اواخر دهه هفتاد که خاتمی به عنوان رئیسجمهوری وقت ایران ایده گفتوگوی تمدنها را مطرح کرد و به پیشنهاد او یونسکو سال ۲۰۰۱ را با همین عنوان نامگذاری کرد،دولت ایران این نامگذاری را جزو موفقیت های بینالمللی خود دانست و هرچه توان داشت آن را تبلیغ کرد.از ادارهها و مدارس و شرکتها و .. پایتخت گرفته تا دورترین روستاهای کشور که ادارهای دو اتاقه داشت تراکت های تبلیغ را خطاب به مردم ایران تهیه و نصب کرد که همین یک قلم را اگر برای همه ادارههای کشور در نظر بگیریم هزینه میلیاردی به دست می آید.
در ادامه این تبلیغات بود که موسسه «گفتوگوی تمدنها و فرهنگها» نیز راهاندازی شد تا این ایده خاتمی تا سالهای سال زنده نگه داشته شود.
امروز در خبرها به صورت یک خبر عادی اعلام شد که «پيام مقام معظم رهبري به كنفرانس خلع سلاح، سند رسمي سازمان ملل شد» و من به این فکر میکردم از صبح که این خبر منتشر شده است تا چه اندازه رسانههای دیداری و شنیداری به ان توجه خواهند کرد.
تا این ساعت(۱۰) شب تنها و تنها اصل خبر منتشر شده و هیچ خبرگزاری حتی فارس! پیرامون جایگاه حقوقی و بینالمللی ثبت سخنرانی مقامات کشورها در اسناد سازمان ملل مطلبی منتشر نکرده است و جستجوی من در اینترنت در اینباره فعلا به نتیجهای نرسیده است.
اگرچه معتقدم رویکرد و ذوقزدگی اصلاحطلبان از ثبت ایده خاتمی برای سال ۲۰۰۱ از تفکر خودباختگی در قبال غرب نشات میگیرد و حرف و نظر «چشم آبیها» را بر هر چیز دیگری مقدم میدانستند، اما این انتظار وجود دارد که چرا این خبر حتی در اندازه و ابعاد خود مورد توجه رسانههای حتی اصولگرا قرار نگرفته است.
نکته بعدی که درباره این رویداد ذهنم را مشغول کرده این است که درحالی این پیام در منشور سازمان ملل به ثبت میرسد که بسیاری از کشورها و به قول بعضیها!! یک اتحاد جهانی در محکومیت ایران در موضوع هستهای وجود دارد.این اتفاق در چنین شرایطی اهمیت موضوع را دوچندان می کند.
و بسیاری مسائل دیگر…
واقعیت امر را بخواهید اصل فعالیتهای رسانهای دفتر مقام معظم رهبری و حتی بسیاری از رسانههای کشور در موضوع تبیین جایگاه حقیقی رهبری همیشه برایم یک دغدغه و بهتر بگویم مصیبت عظما(عظمی؟) شده است.از اینکه چرا دوربینهای همراه رهبری همیشه از یک خط مشخص شروع به نشان دادن ملاقاتها و برنامهها میکنند و حتی چند متر عقبتر نمیخواهند بروند تا انتشار خاطرات و ….

اردیبهشت ۳م, ۱۳۸۹ در ۱۱:۲۱ ب.ظ
عزیزم سند رسمی شورای امنیت چیز خاصی نیست یادم هست که اون موقع ها که بعد جنگ عراقی ها بعضی اوقات مرز ر رد می کردند نماینده ایران اعتراض می کرد و این اعتراض رو هم ثبت می کردند حالا هم نماینده ایران نطق ایشان رو submit کرده و سند رسمی کرده این چه ربطی داره به اینکه یک پیشنهاد خاتمی را مجمع عمومی سازمان ملل با یک رای مخالف اسراییل قبول کرد؟؟؟ مجمع عمومی هم که متشکل از نمایندگان کشور هاست!!! برادر این قضیه اگر مهم بود الان ۳ تا میزگرد زنده تو تلویزیون برگزار می شد ایکاش شما روحانیون این قدر در مورد چیز هایی که نمی دانید اظهار نظر نکنید
http://en.wikipedia.org/wiki/Dialogue_Among_Civilizations
این لینک واسه اینه که ببینی که نامگذاری سال ۲۰۰۱قطعنامه سازمان ملل بوده !!!
پاسخ:سلام دوست عزیز.اگر دقت میکردید جریان گفت و گوی تمدنها را از جهت سابقه آورده ام و هیچ وقت مدعی نشده ام که ثبت نامه رهبری در همان جایگاه است.نکته مورد تاکید بنده این است که چرا هیچ رسانه ای درباره این مواردی که شما گفتید و لینکی که داده اید توضیحی نداده است .
اردیبهشت ۳م, ۱۳۸۹ در ۱۱:۲۴ ب.ظ
ممنون، به نکته خوبی اشاره کردید.
اردیبهشت ۴م, ۱۳۸۹ در ۲:۱۷ ق.ظ
به نظر میرسد که شما اینجا دچار سو تفاهم شده اید که این ثبت نوعی تقدیر بوده است. ثبت گفتههای آقای خامنهای به عنوان مدرک قابل ارجاع، در اسناد سازمان ملل به خواسته دولت ایران صورت گرفته تا دولت ایران بتواند در مناقشات هستهای به آن استناد کند. فرض کنید کسی شما را متهم میکند که از خانه او دزدی کرده اید و از شما شکایت میکند. بعد شما فیلمی از خودتان پیدا میکنید که در آن به دوستانتان میگوئید من از دزدی متنفرم. حالا شما این نوار را میبرید میدهید به دادگاه تا دادگاه پس از تایید صحت نوار آنرا ضمیمه پرونده شما و جزو اسناد دادگاه بکند. در اینجا با اینکه گفتههای شما ثبت شده دادگاه هیچ قصدی در تقدیر از گفتههای شما نداشته است. صرفا ضمیمه کرده است تا شما در دفاع از خود بتوانید به آن استناد کنید. حالا فرض کنید بعد شاکی هم یک مدرک دیگر بیاورد که نشان بدهد با آنکه نوار تقلبی نبوده گفتههای شما با عملتان لزوماً همخوانی ندارد آنوقت این سند شاید خیلی هم برای شما مفید واقع نشود.
پاسخ:سلام دوست عزیز.اگر دقت میکردید جریان گفت و گوی تمدنها را از جهت سابقه آورده ام و هیچ وقت مدعی نشده ام که ثبت نامه رهبری در همان جایگاه است.نکته مورد تاکید بنده این است که چرا هیچ رسانه ای درباره این مواردی که شما گفتید و لینکی که داده اید توضیحی نداده است .
اردیبهشت ۶م, ۱۳۸۹ در ۱۲:۵۱ ب.ظ
جناب آقای نجمی با سلام.
دوستان توضیحات لازم را در مورد ثبت به عنوان سند رسمی در سازمان ملل و نامگذاری یک سال از سوی سازمان ملل ارائه کردند. شما نیز پاسخ دادید. هرچند پاسختان با نیت اولیه احتمالیتان از این نوشتار در تناقض است. به دیگر سخن، خواننده با مطالعه نوشتار شما، به این نتیجه میرسد که به دلیل کمکاری و اهمال مسؤولان دفتر رهبری و رسانههای دولتی و غیر دولتی، پیام رهبری به همایش خلع سلاح هستهای -که شما آن را بسیار با اهمیت پنداشتهاید- و ثبت آن به عنوان سند رسمی سازمان ملل، بازتاب مناسبی نیافته است.
در این مورد تنها به ذکر این نکته اکتفا میکنم که به نظر میرسد شما تحت تأثیر پروپاگاندای رسانهای و تبلیغاتی حاکم بر کشور، دچار نوعی انفعال در برابر شخصیت رهبری شدهاید و ناخواسته اعمال و رفتار ایشان برای شما، نوعی عظمت و هیبت و اهمیت خاص دارد. اگر مقداری درباره پروپاگاندای رسانهای و تبلیغاتی مطالعات خود را افزایش دهید و به خصوص به نمونههای بسیار مشابه در حکومتهای مارکسیستی دقت بفرمایید، شاید در نوع نگاه شما مؤثر باشد.
اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا
اردیبهشت ۸م, ۱۳۸۹ در ۱۰:۳۷ ق.ظ
سلام
سياسفيد با “حوزه علميه و انديشه در سينما” به روز است .
خوشحال ميشم نظرتونو بدونم
اردیبهشت ۱۱م, ۱۳۸۹ در ۱۲:۱۸ ب.ظ
با عرض سلام
جناب آقای نجمی آیا شما این همه دروغ را نمی بینید که کشور را فرا گرفته است؟ پس چطور از اینها حمایت می کنید؟ آیا شما که تحصیل کرده حوزه هستید نمی دانید که دروغ حرام و از گناهان کبیره است؟ واقعا من تعجب می کنم که چطور بعضی روحانیون در برابر این دروغ ها سکوت و یا حتی حمایت می کنند . اگر پاسخم را بدهید خیلی از شما ممنون می شوم.
اردیبهشت ۱۱م, ۱۳۸۹ در ۸:۰۵ ب.ظ
سلام و خداقوّت-
در یادی از بلاگرهای ارزشی، با شعر و مطالبی زنده کردیم یادی از وبلاگ نویس ارزشی؛ دانشجوی بسیجی مرحوم «حسن نظری».
همان که به گفته پدر بزرگوارشان در راه ولایت از غم و غصّه دِق کردند.
به امید آنکه دوستان، دوستان را از یاد نبرند!
»» دل هامان همه ابری بود… جایی باران زد و جایی رعد و برق…
جمعی پرواز کردند و جمعی “پروا” ز پرواز.
برای دل هایمان فاتحه بخوانیم!
»» آدرس مزار داداش حسن:
قطعه۹۶
ردیف۳۴۶
شماره۲۳
اردیبهشت ۱۳م, ۱۳۸۹ در ۴:۵۱ ب.ظ
حاج آقا خیلی جنجالی می نویسید.باید اول مسایل سیاسی مرور،بررسی و پس از تحقیق بسیار وارد شد که مبادا شما که لباس روحانییت تن کرده اید باعث شود که حرمت لباس در جامعه ریخته شود.گاهی برای احترام به رهبری مقام معظم رهبری نباید انتقاد کرد.وظیفه اصلی طلبه فراموش نشود.فی امان الله
اردیبهشت ۱۴م, ۱۳۸۹ در ۹:۲۸ ق.ظ
شیفتگی در برابر غرب را نمی توان به یک گروه یا جناح نسبت داد.اغلب ما مانند بسیاری از غیرغربی ها به تایید غربی ها اهمیت می دهیم و از آن ذوق زده می شویم.البته شاید بعضا به دلیل رودربایستی در ابراز احساسات خود از ادبیاتی متفاوت از رقیب استفاده کنیم…ما به کرات ذوق زدگی خود را از بازتاب مثبت راهپیمایی ها و بیانات مسئولانمان در سی ان ان و بی بی سی و واشینگتن پست و نیویورک تایمز و …در رسانه های رسمی کشور نشان داده ایم…راستی می دانید در بازتاب خبر انتخاب آقای احمدی نژاد در دوره ی نهم در صفحه ی نخست کیهان(۵/۴/۸۴)با چه آب و تابی تیترشده؟!آیا به یاد دارید ادعاهای همین رسانه های”صهیونیستی” و “استکباری” در تایید شخصیت آقای احمدی نژاد و رد آقای هاشمی چگونه انکاس پیدا کرده بود؟اینگونه رفتارهای متناقض وبهره برداری های مقطعی ارزش ها و شاخص ها را متزلزل می کند و درنهایت نتیجه اش آن می شود که نسل متولد پس از انقلاب به مراتب بدبین تر از نسل های گذشته باشدوباقی قضایا.
البته بنده انتساب ایده “گفتگوی تمدن ها”و”جامعه مدنی”به آقای خاتمی نمی پذیرم ..ایشان ایده ی دیگران را درحوزه ی اجرا مطرح کردند…و متاسفانه پیرامونیان ایشان با بی انصافی پیشینه ی موضوع را نادیده گرفتند و ایشان هم سکوت کردند و …
ما وقتی اظهارنظرمی کنیم در موضع داوری هستیم…معصوم(ع)فرموده احتیاط در داوری شرط عدالت است…
لطفا حرف هایی هم بزنید که افرادی خارج از دایره ی همفکران و دوستانتان را به سوی حقیقت رهنمون شود.ملتمس دعا-بنده ی عاصی که حاضر است قسم بخورد خودفروخته و مزدور دشمن ورابط جورج سوروس نیست!
اردیبهشت ۱۵م, ۱۳۸۹ در ۷:۳۹ ب.ظ
تو همان حرام زادهای هستی که مطلب آیتالله حسن صانعی را به جائ یوسف صانعی نوشتی و وقتی به تو تذکر دادند اصلاح نکردی.
اردیبهشت ۱۶م, ۱۳۸۹ در ۶:۱۵ ب.ظ
چرا اصرار داريد براي بيان حرف خودتان حتما يك نفر ديگر را له كنيد؟
فكر نمي كنيد اين شيوه بحث كردن اخلاقي نيست؟
اردیبهشت ۱۷م, ۱۳۸۹ در ۱۱:۵۶ ب.ظ
این بنده خدا ۳۰ ساله داره صحبت و سخنرانی میکنه حالا یکبار هم حرفش مهم شده و جایی ثبت شده
اردیبهشت ۱۹م, ۱۳۸۹ در ۱۱:۱۵ ق.ظ
خاتمی به مراتب بهترازاونه که یک سال فکر میکنند تا سال بعدیو اسم بذارن
اردیبهشت ۲۰م, ۱۳۸۹ در ۱۲:۰۹ ب.ظ
سلام اقای نجمی عزیز
وبلاگ خوبتونو لینک کردم مایه افتخارمه اگر شما هم منو لینک کنین
خدا خیرتون بده
اردیبهشت ۲۳م, ۱۳۸۹ در ۱۱:۲۶ ق.ظ
آقای منبری ! یک کمی ادب داشته باش و وقتی اسم رئیس جمهور اصلاحات را می آوری ادب را رعایت کن. ” خاتمی” نه ، حجت الاسلام و المسلمین آقای خاتمی.
اردیبهشت ۲۴م, ۱۳۸۹ در ۱۲:۳۰ ب.ظ
متاسفانه مطلب شما کاملا اشتباه است.
سازمان ملل یک مکانیسم برای ثبت اسناد و معاهدات بین المللی دارد و این ربطی به تایید یا رد آن ندارد. فرضا اگر دولت عراق زمان صدام هم تقاضای ثبت سخنان صدام را می کرد، سازمان ملل موظف به ثبت آن به عنوان یک سند بود. در ضمن منشور سازمان ملل متحد ربطی به سخنان مقام معظم رهبری ندارد که شما فرموده ای: « این پیام در منشور سازمان ملل به ثبت میرسد»
خرداد ۲م, ۱۳۸۹ در ۸:۵۲ ق.ظ
خوب پاچه خاری کنید! حتما پستی ، مقامی، چیزی بهتان میدهند. راستی چند وقت است در رسانه های اصولگرا از مظلومیت رهبری چیزی نمی نویسند. واقعا باعث تاسف و نگرانی است. شما سعی کن این خلاء را جبران کنی. ضمنا ساده زیستی را یادت نرود چاشنی کنی.بنویس که مثل نقل قول از حداد عادل “زندگی آقا دوتا وانت اسباب کهنه بیشتر نمی شود” . من نمی دانم. نمی فهمم . لادینم. شما که بادینی به ما بگو اینطور قربان و صدقه کسی رفتن که دیریست در حد پرستش بالا رفته حقیقتا شرک نیست؟ ما که لادینیم تکلیفمان معلوم است با سر شیرجه می رویم توی جهنم. شما که از عشق بهشت شبها خواب نداری بگو ببینم حکم این کارها که می کنید و می کنند چیست؟ … مصیبت عظمای شما ثبت نشدن خاطرات رهبری است چون جیبتان به حد کافی پول دارد و شکمتان هم احساس گرسنگی نمی کند. ولی من به فکر دیگرانی هستم که نان به نانشان نمی رسد و استعداد کاسه لیسی هم ندارند تا تامین باشند و مصائبی که برای شما عظماست سخن روزشان باشد.
خرداد ۷م, ۱۳۸۹ در ۸:۰۶ ب.ظ
با سلام و درود
شرحی طنازانه بر سخنی حکیمانه!
در وبلااگ بخوانید