چنین مادرانی دارد انقلاب ما
یکشنبه, اردیبهشت ۲۶م, ۱۳۸۹در ماههای گذشته بارها و بارها سایتهای مختلف اپوزوسیون ، آه و ناله مادرانی را به رخ می کشیدند که فرزندانشان در زندان بودند. درد و رنج زندانی و اعدام فرزند برای یک مادر برای همه ما غیر قابل درک و باور است. اما هیچ گاه این سایتها از خود نپرسیدند آیا مادری که فرزند نوجوانش را به حسینیه رهپویان وصال شیراز و برای عزاداری فرستاده بود چه گناهی داشت جسد قطعه قطعهاش را به آغوش بکشد؟
امروز به هنگام مرور روزنامههای سالهای اول انقلاب به مصاحبه جالبی برخوردم.مادری که یک فرزندش اعدام شده و فرزند دیگرش در جبهه به شهادت رسیده است. انقلاب ما چنین مادرانی را داشت و دارد.کاش میشد آنها را شناخت.

![]()
نوشته شده در سياست | ۱۵ پاسخ »
از گفتوگوی تمدنها تا موضوع هستهای
جمعه, اردیبهشت ۳م, ۱۳۸۹اواخر دهه هفتاد که خاتمی به عنوان رئیسجمهوری وقت ایران ایده گفتوگوی تمدنها را مطرح کرد و به پیشنهاد او یونسکو سال ۲۰۰۱ را با همین عنوان نامگذاری کرد،دولت ایران این نامگذاری را جزو موفقیت های بینالمللی خود دانست و هرچه توان داشت آن را تبلیغ کرد.از ادارهها و مدارس و شرکتها و .. پایتخت گرفته تا دورترین روستاهای کشور که ادارهای دو اتاقه داشت تراکت های تبلیغ را خطاب به مردم ایران تهیه و نصب کرد که همین یک قلم را اگر برای همه ادارههای کشور در نظر بگیریم هزینه میلیاردی به دست می آید.
در ادامه این تبلیغات بود که موسسه «گفتوگوی تمدنها و فرهنگها» نیز راهاندازی شد تا این ایده خاتمی تا سالهای سال زنده نگه داشته شود.
امروز در خبرها به صورت یک خبر عادی اعلام شد که «پيام مقام معظم رهبري به كنفرانس خلع سلاح، سند رسمي سازمان ملل شد» و من به این فکر میکردم از صبح که این خبر منتشر شده است تا چه اندازه رسانههای دیداری و شنیداری به ان توجه خواهند کرد.
تا این ساعت(۱۰) شب تنها و تنها اصل خبر منتشر شده و هیچ خبرگزاری حتی فارس! پیرامون جایگاه حقوقی و بینالمللی ثبت سخنرانی مقامات کشورها در اسناد سازمان ملل مطلبی منتشر نکرده است و جستجوی من در اینترنت در اینباره فعلا به نتیجهای نرسیده است.
اگرچه معتقدم رویکرد و ذوقزدگی اصلاحطلبان از ثبت ایده خاتمی برای سال ۲۰۰۱ از تفکر خودباختگی در قبال غرب نشات میگیرد و حرف و نظر «چشم آبیها» را بر هر چیز دیگری مقدم میدانستند، اما این انتظار وجود دارد که چرا این خبر حتی در اندازه و ابعاد خود مورد توجه رسانههای حتی اصولگرا قرار نگرفته است.
نکته بعدی که درباره این رویداد ذهنم را مشغول کرده این است که درحالی این پیام در منشور سازمان ملل به ثبت میرسد که بسیاری از کشورها و به قول بعضیها!! یک اتحاد جهانی در محکومیت ایران در موضوع هستهای وجود دارد.این اتفاق در چنین شرایطی اهمیت موضوع را دوچندان می کند.
و بسیاری مسائل دیگر…
واقعیت امر را بخواهید اصل فعالیتهای رسانهای دفتر مقام معظم رهبری و حتی بسیاری از رسانههای کشور در موضوع تبیین جایگاه حقیقی رهبری همیشه برایم یک دغدغه و بهتر بگویم مصیبت عظما(عظمی؟) شده است.از اینکه چرا دوربینهای همراه رهبری همیشه از یک خط مشخص شروع به نشان دادن ملاقاتها و برنامهها میکنند و حتی چند متر عقبتر نمیخواهند بروند تا انتشار خاطرات و ….
