امروز مطمئن شدم
پنجشنبه, شهریور ۲۵م, ۱۳۸۹اگر تا به حال ترديد داشتم
ولي امروز مطمئن شدم
از هلهله كنندگان روز عاشورا
وهمان كسي كه آنها را
مردم خداجو ناميد+
واز آنهائي كه عكس امام را
به آتش كشيدند
نبايد انتظار داشته باشيم كه
هتك حرمت به قرآن را
محكوم كنند+
نوشته شده در سياست | ۲۰ پاسخ »
يك سوال طلبگي
شنبه, شهریور ۲۰م, ۱۳۸۹علياشرف فتحي روز گذشته در گوگولريدر و در كنار خبر اعلام نظر مراجع عظام تقليد درخصوص اثبات روز اول ماه شوال، اين عبارت را نيز اضافه كردهاست:« دفتر مرحوم آیت الله منتظری نیز امروز را عید اعلام کرد.»
طبيعتا با ديدن اين مطلب سوالاتي برايم و به احتمال زياد براي بسياري از طلاب پيش ميآيد كه سعي ميكنم به صورت خلاصه مطرح كنم.
آنگونه كه در توضيح المسائل بسياري از مراجع عظام تقليد آمده است راههاي ثبوت هلال ماه و به عبارتي روز عيد فطر بدين شرح است:
اول: آنكه خود انسان ماه را ببيند.
دوم: دو مرد عادل بگويند كه در شب ماه را ديده ايم.
سوم: عده اي (كه از گفته آنان يقين پيدا مي شود) بگويند ماه را ديده ايم. و همچنين است هر چيزي كه به واسطه آن يقين پيدا شود.
چهارم: سي روز از اول ماه شعبان بگذرد كه بواسطه آن اول ماه رمضان ثابت مي شود، و سي روز از اول رمضان بگذرد كه بواسطه آن اول ماه شوال ثابت مي شود.
پنجم: حاكم شرع حكم كند كه اول ماه است.
اعلام نظر مراجع عظام تقليد در خصوص اثبات عيد فطر براساس گزينه دوم و سوم است.يعني گفته مراجع تقليد بهترين حجت و دليل براي هرفرد جهت اثبات رويت هلال ماه است. دفتر مراجع عظام نيز پس از انتقال گزارشات مردم متدين و مورد وثوق و پس از اثبات رويت از سوي آن مرجع تقليد، به مقلدين و هركسي كه سوال كند پاسخ ميدهند.
يك احتمال نيز وجود دارد كه نظر مراجع تقليد براساس حاكم شرع (براساس تعاريف مختلف از حاكم شرع) است.
حال اين سوال مطرح است كه دفتر آيتالله منتظري پس از فوت ايشان با چه معياري اينگونه اعلام نظر ميكند؟
شايد گفته شود كه جمعي از معتمدين در دفتر ايشان جمع شدهاند و در پاسخ به سوالكنندگان نظر خود را اعلام ميكنند(راه دوم و سوم) كه طبيعتا مشخص است در چنين شرايطي اين جمع جايگاه حقوقي ندارند و بايد اعلام رؤيت را براساس نظر معتمدين و افراد عادل اعلام كنند نه به عنوان دفتر مرجع تقليد و همگان به خوبي ميدانند كه دفتر آيتالله منتظري در گذشته يك جايگاه حقوقي خاصي پيدا كرده بود و مردم براساس اعتبار و اعتماد به مرجع تقليد از دفتر وي سوال ميكردند.
اگرهم معتقد باشيم مراجع تقليد در جايگاه حاكم شرع اين نظر را ميدهند سوال فوق به طريق اولي مطرح است.دفتر فعلي آيت الله منتظري با حضور كدام حاكم شرع اعلام نظر ميكند؟
آيا اين اقدام و برخي اقدامات ديگر اين دفتر ميتواند به عنوان يك فعاليت عادي براي حفظ آثار مرجع رحلت شده ارزيابي شود و چگونه ميتوان انتظار داشت مردم منصف چنين اقداماتي را سوء استفاده از جايگاه مرجع فوت شده ارزيابي نكنند؟
مراجعه به فعاليت دفاتر برخي از مراجع عظام تقليد كه پس از فوت مرجع به عنوان «حفظ آثار معظمله» فعاليت مي كنند نشان ميدهد در نهايت تدبير هيچگونه ورودي به مسئله رؤيت هلال ماه نداشتهاند.
درصورتي كه به اين پرسش پاسخي داده شود درخواست ميكنم به عنوان يك بحث طلبگي ارزيابي شود و مسائل «ورود حكومت به مسائل مرجعيت و دخالت وزارت اطلاعات در جريان مرجعيت!» را وارد بحث نكنيد چرا كه من يك طلبه هستم و يك سوال طلبگي كرده ام.
پاسخ ما به رهبري:سمعاً و طاعتاً
جمعه, شهریور ۵م, ۱۳۸۹مقام معظم رهبري در پاسخ به دانشجوئي درباره جريانات مربوط به مشائي فرمودند:«اينها جزو مسائل تعيين كننده و اصلى نيست. ممكن است ايراد و اشكال وارد باشد - من در اين مورد هيچ قضاوتى نميخواهم بكنم - ممكن است كسى به يك شخصى يا به يك كارى ايراد داشته باشد؛ منتها بايد توجه كنيم كه مسائل را اصلى - فرعى كنيم. مسائل درجهى دوم جاى مسائل اصلى را در انگيزههاى ما، در همت ما، در صرف انرژىاى كه ميشود، نگيرد.»
طبيعتا اين فرموده رهبري مخاطباني دارد.يك گروه، منتقدين آقاي مشائي هستند كه بنده به عنوان يكي از اين افراد اين گروه خطاب به ايشان عرض ميكنم:«سمعاً و طاعتاً» و انشاء الله زينپس درباره مسئله مشائي اگرچه حواسمان را جمع نگه ميداريم اما خوب ميدانيم كه نبايد موضوع ايشان جزء مسائل اصلي شود، چرا كه به فرموده حضرتآقا« مسائل اصلى ما چيزهاى ديگرى است»
طرف ديگر قضيه خود احمدينژاد و مشائي است كه منتظريم ببينيم با توجه به اين فرمايش رهبري اين آقايان چگونه تبعيت از رهبري و ولايتمداري خود را ثابت خواهند كرد و تلاش خواهند كرد طوري عمل كنند كه زمينه تبديل شدن به مسائل اصلي و درجه اول را فراهم نكنند.
در گام نخست در خصوص سمت جديد مشائي آنهم همزمان با فرمايشات رهبري سكوت ميكنيم تا حرفمان را در عمل هم ثابت كنيم.
وقتي روزآنلاين مخاطب را درازگوش فرض ميكند
سه شنبه, شهریور ۲م, ۱۳۸۹
درسايتهاي خبري مشروح گفتوگوي + يكي از خبرنگاران «روزآنلاين» با مهدي كوچكزاده نماينده مجلس شوراي اسلامي منتشر شد.آنگونه كه ظاهر گفت و گو نشان مي دهد خانم فرشته قاضي به عنوان «يك خبرنگار» و با تاكيد به «لزوم رفتار محترمانه از سوي كوچكزاده» مصاحبه را انچام داده است و در پايان به اين نتيجه ميرسد كه كوچكزاده با رفتاري «غيرمنطقي» و «خشن» با خانم خبرنگار رفتار كردهاست.
پيش ازآنكه به تحليل اين جريان بپردازم نمونه كاملا شبيه به اين جريان كه براي من هم پيش آمده است را در اينجا ميآوردم و سپس به تحليل ماجرا بپردازيم.
پس از انتشار مطلبي در وبلاگم در خصوص شركت در تجمع اعتراضآميز عليه آقاي كروبي در قم، خانم فرن تقيزاده و آقاي آرش سيگارچي از بيبيسي و راديوفردا در ايميلي از من خواستند تا در مصاحبهاي در اين خصوص شركت كنم كه پاسخ من به هر دو يك شكل بود(استفاده از ادبيات پنجاه و هفتي كاملا با آگاهي صورت گرفته):
بسم الله الرحمن الرحیم
از آنجائیکه من بی بی سی (وراديوفردا)را ابزار دولت انگلیس برای مقابله با نظام جمهوری اسلامی ایران می دانم لذا هرگونه ارتباط یا مصاحبه با این رسانه را شرعا برای خود حرام میدانم.
به کوری چشم دشمنان نظام جمهوری اسلامی ایران . مرگ بر آمریکا. مرگ بر وطن فروشان پناه برده به دشمن
احمد نجمی
خب،رفتار بنده و آقاي كوچكزاده با درخواست مصاحبه تقريبا به يك شكل بوده و حال ببينيم چرا چنين رفتاري؟
بدون هيچ مقدمهاي خيلي رك و صريح عرض كنم كه ديگر زمان تحير و خودباختگي مسئولان و مردم در مواجهه با رسانهها و اصطلاحا چشمآبيها گذشته و متحير هستم كه چگونه سايت روزآنلاين هنوز اين موضوع را متوجه نشده است؟
البته اين دشمني از سوي آنها كاملا طبيعي است و يك نگاه روشنفكري ميگويد آنها حق طبيعي خود ميدانند كه با نظام جمهوري اسلامي ايران مقابله كنند،اما سوال اصلي اينجاست كه خانم قاضي يا فعالان اين رسانهها با چه تحليلي طرف خود را درازگوش فرض كرده و ژست بيطرفي ميگيرند؟ وقتي اين رسانهها حق خود ميدانند كه با پستترين روشهاي غيراخلاقي و در قالب بسيار با كلاس ژورناليستي بدترين دروغها و توهينها را به نظام و مردم ايران روا دارند، چگونه از طرف مقابل انتظار رعايت اخلاق و ادب را دارند؟!اين جماعت در سانههاي خود ماهها پس از ايام انتخابات روشهاي اغتشاش را تبليغ مي كردند.حال چگونه انتظار دارند طرف مقابل با رعايت احترام با آنها سخن بگويد؟
خانم قاضي و ديگر فعالان رسانهاي!
همانگونه كه رك گفتم ديگر زمان خودباختگي در قبال بيبيسي و سيانان گذشته و در تعبيري بهتر ژست رعايت اخلاق از سوي شما هم براي هيچ كس باور پذير نيست.پس خواهشا پيش از آنكه رعايت ادب و احترام را به مخاطب خود متذكر شويد، نگاهي به توهينها و دروغها و هتاكيهاي رسانههاي خود البته در قالبي بسيار شيك داشته باشيد.
گويا اين خبرنگاران تازه به فرنگ رفته از گردونه اطلاعات عقب هستند و نميداند روش به استحمار كشاندن مردم به وسيله رسانهها از نوع مايكل جكسوني ديگر رنگ باخته!
عملكرد اين جماعت در يك سال گذشته نشان داد كه منطق در برخورد با مخالف بيارزشترين ابزار است و كافي است سرسوزني با نظر انها مخالف باشي تا آماج فحاشيها و ركيكترين تعابير آنها قرار گيري!
البته تاكنون چندين بار اين بحث پيش آمده و اين ايراد مطرح شده است كه چرا امام خميني با رسانههاي بيگانه يا بيبيسي مصاحبه داشتهاند؟
پاسخ اينكه امام خميني(ره) با رسانههاي مختلفي مصاحبه داشتهاند كه اغلب آنها موضع تخريبي مانند رفتار امروزي«روزآنلاين» با جمهوري اسلامي ايران را نداشتهاند.ايشان سه مصاحبه با بيبيسي داشتهاند(آنگونه كه در كتاب مصاحبههاي امامخميني آمده است) و هر سه اين موارد به پيش از انقلاب مربوط ميشود و در آن ايام اين رسانههاي حالت بيطرفي نسبت به انقلاب ايران داشتند و درواقع نظارهگر بودند كه چه اتفاقي خواهد افتاد.ا گر امام خميني امروز زنده بودند و حمايت رسمي بيبيسي از دشمنان نظام را ميديدند مطمئنا موضع تندتري از مسئولان فعلي وزارت ارشاد نسبت به فعاليت رسانههاي بيگانه در كشور ميداشتند.چراكه معتقد بودند:« .. وقتي ما ديديم كه در يك روزنامه اي از يك اشخاصي مطالب نوشته مي شود كه اينها عمال اجانب هستند و مي خواهند مملكت ما را باز به خرابي بكشانند، از آن طرف مقالاتي و مطالبي كه راجع به مسائل نهضت است، راجع به مسايل اسلام است ، يا تحريف مي شود يا نوشته نمي شود ، اينطور مطبوعات را نمي توانيم برايش احترام قائل بشويم . براي مطبوعاتي ما احترام قائل هستيم كه بفهمد آزادي بيان و آزادي قلم يعني چه …»(صحيفه امام همان ، ج ۶ ، ص ۱۹۲)
درواقع نوع رفتار آقاي كوچكزاده و بنده با درخواست مصاحبه اين افراد دقيقا مطابق نظر امام خميني و ائمه معصومين عليهمالسلام بوده كه فرمودند:«التكبر مع المتكبر عبادة» و قال على عليه السلام : «التكبر على المتكبرين هو التواضع بعينه »تكبر كردن با افراد متكبر، خود عين تواضع است (شرح ابن ابى الحديد، ج ۲۰، كلمه ۴۱۰، ص ۲۹۸.)
