکبر خامنه ای رهبر
بهمن ۲۳م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۰۵ ب.ظ
اخه نا لوطی مگر قرار است تمام ملت مثل پیروان ولایت فقیه گوسفند وار دنبال موجود دیگری بع بع بکنند
قیاس بنفس فرموده ای
طبیعی است اگر عقلت به استقلال فکر واندیشه میرسید چنین مزخرفاتی را نمینوشتی
بهمن ۲۴م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۱۸ ق.ظ
با سلام
میبینم که نظرات مخالف زیادند.
دوست من از امام علی (ع) یه حدیث یادم اومد:
از خلوتی راه حق نترسید.
دوست من امیدوارم در مسیرت ثابت قدم باشی، خیلیها به وضع موجود اقتصادی و فرهنگی معترضند ولی باید یادآور بشم همین کسانی که امروز فریاد اعتراض برآورده اند همان خط نفاقی هستند که تمام امور این مملکت ۳۰ سال در دست آنها بوده (بنی صدر،موسوی، هاشمی، خاتمی و کوتوله هایشان ) وحالا نمیدانم چه شده تمام اینها با هم به وحدت رسیده اند و حالا این خط نفاق دست خود را از قدرت و ثروت کوتاه دیده خطی که هدفش حذف اندیشه اسلامی از ایران بود ، با درست یا غلط بودن کارهای احمدی نژاد کاری ندارم ولی این را می دانم که او در این جریان یک غیر خودی بود پس باید حذف میشد ولی نتوانستند، پس باید کاری کنند که تمام اشتباهات این سالها به نحوی با او و نهایتا با شخص رهبری گره بخورد رهبری که سالها با مدیریت عالی خود تمام این منفعت طلبان را مدیریت کرد تا مبادا به ریشه های این نظام ضربه بزنند، آری همیشه مردمان ساده و سطحی نگری بوده اند تا از روی ظواهر تصمیم بگیرند و همیشه هم عمروعاص ها و معاویه ها در کمینشان نشسته اند تا از احساسات ساده اندیشانه شان بهره خود را ببرند.
دوست عزیز همیشه باید پیراهن عثمانی باشد تا ساده دلان به بهانه ای به علی خیانت کنند.
بهمن ۲۴م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۲۳ ق.ظ
چه چیز سبب شد تا فاجعه کربلا رخ دهد؟
فرمان آمران، اقدام عاملان، تایید حامیان و سکوت خاموشان …!
مکرو و مکرالله و الله خیرالماکرین
شاد و موفق باشید
بهمن ۲۴م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۰۴ ق.ظ
سلام
امیدوارم هر چه زودتر آزاد بشن
و
با عنوان ساده زیستی و ما ادراک ماالساده زیستی!
……….|”"”"”"”"”"”"”"” ” “”"”"”"”|\|_
………..|……*آپم….بدو* بيا ….|||”|”"\___
………..|________________ _ |||_|___|)
………..!(@)’(@)”"”"**!(@ )(@)***!(@)
بهمن ۲۵م, ۱۳۸۸ در ۹:۵۶ ب.ظ
از همتون متنفرم.فقط همین رو دارم بگم
بهمن ۲۵م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۰۵ ب.ظ
جناب به خاطر رسانهای شدن، قرار نیست تاوان دروغهائی که در مطالبش گفته رو پس بده.
زیاد نگران نباشید. بیچاره آدمهائی که رسانهای نیستند، بیچاره مردم معمولی.
یک طلبۀ عادی وقتی مطالبش که کپی پیست (به صورت پوشا!) کتاب خاطرات ۱۰۰۰ صفحهای منتظری هست، در n تا روزنامۀ اصلاح طلب بهش فضا میدن که بخش خالی حوزه رو تو روزنامههای اصلاحطلب پر کنه، طبیعتاً بادکنکوار جلوی چشم رفقاش بزرگ میشه.
…ماجراي شهادت جناب عمار در جنگ صفين و توجيه آن توسط معاويه و عمر و عاص…
کشته شدن و زخمی شدن سپاهیان معاویه در جنگ صفین و خوارج در جنگ نهروان، به دست علی چطور؟ آیا در آن هم علی گناهکار بوده؟
بهمن ۲۶م, ۱۳۸۸ در ۵:۳۰ ق.ظ
یا ابا صالح المهدی…سلام…بسیج عمومی بلاگرها برای مبارزه علیه وهابیت وصهیونیسم و…حتما سر بزنید…
۱.شناخت اسلام و تشیع
۲.سیر وسلوک
۳.دین کامل
۴.نام های خدا وکاربرد آنها
۵.پاسخ به شبهات دینی
۶.نرم افزار پاسخ به شبهات وهابیت
۷.و……و…..و..
v-e-i.blogfa.com
بهمن ۲۷م, ۱۳۸۸ در ۳:۵۷ ب.ظ
سلام
يك نكته بگم و برم
به نظرم اينكه سبزها براي بيرون ريختن خود الان دليلهاي مختلفي ميارن از اشتباهات اقتصادي و قبل انتخابات واين حرفها به نظرم فرار از زير بار گفته اول و دليل اصلي بيرون ريختن خود است اون هم تقلبه
اينها با رمز تقلب و شعار تقلب بيرون ريختند
ديدند تقلب شعارش نگرفت دارند فكر و ذهن امثال مارو به اشتباهات منحرف ميكنن تا بگن ما به خاطر اشتباهات اومديم بيرون همون اشتباهاتي كه شما هم قبول دارينش…اينها اگر يادتون باشه فقط ميگفتند راي من كو! همون چند روز اول شعار همين بود بعد كم كم ميخوان روش رو عوض كنن توي خيابون بمونن ولي به دليلي ديگر
بهمن ۲۸م, ۱۳۸۸ در ۱:۵۱ ب.ظ
به طرز وحشيانهاي با شما موافقم(شرمنده اگر تعبيرم بوي چماق ميداد). ولي انصافا بخش عمدهاي از معتقدين، گريزان از رفتار احمدي نژاد بودند. خوب دقت كنيد كه دولت خاتمي حتي يكبار هم رنگ حكم حكومتي به خود نديد اما اين دولت تا به حال براي حج و اوقاف و رحيم مشايي مستوجب حكم حكومتي گرديده. از طرفي امثال مطهري و قاليباف كه ولايي بودنشان ثابت شده و از مخالفين تندروياند و بين حضرات اصلاحطلب آن همه منفور، اينقدر شماتت شدهاند كه گاه فكر ميكنم اينها همان سي ان ان و بي بي سي معروفند. شما نگاه كنيد به مواضع لاريجانيها، برادران مطهري، قاليباف و ناطق و … . اين درست نيست كه به هركس كه با ما نبود انگ ضد انقلاب و معاند و جام زهر و … بچسبانيم. ما براي وصل كردن آمديم. بايد خطي كشيد بر اين نوع تندرويها.
بهمن ۲۸م, ۱۳۸۸ در ۷:۱۴ ب.ظ
آقا مصطفی مردم اول گفتن رای من کو؟ برادراتون (آقایون بسیج و سپاه و لباس شخصی ) الحق و والانصاف که خوب جواب قانع کننده ای با باتوم و گاز اشکاور و بازداشت ( و چه بسا گلوله!) بهشون دادند! اون وقت چه توقعی دارید حرفشون عوض نشه؟ ببین مردم بار اول که اومدن تو خیابون هنوز فکر می کردن جمهوریت نظام از بین نرفته و اعتقاد داشتن با این کارشون مسولین یه دلیل منطقی براشون میارن ! اما بی خبر بودن که دلیلی در کار نیست و باتوم در راه…!
این فرافکنی ها رو تموم کنید لطفا!
بهمن ۲۹م, ۱۳۸۸ در ۶:۲۸ ب.ظ
ان شاء الله که به خیر بگذره ، دو سال پیش برام دعوت نامه بالاترین فرستاد ، که البته خیلی به کارم نیومد!
راستی ، جامعه مجازی نویسه هم راه افتاد : nevise.com
اسفند ۲م, ۱۳۸۸ در ۱:۳۱ ب.ظ
لطفا اين يكي را (ذيل را) لحاظ بفرماييد. متشكرم.
با سلام،
ممكن است من نزد خودم به اين نظر و قضاوت رسيده باشم كه “مسئول اصلی این همه مشکلات نفهمی و یك دندگی کسیاست به نام «میرحسین موسوی»” و يا حتي در گفتگو با دوستان نزديك خود نيز اين نظر را ابراز نمايم، ولي آيا فكر نميكنيد و تصديق نمي فرماييد كه صدور و درج چنين قضاوتي در وبلاگي كه احتمالا چندصد يا چندهزار خواننده دارد، اگر كار خداپسندانه اي نباشد جرات بسياري ميطلبد؟ آيا شما يك درصد هم احتمال نميدهيد كه ممكن است حق يا تمامي حق با شما نباشد و مقصر يا مقصران واقعي كس يا كسان ديگري باشند؟ در اين صورت چگونه ميشود تاثير منفي احتمالي انتشار چنين قضاوت و قضاوتهايي را جبران نمود؟
اسفند ۳م, ۱۳۸۸ در ۷:۱۷ ب.ظ
سلام گلم من وقتم را غنیمت میشمرم و مزاحم مک و مم نمیشم و اونا رو فعلا به حال خودشون گذاشتم و فقط در خواست تبادل لینک از محضر جنابعالی دارم اگر متمایل بودید یه تک به من بزنید- دوستدار شما علی عباس زاده و همکار
اسفند ۶م, ۱۳۸۸ در ۸:۱۸ ق.ظ
سلام اخوی. به سایت حاج آقا قاسمیان سری بزن و اگر دوست داشتی این سایت رو لینک کن لطفا. در جهت ترویج و انتشار صحبت های روشنگرانه ایشون دارم این کار رو می کنم. ممنون
اسفند ۱۴م, ۱۳۸۸ در ۸:۰۱ ب.ظ
امروزمشغول مطالعه صحيفه نوربودم.به جمله زیبایی از حضرت امام رسیدم كه دقت در آن براي همه ما خالي از فايده نيست:
.
«خودآدم هيچ وقت نمىتواند بيطرفِ بيطرف باشد. لكن در نظر دادن حق را ببيند. تحت تأثير حق واقع بشود؛ اين حق چنانچه از دشمن من هم صادر شد، من او را تمجيد كنم به عنوان اينكه حق است. و باطل اگر از دوست من هم صادر شد، آن را تكذيب كنم به عنوان اينكه باطل است» (صحيفه نور ج۱۴ ۳۶۷)
.
***بدنیست ما كه ادعاي پيروي امام و ولايت را داريم -به عنوان مثال -نوع برخوردمان با اقدامات دولت نهم و دهم را نسبت به برخوردمان بااقدامات دولتهاي قبل (و يا با شخصيتهاي مختلف كه رفتارهاي مشابهي از آنها سر زده است)مقايسه كنيم، و تأمل كنيم آيا رفتار ما با آنچه اماممان ميگويد كمترين شباهتي دارد؟
اسفند ۱۹م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۱۷ ب.ظ
جناب میر حسین شاید علت اخیر باشد اما علت تام نیست. علت اصلی هم نیست… علت هم یک شبه و صرف انتخابات ایجاد نشد…علت، آدم ها هستند بیشتر یا تفکرها؟ تفکرهایی که خود مبنای گفتارها و عملکردها هستند… شما ریشه یابی کنید…از مقصریابی چه سود؟ به آدم ها سمع و بصر و قلوب داده شده برای انتخاب جهنم و بهشت… آیا بازداشت و… پرده را از سمع و بصر برمیدارد؟ آن هم از سمع و بصر نخبگانی چون جناب فتحی؟
اسفند ۲۱م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۰۴ ب.ظ
سلام بر برادر
خیلی مخلصیم اخوی . بعد از دو سال وبلاگ نویسی را از سر گرفتیم و البته نیازمند رهنمودیم از علمای اعلام …
یا علی . منور کنید حضرت آقا.
اسفند ۲۱م, ۱۳۸۸ در ۵:۴۵ ب.ظ
خدا رحمشان کند!
و خدا کسی را گرفتار این دادگاه وزین ویژه روحانیت نکند که بد سرایست!
از ته دل می گویم:
خدا رحم کند!!!
اسفند ۲۱م, ۱۳۸۸ در ۷:۲۶ ب.ظ
آقاي روحاني!
شما كه از علت دستگيري ايشان خبر نداري چرا بيخود يك پست ميزني؟
شايد مثلا (دقت كنيد مثال ميزنم) ايشان با منافقين در ارتباط بوده و دستگير شده يا هر مثال ديگر (اخلاقي- اقتصادي - امنيتي و…)
شما كه خبر نداري چرا براي ايشان مرثيه مينويسي؟ و به موسوي و ديگران نسبت ميدي
ايشان قبل از موسوي مريد منتظري است . موسوي كه رنگش سبز بود و بالاتر از سياهي كه نداريم؟داريم؟ پس بايد به منتظري نفرين ميكردي
ولي آقاي روحاني هر كس مسئول اعمال خويش است و البته جرم خواص بيشتر از عوام
كه البته يك روحاني را نميشود عوام فرض كرد
ايشان هم مطمئن باش از كارهاي اقتصادي دولت احمدي نژاد گله مند نبود از راه و روش اصولگرائي ايشان ناراحت بود . و اگر مثلا (لاريجاني - قاليباف و…) هم رئيس جمهور بودند ايشان باز ناراضي بود چون طرفدار اصلاح طلبان از نوع مهدي هاشمي و عمادالدين باقي است
پس مشكلشان جاي ديگر است و در مخالفت با احمدي نژاد با شما همفكر بوده است
واگر قرار بود مخالفان احمدي نژاد دستگير شوند شايد شما هم بايد ميشديد
با اينحال تا معلوم شدن جرم ايشان و يا اثبات بي گناهيشان بايد صبر كرد و بعد نظر داد
اسفند ۲۳م, ۱۳۸۸ در ۵:۴۷ ق.ظ
ديشب مصاحبه خانوم رهنورد رو با سايت کلمه خوندم و تصميم گرفتم حاشيه اي براي اون بنويسم و نظر شخصي خودم رو در باره همين مطلب بيان کنم . يه سر به وبلاگم بزنيد.
فروردین ۸م, ۱۳۸۹ در ۵:۰۷ ب.ظ
به آسمان که رسیدند رو به ما گفتند:
زمین چقدر حقیر است آی خاکی ها!
»» شادی روح شهدای ۸ماه دفاع از انقلاب و ولایت صلوات.
فروردین ۲۴م, ۱۳۸۹ در ۱۲:۲۹ ب.ظ
درج آخرین مطلب از پرونده اخراجی ها:
ده نمكي در مسير شدن و عبور از ميدان مين!
منتظر حضور و نظرتان هستیم
اردیبهشت ۹م, ۱۳۸۹ در ۵:۰۶ ب.ظ
متاسفم که یک روحانی اینچنین می نویسد. روحانی باید برای مردم مثل پدر باشد و بد و خوب(از نظر خود) آنها را دعا کند و به زیر مهمیز قضاوت ناشیانه نکشد. روحانی که ادعا می کند لباس مذهب پوشیده اینچنین به جفا میزند همه را ، کسی مقیم حریم حرم نخواهد ماند! وای بر روحانیون که به خاطر خوش آمدن کسی و یا تحلیل های شخصی اینطور شمشیر تکفیر بر دست گرفته است. روحانی حتی کمتر از نظامی باید در سیاست خالت کند!
البته شاید این هم از عنایات خداوند است که باید روحانیون به چنین مصافی بروند تا اینقدر مردم به آنها خوشبین نباشند، و البته شاید ما آنرا درک نمیکنیم!.