وبلاگ نويسي بين عرفات و مشعر
پنجشنبه, آذر ۵م, ۱۳۸۸يكي از خاطرهانگيزترين ساعات هر مسلمان وقوف در صحراي عرفات و دعاي عرفه است.
اين ساعات معنوي امروز عصر به پايان رسيد و همه را در حسرت درك مجددش گذاشت.
الان در اتوبوس هستيم و بين عرفات و مشعر در حال حركت.شايد اين نخستين يادداشت وبلاگي از اين مكان و ساعات باشد.
اگرچه كوتاه اما خواستم يادداشتي از اين ساعات هم داشته باشم.شايد براي سالهاي بعد…
اين مسير ۵ كيلومتري بخاطر ترافيك شديد در ساعتها به طول ميانجامد.قعلا كه حركت ما سانتيمتري است.
در اتوبوس نشستهام و به خود و خيلي چيزها فكر ميكنم.
در همين زمينه:
يادداشت نويسي از عرفات در سايه تكنولوژي
نوشته شده در دين, رسانه | ۱۱ پاسخ »
وبلاگ نويسي از عرفه در سايه تكنولوژي
پنجشنبه, آذر ۵م, ۱۳۸۸
تا همين چند سال پيش كمتر كسي تصور ميكرد از صحراي عرفه كه توقفگاه نيمروزه حجاج است و بدون هيچ امكاناتي براي عموم زائران، بتوان با اينترنت ۷مگابايتي و با كمترين هزينه به اينترنت وصل شد، و وبلاگ نويسي كرد.
بله.در سايه تكنولوژي كه در اينسالها شتاب شگفتانگيزي گرفته اين امكان ميسر شده است.يك فلشي كه سيم كارت مي خورد و تنها با ۱۰۰ ريال سعودي (۲۷هزار تومان) ميتوان از هرجاي عربستان به اينترنت وصل شد.امكاني كه متاسفانه براي كشورمان فعلا يك رويا محسوب مي شود.
پس با بهره گيري از اين امكانات چند خطي مي نويسم:
اينجا عرفه، صحرائي كه دلهاي منتظران و چشمهاي اشكبار سالهاي سال انتظار آن را مي كشند .
دستان لرزانم را به آسمان بلند میکنم. سرم را در آسمان میچرخانم. جز نور نمیبینم.فریاد میزنم و پژواک صدایم را نمیشنوم. چشمه چشمه اشتیاق از چشمانم جاری میشود. زمین میچرخد، آسمان میچرخد و من… من که تو را سالهاست در طوافم و تو ای قبلهگاه راستین من که «یا مَن هو اَقربُ إِلیّ من حَبلِ الوَرید»ی، چگونه خویش را از تو دور ببینم؟!خود را از بیابانهای غفلت، به سوی سرزمین نور میکشم؛ به مکانی که بهترین بندگان، در این روز پرالتهاب، تو را میخوانند. صدای عشق میآید.
الهی!
چگونه به درگاه تو روی آورم، وقتی خویش را آلوده پستترین عصیانها میبینم و در توشه عملم جز زشتی و سیاهی نیندوختهام؟سجاده ام را بیاورید! میخواهم پرواز کنم تا ملکوت. میخواهم بال بگشایم در باغستانهای سبز دعا.میخواهم دل بسپارم به دریای لایتناهیِ لطف حق.وقت تنگ است؛ ثانیهها، شتابناک در گذرند.
پينوشت:ساعت ۸ صبح است.همه عوامل براي برگزاري مراسم برائت از مشركين در تلاش هستند.انشاء الله به هنگام دعاي عرفه دعاگوي همه دوستان خواهم بود.
در همين زمينه:
نگاهي متفاوت به دعاي عرفه
نوشته شده در دين, رسانه | ۵ پاسخ »
حج،متن و حواشي
دوشنبه, آبان ۱۸م, ۱۳۸۸
اجتماع ميليوني مسلمانان كشورهاي مختلف جهان براي به جا آوردن مناسك حج در يك سرزمين محدود، فرصت بيبديلي براي رسانهها است كه از اين صحنهها به بهترين شكل استفاده كنند.
ايران هم بواسطه حضور هرساله هشتصدهزار زائر در ايام عمره و نزديك به يكصدهزار در ايام تمتع، سالهاي سال است كه گروههاي مختلف رسانهاي از صداوسيما گرفته تا عكاسان را براي پوشش اين واقعه زيبا گسيل ميكند.
آنچه ذهنم را در چندسال گذشته با ديدن گزارشهاي تلوزيوني و خبري و تصويري به خود مشغول كرده، نوع پوشش اين وقايع توسط رسانههاي ايراني است.
رسانههاي ايراني تاكنون به متن ماجرا و حضور در بين زائران ايراني و مصاحبههاي كوتاه بسنده كردهاند.مستند هاي ساخته شده چند سال اخير نيز اگر چه نگاهي متفاوت، اما از دورن است.
با نگاهي به عملكرد ساير رسانههاي دنيا از بيبيسي و سيانان گرفته تا سايتهاي عكس معتبر مانند بوستون، زاويههاي جالبي را هم ميبينيم.
جالب است زماني كه ميبينيم سيانان يا بيبيسي با سماجت حتي خبرنگار مسيحي خود را به مكه و مدينه ميرسانند و از آن مهمتر به اتاق كنترل امنيت جمرات و مسجدالحرام ميروند تا مخاطب را بهتر در فضاي موجود بكشانند.سايت بوستون بوسيله هلي كوپتر عظمت خح را به تصوير ميكشد.
تهيه گزارش از ميان حجاجي كه رمي جمرات ميكنند، مخاطب را به نوعي ديگر در حال و هواي حج ميبرد.
حتي نيوشا توكليان با اراده شخصي خود به حج ميآيد، با پيگيريهاي شخصي،خود را به بالگرد نيروهاي امنيتي ميرساند و ميتواند تصاوير حيرتانگيزي از فراز مني بگيرد.
به هر حال سيانان يك روند مشخصي را طي ميكند.رايزني و ارسال درخواست و بقيه ماجرا كه حتما براي ساير كشورها از جمله ايران هم ميسر است!
حال بايد پرسيد چرا صداوسيما تاكنون نتوانسته خود را به اين مكانها برساند و اين زوايا را به تصوير بكشد؟
اگر چه برخي معتقدند كه رسانههاي غربي خود را به عربستان و اعمال حج ميرسانند تا با برداشتهاي نادرست چهره بدي از اسلام نشان دهند! اما واقعيت اين است كه به هرحال ميتوانند از ظرفيتهاي موجود استفاده كنند و چرا ما از اين فرصت استفاده نكنيم تا چهره واقعي اسلام را به جهانيان نشان دهيم؟!!
براي نمونه برگزاري دعاي كميل يكي از بزرگترين كارهاي فرهنگي است كه يك كشور در حساسترين مكان كشور ديگري انجام مي دهد.عربستان به خاطر تعهدي كه دارد صحن مسجدالنبي را به ايرانيان واگذار مي كند، حرم را قرق مي كند و مديريت تحسينبرانگيز بعثه رهبري اين برنامه را به صورت منظم برگزار مي كند، اما هميشه آنچه كه از تلويزويون ديدهايم تصوير رسمي و تكراري است كه نشان داده ميشود و هيچگاه دوربين به حواشي دعا كه گاهي مهمتر از متن است نميپردازد.
شايد تكراري شدن رويداد حج براي دستاندركاران رسانهاي آن ديگر ذوق و سليقهاي براي ابتكار در نگاه را نگذاشته است، اما به هرحال همه ما مسئول ديدگان اشكبار و دلهاي لرزان ميليونها مسلمان هستيم كه ميخواهند حج را فراتر از نگاه كليشهاي در پاي تلوزيون تماشا كنند.
پي نوشت:
- ده روزي است كه مدينه هستم و انشاء الله فردا عازم مكه و بعد از اعمال دوباره برميگيردم مدينه.طبق معمول براي كارهاي رسانهاي .
- تعدادي از كارهاي سيانان از حج را اينجا ببينيد
پينوشت دوم:يعد از چند روز اين مصاحبه درباره عكاسي در حج را ديدم كه جالب است.
يك نمونه ازكارهاي سيان ان
نوشته شده در دين, رسانه | ۸ پاسخ »
همه می پرسند آقای مشاور کجاست؟
پنجشنبه, شهریور ۲۶م, ۱۳۸۸
زمانی که در انتخابات نهم ریاستجمهوری ، آیتالله العظمی مکارم شیرازی برخلاف گذشته بهگونهای نام کاندیدای مورد نظر خود را در برگه رای نوشت که اطرافیان دقیق ببینند و رای ایشان به احمدینژاد را به هرکس که میتوانند اعلام کنند، هیچ کس تصور نمیکرد در فاصله کمتر از دو سال بعد، همین مرجع تقلید و سایر مراجع عظام تقلید دیگر هیچ وزیر این دولت را به دفتر خود راه ندهند.
برای یافتن علت سردی روابط بین مرجعیت و دولت ، اگرچه دلایل زیادی وجود دارد اما نگاهی به عملکرد مشاور امور روحانیون رئیسجمهور بسیاری از مسائل را روشن می کند.۱
- انتخاب سقای بیریا به عنوان مشاور رئیس جمهور در امور علما و حوزههای علمیه برای بسیاری تعجبانگیز بود، چراکه تا زمان اعلام رسمی نام وی، به جز اعضای موسسه امام خمینی ، هیچیک از علما و روحانیون و حوزویها نام او را نشنیده بودند.اگرچه علت اصلی تغییر مشاور قبلی( حجت الاسلام مصلحی) نداشتن ارتباط خوب و عدم شناخت حوزه از او بود،اما بازهم این اشتباه درباره سقای بیریا تکرار شد.
۲- باوجود عدم شناخت قبلی حوزه از بیریا، عملکرد قوی او در سه سال گذشته میتوانست جایگاه خوبی برای او اجاد کند که متاسفانه این مهم هم محقق نشد.علت محقق نشدن این امر در تفسیر شخصی سقایبیریا از وظایف خود است.چراکه سقای بیریا اعتقادی به داشتن روابط گرم با بیوت مراجع ندارد.این موضوع را چند هفته پس از انتصاب او به این سمت و در مصاحبهای دو ساعته دریافتم.در این مصاحبه به بی ریا گفتم:« همانگونهای که مستحضر هستید رفتوآمدهای دائمی و غیررسمی با بیوت مراجع برای مشاور رئیس جمهور در امور علما امری کلیدی است» که سقای بیریا قاطعانه پاسخ داد:«من اعتقادی به این ریاکاریها و تزویرها ندارم !!!.اصلا قرار نیست که بنده چنین کارهائی بکنم.وظیفه بنده انتقال الگوی دولت اسلامی از حوزه به دولت است»
۳- باگذشت سه سال از حضور سقای بیریا در این سمت، عملکرد او نشان داد که به هیچوجه هنجارهای حاکم بر ارتباط دولت با علما و مراجع را نمیداند. اظهارنظر اخیر او و نوع ادبیات گفتاریاش برای اثبات این نظریه کافی است:« مشاور امور روحانیت رئیس جمهور در پاسخ به سئوال مبنی بر اینکه آیا رئیس جمهور در خصوص انتخاب وزیران زن با مراجع مذاکره ای داشته است، گفت: اینکه رئیس جمهور بخواهد برای هر سئوالی به قم سفر کند و مسئله را رفع و رجوع کند، درست نیست. بر این اعتقادیم که باید به مراجع احترام گذاشته شود و نظرات آنان برای ما بسیار ارزشمند است. اما در این خصوص رئیس جمهور باید بر اساس فتوای مرجع تقلید خود تصمیم بگیرد»اگر چه همیشه در مسائل حکومتی نظریه رهبری رعایت میشد و قاعده حکومت اسلامی نیز چنین است، اما جلب نظر مراجع تقلید و در عین حال عمل به نظرات رهبری روش خاص خود را دارد که این جملات جناب مشاور نشان میدهد ایشان به الفبای این سنت سیساله آشنا نیست.
یکی از نمونههای جالب تعارض نظرات مراجع با نظر رهبری ، تجدید نظر مجلس در قانون وراثت و اعتراض شدید آیتالله سبحانی به این اقدام بود که علی لاریجانی با دیپلماسی پشت پرده و اعزام چندنفر از علما و شاخصان حوزوی به محضر مراجع و توضیح ماوقع، این موضوع را به صورت کاملا حرفهای و باکلاس! حل کرد. این اقدام لاریجانی را با جریان مخالفت مراجع تقلید با انتخاب وزیر زن مقایسه بکنید.پس از مخالفت رسمی مراجع تقلید ، احمدی نژاد به بهانه تبعیت از نظریه رهبری ، نسبت به مراجع بیتفاوتی عجیبی نشان داد .این معضلی که همواره احمدینژاد در سالهای اخیر و در مسائل کاملا ساده با آن مواجه بوده است.جریاناتی مانند حضور زنان در ورزشگاهها، الحاق سازمان حج به سازمان ایرانگردی و گردشگری، حمل قران توسط زنان و اخیرا هم انتخاب زنان به عنوان وزیر از جمله این موارد بود که با بروز آنها همه میپرسند آقای مشاور کجاست؟اگر آقای مشاور در این بین حضوری فعال داشت، هیچگاه شاهد رسانهای شدن این موضوعات نمیشدیم و نخستین ضربه عقیده عجیب جناب مشاور و تزویرانه خواندن ارتباط با بیوت مراجع در اینجا نمایان میشود.
به هرحال با توجه به ادامه حضور سقای بیریا در دولت دهم متاسفانه باید منتظر رویدادهای بسی تاسفبارتر در ارتباط بین مراجع و دولت باشیم.این درحالیاست که این روش نابخردانه دولت و جناب مشاور باعث ایجاد بهانه برای بدخواهان نظام میشود و صدافسوس که سردی روابط بین مرجعیت و دولت به تقابل مراجع با حاکمیت و نظام تفسیر میشود.
درهمین زمینه:تاملي در تذكرات و توصيههاي رهبري به دولت
نوشته شده در دين, سياست | ۱۴ پاسخ »
آیتالله صانعی به روایت اسناد
پنجشنبه, شهریور ۵م, ۱۳۸۸با بروز تشنجات سیاسی،انتظار و نگاه به حوزههای عملیه بویژه مراجع تقلید نسبت به گذشته کاملا تفاوت کرد و بسیاری از نظرات مراجع معظم تقلید تاثیر جالب توجهی در فضای سیاسی و اجتماعی داشت.در این بین مسئله آیت الله صانعی و موضع گیریها و سخنرانی جنجالیاش در گرگان موضوع مستقلی شد.اگرچه بسیاری از سایتها و وبلاگ ها اصل مرجعیت وی را زیر سوال میبرند، اما برای ارائه به سطح جامعه باید نهادهائی که شانیت و جایگاه اعلام مرجعیت را دارند - همچون جامعه مدرسین و شورای عالی حوزه- وارد عرصه شوند و صلاحیت یا عدم صلاحیت وی را اعلام کنند.
من که یک طلبه مبتدی هستم چنین جایگاهی ندارم،اما کنجکاو شدم که نظریات آیت الله صانعی بویژه در زمان تصدی دادستانی کل کشور درباره مسائل حکومتی،ولایت فقیه و اجرای احکام به چه صورتی بود.مستندات جالبی پیدا کردم که بدون هیچ اظهارنظری در اینجا میآورم. البته یک نکته جالبتر آنکه ممکن است در گذر زمان اعتقادات سیاسی افراد به دلایل مختلفی تغییر پیدا کند،اما آیا با تغییر مصداق در ولایت فقیه حکم وجوب تبعیت تبدیل به حرمت هم می شود؟ و چراهای زیادی که ممکن است برای شما هم پیش آید.

به عنوان یک مسئله شرعی می گویم که تخلف از فرمان آیت الله خامنه ای گناه و معصیت بزرگی است
آیت الله صانعی ضمن قرائت قسمتی از وصیتنامه حضرت امام که در آن همه مراجع، علما و مردم را به حضور در صحنه و حمایت از نظام اسلامی توصیه کرده و مسامحه در امر مسلمین را از گناهان نابخشودنی دانسته است گفت: من به عنوان یک مسئله شرعی می گویم که تخلف از فرمان آیت الله خامنه ای گناه و معصیتی است بزرگ و رد براو،رد برامام صادق(ع) و رد بر امام صادق(ع) رد بر رسول الله (ص) و رد بر رسول الله (ص) رد بر الله و موجب خروج از ولایت الله و وورد به ولایت شیطان است و طبق روایت عمر ابن حنظله در باب ولایت فقیه رد بر او در حد شرک به الله است واما حفظ و تقویت آیت الله خامنه ای هرچه بیشتر تایید و تقویت شود اسلام و انقلاب اسلامی و حوزههای علمیه و فقه و قران تقویت شده است.
تایید ایشان یک واجب الهی است نه یک مستحب.مسئله کیان اسلام و عظمت اسلام است، مسئله یک امر جزئی نیست و عدم تایید ترک واجب است و ترک واجب موجب معصیت و خروج از عدالت است.تصویر
تا نبض مسلمین در دست ولیفقیه که جانشین از طرف امام معصوم است نباشد، این بدبختیها وفشارها ادامه خواهد داشت.
دادستان کل کشور اضافه کرد:امروز ائمه معصومین و حضرت ولی امر(عج) در این مملکت حاکمند و همه قدرتها بدست اسلام و قران است و ما اگر بخواهیم رستگاری دنیا و آخرت را پیدا کنیم، باید حاکمیت امام را حفظ و به گفتههای ایشان عمل نمائیم.
آیت الله صانعی تاکید کرد:کسی که طرفدار قانون را دوست بدارد خود عمل کننده به قانون است و کسی که قانون شکن را دوست دارد خود قانون شکن است.
آیت الله صانعی با اشاره به توطئه ابرقدرتها علیه نظام جمهوری اسلامی و تحمیل جنگ علیه این نظام توسط آنان و مشکلات موجود در جامعه گفت: امروز صحبت کردن علیه جمهوری اسلامی صحبت کردن علیه اسلام، رسول الله و لی امر(عج) است و اگر به این نظام و حاکمیت ضربه بخورد به اسلام ضربه خورده است و این تنها نظامی است که مسئولین آن با همه مشکلات برای رضای خدا و رضایت امت انجام وظیفه می کنند.
وی در پایان از امت همیشه در صحنه و انقلابیمان خواست دربرابر قانون و مقررات و خط امام سرتسلیم فرود آورند و به نظام نق نزنند و این نظام را تضعیف ننمایند که فردا در برابر خدا و محکمه عدل الهی جوابگو خواهند بود.تصویر
در نظام جمهوری اسلامی افشاگری معنا ندارد
آیت الله صانعی گفت: اگر تمام تاریخ اسلام را ورق بزنیم بجز پنج سال حکومت حضرت علی (ع) یک مورد حد، تعزیر، دیه و قصاص اجرا نشده است قوانین کلی را امام صادق گفتهاند و نیز امام حسن عسگری بیش از ۲۵ سال تحت نظر و زندانی بوده و در آخر به شهادت رسیدهاند تا یک روز مسلمانان با کمک حکومت و به وسیله قوه قضائیه بتوانند قصاص اسلامی و حدود آن را در جامعه پیاده کنند که امروز در ایران به برکات رهنمودهای ائمه اطهار و تلاش آنها ما حکم اسلامی را پیاده می کنیم.
امروز قوه قضائیه منسوب به حکومت و لایت امر(عج) است و در سراسر کشور دادگاهها و دادسراهای ایران بر طبق موازین اسلامی حدود اسلامی ، قصاص و تعزیرات را اجرا میکنند و قاضی موظف است بر طبق قانونی که اسلام دارد و مجلس تصویب کرده و مردم پذیرفتهاند عمل کند.تصویر
دادستان کل کشور گفت: در نظام جمهوری اسلامی افشاگری معنا ندارد .در نظام جمهوری اسلامی مملکت حساب دارد.دادگستری که دادگستری دیروز نیست، افشاگری می کنید برای چه ؟ مگر مجلس نیست؟مگر کمیسیون اصل نود نیست ؟ مگر دادرسی نیست؟ مگر دیوانعالی عدالت اداری نیست؟ مگر دادگاه و دادسرای انقلاب نیست؟مگر قانون اساسی نیست؟ بعد خیال می کنید افشاگری با نوشتن نامه بدون امضا جرم نیست؟معصیت نیست؟ گناه نیست؟ فردای قیامت باید جوابگو باشد.
آیت الله صانعی با اشاره به اینکه برخی در مورد دادگاه های انقلاب تحت تاثیر شایعات قرار میگیرند گفت: ضدانقلابیون که در زندانها هستند، معمولا توبه پذیر نیستند.اینها چون مار زخم خوردهای هستند که به محض آزادی افعی می شود.تصویر
هنگامی که ولیامر حکمی داد ،مراجعه به دیگران معصیت و خلاف شرع است
آیتالله صانعی: ولایت فقیه در همه چیز حاکم است و می تواند خلاف هر مقرری و آئین نامهای را بگوید.حتی می تواند خلاف قانون و مصوبات مجلس را هم بگوید اما ولیامر معمولا این کار را نمیکند.اما براساس اساسنامهها ، آئین نامهها ، قانون و حتی قانون مصوب مجلس هم حاکم است و بالاتر از آن ارزش قانون اساسی ما به امضاء مقام رهبری است والا اگر روزی امضای مقام رهبری از روی قانون اساسی برداشته شود آن قانون اساسی ارزش ندارد. میزان ما میزان الهی است چون در رابطه با مقام رهبری است و اگر یک روز رابطهاش با مقام رهبری و ولیامر قطع بشود میشود نظام طاغوتی.
حاکمیت ولیامر همه جا است و برهمه چیز مقدم است و هیچ چیز نمی تواند مقام ولی امر را تهدید کند و هرجور حکم کند همان معتبر است و تخلف از او گناه و معصیتی کبیره است و هنگامی که ولیامر حکمی داد نهتنها هیچ احتیاجی به نظر دیگران نیست بلکه مراجعه به دیگران معصیت و خلاف شرع است.مراجعه به دیگران ایستادن در مقابل مقام رهبری و تضعیف آن مقام است.مراجعه به دیگران یعنی قبول نکردن حرف مقام رهبری است و قبول نکردن حرف مقام رهبر برمی گردد به قبول نکردن حرف مقام ولی عصر(عج).پس نه تنها مراجعه به دیگرام احتیاج نیست بلکه معصیت و خلاف شرع است…. انقلاب ما را تمرکز قدرت مرجعیت به نتیجه رسانده است.تصویر
نوشته شده در دين, سياست | ۱۳۰ پاسخ »
این خبرگزاری مهر واقعا اعجوبه است!
یکشنبه, بهمن ۱۳م, ۱۳۸۷
دیروز تیتری در خبرگزاری مهر دیدم که ابتدا احتمال دادم اشتباهی رخ داده، ولی وقتی متن خبر را به دقت خواندم دیدم به قدری مصاحبه کننده و مصاحبه شونده ها ……
این مصاحبه با چند کاربر عادی اینترنت انجام نشده است. بلکه با دو دکتر که یکی استاد دانشگاه و دیگری قائم مقام معاونت اطلاع رسانی مؤسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان است، انجام شده است.
خودتان بخشی از این مصاحبه را بخوانید:
گزارش خبری تحلیلی مهر
۴۶۰[!!!]سایت و وبلاگ مذهبی در کشور فعالیت دارند
خبرگزاری مهر - گروه دین و اندیشه: با گسترش فعالیت در محیط مجازی، توجه به دین و مذهب نیز در کنار سایر حوزهها مورد توجه بوده و اگرچه آمار دقیقی از تعداد آنها در اختیار نیست اما میتوان گفت بیش از ۴۶۰ سایت و وبلاگ مذهبی در کشور فعالیت دارند که چنانچه نظارت مناسب در مورد آنها وجود نداشته باشند، اثرات مخرب بسیاری خواهند داشت .
دکتر مجید ابهری استاد دانشگاه شهید بهشتی تهران و کارشناس علوم رفتاری و آسیبهای اجتماعی با اشاره به اینکه وبلاگهایی که تحت نظارت مراکز مذهبی هستند[!!!] و مطالب آنها با کنترل علمی به نظر بینندگان می رسد، قابل اعتماد بوده و باید گسترش یابند، گفت: کاربران به وبلاگهای بدون هویت فقط با عناوین مذهبی نباید توجهی داشته باشند چرا که در حال حاضر مراکز تبلیغات بهایی، وهابیت و برخی از فرقه های صوفیه با عناوین ظاهر فریب به سمپاشی و تفرقه افکنی مشغول هستند.
ابهری در ادامه یادآور شد: مسئولین نهادهای امنیتی، انتظامی و قضایی فقط به صرف غیر اخلاقی بودن سایت یا وبلاگ نباید آن را فیلتر کنند، بلکه باید وبلاگهای گمراه کننده دینی را که بسیار خطرناک و مسموم تر هستند را نیز به گونه ای از ادامه کار منع کنند.[!!!] در شرایطی که امروزه انواع فیلتر شکنها رایگان در اختیار کاربران قرار می گیرند بهترین راه مطالعه اینگونه وبلاگها و پاسخگویی به آنها است. در زمینه مذهبی خوشبختانه کارشناسان کارآمد و خبره ای حضور دارند که توانایی علمیشان، آنها را قادر به مقابله با سایتهای مسموم می کند.
دکتر ابوذر رضاسلطانی قائم مقام معاونت اطلاع رسانی مؤسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان با بیان اینکه متأسفانه[!!!] وبلاگها بیش از سایتهای رسمی و غیردولتی که جنبه عمومی دارد، جنبه شخصی و خصوصی قویتری دارند که نظارت بر آنها به خاطر کثرت بسیار که میزبانهای گوناگون داخلی و خارجی دارند سخت می شود، تصریح کرد: آنها مطالبی را ارائه می کنند که دقیق نیست و امکان خطا و انحراف در آنها وجود دارد اما تحول خوبی که شکل گرفته مجمع تشکل پایگاههای وبلاگها است که بیش از چند هزار وبلاگ مرامنامه و معیارهایی را ذکر می کنند که در آنجا عضو می شوند که در حلقه هویت مجازی نقد و بازخوانی مطالب [!!!] هم می پردازند.
پی نوشت:با خواندن این مصاحبه دقیقا متوجه شدم چرا وضعیت فرهنگی کشور بویژه در فضای نت به این اندازه بی سامان و به هم ریخته است.
نوشته شده در دين, رسانه | ۸ پاسخ »
پرچم یا حسین،هدیه ما به مردم غزه
جمعه, دی ۱۳م, ۱۳۸۷
دیروز برنامه دومین سالگرد بزرگداشت زنده یاد «حسن نظری» بود و با اوضاع عجیب وغریب غزه همزمان شده بود. فرصت مغتنمی بود برای گردهم آئی وبلاگ نویسان و حمایت از مقاومت مردم غزه. گروه ۱۵ نفره از دوستان دفتر توسعه وبلاگ دینی هم از قم عزم تهران شدیم برای حضور در این برنامه.
طبق معمول صحبت های حاج آقا مرادی برای همه جذاب بود و مثل همیشه رک و پوست کنده نظراتشان می گفتند. خیلی صریح گفتند چرا پرچم ایران بر روی سن نیست و فقط به پرچم فلسطین و حزب الله لبنان بسنده شده؟ مگر نه این است که ایران محور و رهبر معنوی این دو حرکت است؟ و نکته بسیار مهمی هم که بیان کردند این بود: « وظیفه شرعی ما ایرانی ها و مسلمانان است که از خون تک تک کودکان فلسطین حمایت کنیم و به گفته رهبری به هر اندازه که در توان داریم از خیزش مردم غزه حمایت کنیم…. اما اگر من جای مسئولان هیئت های مذهبی باشم، یک پرچم سرخ «یاحسین» برای رزمندگان و رهبران فلسطینی ارسال می کنم!»
برادر ابوذر منتظرقائم نیز چند دقیقه ای که صحبت کرد. نکته ظریف دیگری هم گفت:«اگرچه اسرائیل در یک برنامه ریزی دقیق، موعد حملات خود را در تعطیلات کریسمس قرار داده بود، اما متوجه این موضوع نشده بود که این ایام دقیقا مقارن است با محرم، با عاشورای حسینی! و ما باید از این پتانسیل و فرصت بیشترین استفاده را داشته باشیم»
در قسمتی از مراسم هم نماینده جنبش اسلامی فلسطین در ایران سخنرانی کرد. تصمیم داشتم پس از اتمام سخنرانی از بین حضار بایستم و بگویم:«برادر عزیز ! ما ایرانی ها وظیفه شرعی خود می دانیم که به هر شکل ممکن از مردم مظلوم فلسطین حمایت کنیم، اما.. به برادران فلسطینی بگویئید برای حفظ دین خدا بجنگند نه فقط خاک وطن، به انها بگوئید خود را جزئی از پیکره اسلام بدانند نه جماعت عرب! و بگویئد تا زمانی که اختلافات درونی خود را گنار نگذاشته و از فرهنگ حسینی پیروی نکنند، از سایر ملت ها کمکی ساخته نخواهد بود.»
پی نوشت:
۱-اصولا به ساز مخالف این جماعت عادت کرده ایم. در هر مساله ای، خصوصا سیاسی و دینی منتظر نگاه مخالف و در عین حال به ظاهر روشن فکرانه این تیپ افراد هستیم. ( امان از مرض ! نیاز به توجه) بخوانید:« عده ای از سر خشم و انزجار داد مبارزه و جنگ سر می دهند. شک دارم از میان همین جمع با تعصب هم به تمامی علاقمند برای جنگ واقعی بیابیم. فتح سفارت و خشونت با پلیس و تحصن در یک مکان بیشتر به سرگرمی می ماند که از عهده هر کس بر می آید. خصوصا اگر شور و هیجان یک عمل جمعی هم ادم را بگیرد. فکر نکنم خیلی کار سختی باشد مسافرت به لبنان یا حتی سفر به سوریه و از آنجا لبنان. کسی که طالب جنگ و عملیات استشهادی است به راحتی می تواند سفر کند. فرودگاه بستن{!!!} و تحصن هم ندارد. اگر غرض مقاومت است، راهش باز است. اگر غرض جنگ افروزی و وارد کردن مستقیم ایران به این جنگ است، حاشا که حتی همین جماعت هم به تمامی مقتدرانه بایستد و حاضر به جنگیدن شود». البته در جریان غزه مساله به قدری مشخص است که ممکن است از روی ناچاری حمایتکی هم از آنها ببینیم وکاملا طبیعی است که این استعداد نهفته را جناب کمانگیر و آزاده کشف کرده و به شدت قربان صدقه اش بروند. این پست کمانگیر با با یادداشت فوق خانم توحیدلو مقایسه کنید. تنها تفاوتشان ترجمه داخلی بودن یادداشت خانم توحیدلو است با تعدیل در برخی اصطلاحات!
موضوع پیشنهادی برای این خواهر برای ایام عاشورا و تاسوعای حسینی:« به نظر من امام حسین می توانست با گفتمانی منطقی امر به معروف و نهی از منکر کند و نباید از خشونت استفاده می کرد. در ضمن بر اساس قوانین جهانی حمایت از کودکان، استفاده ابزاری از کودکان در جنگ ممنوع است و کار امام حسین درست نبوده… البته بنده هم به خاطر حادثه عاشورا اندوهگینم و احساسات مردم را درک می کنم ولی باید عاقلانه به موضوع نگاه کرد…»
۲-هر لحظه منتظر خبری هستم..نمی دانم چه، اما خبری که نشان دهد خون کودکان بی گناه فلسطین و گریه و نفرین مادران آنها بالاخره سران اسرائیل و عرب را به دام اندازد.
۳- گزارش تصویری از برنامه گردهمايی وبلاگ نويسان حامی مقاومت اسلامی
نوشته شده در دين, رسانه, سياست | ۱۳ پاسخ »
وباز هم بحث شيرين وبلاگ نویسی طلاب
جمعه, دی ۶م, ۱۳۸۷هفته گذشته به دعوت دفتر تبیلغات اسلامی خراسان رضوی، مهمان جمع طلبههای وبلاگنویس بودم. برنامه صبح درباره وضعیت كلی وبلاگستان فارسی، جایگاه و تاثیرات سیاسی اجتماعی وبلاگ در ایران بود. برنامه عصر كه به نظرم مهمتر بود، درباره وبلاگ نویسی طلاب و حواشی و نظرات دوستان در این زمینه برگزار شد. جمع حدود چهل نفره حاضران، اگرچه به نظرم اغلب آگاه به گفتههای من بودند، اما ترجیح دادند كه بازهم شنونده باشند و به جز یكی دو نفر، اظهارنظر زیادی نشد. البته علاقه داشتم به جای صحبتهای یك طرفه، بحث و مجادلات طلبگی درباره وبلاگنویسی درگیرد….
با دوستان حوزه علمیه مشهد از ۵ سال پیش ارتباط دارم. از آن زمانی كه به توصیه برادر عزیز آقای زائری برای انتشار عمومی نخستین شماره نشریه حجره با بچههای مدرسه سلیمیانیه و حاجآقای گنابادینژاد و بقیه آشنا شدم. دقیقا نمیتوانم توضیح دهم، اما حال و هوای حاكم بر حوزه علمیه مشهد و طلابش با جو و سلیقه حوزه علمیه قم متفاوت است. طلاب مشهد روحیه و سبك خاصی دارند.
شاید مهمترین بحثی كه در نوبت عصر مطرح شد، شرایط حاكم فكری و فرهنگی در حوزه علمیه است. به عقیده یكی از دوستان حاضر، علت اصلی عدم موفقیت چشمگیر طلاب در وبلاگنویسی، شرایط فرهنگی و خطكشیهای خاص در حوزه است:« آقای نجمی! من مهمترین موانع رشد وبلاگنویسی مذهبی را موانع فرهنگی ـ نه اقتصادی و سختافزاری و … ـ میدانم. ما از آغاز با ترس همآغوشیم. شما بگو با تکلیف، ولی من اسمش را ترس مینهم. ترس ـ تکلیف از آموزههای مقدس، از متولیان مدارس و مساجد، از عوام مذهبی و به ویژه در این سالها از متولیان حکومت، ما را دست و پا بسته بزرگ کرده است. وبلاگ یعنی رسانهی تکثر و آزادی و ما کسانی هستیم که تکثر را مترادف با الحاد و آزادی را مساوی با اباحیگری میدانیم. وبلاگ وقتی معنا دارد که فردیت و تنهایی ما جایگاهی داشته باشد».
اگرچه در برخی نكات با این عزیز هم نظرم، اما بیانصافی است كه همه چیز را به گردن متولیان حكومت و مدیران مدارس بیاندازیم.این پیام كه بر یادداشت فوق نوشته شده هم جالب است:« تا حالا كی به خاطر ثبت مطالب دلخواهت مورد بازخواست قرار گرفته ای؟!! طوری نوشته ای كه انگار خیلی حرفها برای گفتن داری ولی به دلایلی نمی توانی بزنی. تو كه به هر كس دلت می خواهد گیر داده ای. به كشور، رئیس جمهور ، حوزه ، دروس حوزه ، اساتیدت، و …»
وبلاگ حركتی است كه هیچ كس نمیتواند برای آن حد و مرزی تعیین كند ونظر خود را تمام آنچه كه هست بداند. طبیعی است هركس دیدگاه و نظری دارد. از سوی دیگر به عقیده من فلسفه وجودی یك طلبه خدمت به دین است. ذرهذره وجودش برای خدمت به دین خدا تشكیل یافته و اگر جز این باشد به انحراف رفته. وبلاگ هم میتواند ابزار خوبی برای انجام وظیفه باشد، البته به شرط رعایت قوانین وبلاگی!
جالب است كه برخی معتقدند :« واقعیت اینه که نفس طلبگی با شفافیت وبلاگ نویسی سازگاری نداره» و من متحیرم مگر در وبلاگ قرار است چه چیزی بنویسیم كه با نفس طلبگی سازگاری نداشته باشد؟؟ آیا این افراد انتظار دارند محرمانه ترین ارتباط خود با همسر گرامیشان را در وبلاگ بنویسند و نفس طلبگی با آن مخالف است؟ كه اگر اینگونه باشد این مخالفت جای بسی افتخار دارد! یا آنكه ممكن است طلبهای معتقد باشد:«کی گفته من حتما باید به الزام قانونی حجاب معتقد باشم؟ کی گفته من اختیاردار تن دیگرانم؟». این دیگر به خود او مربوط میشود . شاید وی اصلا معتقد باشد چه كسی گفته نماز واج و است و خدا یكی است و دهها نظر و اعتقاد دیگرو كاملا طبيعي است چنين فردي درباره بنده نيز بگويد:«او برخورد آرامی داشت و احساس کردم میتوان با او سخن گفت!!!»
بحث درباره وبلاگ و طلاب وبلاگنویس مفصل است…
تاخير در نوشتن اين يادداشت بخاطر برگزاري كتاب سال ولايت بود كه همين ديروز برگزار شد و تمام وقتم را گرفته بود.
در همین زمینه:
جنگجنگ تا پيروزی
بعدالتحریر:با سایت پاسخگوئی دفتر تبلیغات اسلامی مشهد هم آشنا شدم.انصافا سایت فنی و باسلیقهای طراحی كردهاند.اگرچه در آغاز راهند اما آینده موفقی خواهند داشت.
نوشته شده در دين, رسانه | ۱۲ پاسخ »
فلسطين،لیلةالقدر تاریخ اسلام
جمعه, آذر ۸م, ۱۳۸۷
خبر:« در پی حملات جنگندههای رژیم صهیونیستی به مناطق مسكونی غزه هفت نفر به شهادت رسیندند….».عادت كردهایم هر روز خبرهایی از این دست را از رادیو و تلوزیون بشنویم. گویا خبر كشته شدن كودكان و جوانان فلسطینی، بخش ثابت اخبار روزانه است. دیگر برایمان فرقی ندارد… سه كودك از بی غذائی به شهادت برسند یا پنج جوان بوسیله شلیك مستقیم سربازان؛ مهم این است كه عادت كردهایم و عادت كردهایم هرسال روز قدس به راهپیمائی برویم و هر از گاهی پس از نماز جمعه شعار مرگ بر اسرائیل سر بدهیم و یا در میدان فلسطین تجمع برگزار كنیم…
اما
اما اگر خودمان را به جای آن مادر جوان بگذاریم كه تا همین چند روز پیش شیرینكاریهای فرزند دلبندش را می دیدید و امروز جسم نحیف و فردا جسد بی جان فرزندش را….آن وقت چه؟
آفتها بیامان جامعه اسلامی را در چنبره خود گرفته است… دنیاگرائی، روزمرگی، عافیت طلبی، مصلحتاندیشی و … و همه اینها امروز در جنایت غزه به سوی جامعه اسلامی هجوم آوردهاند. غزه برای ما ایرانیها امری عادی و«روزمره» شده است. «عافیتطلبی» و حتی «دینفروشی»، دنیای عرب را سیطره كرده است.همه و همه تیری است كه هر روز در سینه كودكان معصوم فلسطینی فرو مینشیند. باید پدر باشی تا بدانی آن مادر و پدر چه میكشند از سكوت فرزند خردسال خود كه چیزی جز شیرینزبانی از او به یاد ندارند…اما چرا بازهم پدران و مادران جامعه اسلامی می توانند به راحتی از كنار این فجایع بگذرند؟؟ باهم عبارتهای «دنیاطلبی، عافیتطلبی و روزمرگی» دوباره را مرور كنیم.
اما از منظری دیگر، این وقایع امتحانی است سخت برای من و تو و آنها!!
آیا از این امتحان الهی سربلند بیرون خواهیم آمد؟
خوشا به سعادت آنانی كه از این امتحان الهی سربلند بیرون آمده باشند….فرقی نمیكند ، مسلمان، مسیحی، یهودی و حتی آنانی كه خدائی را برای خود نمیشناسند…مهم این است كه وجدان بیدارشان دچار مصلحتهای دنیوی و گذرا نشده است.
و در پایان تشكر خالصانه از برادر بزرگوار«تقی دژاكام» و این جمله كه: برادر! اگر امسال توفیق حضور در منی را نداری، بدان كه در قربانگاه دیگری امتحان خود را پس دادهای و حج واقعی را شما به جا آوردی. حجتان قبول!
پی نوشت:
تیتر مطلب از بیانات مقام معظم رهبری انتخاب شده است:« باید همانطور که شب قدر را تا صبح به بیداری میگذرانیم و با دعا و تضرع خود به درگاه الهی، میخواهیم که آیندهی مطلوب برای ما رقم زده شود، روز قدس را و همهی این ایام حساس را که لیلةالقدر تاریخ اسلام است، به بیداری و هشیاری بگذرانیم و تا مطلع الفجرِ نجات ملتهای مسلمان و مخصوصاً ملت شجاع و مظلوم فلسطین، دست از تلاش نکشیم».
يك خبر جالب: محمد و فاطمه؛ نام شهداي انتفاضه الاقصا
به این سایتها و وبلاگها هم سری بزنید:
فرياد فلسطين
مركز اطلاعرساني فلسطين
نوشته شده در جامعه, دين, سياست | ۱۵ پاسخ »
صداوسيما و نواختن شيپور از سرگشاد
پنجشنبه, آبان ۳۰م, ۱۳۸۷بر اساس خبرهای دریافتی رئیس سازمان صداوسیما در جلسه علماء شاغل در صداوسیما از بولتن محرمانه جامعه مدرسین حوزه علمیه قم به شدت انتقاد كرد و گفت :« این خبرنامه ارتباطی به جامعه مدرسین ندارد و توسط طلبه جوانی ! تنظیم میشود كه در بسیاری از موارد خبرهای آن كذب است. من با اعضای جامعه مدرسین صحبت كردم و گفتم این خبرنامه در شان شما نیست تا به آن استناد كنید» اگر چه این جلسه با حضور تنها ۶۰ نفر از ۲۰۰ مدعو تشكیل یافت و نام عجیب علماء!شاغل در صداوسیما بر خود نهاد اما بخشهای فوق از صحبتهای آقای ضرغامی از جهاتی قابل توجه است.
مواجهه جامعه مدرسین و صداوسیما پس از آن آغاز شد كه در سال ۱۳۸۴ جلسه ای با حضور ضرغامی و چند تن از معاونان وی در جامعه مدرسین برگزار شد .در این جلسه نقدها و انتقادهای فراوانی نسبت به عملكرد صداوسیما از سوی اعضای جامعه مدرسین مطرح شد،اما در نهایت ناباوری پس از خروج ضرغامی از جلسه،خبر نخست همه بخشهای خبری صداوسیما این بود:« تقدیر و تشكر جامعه مدرسین از عملكرد مثبت و مهم صداوسیما»!!و دریغ از یك كلمه انتقاد! این حركت ناشایست در عرصه رسانه كه نشان از یك حركت برنامه ریزی شده قبلی داشت استارت برخی دلگیریهای غیر رسمی را رقم زد.
اعضای جامعه مدرسین در برخی دیگر از جلسات رسمی و غیر رسمی با مدیران صداوسیما همواره «فاصله گرفتن از آموزههای دینی و فرهنگی » را به مدیران گوشزد می كردند و خروجیهای مختلف جامعه مدرسین اعم از بولتنهای خبری،ویژهنامهها و حتی بولتنهای خاص در راستای نقد كارشناسانه عملكرد صداوسیما بوده است.همان سازمانی كه مدیران آن همیشه ادعای «نقدپذیری و آمادگی برای شنیدن انتقادات» را داشتهاند.این درحالی است كه تنها با وعدههای دیپلماتیك مواجه شده و خروجی رادیو و تلوزیون هر روز به سوی فاصله گرفتن از «آموزههای دینی و فرهنگی» پیش می رفت. خبرها و مطالب منعكس شده در بولتنهای جامعه مدرسین دقیقا انعكاس نگرانی جامعه متدینین از روند برنامهسازی در صداوسیما و در بسیاری موارد نقدهای كارشناسانه با تكیه بر بهرهگیری از مستندات و نظرات متخصصین بوده است.
سال گذشته و با اظهار نظر آیت الله العظمی مكارم شیرازی در خصوص عملكرد رادیو جوان ، صداوسیما باز هم به جای تجدید نظر فوری و جدی در برنامههای خود ، قصد آغاز یك بازی و ترفند رسانهای جدید را داشت كه با هوشیاری دفتر آیت الله العظمی مكار شیرازی این ترفند خنثی شد .اما رادیو جوان كوتاه نیامد و حتی در خبری سراسر كذب مدعی شد:«دفتر آیت الله العظمی مكارم شیرازی اخبار منتشره در خصوص نارضایتی ایشان از رادیو جوان را تكذیب كرد» كه بهت مسئول دفتر ایشان را در پی داشت و تنها بخاطر رعایت مصالحی نسبت به این اقدام كاملا غیراخلاقی و غیر حرفهای واكنش نشان ندادند.
اما امسال پوشش گسترده آغاز سال تحصیلی حوزه های علمیه در بخشهای مختلف خبری نوید تجدید نظر مدیران صداوسیما در تعامل با حوزه را داشت كه متاسفانه این خوشحالی چند روز بیشتر به طول نیانجامید.چرا كه ملاقات ضرغامی با مراجع تقلید تنها ده روز پس از این ماجرا نشان داد كه آن اقدام تنها یك حركت رندانه رسانهای و كوتاه مدت در جهت گرفتن وقت ملاقات برای رئیس صداوسیما بیش نبودهاست.اگرچه حتی برخی طلاب رسانهای ! هم گول فریب این ترفند رسانهای را خوردند و با دستپاچگی نامهتشكر به صداوسیما ارسال كردند،اما نقدهای گذشته حوزههای علمیه و مراجع تقلید به صداوسیما نشان میدهد مسائل مبنائی همواره مورد توجه بوده است، چه آنكه انعكاس گسترده خبر آغاز سال تحصیلی حوزه در صداوسیما نیز كمترین وظیفه رسانه ملی در قبال حوزه علمیه بود كه تاكنون نسبت به آن قصور و كوتاهی صورت گرفته بود و ذوق زدگی برخی تنها نشان از عدم درك رسانه ای آنان دارد.
حال با نگاهی گذرا به نوع تعامل صدا و سیما با حوزههای علمیه باید از مدیران این رسانه پرسید كدام یك از طرفین سعی در بیراهه رفتن در مسیر داشتهاند؟ آیا انعكاس وارونه خبر جلسه جامعه مدرسین با مدیر صداوسیما،انتشار و انتساب خبر كذب به دفتر آیت الله العظمی مكارم شیرازی و بازی و كلاهبرداری رسانهای برای گرفتن وقت ملاقات از مراجع تقلید شایسته این رسانه ملی میباشد؟ چرا مدیران صداوسیما به جای رفتار «صادقانه» در قبال حوزههای علمیه و مراجع تقلید كه همواره در نهایت صداقت با این رسانه تعامل داشتهاند (و عدم آگاهی و یا بياعتنائي مراجع تقلید به بازیهای رسانهای این سازمان نیز تاییدی بر صداقت آنان است) برابر نقدهای مشفقانه تنها اقدام به موضع گیری میكند؟
چرا مدیران صدواسیما تصور می كنند چون رسانه ملی در دستشان است می توانند هر طوری كه صلاح می دانند با افكار عمومی حتی حوزههای علمیه و مراجع تقلید معامله _بخوانید بازی _ كنند؟كاش به جای آنكه رسانه ملی بازی ها و ترفندهای رسانهای خود را برابر حوزهها و مراجع اجرا كند، برای تبلیغ سیاستهای نظام و در برابر رسانهها و بنگاههای خبری دشمنان همچون سیان ان و بیبی سی به اجرا درآورد.
ارسال نامهای توسط قائم مقام ضرغامی به جامعه مدرسین مبنی بر اینكه «جامعه مدرسین پیش از آنكه هر مطلبی درباره صداوسیما نقل كند با فلان شماره تلفن سازمان تماس گرفته و هماهنگی كند-بخوانید اجازه بگیرد- با كدام شعار جریان آزاد اطلاعاتی و تحمل نقد همخوانی دارد؟ این نامه حتی اگر به یك هفتهنامه محلی در دورترین شهرستان هم ارسال شود توهین بزرگی به مخاطب محسوب میشود تا چه برسد به نهادی مانند جامعه مدرسین حوزه علمیه قم!
آیا انعكاس خبرهای روزنامهها در بولتنهای خبری و یا درج نقدهای مختلف به برنامهها خصوصا سریالهای پر مخاطب در بولتن جامعه مدرسین كار اشتباهی است ؟ این درحالی است این بولتنها همواره تكذیب یا توضیحات دریافتی در خصوص خبرهای مندرج را منتشر می كنند و جالبتر آنكه تا كنون از صدواسیما توضیح یا تكذیب هیچ خبری به جامعه مدرسین ارسال نشده است!
كاش جناب ضرغامی و مدیران صداوسیما به جای طراحی برنامههای خاص جهت دور زدن مراجع تقلید و جامعه مدرسین،نگاهی دوباره به نامه اعضای جامعه مدرسین و بررسی مجدد نگرانیها و تذكرات جدی این نهاد میكردند و عجیبتر آنكه در عمل نیز بیمهریها و عدم توجه مناسب به رادیو معارف كه درواقع رادیوی حوزه علمیه و تنها بلندگوی دینی در رسانهملی محسوب میشود پیام خاصی برای همگان دارد.
به هر حال ماجرای دوطرفه حوزه علمیه و صداوسیما زمانی به سرانجام خوش خواهد رسید كه صداوسیما از اریكه رویائی و انحصار نظری خود پائین آمده و با «صداقت» و «با پرهیز از بازیهای رسانهای» نقدهای مشفقانه و كارشناسانه مراجع تقلید و حوزههای علمیه را با جان و دل شنیده و در عمل نیز به اجرا درآورد.
