ادای دینی به استاد
چهارشنبه, خرداد ۲۲م, ۱۳۸۷
ماه گذشته مصاحبه مفصل حجت السلام والمسلمين راستگو با خبرگزاری رسا،سروصدای خاصی در بین اینترنتیها ایجاد كرد .«خاص »از این جهت كه تنها چند جمله از آن مصاحبه با شیطنتهای سایتهای خبری بهانه را برای توهین ها و بی مهریهای مكرر عدهای سطحی نگر ایجاد كرد. «سطحی نگر» گفتم چرا كه بدون مطالعه كامل مصاحبه و بدون توجه به تخصص و سابقه این استاد عزیز با بیانی احساساتی خود را مدیون یكی از حرفه ای ترین اساتید كودك و نوجوان كردند . «حرفه ایترین» گفتم ، چرا كه اگر این یادداشت را به صورت كامل بخوانید خواهید فهمید چه سرمایه ارزشمندی را داریم و قدرش را نمی دانیم .«سرمایه گفتم » ….. خب بهتر است سبك نوشتنم را عوض كنم.
وقتي امروز يك بار ديگر با حوصله مصاحبه ايشان را خواندم واقعا از برخورد برخي افراد مغرض شگفت زده شدم و يقين پيدا كردم به جز تيتر چند سايت خبري به هيچ وجه مصاحبه ايشان را نخوانده اند .واقعا ايشان در مصاحبه خود چه گفته بودند ؟ «حجتالاسلام محمدحسن راستگو، رئيس مركز تربيت مربي كودك و نوجوان دفتر تبليغات اسلامي حورزه علميه قم با اشاره به نقاط مثبت و منفي برنامه تلويزيوني «فيتيله جمعه تعطيله» كه روزهاي جمعه از شبكه دوم سيما پخش ميشود، اظهار داشت: استفاده از ديدگاههاي يك كارشناس روحاني كه افزون بر آگاهي عميق از مباني ديني، با زبان هنر هم آشنا باشد، رشد سطح كيفي و محتوايي اين برنامه پر بيننده را در پي دارد.
وي با بيان اين كه اگر چنين كارشناسي پيش از پخش برنامه در مورد تك تك آيتمهاي برنامه نظر دهد، بيگمان انتقادهايي كه درباره اين برنامه وجود دارد به حداقل ميرسد، افزود: افزون بر كارشناس ديني بايد كارشناسان آموزشي و روانشناسي در هنگام تهيه اين برنامه حضور داشته باشند و درباره مسايل مختلف از جمله ميزان اثربخشي از راه القاء مستقيم يا غيرمستقيم پيامهاي خاص نظر دهند.
وي با اشاره به اين كه در ساخت برنامههاي تلويزيوني بايد نياز عمومي مردم در نظر گرفته شود، افزود: توقع ما از برنامه فيتيله اين نيست كه به بچهها نماز جماعت ياد دهد، ولي اگر يك سري مفاهيم ديني به صورت غيرمستقيم و رقيق با محتواي زنده و شاد در اين برنامه گنجانده شود و در دراز مدت هدف مشخصي را پيگيري كند، كار ارزشمند و تاثيرگذاري به يادگار خواهد ماند. برنامه هاي كودك بايد از نظر روانشناسي متناسب با سن، جنس، معلومات و فرهنگ زيست كودك باشد.محتواي برنامههاي كودك بايد رقيق، متنوع، زيبا و با القاي غيرمستقيم مطالب همراه باشد و افزون بر آن از قالبهاي مختلف اجرا مانند قصه، نمايش، شعر، سرود، پرسش و پاسخ، مسابقه و حركات ورزشي در آن استفاده شود .
وي در ادامه اظهار داشت: جيغ زدن مسالهاي است كه به نظر برخي روانشناسان انسان را از نظر رواني تخليه ميكند، ولي عادت دادن بچهها به آن افزون بر اين كه در زندگي شهرنشيني كنوني حقوق ديگران را ضايع ميكند، متناسب با جايگاه يك برنامه تلوزيوني كه بايد آموزنده و سازنده باشد، نيست.»
حاج آقا راستگو با سی سال تجربه تدریس برای كودكان و نوجوانان یكی از افرادی است كه تنها به خاطر عشق و علاقه به این راه آمده و استقامت و همتش ستودنی است . كدام استاد و مربی را در ایران سراغ داریم كه برای آموزش كودك و نوجوان به تكتك شهرهای ایران سفر كرده باشد .هزاران كلاس آموزشی برگزار كرده باشد . با روئی گشاده دعوت روستائیان را پذیرا باشد ،بهترین مدرسه غیرانتفاعی در تهران با مدرسه كپری فلان روستا برایش فرقی نداشته باشد ؟ با همت خود مركز تربیت مربی كودك و نوجوان را راه اندازی كند و صدها نفر استاد در این زمینه تربیت كند ؟ قویترین كتابخانه تخصصی كودك و نوجوان را راهاندازی كند . برای بالابردن كیفیت آموزش به دهها كشور سفر كند . روشهای تربیت و تدریس كودك و نوجوان را در سایر كشورها بررسی كرده باشد.نه…بالاغیرتا اگر نمونهای اینچنین سراغ دارید معرفی كنید .
وقتی ایده نوشتن این یادداشت را دیروز در جمعی مطرح كردم،یكی از حضار كه برنامه نویس و مهندس كامپیوتر است به من گفت : « این راهم بنویس كه حاجآقا با پیشرفته ترین تكنولوژی آموزشی و مسائل مختلف آشنا است . یك بلاگر و چت كننده حرفه ای . برای اولین بار یك رم ۳۰ گیگابایتی را دست ایشان دیدم كه می گفت از ژاپن خریده ام. قبل از سفر به هر شهر و كشوری از طریق گوگل ارث موقعیت آنجا را خوب بررسی می كند و …» و من در پاسخ گفتم : « به عقيده من اين تعريفها براي حاجآقا بسيار كوچك و سبك است اما متاسفانه مجبورم این ویژگی حاجآقا را پررنگتر بنویسم . چرا كه در نگاه جماعت توهین كننده به ایشان متاسفانه همین ویژگیها معیار است .اینها چه می فهمند با تمام عشق ۳۰ سال خدمت به كودكان و نوجوانان یعنی چه ؟ چه میفهمند بدون ادعا یك عمر تلاش برای تربیت میلیونها كودك و نوجوان ایرانی كه بسیاری از آنان هماینك مدیران و نخبگان كشوری شدهاند یعنی چه ؟ و …»
به راستي ما ايراني جماعت چرا قدرنشناس هستيم . اگر چنين سرمايهاي هماينك در واتيكان و يا مراكز ديني ديگر اديان وجود داشت او را به عنوان چهرهاي جهاني معرفي مي كردند و تاكنون چند دوره رئيس يونيسف كرده بودند.
اين يادداشت اداي دين كوچكي بود خدمت استاد عزيز
احمد نجمي
فارغ التحصيل ممتاز دوره بيست و دوم تربيت مربي كودك و نوجوان
در همين زمينه و خواندني :
نوشته شده در جامعه, دين, فرهنگ | ۱۳ پاسخ »
پاي اين مرد بوسيدني است
سه شنبه, خرداد ۱۴م, ۱۳۸۷
هرزمان كه صحبت از شخصيت منحصر به فرد حضرت امام خميني پيش ميآيد ، ناخودآگاه ذهنم مستقيم با جريان نامه ايشان به گورباچف و ماجراهاي پس از آن درگير مي شود . به عقيده من درباره اين جريان آنطور كه بايد رسانه ها و تلوزيون روشنگري و مانور رسانهاي ندادهاند . مگر مسئله ساده اي است ؟ رهبر يك كشور جنگديده و مورد هجوم ابرقدرتها ، طي نامه اي به بزرگترين قطب و قدرت جهاني ، به رهبر آن هشدار دهد كه ديگر زمان حكومت و فكر شما به پايان رسيده و بايد تفكرات شما ( كمونيسم ) را در موزههاي تاريخ جست .اول اعتماد به نفس و قدرت شخصيتي چنين رهبري براي هر انساني ستودني است كه با كمال قدرت چنين هشداري دهد و جالبتر از آن ، تحقق هشدار است . تحققي كمتر از چهار سال بعد . و مگر نه اين است كه اين محاسبات سياسي و ديپلماتيك را بسياري از سركردگان كشورهاي جهان با هزينههاي ميلياردي و نيروهاي متخصص آروز مي كنند. پس چرا نمي توانند نمونه بسيار كوچكتر از اين حركت امام را انجام دهند . آيا واقعا امام موسسه مطالعات بين المللي و مثلا كمونيست شناسي داشتند ؟ آيا دهها مشاور ايشان چنين واقعيتي را به ايشان گزارش كرده بودند ؟ نه…هيچ كدام از اين موارد جود نداشتند .تنها و تنها بازشدن درهاي حكمت الهي به سوي اين مرد خدائي بود كه ديدگانش فراتر از انسانهاي زميني ميديد.
دهها بار جريان ملاقات فرستاده گورباچف با امام را خواندهام و از تلوزيون ديدهام . هميشه حس افتخار و غرور يك ايراني را با تمام وجود حس كردهام . زماني كه دلهره و رنگ باختگي نماينده ابرقدرت جهاني را در مقابل رهبرم ديده ام ، با خود گفته ام كه هر ايراني منصفي به دور از بغض و كينه بايد پاي چنين رهبري را ببوسد . واقعا كدام پادشاه و رهبر ايران توانسته است بدون خونريزي و استبداد و تنها با نگارش نامهاي چند صفحه
اي ، حقيقت ايران و اسلام را به رخ سياسيون عالم بكشد ؟
بخشي از نظرات گورباچف پس از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي :
در سالگرد رحلت امام خمینی در ۱۳۷۸ گورباچف طی مصاحبهای براي اینكه به هشدارهای آن روز بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران بیاعتنائی كرده بود، اظهار تأسف نمود. وی در این مصاحبه اظهار داشت. «مخاطب پیام آیتالله خمینی از نظر من، همه اعصار در طول تاریخ بود». وی افزود «زمانی كه من این پیام را دریافت كردم احساس كردم كه شخصی كه این پیام را نوشته بود متفكر و دلسوز برای سرنوشت جهان است. من از مطالعه این پیام استنباط كردم كه او كسی است كه برای جهان نگران است و مایل است من انقلاب اسلامی را بیشتر بشناسم و درك كنم»
گورباچف سپس با تشریح نابسامانی های اقتصادی و سیاسی روسیه، تصریح كرد «اگر ما پیشگویی های آیتالله خمینی را در آن پیام جدی میگرفتیم امروز قطعاً شاهد چنین وضعیتی نبودیم».
از همان دوران نوجواني با ديدن اين تصاوير آروز كردهام كه حتي با هزينه شخصي ام بتوانم مصاحبه اي صريح با گورباچف درباره نامه نگارياش با امام انجام دهم . خب . اين يك خيال شيرين است براي من . اما براي سازمان هاي چند دهگانه فرهنگي و بين المللي از سازمان فرهنگ و ارتباطات گرفته تا موسسه تنظيم و نشر آثار امام و حتي صداوسيماي خودمان ، آيا اين كار شدني نيست ؟
روايت خواندني حاج عيسي از اين جلسه :
زماني كه آقاي ادوارد شواردنادزه وزير خارجه وقت اتحاد جماهير شوروي سابق جواب نامه آقاي گورباچف را آوردند , شما در آن مراسم بوديد ؟
بله . بودم . من پشت پرده بودم . يك نفر بود به نام آقاي سليماني . آمد به من گفت اين پالتوها را كجا بيندازم گفتم : اين پالتوها را بينداز آن گوشه . چقدر سنگينه . ميهمانان نشستند. امام تشريف آوردند. آقاي ادوارد شوارد نادزه در آن جلسه ابهت امام گرفتش . رنگش سفيد شد و به حال رعشه افتاد. يك خرده كه صحبت كرد حضرت امام فرمود : اينها جواب آن نامه اي كه من دادم نيست . بار دوم امام گفت : آقا نفهميده من برايش چي نوشته ام . باز آقاي ادوارد شواد نادزه به حرفهايش ادامه داد. بار سوم بلند شد و گفت : ما مي گوئيم ما نمي ميريم . ما زنده هستيم و از اين عالم به عالم ديگر هجرت مي كنيم و در آنجا بايد جواب كارهايمان را در اين دنيا پس بدهيم .
شما براي هيئت اتحاد جماهير شوروي چاي برديد ؟
بله . چاي بردم . اول بار كه آمدند ايستادند وسط اتاق امام . خيال كردند كه من الان اينها را راهنمايي مي كنم به يك سالن پذيرايي كه ميز باشه , مبل باشه , صندلي باشه , وسيله پذيرايي باشه , ولي همين طور كه ايستاده بودند , من چاي بردم و دادم دستشان . خود شواردنادزه يك چاي برداشت . من نگذاشتم قند را بردارد , چون نمي خواستم دستش را توي قندان بكند. دست كردم و دو تا حبه قند به شواردنادزه بدهم . آقاي دكتر ولايتي چپ چپ به من نگاه كرد و به شوخي گفت : ما بايد اين كار شما را به همه دنيا مخابره كنيم . گفتم : نمي خواهد , خودش مخابره مي شود. البته آقاي شوارد نادزه قند نگرفت و همان چاي تلخ را خورد.
امام به شما توصيه نكردند كه از هيئت اتحاد جماهير شوروي بيشتر پذيرايي كنيد
ـ نه .
پينوشت :
هر چه دنبال تصويري از ملاقات ادوارد شوارت نادزه با حضرت امام گشتم ، چيزي پيدا نكردم !!
ماجرای تسلیم نامه امام به گورباچف از زبان آیت الله جوادی آملی
گزارشي جالب و زيبا از ارسال نامه امام به گورباچف
نوشته شده در دين, سياست, فرهنگ | ۳ پاسخ »
لذت یافتن حکمت عبادات
یکشنبه, بهمن ۷م, ۱۳۸۶دیروز در پی یافتن مطلبی ، کتاب « حکمت عبادات » آیت الله جوادی آملی را یک بار دیگر به دقت مرور کردم . این کتاب تا چند سال پیش به نام اسرار عبادات منتشر شده بود و اوائل دوران طلبگی چند بار این کتاب را به دقت خوانده بودم و از نگاه لطیف و حکیمانه آیت الله جوادی آملی لذت می بردم . مخصوصا بخش حکمت روزه را چند سال در آستانه ماه مبارک رمضان به دقت میخواندم . این بخش برای چند منبرماه رمضان ، مخصوصا برای مخاطب دانشجو و تحصیل کرده خیلی مفید است .
در معرفی این کتاب آمده است : « حكمت عبادات عبادت را كه ذوق جان و شوق روان است، اسرار و حِكَمي است كه هر كس با آن آشنا و بدان روشن شود، طعم شيرين و عطر مشكين آن را هرگز رها نخواهد كرد و همواره دست نياز را در قيام نماز به دعاي «اللهم أذقنا حلاوة عبادتك» دراز ميكند.حكمت عبادات، براي تبيين اين مهم، به موضوعات عبادات و حكمت آن، نيت و راز و رمز عبادات، حكمت طهارت، باطن نماز، روزه و برخي از اسرار آن، عبادت اعتكاف، حكمت تلاوت قرآن، راز و ادب دعا، تولي و تبري، ذكر و حكمت آن و… پرداخته است.»
اگر این کتاب را خواندید و لذت بردید ما را از دعاهایتان فراموش نکنید.
عزاداري به رسم بلاگستان
یکشنبه, دی ۳۰م, ۱۳۸۶به درخواست يكي از دوستان رسانه اي ، يادداشتي در خصوص « وبلاگ و عزاداري ماه محرم » نوشتم كه مي توانست خيلي جامعتر باشد . اما محدوديت صفحات اجازه نداد به مسئله انطور كه بايد ببردازم.
هنوز نسخه اينترنتي اين شماره شهروند امروز را نديده ام. متن كامل يادداشت را اينجا مي آورم. ( راستي ، كسي مي دونه چرا شهروند امروز با اين همه آدم به روز و بودجه اش يك سايت درست و حسابي نداره ؟ )
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - – - - - - - -
وبلاگ ، رسانه اي كاملا مردمي و برآمده از متن جامعه ، اينك به خوبي توانائي انعكاس رويدادها و وقايع رخ داده در متن جامعه را دارد . بلاگرها به عنوان خبرنگاران هميشه آنلاين و در عين حال آزاد از خط كشي هاي رسانهاي به انعكاس موضوعات مختلف سياسي ، اجتماعي ، فرهنگي و ديني از منظر خود مي بردازند .
در ايامي كه جامعه با يك رويداد مذهبي همچون ماه مبارك رمضان و ماه محرم مصادف مي شود ، وبلاگ ها نيز به صورت كاملا طبيعي به اين موضوعات مي بردازند و هريك نگاه خود به موضع مذهب را بر اساس برداشت هاي شخصي عنوان مي كنند. بر اين اساس توجه به وبلاگ به عنوان منعكس كننده عقايد شخصي و حقيقي افراد جامعه براي جامعه شناسان و بژوهشگران اين عرصه قابل توجه مي باشد .
اعتقاد به امور مذهبي و انجام مناسك دين با توجه به اينكه يك امور شخصي و كاملا دروني است نوعي ارتباط نزديك و خارج از چارچوب هاي رسمي را ميطلبد و به جرات مي توان گفت وبلاگ ها اين توانائي بالاي اثرگذاري را دارند .
« يه چيزي هست که ميگن محفل حسين عليه السلام بار عامه…يعني خوب و بد ، گناهکار حرفه اي و غير حرفه اي (مانند امثال بنده) و بندگان خوب خدا ، همه و همه اجازه شرفيابي دارند.منتها هرکسي به فراخور مرتبه قربش ، از فيوضات حضرت بهره مند ميشه.بنابراين از قديم و نديم به ما ياد دادند که تو مجلس امام حسین به افراد نیگاه نکنید که چه شکلی هستند و چه تیپی دارند. همشون مهمان امامند و محترم و به همه باید با نظر نیک نگاه کرد…خب اینا همش درست و من هم قبول دارم….اما الان یه چیز دیگه مسئله من شده… چند سالیه که مد شده دختر پسرای محترم جینگولی بالاشهری با تیپهای ماهواره ای ایام محرم که میشه راه میوفتند توی این دسته های عزادری و گوشه و کنار خیابونا و میکنند آنچه که می کنند( نمونه اش میدون محسنی ایام تاسوعا و عاشورا). من حرف قبلی رو زدم که نگید عزای امام حسین این حرفا رو نمیشناسه و غیره…یعنی من متوجه ام که حساب عزاداری امام حسین یه چیز دیگه است اما مسئله اين است كه بعضی وقتا آدم فکر میکنه اینا دسته های عزا رو با کارناول ها تفریحی نیمه شب اشتباه گرفتند . »
اگر چه عبارت فوق را وبلاگ « عصر موعود » نگاشته است و با ادبيات كاملا وبلاگي مي تواند بر ذهنيت خواننده تاثير مثبت بگذارد ، اما شاهد آن هستيم كه در مقابل برخي از وبلاگها مانند « آرش كمانگير» ناجوانمردانه اعتقاد به عصمت و مظلوميت حضرت علي اصغر را زير سوال مي برد. در اين بين تنها يادداشتهاي وبلاگي هستند كه مي توانند به چنين شبهاني باسخ دهند .
نوشته شده در دين, رسانه | ۴ پاسخ »
ياد مرحوم كوثري بخير
جمعه, دی ۲۸م, ۱۳۸۶چند سالي است كه با فرا رسيدن ماه محرم ، بحث مبارزه با خرافات در مداحي ها و عزاداري ها پيش مي آيد و انصافا هم مسئله مهمي است. اما در اين يادداشت سعي دارم از زاويه اي ديگري به اين موضوع نگاه كنم.
مسئله مبارزه با خرافات در عزاداري ها چند جنبه دارد . خرافات در محتوا و قالب . قالب عزاداريها از علم كشي گرفته تا ساير مسائل بيشتر مورد توجه قرار گرفته و امسال هم بخشنامه و اعلاميه و … همه شامل قالب عزاداري شده است .
اما محتوا چه؟
محتوايي كه در منبرها توسط وعاظ و روحانيون بيان ميشود تا چه اندازه برگرفته و مطابق با تاريخ و روايات معتبر است ؟ طي سال هاي گذشته ماشاءالله صدها كتاب كه اغلب جمع آوري مطلب از اينور و انور است ، در دست طلاب جوان و تازه منبري قرار گرفته و بيم آن ميرود كه منابع اصيل رفتهرفته به حاشيه رانده شود .
مطلب بالا موضوعي بود كه امروز ( روز تاسوعا ) در مراسم عزاداري دفتر رهبري قم مدام زنگ ذهنم را مي نواخت . همانجا ياد مرحوم كوثري افتادم.خدا رحمتش كند. سبك و روش سخنراني و مهمتر از آن روضه خواندن مرحوم كوثري الگوي خيلي خوبي براي ما منبري ها وحوزويان است.
مرحوم كوثري به همراه پدر خود از منبري هاي معروف قم بودند.طي سالهاي متمادي در مجالس روضه بيوت مراجع تقليد و يا در مسجد امام حسن واقع در مركز شهر قم سخنراني مي كردند.جالب آنكه برخي مواقع هر دو به يك مجلس دعوت بودند و به خاطر وجود يك رابطه دوستانه و صميمي پدر با اشاره ، سخن پسر را رد مي كرد و فردا پسر با همان اشاره پاسخ پدر را مي داد .
ياد آن روزها بخير روضه مرحوم كوثري در محضر امام خميني كه بعد سالها هم نمايش آن فيلم كوتاه دلها را مي لرزاند و به قول اين وبلاگ «هنوز زنگ يا الله گفتنش در گوشم است».
امروز صبح شبكه سه براي نخشتين بار روضه خواني مرحوم كوثري را در نخستين سال رهبري آقا نشان مي داد. حاضران در همان حياط حسينيه بودند.لابد چنين تصاويري در آرشيو تلوزيون فراوان است و كاش روزي به همت دلسوزي از آرشيو بيرون آيد .
به نظرم معرفي چنين الگوهايي به روحانيون و طلاب تازه منبري بسياري از معضلات احتمالي كه در آينده ممكن است مانند امروز داد دلسوزان را درآورد ، موثر باشد.
درهمين رابطه :
خاطره يك پزشك از روضه مرحوم كوثري در خدمت امام
معرفي يك كتاب درباره مرحوم كوثري
چند ويدئو از مرحوم كوثري در حسينيه جماران
نوشته شده در دين, فرهنگ | ۶ پاسخ »
سفر به تركيه(۲)
یکشنبه, دی ۱۶م, ۱۳۸۶
نخستين نكتهاي كه براي هر ايراني در سفر به تركيه ممكن است پيش بيايد «حجاب» عجيب دختران و زنان است . به خاطر اين گفتم عجيب كه با وجود آزادي كامل و حتي تبليغ بد حجابي و مهمتر، ممنوع بودن حجاب در دانشگاهها و برخي نهادهاي دولتي ، هر روز به تعداد دختران محجبه افزوده مي شود و بر اساس آمارهاي موجود نزديك به هفتاد درصد از زنان ترك محجبه هستند .
موضوع حجاب در تركيه هميشه برايم عجيب بوده است . اينكه چرا عليرغم تبليغات و قانون حاكم ، حجاب امري مهم در بين تركهااست . البته بسياري از دختران ترك در عين داشتن حجاب از مد روز عقب نيستند و در انتخاب روسري و مانتو و كفش سليقه خاصي دارند.البته بسياري از ايرانيان كه تركيه را از طريق ماهواره و تعريف فاميلها شناختهاند ، تصور مي كنند وضعيت زنان و دختران در سراسر اين كشور مانند آنتاليا است.در حالي كه بايد گفت اغلب زنان غرب تركيه مانند ايران خودمان و شايد بهتر ! محجبه هستند. با دوست تركيه اي در اين باره زياد صحبت كرديم . اين دوست چند سالي در ايران بوده و مسئله حجاب درايران را به خوبي درك ميكرد . معتقد بود عامل اصلي افزايش حجاب در تركيه همين سخت گيريهاست. مي گفت هر چيزي كه دولت سعي در مبارزه با آن داشته باشد ، گسترش مي يابد . البته بلافاصله اضافه كرد كه اين بدان معنا نيست كه بگوئيم در ايران هم حجاب اجباري نباشد . به هر حال قانون و تبليغات لازم است و … . اما در ادامه هر دو معطل مانديم كه چرا وضعيت حجاب در ايران اين شكلي است!!
بسياري از تركيه رفتهها وضع حجاب را كه عيان است مي بينند اما يك مسئله ديگر باقي مي ماند ! اعتياد.بله.اعتياد ايرانيان با تركها قابل مقايسه نيست . اگرچه نزديك به ۱۰۰ درصد!تركها سيگاري هستند اما اعتياد به ترياك و هروئين و … در تركيه نزديك به صفر مي باشد. اما در ايران چه؟ و هنوز علت اين مسئله برايم نامعلوم است.
درباره بحث اسلام گرايي واقعي مردم ايران و تركيه اينطور در دفترچهام يادداشت كرده ام : « مگر نه اين است كه نخستين معيار يك شهر اسلامي در اقامه نماز و رعايت شؤون ديني است؟ وقتي به يك شهر در تركيه از بالا نگاه كني به صورت كاملا منظم در هر محله اي يك مسجد با مناره بسيار بلندش را مي يابي.به هنگام اذان( اگرچه اغلب سني هستند) حركت مردم به سوي مسجد در هر محله كاملا عيان است و اين حركت نمازگراران در روز جمعه حتي مي تواند چهره شهر را عوض كند . برپائي آئين هاي اسلامي دراعياد مختلف مانند عيد قربان و عيد فطر هم جاي خود را دارد . پس چرا ايران و تهران كه « امرالقراي جهان اسلام » ناميده ميشود چنين صحنههايي را كمتر به خود ديده است ؟
در اين باره : اسلام گرايي در ميان مردم تركيه رو به گسترش است (۱) (۲)
يك روايت بغض آلود از وضعيت اسلام و حجاب در تركيه و ايران +
نوشته شده در دين, روز نوشت, فرهنگ | ۷ پاسخ »
رفتي جانم به قربانت ولي حالا چرا؟
سه شنبه, دی ۱۱م, ۱۳۸۶
بالاخره محمدي عراقي از سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي رفت تا اين سازمان پس از چند سال نفس راحتي بكشد . من
نميدانم اين چه سنت عجيبي است در كشور ما نهادينه شده كه برخي از آقايان بايد تا آخرين لحظات عمر خود كليدهاي مهم را به عهده داشته باشند و كسي هم كاري ندارد كه اين آقا در عملكرد خود موفق بوده يا نه . البته برخي از مسئوليتها مانند مرجعيت و رهبري حسابشان مشخص است و مسئوليت اجرايي معمولي به حساب نميآيند . اما در مواردي اين چنيني گويا بر جبين شريف جناب محمدي عراقي و امثال ايشان حك شده است كه اين والامقام بايد حتما رياست جائي را بر عهده داشته باشند…اينجا نشد، آنجا! چند سال پيش يكي از رهبران برجسته كليسا در انگليس سخنان بسيار توهين آميزي را به پيامبر اسلام نسبت داده بود كه بعد از چند روز من و دوستان متوجه اين جريان شديم و هرچه تلاش كرديم ديديم سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي كه قاعدتا مسئوليت مونيتورينگ و رسيدگي به اين امور را دارد در خواب دوازده ماهه خود به سر ميبرد و در بررسي ها دقيقتر متوجه شديم ركود فكري مديريت ، اصليترين عامل اين خواب است
.آن روزها اين يادداشت را در وبلاگ قبليام نوشتم و حالا ميبينم نگاهم و نظرم كاملا درست بوده !چند بار در بين دوستان صحبت از مسئولان سن بالا مانند آيت الله جنتي پيش آمده و اينكه ايشان با اين سن خود همزمان چندين مسئوليت را بر عهده دارند ، نظرم را گفته ام . من معتقدم چنين افرادي با اين سن بايد خيلي زودتر از اينها بازنشست مي شدند و مشغول نگارش خاطرات خود و راهنمائي جوانترها ! شاهد اين اعتقاد هم عمل نمودن ابوي به اين اصل مهم است . ايشان به مدت بيست سال امام جمعه و شانزده سال هم رئيس دانشگاه بودند . در ابتداي سن بازنشستگي همه مسئوليت ها (به جز نمايندگي مجلس خبرگان كه شرط مهم آن شيخوخيت است) را به جوانترها سبردند و به قم بازگشتند
نوشته شده در دين, سياست, فرهنگ | بدون پاسخ »
مسلماني اينجوري
سه شنبه, دی ۱۱م, ۱۳۸۶در جمع دوستان ، ورود خون بار بی نظیر بوتو به پاکستان را تماشا می کردیم. در دست بوتو یک تسبیح بود که نظر یکی از دوستان را جلب کرد . گفت : عجیب است که بی نظیر بوتو به حجاب معتقد نیست و روسری او هم به خاطر لباس ملی پاکستانی هااست ، اما همیشه در دستش تسبیح است و لابد در حال ذکر !از حرف این دوستمان یاد یکی از خاطرات اسد الله علم افتادم. اسدالله علم رئیس تشریفات دربار پهلوی در یکی از خاطرات خود در کتابش می نویسد : (نقل به مضمون )امروز میزبان بوتو (پدر بی نظیر بوتو) نخست وزیر پاکستان بودیم . قرار بود ضیافت شامی ترتیب بدهیم که با توجه به ماه رمضان و اصرار بوتو بر اینکه روضه است ، ضسافت شام تبدیل به ضیافت افطار شد. بر سر سفره افطار طبق رسم همیشگی چند نوع شراب هم سرو بود . بوتو در همان اول صرف غذا ، نیم استکانی از شراب را میل کرد. شاه با تعجب پرسید : مگر شما روزه نیستید ؟ بوتو هم در جواب گفت : این دو هیچ منافاتی با هم ندارند . هم روزه هستم و هم شراب !!این جریان را به همان دوستمان که تعریف کردم جواب خود را گرفت !
نوشته شده در دين, فرهنگ | ۲ پاسخ »
ریاست سیاسی بر مذهبی ترین نهاد
سه شنبه, دی ۱۱م, ۱۳۸۶در جلسه عصر روز گذشته جامعه مدرسین حوزه علمیه قم ، آیت الله محمد یزدی یه ریاست جامعه مدرسین انتخاب شد. این خبر را حجت الاسلام و المسلمین سید احمد خاتمی یکی از فعال ترین اعضای جامعه مدرسین ، ساعتی پس از اتمام جلسه روز گذشته به خبرگزاری ها اعلام کرد .
این انتخاب پس از آن صورت گرفت که رئیس پیشین جامعه ، آبت الله علی مشگینی دارفانی را وداع گفت . آیت الله علی مشگینی از ابتدای انقلاب اسلامی که جامعه مدرسین حوزه علمیه قم جایگاه رسمی و حقوقی برای خود پیدا کرد ، ریاست این جامعه را بر عهده داشت .
جامعه مدرسین حوزه علمیه قم تا کنون نزدیک به هشتاد و سه نفر عضو رسمی داشته است که همه آنها از مراجع، علما و اساتید طراز اول حوزه علمیه قم بوده اند و هم اینک نزدیک به پنجاه و پنج نفر عضو دارد .
این تشکل ، به عنوان بالاترین نهاد در حوزه علمیه قم به شمار می رود که تاثیرات مستقیمی در معرفی مراجع تقلید ، انتخاب اعضای شورای عالی حوزه علمیه قم و مدیر حوزه علمیه قم دارد . پیش از انقلاب اسلامی، گروهی متشکل از علما و اساتید حوزه علمیه ، در قالب « جامعه مدرسین » اعلامیه هایی در حمایت از حرکت امام خمینی (ره ) صادر می کردند که به مرور بسیاری از اعضای این جامعه از سوی حکومت بازداشت و برخی دیگر نیز تبعید شدند .
با نزدیک شدن به پیروزی انقلاب اسلامی ایران ، اعضای این تشکل یه محور حرکت های انقلابی تبدیل شدند و پس از پیروزی اتقلاب اسلامی ایران ، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم فراتر از یک جناح سیاسی و حزبی در متن فعالیت های سیاسی قرار گرفت . تا جائی که در معرفی نامزدهای انتخابات بوبژه ریاست جمهوری ، نظر جامعه مدرسین همواره مورد توجه همه احزاب و گروه های سیاسی بوده است . حمایت از نامزدی حسن حبیبی در مقابل بنی صدر و حمایت از ناطق نوری در مقابل خاتمی، دو حرکت سیاسی و انتخاباتی بوده است که حرف و حدیث هالی زیادی را هم به دنبال داشت . عدم مشروعیت سازمان مجاهدین انقلاب که به امضای رسمی آیت الله مشگینی نیز رسیده بود یکی دیگر از مهمترین حرکت های سیاسی جامعه مدرسین در طی چند سال اخیر محسوب می شود . از سوی دیگر اعلام مرجعیت چند نفر از مجتهدین مسلم از جمله مقام معظم رهبری پس از ارتحال آیت الله العظمی اراکی موجب توجه بیشتر جامعه متدینین به این تشکل شده است .
تشکیلات فعلی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم با چند معاونت در قالب معاونت سیاسی ، جامعه و نظام ، جامعه و روحانیت و جامعه و مردم در حال فعالیت می باشد و که به بررسی مسائل مختلف می پردازند و گزارشهای تخصصی خود را برای جلسه رسمی اعضا که عصر جمعه هر هفته برگزار می شود آماده می کنند.
در جلسه عصر روز گذشته که نخستین جلسه جامعه پس از ماه مبارک رمضان به حساب می آمد نائب رئیس پیشین جامعه یعنی آیت الله محمد یزدی به اتفاق آراء به عنوان رئیس اتنتخاب شد . اگر چه ظاهرا تعدادی از اعضا همچون آیت الله العظمی مکارم شیرازی عضو این جامعه هستند، اما این جامعه برای ریاست نیاز به فردی داشت که بتواند در مسایل مختلف سیاسی اظهار نظر نماید . چه آنکه در طی سالهای اخیر آ یت الله یزدی نائب رئیس این جامعه بوده و عملا به خاطر کهولت سنی آیت الله مشگيني ، مدیریت این جامعه مرکز را به عهده داشته است . در پرونده سیاسی آیت الله یزدی آنچه که بیشتر به چشم می خورد ریاست ۱۰ ساله وی بر قوه قضائیه می باشد .
نوشته شده در دين, سياست | بدون پاسخ »
