بایگانی برای‘حوزه’ دسته

گپی با روزنامه تهران امروز درباره وبلاگ نویسی ام

چهارشنبه, فروردین ۳۱م, ۱۳۹۰

گفت‌وگوي تهران امروز با اولين وبلاگ نويس حوزه علميه:

وبلاگ شما نشانه شخصيت شماست

مطهره شفيعي

طلبه‌اي متولد ۱۳۵۸ است اما در زماني كه بسياري از نزديك شدن به فضاي مجازي به‌ويژه اينترنت هراس داشتند، او وبلاگي را تحت عنوان «منبر نت» راه اندازي كرد و در همان زمان راه‌اندازي به خودش قول داد تا مصلحت‌ها او را از نگارش واقعيات باز ندارد. او به سرعت در وبلاگ نويسي پيشرفت كرد و به گفته خودش مسير آينده او با اين وبلاگ تغيير كرد.

چنانكه خبرگزاري رسا را با دوستانش راه‌اندازي كرد و مديريت ارتباطات دفتر توسعه وبلاگ ديني را پذيرفت. شايد بتوان به نجمي نام اولين وبلاگ نويس حوزه را داد كه در ۹ سال منبرنت او فعال بوده است.

وبلاگ «منبر نت» از چه سالي فعال شد و اسم آن را چگونه انتخاب كرديد؟

در بهمن سال ۸۱ منبر نت در پرشين بلاگ راه اندازي شد و تا امروز اگر چه پسوند IR دارد اما ترجيح مي‌دهم كه نوشتارش سبك وبلاگ باشد. از اين جهت هم نام منبر نت را براي آن انتخاب كردم كه راه ارتباط طلاب با مردم همين منبرها هستند و من مي‌خواستم در فضاي مجازي منبر وجود داشته باشد لذا از نام منبر نت استفاده كردم تا با مخاطبانم ارتباط برقرار كنم. اكنون حدود ۹ سال از راه‌اندازي منبر نت مي‌گذرد. همين وبلاگ بود كه آينده شغلي مرا تحت تاثير قرار داد و آينده‌اي رسانه‌اي براي من رقم زد. با دوستان زيادي آشنا شدم و خبرگزاري رسا را راه‌اندازي كرديم كه سه سال دبير خبر آن بودم. موسسه فرهنگي و رسانه‌اي هم راه اندازي كرديم.

در حدود ۹ سال پيش هنوز فضاي جامعه آشنايي چنداني با اينترنت و فضاي مجازي نداشت و خاطرم مي‌آيد اقشاري از جامعه از راه‌اندازي اينترنت بيم داشتند اما شما در همان دوران و در شهر قم كه شايد بيشترين مخالفان اينترنت در آنجا بودند، منبر نت را راه‌ اندازي كرديد. با چه انتقاداتي مواجه بوديد؟

آنچه شما مي‌گوييد با واقعيت قم در ۹ سال پيش تطبيق ندارد. سايتهاي مراجع خيلي زود در قم راه‌اندازي شد اما در مورد وبلاگ، قضاوتهاي اشتباه وجود داشت و مقاومت‌هايي مي‌شد. دليل آن هم عدم معرفي صحيح وبلاگ به مردم بود. اگر به درستي وبلاگ را به مردم معرفي مي‌كردند، چنين مقاومتهايي هم نبود.

مردم اولين خبري كه در مورد وبلاگ شنيدند مربوط به دستگيري چند وبلاگ نويس بود البته جرم آنها سياسي نوشتن در وبلاگهايشان بود. اما در حوزه وضع اينگونه نبود و آيت‌الله حسيني بوشهري در زماني كه مدير حوزه بود، از وبلاگ نويسي استقبال كرد. به تدريج ارائه مطالب و مستندات در وبلاگ طلاب آغاز شد و مطالب بسيار خوبي هم از طريق آنها انتشار يافت. وبلاگهايي كه نويسندگانشان ماهيت طلبگي داشتند و روز به روز بر تعداد آنها افزوده شده است.

ظاهرا اولين وبلاگ طلبه‌اي از قم به شما اختصاص داشت.

دو وبلاگ ديگر همزمان با منبر نت راه اندازي شدند اما بعد ۲ يا ۳ سال فعاليت خود را متوقف كردند. منبر نت هم با فراز و نشيبهاي زيادي در اين سال‌ها مواجه بود. زمان‌هايي بوده كه من در يك هفته ۴ تا ۵ مطلب ارسال مي‌كردم و زماني هم در يك ماه مطلبي منتشر نمي‌شد كه دليل آن نبود سوژه بود.

وبلاگ را از آن جهت انتخاب كردم كه بتوانم خيلي صريح با مخاطبان ارتباط برقرار كنم و به هر فردي بدون اينكه ابزاري مانند روزنامه داشته باشم، بدون سانسور حرفم را بزنم البته اكنون كه به مطالب سال‌هاي قبل وبلاگم نگاه مي‌كنم به اين نتيجه مي‌رسم كه برخي مطالب را نبايد با آن ادبيات مي‌نوشتم اما صراحت در نوشته هايم وجود دارد. اگر يك‌نفر با حوصله تمام مطالب منبر نت را بخواند مي‌تواند به‌طور كامل از من و روحيات من آگاه شود و دليل آن هم نوشتار بدون سانسور و صراحت من است.

چرا به اين حد بر صراحت مطالب وبلاگتان تاكيد داريد؟

از قديم مي‌گفتند ارائه بليت نشانه شخصيت شماست و من مي‌گويم وبلاگ هر فرد نشانه شخصيت او است. اگر صادقانه در وبلاگ مطالبي درج شود، نشان‌دهنده اين است كه فرد نويسنده در جامعه هم آدم صادقي است. من شخصا انساني صريح هستم البته شايد برخي اين خصلت بنده را منفي تلقي كنند اما صريح و صادقانه نوشتن را به محافظه كاري و مصلحت انديشي ترجيح مي‌دهم.

براي من همواره اين سوال مطرح بوده كه چرا كميته فيلترينگ با مطالب شما برخورد نمي‌كند. خودتان هم قبول داريد كه برخي مطلب وبلاگتان تند نگاشته شده است؟

من قبول دارم برخي مطالب تند است اما بايد در نظر داشت كه تند نوشتن با توهين تفاوت دارد. من به بالاترين شخصيت اجرايي كشور انتقادات صريح مي‌كنم اما صراحت با توهين فرق دارد. من هيچ‌گاه حرفي را نمي‌نويسم كه به ضرر منافع مردم و نظام باشد. اگر كميته فيلترينگ بخواهد تذكر يا برخوردي با بنده داشته باشد، مطالب منبر نت شامل هيچ يك از جرايم نمي‌شود زيرا نه به نشر اكاذيب پرداخته‌ايم و نه به كسي توهين كرده ايم پس چرا بايد با ما برخورد شود؟ البته نبايد از اراده‌هايي غافل بود كه درصدد فيلتر منبرنت بوده‌اند اما بهانه‌اي پيدا نكردند.

بيشترين بازديد كننده از منبر نت چه رقمي بوده است؟

پربازديد كننده‌ترين روزها بين ۲ هزار تا ۲ هزار و پانصد مخاطب بوده است. البته مخاطب وبلاگ زياد نيستند و افراد خاصي به منبر نت سر مي‌زنند. اين افراد ديدگاهها و سابقه بنده را مي‌دانند يا از فعالان رسانه‌ها هستند. بسياري از سايتها از مطالب منبرنت استفاده مي‌كنند و مطالب در نشريات به چاپ مي‌رسد.

آيا در حوزه بحثي هم درباره مطالب وبلاگ شما مي‌شود و طلاب ديگر به نقد آنها ميپردازند؟

آنهايي كه مرا مي‌شناسند، درباره مطالب من صحبت مي‌كنند. اساتيد حوزه هم صحبتهايي دارند و در مورد اينكه مطلبي درست است يا خير نظر مي‌دهند.

آخرين مطلب وبلاگتان در مورد عزل و نصبها در حوزه است. مسئولان حوزه از اين مطلب گلايه نكردند چون احساس مي‌شد انتقادي است.

تاكنون مخاطب هيچ مطلبي در منبرنت مديران حوزه نبودند. اگر دانشگاه مشكلي داشته باشد، محل طرح آن رسانه و وبلاگ است اما در مورد حوزه اين طور نيست و ما اصلا انتقاداتمان را به رسانه‌ها نمي‌بريم زيرا نظريه قرباني خواهد شد.اگر نقدي باشد به راحتي با مديران حوزه در ميان مي‌گذارم. محل نقد حوزه، رسانه نيست چراكه اصل نظريه تلف مي‌شود.

ظاهرا شما در سايت مقام معظم رهبري هم فعال هستيد

اينطور نيست. در زمان ديدار ايشان با علماي قم دو گزارش حاشيه اين ديدار را نوشتم و در وبلاگ گذاشتم كه سايت رهبري از آنها استفاده كرد و جزو پر خواننده‌ترين مطلب بخش وبلاگهاي سايت رهبري هم شد. البته لازم است يادآوري كنم كه خودم در اين مراسم حضور نداشتم.

پس چطور حاشيه نوشتيد؟

سايت رهبري فردي را براي حاشيه نوشتن دارد اما ظاهرا اين فرد به دليل عدم آشنايي با علما حاشيه‌ ننوشت. من از طرق مختلف اطلاعات اين ديدار را جمع و گزارش كردم و دوستاني كه در اين مراسم حاضر بودند بعد از خواندن گزارش گفتند كه كل گزارش با واقعيت منطبق است.

نوشته شده در حوزه, رسانه | ۸ پاسخ »

سال تحول مديران حوزه

شنبه, فروردین ۱۳م, ۱۳۹۰

سازوکار عزل و نصب و تغییر مدیران در حوزه علمیه و مراکز وابسته به آن به‎خاطر ساختار و ویژگی‌های سنتی‎اش از قوانین حاکم بر سازمان‌های متعارف جامعه کاملا متفاوت بوده و رسوم خاص خود را دارد. بسیاری از مدیران حوزوی علی‎رغم انتصاب رسمی، به‎خاطر صلاحیت‎های فردی در مناصب قرار می‎گیرند. با این همه باید گفت سال ۱۳۸۹ سال تغییرات مهم مدیران حوزوی بود. از مراکز پژوهشی گرفته تا اجرایی و بر این اساس شاید سال ۱۳۹۰ را زمانی برای تحرک جدید مراکز حوزوی بدانیم.

دفتر تبلیغات اسلامی، تغییر با رنگ اصلاح
مهمترین تغییر مدیریتی سال ۱۳۸۹ با رفتن حجت‎الاسلام سیدحسن ربانی و انتصاب حجت‎الاسلام احمد واعظی در دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم رقم خورد. دفتر تبلیغات اسلامی بزرگ‎ترین مؤسسه حوزوی با سمت و سوی پژوهشی و تبلیغی است، و هم‎اینک هزاران نفر از طلاب و اساتید حوزه، جزو خدمت‎گیرندگان مراکز گوناگون وابسته به آنند. مجلات علمی و کاربردی دفتر در کنار دانشگاه باقرالعلوم و پژوهشگاه علوم و معارف اسلامی پایگاه بخش قابل‎توجهی از جریان روشنفکری حوزه محسوب می‌شود. مراکز پژوهشی دفتر، پژوهشگرانی با گرایش‎های روشنفکری، نواندیشی دینی و اندکی سنتی را گرد خود آورده و شاید به‎خاطر همین ترکیب انسانی است که از سوی حضرت آیت‎الله خامنه‌ای به «نماد روشنفکری حوزه» ملقب شده است. لقبی که خوشایند دفتر تبلیغاتی‎ها هم بود. شاید همین وجهه روشنفکری دفتر بود که برای تغییر ریاست پیشین آن بی‎تابی می‌کرد و بر این اساس پایان ریاست ربانی بر دفتر تبلیغات می‌تواند مطلع مهمی برای بروز حیثیت روشنفکری دفتر تبلیغات باشد.

با وجود غلبه هویت روشنفکری بر ارکان دفتر، معاونت فرهنگی - تبلیغی آن با ساختاری سنتی‌تر در فرآیند اعزام چندین هزار مبلغ در سال مشارکت دارد. آن‎چه از نام دفتر تبلیغات در افکار عمومی جامعه متبادر می‌شود، محوریت مأموریت تبلیغی است و منابع مالی نیز عمدتا با لحاظ همین مأموریت اختصاص می‌یابد. اما در عملکرد مالی دفتر، مأموریت‌های تبلیغی حداکثر ۳۰ درصد از منابع را به خود اختصاص می‌دهد و برنامه‌ریزان ارشد دفتر به فعالیت‌های نواندیشانه‌ای که در معاونت‌های آموزش و پژوهش نمودار می‌شود، توجه مالی و برنامه‌ای بیشتری دارند.

شخصیت سنتی حجت‎الاسلام ربانی که هشت سال ریاست دفتر تبلیغات را به عهده داشت و توجه ویژه وی به مأموریت تبلیغی روحانیت، تا حدودی متعادل کننده این عدم توازن بود. اما حجت‎الاسلام واعظی که هویت علمی‌اش مدیون پژوهش در عرصه‎های کلام جدید و علوم عقلی است، علی‎رغم تأکید شفاهی بر مأموریت تبلیغی دفتر، شناخت کافی از الزامات و ضرورت‌های این عرصه ندارد. انتظار رونق یافتن و تعالی برنامه‎های دفتر در عرصه فرهنگ عمومی و تبلیغ اسلامی، با توجه به تصمیم‌های شتاب‌زده ریاست جدید دفتر در این مدت کوتاه، واقع‎بینانه به‎نظر نمی‌رسد.

 

جابه‎جايي ریاست دفتر چندماه زودتر از سررسید حکم قبلی انجام گرفت، و مقصد بعدی او یعنی ریاست مرکز خدمات حوزه‎های علمیه نشان می‎دهد عملکرد اجرایی وی قابل قبول ارزیابی شده است. نکته‎ای که در مقاطع مختلفی از سوی وی عنوان شد و بارها به رضایت رهبر معظم انقلاب از عملکرد دفتر تبلیغات اسلامی اشاره کرد. اما ظاهرا از لحاظ محتوای فرهنگی برآورنده انتظارات نبوده است. این نارضایتی را می‌توان در تذکرات رهبر معظم انقلاب در دیدارهای ایشان با مدیران ارشد دفتر مشاهده کرد.

حجت‎الاسلام احمد واعظی، ریاست جدید دفتر، پژوهشگری است که سابقه حضور در مناصبی مانند « معاونت پژوهشی مرکز مدیریت حوزه علمیه قم»، «ریاست دانشگاه باقرالعلوم (علیه‎السلام) قم» و «ریاست مرکز اسلامی لندن» را داشته و از سال گذشته به درخواست استادش، آیت‎الله آملی لاریجانی سمت «معاونت آموزش و تحقیقات قوه قضاییه» را پذیرفته است. واعظی ترجیح داد در همان روزهای نخست مدیریت خود دست به تغییرات اساسی در بین معاونین خود بزند و به‎نظر می‎رسد از هر لحاظ سعی می‎کند اصلاحات خود را محقق سازد. از مهمترین رویکردهای وی فاصله گرفتن از الگوی برنامه‌ریزی راهبردی دفتر است، که طی سالیان اخیر با تلاش هیئت امنا و دبیر آن جناب آقای سید عباس صالحی شکل گرفته.

مرکز خدمات حوزه، تحول با طعم سیاسی
حجت‎الاسلام ابوالحسن نواب چهره نام‎آشنای همه حوزویان است. راه‎اندازی و مدیریت مرکز خدمات حوزه‎های علمیه در ده سال گذشته از او چهره‎ای همیشه خبرساز در گعده‎های طلبگی ساخته است. چراکه مرکز خدمات حوزه‎های علمیه اگرچه در آغاز، هدف خود را خدمت‎رسانی به طلاب در عرصه بیمه درمانی اعلام کرده بود اما با گذشت زمان این مرکز نشان داد می‎تواند خدمات به حوزویان را فراتر از اهداف اولیه عملی سازد. از ساخت بیش از ۵ هزار خانه آپارتمانی گرفته تا خدمات رفاهی دیگر. به‎خاطر همین موضوع هم برخی نارضایتی‎ها از تعهدات صورت گرفته در امر مسکن در بین طلاب وجود داشت. نارضایتی‎هایی که از منظری منصفانه طبیعی به‎نظر می‎رسد.

اما حجت‎الاسلام نواب مسئولیت‎های دیگری نیز برعهده دارد که شاید در استعفا و به نقلی کنارگذاشته شدن او از مرکز خدمات حوزه‎های علمیه بی‎تأثیر نبوده است؛ ریاست دانشگاه ادیان و مذاهب و مشاور فرهنگی رییس مجلس شورای اسلامی. دانشگاه ادیان و مذاهب براساس ساختار خود از تفکرات خاصی شکل گرفته است که تشدد آن‎ها در دوسال گذشته دامنگیر نواب بود. برخی سایت‎های خبری تصاویری از حضور چند تن از اساتید این دانشگاه در تجمعات غیرقانونی پس از انتخابات را منتشر کردند تا توجه افکار عمومی به گرایش‎های سیاسی این دانشگاه جلب شود. اگرچه بعدها نواب حضور این چند تن در دانشگاه را به‎شدت تکذیب کرد و اعلام کرد تنها یک نفر از آن‎ها استاد دانشگاه ادیان است و او نیز از کرده خود پشیمان شده است؛ اما باعث نشد توجهات افکار عمومی از این دانشگاه و گرایش‎های فکری آن منحرف شود. برخی از سخنرانی‎های نواب در محکومیت سران فتنه و جایگاه او به‎عنوان مدیر سیاسی جامعه روحانیت مبارز نیز تاکنون نتوانسته است زمزمه‎های سیاسی برعلیه او را آن‎گونه که می‎خواهد، سوق دهد.

در این بین حتی مخالفان سیاسی نواب به خدمات صورت گرفته در مرکز تحت مدیریت او اذعان دارند تا جایی که بسیاری از طلاب حوزه علمیه معتقدند با رفتن نواب ممکن است وضعیت صعودی فعالیت مرکز خدمات حوزه‎های علمیه روندی نزولی داشته باشد.

با رفتن نواب از مرکز خدمات حوزه‎های علمیه، حجت‎الاسلام سیدحسن ربانی رییس پیشین دفتر تبلیغات اسلامی جای او را گرفت.

حوزه علمیه خواهران، تغییری نه چندان جدی
حوزه علمیه خواهران در سراسر کشور با سی هزار طلبه خواهر توانست در چند سال اخیر با جذب بودجه‎های قابل‎توجهی توسعه کمی و کیفی تحسین‎برانگیزی را پشت سر گذارد و دوشادوش حوزه‎های علمیه برادران خود را مطرح کند. بی‎شک نام حوزه علمیه خواهران بدون آیت‎الله شرعی در هیچ ذهنی ثبت نشده است. عالمی که نتیجه زحمات شبانه‎روزی‎اش هم‎اینک در همه شهرهای کشور با تابلوی «حوزه علمیه خواهران» می‎درخشد.

 

اما علی‎رغم سخت‎کوشی‎های آیت‎الله شرعی، او هم اینک در بستر نقاهت و کهنسالی است و در سال‎های گذشته قائم مقامش یعنی حجت‎الاسلام جمشیدی به امور مدیریت این حوزه پرداخته بود. اصرار جمشیدی بر باقی ماندن نام آیت‎الله شرعی در مدیریت این حوزه نتیجه نداد و شورای عالی حوزه‎های علمیه در بهمن امسال به صورت رسمی حجت‎الاسلام جمشیدی را به‎عنوان مدیر حوزه‎های علمیه خواهران سراسر کشور معرفی کرد.

در جلسه معارفه مدیر حوزه علمیه خواهران حجت‎الاسلام جمشیدی به‎ناچار از سوی آیت‎الله شرعی گزارشی از عملکرد گذشته این حوزه را ارائه داد تا عملا ثابت شود که تغییری در مدیریت حوزه خواهران پیش نیامده و قائم‎مقام پیشین هم‎اینک مدیر رسمی شده است.

جامعه مدرسین، ناچار از خانه‎تکانی
جامعه مدرسین حوزه علمیه قم باتوجه به جایگاه حساس و قابل‎توجه خود کمترین تغییرات مدیریتی در سال‎های گذشته را تجربه کرده است. معاونان این جامعه همگی اعضای رسمی بوده و سازوکار تغییر مدیران جامعه مدرسین متفاوت از دیگر نهادهای حوزوی است. با این‎همه و با انتصاب یکی از اصلی‎ترین چهره‎های مدیریتی در جامعه مدرسین یعنی حجت‎الاسلام جمشیدی به سمت مدیر حوزه‎های علمیه خواهران، تغییرات در سطح «رییس دفتر» و «معاونت جامعه و نظام» بدیهی به‎نظر می‎رسید. اگرچه برخی از استعفای اعتراض‎گونه حجت‎الاسلام جمشیدی سخن گفته‎اند ولی نتیجه یکی بود و باید نیروی جایگزین او در آخرین ماه سال ۱۳۸۹ انتخاب می‎شد.

آیت‎الله یزدی، ریاست جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ترجیح داد چهره‎ای متفاوت از آن‎چه که در محافل حوزوی مطرح می‎شد برای رییس دفتری انتخاب کند و در نتیجه حجت‎الاسلام سقای بی‎ریا را برای رایزنی به دفتر خود فراخواند. سقای بی‎ریا از فارغ‎التحصیلان مؤسسه امام خمینی است که چهره او با ورود به دولت و قرار گرفتن در سمت مشاور رییس‎جمهوری در امور علما برای حوزویان شناخته شد.

 

چند ماه پیش خبر استعفای بی‎ریا از سمت مشاور رییس‎جمهوری در رسانه‎ها منتشر شد که وی با تأیید اولیه این خبر از رایزنی با رییس‎جمهوری و در نتیجه ادامه همکاری خبر داد. اما این‎بار شرط حضور او در جامعه مدرسین استعفایش از دولت عنوان شد و وی نیز رسما اعلام کرد با دولت خداحافظی کرده است.

انتصاب حجت‎الاسلام بی‎ریا مورد توجه رسانه‎ها قرار گرفت و تحلیل‎های مختلفی از این انتصاب عنوان شد تا جایی‎که هیچ توجهی به گزینه بعدی یعنی «معاون جامعه و نظام» صورت نگرفت. در این بین بود که کاندیدای تصدی معاونت جامعه و نظام از سوی آیت‎الله یزدی به جلسه رسمی جامعه مدرسین معرفی شد و سرانجام فرد معرفی شده رأی اکثریت اعضای حاضر در جلسه را به‎دست آورد.

این فرد کسی نیست جز حجت‎الاسلام عباس کعبی چهره فعال و چندکاره جامعه مدرسین. حجت‎الاسلام کعبی همزمان با نمایندگی مردم خوزستان در مجلس خبرگان یک دوره عضو حقوقدان شورای نگهبان بود و در همین زمان مسئولیت مرکز مطالعات جامعه مدرسین را نیز به عهده داشت. اگرچه در دوره جدید وی عضو شورای نگهبان نیست.

معاونت جامعه و نظام جامعه مدرسین به کعبی واگذار شد تا اصلی‎ترین فعالیت جامعه مدرسین چه در قالب تولیدات بولتن‎ها و چه ارتباط با بخش‎های مختلف نظام به عهده فردی باشد که اتفاقا ارتباط حسنه‎ای نیز با دولت دارد.

جامعه‎الزهرا، همچنان پشت شیشه‎های مات
جامعه‎الزهرا اگرچه از لحاظ هویت، حوزه‎ای برای خواهران است اما از همان ابتدا با هیأت امنای مستقل کار خود را آغاز کرد و با بیش از ۱۰ هزار طلبه از قم و شهرستان‎ها آرمان بسیاری از دختران علاقه‎مند به تحصیل در علوم دینی است.

نام رییس این حوزه زمانی به رسانه‎ها راه یافت که تعدادی از اساتید و مسئولان آن نسبت به حمایت وی از جریان فتنه معترض بودند و به همین منظور طوماری تهیه و به سایت‎های خبری ارسال کردند. اگرچه این اعتراض به نوعی سلیقه‎ای به‎نظر می‎رسد اما گرایش سیاسی حجت‎الاسلام طباطبائی و حمایت او از جریات اصلاح‎طلبی در سال‎های گذشته و شخص آقاي هاشمی رفسنجانی نشان می‎دهد نگرانی اساتید این مرکز به‎دور از واقع نیست.

در ماه‎های گذشته نیز اخبار ضدونقیضی از کنارگذاشتن حجت‎الاسلام طباطبائی مطرح شده است و حتی برخی اسامی احتمالی برای جایگزینی وی نیز شمرده می‎شود، اما ابهام جدی در صحت این مسئله وجود دارد. چراکه برخی دیگر از آگاهان از تمدید حکم اعضای هیأت امنا و مدیریت جامعه‎الزهرا در بهمن‎ماه خبر می‎دهند. البته در صورت تمدید حکم وی این سوال جدی مطرح می‎شود که چرا خبر تمدید حکم وی تاکنون رسانه‎ای نشده است؟

واقعیت این است که علت ابهام در انتصاب یا تغییر مدیریت جامعه‎الزهرا به سلیقه خاص حجت‎الاسلام طباطبایی در سخت‎گیری ارتباط با رسانه‎ها و به تعبیری دیگر قطع کامل ارتباط رسانه‎ای در جایگاه مدیریت جامعه‎الزهرا و مدرسه شهیدین برمی‎گردد. چنین رفتاری دیگر منطقی به‎نظر نمی‎رسد و زمان آشتی وی با رسانه‎ها فرا رسیده است. شاید همین امر باعث شود شیشه مات جامعه‎الزهرا به شیشه‎ای شفاف تبدیل شود و از این طریق خدمات بزرگی به این مرکز مقدس صورت گیرد.

 

همین یادداشت در ویژه نامه نوروزی مجله پنجره

نوشته شده در حوزه | ۹ پاسخ »


پیوندها
آشنايان
آب‌و آتش. آهستان. احسان‌و هزاره سوم. ارتباطات. ايمان امروز. اينك. باسيدعلي‌تاقتح قدس. بانوبلاگ. بچه هاي قلم. ترديد‌راهي‌به‌دانائي. تنهاي‌تنها. حاج آقا ياحق. حامدعبداللهي. خبرنگار‌مسلمان. خویلی. دفتر عشق. دلشدگان شمس. رسانه. رسپنا. رضابابايي. رند. سرگيجه‌ها. سوزنبان. سيدمحمدتقي‌ابطحي. شاعرانه. شب نوشت. شيعه‌مذهب‌برتر. ضحي. طعم‌شيرين‌دودقيقه. طلبه‌نسل‌سوم. عباس‌حسين‌نژاد. عقل‌سرخ. فرهنگ‌و‌ارتباطات. كشكول جواني. كلاشينكف ديجيتالي. مادرانه. مجاهد. مدير. میرزاقلی‌خان‌راپورتچی. همسرا. پاسخگوئی. پاسداران. گلدختر.
خبري
آريا. آفتاب. آينده‌روشن. الف. امروز. انتخاب. ايسنا. ايكنا. برنا. بولتن نيوز. بي‌بي‌سي. تابناك. جهان. حج. حوزه‌نيوز. دويچه‌وله. راديوزمانه. رجا. رسا. سپهر. شريف. شهر. شيعه نيوز. صدرا. عدالتخانه. عصرایران. فارس. فرارو. فردا. مهر. نوروز. پارسينه.
فرهنگي‌علمي
آويني. ادبستان. باشگاه. تبيان. دفتر‌مطالعات تاريخ. سبكبالان. سوره‌مهر. فيروزه. كتاب‌نيوز. لوح. مركز‌اسناد‍‌انقلاب اسلامي. موعود. هفتان. پاسخ‌به‌سؤالات‌ديني. کتابخانه‌تاريخ‌ايران.
ويژه
دفتر توسعه وبلاگ ديني. نشريه الكترونيكي چارقد.