بایگانی برای‘رسانه’ دسته

به‌یاد تورجان

شنبه, بهمن ۱۰م, ۱۳۸۸

امروز صبح خبردار شدم که علی‌اشرف فتحی (وبلاگ تورجان) بازداشت شد.بازداشت او شب گذشته و پس از مراسم چهلم آیت‌الله منتظری روی داد. فتحی در دادگاه ویژه روحانیت است و امیدوارم روند رسیدگی به پرونده او به سرعت و بدون مشکل طی شود.
فتحی یکی از طلاب با استعداد در عرصه رسانه، پژوهش و نگارش است که وبلاگ او در مدت زمان کمی مورد توجه و استقبال طیف‌های مختلف فکری قرار گرفت. برای فهمیدن اهمیت این وبلاگ همین اندازه بس که در نتیجه  جستجوی هر عبارت مربوط به مسائل حوزوی توسط موتورهای جستجو، ببینید وبلاگ تورجان در همان صفحه نخست قرار گرفته است.
با فتحی و یار و دوست وفادارش از حدود دو سال پیش دوست هستم و حتی چند ماه همکار.نکته جالب اینجاست که از نظر سیاسی کاملا در جبهه فکری مقابل همدیگر هستیم، اما دوستی‌مان پابرجاست.
مسئله بازداشت فتحی امروز به شدت ذهنم را درگیر خودش کرده است.
به نظر شما چرا باید فتحی و هزاران نفر دیگری که در عرصه‌های سیاسی، فرهنگی و رسانه ای و حتی اقتصادی مشغول به کار بودند و هر روز هم در کارشان پیشرفت می کردند هم اینک باید در مقابل بازجو بنشینند و تا سالها طعم تلخ زندان را در خاطر داشته باشند؟
آیا این اولین باری بود که در کشور ما انتخابات ریاست جمهوری برگزار می‌شد و منجر به شکست یک جبهه شد؟ یقینا در طی سی سال گذشته بارها و بارها جناح‌های مختلف علیرغم تصورشان در انتخابات شکست خوردند و حتی با اعتقاد کامل به تقلب، به قانون احترام گذاشتند.
خیلی صریح بگویم، فتحی و فتحی‌ها امروز اسیر خودخواهی‌ها، ناپختگی‌های سیاسی و اشتباهات جبران‌ناشدنی کروبی و موسوی هستند. فراموش نمی‌کنم فتحی ناطق‌نوری را بر بسیاری از سیاسیون ترجیح می‌داد. سال گذشته معتقد بود حتی موسوی بسیار دیکتاتور و یک دنده است. اما بخاطر جریان انتخابات و انتقاد شدید از عملکرد احمدی نژاد به خط سبز پیوست و اسیر این گرداب شد.
حالا مادر فتحی، همان کسی که سال‌های سال در فراق همسر شهیدش، فرزندش را بزرگ کرده و با هزار امید و آروز علی اشرف را هر روز روانه درس و حوزه می کرده است، باید این شب‌ها گریه و زاری کند. کاش یکی بود که به مادر فتحی می‌گفت مسئول اصلی این همه مشکلات نفهمی و یک‌دندگی کسی‌است به نام «میرحسین موسوی».
خوشبختانه سیدمرتضی ابطحی، دوست خوب علی‌اشرف پیگیر کارهایش است و امیدوارم مشکل خاصی برای او پیش نیاید.
در یادداشت قبلی‌ام به هزاران نفر از نخبگانی اشاره کرده بودم که بخاطر صدها و صدها کار اشتباه احمدی نژاد از او منزجر شده بودند و حالا در صف اول طرف مقابل قرار گرفته‌اند.فتحی یک نمونه از این‌هزاران است.

در همین زمینه: برگی از ژورنالیسم حوزوی (معرفی وبلاگ تورجان)

نوشته شده در رسانه, سياست | ۶۸ پاسخ »

شخصيت‌شناسي فعالان جريان سبز

جمعه, آذر ۲۷م, ۱۳۸۸

در ابتداي يادداشت تاكيد مي‌كنم كاملا واضح است منظور از «فعالان جريان سبز» آنهائي هستند كه پس از گذشت چندماه از انتخابات، خود را تابع قانون ندانسته و به بهانه‌هاي مختلف در پوشش حمايت از ميرحسين موسوي و كروبي فضاي جامعه و شهري را به تشنج مي‌كشند. چه بسيار از سيزده ميليون راي‌دهنده به ميرحسن موسوي كه دلايل مختلفي هم براي راي خود داشتند پس از انتخابات متوجه فضاي جامعه شده و عليرغم انتقاداتي كه به دولت و رقباي انتخاباتي داشتند، با تبعيت از قانون به زندگي طبيعي خود ادامه مي‌دهند.

براي شناختن شخصيت و تفكر واقعي فعالان فعلي جريان سبز به سايت بالاترين مي‌رويم.سايتي كه مي توان با بررسي نظرات، لينك‌هاي ارسالي و راي‌هاي داده شده به راحتي به تمايلات فكري و شخصيت واقعي كاربران دست يافت. خيلي ساده يكي از اين كاربران را انتخاب مي‌كنيم.البته اغلب كاربران فعلي اين سايت كه در ظاهر عضو حركت سبز و حامي ميرحسين موسوي و كروبي هستند چنين وضعيتي دارند.اگر حوصله بكنيد و علايق و نظرات و امتيازدهي اين جماعت را نگاهي گذار بكنيد نتيجه مشخص و يكساني را خواهيد گرفت.
نام كاربر : blondi
اين كاربر در دويست لينك ارسالي طي يك‌سال گذشته موضوعات مختلفي از جمله تصاوير مبتذل ، يادداشت‌هاي وبلاگي عليه نظام و شخصيت‌هاي مختلف را در پرونده خود دارد كه به راحتي براي همه قابل ديدن است.البته در ذيل بسياري از لينك‌هاي سكسي هم نام او به عنوان راي دهنده مثبت ديده مي‌شود. به چند نمونه از لينك‌هاي ارسالي اين كاربر كه در برخي موارد يادداشت هاي وبلاگي خود اوست توجه كنيد:
چرا برای حسین عزاداری میکنیم! : چرا برای دو مرد عرب که برای رسیدن به قدرت قرنها پیش با هم جنگیدن ما باید اینگونه بی فرهنگ وار بر سرو مغز خویش بزنیم ! کدام خون ! کدام پیروزی خون بر شمشیر! کدام ازادی وازادگی! کدام مظلوم ! ایا می دانید صفویان این بساط رو راه انداختند و تا قبل از او در ایران چنین حماقت بازاری نبود !
پرزیدنت بوش همیشه در قلب منی ! من شرم سارم :  به یاد دارم دو سال پیش وقتی در ابوظبی بودید در اون سالن سخنرانی که سران عرب بودنند و درو دیوار پر بود از شعار نام مجهول ع … شما با وجود اینکه میهمان بودیید بارها نام خلیج فارس رو بدرستی اوردید مثل همیشه ! در حالی که همه سران عرب  منتظر غیر از این بودنند ! شما و مردم خوب امریکا همیشه در قلب من هستید من و نسل من راه ازادی و دمکراسی رو در پیش گرفتیم با همه سختیها  ولی ایمان داریم که می رسیم و می رسیم .
 و در آخرين مورد، اين كاربر در وبلاگ شخصي خود نوشته است:« اگه قطارسبز مقصدش ایستگاه خمینی هستش من همین الان پیاده شم!» و اين لينك در سايت بالاترين تنها پس از چند ساعت ۲۳۰ راي مثبت به دست آورده است.
به هرحال نظرات هر فرد براي خود او طبيعي است و اين فرد مي‌تواند در هرجا نظرات خود را بيان كند.اما مسئله مهم اين است كه فعلا تشويق‌كنندگان دانشجويان و مردم ايران به مقاومت و اعتراضات خياباني چنين افرادي هستند كه از آن سوي مرزها براي نظام خط‌ونشان مي كشند.البته اين هم از جهاتي شايد طبيعي به نظر برسد.
اما غيرطبيعي ترين قسمت ماجرا حمايت اين فرد از موسوي و در درجه بسيار بالاتر جناب كروبي است. به نظر شما اين فرد با چنين شخصيت و تفكراتي چرا بايد از يك روحاني و فردي كه ادعاي انقلابي بودن و نزديك بودن به امام راحل را داشته چنين حمايت‌هائي بكند؟ اين كاربر در يك يادداشت دو خطي مي نويسد:« اقای کروبی! ما مردم ایران فرزندان کورش بزرگ هم تا اخر پشت سرت هستیم»
چه وجه مشتركي بين حامي و حمايت‌شونده وجود دارد؟
آيا مي‌توان كساني را كه ذره اي اسلام، انقلاب و حتي ابتدائي‌ترين هنجارهاي اخلاقي را قبول ندارند، به عنوان يك جريان سياسي قابل احترام دانست؟
آيا جناب كروبي و موسوي همچنان مطمئن هستند كه تجمع‌كنندگان اين روزها در خيابان‌ها شعارهاي انتخاباتي و اعتقادات سياسي و فكري آنان را قبول دارند؟ ياد ادعاهاي موسوي و كروبي  در احياي انقلاب و آرمان‌هاي واقعي امام بخير!

 

نوشته شده در رسانه, سياست | ۷۹ پاسخ »

وبلاگ نويسي بين عرفات و مشعر

پنجشنبه, آذر ۵م, ۱۳۸۸

يكي از خاطره‌انگيزترين ساعات هر مسلمان وقوف در صحراي عرفات و دعاي عرفه است.
اين ساعات معنوي امروز عصر به پايان رسيد و همه را در حسرت درك مجددش گذاشت.
الان در اتوبوس هستيم و بين عرفات و مشعر در حال حركت.شايد اين نخستين يادداشت وبلاگي از اين مكان و ساعات باشد.
اگرچه كوتاه اما خواستم يادداشتي از اين ساعات هم داشته باشم.شايد براي سالهاي بعد…
اين مسير  ۵ كيلومتري بخاطر ترافيك شديد در ساعتها به طول مي‌انجامد.قعلا كه حركت ما سانتي‌متري است.
در اتوبوس نشسته‌ام و به خود و خيلي چيزها فكر ‌مي‌كنم.
در همين زمينه:
يادداشت نويسي از عرفات در سايه تكنولوژي

نوشته شده در دين, رسانه | ۱۱ پاسخ »

وبلاگ نويسي از عرفه در سايه تكنولوژي

پنجشنبه, آذر ۵م, ۱۳۸۸

تا همين چند سال پيش كمتر كسي تصور ميكرد از صحراي عرفه كه توقفگاه نيمروزه حجاج است و بدون هيچ امكاناتي براي عموم زائران، بتوان با اينترنت ۷مگابايتي و با كمترين هزينه به اينترنت وصل شد، و وبلاگ نويسي كرد.
بله.در سايه تكنولوژي كه در اينسالها شتاب شگفتانگيزي گرفته اين امكان ميسر شده است.يك فلشي كه سيم كارت مي خورد و تنها با ۱۰۰ ريال سعودي (۲۷هزار تومان) مي‌توان از هرجاي عربستان به اينترنت وصل شد.امكاني كه متاسفانه براي كشورمان فعلا يك رويا محسوب مي شود.
پس با بهره گيري از اين امكانات چند خطي مي نويسم:
اينجا عرفه، صحرائي كه دلهاي منتظران و چشمهاي اشكبار سالهاي سال انتظار آن را  مي كشند .
دستان لرزانم را به آسمان بلند می‏کنم. سرم را در آسمان می‏چرخانم. جز نور نمی‏بینم.فریاد می‏زنم و پژواک صدایم را نمی‏شنوم. چشمه چشمه اشتیاق از چشمانم جاری می‏شود. زمین می‏چرخد، آسمان می‏چرخد و من… من که تو را سال‏هاست در طوافم و تو ای قبله‏گاه راستین من که «یا مَن هو اَقربُ إِلیّ من حَبلِ الوَرید»ی، چگونه خویش را از تو دور ببینم؟!خود را از بیابان‏های غفلت، به سوی سرزمین نور می‏کشم؛ به مکانی که بهترین بندگان، در این روز پرالتهاب، تو را می‏خوانند. صدای عشق می‏آید.
الهی!
چگونه به درگاه تو روی آورم، وقتی خویش را آلوده پست‏ترین عصیان‏ها می‏بینم و در توشه عملم جز زشتی و سیاهی نیندوخته‏ام؟سجاده ام را بیاورید! می‏خواهم پرواز کنم تا ملکوت. می‏خواهم بال بگشایم در باغستان‏های سبز دعا.می‏خواهم دل بسپارم به دریای لایتناهیِ لطف حق.وقت تنگ است؛ ثانیه‏ها، شتابناک در گذرند.
پي‌نوشت:ساعت ۸ صبح است.همه عوامل براي برگزاري مراسم برائت از مشركين در تلاش هستند.ان‌شاء الله به هنگام دعاي عرفه دعاگوي همه دوستان خواهم بود.
در همين زمينه:
نگاهي متفاوت به دعاي عرفه

نوشته شده در دين, رسانه | ۵ پاسخ »

حج،متن و حواشي

دوشنبه, آبان ۱۸م, ۱۳۸۸

اجتماع ميليوني مسلمانان كشورهاي مختلف جهان براي به جا آوردن مناسك حج در يك سرزمين محدود، فرصت بي‌بديلي براي رسانه‌ها است كه از اين صحنه‌ها به بهترين شكل استفاده كنند.
ايران هم بواسطه حضور هرساله هشتصدهزار زائر در ايام عمره و نزديك به يك‌صدهزار در ايام تمتع، سال‌هاي سال است كه گروه‌هاي مختلف رسانه‌اي از صداوسيما گرفته تا عكاسان را براي پوشش اين واقعه زيبا گسيل مي‌كند.
آنچه ذهنم را در چندسال گذشته با ديدن گزارش‌هاي تلوزيوني و خبري و تصويري به خود مشغول كرده، نوع پوشش اين وقايع توسط رسانه‌هاي ايراني است.
رسانه‌هاي ايراني تاكنون به متن ماجرا و حضور در بين زائران ايراني و مصاحبه‌هاي كوتاه بسنده كرده‌اند.مستند هاي ساخته شده چند سال اخير نيز اگر چه نگاهي متفاوت، اما از دورن است.
با نگاهي به عملكرد ساير رسانه‌هاي دنيا از بي‌بي‌سي و سي‌ان‌ان گرفته تا سايت‌هاي عكس معتبر مانند بوستون، زاويه‌هاي جالبي را هم مي‌بينيم.
جالب است زماني كه مي‌بينيم سي‌ان‌ان يا بي‌بي‌سي با سماجت حتي خبرنگار مسيحي خود را به مكه و مدينه مي‌رسانند و از آن مهمتر به اتاق كنترل امنيت جمرات و مسجدالحرام مي‌روند تا مخاطب را بهتر در فضاي موجود بكشانند.سايت بوستون بوسيله هلي كوپتر عظمت خح را به تصوير مي‌كشد.
تهيه گزارش از ميان حجاجي كه رمي جمرات مي‌كنند، مخاطب را به نوعي ديگر در حال و هواي حج مي‌برد.
حتي نيوشا توكليان با اراده شخصي خود به حج مي‌آيد، با پيگيري‌هاي شخصي،خود را به بالگرد نيروهاي امنيتي مي‌رساند و مي‌تواند تصاوير حيرت‌انگيزي از فراز مني بگيرد.
به هر حال سي‌ان‌ان يك روند مشخصي را طي مي‌كند.رايزني و ارسال درخواست و بقيه ماجرا كه حتما براي ساير كشورها از جمله ايران هم ميسر است!
حال بايد پرسيد چرا صداوسيما تاكنون نتوانسته خود را به اين مكان‌ها برساند و اين زوايا را به تصوير بكشد؟
اگر چه برخي معتقدند كه رسانه‌هاي غربي خود را به عربستان و اعمال حج مي‌رسانند تا با برداشت‌هاي نادرست چهره بدي از اسلام نشان دهند! اما واقعيت اين است كه به هرحال مي‌توانند از ظرفيت‌هاي موجود استفاده كنند و چرا ما از اين فرصت استفاده نكنيم تا چهره واقعي اسلام را به جهانيان نشان دهيم؟!!
براي نمونه برگزاري دعاي كميل يكي از بزرگترين كارهاي فرهنگي است كه يك كشور در حساس‌ترين مكان كشور ديگري انجام مي دهد.عربستان به خاطر تعهدي كه دارد صحن مسجدالنبي را به ايرانيان واگذار مي كند، حرم را قرق مي كند و مديريت تحسين‌برانگيز بعثه رهبري اين برنامه را به صورت منظم برگزار مي‌ كند، اما هميشه آنچه كه از تلويزويون ديده‌ايم تصوير رسمي و تكراري است كه نشان داده‌ مي‌شود و هيچگاه دوربين به حواشي دعا كه گاهي مهمتر از متن است نمي‌پردازد.
شايد تكراري شدن رويداد حج براي دست‌اندركاران رسانه‌اي آن ديگر ذوق و سليقه‌اي براي ابتكار در نگاه را نگذاشته است، اما به هرحال همه ما مسئول ديدگان اشكبار و دل‌هاي لرزان ميليون‌ها مسلمان هستيم كه مي‌خواهند حج را فراتر از نگاه كليشه‌اي در پاي تلوزيون تماشا كنند.
پي نوشت:

- ده روزي است كه مدينه هستم و ان‌شاء الله فردا عازم مكه و بعد از اعمال دوباره برمي‌گيردم مدينه.طبق معمول براي كارهاي رسانه‌اي .

- تعدادي از كارهاي سي‌ان‌ان از حج را اينجا ببينيد

پي‌نوشت دوم:يعد از چند روز اين مصاحبه درباره عكاسي در حج را ديدم كه جالب است.

 

يك نمونه ازكارهاي سي‌ان ان

نوشته شده در دين, رسانه | ۸ پاسخ »

دروغ ممنوع!حتی برای شما

سه شنبه, شهریور ۱۷م, ۱۳۸۸

روز گذشته با دیدن خبر بازداشت « عاطفه امام» و پس از آن روایت مادرش از زمان دستگیری و وقایع ۲۸ ساعت بازداشت او،متوجه نکات جالبی از این ماجرا شدم که به صورت خلاصه می‌نویسم.
تذکر این نکته ضروری است که این یادداشت تنها درباره جریان بازداشت عاطفه امام است و به معنای تایید همه بازداشت‌ها، نوع رفتار ماموران و سایر قضایا نیست و باید این موضوعات در جای خود بررسی شود.
مادر عاطفه در گفت‌و‌گو با بی‌بی‌سی می‌گوید:« ساعت بیست امشب نگران عاطفه شدم و با او تماس گرفتم که پاسخ نداد.پیامک زدم که نگرانت هستم.بعد از چند دقیقه جواب داد:امشب نمی توانم به خانه بیایم و بعد از چند دقیقه تماس گرفت که امروز عصر چند نفر من را در خیابان طالقانی بازداشت کردند و نمی‌دانم چه کسی هستند، اما یکی از آنها همانی‌است که پدرم را بازداشت کرده‌است.»
مادر عاطفه در گفت‌و‌گو با سایت کلمه هم گفته‌است:« صبح ساعت ۱۱ دوباره تماس گرفت و گفت كه خیلی تحت فشار هست و از او می خواهند به ارتباط نامشروع با یكسری از افراد سیاسی كه هم اكنون درون زندان هستند اعتراف كند. - می گفت از دیروز تا حالا فقط مقداری آب دادند بخورد. یك دفعه آب یخ رویش می ریزند. در یك اتاق كوچك نگه اش می دارند كه مجبور است خودش را درون آن مچاله كند. یك گربه را هم در این اتاق كوچك گذاشته اند. - می گفت كه اطراف شهر ری هست كه برای تلفن زدن بیرونش می آورند تا با تلفن عمومی زنگ بزند اما اطلاع دقیق از محل نگهداری‌اش نداشت.»
با نگاهی دقیق به این اظهارات می‌توان چند نتیجه گرفت:
- این فرد بازداشت شده در حرکتی عجیب با موبایل خود در کنار ماموران بازداشتی پاسخ پیامک مادرش را می‌دهد!
- این دختر ۱۹ ساله در اقدامی شگفت‌انگیز در تاریخ بازداشت‌های سیاسی توانسته‌است در کنار مامور و بازجو از شکنجه و تهدید برای اعتراف به ارتباط نامشروع خبر دهد!
- وی در کمتر از ۲۸ ساعت سه بار با مادرش تماس گرفته است
- برای اولین بار در تاریخ تماس تلفنی بازداشت‌شدگان، عاطفه امام از تلفن همگانی با مادرش تماس گرفته‌است!
با توجه به نتیجه‌گیریهای فوق این نکات هم قابل توجه است:
۱- هرکسی که در طی دو ماه اخیر اخبار بازداشت‌ها را پی‌گیری کرده باشد به خوبی می‌داند که روند اعتراف‌گیری آن‌هم این اعتراف حساس و خاص ( ارتباط نامشروع با برخی از سران اصلاحات که در بازداشت هستند) در طی یک شب محقق نمی‌شود و بازجوها به قدری باحوصله هستند که دو‌هفته مخ‌زنی برای تخلیه اطلاعاتی و ایجاد تحول روانی کمترین زمان ممکن است.چگونه ماموران در طی کمتر از یک روز این پروژه را اجرا و سپس ناامید شده‌اند؟
۲- تاکنون سابقه نداشته است که یک متهم در کنار ماموران با خانه تماس گرفته و از شکنجه، وضعیت وخیم و فشارهای روانی خبر دهد.اگر چنین بود بازداشت‌شدگان قدرتری که خود سابقه اطلاعاتی داشتند چنین کاری را انجام می‌دادند.
- تلفن‌های همه مراکز امنیتی قفل شده و شماره تلفن در گوشی طرف مقابل نمایش داده نمی‌شود و به راحتی می‌توان با همه‌جا تماس گرفت، در حالی که به گفته مادر عاطفه او از تلفن عمومی تماس گرفته و ماموران او را برای تماس تلفنی از بازداشت‌گاه خارج می‌کرده‌اند!!!
متاسفانه باید گفت نمایشی بودن این حرکت بر هر فرد هوشمندی مشخص است، و البته جای شگفتی دارد که رسانه مدعی اعتبار همچون بی‌بی‌سی بدون توجه به چنین شواهدی اقدام به انتشار خبر بازداشت عاطفه امام و مصاحبه با مادرش می‌کند.
اگرچه دوستان عاطفه امروز در تماس‌های مختلف با رسانه‌ها بر روحیه ماجراجویانه و سابقه چنین بازداشت‌های چندساعته! عاطفه در دو ماه اخیر آن‌هم توسط مراکزی که هیچ‌گاه مشخص نشد خبر داده‌اند، اما گفته‌های ضدو نقیض مادر برای اثبات دروغ بودن ماجرا کفایت می‌کند.

در همین رابطه:ابهام در ادعای بازداشت و آزادی عاطفه امام
پی‌نوشت:این یادداشت در شب قدر نوشته شده و مطمئنا ثواب آن کمتر از نمازها و دعاهای این شب نیست.

نوشته شده در رسانه, سياست | ۴۹ پاسخ »

حماقتی به نام «میرحسین»

یکشنبه, خرداد ۲۴م, ۱۳۸۸

در این ایام تبلیغات انتخاباتی با هرگونه توهین به افراد به شدت مخالف بودم و در بحث‌های حضوری و اینترنتی سعی میکردم از هرگونه توهین و اتهام پرهیز کنم.اما متاسفانه میرحسین موسوی در شامگاه برگزاری انتخابات،حرکتی وقیحانه انجام داد که محترمانه‌ترین عبارتی که می‌توان برای آن به کار برد «حماقت» است.
به‌هرحال ایام انتخابات زمان به چالش کشیدن برنامه‌های رقیب انتخاباتی است و به عقیده من هر یک از کاندیداها می توانستند مدیریت چهارسال اخیر را حتی فجیع‌ترین مدیریت تاریخ بشری عنوان کنند و نظر شخصی خود را ابراز کنند.اما انتخابات و عالم سیاست لوازم و قواعدی دارد که میرحسین از بعداز ظهر انتخابات نشان داد که با این قواعد به شدت بیگانه است و در خوش‌بینانه ترین شکل می ‌توان گفت از سوی اطرافیانش بازی خورد.
ساعت یازده و نیم شامگاه انتخابات، رسانه‌های گروهی به صورت فوری به سالن کنفرانس روزنامه اطلاعات دعوت شدند تا صحبت‌های بسیار حساس میرحسین موسوی را بشنوند.در این مصاحبه یک طرفه ، میرحسین موسوی از انتخاب خود به عنوان رئیس جمهور ایران خبر داد و ضمن تبریک به مردم، نگرانی اش از نحوه مدیریت و سلامت انتخابات را جدی عنوان کرد.
۱- در این ساعت هیچ مقام رسمی آماری از شمارش آراء انتخابات ریاست جمهوری ارائه نداده بوده و تنها خبرگزاری‌ها و سایت‌های خبری بر اساس اطلاعات فردی خود اقدام به ارائه برخی آمارهای ضد و نقیض می‌کردند. این اقدام میرحسین موسوی بر خلاف قانون و عرف حاکم بر جامعه بوده و از مدعی کسب کرسی ریاست جمهوری بسیار بعید است.اگرچه مشاوران میرحسین وی را تحت فشار این کار قرار داده بودند ، اما خامی و ناپختگی او هم بی‌تاثیر نیست.
۲- مسئله بسیار مهمتر از مورد نخست، حرکت ذلیلانه و پست گروه رسانه‌ای ستاد موسوی است. این گروه به مدیریت فاتح از ساعات نخست اتمام رای‌گیری با دست به دامان شدن به رسانه‌های خارجی ، ملتمسانه از انها درخواست میکردند ضمن اعلام پیروزی موسوی ، تقلب در انتخابات را مطرح کنند. این روند تا صبح شنبه ادامه پیدا کرد و فاتح بدون توجه به مرزهای فکری که تاکنون موسوی مدعی ان شده بود، خوراک تبلیغی رسانه‌های بیگانه را فراهم می کرد تا به مسئله تقلب در ایران دامن بزنند.
حال باید از جناب موسوی و تیم رسانه‌ای او پرسید برفرض تقلب صددرصد در انتخابات، آیا باید اینگونه ذلیلانه اقدام به وطن‌فروشی کرد؟ آیا شما سی‌ان‌ان و بی‌بی سی را به روش های قانونی حاکم در کشور ترجیچ می‌دهید؟
برفرض آنکه شما در این ایام هیچ رسانه ای برای پیگیری مطالبات خود ندارید، آیا مطمئن هستید که رسانه‌های خارجی بدون هیچ شیطنتی می توانند جایگزین رسانه‌های داخلی شوند؟
و البته واقعیات زودتر آشکار شد. فردی که فشار سیاسی را تحمل نکرده و بلافاصله دست‌به دامان رسانه‌های غربی ‌می‌شود، آیا می تواند در بحران‌های مدیریتی کشور به نیروهای داخلی تکیه کند؟ موسوی اگر رئیس جمهور می‌شد،در کوچکترین ناملایمات و در صورت عدم استعفا! بلافاصله به آغوش رسانه های غربی و حتی سفارت خانه ها پناه می‌برد.
متاسفانه تنها ساعاتی پس از پایان انتخابات ریاست جمهوری و در نخستین گام عملی و اجرائی، موسوی نشان داد که هنوز با معیارهای یک سیاست‌مدار عادی فاصله‌های زیاد دارد و ابتدائی‌ترین روش و اصول رقابت را زیرپا گذاشت. اطرافیانش هم از این خامی او نهایت سوء استفاده را می‌کنند.

 

نوشته شده در رسانه, سياست | ۵۲ پاسخ »

نامه به رهبري به‌جاي مراجع

سه شنبه, اسفند ۲۰م, ۱۳۸۷

جنبش عدالت‌خواهي در بيانيه‌اي، نسبت به آن‌چه که نفوذ تفکرات حجتيه در برخي موضع‌گيري‌هاي پيرامون وقايع جهان تشيع خوانده شده است ابراز نگراني کرده و از مراجع تقليد خواسته است که در همه ابعاد با اضلاع مثلث متجددين و غرب‌زدگان، انجمن حجتيه و متحجرين، وهابيت و تكفيري‌ها مبارزه نمايند.
دغدغه جنبش‌ها‌ي دانشجويي در خصوص وقايع مختلف جامعه امري حياتي و بسيار حائز اهميت است و از سوي ديگر نشان‌دهنده اوج تعهد جامعه دانشجوئي به نظام و کشور مي‌باشد. 
اما اين عزيزان متاسفانه يک طرفه به موضوع پرداخته و علي‌رغم دعوت مراجع از تحقيق و کسب اطلاع دقيق از مسائل مختلف، خود بدون بررسي‌هاي دقيق اقدام به صدور بيانيه نموده‌اند که البته با توجه به سطح آگاهي و تجربه اين عزيزان انتظار بيشتري از آن‌ها نمي‌رود.
در اين بيانيه آمده است: «مدعيان دفاع از كيان تشيع و خيل كم مطلعان بعضا مخلص حتي به خود زحمت ندادند كه در مورد شرايط اين مسئله و شايعه كوچك‌ترين تحقيقي به عمل بيابند و بر طبل هولوكاست پاراچنار - كه متعلق به ۵ ماه پيش و ماه مبارك رمضان بود، براي كم رنگ كردن هولوكاست غزه و شكستن وحدت اسلامي كوفتند.» در اين باره بايد به عزيزان دانشجو گفت متاسفانه سوراخ دعا را گم کرده‌ايد، چرا که طرف انتقاد شما بايد مراکزي همچون مجمع جهاني اهل‌بيت، مجمع جهاني تقريب مذاهب،سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي و ساير نهادهاي عريض و طويل باشد. بايد از اين مراکز پرسيد چرا علي‌رغم وظايف تعريف شده نسبت به رصد فرهنگي، اجتماعي و سياسي وقايع جهان اسلام و عالم تشيع قصور کرده و واقعيت‌ها را به خدمت مراجع عظام تقليد و متدينين جامعه عرضه نکرده اند؟ بد نيست دانشجويان عزيز به سايت خبري مجمع جهاني اهل‌بيت مراجعه کرده و ببينند چگونه اين سايت در حيرت وقايع پاراچنار مانده و تحليل و اطلاعات دقيقي از ماوقع نداشته است.
آيا اين مراکز گزارش مستندي خدمت مراجع تقليد ارائه کرده‌اند و اين بزرگواران نسبت به آن بي‌توجه باشند؟ طي ماه‌هاي اخير چند جلسه اختصاصي پيرامون وقايع پاراچنار از سوي مراکز ذي‌صلاح به ويژه وزارت امورخارجه در خدمت مراجع تقليد برگزار شده و کارشناسان تحليل و اطلاعات دقيقي ارائه کرده‌اند؟ 
متاسفانه بايد گفت نهادهاي نامبرده در اين زمينه مقصر هستند و دانشجويان عزيز بايد نامه خود را خطاب به مقام معظم رهبري نوشته و نسبت به کوتاهي مراکز زيرنظر ايشان ابراز نگراني مي‌کردند!
نکته بعدي در بيانيه دانشجويان، محور قراردادن وقايع غزه براي تجزيه و تحليل مسائل جهاني است. اگرچه به فرموده امام راحل و مقام معظم رهبري فلسطين مهم‌ترين مسئله جهان اسلام است و خوشبختانه مسلمانان سراسر جهان به ويژه ايران هر زمان که لازم باشد در ميدان حاضر شده و از غزه به عنوان پاره تن اسلام دفاع کرده‌اند، اما اگر در گوشه‌اي ديگر از جهان اسلام جنايتي عليه مسلمانان به ويژه تشيع صورت گيرد، شايسته است به خاطر مسئله غزه سکوت کرده و نسبت به آن بي‌تفاوت باشيم؟ متاسفانه دانشجويان عزيز در تحليل خود نسبت به دشمن‌شناسي دچار افراط و تفريط‌هايي شده‌اند و همه فجايع رخ داده در جهان اسلام را فداي غزه کرده‌اند. در حالي که آرمان‌هاي انقلاب اسلامي حکم مي‌کند نظام و مردم ايران نسبت به همه مظلومان مسلمان احساس تکليف نمايند.
اما موضوع جالب و مورد اشاره اين دوستان که اتفاقا حرف دل ما هم هست، قصور مراکز اطلاع‌رساني کشور به ويژه صداوسيما درباره واقعيت‌هاي جهان اسلام است و براي نمونه به يکي ديگر از اين قصورها اشاره مي‌کنم. موضوع سني بودن و فراتر از آن ناصبي بودن بخشي از مردم غزه جزو شايعات حساب شده و برنامه‌ريزي شده دشمنان پيش از انقلاب اسلامي است تا مردم شيعه ايران را نسبت به دفاع از مسئله فلسطين مردد نمايند و متاسفانه اين شايعات تا به امروز ادامه داشته است . اما جالب‌تر آن که تاکنون هيچ انگيزه و همتي از سوي مراکز فرهنگي و بين‌المللي کشومان براي زدودن اين فکر غلط مشاهده نشده است! تاکنون دقيقه‌اي فيلم يا صفحه‌اي گزارش از سوي اين مراکز همچون سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي و مجمع تقريب مذاهب و … در اين خصوص مشاهده نشده است !
کاش دانشجويان عزيز با کمي تامل ابتدا اين مراکز دولتي را مورد خطاب قرار داده و از آن‌ها انتقاد مي‌کردند.
در پايان مجددا از اهتمام و حساسيت دانشجويان عدالت‌خواه نسبت به مسائل کشور و جهان اسلام تشکر کرده و توصيه مي‌کنم تجربه و اندوخته سياسي و فکري خود را کافي ندانسته و پيش از صدور چنين بيانيه‌هایي با اهل فکر و تجربه مشورت‌هاي لازم را نمايند.

این یادداشت در سایت خبری آینده منتشر شده است. 

نوشته شده در رسانه, سياست | ۵ پاسخ »

از بازگشت بالاترین خوشحالم

پنجشنبه, اسفند ۸م, ۱۳۸۷

کمتر بلاگر و اینترنتی ایرانی وجود دارد که بالاترین و روش کار آن را نشناسد. خصوصا پس از هک شدن و از کارافتادن چند هفته‌ای، یادداشت‌های مختلفی درباره بالاترین نوشته شد. از خدمتی که به جامعه وبلاگی کرده تا روش کار آن که به قول برخی نمونه دموکراسی است.
همانطور که در تعریف بالاترین گفته شده، این سایت توسط جامعه کاربران اداره می‌شود. اعضا لینک های مورد نظر را وارد کرده و با توجه به رای منفی و مثبت همین کاربران لینک ها به صفحه نخست صعود می کند( داغ می شود )و یا در برخی مواقع موضوعی داغ می‌شود و لینک‌های مورد بحث در مجموعه‌ای گردآوری می شود.
خوشحالی من از جهت روش کار بالاترین است … اما چرا؟
اجازه بدهید حرف دوم را اول بزنم. مدتهاست که در جامعه رسانه‌ای و سیاسی ایران با واژه «دموکراسی غربی» و یا «آزادی بیان به روش آمریکائی» مواجه هستیم. به عقیده کارشناسانی که از این اصطلاح استفاده می‌کنند، آزادی به روش غرب یعنی اینکه ظاهرا فعالیت همه شبکه‌های تلوزیونی، مطبوعات و سایت‌های اینترنتی آزاد است و به هیچ‌وجه به خاطر مسائل سیاسی و فکری، دولت‌ها از فعالیت رسانه‌ها جلوگیری نمی‌کنند. اما این ظاهر قضیه است چرا که در غرب سیستم های اطلاع‌رسانی و تبلیغی به گونه‌ای چیده شده‌اند که علیرغم آزادی بیان برای همه تریبون‌ها، عملا صدای رسانه‌های مخالف حاکمیت شنیده نمی‌شود و آنچنان افکار و فضای عمومی در چنبره رسانه‌های مورد تایید حکومت‌ها قرار گرفته‌است که رسانه‌های منتقد حاکمیت درحقیقت در انزوای کامل قرار دارند و حرفشان به هیچ وجه شنیده نمی‌شود.
من این تعریف ارائه شده از آزادی بیان درغرب را اگرچه به صورت منطقی می‌توانستم بپذیرم، اما به این علت که نمونه عینی و واقعی برای آن نتوانستم پیدا کنم برایم صد در صد قابل پذیرش نبود. اما با فعالیت سایت بالاترین ، با تمام وجود آزادی به سبک غرب را حس کردم.
سایت بالاترین ( از جنس web۲) است وظاهرا با فعالیت اعضای آن اداره می شود و رای اعضا لینکی را بالا برده و باعث مورد توجه قرار گرفتن موضوعی می‌شود. ظاهری کاملا دموکراتیک !
اما فعالیت بالاترین در این دو سال نشان داد که پشت پرده این سایت، تصمیمات و مقاصد سیاسی مدیران است که تعیین می‌کند چه لینک و کدام موضوع باید مورد توجه کاربران قرار بگیرد. به جرات می توان گفت در دو سال اخیر اغلب موضوعات داغ شده، در تعارض جدی با نظام بود و به هیچ وجه موضوعی که کمترین نکته مثبت را در قبال دین و نظام دربر داشته باشد در بخش موضوعات داغ قرار نگرفته است. برای نمونه اعدام یک مجرم بویژه اگر زن باشد همیشه جزو موضوعات داغ بالاترین بود، در حالی که هر سال طی چند مرحله تعداد زیادی از زندانیان مورد عفو مقام معظم رهبری قرار می‌گیرند و البته هیچ‌گاه چنین چیزی در بالاترین مورد توجه قرار نمی‌گیرد. اگر مسئله اجرای احکام برای مدیران بالاترین مهم است، چرا عفو و تخفیف مجازات هزاران زندانی به هیچ وجه دیده نمی‌شود؟
و یا هر زمانی‌که لینکی با موضوع حمایت از دین و نظام در حال داغ شدن است، ناگهان به صورت اتوماتیک رای های منفی، آن را به شدت سرد می کند و ….
این نمونه ودهها نمونه دیگر، ثابت می کند بالاترین تنها پوسته‌ای از تعریف ارائه شده اولیه را دارد و در این شبکه فقط و فقط افکار مدیران است که داغ می شود و مورد توجه قرار می‌گیرد. البته مدیران بالاترین ابتکار به خرج داده و این سایت را راه‌اندازی کرده اند وحق دارند هرطور که می خواهند آن را اداره کنند، اما دیگر اجازه ندارند روند آزاد و دموکراتیک را برای تعریف آن به کار گیرند.
از مسئولان فیلترینگ هم تقاضا می کنم فیلتر بالاترین را بردارند تا کاربران اینترنتی با تمام وجود دموکراسی و آزادی غربی را از طریق ورود به بالاترین حس کنند.
در همین زمینه: خداحافظ بالاترین (آهستان)

نوشته شده در جامعه, رسانه | ۲۷ پاسخ »

این خبرگزاری مهر واقعا اعجوبه است!

یکشنبه, بهمن ۱۳م, ۱۳۸۷

دیروز تیتری در خبرگزاری مهر دیدم که ابتدا احتمال دادم اشتباهی رخ داده، ولی وقتی متن خبر را به دقت خواندم دیدم به قدری مصاحبه کننده و مصاحبه شونده ها ……
این مصاحبه با چند کاربر عادی اینترنت انجام نشده است. بلکه با دو دکتر که یکی استاد دانشگاه و دیگری قائم مقام معاونت اطلاع رسانی مؤسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان است، انجام شده است.
خودتان بخشی از این مصاحبه را بخوانید:

 

 

گزارش خبری تحلیلی مهر
۴۶۰[!!!]سایت و وبلاگ مذهبی در کشور فعالیت دارند

خبرگزاری مهر - گروه دین و اندیشه: با گسترش فعالیت در محیط مجازی، توجه به دین و مذهب نیز در کنار سایر حوزه‌ها مورد توجه بوده و اگرچه آمار دقیقی از تعداد آنها در اختیار نیست اما می‌توان گفت بیش از ۴۶۰ سایت و وبلاگ مذهبی در کشور فعالیت دارند که چنانچه نظارت مناسب در مورد آنها وجود نداشته باشند، اثرات مخرب بسیاری خواهند داشت .
دکتر مجید ابهری استاد دانشگاه شهید بهشتی تهران و کارشناس علوم رفتاری و آسیبهای اجتماعی با اشاره به اینکه وبلاگهایی که تحت نظارت مراکز مذهبی هستند[!!!] و مطالب آنها با کنترل علمی به نظر بینندگان می رسد، قابل اعتماد بوده و باید گسترش یابند، گفت: کاربران به وبلاگهای بدون هویت فقط با عناوین مذهبی نباید توجهی داشته باشند چرا که در حال حاضر مراکز تبلیغات بهایی، وهابیت و برخی از فرقه های صوفیه با عناوین ظاهر فریب به سمپاشی و تفرقه افکنی مشغول هستند.
ابهری در ادامه یادآور شد: مسئولین نهادهای امنیتی، انتظامی و قضایی فقط به صرف غیر اخلاقی بودن سایت یا وبلاگ نباید آن را فیلتر کنند، بلکه باید وبلاگهای گمراه کننده دینی را که بسیار خطرناک و مسموم تر هستند را نیز به گونه ای از ادامه کار منع کنند.[!!!] در شرایطی که امروزه انواع فیلتر شکنها رایگان در اختیار کاربران قرار می گیرند بهترین راه مطالعه اینگونه وبلاگها و پاسخگویی به آنها است. در زمینه مذهبی خوشبختانه کارشناسان کارآمد و خبره ای حضور دارند که توانایی علمیشان، آنها را قادر به مقابله با سایتهای مسموم می کند.
دکتر ابوذر رضاسلطانی قائم مقام معاونت اطلاع رسانی مؤسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان با بیان اینکه متأسفانه[!!!] وبلاگها بیش از سایتهای رسمی و غیردولتی که جنبه عمومی دارد، جنبه شخصی و خصوصی قویتری دارند که نظارت بر آنها به خاطر کثرت بسیار که میزبانهای گوناگون داخلی و خارجی دارند سخت می شود، تصریح کرد: آنها مطالبی را ارائه می کنند که دقیق نیست و امکان خطا و انحراف در آنها وجود دارد اما تحول خوبی که شکل گرفته مجمع تشکل پایگاههای وبلاگها است که بیش از چند هزار وبلاگ مرامنامه و معیارهایی را ذکر می کنند که در آنجا عضو می شوند که در حلقه هویت مجازی  نقد و بازخوانی مطالب [!!!] هم می پردازند.
پی نوشت:با خواندن این مصاحبه دقیقا متوجه شدم چرا وضعیت فرهنگی کشور بویژه در فضای نت به این اندازه بی سامان و به هم ریخته است.

نوشته شده در دين, رسانه | ۸ پاسخ »


پیوندها
آشنايان
آب‌و آتش. آهستان. احسان‌و هزاره سوم. ارتباطات. ايمان امروز. اينك. باسيدعلي‌تاقتح قدس. بانوبلاگ. بچه هاي قلم. ترديد‌راهي‌به‌دانائي. تنهاي‌تنها. حاج آقا ياحق. حامدعبداللهي. خبرنگار‌مسلمان. خویلی. دفتر عشق. دلشدگان شمس. رسانه. رسپنا. رضابابايي. رند. سرگيجه‌ها. سوزنبان. سيدمحمدتقي‌ابطحي. شاعرانه. شب نوشت. شيعه‌مذهب‌برتر. ضحي. طعم‌شيرين‌دودقيقه. طلبه‌نسل‌سوم. عباس‌حسين‌نژاد. عقل‌سرخ. فرهنگ‌و‌ارتباطات. كشكول جواني. كلاشينكف ديجيتالي. مادرانه. مجاهد. مدير. میرزاقلی‌خان‌راپورتچی. همسرا. پاسخگوئی. پاسداران. گلدختر.
خبري
آريا. آفتاب. آينده‌روشن. الف. امروز. انتخاب. ايسنا. ايكنا. برنا. بولتن نيوز. بي‌بي‌سي. تابناك. جهان. حج. حوزه‌نيوز. دويچه‌وله. راديوزمانه. رجا. رسا. سپهر. شريف. شهر. شيعه نيوز. صدرا. عدالتخانه. عصرایران. فارس. فرارو. فردا. مهر. نوروز. پارسينه.
فرهنگي‌علمي
آويني. ادبستان. باشگاه. تبيان. دفتر‌مطالعات تاريخ. سبكبالان. سوره‌مهر. فيروزه. كتاب‌نيوز. لوح. مركز‌اسناد‍‌انقلاب اسلامي. موعود. هفتان. پاسخ‌به‌سؤالات‌ديني. کتابخانه‌تاريخ‌ايران.
ويژه
دفتر توسعه وبلاگ ديني. نشريه الكترونيكي چارقد.