این خبرگزاری مهر واقعا اعجوبه است!
یکشنبه, بهمن ۱۳م, ۱۳۸۷
دیروز تیتری در خبرگزاری مهر دیدم که ابتدا احتمال دادم اشتباهی رخ داده، ولی وقتی متن خبر را به دقت خواندم دیدم به قدری مصاحبه کننده و مصاحبه شونده ها ……
این مصاحبه با چند کاربر عادی اینترنت انجام نشده است. بلکه با دو دکتر که یکی استاد دانشگاه و دیگری قائم مقام معاونت اطلاع رسانی مؤسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان است، انجام شده است.
خودتان بخشی از این مصاحبه را بخوانید:
گزارش خبری تحلیلی مهر
۴۶۰[!!!]سایت و وبلاگ مذهبی در کشور فعالیت دارند
خبرگزاری مهر - گروه دین و اندیشه: با گسترش فعالیت در محیط مجازی، توجه به دین و مذهب نیز در کنار سایر حوزهها مورد توجه بوده و اگرچه آمار دقیقی از تعداد آنها در اختیار نیست اما میتوان گفت بیش از ۴۶۰ سایت و وبلاگ مذهبی در کشور فعالیت دارند که چنانچه نظارت مناسب در مورد آنها وجود نداشته باشند، اثرات مخرب بسیاری خواهند داشت .
دکتر مجید ابهری استاد دانشگاه شهید بهشتی تهران و کارشناس علوم رفتاری و آسیبهای اجتماعی با اشاره به اینکه وبلاگهایی که تحت نظارت مراکز مذهبی هستند[!!!] و مطالب آنها با کنترل علمی به نظر بینندگان می رسد، قابل اعتماد بوده و باید گسترش یابند، گفت: کاربران به وبلاگهای بدون هویت فقط با عناوین مذهبی نباید توجهی داشته باشند چرا که در حال حاضر مراکز تبلیغات بهایی، وهابیت و برخی از فرقه های صوفیه با عناوین ظاهر فریب به سمپاشی و تفرقه افکنی مشغول هستند.
ابهری در ادامه یادآور شد: مسئولین نهادهای امنیتی، انتظامی و قضایی فقط به صرف غیر اخلاقی بودن سایت یا وبلاگ نباید آن را فیلتر کنند، بلکه باید وبلاگهای گمراه کننده دینی را که بسیار خطرناک و مسموم تر هستند را نیز به گونه ای از ادامه کار منع کنند.[!!!] در شرایطی که امروزه انواع فیلتر شکنها رایگان در اختیار کاربران قرار می گیرند بهترین راه مطالعه اینگونه وبلاگها و پاسخگویی به آنها است. در زمینه مذهبی خوشبختانه کارشناسان کارآمد و خبره ای حضور دارند که توانایی علمیشان، آنها را قادر به مقابله با سایتهای مسموم می کند.
دکتر ابوذر رضاسلطانی قائم مقام معاونت اطلاع رسانی مؤسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان با بیان اینکه متأسفانه[!!!] وبلاگها بیش از سایتهای رسمی و غیردولتی که جنبه عمومی دارد، جنبه شخصی و خصوصی قویتری دارند که نظارت بر آنها به خاطر کثرت بسیار که میزبانهای گوناگون داخلی و خارجی دارند سخت می شود، تصریح کرد: آنها مطالبی را ارائه می کنند که دقیق نیست و امکان خطا و انحراف در آنها وجود دارد اما تحول خوبی که شکل گرفته مجمع تشکل پایگاههای وبلاگها است که بیش از چند هزار وبلاگ مرامنامه و معیارهایی را ذکر می کنند که در آنجا عضو می شوند که در حلقه هویت مجازی نقد و بازخوانی مطالب [!!!] هم می پردازند.
پی نوشت:با خواندن این مصاحبه دقیقا متوجه شدم چرا وضعیت فرهنگی کشور بویژه در فضای نت به این اندازه بی سامان و به هم ریخته است.
نوشته شده در دين, رسانه | ۸ پاسخ »
پرچم یا حسین،هدیه ما به مردم غزه
جمعه, دی ۱۳م, ۱۳۸۷
دیروز برنامه دومین سالگرد بزرگداشت زنده یاد «حسن نظری» بود و با اوضاع عجیب وغریب غزه همزمان شده بود. فرصت مغتنمی بود برای گردهم آئی وبلاگ نویسان و حمایت از مقاومت مردم غزه. گروه ۱۵ نفره از دوستان دفتر توسعه وبلاگ دینی هم از قم عزم تهران شدیم برای حضور در این برنامه.
طبق معمول صحبت های حاج آقا مرادی برای همه جذاب بود و مثل همیشه رک و پوست کنده نظراتشان می گفتند. خیلی صریح گفتند چرا پرچم ایران بر روی سن نیست و فقط به پرچم فلسطین و حزب الله لبنان بسنده شده؟ مگر نه این است که ایران محور و رهبر معنوی این دو حرکت است؟ و نکته بسیار مهمی هم که بیان کردند این بود: « وظیفه شرعی ما ایرانی ها و مسلمانان است که از خون تک تک کودکان فلسطین حمایت کنیم و به گفته رهبری به هر اندازه که در توان داریم از خیزش مردم غزه حمایت کنیم…. اما اگر من جای مسئولان هیئت های مذهبی باشم، یک پرچم سرخ «یاحسین» برای رزمندگان و رهبران فلسطینی ارسال می کنم!»
برادر ابوذر منتظرقائم نیز چند دقیقه ای که صحبت کرد. نکته ظریف دیگری هم گفت:«اگرچه اسرائیل در یک برنامه ریزی دقیق، موعد حملات خود را در تعطیلات کریسمس قرار داده بود، اما متوجه این موضوع نشده بود که این ایام دقیقا مقارن است با محرم، با عاشورای حسینی! و ما باید از این پتانسیل و فرصت بیشترین استفاده را داشته باشیم»
در قسمتی از مراسم هم نماینده جنبش اسلامی فلسطین در ایران سخنرانی کرد. تصمیم داشتم پس از اتمام سخنرانی از بین حضار بایستم و بگویم:«برادر عزیز ! ما ایرانی ها وظیفه شرعی خود می دانیم که به هر شکل ممکن از مردم مظلوم فلسطین حمایت کنیم، اما.. به برادران فلسطینی بگویئید برای حفظ دین خدا بجنگند نه فقط خاک وطن، به انها بگوئید خود را جزئی از پیکره اسلام بدانند نه جماعت عرب! و بگویئد تا زمانی که اختلافات درونی خود را گنار نگذاشته و از فرهنگ حسینی پیروی نکنند، از سایر ملت ها کمکی ساخته نخواهد بود.»
پی نوشت:
۱-اصولا به ساز مخالف این جماعت عادت کرده ایم. در هر مساله ای، خصوصا سیاسی و دینی منتظر نگاه مخالف و در عین حال به ظاهر روشن فکرانه این تیپ افراد هستیم. ( امان از مرض ! نیاز به توجه) بخوانید:« عده ای از سر خشم و انزجار داد مبارزه و جنگ سر می دهند. شک دارم از میان همین جمع با تعصب هم به تمامی علاقمند برای جنگ واقعی بیابیم. فتح سفارت و خشونت با پلیس و تحصن در یک مکان بیشتر به سرگرمی می ماند که از عهده هر کس بر می آید. خصوصا اگر شور و هیجان یک عمل جمعی هم ادم را بگیرد. فکر نکنم خیلی کار سختی باشد مسافرت به لبنان یا حتی سفر به سوریه و از آنجا لبنان. کسی که طالب جنگ و عملیات استشهادی است به راحتی می تواند سفر کند. فرودگاه بستن{!!!} و تحصن هم ندارد. اگر غرض مقاومت است، راهش باز است. اگر غرض جنگ افروزی و وارد کردن مستقیم ایران به این جنگ است، حاشا که حتی همین جماعت هم به تمامی مقتدرانه بایستد و حاضر به جنگیدن شود». البته در جریان غزه مساله به قدری مشخص است که ممکن است از روی ناچاری حمایتکی هم از آنها ببینیم وکاملا طبیعی است که این استعداد نهفته را جناب کمانگیر و آزاده کشف کرده و به شدت قربان صدقه اش بروند. این پست کمانگیر با با یادداشت فوق خانم توحیدلو مقایسه کنید. تنها تفاوتشان ترجمه داخلی بودن یادداشت خانم توحیدلو است با تعدیل در برخی اصطلاحات!
موضوع پیشنهادی برای این خواهر برای ایام عاشورا و تاسوعای حسینی:« به نظر من امام حسین می توانست با گفتمانی منطقی امر به معروف و نهی از منکر کند و نباید از خشونت استفاده می کرد. در ضمن بر اساس قوانین جهانی حمایت از کودکان، استفاده ابزاری از کودکان در جنگ ممنوع است و کار امام حسین درست نبوده… البته بنده هم به خاطر حادثه عاشورا اندوهگینم و احساسات مردم را درک می کنم ولی باید عاقلانه به موضوع نگاه کرد…»
۲-هر لحظه منتظر خبری هستم..نمی دانم چه، اما خبری که نشان دهد خون کودکان بی گناه فلسطین و گریه و نفرین مادران آنها بالاخره سران اسرائیل و عرب را به دام اندازد.
۳- گزارش تصویری از برنامه گردهمايی وبلاگ نويسان حامی مقاومت اسلامی
نوشته شده در دين, رسانه, سياست | ۱۳ پاسخ »
وباز هم بحث شيرين وبلاگ نویسی طلاب
جمعه, دی ۶م, ۱۳۸۷هفته گذشته به دعوت دفتر تبیلغات اسلامی خراسان رضوی، مهمان جمع طلبههای وبلاگنویس بودم. برنامه صبح درباره وضعیت كلی وبلاگستان فارسی، جایگاه و تاثیرات سیاسی اجتماعی وبلاگ در ایران بود. برنامه عصر كه به نظرم مهمتر بود، درباره وبلاگ نویسی طلاب و حواشی و نظرات دوستان در این زمینه برگزار شد. جمع حدود چهل نفره حاضران، اگرچه به نظرم اغلب آگاه به گفتههای من بودند، اما ترجیح دادند كه بازهم شنونده باشند و به جز یكی دو نفر، اظهارنظر زیادی نشد. البته علاقه داشتم به جای صحبتهای یك طرفه، بحث و مجادلات طلبگی درباره وبلاگنویسی درگیرد….
با دوستان حوزه علمیه مشهد از ۵ سال پیش ارتباط دارم. از آن زمانی كه به توصیه برادر عزیز آقای زائری برای انتشار عمومی نخستین شماره نشریه حجره با بچههای مدرسه سلیمیانیه و حاجآقای گنابادینژاد و بقیه آشنا شدم. دقیقا نمیتوانم توضیح دهم، اما حال و هوای حاكم بر حوزه علمیه مشهد و طلابش با جو و سلیقه حوزه علمیه قم متفاوت است. طلاب مشهد روحیه و سبك خاصی دارند.
شاید مهمترین بحثی كه در نوبت عصر مطرح شد، شرایط حاكم فكری و فرهنگی در حوزه علمیه است. به عقیده یكی از دوستان حاضر، علت اصلی عدم موفقیت چشمگیر طلاب در وبلاگنویسی، شرایط فرهنگی و خطكشیهای خاص در حوزه است:« آقای نجمی! من مهمترین موانع رشد وبلاگنویسی مذهبی را موانع فرهنگی ـ نه اقتصادی و سختافزاری و … ـ میدانم. ما از آغاز با ترس همآغوشیم. شما بگو با تکلیف، ولی من اسمش را ترس مینهم. ترس ـ تکلیف از آموزههای مقدس، از متولیان مدارس و مساجد، از عوام مذهبی و به ویژه در این سالها از متولیان حکومت، ما را دست و پا بسته بزرگ کرده است. وبلاگ یعنی رسانهی تکثر و آزادی و ما کسانی هستیم که تکثر را مترادف با الحاد و آزادی را مساوی با اباحیگری میدانیم. وبلاگ وقتی معنا دارد که فردیت و تنهایی ما جایگاهی داشته باشد».
اگرچه در برخی نكات با این عزیز هم نظرم، اما بیانصافی است كه همه چیز را به گردن متولیان حكومت و مدیران مدارس بیاندازیم.این پیام كه بر یادداشت فوق نوشته شده هم جالب است:« تا حالا كی به خاطر ثبت مطالب دلخواهت مورد بازخواست قرار گرفته ای؟!! طوری نوشته ای كه انگار خیلی حرفها برای گفتن داری ولی به دلایلی نمی توانی بزنی. تو كه به هر كس دلت می خواهد گیر داده ای. به كشور، رئیس جمهور ، حوزه ، دروس حوزه ، اساتیدت، و …»
وبلاگ حركتی است كه هیچ كس نمیتواند برای آن حد و مرزی تعیین كند ونظر خود را تمام آنچه كه هست بداند. طبیعی است هركس دیدگاه و نظری دارد. از سوی دیگر به عقیده من فلسفه وجودی یك طلبه خدمت به دین است. ذرهذره وجودش برای خدمت به دین خدا تشكیل یافته و اگر جز این باشد به انحراف رفته. وبلاگ هم میتواند ابزار خوبی برای انجام وظیفه باشد، البته به شرط رعایت قوانین وبلاگی!
جالب است كه برخی معتقدند :« واقعیت اینه که نفس طلبگی با شفافیت وبلاگ نویسی سازگاری نداره» و من متحیرم مگر در وبلاگ قرار است چه چیزی بنویسیم كه با نفس طلبگی سازگاری نداشته باشد؟؟ آیا این افراد انتظار دارند محرمانه ترین ارتباط خود با همسر گرامیشان را در وبلاگ بنویسند و نفس طلبگی با آن مخالف است؟ كه اگر اینگونه باشد این مخالفت جای بسی افتخار دارد! یا آنكه ممكن است طلبهای معتقد باشد:«کی گفته من حتما باید به الزام قانونی حجاب معتقد باشم؟ کی گفته من اختیاردار تن دیگرانم؟». این دیگر به خود او مربوط میشود . شاید وی اصلا معتقد باشد چه كسی گفته نماز واج و است و خدا یكی است و دهها نظر و اعتقاد دیگرو كاملا طبيعي است چنين فردي درباره بنده نيز بگويد:«او برخورد آرامی داشت و احساس کردم میتوان با او سخن گفت!!!»
بحث درباره وبلاگ و طلاب وبلاگنویس مفصل است…
تاخير در نوشتن اين يادداشت بخاطر برگزاري كتاب سال ولايت بود كه همين ديروز برگزار شد و تمام وقتم را گرفته بود.
در همین زمینه:
جنگجنگ تا پيروزی
بعدالتحریر:با سایت پاسخگوئی دفتر تبلیغات اسلامی مشهد هم آشنا شدم.انصافا سایت فنی و باسلیقهای طراحی كردهاند.اگرچه در آغاز راهند اما آینده موفقی خواهند داشت.
نوشته شده در دين, رسانه | ۱۳ پاسخ »
فلسطين،لیلةالقدر تاریخ اسلام
جمعه, آذر ۸م, ۱۳۸۷
خبر:« در پی حملات جنگندههای رژیم صهیونیستی به مناطق مسكونی غزه هفت نفر به شهادت رسیندند….».عادت كردهایم هر روز خبرهایی از این دست را از رادیو و تلوزیون بشنویم. گویا خبر كشته شدن كودكان و جوانان فلسطینی، بخش ثابت اخبار روزانه است. دیگر برایمان فرقی ندارد… سه كودك از بی غذائی به شهادت برسند یا پنج جوان بوسیله شلیك مستقیم سربازان؛ مهم این است كه عادت كردهایم و عادت كردهایم هرسال روز قدس به راهپیمائی برویم و هر از گاهی پس از نماز جمعه شعار مرگ بر اسرائیل سر بدهیم و یا در میدان فلسطین تجمع برگزار كنیم…
اما
اما اگر خودمان را به جای آن مادر جوان بگذاریم كه تا همین چند روز پیش شیرینكاریهای فرزند دلبندش را می دیدید و امروز جسم نحیف و فردا جسد بی جان فرزندش را….آن وقت چه؟
آفتها بیامان جامعه اسلامی را در چنبره خود گرفته است… دنیاگرائی، روزمرگی، عافیت طلبی، مصلحتاندیشی و … و همه اینها امروز در جنایت غزه به سوی جامعه اسلامی هجوم آوردهاند. غزه برای ما ایرانیها امری عادی و«روزمره» شده است. «عافیتطلبی» و حتی «دینفروشی»، دنیای عرب را سیطره كرده است.همه و همه تیری است كه هر روز در سینه كودكان معصوم فلسطینی فرو مینشیند. باید پدر باشی تا بدانی آن مادر و پدر چه میكشند از سكوت فرزند خردسال خود كه چیزی جز شیرینزبانی از او به یاد ندارند…اما چرا بازهم پدران و مادران جامعه اسلامی می توانند به راحتی از كنار این فجایع بگذرند؟؟ باهم عبارتهای «دنیاطلبی، عافیتطلبی و روزمرگی» دوباره را مرور كنیم.
اما از منظری دیگر، این وقایع امتحانی است سخت برای من و تو و آنها!!
آیا از این امتحان الهی سربلند بیرون خواهیم آمد؟
خوشا به سعادت آنانی كه از این امتحان الهی سربلند بیرون آمده باشند….فرقی نمیكند ، مسلمان، مسیحی، یهودی و حتی آنانی كه خدائی را برای خود نمیشناسند…مهم این است كه وجدان بیدارشان دچار مصلحتهای دنیوی و گذرا نشده است.
و در پایان تشكر خالصانه از برادر بزرگوار«تقی دژاكام» و این جمله كه: برادر! اگر امسال توفیق حضور در منی را نداری، بدان كه در قربانگاه دیگری امتحان خود را پس دادهای و حج واقعی را شما به جا آوردی. حجتان قبول!
پی نوشت:
تیتر مطلب از بیانات مقام معظم رهبری انتخاب شده است:« باید همانطور که شب قدر را تا صبح به بیداری میگذرانیم و با دعا و تضرع خود به درگاه الهی، میخواهیم که آیندهی مطلوب برای ما رقم زده شود، روز قدس را و همهی این ایام حساس را که لیلةالقدر تاریخ اسلام است، به بیداری و هشیاری بگذرانیم و تا مطلع الفجرِ نجات ملتهای مسلمان و مخصوصاً ملت شجاع و مظلوم فلسطین، دست از تلاش نکشیم».
يك خبر جالب: محمد و فاطمه؛ نام شهداي انتفاضه الاقصا
به این سایتها و وبلاگها هم سری بزنید:
فرياد فلسطين
مركز اطلاعرساني فلسطين
نوشته شده در جامعه, دين, سياست | ۱۵ پاسخ »
صداوسيما و نواختن شيپور از سرگشاد
پنجشنبه, آبان ۳۰م, ۱۳۸۷بر اساس خبرهای دریافتی رئیس سازمان صداوسیما در جلسه علماء شاغل در صداوسیما از بولتن محرمانه جامعه مدرسین حوزه علمیه قم به شدت انتقاد كرد و گفت :« این خبرنامه ارتباطی به جامعه مدرسین ندارد و توسط طلبه جوانی ! تنظیم میشود كه در بسیاری از موارد خبرهای آن كذب است. من با اعضای جامعه مدرسین صحبت كردم و گفتم این خبرنامه در شان شما نیست تا به آن استناد كنید» اگر چه این جلسه با حضور تنها ۶۰ نفر از ۲۰۰ مدعو تشكیل یافت و نام عجیب علماء!شاغل در صداوسیما بر خود نهاد اما بخشهای فوق از صحبتهای آقای ضرغامی از جهاتی قابل توجه است.
مواجهه جامعه مدرسین و صداوسیما پس از آن آغاز شد كه در سال ۱۳۸۴ جلسه ای با حضور ضرغامی و چند تن از معاونان وی در جامعه مدرسین برگزار شد .در این جلسه نقدها و انتقادهای فراوانی نسبت به عملكرد صداوسیما از سوی اعضای جامعه مدرسین مطرح شد،اما در نهایت ناباوری پس از خروج ضرغامی از جلسه،خبر نخست همه بخشهای خبری صداوسیما این بود:« تقدیر و تشكر جامعه مدرسین از عملكرد مثبت و مهم صداوسیما»!!و دریغ از یك كلمه انتقاد! این حركت ناشایست در عرصه رسانه كه نشان از یك حركت برنامه ریزی شده قبلی داشت استارت برخی دلگیریهای غیر رسمی را رقم زد.
اعضای جامعه مدرسین در برخی دیگر از جلسات رسمی و غیر رسمی با مدیران صداوسیما همواره «فاصله گرفتن از آموزههای دینی و فرهنگی » را به مدیران گوشزد می كردند و خروجیهای مختلف جامعه مدرسین اعم از بولتنهای خبری،ویژهنامهها و حتی بولتنهای خاص در راستای نقد كارشناسانه عملكرد صداوسیما بوده است.همان سازمانی كه مدیران آن همیشه ادعای «نقدپذیری و آمادگی برای شنیدن انتقادات» را داشتهاند.این درحالی است كه تنها با وعدههای دیپلماتیك مواجه شده و خروجی رادیو و تلوزیون هر روز به سوی فاصله گرفتن از «آموزههای دینی و فرهنگی» پیش می رفت. خبرها و مطالب منعكس شده در بولتنهای جامعه مدرسین دقیقا انعكاس نگرانی جامعه متدینین از روند برنامهسازی در صداوسیما و در بسیاری موارد نقدهای كارشناسانه با تكیه بر بهرهگیری از مستندات و نظرات متخصصین بوده است.
سال گذشته و با اظهار نظر آیت الله العظمی مكارم شیرازی در خصوص عملكرد رادیو جوان ، صداوسیما باز هم به جای تجدید نظر فوری و جدی در برنامههای خود ، قصد آغاز یك بازی و ترفند رسانهای جدید را داشت كه با هوشیاری دفتر آیت الله العظمی مكار شیرازی این ترفند خنثی شد .اما رادیو جوان كوتاه نیامد و حتی در خبری سراسر كذب مدعی شد:«دفتر آیت الله العظمی مكارم شیرازی اخبار منتشره در خصوص نارضایتی ایشان از رادیو جوان را تكذیب كرد» كه بهت مسئول دفتر ایشان را در پی داشت و تنها بخاطر رعایت مصالحی نسبت به این اقدام كاملا غیراخلاقی و غیر حرفهای واكنش نشان ندادند.
اما امسال پوشش گسترده آغاز سال تحصیلی حوزه های علمیه در بخشهای مختلف خبری نوید تجدید نظر مدیران صداوسیما در تعامل با حوزه را داشت كه متاسفانه این خوشحالی چند روز بیشتر به طول نیانجامید.چرا كه ملاقات ضرغامی با مراجع تقلید تنها ده روز پس از این ماجرا نشان داد كه آن اقدام تنها یك حركت رندانه رسانهای و كوتاه مدت در جهت گرفتن وقت ملاقات برای رئیس صداوسیما بیش نبودهاست.اگرچه حتی برخی طلاب رسانهای ! هم گول فریب این ترفند رسانهای را خوردند و با دستپاچگی نامهتشكر به صداوسیما ارسال كردند،اما نقدهای گذشته حوزههای علمیه و مراجع تقلید به صداوسیما نشان میدهد مسائل مبنائی همواره مورد توجه بوده است، چه آنكه انعكاس گسترده خبر آغاز سال تحصیلی حوزه در صداوسیما نیز كمترین وظیفه رسانه ملی در قبال حوزه علمیه بود كه تاكنون نسبت به آن قصور و كوتاهی صورت گرفته بود و ذوق زدگی برخی تنها نشان از عدم درك رسانه ای آنان دارد.
حال با نگاهی گذرا به نوع تعامل صدا و سیما با حوزههای علمیه باید از مدیران این رسانه پرسید كدام یك از طرفین سعی در بیراهه رفتن در مسیر داشتهاند؟ آیا انعكاس وارونه خبر جلسه جامعه مدرسین با مدیر صداوسیما،انتشار و انتساب خبر كذب به دفتر آیت الله العظمی مكارم شیرازی و بازی و كلاهبرداری رسانهای برای گرفتن وقت ملاقات از مراجع تقلید شایسته این رسانه ملی میباشد؟ چرا مدیران صداوسیما به جای رفتار «صادقانه» در قبال حوزههای علمیه و مراجع تقلید كه همواره در نهایت صداقت با این رسانه تعامل داشتهاند (و عدم آگاهی و یا بياعتنائي مراجع تقلید به بازیهای رسانهای این سازمان نیز تاییدی بر صداقت آنان است) برابر نقدهای مشفقانه تنها اقدام به موضع گیری میكند؟
چرا مدیران صدواسیما تصور می كنند چون رسانه ملی در دستشان است می توانند هر طوری كه صلاح می دانند با افكار عمومی حتی حوزههای علمیه و مراجع تقلید معامله _بخوانید بازی _ كنند؟كاش به جای آنكه رسانه ملی بازی ها و ترفندهای رسانهای خود را برابر حوزهها و مراجع اجرا كند، برای تبلیغ سیاستهای نظام و در برابر رسانهها و بنگاههای خبری دشمنان همچون سیان ان و بیبی سی به اجرا درآورد.
ارسال نامهای توسط قائم مقام ضرغامی به جامعه مدرسین مبنی بر اینكه «جامعه مدرسین پیش از آنكه هر مطلبی درباره صداوسیما نقل كند با فلان شماره تلفن سازمان تماس گرفته و هماهنگی كند-بخوانید اجازه بگیرد- با كدام شعار جریان آزاد اطلاعاتی و تحمل نقد همخوانی دارد؟ این نامه حتی اگر به یك هفتهنامه محلی در دورترین شهرستان هم ارسال شود توهین بزرگی به مخاطب محسوب میشود تا چه برسد به نهادی مانند جامعه مدرسین حوزه علمیه قم!
آیا انعكاس خبرهای روزنامهها در بولتنهای خبری و یا درج نقدهای مختلف به برنامهها خصوصا سریالهای پر مخاطب در بولتن جامعه مدرسین كار اشتباهی است ؟ این درحالی است این بولتنها همواره تكذیب یا توضیحات دریافتی در خصوص خبرهای مندرج را منتشر می كنند و جالبتر آنكه تا كنون از صدواسیما توضیح یا تكذیب هیچ خبری به جامعه مدرسین ارسال نشده است!
كاش جناب ضرغامی و مدیران صداوسیما به جای طراحی برنامههای خاص جهت دور زدن مراجع تقلید و جامعه مدرسین،نگاهی دوباره به نامه اعضای جامعه مدرسین و بررسی مجدد نگرانیها و تذكرات جدی این نهاد میكردند و عجیبتر آنكه در عمل نیز بیمهریها و عدم توجه مناسب به رادیو معارف كه درواقع رادیوی حوزه علمیه و تنها بلندگوی دینی در رسانهملی محسوب میشود پیام خاصی برای همگان دارد.
به هر حال ماجرای دوطرفه حوزه علمیه و صداوسیما زمانی به سرانجام خوش خواهد رسید كه صداوسیما از اریكه رویائی و انحصار نظری خود پائین آمده و با «صداقت» و «با پرهیز از بازیهای رسانهای» نقدهای مشفقانه و كارشناسانه مراجع تقلید و حوزههای علمیه را با جان و دل شنیده و در عمل نیز به اجرا درآورد.
نوشته شده در دين, رسانه, فرهنگ | ۱۷ پاسخ »
نخستین خبر از درس خارج امسال
سه شنبه, مهر ۱۶م, ۱۳۸۷
این متن را در درس آیت الله العظمی مکارم شیرازی یادداشت کردم و بلافاصله برای وبلاگم تنظیم کردم:
آیت الله العظمی مکارم شیرازی:
تعطیلی در حوزه به معنای گوشه نشینی و استراحت نیست
آیت الله العظمی مکارم شیرازی صبح امروز سه شنبه در جمع بیش از هزار نفر از طلاب ، تعطیلات حوزه علمیه را به معنی دوری از تحصیل علم ندانست و گفت : طلاب حوزه های علمیه در سراسر سال در حال تلاش و انجام وظیفه هستند
توضیحات آیت الله مکارم شیرازی در خصوص تعطیلات حوزه های علمیه پس از آن صورت گرفت که رسانه های گروهی سخنان ایشان را در آغاز سال تحصیلی حوزه علمیه به گونه ای منعکس کردند که توهم بروز کساد علمی یا نیمه تعطیل شدن حوزه ها در مخاطبان ایجاد شده بود.
آیت الله العظمی مکارم شیرازی یکی از مراجع تقلید در قم با اشاره به نحوه انعکاس بیاناتش در رسانه ها گفت:منظور از تعطیلات زیاد در حوزه ، دروس سطوح عالی در سطح کارشناسی ارشد و دکترا است.دروس سطوح پائین تر حوزه های علمیه خوشبختانه نزدیک به دویست روز در سال برقرار می باشد و باید گفت در این زمینه سوء برداشتی توسط رسانه ها پیش آمده است.
ایشان در عین حال گفتند:تعطیلی در سطوح عالی حوزه ، تنها به روزهای درسی مربوط می شود ، در حالی که در طول سال نزدیک به شصت روز یعنی در ایام ماه مبارک رمضان، محرم و صفر و ایام فاطمیه ، همین طلاب به انجام وظیفه می پردازند و به مناطق مختلف کشور و سایر کشورها هجرت می کنند.در روزهای عاشورا و ایام شهادت ائمه که همه جا تعطیل است ، طلاب در حال انجام وظیفه هستند.
این مرجع تقلید به سایر فعالیت های طلاب در طی سال اشاره کردند و گفتند: در شهر مقدس قم ، نزدیک به سیصد موسسه علمی و پژوهشی در موضوعات مختلفی مانند فقه ، کلام، فلسفه، تاریخ و سایر موارد وجود دارد که طلاب در طی سال در این مراکز به فعالیت های علمی می پردازند . طبیعی است تعطیلات در حوزه به معنی تغییر در نوع کار است و در حوز های علمیه تعطیلات به معنای گوشه نشینی و استراحت نیست، اگر چه معتقدیم همین اندازه تعطیل روز های درسی نیز باید کمتر شود.
آیت الله العظمی مکارم شیرازی در پاسخ به تعریض یکی از طلاب حاظر در جلسه که گفت«ما همه ایام سال را مشغول تحصیل علم هستیم» با لبخندی حاکی از تایید گفتند : بنده با توجه به شرایط سنی و مسئولیت هایم در طی شبانه روز نزدیک به ۱۴ ساعت کار علمی و فکر انجام می دهم . پاسخ به دویست استفتاء در روز از جمله فعالیت های بنده است.من هیچ تعطیلی در برنامه هایم ندارم و تنها تغییر روش در برنامه وجود دارد.
ایشان حضور طلاب در مراسم افتتاحیه را علت بیان این تذکر عنوان کردند و خاطر نشان کردند: با توجه به مخاطبان حاظر در مراسم افتتاح سال تحصیلی ، این موضوع را بدون توضیحات بیان کردم ، اما با توجه به رسانه ای شدن مسئله نیاز بود توضیحات کافی ارائه شود.
ایشان از رسانه های گروهی خواستند توضیحات ارائه شده را به طور صحیح و دقیق منعکس کنند.
ساختار آموزشی حوزه های علمیه به سه طبقه مقدمات (کاردانی )، سطح (کارشناسی و کارشناسی ارشد) و خارج (دکترا ) تقسیم بندی مشود که در مرحله مقدمات طلاب تحت مدیریت مدارس در حال تحصیل هستند و نظام درسی و تعطیلات آنها طبق قوانین کشوری است و در برخی موارد روزهای تحصیلی بیش از میزان دانشگاه ها می باشد.
مسئله تعطیلات در حوزه علمیه پس از آن مورد توجه قرار گرفت که حجت الاسلام قرائتی در محافل مختلف ، از وجود تعطیلات بیش از اندازه انتقاد کرده بود.قرائتی معتقد بود تعطیلات در برخی موارد مانند روزهای پنج شنبه ضرورتی ندارد . البته وی خواستار جایگزین شدن برخی دروس ویژه در این روزها مانند تفسیر قران و نهج البلاغه شده بود که مورد استقبال اساتید نیز قرار گرفته است.
نوشته شده در دين, رسانه | ۱۱ پاسخ »
دفاع مقدس، هرروز مظلومتر از ديروز!
چهارشنبه, مهر ۳م, ۱۳۸۷در جريان بحث هاي صورت گرفته در خصوص بزرگداشت هفته دفاع مقدس ، شخصيت و نگاه برخي كه متاثر از گرايشات سياسيشان است براي بسياري هويدا شد .خوشبخاته دهها يادداشت و پاسخ بر اين ادعاها نوشته شد و ديگر نيازي به پاسخهاي مجدد نيست.اما مي خواهم از زاويهاي فراتر، جريان اين مباحث پيش آمده را تشريح كنم.
اين جريان را در قالب مثالي توضيح ميدهم: تصور كنيد در سايتهاي خبري با اظهار نظر يك كارشناس ! فوتبال مواجه شويد كه نظرات و نقدهاي جالبي دارد.وي معتقد است سوراخ هاي تور دروازه فوتبال را شمرده است و بايد تعداد اين سوراخها تغيير كند و مثلا از ۵۰۰ عدد به ۵۵۰ عدد برسد.اين جناب كارشناس در راستاي نظرات خود اصرار بر كشف بزرگ خود دارد و مدعي است جامعه جهاني حتما بايد نظر وي را بررسي كنند و درخواستي براي ملاقات با رئيس فدراسيون فوتبال هم داده است.
خب . شما چه مواجهه اي با اين خبر خواهيد داشت . ( اين مواجهه را فعلا پيش خود نگه داريد) از جهتي هر فردي آزادي اظهار نظر دارد و حتي مي تواند قوانين حاكم در دنياي امروز را به چالش بكشاند و حق اوست عقايد خود را بيان كند . اما در مسئله فوتبال كه هر سال ميليهاردها دلار جابجائي صورت مي گيرد، فرهنگ و سياست كشورها تحت تاثير اين ورزش قرار مي گيرد و ميليون ها نفر از آن امرار معاش دارند ، اين نظريه چه جايگاهي خواهد داشت؟ زماني كه صدها مسئله فني و علمي و صنعتي و حتي سياسي در مورد فوتبال مطرح است ، تعداد سوراخهاي تور دروازه فوتبال چه جايگاهي در اين بين دارد؟
آيا بيشتر از آنكه سطح نگرش و تفكر صاحب اين نظر را به مخاطبان بنماياند و شايد لبخند معنادارشان را در پي داشته باشد ، ثمره ديگري هم خواهد داشت؟
داستان چند روز اخير ماهم به اين جريان مي ماند.صاحب ايده اي پيدا شد و اصرار داشت كه چرا آغاز جنگ را جشن!!! مي گيريم و عليرغم دهها پاسخ ، باز هم بر اين سوال و نظر خود اصرار كرد. عليرغم توصيه دوستان مبني بر اينكه اين نظريه بسيار ناچيزتر از آن است كه بخواهيم پاسخ آن را دهيم ، ولي يادداشتي نوشتم و در جاهاي مختلفي سوالاتي را مطرح كردم كه هم آن پاسخم از سوي صاحب نظر ناديده ماند و هم پرسشهايم بي پاسخ . اما اين جريان درعين سادگي اش بركاتي داشت و عدهاي در اين مورد مطالبي نوشتند.
اما برگرديم به تيتر اين يادداشت : « دفاع مقدس، هرروز مظلومتر از ديروز! » بله..هر روز مظلوم تر از ديروز . چرا كه نهايت حرف مدعيان به نقد كشيدن دفاع مقدس اين است كه چرا اين همه كشته ! ؟ چرا نمي گذارند نگاه متفاوتي به جنگ داشته باشيم ! و… از همين جا مظلوميت جنگ نمايان ميشود .به هيچ وجه راه نقد عملكردمان در جريان هشت سال جنگ تحميلي بسته نيست ، اما :
كاش نظاميون ، استراتژي نظامي را به نقد مي كشيدند ، اهل صنعت از صنعتي كه در اين سالها شكل گرفت ايراد مي گرفتند، مهندسان از پلي كه در يك ماه براي عمليات خيبر ايجاد شد كه در دنيا بي نظير بود صحبت مي كردند ، كاش جامعهشناسان از ايجاد جامعه اي همدل خرده مي گرفتند كه تحير جهانيان را برانگيخته بود ، كاش ديپلماتها از ديپلماسي صحبت مي كردند كه با سركار گذاشتن خود آمريكايها توانست بخش عظيمي از سلاح مورد نياز جنگ را تامين كند ! كاش دينمداران از معنويت حاكم بر جامعه سخن بگويند واينكه چگونه نوجوانان ۱۶ ساله همچون عارفان ۶۰ ساله بودند و صدها كاش ديگر..
البته اين جماعت آنچنان با اعتماد به نفسي سخن ميگويند كه خواننده تصور ميكند همه فرماندهان ارشد نظامي و مسئولان رده بالاي نظام بايد در محضر اين اساتيد درس مديريت جنگ و دفاع را بياموزند!!!
مظلوميت دفاع مقدس در نقدهايي كه اين روزها صورت مي گيرد مشخص مي شود.
پي نوشت:
تصميم داشتم درباره معنويت و عنصر دين در دفاع مقدس مطلبي بنويسم كه فكر مي كنم اين مطلب كافي است.
تصويري تاثيرگذار از نامه شهيد شيرودي به فرماندهان مافوق خود (قابل توجه آنهائي كه مي پرسند چرا به جنگ تقدس بخشيدهايد)
نمي دانم چه حكمتي دارد ، اما پست قبليام را در شب ۲۱ ماه رمضان نوشتم و اين پستم را در شب ۲۳.از خدا در اين شبها حج تمتع امسال را ميخواستم . نشستم و بخاطر اداي دين به شهدا اين يادداشت ها را نوشتم. اميدوارم شهدا براي اين خواسته من واسطه باشند!
نوشته شده در جامعه, دين, سياست | ۹ پاسخ »
سه مطلب
جمعه, شهریور ۲۹م, ۱۳۸۷مثل هميشه ..مثل همه دغدغههايي كه آزارمان مي داد منتظر خطبههاي«آقا» بوديم در دويست و سي ونهمين نماز جمعه به امامت ايشان و باز مثل هميشه كلمه به كلمه را گوش كرديم . يكي از مسائلي كه امروز رهبري در خصوص آن اظهار نظر كردند و جامعه سياسي و اجتماعي ما منتظرش بودند ، موضوع جنجال برانگير اظهارات يك مقام دولتي ! در خصوص رابطه با مردم اسرائيل بود. رهبري فرمودند :« يك نفر پيدا ميشود درباره مردمي كه در اسرائيل زندگي ميكنند يك اظهار نظر ميكند، البته اين اظهار نظر، اظهار نظر غلطي است. اينكه گفته شود ما با مردم اسرائيل هم مثل مردم ديگر دنيا دوستيم اين حرف درستي نيست، حرف غيرمنطقي است. حالا كسي حرفي ميزند اشتباه ، عكس العمليهايي هم در مقابل آن نشان داده ميشود. خوب مساله را بايد تمام كرد. اينكه يك روز يك نفر از اين طرف بگويد، يكي از آن طرف بگويد، يكي اينجور استدلال كند، يكي از آن طرف حرف بزند، اين درست نيست، اين التهاب آفريني است؛ حرفي بود گفته شد و اشتباه بود و تمام. موضع جمهوري اسلامي و موضع دولت جمهوري اسلامي هم اين نيست.»
ما ، يعني مردم دينمدار و انقلابي ايران مثل هميشه برابر نظرات رهبري مي گوئيم : سمعا و طاعتا
ما به وظيفه خود عمل مي كنيم ..اما آيا فقط مردم و نمايندگان بايد به وظيفه خود عمل كنند؟ آيا در خصوص اين ماجرا دولت و شخص رئيس جمهور و جناب مشائي وظيفهاي ندارند؟ وقتي رهبري صراحتا مي فرمايند اظهار نظر غلطي بوده ، پس دولت و شخص مشائي چند وظيفه دارند:
۱- خيلي فوري و در اولين فرصت ، جناب مشائي با انتشار نامهاي بدون هيچ توضيح از مقام معظم رهبري و مردم ايران عذرخواهي كند.
۲- احمدي نژاد به عنوان يك عذرخواهي و جبران اشتباه از به همراه بردن مشائي با خود در سفر آتي به مقر سازمان ملل خودداري كند.
اين دو مورد كمترين وظيفه اي است كه دولت در برابر فرمايشات امروز رهبر معظم انقلاب دارند.
مردم با سكوت به وظيفه خود عمل مي كنند و منتظر انجام وظيفه دولت در اين خصوص هستند.
امابعد :
وقتي ايرنا به سليقه خود وقايع تاريخي را دستكاري مي كند
بنده به اندازه ايرنائيها با جريان آيت الله منتظري مخالفم.اما اين دليل نميشود كه در روايت تاريخ دست ببريم.به اين آماري كه امروز منتشر شده است توجه كنيد ! بله اسامي و آمار دقيق نمازجمعههائي كه توسط ائمه جمعه تهران اقامه شده است.آمار را جمع زدم شد ۱۴۹۱ نمازجمعه.اين درحالي است كه جمع نمازجمعه هاي اقامه شده در اين خبر ۱۵۰۹ نمازجمعه است.اين وسط چندتائي كم آمده .اگر به متن مراجعه كنيم از آيت الله منتظري خبري نيست درحالي كه ايشان پس از فوت آيت الله طالقاني از سوي امام خميني (ره) به اين سمت منصوب شدند.
به برادران تازه وارد ايرنا عرض مي كنم كه هر كاري راه و روشي دارد.هرچقدر هم مخالف آيت الله منتظري باشيم اين دليل نمي شود كه به روايت تاريخ دست ببريم و به سليقه خود عمل كنيم.
در اين خصوص مطلب مفصلي دارم كه در آينده اي نزديك خواهم نوشت.
در همين زمينه:
آماري كه مسئول ستاد برگزاري نمازجمعه تهران ارائه دادهاست و در آن نام آيت الله منتظري ذكر شده است با ۱۵ نماز جمعه
آغاز تحول در نمازجمعه تهران
نماز جمعه تهران و تاريخ بعد از انقلاب
مابعد مابعد التحرير:
ميخواستم از اين شبها بنويسم و خاطرات دوران طلبگي و شبهاي به يادماندني ماه رمضان…
بنابر رسمي كه از سالهاي گذشته در مدرسه ما وجود داشت ، در ماه مبارك رمضان از نماز صبح تا اذان ظهر وقت استراحت و خواب طلبه ها بود و پس از نماز ظهر درسها آغاز مي شد و تا نيمه شب ادامه داشت. تا ساعت ۱ نيمه شب درس و بحث ادامه داشت و ساعت ۱ طلبهها عازم مسجد مي شدند براي زمزمه دعاي ابوحمزه ثمالي…آن هم با نواي استادمان حاجآقاي بنابي..آه كه آنروزها قدر اين محفل را نمي دانسيم.چه حال و هوايي داشت…طلبه هاي تازه به سن تكليف رسيده ، دست به دعا در نيمه شب تاريك شهر….حيف كه توصيفش برايم خيلي سخت است.
وقتي شبهاي قدر مي رسيد ، قبل از افطار ، « حاج آقا» طلبهها را جمع مي كرد و با نصايحش ، همه را آماده ورود به اين شبها مي كرد.گوئي قرار است بزرگترين و تنهاترين اتفاق زندگيمان رخ دهد. يادش بخير…يادش بخير
نوشته شده در دين, سياست | ۴ پاسخ »
رمضانالمبارك
جمعه, شهریور ۱۵م, ۱۳۸۷چند سالي است با فرارسيدن ماه مبارك رمضان ، موضوعي ذهنم را به خود مشغول ميكند و دست به كيبرد مي شوم تا از
آن بنويسم ، ولي به دلايلي تاكنون چيزي ننوشتم . امسال اما تصميمم را گرفتم و نوشتم .
ماه رمضان ، ماه مباركي است كه مومنان انتظار فرارسيدنش را مي كشيدند و در طول يك ماه سعي مي كنند از همه فرصتهاي معنوي آن بهرهمند شوند . اين درست . اما آيا مبارك بودن ماه رمضان تنها به فضاي معنوي آن است ؟ آيا اين ماه مبارك نبايد بر زندگي ظاهري مردم هم تاثير داشته باشد ؟ منظورم آن است كه مباركي اين ماه را نبايد در زندگي روزانه با تمام وجود حس كرد ؟ برايتان از كشورهاي عربي بخصوص عربستان كه ماه رمضاني را در آنجا بودم بنويسم بهتر متوجه منظورم مي شويد:
در كشورهاي عربي و اسلامي ماه مبارك رمضان عيدي است كه با تمام ابعاد خود بر زندگي مردم تاثير مي گذارد . از چراغاني خيابانها و معابر گرفته تا فروش و تخفيف ويژه فروشگاههاي كوچك و بزرگ . حتي مغازه هاي كوچك هم ده درصد تخفيف را برايت در نظر مي گيرند تا چه برسد به فروشگاههاي بزرگ كه از چند روز قبل تبليغ تخفيف ويژه خود به مناسبت ماه رمضان را آغاز مي كنند. از دوستي هم شنيدم كه حتي شركتهاي خارجي مانند تويوتا ، فروش و تخفيف ويژه محصولات خود را در ايام ماه مبارك رمضان قرار مي دهند .
جالبتر از آن رسم و رسوم مردم اين كشورها در بازكردن سفره هاي افطاري است . آنگونه كه ديده ام ، بلافاصله پس از نماز عصر، مومنين در مسجدالحرام و مسجدالنبي سفرههاي افطار را باز مي كنند و وسايل پذيرائي را مهيا مي كنند.يك استكان قهوه يا چاي ، كمي نان تازه وكمي ماست و خرما . تقريبا همه مسجدالحرام را در چند دقيقه سفرههاي افطار تسخير مي كنند. جالبتر آنكه صاحبان سفرهها بيرون مسجد ايستاده اند و مومنين را به هنگام ورود به سفرههاي خود دعوت مي كنند. كفشش را مي گيرند و با احترام تا سفره خود همراهي مي كنند. بيرون مسجدالنبي هم كه سفرهها پهن است .
در واقع در اين كشورها تا يك ماه مستمندان از نظر غذائي تامين هستند و يه حق مي توان گفت: «رمضانالمبارك»
اما اگر نگاهي به كشورمان كه ادعاي امالقراي جهان اسلام را دارد بكنيم ، خواهيم ديد كه نه تنها ماه مبارك رمضان براي عموم مردم و حتي مستمندان از جهات فوق كه گفتم ، مباركي ندارد ، بلكه توام است با گراني مواد غذائي . چند سالي هم هست كه برخي مراكز ديني به زور مي خواهند سنت حسنه افطار عمومي را در مساجد جا بياندازند و از طريق پخش مستقيم تلوزيوني و … تبليغش را مي كنند كه فكر نكنم به جائي برسد.و همينطور شنيدهام شهرداري تهران در اين ماه تعدادي بستههاي افطاري در بين شهروندان پخش مي كند كه اين كار را هم نميتوان يك فرهنگ ناميد .مسئله عيد فطر در كشورهاي اسلامي مانند تركيه و مالزي و … هم كه جاي خود را دارد .
در همين زمينه :
دو عكسي كه من گرفتهام + +
دو تصويري كه از يكي از وبلاگها يافتم + +
ضيافت الهي (وبلاگ استاد مسعودي)
تصاوير جالبي در همين زمينه
نوشته شده در جامعه, دين | ۸ پاسخ »
مراجع آنلاين
شنبه, تیر ۲۹م, ۱۳۸۷
زمانی كه در سال ۱۳۷۴ موسسه آل البیت وابسته به دفتر آیت الله العظمی سیستانی نخستین آیاسپی قم و یكي از اولین آی اس پی های كشور را راه اندازی كرد ، هیچ كس تصور نمی كرد تا این اندازه مراكز و موسسات اسلامی از اینترنت استفاده كنند، تا جائی كه هماینك بر اساس آمارهای موجود شهر قم بالاترین سرانه استفاده از اینترنت را در كشور دارد . راه اندازی یك سایت اینترنتی برای بسیاری از موسسات و شخصیتهای قمی از ضروریات و شاید هم در بسیاری از موارد كلاس كار محسوب می شود . از سوی دیگر مراكزی مانند مركز كامپیوتری علوم اسلامی وجود دارد كه به صورت بسیار گسترده در زمینه رایانه فعالیت می كنند. اگرچه درباره ضعف بسیار شدید چنین موسسات رسمی و دولتی در زمینه جذب مخاطب در اینترنت درد و دل زیاد وجود دارد ، اما باید گفت در مقایسه با مراكز دانشگاهی،حوزههای علمیه در زمینه آیتی و فنآوری های رایانهای بسیار جلوتر هستند .
مقدمه بالا را به مناسبت راه اندازی نسخه جدید سایت آیت الله العظمی مكارم شیرازی نوشته ام.به این بهانه چند نكته ضروری را هم باید بنویسم :
۱- چند سالی است كه از مرحله ضرورت راه اندازی سایت برای مراجع تقلید عبور كرده ایم و كم و بیش همه مراجع تقلید سایت مناسبی دارند و از این طریق به پرسشهای مخاطبان پاسخ داده و مقلدان به راحتی می توانند نظرات مرجع خود را به دست آوردند . در شرایط فعلی مدیران سایتها باید قدمی فراتر برداشته و به ارتقاء كیفی كار بیاندیشند . استفاده صحیح و گسترده از مالتیمدیا ، تولید سریع و كامل خبر توسط سایت – كه این مورد خلاء جدی سایت مراجع بهشمار می رود و اغلب سايتهای مراجع به جای تولید خبر منتظر كپی برداری خبر خود از سایتهای خبری می باشند. تنها سایتی كه توانسته به صورت كامل و دقیق اخبار مرجعیت را تولید و پوشش دهد سایت آقاي منتظری میباشد – ارتباط آنلاین با مخاطبان به معنای واقعی نه كلیشه ای از جمله مواردی است كه باید مورد توجه مدیران سایتهای مراجع قرار گیرد.
۲- اگرچه در اغلب صفحات اولیه سایتهای مراجع با زبانهای مختلفی حتی تا ده زبان مواجه می شویم ، اما به جز زبان فارسی سایر زبانها به شدت فقر محتوایی و یا حالت ایستائی دارند . آیا تنها ارائه آمار از تعداد زبان های سایت كافی است و نباید حداقل به اندازه نیمی از زبان فارسی ، به زبانهای اصلی مانند عربی و انگلیسی نیز پرداخته شود ؟
۳- استفاده ازنیروهای ماهر فنی در برنامه نویسی سایت بسیار مهم است . متاسفانه اغلب سایتهای مراجع یا از برنامههای آماده استفاده می كنند و یا اینكه در برنامهنویسی مستقل دارای ضعف های عمدهای هستند. هك شدن سایت یك مرجع تقلید خاطره تلخی است كه به این زودیها از اذهان پاك نمیشود !
۴- ایجاد دیتا سنتر مستقل داخلی برای سایتهای مراجع تقلید از دیگر ضرورتها به حساب میآید . مركز آلالبیت در سالهای نخستین تلاش زیادی كرد تا به این مهم دست یابد ، اما عدم پشتیبانی صحیح و نارضایتی مراكز عملا این طرح را با شكست مواجه كرد . حسین نخلی مدیرفنی سایت آیت الله العظمی مكارم شیرازی در عین حال كه قبول دارد باید سرور سایتهای مراجع داخلی باشد می گوید : « سرورهای داخلی هنوز اطمینان ما را جلب نكردهاند . در اوایل راه اندازی سایت از مركز آلالبیت فضا را اجاره كردیم كه متاسفانه مشكلات عدیده فنی باعث شد فضای سایت را از كشورهای دیگر خریداری كنیم .»
چندی پیش مستندی از شبكه الجریزه انگلیسی با عنوان « آیت الله آنلاین » را تماشا می كردم كه یك روز از زندگی آیت الله صانعی را به تصویر كشیده بود . البته ایده ساخت چنین مستندی را _ درباره آيت الله مكارم شرازي _ از چند سال پیش در ذهن داشتم و حتی برایش طرحی هم نوشتم كه به دلایل مختلف در كنار دهها طرح آرشیوی قرار گرفت. نكته بسیار تاكید شده در این مستند كه از اسمش هم پیداست ، استفاده دفتر آیت الله صانعی از اینترنت برای پاسخگوئی به سوالات شرعی و بیان دیدگاههای وی بود و این ویژگی شدیدا مورد توجه تهیه كننده مستند قرار گرفته بود.البته همه می دانیم كه بسیاری از علما و همه مراجع سایتهای به روز و حتی فعالتر از آیت الله صانعی دارند و علت دیگری پشت این ماجرا است ، اما بدانیم كه چنین فعالیتهایی برای مخاطبان غیر مسلمان بسیار جالب توجه است .
در همين زمينه:
گزارش لسانجلس تايمز درباره استفاده از اينترنت در قم
