سرباز گمنام وطن
پنجشنبه, مهر ۴م, ۱۳۸۷اين پست به دليل برخي توصيهها و عدم رضايت « سرباز مورد نظر» نمايش داده نمي شود!
نوشته شده در جامعه, رسانه, فرهنگ | ۵ پاسخ »
دفاع مقدس، هرروز مظلومتر از ديروز!
چهارشنبه, مهر ۳م, ۱۳۸۷در جريان بحث هاي صورت گرفته در خصوص بزرگداشت هفته دفاع مقدس ، شخصيت و نگاه برخي كه متاثر از گرايشات سياسيشان است براي بسياري هويدا شد .خوشبخاته دهها يادداشت و پاسخ بر اين ادعاها نوشته شد و ديگر نيازي به پاسخهاي مجدد نيست.اما مي خواهم از زاويهاي فراتر، جريان اين مباحث پيش آمده را تشريح كنم.
اين جريان را در قالب مثالي توضيح ميدهم: تصور كنيد در سايتهاي خبري با اظهار نظر يك كارشناس ! فوتبال مواجه شويد كه نظرات و نقدهاي جالبي دارد.وي معتقد است سوراخ هاي تور دروازه فوتبال را شمرده است و بايد تعداد اين سوراخها تغيير كند و مثلا از ۵۰۰ عدد به ۵۵۰ عدد برسد.اين جناب كارشناس در راستاي نظرات خود اصرار بر كشف بزرگ خود دارد و مدعي است جامعه جهاني حتما بايد نظر وي را بررسي كنند و درخواستي براي ملاقات با رئيس فدراسيون فوتبال هم داده است.
خب . شما چه مواجهه اي با اين خبر خواهيد داشت . ( اين مواجهه را فعلا پيش خود نگه داريد) از جهتي هر فردي آزادي اظهار نظر دارد و حتي مي تواند قوانين حاكم در دنياي امروز را به چالش بكشاند و حق اوست عقايد خود را بيان كند . اما در مسئله فوتبال كه هر سال ميليهاردها دلار جابجائي صورت مي گيرد، فرهنگ و سياست كشورها تحت تاثير اين ورزش قرار مي گيرد و ميليون ها نفر از آن امرار معاش دارند ، اين نظريه چه جايگاهي خواهد داشت؟ زماني كه صدها مسئله فني و علمي و صنعتي و حتي سياسي در مورد فوتبال مطرح است ، تعداد سوراخهاي تور دروازه فوتبال چه جايگاهي در اين بين دارد؟
آيا بيشتر از آنكه سطح نگرش و تفكر صاحب اين نظر را به مخاطبان بنماياند و شايد لبخند معنادارشان را در پي داشته باشد ، ثمره ديگري هم خواهد داشت؟
داستان چند روز اخير ماهم به اين جريان مي ماند.صاحب ايده اي پيدا شد و اصرار داشت كه چرا آغاز جنگ را جشن!!! مي گيريم و عليرغم دهها پاسخ ، باز هم بر اين سوال و نظر خود اصرار كرد. عليرغم توصيه دوستان مبني بر اينكه اين نظريه بسيار ناچيزتر از آن است كه بخواهيم پاسخ آن را دهيم ، ولي يادداشتي نوشتم و در جاهاي مختلفي سوالاتي را مطرح كردم كه هم آن پاسخم از سوي صاحب نظر ناديده ماند و هم پرسشهايم بي پاسخ . اما اين جريان درعين سادگي اش بركاتي داشت و عدهاي در اين مورد مطالبي نوشتند.
اما برگرديم به تيتر اين يادداشت : « دفاع مقدس، هرروز مظلومتر از ديروز! » بله..هر روز مظلوم تر از ديروز . چرا كه نهايت حرف مدعيان به نقد كشيدن دفاع مقدس اين است كه چرا اين همه كشته ! ؟ چرا نمي گذارند نگاه متفاوتي به جنگ داشته باشيم ! و… از همين جا مظلوميت جنگ نمايان ميشود .به هيچ وجه راه نقد عملكردمان در جريان هشت سال جنگ تحميلي بسته نيست ، اما :
كاش نظاميون ، استراتژي نظامي را به نقد مي كشيدند ، اهل صنعت از صنعتي كه در اين سالها شكل گرفت ايراد مي گرفتند، مهندسان از پلي كه در يك ماه براي عمليات خيبر ايجاد شد كه در دنيا بي نظير بود صحبت مي كردند ، كاش جامعهشناسان از ايجاد جامعه اي همدل خرده مي گرفتند كه تحير جهانيان را برانگيخته بود ، كاش ديپلماتها از ديپلماسي صحبت مي كردند كه با سركار گذاشتن خود آمريكايها توانست بخش عظيمي از سلاح مورد نياز جنگ را تامين كند ! كاش دينمداران از معنويت حاكم بر جامعه سخن بگويند واينكه چگونه نوجوانان ۱۶ ساله همچون عارفان ۶۰ ساله بودند و صدها كاش ديگر..
البته اين جماعت آنچنان با اعتماد به نفسي سخن ميگويند كه خواننده تصور ميكند همه فرماندهان ارشد نظامي و مسئولان رده بالاي نظام بايد در محضر اين اساتيد درس مديريت جنگ و دفاع را بياموزند!!!
مظلوميت دفاع مقدس در نقدهايي كه اين روزها صورت مي گيرد مشخص مي شود.
پي نوشت:
تصميم داشتم درباره معنويت و عنصر دين در دفاع مقدس مطلبي بنويسم كه فكر مي كنم اين مطلب كافي است.
تصويري تاثيرگذار از نامه شهيد شيرودي به فرماندهان مافوق خود (قابل توجه آنهائي كه مي پرسند چرا به جنگ تقدس بخشيدهايد)
نمي دانم چه حكمتي دارد ، اما پست قبليام را در شب ۲۱ ماه رمضان نوشتم و اين پستم را در شب ۲۳.از خدا در اين شبها حج تمتع امسال را ميخواستم . نشستم و بخاطر اداي دين به شهدا اين يادداشت ها را نوشتم. اميدوارم شهدا براي اين خواسته من واسطه باشند!
نوشته شده در جامعه, دين, سياست | ۷ پاسخ »
چگونه مدعيان روشنفكري چارهاي جز مغالطه ندارند
دوشنبه, مهر ۱م, ۱۳۸۷
يادداشت عجيب خانم توحيدلو فتح باب مباحثي شد كه ديشب كليد خورد.خلاصه كلام خانم توحيدلو كه باحمايت جدي آرش كمانگير مواجه شد اين است : « راستش یک چیز را نمی فهمم. در کجای دنیا شروع یک جنگ خانمان برانداز جشن و پایکوبی دارد؟ چرا بزرگداشت های ما از این جنگ و حتی خاطره خوانی هایمان را گذاشته ایم شروع این جنگ؟ مگر شروع جنگ عزیز است؟ مگر شروع جنگ آن هم حمله یک متجاوز و آن همه مشکلات آغازین روزهای جنگ باید با افتخار بازگو شود؟ یادآوری این روز به عنوان روزی که صلح از میان رفت، خوب است. اما جشن و بزرگداشت های همه ساله در این روز کمی جای سوال دارد!»
چند نكته كوتاه را براي خانم دكتر و كمانگير مي نويسم:
۱- تعبير هفته دفاع مقدس به « جشن و پايكوبي » را براي اولينبار از شما شنيدم.درواقع شما نظام را متهم به تفكر خودساخته خود مي كنيد.اصولا جشن به برنامههايي گفته ميشود كه در آن همهجا را چراغاني كنند، شيريني پخش كنند و برنامههاي شاد برگزار كنند.(مثل ايام نيمه شعبان يا دهه فجر) سوال من از شما اين است : در هفته دفاع مقدس كجا را چراغاني ميكنند؟ در كجا جشن و پايكوبي برگزار ميكنند؟؟ اين ايام را به نام دفاع مقدس ناميدند تا بزرگداشت همه آنهائي باشد كه در جنگ سهمي داشتند..از خانواده شهدا گرفته تا آوارگان و …. . در اين هفته سعي مي كنند ابعاد مختلف جنگ خانمانسوز را براي همه خصوصا جوانان بيان كنند.در اين هفته رژه نيروهاي مسلح برگزار مي شود تا اقتدار نظامي به رخ دشمن كشيده شود.خب كجاي اين كار ايراد دارد؟؟
۲- از خانم دكتر و آرش كمانگير شگفت زده شدم ، به چند دليل؟ چرا اين دو نفر پيش از نوشتن يادداشت خود نيم نگاهي به ايام سال نكردند و جستجوئي نفرمودند ؟؟ بر اساس مصوبه شوراي عالي انقلاب فرهنگي سوم خرداد (روز فتح خرمشهر) به عنوان روز مقاومت، ايثار و پيروزي نامگذاري شده و در اين روز برنامههاي شاد و جشنوارههاي مختلفي برگزار مي شود؟خب خانم دكتر ! حالا حرفتان چيست؟ در روزي كه خرمشهر آزاد شد ، ما جشن پيروزي برگزار مي كنيم.نمي دانم اين مسئله را نديديد يا اينكه …..
۳- از خانم دكتر و آرش كمانگير عاجزانه خواهش مي كنم دليلي بر اين مدعاي خود بياورند كه :« مگر شروع جنگ عزیز است؟ مگر شروع جنگ آن هم حمله یک متجاوز و آن همه مشکلات آغازین روزهای جنگ باید با افتخار بازگو شود؟ یادآوری این روز به عنوان روزی که صلح از میان رفت، خوب است. اما جشن و بزرگداشت های همه ساله در این روز کمی جای سوال دارد!»به راستي چه كسي گفته است شروع اين جنگ براي ما عزيز بوده است ؟؟ بله.امام راحل ما فرمودند « جنگ نعمتي براي كشور ما بوده است» و چه سخن حكيمانهاي .بله كشور ما توانست در جنگ ناخواسته كه مي توانست به تسخير ايران به دست دشمن خاتمه يابد ، استقلال نظامي داشته باشد..بهترين فرماندهان نظامي را تربيت كند و از نظر نظامي خود را دهها سال جلو بياندازد.اين جنگ خانمانسوز بود اما تجربه آن براي دستگاه نظامي ما باعث مي شود هر جنگ جديدي را به نفع خود تمام كند..پس اين جنگ ناخواسته نعمت بزرگي براي كشور ما بود.
۴- مشكل خانم دكتر زاويه ديد است.ايشان گفته اند :« خلاصه اینکه همیشه همزمان با آغاز پاییز بساط جنگ و رژه و بزرگداشت به پاست. بد نیست ببینیم که چرا این روز را پاس می داریم. شروع یک جنگ خانمان برانداز بدون شک جشن و بزرگداشت ندارد!» در حالي كه استدلال ما اين است كه روز ۳۱ شهريور آغاز جنگ براي عراق و حاميان او بويژه آمريكا است و براي ايران «آغاز دفاع» است. بازهم تاكيد مي كنم.اين هفته براي ايران «بزرگداشت دفاع» است.دفاع برابر كشوري كه توسط دهها كشور عربي و غربي تامين مالي و تسليحاتي مي شد. خانم دكتر ، بزرگداشت دفاع پيروزمندانه چه اشكالي دارد ؟
۵- در باب مسئله مديريت و ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر هم گفتنيها زياد است.خلاصه آنكه براي همه اظهار نظر كردن در اين خصوص و پس ازآنكه نزديك به ۲۰ سال از ماجرا ميگذرد و جنگ به پايان رسيدهاست كار بسيار آساني است.اصولا در مسائل بحراني خصوصا جنگ كه نمي شود آينده و حتي يك ساعت بعد را پيشبيني كرد ، مي توان نقدهاي فراواني نوشت.چراهاي بسياري گفت.بله . پس از فتح خرمشهر بحث پايان جنگ مطرح شد،اما آيا قبول كردن صلح پايان همه مسائل است ؟ پس ميلياردها دلار غرامت چه ميشود؟ سازمان ملل هنوز حاظر نبود عراق را مقصر جنگ اعلام كند.هنوز مناطقي از ايران در دست دشمن بود ، احتمال سوء استفاده از اين فرصت براي دشمن وجود داشت مثل عمليات مرصاد كه پس از پذيرش قطعنامه از سوي ايران ، منافقين با حمايت كامل عراق جنگ مجددي را راه اندازي كردند.صدها مسئله در اين بين وجود داشت كه نميشد جنگ را تمام كرد.و جالبتر از آنكه براي جماعت مريض ! هميشه بهانه براي ايرادات بني اسرائيلي وجودد دارند. با تمام وجود مي توانم قسم بخورم كه اگر آن ايام جنگ تمام مي شد ، همين جماعت به ظاهر روشنفكر فرياد وطن
خواهي سرميدادند و نظام را متهم به شكست ميكردند.بله همين جماعتي كه امروز معترض به ادامه جنگ هستند نخستين كساني بودند كه اعتراض مي كردند : « چرا ايران پس از فتح خرمشهر جنگ را تمام كرد !!!».
واقعا نميشود از كار خدا سردرآورد. چند سالي بود كه در اين ايام ميخواستم يادداشتي در خصوص خانواده شهدا بنويسم و اداي ديني به آنها داشته باشم كه زمينه اش فراهم نشد. اين يادداشت را تقديم مي كنم به همه خانواده شهدا خصوص برادر بزرگترم محسن نجمي كه در هفده سالگي به جبهه و رفت در منطقه فاو قطع نخاع شد و تا آخر عمر بايد بر روي ويلچر بنشيند و شاهد تفسيرهاي عجيب و غريب تيپ روشنفكران از عملكردش باشد!
در همين زمينه:
آيا اين بدنهاي پارهپاره بزرگداشت نميخواهد؟(آهستان)
از جنگ حرف مي زنيم(سلسه مباحثي از خيزران كه حتما بخوانيد)
تقارن صلح و آلزایمر و دفاع ، یعنی تکرار تاریخ ! (برادر ابوذر)
نوشته شده در جامعه, سياست, فرهنگ | ۲۱ پاسخ »
نوریزاد عامل مشكلات فرهنگی قم است!
جمعه, شهریور ۲۲م, ۱۳۸۷
صدای نوریزاد را برای اولین بار در توصیف دختر نه سالهی حافظ قرآن كه از كپرنشینان بشاگرد بود به یاد دارم.صدایی بس دلنشین و تاثیرگذار.پس از آن نامش را با گروه شهید آوینی شنیدم و در سالهای نخست طلبگی نوشتههایش را در كیهان یافتم. به اندازهای شیفتهی ادبیات و روش نوشتاری او شده بودم كه هر چهارشنبه منتظر كیهان بودم و صفحه ۱۴ آن و یادداشتهایی از «نوریزاد».زمانی كه وارد فعالیتهای رسانهای شدم در تصورم نوریزاد بهترین «استاد» و راهبر بود.برای مشاوره و یافتنش مدتها تلاش كردم و زمانی كه در موسسه شهید آوینی و برای اولین بار مقابلش نشسته بودم احساس موفقیت می كردم.همه یادداشتهایش را ، مستندهایش و حتی سخنرانیهایش در قم را پیگیری می كردم.اگر چند خط از یادداشتش را بدون نام نشانم می دادند ، از كلمات و جملاتش می توانستم تشخیص دهم این یادداشت را نوریزاد نوشته است .
گذشت و گذشت تا آنكه نقد فیلم نادر طالب زاد در خصوص مسیح را از نوریزاد خواندم و شگفت زده شدم.رسما فیلم طالب زاده را مزخرفتترین فیلم روی زمین ارزیابی كرده بود و بهتر بگویم با تمام وجود طالبزاده را له كرده بود.با خواندن این یادداشت اصلا احساس خوبی نسبت به نوریزاد نداشتم. سریال «چهل سرباز» او تاسف همگان را برانگیخت و من هم متحیر از كارهایی كه این «استاد» انجام می داد.تا آنكه رسید به نامهنگاریاش به روحانیت و مراجع و …
نوریزاد قلمی بس برنده و تند دارد.بدون هراس می نویسد و هیچ ابائی از اظهار نظر ندارد.اینها شاید یك امتیاز برای هر نویسنده محسوب شود ، اما نگاه و سلیقه عجیب نوریزاد به مسائل فرهنگی باعث شده است برندگی و تندی قلمش به فراموشی سپرده شود. اگر چه در آخرین نامهاش به آیت الله العظمی مكارم شیرازی چندین بار تلاش كردهاست اشتباه خود را به گردن تندی ادبیاتش بیاندازد ، اما مشكل اصلی، در تناقضات و استدلالات اوست.تنها به دو مورد اشاره می كنم :
نوریزاد از طرفی به خود اجازه دادهاست در تمامی یادداشتهای چند ساله خود تمامی مسئولان نظام را به محاكمه بكشد و در آخرین مورد برای مراجع تقلید خط و نشان بكشد ، ولی مدعی است مراجع تقلید نباید در مسائل كشوری تذكر دهند . نمی دانم چرا زمانی كه نوریزاد در ملاقات كارگردانان با رهبری تریبونی پیدا كرد و وزیر ارشاد را به بدترین شكل ممكن به باد انتقاد گرفتو یا در یادداشتی وزیر ارشاد را به عنوان یكی از «پخمگان فرهنگی» معرفی كرد! با خود نگفت این كشور مجلس دارد ، شورای نگهبان و مجمع و رئیس جمهور دارد؟آنها وظیفه دارند به این مسائل رسیدگی كنند.حق تام خود می دانست كه وزیر ارشاد را به محاكمه بكشد ، اما مدعی است یك مرجع تقلید اجازه تذكر ارشادی به رئیس جمهور را هم ندارد !
نوریزاد از طرفی میگوید مراجع تقلید باید سهم امام را به رهبری تحویل دهند و از طرف دیگر همه مشكلات فرهنگی قم را به گردن مراجع تقلید میاندازد.خب این مراجع با چه ابزار قانونی و مالی در این شهر فعالیت دینی و فرهنگی كنند. آیا فقط با منبر رفتن جوانان ارشاد می شوند؟آیا نباید مراكز فرهنگی و دینی وتبلیغی ایجاد كرد؟
و دهها تناقض عجیب دیگر كه ارزش بیان ندارد.
حالا كه یادداشتم به اینجارسید اجازه دهید لحنم را خطابی كنم و از سوی یكی از طلاب مورد خطاب نوریزاد بنویسم.
آقای نوریزاد می خواهم همین ابتدا حرف آخر خود را بگویم. به نظرم عامل اصلی همه مشكلات فرهنگی در قم شما هستید !! بله خود ِخود ِ شما . اجازه بدهید توضیح می دهم.قم از نظر فضای فرهنگی برای جوانان ، از سینما گرفته تا فرهنگسرا و كانون فرهنگی یكی از فقیرترین شهرهاست.به جز چند بوستان كه در دو سه سال اخیر در این شهر ساخته شده است ، هیچ فضای تفریحی سالم برای جوانان وجود ندارد. فضای فرهنگی منطقه نیروگاه قم كه یكی از پرجمعیتترین مناطق این شهر است نسبت به تعداد جوانان این منطقه زیر صفر است . خب شاید بگوئید این مسئله به من چه ربطی دارد .بروید به رئیس جمهور و مسئولان فرهنگی بگوئید.اتفاقا می خواهم بگویم عامل اصلی این مشكلات شما هستید ! شمائی كه بخاطر سلیقهعجیب خود میلیاردها تومان بودجه فرهنگی را بخاطر سریال چهل سرباز هدر دادید .می دانید با این پول می شد برای چندده هزار جوان منطقه نیروگاه كار فرهنگی كرد؟ شمائی كه میلیاردها تومان به خاطر فیلم « پرچمهاي قلعه كاوه» ( فیلمی كه در هر سانس بیش از ۵ نفر تماشاگر نداشت ) هدر دادید ، می دانید با این بودجه می شد چندین سینما و فرهنگسرا و كانون فرهنگی برای جوانان قم ساخت؟ من یكی از آن طلبههایی هستم كه متهمم می كنید به كمكاری و تنبلی. برای نمونه بگویم كه برای جوانان اینترنتی و وبلاگی اردویی سه روزه برای آموزش معارف مهدوی تدارك دیدیم ودریغ از یك ریال كمك مراكز فرهنگی كه الان با گذشت دو ماه ، دیگر بهانه هایم برای فرار محترمانه از دست طلبكاران تمام شده و من ماندهام با ۵ میلیون تومان بدهی.نمی خواهم بگویم شمائی كه در خانهتان در نیاوران نشسته اید نمیتوانید شرایط طلبهای مثل من را درك كنید.چه بسيارند طلبههایی كه برای كار فرهنگی در مدارس معطل چند تا خودكار و جامدادی به عنوان جایزه براي بچهها هستد و دست آخر هم باید از شهریهخود این جوایز را بخرند. خب كافی است تنها سه نفر فعال فرهنگی ذی نفوذ مثل شما در این مملكت وجو داشته باشد . آن وقت می توان گفت همه بودجه فعالیتهای فرهنگی و دینی برای جوانان قمی را این چند نفر به باد فنا می دهند.
آقای نوریزاد ! به عنوان یك طلبه می گویم ، شمائی كه روحانیون را متهم به اهمال كاری در تربیت جوانان می كنید ، خودتان تا چه اندازه در تربیت فرزندانتان موفق بودهاید.چرا فرزند دلبندتان به همه تفكرات و عقائد شما پشت پا زد و برای تحصیل در رشته موسیقی به آمریكا رفت و حتی در یادداشتی از قول شما نوشت :« كاش می شد نامت را از شناسنامهام پاك می كردم!! » ( ان شاء الله كه ایشان پسر متدین و فطرتا پاكی خواهند ماند ، اما شما بهتر از همه میدانید حضور و تحصیل در چنین رشتهای در آمریكا یعنی چه!!) خب مرحله نخست تربیت یك جوان از خانه شروع می شود.كافی است نیمی از پدران قمی مثل شما باشند.آنوقت ……. .
البته بنده بیش از شما معتقد به آسیب شناسی فعالیتهای فرهنگی روحانیت و حوزههای علمیه هستم اما به شرطها و شروطها و دوری از اغراض شخصی و تخصص در این زمینه مِن شروطها !
پینوشت:
میخواستم یادداشتم را خیلی مفصلتر بنویسم.اما با دیدن این یادداشت تنها به چند خط اكتفا كردم.حوصله كنید و بخوانید.
اضافه شده در تاريخ ۲۹ شهريور:چندتن از دوستان يه قضاوت من در خصوص انگيزه نقد نوري زاد در موردفيلم آقاي طالب زاده ايراد گرفتند كه بدين وسيله ان قضاوت را حذف مي كنم.
نوشته شده در جامعه, رسانه, فرهنگ | ۲۹ پاسخ »
رمضانالمبارك
جمعه, شهریور ۱۵م, ۱۳۸۷چند سالي است با فرارسيدن ماه مبارك رمضان ، موضوعي ذهنم را به خود مشغول ميكند و دست به كيبرد مي شوم تا از
آن بنويسم ، ولي به دلايلي تاكنون چيزي ننوشتم . امسال اما تصميمم را گرفتم و نوشتم .
ماه رمضان ، ماه مباركي است كه مومنان انتظار فرارسيدنش را مي كشيدند و در طول يك ماه سعي مي كنند از همه فرصتهاي معنوي آن بهرهمند شوند . اين درست . اما آيا مبارك بودن ماه رمضان تنها به فضاي معنوي آن است ؟ آيا اين ماه مبارك نبايد بر زندگي ظاهري مردم هم تاثير داشته باشد ؟ منظورم آن است كه مباركي اين ماه را نبايد در زندگي روزانه با تمام وجود حس كرد ؟ برايتان از كشورهاي عربي بخصوص عربستان كه ماه رمضاني را در آنجا بودم بنويسم بهتر متوجه منظورم مي شويد:
در كشورهاي عربي و اسلامي ماه مبارك رمضان عيدي است كه با تمام ابعاد خود بر زندگي مردم تاثير مي گذارد . از چراغاني خيابانها و معابر گرفته تا فروش و تخفيف ويژه فروشگاههاي كوچك و بزرگ . حتي مغازه هاي كوچك هم ده درصد تخفيف را برايت در نظر مي گيرند تا چه برسد به فروشگاههاي بزرگ كه از چند روز قبل تبليغ تخفيف ويژه خود به مناسبت ماه رمضان را آغاز مي كنند. از دوستي هم شنيدم كه حتي شركتهاي خارجي مانند تويوتا ، فروش و تخفيف ويژه محصولات خود را در ايام ماه مبارك رمضان قرار مي دهند .
جالبتر از آن رسم و رسوم مردم اين كشورها در بازكردن سفره هاي افطاري است . آنگونه كه ديده ام ، بلافاصله پس از نماز عصر، مومنين در مسجدالحرام و مسجدالنبي سفرههاي افطار را باز مي كنند و وسايل پذيرائي را مهيا مي كنند.يك استكان قهوه يا چاي ، كمي نان تازه وكمي ماست و خرما . تقريبا همه مسجدالحرام را در چند دقيقه سفرههاي افطار تسخير مي كنند. جالبتر آنكه صاحبان سفرهها بيرون مسجد ايستاده اند و مومنين را به هنگام ورود به سفرههاي خود دعوت مي كنند. كفشش را مي گيرند و با احترام تا سفره خود همراهي مي كنند. بيرون مسجدالنبي هم كه سفرهها پهن است .
در واقع در اين كشورها تا يك ماه مستمندان از نظر غذائي تامين هستند و يه حق مي توان گفت: «رمضانالمبارك»
اما اگر نگاهي به كشورمان كه ادعاي امالقراي جهان اسلام را دارد بكنيم ، خواهيم ديد كه نه تنها ماه مبارك رمضان براي عموم مردم و حتي مستمندان از جهات فوق كه گفتم ، مباركي ندارد ، بلكه توام است با گراني مواد غذائي . چند سالي هم هست كه برخي مراكز ديني به زور مي خواهند سنت حسنه افطار عمومي را در مساجد جا بياندازند و از طريق پخش مستقيم تلوزيوني و … تبليغش را مي كنند كه فكر نكنم به جائي برسد.و همينطور شنيدهام شهرداري تهران در اين ماه تعدادي بستههاي افطاري در بين شهروندان پخش مي كند كه اين كار را هم نميتوان يك فرهنگ ناميد .مسئله عيد فطر در كشورهاي اسلامي مانند تركيه و مالزي و … هم كه جاي خود را دارد .
در همين زمينه :
دو عكسي كه من گرفتهام + +
دو تصويري كه از يكي از وبلاگها يافتم + +
ضيافت الهي (وبلاگ استاد مسعودي)
تصاوير جالبي در همين زمينه
نوشته شده در جامعه, دين | ۸ پاسخ »
ادای دینی به استاد
چهارشنبه, خرداد ۲۲م, ۱۳۸۷
ماه گذشته مصاحبه مفصل حجت السلام والمسلمين راستگو با خبرگزاری رسا،سروصدای خاصی در بین اینترنتیها ایجاد كرد .«خاص »از این جهت كه تنها چند جمله از آن مصاحبه با شیطنتهای سایتهای خبری بهانه را برای توهین ها و بی مهریهای مكرر عدهای سطحی نگر ایجاد كرد. «سطحی نگر» گفتم چرا كه بدون مطالعه كامل مصاحبه و بدون توجه به تخصص و سابقه این استاد عزیز با بیانی احساساتی خود را مدیون یكی از حرفه ای ترین اساتید كودك و نوجوان كردند . «حرفه ایترین» گفتم ، چرا كه اگر این یادداشت را به صورت كامل بخوانید خواهید فهمید چه سرمایه ارزشمندی را داریم و قدرش را نمی دانیم .«سرمایه گفتم » ….. خب بهتر است سبك نوشتنم را عوض كنم.
وقتي امروز يك بار ديگر با حوصله مصاحبه ايشان را خواندم واقعا از برخورد برخي افراد مغرض شگفت زده شدم و يقين پيدا كردم به جز تيتر چند سايت خبري به هيچ وجه مصاحبه ايشان را نخوانده اند .واقعا ايشان در مصاحبه خود چه گفته بودند ؟ «حجتالاسلام محمدحسن راستگو، رئيس مركز تربيت مربي كودك و نوجوان دفتر تبليغات اسلامي حورزه علميه قم با اشاره به نقاط مثبت و منفي برنامه تلويزيوني «فيتيله جمعه تعطيله» كه روزهاي جمعه از شبكه دوم سيما پخش ميشود، اظهار داشت: استفاده از ديدگاههاي يك كارشناس روحاني كه افزون بر آگاهي عميق از مباني ديني، با زبان هنر هم آشنا باشد، رشد سطح كيفي و محتوايي اين برنامه پر بيننده را در پي دارد.
وي با بيان اين كه اگر چنين كارشناسي پيش از پخش برنامه در مورد تك تك آيتمهاي برنامه نظر دهد، بيگمان انتقادهايي كه درباره اين برنامه وجود دارد به حداقل ميرسد، افزود: افزون بر كارشناس ديني بايد كارشناسان آموزشي و روانشناسي در هنگام تهيه اين برنامه حضور داشته باشند و درباره مسايل مختلف از جمله ميزان اثربخشي از راه القاء مستقيم يا غيرمستقيم پيامهاي خاص نظر دهند.
وي با اشاره به اين كه در ساخت برنامههاي تلويزيوني بايد نياز عمومي مردم در نظر گرفته شود، افزود: توقع ما از برنامه فيتيله اين نيست كه به بچهها نماز جماعت ياد دهد، ولي اگر يك سري مفاهيم ديني به صورت غيرمستقيم و رقيق با محتواي زنده و شاد در اين برنامه گنجانده شود و در دراز مدت هدف مشخصي را پيگيري كند، كار ارزشمند و تاثيرگذاري به يادگار خواهد ماند. برنامه هاي كودك بايد از نظر روانشناسي متناسب با سن، جنس، معلومات و فرهنگ زيست كودك باشد.محتواي برنامههاي كودك بايد رقيق، متنوع، زيبا و با القاي غيرمستقيم مطالب همراه باشد و افزون بر آن از قالبهاي مختلف اجرا مانند قصه، نمايش، شعر، سرود، پرسش و پاسخ، مسابقه و حركات ورزشي در آن استفاده شود .
وي در ادامه اظهار داشت: جيغ زدن مسالهاي است كه به نظر برخي روانشناسان انسان را از نظر رواني تخليه ميكند، ولي عادت دادن بچهها به آن افزون بر اين كه در زندگي شهرنشيني كنوني حقوق ديگران را ضايع ميكند، متناسب با جايگاه يك برنامه تلوزيوني كه بايد آموزنده و سازنده باشد، نيست.»
حاج آقا راستگو با سی سال تجربه تدریس برای كودكان و نوجوانان یكی از افرادی است كه تنها به خاطر عشق و علاقه به این راه آمده و استقامت و همتش ستودنی است . كدام استاد و مربی را در ایران سراغ داریم كه برای آموزش كودك و نوجوان به تكتك شهرهای ایران سفر كرده باشد .هزاران كلاس آموزشی برگزار كرده باشد . با روئی گشاده دعوت روستائیان را پذیرا باشد ،بهترین مدرسه غیرانتفاعی در تهران با مدرسه كپری فلان روستا برایش فرقی نداشته باشد ؟ با همت خود مركز تربیت مربی كودك و نوجوان را راه اندازی كند و صدها نفر استاد در این زمینه تربیت كند ؟ قویترین كتابخانه تخصصی كودك و نوجوان را راهاندازی كند . برای بالابردن كیفیت آموزش به دهها كشور سفر كند . روشهای تربیت و تدریس كودك و نوجوان را در سایر كشورها بررسی كرده باشد.نه…بالاغیرتا اگر نمونهای اینچنین سراغ دارید معرفی كنید .
وقتی ایده نوشتن این یادداشت را دیروز در جمعی مطرح كردم،یكی از حضار كه برنامه نویس و مهندس كامپیوتر است به من گفت : « این راهم بنویس كه حاجآقا با پیشرفته ترین تكنولوژی آموزشی و مسائل مختلف آشنا است . یك بلاگر و چت كننده حرفه ای . برای اولین بار یك رم ۳۰ گیگابایتی را دست ایشان دیدم كه می گفت از ژاپن خریده ام. قبل از سفر به هر شهر و كشوری از طریق گوگل ارث موقعیت آنجا را خوب بررسی می كند و …» و من در پاسخ گفتم : « به عقيده من اين تعريفها براي حاجآقا بسيار كوچك و سبك است اما متاسفانه مجبورم این ویژگی حاجآقا را پررنگتر بنویسم . چرا كه در نگاه جماعت توهین كننده به ایشان متاسفانه همین ویژگیها معیار است .اینها چه می فهمند با تمام عشق ۳۰ سال خدمت به كودكان و نوجوانان یعنی چه ؟ چه میفهمند بدون ادعا یك عمر تلاش برای تربیت میلیونها كودك و نوجوان ایرانی كه بسیاری از آنان هماینك مدیران و نخبگان كشوری شدهاند یعنی چه ؟ و …»
به راستي ما ايراني جماعت چرا قدرنشناس هستيم . اگر چنين سرمايهاي هماينك در واتيكان و يا مراكز ديني ديگر اديان وجود داشت او را به عنوان چهرهاي جهاني معرفي مي كردند و تاكنون چند دوره رئيس يونيسف كرده بودند.
اين يادداشت اداي دين كوچكي بود خدمت استاد عزيز
احمد نجمي
فارغ التحصيل ممتاز دوره بيست و دوم تربيت مربي كودك و نوجوان
در همين زمينه و خواندني :
نوشته شده در جامعه, دين, فرهنگ | ۱۳ پاسخ »
درسوگ پل آهنچي قم
دوشنبه, خرداد ۲۰م, ۱۳۸۷
در زندگي نامه مرحوم شيخ عبدالكريم حائري يزدي ( موسس حوزه ) به قلم محمدعلي صفوت و با ويرايش استاد صدرائي خوئي آمده است :« قبرستان نو در كنار رودخانه به دستور حاج شيخ از ثلث مرحوم حاج ابراهيم تهراني با يك غسالخانه ساخته شده بود . براي تسهيل در كار حمل جنائز و عبور و مرور به وجود پلي احتياج مبرم شد . جمعي از غافلان و جاهلان محل با هر نظري كه داشتند به ساختن پل عدم تمايل نشان دادند.فلذا مسكوت ماند . سپس همان پل را مرحون آهنچي از مال خود ساخت . الحال براي قم بناي سودمند و آبروبخشي شده است .(كتاب موسس حوزه / صفحه ۷۸)
پل آهنچي قم با قدمتي هشتاد ساله، نزديكترين پل به حرم مطهر و راه اصلي تردد به آنسوي رودخانه - و محل توقف بسياري از خودروهاي مسافربري،- همواره عهدهدار انتقال جمعيت ميليوني به حرم حضرت معصومه(س) است؛ چنين پلي يقينا بايد بهترين كيفيت و زيباترين نما را داشته باشد.اما…
اما مدت يك سال است كه اين پل از دو طرف تخريب شده و عرض ۱۰ متري آن به ۳ متر كاهش پيدا كرده است. با شروع تعميرات پل،بسياري اميدوار بودند كه طرح اساسي براي استحكام و زيباسازي آن انجام مي گيرد.اما با گذشت ۹ ماه هيچ اتفاقي در اين پل روي نداد و در ايام برف و باران زمستان،عابران بايد از گلولاي ناشي از عمليات نيمه كاره اين پل عبور مي كردند تا يادشان نرود به هنگام تشرف به حرم مطهر به جان مديران شهري دعا يا … كنند.از دوماه پيش عمليات زيبا سازي اين پل شروع شده است و عليرغم گذشت دو ماه هنوز آجرهاي نما در دو طرف پل به چشم مي خورد .
بسياري از شهروندان قمي طي يكسال گذشته با ديدن اوضاع به همريخته و نامعلوم پل آهنچي اين سوال را از خود مي پرسند (از خود مي پرسند چون اساسا در قم كسي پاسخگوي اين مسائل نيست ) كه چرا پل آهنچي به عنوان يكي از اصلي ترين خيابانهاي عبور مردم و زائران در قم به اين وضع اسفناك دچار شده است .چرا پلي كه هشتاد سال پيش براي انتقال اجساد از حرم مطهر به آنسوي رودخانه ساخته شده است ، هيچ تغيير و بازسازي اساسي نشود و نيمه كاره رها شود ؟
در ايام تعطيلات نوروز و همين تعطيلات نيمه خرداد جمعيت ميليوني مسافران قم از اين پل عبور كرده و خود را به حرم مطهر مي رسانند.به راستي چرا بايد چنين پلي با اينچنين وضعيت تاسفباري مواجه باشد ؟ آيا براي كشوري كه هر روز از اختراعات و اكتشافات انرژي هستهاي و سدسازي و … خبر مي دهد،مايه آبروريزي نيست كه نتواند در دومين شهر زيارتي و مهمترين شهر سياسي كشور،يك پل اينگونه يك سال نيمه كاره رها شده باشد ؟ واقعا شهرداي قم يا حرم حضرت معصومه (س) توانائي سروسامان بخشيدن به اين پل را ندارد؟
آنگونه كه در كلانشهرها ديدهايم چنين پروژههايي به صورت فوري و سه شيفته در كمترين زمان ممكن به اتمام مي رسد،در حالي كه يك سال است اين پل به صورت نيمهكاره رها شده است.
به نظرم اگر مرحوم آهنچي زنده بود و وضعيت فعلي را مي ديد مي گفت : « در زمان رضاشاه كه كسي به فكر قم نبود و من از جيب خودم اين پل را ساختم.گويا در دولت فعلي هم بايد خودم آستين بالابزنم و اين پل را مرمت كنم!»
در همين زمينه :
قم در غم پروژه هاي غمساز
