رسومات گعدههای علمایی
دوشنبه, آبان ۳م, ۱۳۸۹بخش دوم گزارش مختصری از دیدار علما با حضرت آيتالله خامنهای در ایام سفر به قم
- اول از همه اینكه نوشتنِ روایت دیدار علما حركت بر لبه تیز است. روایتنویسی بدون مزاح و ایراد و نكته سنجی كه روایت نمیشود. آنوقت یك طلبه جوان میخواهد از دیدار علما با حضرت آیتالله خامنهای بنویسد! خودتان را بگذارید جای من…
- اگر دیدارهای دیپلماتیك قوانین و تشریفات خاص دارد، دیدارهای علما سنّت نانوشتهی خود را دارد. از نیمخیز شدن حضار به هنگام ورود مهمان جدید تا احوالپرسی با اشاره دست از همه حضار توسط تازه وارد به جلسه. طبق توصیه آیتالله خامنهای قبل از سفر مبنی بر حفظ حرمت و احترام تكتك علما، چندنفر از جمله حجتالاسلام والمسلمین محمدی گلپایگانی بیشتر اوقات مجلس، ایستاده و حواسشان هست كه نهایت احترام را به مهمانان داشته باشند.
- جمعه شب، تعدد حضور علما برای دیدار با رهبری بیشتر از شبهای قبلی بود. بویژه آنكه در این شب آیتالله العظمی صافی گلپایگانی علیرغم كهولت سنی به دیدار رهبری آمدند. ایشان از صحبتهای حضرت آیتالله خامنهای در جمع حوزیان تجلیل كردند و حضور باشكوه مردم در استقبال از ایشان را ستودند.
- در معیت آیتالله العظمی صافی، دونفر از فرزندان مرحوم آیتالله العظمی گلپایگانی هم حضور داشتند. حضور این دو تا شام هم ادامه داشت. حضرت آیتالله خامنهای در سر سفرهی شام، از خدمات بیت آیتالله العظمی گلپایگانی به حوزه و شهر قم صحبت كردند و ضمنا سن دقیق آیتالله العظمی صافی گلپایگانی را هم پرسیدند.
- از جمله محترمین حاضر در جلسه، آیتالله سیدعلی محقق داماد بود كه پس از ورود با راهنمائی مسئولان در كنار حضرت آیتالله خامنهای نشستند. نوهی مرحومِ موسسِ حوزه و از طرفی فرزند آیتالله العظمی سیدمحمد محقق داماد. از یك ربع صحبت گرم و خودمانی با رهبر این بخش دستگیرمان شد كه آیتالله محقق داماد از وضعیت آموزش در حوزه و لزوم تقویت دروس سطح صحبت كرد. وی مهمان سفره شام رهبر انقلاب هم شد.
- در این شب، از اعضای دفتر آیتالله العظمی حكیم در ایران هم دونفر به دیدار رهبری آمدند. آیتالله سیدمحمدشاهرودی هم با ویلچر و به همراه چندنفر از اعضای دفتر خود مهمان بودند.
- برخی از بزرگان حوزه را آقازادههایشان همراهی میكردند. آقازادههائی كه برای خود آقائی هستند و از اساتید حوزه. بنده خدا مسئولان حفاظت مانده بودند كه چگونه عذر بیاورند كه قرار بود فقط ابوی شما تشریف بیاورند!
- برخی دیگر از چهره های مهم كه البته برای اطرافیان گمنام بودند هم، این شب حضور داشتند. پسرمرحوم آیت الله مروج جزایری، احمدی شاهرودی، آیت الله سید محمد شاهرودی (فرزند ارشد مرحوم آیت الله العظمی سید محمود شاهرودی با جمع زیادی از فرزندانش)، آیتالله جعفری تهرانی معروف به سیدفلسفه و تعدادی دیگر كه من هم نتوانستم بشناسم و تنها از احترام و گرم گرفتن رهبری فهمیدم باید این آقا برای خود كسی باشد!
- آیت الله شریعتی سبزواری نوهی كوچك خود را هم آورده بود. فائزهی شش ساله شعری از نورانیت قرآن خواند كه آیتالله خامنهای جایزه اش را محول كرد به آیتالله استادی. آیتالله استادی تعریضی زد و گفت: «به چه آدم سخاوتمندی هم واگذار شد!»
- از جمله جوانانی كه حضرت آیتالله خامنهای احترام خاصی برای او قائل شد، محمد مطهری فرزند مرحوم شهید مطهری بود.
- آیتالله علوی بروجردی، نوهی آیتالله العظمی بروجردی هم از افرادی بود كه بیشتر از سایرین با رهبر انقلاب گفت و گوی گرم و خودمانی داشت. مسئلهی خطر وهابیت و اتحاد جهان اسلام از مواردی بود كه گوش تیز اطرافیان توانست آن را بشوند!
- این جلسهی علما با حضرت آیتالله خامنهای هم برای خود سوابق و لواحقی دارد كه حتما تا مدتها نقل محافل علما در حوزه خواهد بود.
همین یادداشت در سایت مقام معظم رهبری
بخش اول حاشیه دیدار علما با رهبری
حاشیه های دیدار علما با رهبر
پنجشنبه, مهر ۲۹م, ۱۳۸۹
هرکس با نگاه خود از سفر رهبری مینویسد.عدهای هم سعی میکنند حاشیهها را بنویسند. تا حالا هم اغلب از استقبال در خیابان و حواشی دیدارهای عمومی نوشتهاند. سایت رهبری هم که همان حاشیهنگاریها را کار کرده است.
کنجکاو شدم که چند جلسه رهبر که با علما و بزرگان حوزه برگزار شده، آیا حاشیهنگاری هم داشته یا نه؟ از دو دوستی که در این دیدارها حضور داشتند پرسوجو میکنم. مثل همیشه گلایه میکنند از ناهماهنگی در ثبت این برنامهها و …
به هرحال از این دو دوست و چند نفر از علمایی که در این چند جلسه حضور داشتند میپرسم چه خبر؟ مطالبی را میگویند که برای آنها بسیار عادی است، اما برای من با نگاه روزنامهنگاری و وبلاگی محشر است!
- جلسات بعد از نماز مغرب و عشاء علمائیتر از جلسات بعد از نماز ظهر است. به هر حال علما به بعد از نماز عشاء عادت دارند و نمیشود از استراحت قیلوله گذشت.
- جلسات علمائی بعد از نماز که اصطلاحا «گعدههای طلبگی» گفته میشود به قدری سنگین و پرحاشیه است که چند نفر حاضر برای ثبت آنها جا میمانند، بخصوص که برخی از آنها جوان تهرانی باشند و هرچقدر هم پز حرفهای بودن را بدهند در این یک مورد کم میآورند.
- دو ساعت زمان خوبی است برای گعدهی طلبگی بین رهبر و علمای حوزه. از احوالپرسی گرفته تا پرسوجو از درس و بحث و تالیفات.عدهای کتاب تازه خود را هدیه میدهند و برخی از وضع تدریس خود میگویند. برخی دیگر هم که دیگر کهولت سن اجازه تدریس و تالیف نمیدهد با رهبر از گذشته خود صحبت میکنند.
- ساعتی از جلسه که میگذرد به ذهن خطور میکند که اصلا این دیدار ِ رهبر بود با دیگران یا آیت الله سیدعلی خامنهای با دوستان قدیمی خود؟ رهبری به قدری با علما به احترام و تکریم برخورد میکند که فراموش میکنیم آن که که در راس نشسته رهبر است.
- دیدار بسیار خودمانی و صمیمی برخی از علما و مراجع با رهبری مورد توجه همه حاظران است.آیت الله جوادی آملی کنار رهبری می نشیند و چند جمله ای رد و بدل می شود و تبسم خنده گونه آیت الله جوادی نظر همه را جلب می کند. دوستان خبرنگار بیشتر از همه کنجکاو می شوند که چه جملاتی بین رهبر و آیت الله جوادی رد و بدل شد؟
- برخی از بزرگان که چهره رسانهای هم ندارند، به دیدار رهبری میآیند. همکاران حاضر از گرم گرفتن رهبری متوجه جایگاه افراد میشوند و از دیگران به آرامی و اشاره میپرسند: «ایشان کی بودند؟» باخودم فکر میکردم کاش نرمافزاری تهیه میکردیم که با گرفتن تصاویر افراد به هنگام ورود، بلافاصله بیوگرافی آنها را میداد تا همکاران ژورنالیست و بقیه اینگونه کم نیاورند.
- حجتالاسلام سیدجواد شهرستانی -داماد و رئیس دفتر آیت الله العظمی سیستانی- با دو پسر نوجوانش خدمت رهبری میرسند. پدر، فرزندان خود را که معرفی میکند همه به ذهنشان میرسد که این دو نوه آیتاللهالعظمی سیستانی هم هستند. یکی از آنها که زرنگتر است چفیه رهبری را میگیرد.این ماجرای گرفتن چفیه رهبری به دانشجوها و بسیجیها خلاصه نمیشود. بیت آیتاللهالعظمی سیستانی هم چفیه آقا را با خود میبرند.
- بعد از ده سال، رهبری به قم آمدهاند و طلاب جوان در حسرت یک برنامه عمامهگذاری. این وسط نوه مرحوم آیتالله شهید سعیدی از پارتی پدر استفاده میکند و عمامه مشکی به دستمیرود پیش رهبر و ایشان هم با دعا و تفقدی، نوه شهید سعیدی را معمم میکنند. هزاران طلبه جوان مانده اند با حسرتشان.
نوشته شده در دين, رسانه | ۱۳ پاسخ »
يك سوال طلبگي
شنبه, شهریور ۲۰م, ۱۳۸۹علياشرف فتحي روز گذشته در گوگولريدر و در كنار خبر اعلام نظر مراجع عظام تقليد درخصوص اثبات روز اول ماه شوال، اين عبارت را نيز اضافه كردهاست:« دفتر مرحوم آیت الله منتظری نیز امروز را عید اعلام کرد.»
طبيعتا با ديدن اين مطلب سوالاتي برايم و به احتمال زياد براي بسياري از طلاب پيش ميآيد كه سعي ميكنم به صورت خلاصه مطرح كنم.
آنگونه كه در توضيح المسائل بسياري از مراجع عظام تقليد آمده است راههاي ثبوت هلال ماه و به عبارتي روز عيد فطر بدين شرح است:
اول: آنكه خود انسان ماه را ببيند.
دوم: دو مرد عادل بگويند كه در شب ماه را ديده ايم.
سوم: عده اي (كه از گفته آنان يقين پيدا مي شود) بگويند ماه را ديده ايم. و همچنين است هر چيزي كه به واسطه آن يقين پيدا شود.
چهارم: سي روز از اول ماه شعبان بگذرد كه بواسطه آن اول ماه رمضان ثابت مي شود، و سي روز از اول رمضان بگذرد كه بواسطه آن اول ماه شوال ثابت مي شود.
پنجم: حاكم شرع حكم كند كه اول ماه است.
اعلام نظر مراجع عظام تقليد در خصوص اثبات عيد فطر براساس گزينه دوم و سوم است.يعني گفته مراجع تقليد بهترين حجت و دليل براي هرفرد جهت اثبات رويت هلال ماه است. دفتر مراجع عظام نيز پس از انتقال گزارشات مردم متدين و مورد وثوق و پس از اثبات رويت از سوي آن مرجع تقليد، به مقلدين و هركسي كه سوال كند پاسخ ميدهند.
يك احتمال نيز وجود دارد كه نظر مراجع تقليد براساس حاكم شرع (براساس تعاريف مختلف از حاكم شرع) است.
حال اين سوال مطرح است كه دفتر آيتالله منتظري پس از فوت ايشان با چه معياري اينگونه اعلام نظر ميكند؟
شايد گفته شود كه جمعي از معتمدين در دفتر ايشان جمع شدهاند و در پاسخ به سوالكنندگان نظر خود را اعلام ميكنند(راه دوم و سوم) كه طبيعتا مشخص است در چنين شرايطي اين جمع جايگاه حقوقي ندارند و بايد اعلام رؤيت را براساس نظر معتمدين و افراد عادل اعلام كنند نه به عنوان دفتر مرجع تقليد و همگان به خوبي ميدانند كه دفتر آيتالله منتظري در گذشته يك جايگاه حقوقي خاصي پيدا كرده بود و مردم براساس اعتبار و اعتماد به مرجع تقليد از دفتر وي سوال ميكردند.
اگرهم معتقد باشيم مراجع تقليد در جايگاه حاكم شرع اين نظر را ميدهند سوال فوق به طريق اولي مطرح است.دفتر فعلي آيت الله منتظري با حضور كدام حاكم شرع اعلام نظر ميكند؟
آيا اين اقدام و برخي اقدامات ديگر اين دفتر ميتواند به عنوان يك فعاليت عادي براي حفظ آثار مرجع رحلت شده ارزيابي شود و چگونه ميتوان انتظار داشت مردم منصف چنين اقداماتي را سوء استفاده از جايگاه مرجع فوت شده ارزيابي نكنند؟
مراجعه به فعاليت دفاتر برخي از مراجع عظام تقليد كه پس از فوت مرجع به عنوان «حفظ آثار معظمله» فعاليت مي كنند نشان ميدهد در نهايت تدبير هيچگونه ورودي به مسئله رؤيت هلال ماه نداشتهاند.
درصورتي كه به اين پرسش پاسخي داده شود درخواست ميكنم به عنوان يك بحث طلبگي ارزيابي شود و مسائل «ورود حكومت به مسائل مرجعيت و دخالت وزارت اطلاعات در جريان مرجعيت!» را وارد بحث نكنيد چرا كه من يك طلبه هستم و يك سوال طلبگي كرده ام.
به مناسبت سالگرد آغاز رهبری خامنهای عزیزمان
شنبه, خرداد ۱۵م, ۱۳۸۹با عنایت به اینکه فعلا فقط حضور در زمان امام جزو افتخارات و امتیازات است و اگر یکی از سران اصلاحات این ویژگیها را داشت:
- در سال ۱۳۴۲ و در سن ۲۴ سالگي نماينده امام براي مذاكره با علماي مشهد شده بود و پيام امام را به ايشان ابلاغ كردهاند. همچنين مراجع مشهد براي آگاهي از مواضع امام درباره دارالتبليغ وی را به نمايندگي خود برگزيده بودند.
- امام خطاب به او گفته بود: جنابعالي را يكي از بازوهاي تواناي جمهوري اسلامي مي دانم و شما را چون برادری كه آشنا به مسائل فقهي و متعهد به آن هستيد و از مباني فقهي مربوط به ولايت مطلقه فقيه جدا جانبداری مي كنيد مي دانم
- امام خطاب به او گفته بود: در بين دوستان و متعهدان به اسلام و مباني اسلامي از جمله افراد نادري هستيد كه چون خورشيد روشني مي دهيد
- امام در مورد او گفته بود: يک نفر را مثل ایشان پيدا بکنيد که متعهد به اسلام باشد و خدمتگزار، و بناى قلبى اش بر اين باشد که به اين ملت خدمت کند، پيدا نمى کنـيد، ايشان را من سالهاى طولانى مى شناسم
- هشت سال رئیس جمهور دوران امام و نفر دوم کشور بعد از امام بود
- تنها امام جمعه دائم تهران بود که از سوی امام تعیین شده بود
- امام برای حفظ جان او گوسفند قربانی کرده بود
- امام براي حفظ جان وی حضورش در خط مقدم جبهه را تحريم كرده بودند
- وصیتنامه امام را قرائت کرده بود
- امام با کفن او دفن شده بود
- بر پیکر مرحوم سیداحمد آقا و همسر امام نماز خوانده بود
بله، اگر تنها یکی از این موارد برای یکی از سران اصلاحات اتفاق افتاده بود، گوش عالم و آدم را کر کرده بودند و برسر همه می کوفتند و از همه طلبکار بودند.
اما همه این ویژگیها یکجا در رهبری عزیزمان جمع است و هیچ کس صدایش را درنمیآورد!
أَجَعَلْتُمْ سِقَايَةَ الْحَاجِّ وَعِمَارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ كَمَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَجَاهَدَ فِي سَبِيلِ اللّهِ لاَ يَسْتَوُونَ عِندَ اللّهِ وَاللّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ
شان نزول آیه:
“شيبه” و “عباس” هر كدام بر ديگرى افتخار مىكردند و در اين باره مشغول به سخن بودند كه على (عليه السلام) از كنار آنها گذشت و پرسيد: به چه چيز افتخار مىكنيد؟ “عباس” گفت: امتيازى به من داده شده كه احدى ندارد، و آن مساله آب دادن به حجاج خانه خدا است. “شيبه” گفت: من تعمير كننده مسجدالحرام و كليددار خانه كعبه هستم. على (عليه السلام) گفت: با اينكه از شما حيا مىكنم، بايد بگويم كه با اين سن كم افتخارى دارم كه شما نداريد! آنها پرسيدند: كدام افتخار؟! فرمود: من با شمشير جهاد كردم تا شما ايمان به خدا و پيامبر (صلي الله عليه و آله) آورديد.
نوشته شده در دين, سياست | ۲۸ پاسخ »
خمینی فقط بنده خدا بود
چهارشنبه, خرداد ۱۲م, ۱۳۸۹با نزدیک شدن ایام سالگرد رحلت امام عزیزمان و خواندن تعدادی از یادداشتهای وبلاگی در این زمینه،امیدوارم بودم که به نوعی از قلم بیافتم و کسی من را به این بازی حساس دعوت نکند.!
اما بالاخره حامد احسانبخش من را هم دعوت کرد و …
واقعا نوشتن درباره امام بسیار سخت است.هزاران هزار کتاب و مقاله و ویژهنامه تاکنون درباره آن شخصیت الهی نوشته شده و گویا هنوز هم اندر خم یک کوچه ایم.هزاران هزار مطلب درباره جایگاه عرفانی،اخلاقی،اجتماعی و سیاسی و … او نوشته شده است. امروز باخودم فکر می کردم چرا انسانی که می توانست مانند همه ما باشد ،اینگونه می تواند جهان را تکان دهد؟ چرا هنوز هم با نوشته شده هزاران کتاب نتوانستهایم بخشی از ابعاد شخصیتی او را دریابیم؟
چرا سیاستمداران مدعی در برابر او زانو زدهاند؟ تئوریسینهای نظامی در حیرت یک جمله از او و جانفشانی هزاران نفر بخاطر نام خمینی هستند! کارشناسان دیپلماسی متحیر از محبوبیت خمینی در میان روستاهای دورافتاده آفریقا هستند ؟ و دهها و صدها چرای دیگر؟
پاسخ این سوال بسیار سخت یک جمله کوتاه و آسان است:« خمینی بنده واقعی خدا بود» و به قولی خمینی یک مسلمان بود!
آری خمینی فقط و فقط خدا را میدید و تنها به او توکل داشت.بخاطر همین هم بود که دنیا را در نظر کوچکتر از هرچیزی میدانست.چراکه تکیهگاهش خدای بزرگ بود نه چیز دیگری.
مرور چند حدیث در این زمینه شاید به فم ماجرا بیشتر کمک کند:
امام محمدباقر(ع ) می فرماید: «من توکل علی الله لایغلب و من اعتصم بالله لایهزم ؛ هر کس بر خدا توکل کند مغلوب نمی گردد و هر کس به خدا چنگ زند شکست خورده نمی باشد(میزان الحکمه ج ۱۰ ص۶۸۱)
امام رضا(ع ) می فرمایند: من احب ان یکون اقوی الناس فلیتوکل علی الله هر کس دوست دارد قوی ترین مردم باش پس باید بر خداتوکل کند. بنابراین هر کس توکل بیشتری داشته باشد از قوت ایمان بیشتری برخوردار است بزرگی این ثمره هم بر کسی پوشیده نیست .( میزان الحکمه ج ۱۰ ص۶۸۱)
امام علی (ع ) می فرمایند: «من توکل علی الله ذلت له الصعاب و تسهلت علیه الاسباب ؛ هر کس بر خدا توکل کند سختی ها برایش رام و اسباب و علل در مقابلش آسان می گردد.( میزان الحکمه ج ۱۰ ص۶۸۱)
بخاطر همین بود که خمینی در سال ۱۳۲۳ نامه آتشین خود را خطاب به مردم ایران مینویسد و دولت پهلوی را غیرمشروع میخواند.این چه بینش و درایتی است که خمینی در آن سالها داشت؟ جز هدایت خدا؟
و دهها مورد دیگر از اقدامات و تصمیماتی که خمینی گرفت و هنوز هم سیاستمداران متحیر از بینش سیاسی او هستند.
درهمین زمینه:
نوشته شده در دين, سياست | ۴ پاسخ »
وبلاگ نويسي بين عرفات و مشعر
پنجشنبه, آذر ۵م, ۱۳۸۸يكي از خاطرهانگيزترين ساعات هر مسلمان وقوف در صحراي عرفات و دعاي عرفه است.
اين ساعات معنوي امروز عصر به پايان رسيد و همه را در حسرت درك مجددش گذاشت.
الان در اتوبوس هستيم و بين عرفات و مشعر در حال حركت.شايد اين نخستين يادداشت وبلاگي از اين مكان و ساعات باشد.
اگرچه كوتاه اما خواستم يادداشتي از اين ساعات هم داشته باشم.شايد براي سالهاي بعد…
اين مسير ۵ كيلومتري بخاطر ترافيك شديد در ساعتها به طول ميانجامد.قعلا كه حركت ما سانتيمتري است.
در اتوبوس نشستهام و به خود و خيلي چيزها فكر ميكنم.
در همين زمينه:
يادداشت نويسي از عرفات در سايه تكنولوژي
نوشته شده در دين, رسانه | ۱۱ پاسخ »
وبلاگ نويسي از عرفه در سايه تكنولوژي
پنجشنبه, آذر ۵م, ۱۳۸۸
تا همين چند سال پيش كمتر كسي تصور ميكرد از صحراي عرفه كه توقفگاه نيمروزه حجاج است و بدون هيچ امكاناتي براي عموم زائران، بتوان با اينترنت ۷مگابايتي و با كمترين هزينه به اينترنت وصل شد، و وبلاگ نويسي كرد.
بله.در سايه تكنولوژي كه در اينسالها شتاب شگفتانگيزي گرفته اين امكان ميسر شده است.يك فلشي كه سيم كارت مي خورد و تنها با ۱۰۰ ريال سعودي (۲۷هزار تومان) ميتوان از هرجاي عربستان به اينترنت وصل شد.امكاني كه متاسفانه براي كشورمان فعلا يك رويا محسوب مي شود.
پس با بهره گيري از اين امكانات چند خطي مي نويسم:
اينجا عرفه، صحرائي كه دلهاي منتظران و چشمهاي اشكبار سالهاي سال انتظار آن را مي كشند .
دستان لرزانم را به آسمان بلند میکنم. سرم را در آسمان میچرخانم. جز نور نمیبینم.فریاد میزنم و پژواک صدایم را نمیشنوم. چشمه چشمه اشتیاق از چشمانم جاری میشود. زمین میچرخد، آسمان میچرخد و من… من که تو را سالهاست در طوافم و تو ای قبلهگاه راستین من که «یا مَن هو اَقربُ إِلیّ من حَبلِ الوَرید»ی، چگونه خویش را از تو دور ببینم؟!خود را از بیابانهای غفلت، به سوی سرزمین نور میکشم؛ به مکانی که بهترین بندگان، در این روز پرالتهاب، تو را میخوانند. صدای عشق میآید.
الهی!
چگونه به درگاه تو روی آورم، وقتی خویش را آلوده پستترین عصیانها میبینم و در توشه عملم جز زشتی و سیاهی نیندوختهام؟سجاده ام را بیاورید! میخواهم پرواز کنم تا ملکوت. میخواهم بال بگشایم در باغستانهای سبز دعا.میخواهم دل بسپارم به دریای لایتناهیِ لطف حق.وقت تنگ است؛ ثانیهها، شتابناک در گذرند.
پينوشت:ساعت ۸ صبح است.همه عوامل براي برگزاري مراسم برائت از مشركين در تلاش هستند.انشاء الله به هنگام دعاي عرفه دعاگوي همه دوستان خواهم بود.
در همين زمينه:
نگاهي متفاوت به دعاي عرفه
نوشته شده در دين, رسانه | ۶ پاسخ »
حج،متن و حواشي
دوشنبه, آبان ۱۸م, ۱۳۸۸
اجتماع ميليوني مسلمانان كشورهاي مختلف جهان براي به جا آوردن مناسك حج در يك سرزمين محدود، فرصت بيبديلي براي رسانهها است كه از اين صحنهها به بهترين شكل استفاده كنند.
ايران هم بواسطه حضور هرساله هشتصدهزار زائر در ايام عمره و نزديك به يكصدهزار در ايام تمتع، سالهاي سال است كه گروههاي مختلف رسانهاي از صداوسيما گرفته تا عكاسان را براي پوشش اين واقعه زيبا گسيل ميكند.
آنچه ذهنم را در چندسال گذشته با ديدن گزارشهاي تلوزيوني و خبري و تصويري به خود مشغول كرده، نوع پوشش اين وقايع توسط رسانههاي ايراني است.
رسانههاي ايراني تاكنون به متن ماجرا و حضور در بين زائران ايراني و مصاحبههاي كوتاه بسنده كردهاند.مستند هاي ساخته شده چند سال اخير نيز اگر چه نگاهي متفاوت، اما از دورن است.
با نگاهي به عملكرد ساير رسانههاي دنيا از بيبيسي و سيانان گرفته تا سايتهاي عكس معتبر مانند بوستون، زاويههاي جالبي را هم ميبينيم.
جالب است زماني كه ميبينيم سيانان يا بيبيسي با سماجت حتي خبرنگار مسيحي خود را به مكه و مدينه ميرسانند و از آن مهمتر به اتاق كنترل امنيت جمرات و مسجدالحرام ميروند تا مخاطب را بهتر در فضاي موجود بكشانند.سايت بوستون بوسيله هلي كوپتر عظمت خح را به تصوير ميكشد.
تهيه گزارش از ميان حجاجي كه رمي جمرات ميكنند، مخاطب را به نوعي ديگر در حال و هواي حج ميبرد.
حتي نيوشا توكليان با اراده شخصي خود به حج ميآيد، با پيگيريهاي شخصي،خود را به بالگرد نيروهاي امنيتي ميرساند و ميتواند تصاوير حيرتانگيزي از فراز مني بگيرد.
به هر حال سيانان يك روند مشخصي را طي ميكند.رايزني و ارسال درخواست و بقيه ماجرا كه حتما براي ساير كشورها از جمله ايران هم ميسر است!
حال بايد پرسيد چرا صداوسيما تاكنون نتوانسته خود را به اين مكانها برساند و اين زوايا را به تصوير بكشد؟
اگر چه برخي معتقدند كه رسانههاي غربي خود را به عربستان و اعمال حج ميرسانند تا با برداشتهاي نادرست چهره بدي از اسلام نشان دهند! اما واقعيت اين است كه به هرحال ميتوانند از ظرفيتهاي موجود استفاده كنند و چرا ما از اين فرصت استفاده نكنيم تا چهره واقعي اسلام را به جهانيان نشان دهيم؟!!
براي نمونه برگزاري دعاي كميل يكي از بزرگترين كارهاي فرهنگي است كه يك كشور در حساسترين مكان كشور ديگري انجام مي دهد.عربستان به خاطر تعهدي كه دارد صحن مسجدالنبي را به ايرانيان واگذار مي كند، حرم را قرق مي كند و مديريت تحسينبرانگيز بعثه رهبري اين برنامه را به صورت منظم برگزار مي كند، اما هميشه آنچه كه از تلويزويون ديدهايم تصوير رسمي و تكراري است كه نشان داده ميشود و هيچگاه دوربين به حواشي دعا كه گاهي مهمتر از متن است نميپردازد.
شايد تكراري شدن رويداد حج براي دستاندركاران رسانهاي آن ديگر ذوق و سليقهاي براي ابتكار در نگاه را نگذاشته است، اما به هرحال همه ما مسئول ديدگان اشكبار و دلهاي لرزان ميليونها مسلمان هستيم كه ميخواهند حج را فراتر از نگاه كليشهاي در پاي تلوزيون تماشا كنند.
پي نوشت:
- ده روزي است كه مدينه هستم و انشاء الله فردا عازم مكه و بعد از اعمال دوباره برميگيردم مدينه.طبق معمول براي كارهاي رسانهاي .
- تعدادي از كارهاي سيانان از حج را اينجا ببينيد
پينوشت دوم:يعد از چند روز اين مصاحبه درباره عكاسي در حج را ديدم كه جالب است.
يك نمونه ازكارهاي سيان ان
نوشته شده در دين, رسانه | ۹ پاسخ »
همه می پرسند آقای مشاور کجاست؟
پنجشنبه, شهریور ۲۶م, ۱۳۸۸
زمانی که در انتخابات نهم ریاستجمهوری ، آیتالله العظمی مکارم شیرازی برخلاف گذشته بهگونهای نام کاندیدای مورد نظر خود را در برگه رای نوشت که اطرافیان دقیق ببینند و رای ایشان به احمدینژاد را به هرکس که میتوانند اعلام کنند، هیچ کس تصور نمیکرد در فاصله کمتر از دو سال بعد، همین مرجع تقلید و سایر مراجع عظام تقلید دیگر هیچ وزیر این دولت را به دفتر خود راه ندهند.
برای یافتن علت سردی روابط بین مرجعیت و دولت ، اگرچه دلایل زیادی وجود دارد اما نگاهی به عملکرد مشاور امور روحانیون رئیسجمهور بسیاری از مسائل را روشن می کند.۱
- انتخاب سقای بیریا به عنوان مشاور رئیس جمهور در امور علما و حوزههای علمیه برای بسیاری تعجبانگیز بود، چراکه تا زمان اعلام رسمی نام وی، به جز اعضای موسسه امام خمینی ، هیچیک از علما و روحانیون و حوزویها نام او را نشنیده بودند.اگرچه علت اصلی تغییر مشاور قبلی( حجت الاسلام مصلحی) نداشتن ارتباط خوب و عدم شناخت حوزه از او بود،اما بازهم این اشتباه درباره سقای بیریا تکرار شد.
۲- باوجود عدم شناخت قبلی حوزه از بیریا، عملکرد قوی او در سه سال گذشته میتوانست جایگاه خوبی برای او اجاد کند که متاسفانه این مهم هم محقق نشد.علت محقق نشدن این امر در تفسیر شخصی سقایبیریا از وظایف خود است.چراکه سقای بیریا اعتقادی به داشتن روابط گرم با بیوت مراجع ندارد.این موضوع را چند هفته پس از انتصاب او به این سمت و در مصاحبهای دو ساعته دریافتم.در این مصاحبه به بی ریا گفتم:« همانگونهای که مستحضر هستید رفتوآمدهای دائمی و غیررسمی با بیوت مراجع برای مشاور رئیس جمهور در امور علما امری کلیدی است» که سقای بیریا قاطعانه پاسخ داد:«من اعتقادی به این ریاکاریها و تزویرها ندارم !!!.اصلا قرار نیست که بنده چنین کارهائی بکنم.وظیفه بنده انتقال الگوی دولت اسلامی از حوزه به دولت است»
۳- باگذشت سه سال از حضور سقای بیریا در این سمت، عملکرد او نشان داد که به هیچوجه هنجارهای حاکم بر ارتباط دولت با علما و مراجع را نمیداند. اظهارنظر اخیر او و نوع ادبیات گفتاریاش برای اثبات این نظریه کافی است:« مشاور امور روحانیت رئیس جمهور در پاسخ به سئوال مبنی بر اینکه آیا رئیس جمهور در خصوص انتخاب وزیران زن با مراجع مذاکره ای داشته است، گفت: اینکه رئیس جمهور بخواهد برای هر سئوالی به قم سفر کند و مسئله را رفع و رجوع کند، درست نیست. بر این اعتقادیم که باید به مراجع احترام گذاشته شود و نظرات آنان برای ما بسیار ارزشمند است. اما در این خصوص رئیس جمهور باید بر اساس فتوای مرجع تقلید خود تصمیم بگیرد»اگر چه همیشه در مسائل حکومتی نظریه رهبری رعایت میشد و قاعده حکومت اسلامی نیز چنین است، اما جلب نظر مراجع تقلید و در عین حال عمل به نظرات رهبری روش خاص خود را دارد که این جملات جناب مشاور نشان میدهد ایشان به الفبای این سنت سیساله آشنا نیست.
یکی از نمونههای جالب تعارض نظرات مراجع با نظر رهبری ، تجدید نظر مجلس در قانون وراثت و اعتراض شدید آیتالله سبحانی به این اقدام بود که علی لاریجانی با دیپلماسی پشت پرده و اعزام چندنفر از علما و شاخصان حوزوی به محضر مراجع و توضیح ماوقع، این موضوع را به صورت کاملا حرفهای و باکلاس! حل کرد. این اقدام لاریجانی را با جریان مخالفت مراجع تقلید با انتخاب وزیر زن مقایسه بکنید.پس از مخالفت رسمی مراجع تقلید ، احمدی نژاد به بهانه تبعیت از نظریه رهبری ، نسبت به مراجع بیتفاوتی عجیبی نشان داد .این معضلی که همواره احمدینژاد در سالهای اخیر و در مسائل کاملا ساده با آن مواجه بوده است.جریاناتی مانند حضور زنان در ورزشگاهها، الحاق سازمان حج به سازمان ایرانگردی و گردشگری، حمل قران توسط زنان و اخیرا هم انتخاب زنان به عنوان وزیر از جمله این موارد بود که با بروز آنها همه میپرسند آقای مشاور کجاست؟اگر آقای مشاور در این بین حضوری فعال داشت، هیچگاه شاهد رسانهای شدن این موضوعات نمیشدیم و نخستین ضربه عقیده عجیب جناب مشاور و تزویرانه خواندن ارتباط با بیوت مراجع در اینجا نمایان میشود.
به هرحال با توجه به ادامه حضور سقای بیریا در دولت دهم متاسفانه باید منتظر رویدادهای بسی تاسفبارتر در ارتباط بین مراجع و دولت باشیم.این درحالیاست که این روش نابخردانه دولت و جناب مشاور باعث ایجاد بهانه برای بدخواهان نظام میشود و صدافسوس که سردی روابط بین مرجعیت و دولت به تقابل مراجع با حاکمیت و نظام تفسیر میشود.
درهمین زمینه:تاملي در تذكرات و توصيههاي رهبري به دولت
نوشته شده در دين, سياست | ۱۴ پاسخ »
آیتالله صانعی به روایت اسناد
پنجشنبه, شهریور ۵م, ۱۳۸۸با بروز تشنجات سیاسی،انتظار و نگاه به حوزههای عملیه بویژه مراجع تقلید نسبت به گذشته کاملا تفاوت کرد و بسیاری از نظرات مراجع معظم تقلید تاثیر جالب توجهی در فضای سیاسی و اجتماعی داشت.در این بین مسئله آیت الله صانعی و موضع گیریها و سخنرانی جنجالیاش در گرگان موضوع مستقلی شد.اگرچه بسیاری از سایتها و وبلاگ ها اصل مرجعیت وی را زیر سوال میبرند، اما برای ارائه به سطح جامعه باید نهادهائی که شانیت و جایگاه اعلام مرجعیت را دارند - همچون جامعه مدرسین و شورای عالی حوزه- وارد عرصه شوند و صلاحیت یا عدم صلاحیت وی را اعلام کنند.
من که یک طلبه مبتدی هستم چنین جایگاهی ندارم،اما کنجکاو شدم که نظریات آیت الله صانعی بویژه در زمان تصدی دادستانی کل کشور درباره مسائل حکومتی،ولایت فقیه و اجرای احکام به چه صورتی بود.مستندات جالبی پیدا کردم که بدون هیچ اظهارنظری در اینجا میآورم. البته یک نکته جالبتر آنکه ممکن است در گذر زمان اعتقادات سیاسی افراد به دلایل مختلفی تغییر پیدا کند،اما آیا با تغییر مصداق در ولایت فقیه حکم وجوب تبعیت تبدیل به حرمت هم می شود؟ و چراهای زیادی که ممکن است برای شما هم پیش آید.

به عنوان یک مسئله شرعی می گویم که تخلف از فرمان آیت الله خامنه ای گناه و معصیت بزرگی است
آیت الله صانعی ضمن قرائت قسمتی از وصیتنامه حضرت امام که در آن همه مراجع، علما و مردم را به حضور در صحنه و حمایت از نظام اسلامی توصیه کرده و مسامحه در امر مسلمین را از گناهان نابخشودنی دانسته است گفت: من به عنوان یک مسئله شرعی می گویم که تخلف از فرمان آیت الله خامنه ای گناه و معصیتی است بزرگ و رد براو،رد برامام صادق(ع) و رد بر امام صادق(ع) رد بر رسول الله (ص) و رد بر رسول الله (ص) رد بر الله و موجب خروج از ولایت الله و وورد به ولایت شیطان است و طبق روایت عمر ابن حنظله در باب ولایت فقیه رد بر او در حد شرک به الله است واما حفظ و تقویت آیت الله خامنه ای هرچه بیشتر تایید و تقویت شود اسلام و انقلاب اسلامی و حوزههای علمیه و فقه و قران تقویت شده است.
تایید ایشان یک واجب الهی است نه یک مستحب.مسئله کیان اسلام و عظمت اسلام است، مسئله یک امر جزئی نیست و عدم تایید ترک واجب است و ترک واجب موجب معصیت و خروج از عدالت است.تصویر
تا نبض مسلمین در دست ولیفقیه که جانشین از طرف امام معصوم است نباشد، این بدبختیها وفشارها ادامه خواهد داشت.
دادستان کل کشور اضافه کرد:امروز ائمه معصومین و حضرت ولی امر(عج) در این مملکت حاکمند و همه قدرتها بدست اسلام و قران است و ما اگر بخواهیم رستگاری دنیا و آخرت را پیدا کنیم، باید حاکمیت امام را حفظ و به گفتههای ایشان عمل نمائیم.
آیت الله صانعی تاکید کرد:کسی که طرفدار قانون را دوست بدارد خود عمل کننده به قانون است و کسی که قانون شکن را دوست دارد خود قانون شکن است.
آیت الله صانعی با اشاره به توطئه ابرقدرتها علیه نظام جمهوری اسلامی و تحمیل جنگ علیه این نظام توسط آنان و مشکلات موجود در جامعه گفت: امروز صحبت کردن علیه جمهوری اسلامی صحبت کردن علیه اسلام، رسول الله و لی امر(عج) است و اگر به این نظام و حاکمیت ضربه بخورد به اسلام ضربه خورده است و این تنها نظامی است که مسئولین آن با همه مشکلات برای رضای خدا و رضایت امت انجام وظیفه می کنند.
وی در پایان از امت همیشه در صحنه و انقلابیمان خواست دربرابر قانون و مقررات و خط امام سرتسلیم فرود آورند و به نظام نق نزنند و این نظام را تضعیف ننمایند که فردا در برابر خدا و محکمه عدل الهی جوابگو خواهند بود.تصویر
در نظام جمهوری اسلامی افشاگری معنا ندارد
آیت الله صانعی گفت: اگر تمام تاریخ اسلام را ورق بزنیم بجز پنج سال حکومت حضرت علی (ع) یک مورد حد، تعزیر، دیه و قصاص اجرا نشده است قوانین کلی را امام صادق گفتهاند و نیز امام حسن عسگری بیش از ۲۵ سال تحت نظر و زندانی بوده و در آخر به شهادت رسیدهاند تا یک روز مسلمانان با کمک حکومت و به وسیله قوه قضائیه بتوانند قصاص اسلامی و حدود آن را در جامعه پیاده کنند که امروز در ایران به برکات رهنمودهای ائمه اطهار و تلاش آنها ما حکم اسلامی را پیاده می کنیم.
امروز قوه قضائیه منسوب به حکومت و لایت امر(عج) است و در سراسر کشور دادگاهها و دادسراهای ایران بر طبق موازین اسلامی حدود اسلامی ، قصاص و تعزیرات را اجرا میکنند و قاضی موظف است بر طبق قانونی که اسلام دارد و مجلس تصویب کرده و مردم پذیرفتهاند عمل کند.تصویر
دادستان کل کشور گفت: در نظام جمهوری اسلامی افشاگری معنا ندارد .در نظام جمهوری اسلامی مملکت حساب دارد.دادگستری که دادگستری دیروز نیست، افشاگری می کنید برای چه ؟ مگر مجلس نیست؟مگر کمیسیون اصل نود نیست ؟ مگر دادرسی نیست؟ مگر دیوانعالی عدالت اداری نیست؟ مگر دادگاه و دادسرای انقلاب نیست؟مگر قانون اساسی نیست؟ بعد خیال می کنید افشاگری با نوشتن نامه بدون امضا جرم نیست؟معصیت نیست؟ گناه نیست؟ فردای قیامت باید جوابگو باشد.
آیت الله صانعی با اشاره به اینکه برخی در مورد دادگاه های انقلاب تحت تاثیر شایعات قرار میگیرند گفت: ضدانقلابیون که در زندانها هستند، معمولا توبه پذیر نیستند.اینها چون مار زخم خوردهای هستند که به محض آزادی افعی می شود.تصویر
هنگامی که ولیامر حکمی داد ،مراجعه به دیگران معصیت و خلاف شرع است
آیتالله صانعی: ولایت فقیه در همه چیز حاکم است و می تواند خلاف هر مقرری و آئین نامهای را بگوید.حتی می تواند خلاف قانون و مصوبات مجلس را هم بگوید اما ولیامر معمولا این کار را نمیکند.اما براساس اساسنامهها ، آئین نامهها ، قانون و حتی قانون مصوب مجلس هم حاکم است و بالاتر از آن ارزش قانون اساسی ما به امضاء مقام رهبری است والا اگر روزی امضای مقام رهبری از روی قانون اساسی برداشته شود آن قانون اساسی ارزش ندارد. میزان ما میزان الهی است چون در رابطه با مقام رهبری است و اگر یک روز رابطهاش با مقام رهبری و ولیامر قطع بشود میشود نظام طاغوتی.
حاکمیت ولیامر همه جا است و برهمه چیز مقدم است و هیچ چیز نمی تواند مقام ولی امر را تهدید کند و هرجور حکم کند همان معتبر است و تخلف از او گناه و معصیتی کبیره است و هنگامی که ولیامر حکمی داد نهتنها هیچ احتیاجی به نظر دیگران نیست بلکه مراجعه به دیگران معصیت و خلاف شرع است.مراجعه به دیگران ایستادن در مقابل مقام رهبری و تضعیف آن مقام است.مراجعه به دیگران یعنی قبول نکردن حرف مقام رهبری است و قبول نکردن حرف مقام رهبر برمی گردد به قبول نکردن حرف مقام ولی عصر(عج).پس نه تنها مراجعه به دیگرام احتیاج نیست بلکه معصیت و خلاف شرع است…. انقلاب ما را تمرکز قدرت مرجعیت به نتیجه رسانده است.تصویر
نوشته شده در دين, سياست | ۱۵۰ پاسخ »
