گپی با روزنامه تهران امروز درباره وبلاگ نویسی ام
چهارشنبه, فروردین ۳۱م, ۱۳۹۰گفتوگوي تهران امروز با اولين وبلاگ نويس حوزه علميه:
وبلاگ شما نشانه شخصيت شماست
مطهره شفيعي
طلبهاي متولد ۱۳۵۸ است اما در زماني كه بسياري از نزديك شدن به فضاي مجازي بهويژه اينترنت هراس داشتند، او وبلاگي را تحت عنوان «منبر نت» راه اندازي كرد و در همان زمان راهاندازي به خودش قول داد تا مصلحتها او را از نگارش واقعيات باز ندارد. او به سرعت در وبلاگ نويسي پيشرفت كرد و به گفته خودش مسير آينده او با اين وبلاگ تغيير كرد.
چنانكه خبرگزاري رسا را با دوستانش راهاندازي كرد و مديريت ارتباطات دفتر توسعه وبلاگ ديني را پذيرفت. شايد بتوان به نجمي نام اولين وبلاگ نويس حوزه را داد كه در ۹ سال منبرنت او فعال بوده است.
وبلاگ «منبر نت» از چه سالي فعال شد و اسم آن را چگونه انتخاب كرديد؟
در بهمن سال ۸۱ منبر نت در پرشين بلاگ راه اندازي شد و تا امروز اگر چه پسوند IR دارد اما ترجيح ميدهم كه نوشتارش سبك وبلاگ باشد. از اين جهت هم نام منبر نت را براي آن انتخاب كردم كه راه ارتباط طلاب با مردم همين منبرها هستند و من ميخواستم در فضاي مجازي منبر وجود داشته باشد لذا از نام منبر نت استفاده كردم تا با مخاطبانم ارتباط برقرار كنم. اكنون حدود ۹ سال از راهاندازي منبر نت ميگذرد. همين وبلاگ بود كه آينده شغلي مرا تحت تاثير قرار داد و آيندهاي رسانهاي براي من رقم زد. با دوستان زيادي آشنا شدم و خبرگزاري رسا را راهاندازي كرديم كه سه سال دبير خبر آن بودم. موسسه فرهنگي و رسانهاي هم راه اندازي كرديم.
در حدود ۹ سال پيش هنوز فضاي جامعه آشنايي چنداني با اينترنت و فضاي مجازي نداشت و خاطرم ميآيد اقشاري از جامعه از راهاندازي اينترنت بيم داشتند اما شما در همان دوران و در شهر قم كه شايد بيشترين مخالفان اينترنت در آنجا بودند، منبر نت را راه اندازي كرديد. با چه انتقاداتي مواجه بوديد؟
آنچه شما ميگوييد با واقعيت قم در ۹ سال پيش تطبيق ندارد. سايتهاي مراجع خيلي زود در قم راهاندازي شد اما در مورد وبلاگ، قضاوتهاي اشتباه وجود داشت و مقاومتهايي ميشد. دليل آن هم عدم معرفي صحيح وبلاگ به مردم بود. اگر به درستي وبلاگ را به مردم معرفي ميكردند، چنين مقاومتهايي هم نبود.
مردم اولين خبري كه در مورد وبلاگ شنيدند مربوط به دستگيري چند وبلاگ نويس بود البته جرم آنها سياسي نوشتن در وبلاگهايشان بود. اما در حوزه وضع اينگونه نبود و آيتالله حسيني بوشهري در زماني كه مدير حوزه بود، از وبلاگ نويسي استقبال كرد. به تدريج ارائه مطالب و مستندات در وبلاگ طلاب آغاز شد و مطالب بسيار خوبي هم از طريق آنها انتشار يافت. وبلاگهايي كه نويسندگانشان ماهيت طلبگي داشتند و روز به روز بر تعداد آنها افزوده شده است.
ظاهرا اولين وبلاگ طلبهاي از قم به شما اختصاص داشت.
دو وبلاگ ديگر همزمان با منبر نت راه اندازي شدند اما بعد ۲ يا ۳ سال فعاليت خود را متوقف كردند. منبر نت هم با فراز و نشيبهاي زيادي در اين سالها مواجه بود. زمانهايي بوده كه من در يك هفته ۴ تا ۵ مطلب ارسال ميكردم و زماني هم در يك ماه مطلبي منتشر نميشد كه دليل آن نبود سوژه بود.
وبلاگ را از آن جهت انتخاب كردم كه بتوانم خيلي صريح با مخاطبان ارتباط برقرار كنم و به هر فردي بدون اينكه ابزاري مانند روزنامه داشته باشم، بدون سانسور حرفم را بزنم البته اكنون كه به مطالب سالهاي قبل وبلاگم نگاه ميكنم به اين نتيجه ميرسم كه برخي مطالب را نبايد با آن ادبيات مينوشتم اما صراحت در نوشته هايم وجود دارد. اگر يكنفر با حوصله تمام مطالب منبر نت را بخواند ميتواند بهطور كامل از من و روحيات من آگاه شود و دليل آن هم نوشتار بدون سانسور و صراحت من است.
چرا به اين حد بر صراحت مطالب وبلاگتان تاكيد داريد؟
از قديم ميگفتند ارائه بليت نشانه شخصيت شماست و من ميگويم وبلاگ هر فرد نشانه شخصيت او است. اگر صادقانه در وبلاگ مطالبي درج شود، نشاندهنده اين است كه فرد نويسنده در جامعه هم آدم صادقي است. من شخصا انساني صريح هستم البته شايد برخي اين خصلت بنده را منفي تلقي كنند اما صريح و صادقانه نوشتن را به محافظه كاري و مصلحت انديشي ترجيح ميدهم.
براي من همواره اين سوال مطرح بوده كه چرا كميته فيلترينگ با مطالب شما برخورد نميكند. خودتان هم قبول داريد كه برخي مطلب وبلاگتان تند نگاشته شده است؟
من قبول دارم برخي مطالب تند است اما بايد در نظر داشت كه تند نوشتن با توهين تفاوت دارد. من به بالاترين شخصيت اجرايي كشور انتقادات صريح ميكنم اما صراحت با توهين فرق دارد. من هيچگاه حرفي را نمينويسم كه به ضرر منافع مردم و نظام باشد. اگر كميته فيلترينگ بخواهد تذكر يا برخوردي با بنده داشته باشد، مطالب منبر نت شامل هيچ يك از جرايم نميشود زيرا نه به نشر اكاذيب پرداختهايم و نه به كسي توهين كرده ايم پس چرا بايد با ما برخورد شود؟ البته نبايد از ارادههايي غافل بود كه درصدد فيلتر منبرنت بودهاند اما بهانهاي پيدا نكردند.
بيشترين بازديد كننده از منبر نت چه رقمي بوده است؟
پربازديد كنندهترين روزها بين ۲ هزار تا ۲ هزار و پانصد مخاطب بوده است. البته مخاطب وبلاگ زياد نيستند و افراد خاصي به منبر نت سر ميزنند. اين افراد ديدگاهها و سابقه بنده را ميدانند يا از فعالان رسانهها هستند. بسياري از سايتها از مطالب منبرنت استفاده ميكنند و مطالب در نشريات به چاپ ميرسد.
آيا در حوزه بحثي هم درباره مطالب وبلاگ شما ميشود و طلاب ديگر به نقد آنها ميپردازند؟
آنهايي كه مرا ميشناسند، درباره مطالب من صحبت ميكنند. اساتيد حوزه هم صحبتهايي دارند و در مورد اينكه مطلبي درست است يا خير نظر ميدهند.
آخرين مطلب وبلاگتان در مورد عزل و نصبها در حوزه است. مسئولان حوزه از اين مطلب گلايه نكردند چون احساس ميشد انتقادي است.
تاكنون مخاطب هيچ مطلبي در منبرنت مديران حوزه نبودند. اگر دانشگاه مشكلي داشته باشد، محل طرح آن رسانه و وبلاگ است اما در مورد حوزه اين طور نيست و ما اصلا انتقاداتمان را به رسانهها نميبريم زيرا نظريه قرباني خواهد شد.اگر نقدي باشد به راحتي با مديران حوزه در ميان ميگذارم. محل نقد حوزه، رسانه نيست چراكه اصل نظريه تلف ميشود.
ظاهرا شما در سايت مقام معظم رهبري هم فعال هستيد
اينطور نيست. در زمان ديدار ايشان با علماي قم دو گزارش حاشيه اين ديدار را نوشتم و در وبلاگ گذاشتم كه سايت رهبري از آنها استفاده كرد و جزو پر خوانندهترين مطلب بخش وبلاگهاي سايت رهبري هم شد. البته لازم است يادآوري كنم كه خودم در اين مراسم حضور نداشتم.
پس چطور حاشيه نوشتيد؟
سايت رهبري فردي را براي حاشيه نوشتن دارد اما ظاهرا اين فرد به دليل عدم آشنايي با علما حاشيه ننوشت. من از طرق مختلف اطلاعات اين ديدار را جمع و گزارش كردم و دوستاني كه در اين مراسم حاضر بودند بعد از خواندن گزارش گفتند كه كل گزارش با واقعيت منطبق است.
نوشته شده در حوزه, رسانه | ۸ پاسخ »
حاشیه های دیدار علما با رهبر
پنجشنبه, مهر ۲۹م, ۱۳۸۹
هرکس با نگاه خود از سفر رهبری مینویسد.عدهای هم سعی میکنند حاشیهها را بنویسند. تا حالا هم اغلب از استقبال در خیابان و حواشی دیدارهای عمومی نوشتهاند. سایت رهبری هم که همان حاشیهنگاریها را کار کرده است.
کنجکاو شدم که چند جلسه رهبر که با علما و بزرگان حوزه برگزار شده، آیا حاشیهنگاری هم داشته یا نه؟ از دو دوستی که در این دیدارها حضور داشتند پرسوجو میکنم. مثل همیشه گلایه میکنند از ناهماهنگی در ثبت این برنامهها و …
به هرحال از این دو دوست و چند نفر از علمایی که در این چند جلسه حضور داشتند میپرسم چه خبر؟ مطالبی را میگویند که برای آنها بسیار عادی است، اما برای من با نگاه روزنامهنگاری و وبلاگی محشر است!
- جلسات بعد از نماز مغرب و عشاء علمائیتر از جلسات بعد از نماز ظهر است. به هر حال علما به بعد از نماز عشاء عادت دارند و نمیشود از استراحت قیلوله گذشت.
- جلسات علمائی بعد از نماز که اصطلاحا «گعدههای طلبگی» گفته میشود به قدری سنگین و پرحاشیه است که چند نفر حاضر برای ثبت آنها جا میمانند، بخصوص که برخی از آنها جوان تهرانی باشند و هرچقدر هم پز حرفهای بودن را بدهند در این یک مورد کم میآورند.
- دو ساعت زمان خوبی است برای گعدهی طلبگی بین رهبر و علمای حوزه. از احوالپرسی گرفته تا پرسوجو از درس و بحث و تالیفات.عدهای کتاب تازه خود را هدیه میدهند و برخی از وضع تدریس خود میگویند. برخی دیگر هم که دیگر کهولت سن اجازه تدریس و تالیف نمیدهد با رهبر از گذشته خود صحبت میکنند.
- ساعتی از جلسه که میگذرد به ذهن خطور میکند که اصلا این دیدار ِ رهبر بود با دیگران یا آیت الله سیدعلی خامنهای با دوستان قدیمی خود؟ رهبری به قدری با علما به احترام و تکریم برخورد میکند که فراموش میکنیم آن که که در راس نشسته رهبر است.
- دیدار بسیار خودمانی و صمیمی برخی از علما و مراجع با رهبری مورد توجه همه حاظران است.آیت الله جوادی آملی کنار رهبری می نشیند و چند جمله ای رد و بدل می شود و تبسم خنده گونه آیت الله جوادی نظر همه را جلب می کند. دوستان خبرنگار بیشتر از همه کنجکاو می شوند که چه جملاتی بین رهبر و آیت الله جوادی رد و بدل شد؟
- برخی از بزرگان که چهره رسانهای هم ندارند، به دیدار رهبری میآیند. همکاران حاضر از گرم گرفتن رهبری متوجه جایگاه افراد میشوند و از دیگران به آرامی و اشاره میپرسند: «ایشان کی بودند؟» باخودم فکر میکردم کاش نرمافزاری تهیه میکردیم که با گرفتن تصاویر افراد به هنگام ورود، بلافاصله بیوگرافی آنها را میداد تا همکاران ژورنالیست و بقیه اینگونه کم نیاورند.
- حجتالاسلام سیدجواد شهرستانی -داماد و رئیس دفتر آیت الله العظمی سیستانی- با دو پسر نوجوانش خدمت رهبری میرسند. پدر، فرزندان خود را که معرفی میکند همه به ذهنشان میرسد که این دو نوه آیتاللهالعظمی سیستانی هم هستند. یکی از آنها که زرنگتر است چفیه رهبری را میگیرد.این ماجرای گرفتن چفیه رهبری به دانشجوها و بسیجیها خلاصه نمیشود. بیت آیتاللهالعظمی سیستانی هم چفیه آقا را با خود میبرند.
- بعد از ده سال، رهبری به قم آمدهاند و طلاب جوان در حسرت یک برنامه عمامهگذاری. این وسط نوه مرحوم آیتالله شهید سعیدی از پارتی پدر استفاده میکند و عمامه مشکی به دستمیرود پیش رهبر و ایشان هم با دعا و تفقدی، نوه شهید سعیدی را معمم میکنند. هزاران طلبه جوان مانده اند با حسرتشان.
نوشته شده در دين, رسانه | ۱۳ پاسخ »
گفتوگو با آيتالله
یکشنبه, مهر ۱۸م, ۱۳۸۹
چندي قبل نشريه پنجره پيگير انتشار پروندهاي درباره جامعه مدرسين حوزه علميه قم بود كه به نظر كار نو و مغفولي است.تااينكه هفته قبل به صورت فشرده پيگيريهاي اين كار انجام شد و چند مصاحبه با رئيس،معاون جامعه و نظام و مديرسياسي آن انجام شد.
من هم در اين سه گفتوگو حضور داشتم كه اتفاقا دو سوالم از آيت الله يزدي به مهمترين بخش گفتوگو تبديل شد. آقاي بيات از آيت الله يزدي درباره اختلاف نظرشان با آقاي هاشمي پرسيد كه بعد از توضيح ايشان من پرسيدم:«آيا تاكنون اين نظرات را به صورت صريح و حضوري با آقاي هاشمي مطرح كردهايد»؟ و سوال بعديام درباره درخواست وقت ملاقات از سوي آقاي مشائي بود.
براي اين پرونده هم مطلبي درباره سابقه و عملكرد جامعه مدرسين داشتم كه در صورت قرارگرفتن در سايت مجله لينكش را مي گذارم. متن یادداشت من
در مجموع اگرچه اين پرونده كار اتفاق خوبي بود اما متاسفانه به دلايلي بايد گفت ناقص از آب درآمد و بسيار بهتر از اين ميتوانست باشد.تحت الشعاع قرار گرفتن كليت جامعه مدرسين بخاطر تيتر شدن دو مسئلهاي كه دربالا نوشتم هم از ديگر ايراداتش است.
نوشته شده در رسانه, سياست | ۹ پاسخ »
وقتي روزآنلاين مخاطب را درازگوش فرض ميكند
سه شنبه, شهریور ۲م, ۱۳۸۹
درسايتهاي خبري مشروح گفتوگوي + يكي از خبرنگاران «روزآنلاين» با مهدي كوچكزاده نماينده مجلس شوراي اسلامي منتشر شد.آنگونه كه ظاهر گفت و گو نشان مي دهد خانم فرشته قاضي به عنوان «يك خبرنگار» و با تاكيد به «لزوم رفتار محترمانه از سوي كوچكزاده» مصاحبه را انچام داده است و در پايان به اين نتيجه ميرسد كه كوچكزاده با رفتاري «غيرمنطقي» و «خشن» با خانم خبرنگار رفتار كردهاست.
پيش ازآنكه به تحليل اين جريان بپردازم نمونه كاملا شبيه به اين جريان كه براي من هم پيش آمده است را در اينجا ميآوردم و سپس به تحليل ماجرا بپردازيم.
پس از انتشار مطلبي در وبلاگم در خصوص شركت در تجمع اعتراضآميز عليه آقاي كروبي در قم، خانم فرن تقيزاده و آقاي آرش سيگارچي از بيبيسي و راديوفردا در ايميلي از من خواستند تا در مصاحبهاي در اين خصوص شركت كنم كه پاسخ من به هر دو يك شكل بود(استفاده از ادبيات پنجاه و هفتي كاملا با آگاهي صورت گرفته):
بسم الله الرحمن الرحیم
از آنجائیکه من بی بی سی (وراديوفردا)را ابزار دولت انگلیس برای مقابله با نظام جمهوری اسلامی ایران می دانم لذا هرگونه ارتباط یا مصاحبه با این رسانه را شرعا برای خود حرام میدانم.
به کوری چشم دشمنان نظام جمهوری اسلامی ایران . مرگ بر آمریکا. مرگ بر وطن فروشان پناه برده به دشمن
احمد نجمی
خب،رفتار بنده و آقاي كوچكزاده با درخواست مصاحبه تقريبا به يك شكل بوده و حال ببينيم چرا چنين رفتاري؟
بدون هيچ مقدمهاي خيلي رك و صريح عرض كنم كه ديگر زمان تحير و خودباختگي مسئولان و مردم در مواجهه با رسانهها و اصطلاحا چشمآبيها گذشته و متحير هستم كه چگونه سايت روزآنلاين هنوز اين موضوع را متوجه نشده است؟
البته اين دشمني از سوي آنها كاملا طبيعي است و يك نگاه روشنفكري ميگويد آنها حق طبيعي خود ميدانند كه با نظام جمهوري اسلامي ايران مقابله كنند،اما سوال اصلي اينجاست كه خانم قاضي يا فعالان اين رسانهها با چه تحليلي طرف خود را درازگوش فرض كرده و ژست بيطرفي ميگيرند؟ وقتي اين رسانهها حق خود ميدانند كه با پستترين روشهاي غيراخلاقي و در قالب بسيار با كلاس ژورناليستي بدترين دروغها و توهينها را به نظام و مردم ايران روا دارند، چگونه از طرف مقابل انتظار رعايت اخلاق و ادب را دارند؟!اين جماعت در سانههاي خود ماهها پس از ايام انتخابات روشهاي اغتشاش را تبليغ مي كردند.حال چگونه انتظار دارند طرف مقابل با رعايت احترام با آنها سخن بگويد؟
خانم قاضي و ديگر فعالان رسانهاي!
همانگونه كه رك گفتم ديگر زمان خودباختگي در قبال بيبيسي و سيانان گذشته و در تعبيري بهتر ژست رعايت اخلاق از سوي شما هم براي هيچ كس باور پذير نيست.پس خواهشا پيش از آنكه رعايت ادب و احترام را به مخاطب خود متذكر شويد، نگاهي به توهينها و دروغها و هتاكيهاي رسانههاي خود البته در قالبي بسيار شيك داشته باشيد.
گويا اين خبرنگاران تازه به فرنگ رفته از گردونه اطلاعات عقب هستند و نميداند روش به استحمار كشاندن مردم به وسيله رسانهها از نوع مايكل جكسوني ديگر رنگ باخته!
عملكرد اين جماعت در يك سال گذشته نشان داد كه منطق در برخورد با مخالف بيارزشترين ابزار است و كافي است سرسوزني با نظر انها مخالف باشي تا آماج فحاشيها و ركيكترين تعابير آنها قرار گيري!
البته تاكنون چندين بار اين بحث پيش آمده و اين ايراد مطرح شده است كه چرا امام خميني با رسانههاي بيگانه يا بيبيسي مصاحبه داشتهاند؟
پاسخ اينكه امام خميني(ره) با رسانههاي مختلفي مصاحبه داشتهاند كه اغلب آنها موضع تخريبي مانند رفتار امروزي«روزآنلاين» با جمهوري اسلامي ايران را نداشتهاند.ايشان سه مصاحبه با بيبيسي داشتهاند(آنگونه كه در كتاب مصاحبههاي امامخميني آمده است) و هر سه اين موارد به پيش از انقلاب مربوط ميشود و در آن ايام اين رسانههاي حالت بيطرفي نسبت به انقلاب ايران داشتند و درواقع نظارهگر بودند كه چه اتفاقي خواهد افتاد.ا گر امام خميني امروز زنده بودند و حمايت رسمي بيبيسي از دشمنان نظام را ميديدند مطمئنا موضع تندتري از مسئولان فعلي وزارت ارشاد نسبت به فعاليت رسانههاي بيگانه در كشور ميداشتند.چراكه معتقد بودند:« .. وقتي ما ديديم كه در يك روزنامه اي از يك اشخاصي مطالب نوشته مي شود كه اينها عمال اجانب هستند و مي خواهند مملكت ما را باز به خرابي بكشانند، از آن طرف مقالاتي و مطالبي كه راجع به مسائل نهضت است، راجع به مسايل اسلام است ، يا تحريف مي شود يا نوشته نمي شود ، اينطور مطبوعات را نمي توانيم برايش احترام قائل بشويم . براي مطبوعاتي ما احترام قائل هستيم كه بفهمد آزادي بيان و آزادي قلم يعني چه …»(صحيفه امام همان ، ج ۶ ، ص ۱۹۲)
درواقع نوع رفتار آقاي كوچكزاده و بنده با درخواست مصاحبه اين افراد دقيقا مطابق نظر امام خميني و ائمه معصومين عليهمالسلام بوده كه فرمودند:«التكبر مع المتكبر عبادة» و قال على عليه السلام : «التكبر على المتكبرين هو التواضع بعينه »تكبر كردن با افراد متكبر، خود عين تواضع است (شرح ابن ابى الحديد، ج ۲۰، كلمه ۴۱۰، ص ۲۹۸.)
نوشته شده در رسانه, سياست | ۲۶ پاسخ »
درسی که از تاریخ میآموزیم
یکشنبه, خرداد ۹م, ۱۳۸۹مدتی غرق مطالعه روزنامههای اوایل انقلاب شدهام.اطلاعات بسیار گرانبهای آن یقینا بصیرت انسان را بالا می برد.
بدون هیچ توضیحی فقط چند تکه روزنامه جهت مطالعه اینجا قرار می دهم:
![]()

مهاجرانی:تظاهرات خیابانی که گروهها دارند پایه گذاری می کنند در واقع زیرسوال کشاندن مشروعیت رژیم جمهوری اسلامی است و اینها می خواهند وانمود کنند که اینجا شکنجه است،اختناق هست و آزادی نیست و طبیعی است بزرگ جلوه دادن تظاهرات خیابانی اینها و تحسین و تمجید از آنها بوسیله خبرگزاریی جهانی که سر در آخور ابرقدرتها دارند نشان دهنده آن است که این گروهها چه آمریکائی باشند یا نباشند حرکتی را دنبال می کنند که متناسب است با منافع دشمنان ما چه وابسته مستقیم باشند و چه نباشند.
وی در ادامه سخنانش افزود:عده ای معتقدند که نسبت به جمهوی اسلامی دشمن نیستند و مقداری اشکالات سیاسی دارند ما معتقدیم که این امکان به انها داده شود تا حرف های خود را بزنند و آن هاله ای از تقدس و الهیت را که اینها برای خود درست کرده اند چهرهایشان را به مردم نشان دهیم.گاهی اوقات چقدر کم عمق و بی اطلاع از مسائل هستند .

![]()
حجت الاسلام کروبی:من معتقدم که دادگاههای انقلاب وظیفه انقلابی دارند که در برابر ضدانقلاب بایستند و به عنوان نماینده امام در بنیاد شهید و به عنوان کسی که آشنائی نزدیک خانواده شهدا و جانباران انقلاب دارد، اعلام می کنم که از آنها که برای اعدامیها و کسانی که با وسایل جنگی و کوکتل مولوتوف به جان مردم می افتند، اشک تمساح می ریزند می خواهیم بیایند و خانواده شهدا و هزاران جوان دست و پا قطع شده را که در راه حق همه چیز خود را از دست داده اند ببینند.جوانانی که نخاعشان قطع شده و تا آخر عمر فلج می مانند.
کودکان پدر از دست داده و زنان بی شوهر را آنان نشان می دهیم.من از اینها می پرسم اگر قاطعانه از انقلاب دفاع نکنیم پس چه کسی از حق اینان دفاع می کند؟
آیا اینان از خود سوال کرده اند که اگر این افراد پلید به مقاصد خود برسند جوابگوی این کودکان، این جانبازان که خالصانه همه چیز خود را در راه انقلاب داده اند چه کسی می تواند باشد؟عدم قاطعیت در برابر ضدانقلاب ضایع کردن حق اینان است.هرکه می خواهد دل بسوزاد برای اینها دل بسوزاند.این دل سوختن تقوا نیست….

همسر بنی صدر در بنزضدگلوله در حال رهبری مجاهدین و مهاجمین دستگیر شد
هادی غفاری گفت:دیروز رهبری عملیات را در خیابان مصدق خانم بنی صدر در اتومبیل ضدگلوله دولت در دست داشت.وی با یک اتومبیل ضدگلوله که تحویل رئیس جمهوری شده بود شعارهائی به نف بنی صدر پخش می کرد.
غفاری همچنین گفت: عده ای از هوادارن بنی صدر فریاد می زدند درود بر بنی صدر فرمانده کل قوا و همسر بنی صدر نیز برای آنها ابراز احساسات می کرد.

![]()
زهرارهنورد:
سوال: خط امپریالیسم برای از بین بردن انقلاب پس از پیروزی ۲۲ بهمن برچه محورهائی استوار بود وراه مقابله با آن چیست؟
جواب: این محورها عمدتا اینها هستند :۱- شکاف و تفرقه در میان مردم۲- شکاف و تفرقه در ساختار قدرت(حکومت) ۳- تقویت جناح غرب زده میانه رو(اعم از ملی و مذهبی و ..) ۴- اختلافات قومی و مذهبی ۵- تشدید رنج ها و مسائل اقتصادی …۶- جلوگیری از تعمیق ارزشها و تحولات معنوی و فرهنگی ۷- منزوی کردن خط آشتی ناپذیر و ربانی و الهی امام خمینی ۸- حملات نظامی در مرزها،کودتا و..
میرحسین موسوی:
همه ما به مدت زیاد در معرض تشعشع امواج مسموم نظام سابق زندگی کرده ایم و در جان و روان خود از آن فضا تاثیر پذیرفته ایم.همین رسوبات باقی مانده در وجود ما وسیله ای برای کار افتادن وسوسه های امپریالیسم است به شکلی که آگاهانه و ناآگاهانه جاده صاف کی برای رجعت امپریالیسم به کشورمان گردیم.
مثلا آنکس که براساس خودمحوری «خویشتن» را محور برای سنجش خوب و بد و حقانیت و عدم حقانیت قرار می دهد در حقیقت پلی است برای برگشت آمریکا به جمهوری اسلامی .مگر می توان کیش شخصیت داشت و بازیچه ای برای شیطان بزرگ نگردید؟مگر می توان ولعی برای جاه و مقام و پول وشهرت داشت و بازیچه ای برای شیاطین بزرگ و کوچک نشد؟البته من نمی خواهم از واقعیتهای عینی جامعه خودمان چشم پوشی کنم ….
در همین زمینه:آیت الله صانعی به روایت اسناد
نوشته شده در رسانه, سياست | ۱۳ پاسخ »
نامهای به سردبیر تایم
شنبه, فروردین ۲۸م, ۱۳۸۹جناب آقای ریچارد استنگل
سردبیر محترم مجله تایم
سلام
ابتکار مجله شما در معرفی چهرههای سال همواره مورد توجه بسیاری از مخاطبان و اهالی فرهنگ و سیاست بودهاست.امسال نیز طبق روال سالهای گذشته این اقدام براساس روند تعریف شده آغاز شد.
در بین لیست اولیه نام سهتن از فعالان سیاسی ایران نیز به چشم میخورد.باتوجه به این موضوع بیان چند نکته ضروری به نظر میرسد.
۱- واکنش عجیب شما به هنگام مشاهده ارتقای ناگهانی و چند روزه یکی از کاندیداها از رتبه ۱۶۰ به رتبه نخست را کاملا درک میکنم.شاید تاکنون با چنین اتفاقی مواجه نشدهاید و طبیعی است در همان لحظه نخست مطمئن شدهباشید که به صورت غیر عادی یا بهتر بگوئیم غیراخلاقی و در یک کلام تقلب، این اتفاق افتاده است.
جهت اطلاع عرض کنم که مردم هوشمند و باشرافت ایران هیچ گاه چنین کاری را انجام نداده اند.متاسفانه جمع بسیار کوچکی در اینترنت وجود دارد که خود را عقل کل دانسته و بارها و بارها آبروی کشور عزیزمان را بردهاند.لابد در کشور شما هم چنین گروه هائی وجود دارد که شما با نگاه مریض یا مجرمانه به آنها نگاه می کنید.!
۲- با کمال شرمندگی از شما و همه اعضا و حتی بازدیدکنندگان صفحه نظرسنجی تایم بخاطر الفاظ بسیار رکیک و دور از ادب همان گروه اندک عذرخواهی میکنم.بههرحال مجبوریم تاوان این هموطنان را پس دهیم.این گروه در بقیه سایتهای اینترنتی و حتی شبکههای اجتماعی رکیکترین فحاشیها را نسبت به هرکسی که مخالف نظرشان است روا داشتهاند و آبروی کشور عزیزمان را بردهاند.به اعتقاد بسیاری از روانشناسان این کارها نتیجه …
۳- در روزهای آینده شما درباره انتخاب چهره برتر سال تصمیم خواهید گرفت.اگرچه تنها یکی از مولفههای انتخاب، نتیجه نظرسنجی اینترنتی است و سایر معیارها هم وجود دارد.جهت اطلاع عرض کنم درصوتی که شخص مورد حمایت این گروه انتخاب نشود در قالب پیامهای اینترنتی خواهر و مادرشما و هرآنکسی که به نوعی با مجله تایم ارتباط دارد …… خواهد شد.حتی ممکن است سابقه دهها ساله این مجله زیرسوال رفته و همه مطالب منتشر شده این مجله دروغ نامیده شود.
من به عنوان یک ایرانی نسبت به همه اتفاقات بدی که در این چند روز در سایت شما توسط این عده پیش آمده و اتفاقاتی که ممکن است در آینده رخ دهد عذر میخواهم.
باتشکر
احمد نجمی
یک ایرانی
نوشته شده در رسانه, سياست | ۳۴ پاسخ »
بهیاد تورجان
شنبه, بهمن ۱۰م, ۱۳۸۸
امروز صبح خبردار شدم که علیاشرف فتحی (وبلاگ تورجان) بازداشت شد.بازداشت او شب گذشته و پس از مراسم چهلم آیتالله منتظری روی داد. فتحی در دادگاه ویژه روحانیت است و امیدوارم روند رسیدگی به پرونده او به سرعت و بدون مشکل طی شود.
فتحی یکی از طلاب با استعداد در عرصه رسانه، پژوهش و نگارش است که وبلاگ او در مدت زمان کمی مورد توجه و استقبال طیفهای مختلف فکری قرار گرفت. برای فهمیدن اهمیت این وبلاگ همین اندازه بس که در نتیجه جستجوی هر عبارت مربوط به مسائل حوزوی توسط موتورهای جستجو، ببینید وبلاگ تورجان در همان صفحه نخست قرار گرفته است.
با فتحی و یار و دوست وفادارش از حدود دو سال پیش دوست هستم و حتی چند ماه همکار.نکته جالب اینجاست که از نظر سیاسی کاملا در جبهه فکری مقابل همدیگر هستیم، اما دوستیمان پابرجاست.
مسئله بازداشت فتحی امروز به شدت ذهنم را درگیر خودش کرده است.
به نظر شما چرا باید فتحی و هزاران نفر دیگری که در عرصههای سیاسی، فرهنگی و رسانه ای و حتی اقتصادی مشغول به کار بودند و هر روز هم در کارشان پیشرفت می کردند هم اینک باید در مقابل بازجو بنشینند و تا سالها طعم تلخ زندان را در خاطر داشته باشند؟
آیا این اولین باری بود که در کشور ما انتخابات ریاست جمهوری برگزار میشد و منجر به شکست یک جبهه شد؟ یقینا در طی سی سال گذشته بارها و بارها جناحهای مختلف علیرغم تصورشان در انتخابات شکست خوردند و حتی با اعتقاد کامل به تقلب، به قانون احترام گذاشتند.
خیلی صریح بگویم، فتحی و فتحیها امروز اسیر خودخواهیها، ناپختگیهای سیاسی و اشتباهات جبرانناشدنی کروبی و موسوی هستند. فراموش نمیکنم فتحی ناطقنوری را بر بسیاری از سیاسیون ترجیح میداد. سال گذشته معتقد بود حتی موسوی بسیار دیکتاتور و یک دنده است. اما بخاطر جریان انتخابات و انتقاد شدید از عملکرد احمدی نژاد به خط سبز پیوست و اسیر این گرداب شد.
حالا مادر فتحی، همان کسی که سالهای سال در فراق همسر شهیدش، فرزندش را بزرگ کرده و با هزار امید و آروز علی اشرف را هر روز روانه درس و حوزه می کرده است، باید این شبها گریه و زاری کند. کاش یکی بود که به مادر فتحی میگفت مسئول اصلی این همه مشکلات نفهمی و یکدندگی کسیاست به نام «میرحسین موسوی».
خوشبختانه سیدمرتضی ابطحی، دوست خوب علیاشرف پیگیر کارهایش است و امیدوارم مشکل خاصی برای او پیش نیاید.
در یادداشت قبلیام به هزاران نفر از نخبگانی اشاره کرده بودم که بخاطر صدها و صدها کار اشتباه احمدی نژاد از او منزجر شده بودند و حالا در صف اول طرف مقابل قرار گرفتهاند.فتحی یک نمونه از اینهزاران است.
در همین زمینه: برگی از ژورنالیسم حوزوی (معرفی وبلاگ تورجان)
نوشته شده در رسانه, سياست | ۷۹ پاسخ »
شخصيتشناسي فعالان جريان سبز
جمعه, آذر ۲۷م, ۱۳۸۸در ابتداي يادداشت تاكيد ميكنم كاملا واضح است منظور از «فعالان جريان سبز» آنهائي هستند كه پس از گذشت چندماه از انتخابات، خود را تابع قانون ندانسته و به بهانههاي مختلف در پوشش حمايت از ميرحسين موسوي و كروبي فضاي جامعه و شهري را به تشنج ميكشند. چه بسيار از سيزده ميليون رايدهنده به ميرحسن موسوي كه دلايل مختلفي هم براي راي خود داشتند پس از انتخابات متوجه فضاي جامعه شده و عليرغم انتقاداتي كه به دولت و رقباي انتخاباتي داشتند، با تبعيت از قانون به زندگي طبيعي خود ادامه ميدهند.
براي شناختن شخصيت و تفكر واقعي فعالان فعلي جريان سبز به سايت بالاترين ميرويم.سايتي كه مي توان با بررسي نظرات، لينكهاي ارسالي و رايهاي داده شده به راحتي به تمايلات فكري و شخصيت واقعي كاربران دست يافت. خيلي ساده يكي از اين كاربران را انتخاب ميكنيم.البته اغلب كاربران فعلي اين سايت كه در ظاهر عضو حركت سبز و حامي ميرحسين موسوي و كروبي هستند چنين وضعيتي دارند.اگر حوصله بكنيد و علايق و نظرات و امتيازدهي اين جماعت را نگاهي گذار بكنيد نتيجه مشخص و يكساني را خواهيد گرفت.
نام كاربر : blondi
اين كاربر در دويست لينك ارسالي طي يكسال گذشته موضوعات مختلفي از جمله تصاوير مبتذل ، يادداشتهاي وبلاگي عليه نظام و شخصيتهاي مختلف را در پرونده خود دارد كه به راحتي براي همه قابل ديدن است.البته در ذيل بسياري از لينكهاي سكسي هم نام او به عنوان راي دهنده مثبت ديده ميشود. به چند نمونه از لينكهاي ارسالي اين كاربر كه در برخي موارد يادداشت هاي وبلاگي خود اوست توجه كنيد:
- چرا برای حسین عزاداری میکنیم! : چرا برای دو مرد عرب که برای رسیدن به قدرت قرنها پیش با هم جنگیدن ما باید اینگونه بی فرهنگ وار بر سرو مغز خویش بزنیم ! کدام خون ! کدام پیروزی خون بر شمشیر! کدام ازادی وازادگی! کدام مظلوم ! ایا می دانید صفویان این بساط رو راه انداختند و تا قبل از او در ایران چنین حماقت بازاری نبود !
- پرزیدنت بوش همیشه در قلب منی ! من شرم سارم : به یاد دارم دو سال پیش وقتی در ابوظبی بودید در اون سالن سخنرانی که سران عرب بودنند و درو دیوار پر بود از شعار نام مجهول ع … شما با وجود اینکه میهمان بودیید بارها نام خلیج فارس رو بدرستی اوردید مثل همیشه ! در حالی که همه سران عرب منتظر غیر از این بودنند ! شما و مردم خوب امریکا همیشه در قلب من هستید من و نسل من راه ازادی و دمکراسی رو در پیش گرفتیم با همه سختیها ولی ایمان داریم که می رسیم و می رسیم .
و در آخرين مورد، اين كاربر در وبلاگ شخصي خود نوشته است:« اگه قطارسبز مقصدش ایستگاه خمینی هستش من همین الان پیاده شم!» و اين لينك در سايت بالاترين تنها پس از چند ساعت ۲۳۰ راي مثبت به دست آورده است.
به هرحال نظرات هر فرد براي خود او طبيعي است و اين فرد ميتواند در هرجا نظرات خود را بيان كند.اما مسئله مهم اين است كه فعلا تشويقكنندگان دانشجويان و مردم ايران به مقاومت و اعتراضات خياباني چنين افرادي هستند كه از آن سوي مرزها براي نظام خطونشان مي كشند.البته اين هم از جهاتي شايد طبيعي به نظر برسد.
اما غيرطبيعي ترين قسمت ماجرا حمايت اين فرد از موسوي و در درجه بسيار بالاتر جناب كروبي است. به نظر شما اين فرد با چنين شخصيت و تفكراتي چرا بايد از يك روحاني و فردي كه ادعاي انقلابي بودن و نزديك بودن به امام راحل را داشته چنين حمايتهائي بكند؟ اين كاربر در يك يادداشت دو خطي مي نويسد:« اقای کروبی! ما مردم ایران فرزندان کورش بزرگ هم تا اخر پشت سرت هستیم»
چه وجه مشتركي بين حامي و حمايتشونده وجود دارد؟
آيا ميتوان كساني را كه ذره اي اسلام، انقلاب و حتي ابتدائيترين هنجارهاي اخلاقي را قبول ندارند، به عنوان يك جريان سياسي قابل احترام دانست؟
آيا جناب كروبي و موسوي همچنان مطمئن هستند كه تجمعكنندگان اين روزها در خيابانها شعارهاي انتخاباتي و اعتقادات سياسي و فكري آنان را قبول دارند؟ ياد ادعاهاي موسوي و كروبي در احياي انقلاب و آرمانهاي واقعي امام بخير!
نوشته شده در رسانه, سياست | ۹۳ پاسخ »
وبلاگ نويسي بين عرفات و مشعر
پنجشنبه, آذر ۵م, ۱۳۸۸يكي از خاطرهانگيزترين ساعات هر مسلمان وقوف در صحراي عرفات و دعاي عرفه است.
اين ساعات معنوي امروز عصر به پايان رسيد و همه را در حسرت درك مجددش گذاشت.
الان در اتوبوس هستيم و بين عرفات و مشعر در حال حركت.شايد اين نخستين يادداشت وبلاگي از اين مكان و ساعات باشد.
اگرچه كوتاه اما خواستم يادداشتي از اين ساعات هم داشته باشم.شايد براي سالهاي بعد…
اين مسير ۵ كيلومتري بخاطر ترافيك شديد در ساعتها به طول ميانجامد.قعلا كه حركت ما سانتيمتري است.
در اتوبوس نشستهام و به خود و خيلي چيزها فكر ميكنم.
در همين زمينه:
يادداشت نويسي از عرفات در سايه تكنولوژي
نوشته شده در دين, رسانه | ۱۱ پاسخ »
وبلاگ نويسي از عرفه در سايه تكنولوژي
پنجشنبه, آذر ۵م, ۱۳۸۸
تا همين چند سال پيش كمتر كسي تصور ميكرد از صحراي عرفه كه توقفگاه نيمروزه حجاج است و بدون هيچ امكاناتي براي عموم زائران، بتوان با اينترنت ۷مگابايتي و با كمترين هزينه به اينترنت وصل شد، و وبلاگ نويسي كرد.
بله.در سايه تكنولوژي كه در اينسالها شتاب شگفتانگيزي گرفته اين امكان ميسر شده است.يك فلشي كه سيم كارت مي خورد و تنها با ۱۰۰ ريال سعودي (۲۷هزار تومان) ميتوان از هرجاي عربستان به اينترنت وصل شد.امكاني كه متاسفانه براي كشورمان فعلا يك رويا محسوب مي شود.
پس با بهره گيري از اين امكانات چند خطي مي نويسم:
اينجا عرفه، صحرائي كه دلهاي منتظران و چشمهاي اشكبار سالهاي سال انتظار آن را مي كشند .
دستان لرزانم را به آسمان بلند میکنم. سرم را در آسمان میچرخانم. جز نور نمیبینم.فریاد میزنم و پژواک صدایم را نمیشنوم. چشمه چشمه اشتیاق از چشمانم جاری میشود. زمین میچرخد، آسمان میچرخد و من… من که تو را سالهاست در طوافم و تو ای قبلهگاه راستین من که «یا مَن هو اَقربُ إِلیّ من حَبلِ الوَرید»ی، چگونه خویش را از تو دور ببینم؟!خود را از بیابانهای غفلت، به سوی سرزمین نور میکشم؛ به مکانی که بهترین بندگان، در این روز پرالتهاب، تو را میخوانند. صدای عشق میآید.
الهی!
چگونه به درگاه تو روی آورم، وقتی خویش را آلوده پستترین عصیانها میبینم و در توشه عملم جز زشتی و سیاهی نیندوختهام؟سجاده ام را بیاورید! میخواهم پرواز کنم تا ملکوت. میخواهم بال بگشایم در باغستانهای سبز دعا.میخواهم دل بسپارم به دریای لایتناهیِ لطف حق.وقت تنگ است؛ ثانیهها، شتابناک در گذرند.
پينوشت:ساعت ۸ صبح است.همه عوامل براي برگزاري مراسم برائت از مشركين در تلاش هستند.انشاء الله به هنگام دعاي عرفه دعاگوي همه دوستان خواهم بود.
در همين زمينه:
نگاهي متفاوت به دعاي عرفه
