حج،متن و حواشي
دوشنبه, آبان ۱۸م, ۱۳۸۸
اجتماع ميليوني مسلمانان كشورهاي مختلف جهان براي به جا آوردن مناسك حج در يك سرزمين محدود، فرصت بيبديلي براي رسانهها است كه از اين صحنهها به بهترين شكل استفاده كنند.
ايران هم بواسطه حضور هرساله هشتصدهزار زائر در ايام عمره و نزديك به يكصدهزار در ايام تمتع، سالهاي سال است كه گروههاي مختلف رسانهاي از صداوسيما گرفته تا عكاسان را براي پوشش اين واقعه زيبا گسيل ميكند.
آنچه ذهنم را در چندسال گذشته با ديدن گزارشهاي تلوزيوني و خبري و تصويري به خود مشغول كرده، نوع پوشش اين وقايع توسط رسانههاي ايراني است.
رسانههاي ايراني تاكنون به متن ماجرا و حضور در بين زائران ايراني و مصاحبههاي كوتاه بسنده كردهاند.مستند هاي ساخته شده چند سال اخير نيز اگر چه نگاهي متفاوت، اما از دورن است.
با نگاهي به عملكرد ساير رسانههاي دنيا از بيبيسي و سيانان گرفته تا سايتهاي عكس معتبر مانند بوستون، زاويههاي جالبي را هم ميبينيم.
جالب است زماني كه ميبينيم سيانان يا بيبيسي با سماجت حتي خبرنگار مسيحي خود را به مكه و مدينه ميرسانند و از آن مهمتر به اتاق كنترل امنيت جمرات و مسجدالحرام ميروند تا مخاطب را بهتر در فضاي موجود بكشانند.سايت بوستون بوسيله هلي كوپتر عظمت خح را به تصوير ميكشد.
تهيه گزارش از ميان حجاجي كه رمي جمرات ميكنند، مخاطب را به نوعي ديگر در حال و هواي حج ميبرد.
حتي نيوشا توكليان با اراده شخصي خود به حج ميآيد، با پيگيريهاي شخصي،خود را به بالگرد نيروهاي امنيتي ميرساند و ميتواند تصاوير حيرتانگيزي از فراز مني بگيرد.
به هر حال سيانان يك روند مشخصي را طي ميكند.رايزني و ارسال درخواست و بقيه ماجرا كه حتما براي ساير كشورها از جمله ايران هم ميسر است!
حال بايد پرسيد چرا صداوسيما تاكنون نتوانسته خود را به اين مكانها برساند و اين زوايا را به تصوير بكشد؟
اگر چه برخي معتقدند كه رسانههاي غربي خود را به عربستان و اعمال حج ميرسانند تا با برداشتهاي نادرست چهره بدي از اسلام نشان دهند! اما واقعيت اين است كه به هرحال ميتوانند از ظرفيتهاي موجود استفاده كنند و چرا ما از اين فرصت استفاده نكنيم تا چهره واقعي اسلام را به جهانيان نشان دهيم؟!!
براي نمونه برگزاري دعاي كميل يكي از بزرگترين كارهاي فرهنگي است كه يك كشور در حساسترين مكان كشور ديگري انجام مي دهد.عربستان به خاطر تعهدي كه دارد صحن مسجدالنبي را به ايرانيان واگذار مي كند، حرم را قرق مي كند و مديريت تحسينبرانگيز بعثه رهبري اين برنامه را به صورت منظم برگزار مي كند، اما هميشه آنچه كه از تلويزويون ديدهايم تصوير رسمي و تكراري است كه نشان داده ميشود و هيچگاه دوربين به حواشي دعا كه گاهي مهمتر از متن است نميپردازد.
شايد تكراري شدن رويداد حج براي دستاندركاران رسانهاي آن ديگر ذوق و سليقهاي براي ابتكار در نگاه را نگذاشته است، اما به هرحال همه ما مسئول ديدگان اشكبار و دلهاي لرزان ميليونها مسلمان هستيم كه ميخواهند حج را فراتر از نگاه كليشهاي در پاي تلوزيون تماشا كنند.
پي نوشت:
- ده روزي است كه مدينه هستم و انشاء الله فردا عازم مكه و بعد از اعمال دوباره برميگيردم مدينه.طبق معمول براي كارهاي رسانهاي .
- تعدادي از كارهاي سيانان از حج را اينجا ببينيد
پينوشت دوم:يعد از چند روز اين مصاحبه درباره عكاسي در حج را ديدم كه جالب است.
يك نمونه ازكارهاي سيان ان
نوشته شده در دين, رسانه | ۹ پاسخ »
دروغ ممنوع!حتی برای شما
سه شنبه, شهریور ۱۷م, ۱۳۸۸روز گذشته با دیدن خبر بازداشت « عاطفه امام» و پس از آن روایت مادرش از زمان دستگیری و وقایع ۲۸ ساعت بازداشت او،متوجه نکات جالبی از این ماجرا شدم که به صورت خلاصه مینویسم.
تذکر این نکته ضروری است که این یادداشت تنها درباره جریان بازداشت عاطفه امام است و به معنای تایید همه بازداشتها، نوع رفتار ماموران و سایر قضایا نیست و باید این موضوعات در جای خود بررسی شود.
مادر عاطفه در گفتوگو با بیبیسی میگوید:« ساعت بیست امشب نگران عاطفه شدم و با او تماس گرفتم که پاسخ نداد.پیامک زدم که نگرانت هستم.بعد از چند دقیقه جواب داد:امشب نمی توانم به خانه بیایم و بعد از چند دقیقه تماس گرفت که امروز عصر چند نفر من را در خیابان طالقانی بازداشت کردند و نمیدانم چه کسی هستند، اما یکی از آنها همانیاست که پدرم را بازداشت کردهاست.»
مادر عاطفه در گفتوگو با سایت کلمه هم گفتهاست:« صبح ساعت ۱۱ دوباره تماس گرفت و گفت كه خیلی تحت فشار هست و از او می خواهند به ارتباط نامشروع با یكسری از افراد سیاسی كه هم اكنون درون زندان هستند اعتراف كند. - می گفت از دیروز تا حالا فقط مقداری آب دادند بخورد. یك دفعه آب یخ رویش می ریزند. در یك اتاق كوچك نگه اش می دارند كه مجبور است خودش را درون آن مچاله كند. یك گربه را هم در این اتاق كوچك گذاشته اند. - می گفت كه اطراف شهر ری هست كه برای تلفن زدن بیرونش می آورند تا با تلفن عمومی زنگ بزند اما اطلاع دقیق از محل نگهداریاش نداشت.»
با نگاهی دقیق به این اظهارات میتوان چند نتیجه گرفت:
- این فرد بازداشت شده در حرکتی عجیب با موبایل خود در کنار ماموران بازداشتی پاسخ پیامک مادرش را میدهد!
- این دختر ۱۹ ساله در اقدامی شگفتانگیز در تاریخ بازداشتهای سیاسی توانستهاست در کنار مامور و بازجو از شکنجه و تهدید برای اعتراف به ارتباط نامشروع خبر دهد!
- وی در کمتر از ۲۸ ساعت سه بار با مادرش تماس گرفته است
- برای اولین بار در تاریخ تماس تلفنی بازداشتشدگان، عاطفه امام از تلفن همگانی با مادرش تماس گرفتهاست!
با توجه به نتیجهگیریهای فوق این نکات هم قابل توجه است:
۱- هرکسی که در طی دو ماه اخیر اخبار بازداشتها را پیگیری کرده باشد به خوبی میداند که روند اعترافگیری آنهم این اعتراف حساس و خاص ( ارتباط نامشروع با برخی از سران اصلاحات که در بازداشت هستند) در طی یک شب محقق نمیشود و بازجوها به قدری باحوصله هستند که دوهفته مخزنی برای تخلیه اطلاعاتی و ایجاد تحول روانی کمترین زمان ممکن است.چگونه ماموران در طی کمتر از یک روز این پروژه را اجرا و سپس ناامید شدهاند؟
۲- تاکنون سابقه نداشته است که یک متهم در کنار ماموران با خانه تماس گرفته و از شکنجه، وضعیت وخیم و فشارهای روانی خبر دهد.اگر چنین بود بازداشتشدگان قدرتری که خود سابقه اطلاعاتی داشتند چنین کاری را انجام میدادند.
- تلفنهای همه مراکز امنیتی قفل شده و شماره تلفن در گوشی طرف مقابل نمایش داده نمیشود و به راحتی میتوان با همهجا تماس گرفت، در حالی که به گفته مادر عاطفه او از تلفن عمومی تماس گرفته و ماموران او را برای تماس تلفنی از بازداشتگاه خارج میکردهاند!!!
متاسفانه باید گفت نمایشی بودن این حرکت بر هر فرد هوشمندی مشخص است، و البته جای شگفتی دارد که رسانه مدعی اعتبار همچون بیبیسی بدون توجه به چنین شواهدی اقدام به انتشار خبر بازداشت عاطفه امام و مصاحبه با مادرش میکند.
اگرچه دوستان عاطفه امروز در تماسهای مختلف با رسانهها بر روحیه ماجراجویانه و سابقه چنین بازداشتهای چندساعته! عاطفه در دو ماه اخیر آنهم توسط مراکزی که هیچگاه مشخص نشد خبر دادهاند، اما گفتههای ضدو نقیض مادر برای اثبات دروغ بودن ماجرا کفایت میکند.
در همین رابطه:ابهام در ادعای بازداشت و آزادی عاطفه امام
پینوشت:این یادداشت در شب قدر نوشته شده و مطمئنا ثواب آن کمتر از نمازها و دعاهای این شب نیست.
نوشته شده در رسانه, سياست | ۴۹ پاسخ »
حماقتی به نام «میرحسین»
یکشنبه, خرداد ۲۴م, ۱۳۸۸در این ایام تبلیغات انتخاباتی با هرگونه توهین به افراد به شدت مخالف بودم و در بحثهای حضوری و اینترنتی سعی میکردم از هرگونه توهین و اتهام پرهیز کنم.اما متاسفانه میرحسین موسوی در شامگاه برگزاری
انتخابات،حرکتی وقیحانه انجام داد که محترمانهترین عبارتی که میتوان برای آن به کار برد «حماقت» است.
بههرحال ایام انتخابات زمان به چالش کشیدن برنامههای رقیب انتخاباتی است و به عقیده من هر یک از کاندیداها می توانستند مدیریت چهارسال اخیر را حتی فجیعترین مدیریت تاریخ بشری عنوان کنند و نظر شخصی خود را ابراز کنند.اما انتخابات و عالم سیاست لوازم و قواعدی دارد که میرحسین از بعداز ظهر انتخابات نشان داد که با این قواعد به شدت بیگانه است و در خوشبینانه ترین شکل می توان گفت از سوی اطرافیانش بازی خورد.
ساعت یازده و نیم شامگاه انتخابات، رسانههای گروهی به صورت فوری به سالن کنفرانس روزنامه اطلاعات دعوت شدند تا صحبتهای بسیار حساس میرحسین موسوی را بشنوند.در این مصاحبه یک طرفه ، میرحسین موسوی از انتخاب خود به عنوان رئیس جمهور ایران خبر داد و ضمن تبریک به مردم، نگرانی اش از نحوه مدیریت و سلامت انتخابات را جدی عنوان کرد.
۱- در این ساعت هیچ مقام رسمی آماری از شمارش آراء انتخابات ریاست جمهوری ارائه نداده بوده و تنها خبرگزاریها و سایتهای خبری بر اساس اطلاعات فردی خود اقدام به ارائه برخی آمارهای ضد و نقیض میکردند. این اقدام میرحسین موسوی بر خلاف قانون و عرف حاکم بر جامعه بوده و از مدعی کسب کرسی ریاست جمهوری بسیار بعید است.اگرچه مشاوران میرحسین وی را تحت فشار این کار قرار داده بودند ، اما خامی و ناپختگی او هم بیتاثیر نیست.
۲- مسئله بسیار مهمتر از مورد نخست، حرکت ذلیلانه و پست گروه رسانهای ستاد موسوی است. این گروه به مدیریت فاتح از ساعات نخست اتمام رایگیری با دست به دامان شدن به رسانههای خارجی ، ملتمسانه از انها درخواست میکردند ضمن اعلام پیروزی موسوی ، تقلب در انتخابات را مطرح کنند. این روند تا صبح شنبه ادامه پیدا کرد و فاتح بدون توجه به مرزهای فکری که تاکنون موسوی مدعی ان شده بود، خوراک تبلیغی رسانههای بیگانه را فراهم می کرد تا به مسئله تقلب در ایران دامن بزنند.
حال باید از جناب موسوی و تیم رسانهای او پرسید برفرض تقلب صددرصد در انتخابات، آیا باید اینگونه ذلیلانه اقدام به وطنفروشی کرد؟ آیا شما سیانان و بیبی سی را به روش های قانونی حاکم در کشور ترجیچ میدهید؟
برفرض آنکه شما در این ایام هیچ رسانه ای برای پیگیری مطالبات خود ندارید، آیا مطمئن هستید که رسانههای خارجی بدون هیچ شیطنتی می توانند جایگزین رسانههای داخلی شوند؟
و البته واقعیات زودتر آشکار شد. فردی که فشار سیاسی را تحمل نکرده و بلافاصله دستبه دامان رسانههای غربی میشود، آیا می تواند در بحرانهای مدیریتی کشور به نیروهای داخلی تکیه کند؟ موسوی اگر رئیس جمهور میشد،در کوچکترین ناملایمات و در صورت عدم استعفا! بلافاصله به آغوش رسانه های غربی و حتی سفارت خانه ها پناه میبرد.
متاسفانه تنها ساعاتی پس از پایان انتخابات ریاست جمهوری و در نخستین گام عملی و اجرائی، موسوی نشان داد که هنوز با معیارهای یک سیاستمدار عادی فاصلههای زیاد دارد و ابتدائیترین روش و اصول رقابت را زیرپا گذاشت. اطرافیانش هم از این خامی او نهایت سوء استفاده را میکنند.
نوشته شده در رسانه, سياست | ۵۲ پاسخ »
نامه به رهبري بهجاي مراجع
سه شنبه, اسفند ۲۰م, ۱۳۸۷جنبش عدالتخواهي در بيانيهاي، نسبت به آنچه که نفوذ تفکرات حجتيه در برخي موضعگيريهاي پيرامون وقايع جهان تشيع خوانده شده است ابراز نگراني کرده و از مراجع تقليد خواسته است که در همه ابعاد با اضلاع مثلث متجددين و غربزدگان، انجمن حجتيه و متحجرين، وهابيت و تكفيريها مبارزه نمايند.
دغدغه جنبشهاي دانشجويي در خصوص وقايع مختلف جامعه امري حياتي و بسيار حائز اهميت است و از سوي ديگر نشاندهنده اوج تعهد جامعه دانشجوئي به نظام و کشور ميباشد.
اما اين عزيزان متاسفانه يک طرفه به موضوع پرداخته و عليرغم دعوت مراجع از تحقيق و کسب اطلاع دقيق از مسائل مختلف، خود بدون بررسيهاي دقيق اقدام به صدور بيانيه نمودهاند که البته با توجه به سطح آگاهي و تجربه اين عزيزان انتظار بيشتري از آنها نميرود.
در اين بيانيه آمده است: «مدعيان دفاع از كيان تشيع و خيل كم مطلعان بعضا مخلص حتي به خود زحمت ندادند كه در مورد شرايط اين مسئله و شايعه كوچكترين تحقيقي به عمل بيابند و بر طبل هولوكاست پاراچنار - كه متعلق به ۵ ماه پيش و ماه مبارك رمضان بود، براي كم رنگ كردن هولوكاست غزه و شكستن وحدت اسلامي كوفتند.» در اين باره بايد به عزيزان دانشجو گفت متاسفانه سوراخ دعا را گم کردهايد، چرا که طرف انتقاد شما بايد مراکزي همچون مجمع جهاني اهلبيت، مجمع جهاني تقريب مذاهب،سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي و ساير نهادهاي عريض و طويل باشد. بايد از اين مراکز پرسيد چرا عليرغم وظايف تعريف شده نسبت به رصد فرهنگي، اجتماعي و سياسي وقايع جهان اسلام و عالم تشيع قصور کرده و واقعيتها را به خدمت مراجع عظام تقليد و متدينين جامعه عرضه نکرده اند؟ بد نيست دانشجويان عزيز به سايت خبري مجمع جهاني اهلبيت مراجعه کرده و ببينند چگونه اين سايت در حيرت وقايع پاراچنار مانده و تحليل و اطلاعات دقيقي از ماوقع نداشته است.
آيا اين مراکز گزارش مستندي خدمت مراجع تقليد ارائه کردهاند و اين بزرگواران نسبت به آن بيتوجه باشند؟ طي ماههاي اخير چند جلسه اختصاصي پيرامون وقايع پاراچنار از سوي مراکز ذيصلاح به ويژه وزارت امورخارجه در خدمت مراجع تقليد برگزار شده و کارشناسان تحليل و اطلاعات دقيقي ارائه کردهاند؟
متاسفانه بايد گفت نهادهاي نامبرده در اين زمينه مقصر هستند و دانشجويان عزيز بايد نامه خود را خطاب به مقام معظم رهبري نوشته و نسبت به کوتاهي مراکز زيرنظر ايشان ابراز نگراني ميکردند!
نکته بعدي در بيانيه دانشجويان، محور قراردادن وقايع غزه براي تجزيه و تحليل مسائل جهاني است. اگرچه به فرموده امام راحل و مقام معظم رهبري فلسطين مهمترين مسئله جهان اسلام است و خوشبختانه مسلمانان سراسر جهان به ويژه ايران هر زمان که لازم باشد در ميدان حاضر شده و از غزه به عنوان پاره تن اسلام دفاع کردهاند، اما اگر در گوشهاي ديگر از جهان اسلام جنايتي عليه مسلمانان به ويژه تشيع صورت گيرد، شايسته است به خاطر مسئله غزه سکوت کرده و نسبت به آن بيتفاوت باشيم؟ متاسفانه دانشجويان عزيز در تحليل خود نسبت به دشمنشناسي دچار افراط و تفريطهايي شدهاند و همه فجايع رخ داده در جهان اسلام را فداي غزه کردهاند. در حالي که آرمانهاي انقلاب اسلامي حکم ميکند نظام و مردم ايران نسبت به همه مظلومان مسلمان احساس تکليف نمايند.
اما موضوع جالب و مورد اشاره اين دوستان که اتفاقا حرف دل ما هم هست، قصور مراکز اطلاعرساني کشور به ويژه صداوسيما درباره واقعيتهاي جهان اسلام است و براي نمونه به يکي ديگر از اين قصورها اشاره ميکنم. موضوع سني بودن و فراتر از آن ناصبي بودن بخشي از مردم غزه جزو شايعات حساب شده و برنامهريزي شده دشمنان پيش از انقلاب اسلامي است تا مردم شيعه ايران را نسبت به دفاع از مسئله فلسطين مردد نمايند و متاسفانه اين شايعات تا به امروز ادامه داشته است . اما جالبتر آن که تاکنون هيچ انگيزه و همتي از سوي مراکز فرهنگي و بينالمللي کشومان براي زدودن اين فکر غلط مشاهده نشده است! تاکنون دقيقهاي فيلم يا صفحهاي گزارش از سوي اين مراکز همچون سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي و مجمع تقريب مذاهب و … در اين خصوص مشاهده نشده است !
کاش دانشجويان عزيز با کمي تامل ابتدا اين مراکز دولتي را مورد خطاب قرار داده و از آنها انتقاد ميکردند.
در پايان مجددا از اهتمام و حساسيت دانشجويان عدالتخواه نسبت به مسائل کشور و جهان اسلام تشکر کرده و توصيه ميکنم تجربه و اندوخته سياسي و فکري خود را کافي ندانسته و پيش از صدور چنين بيانيههایي با اهل فکر و تجربه مشورتهاي لازم را نمايند.
این یادداشت در سایت خبری آینده منتشر شده است.
نوشته شده در رسانه, سياست | ۵ پاسخ »
از بازگشت بالاترین خوشحالم
پنجشنبه, اسفند ۸م, ۱۳۸۷
کمتر بلاگر و اینترنتی ایرانی وجود دارد که بالاترین و روش کار آن را نشناسد. خصوصا پس از هک شدن و از کارافتادن چند هفتهای، یادداشتهای مختلفی درباره بالاترین نوشته شد. از خدمتی که به جامعه وبلاگی کرده تا روش کار آن که به قول برخی نمونه دموکراسی است.
همانطور که در تعریف بالاترین گفته شده، این سایت توسط جامعه کاربران اداره میشود. اعضا لینک های مورد نظر را وارد کرده و با توجه به رای منفی و مثبت همین کاربران لینک ها به صفحه نخست صعود می کند( داغ می شود )و یا در برخی مواقع موضوعی داغ میشود و لینکهای مورد بحث در مجموعهای گردآوری می شود.
خوشحالی من از جهت روش کار بالاترین است … اما چرا؟
اجازه بدهید حرف دوم را اول بزنم. مدتهاست که در جامعه رسانهای و سیاسی ایران با واژه «دموکراسی غربی» و یا «آزادی بیان به روش آمریکائی» مواجه هستیم. به عقیده کارشناسانی که از این اصطلاح استفاده میکنند، آزادی به روش غرب یعنی اینکه ظاهرا فعالیت همه شبکههای تلوزیونی، مطبوعات و سایتهای اینترنتی آزاد است و به هیچوجه به خاطر مسائل سیاسی و فکری، دولتها از فعالیت رسانهها جلوگیری نمیکنند. اما این ظاهر قضیه است چرا که در غرب سیستم های اطلاعرسانی و تبلیغی به گونهای چیده شدهاند که علیرغم آزادی بیان برای همه تریبونها، عملا صدای رسانههای مخالف حاکمیت شنیده نمیشود و آنچنان افکار و فضای عمومی در چنبره رسانههای مورد تایید حکومتها قرار گرفتهاست که رسانههای منتقد حاکمیت درحقیقت در انزوای کامل قرار دارند و حرفشان به هیچ وجه شنیده نمیشود.
من این تعریف ارائه شده از آزادی بیان درغرب را اگرچه به صورت منطقی میتوانستم بپذیرم، اما به این علت که نمونه عینی و واقعی برای آن نتوانستم پیدا کنم برایم صد در صد قابل پذیرش نبود. اما با فعالیت سایت بالاترین ، با تمام وجود آزادی به سبک غرب را حس کردم.
سایت بالاترین ( از جنس web۲) است وظاهرا با فعالیت اعضای آن اداره می شود و رای اعضا لینکی را بالا برده و باعث مورد توجه قرار گرفتن موضوعی میشود. ظاهری کاملا دموکراتیک !
اما فعالیت بالاترین در این دو سال نشان داد که پشت پرده این سایت، تصمیمات و مقاصد سیاسی مدیران است که تعیین میکند چه لینک و کدام موضوع باید مورد توجه کاربران قرار بگیرد. به جرات می توان گفت در دو سال اخیر اغلب موضوعات داغ شده، در تعارض جدی با نظام بود و به هیچ وجه موضوعی که کمترین نکته مثبت را در قبال دین و نظام دربر داشته باشد در بخش موضوعات داغ قرار نگرفته است. برای نمونه اعدام یک مجرم بویژه اگر زن باشد همیشه جزو موضوعات داغ بالاترین بود، در حالی که هر سال طی چند مرحله تعداد زیادی از زندانیان مورد عفو مقام معظم رهبری قرار میگیرند و البته هیچگاه چنین چیزی در بالاترین مورد توجه قرار نمیگیرد. اگر مسئله اجرای احکام برای مدیران بالاترین مهم است، چرا عفو و تخفیف مجازات هزاران زندانی به هیچ وجه دیده نمیشود؟
و یا هر زمانیکه لینکی با موضوع حمایت از دین و نظام در حال داغ شدن است، ناگهان به صورت اتوماتیک رای های منفی، آن را به شدت سرد می کند و ….
این نمونه ودهها نمونه دیگر، ثابت می کند بالاترین تنها پوستهای از تعریف ارائه شده اولیه را دارد و در این شبکه فقط و فقط افکار مدیران است که داغ می شود و مورد توجه قرار میگیرد. البته مدیران بالاترین ابتکار به خرج داده و این سایت را راهاندازی کرده اند وحق دارند هرطور که می خواهند آن را اداره کنند، اما دیگر اجازه ندارند روند آزاد و دموکراتیک را برای تعریف آن به کار گیرند.
از مسئولان فیلترینگ هم تقاضا می کنم فیلتر بالاترین را بردارند تا کاربران اینترنتی با تمام وجود دموکراسی و آزادی غربی را از طریق ورود به بالاترین حس کنند.
در همین زمینه: خداحافظ بالاترین (آهستان)
نوشته شده در جامعه, رسانه | ۲۷ پاسخ »
این خبرگزاری مهر واقعا اعجوبه است!
یکشنبه, بهمن ۱۳م, ۱۳۸۷
دیروز تیتری در خبرگزاری مهر دیدم که ابتدا احتمال دادم اشتباهی رخ داده، ولی وقتی متن خبر را به دقت خواندم دیدم به قدری مصاحبه کننده و مصاحبه شونده ها ……
این مصاحبه با چند کاربر عادی اینترنت انجام نشده است. بلکه با دو دکتر که یکی استاد دانشگاه و دیگری قائم مقام معاونت اطلاع رسانی مؤسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان است، انجام شده است.
خودتان بخشی از این مصاحبه را بخوانید:
گزارش خبری تحلیلی مهر
۴۶۰[!!!]سایت و وبلاگ مذهبی در کشور فعالیت دارند
خبرگزاری مهر - گروه دین و اندیشه: با گسترش فعالیت در محیط مجازی، توجه به دین و مذهب نیز در کنار سایر حوزهها مورد توجه بوده و اگرچه آمار دقیقی از تعداد آنها در اختیار نیست اما میتوان گفت بیش از ۴۶۰ سایت و وبلاگ مذهبی در کشور فعالیت دارند که چنانچه نظارت مناسب در مورد آنها وجود نداشته باشند، اثرات مخرب بسیاری خواهند داشت .
دکتر مجید ابهری استاد دانشگاه شهید بهشتی تهران و کارشناس علوم رفتاری و آسیبهای اجتماعی با اشاره به اینکه وبلاگهایی که تحت نظارت مراکز مذهبی هستند[!!!] و مطالب آنها با کنترل علمی به نظر بینندگان می رسد، قابل اعتماد بوده و باید گسترش یابند، گفت: کاربران به وبلاگهای بدون هویت فقط با عناوین مذهبی نباید توجهی داشته باشند چرا که در حال حاضر مراکز تبلیغات بهایی، وهابیت و برخی از فرقه های صوفیه با عناوین ظاهر فریب به سمپاشی و تفرقه افکنی مشغول هستند.
ابهری در ادامه یادآور شد: مسئولین نهادهای امنیتی، انتظامی و قضایی فقط به صرف غیر اخلاقی بودن سایت یا وبلاگ نباید آن را فیلتر کنند، بلکه باید وبلاگهای گمراه کننده دینی را که بسیار خطرناک و مسموم تر هستند را نیز به گونه ای از ادامه کار منع کنند.[!!!] در شرایطی که امروزه انواع فیلتر شکنها رایگان در اختیار کاربران قرار می گیرند بهترین راه مطالعه اینگونه وبلاگها و پاسخگویی به آنها است. در زمینه مذهبی خوشبختانه کارشناسان کارآمد و خبره ای حضور دارند که توانایی علمیشان، آنها را قادر به مقابله با سایتهای مسموم می کند.
دکتر ابوذر رضاسلطانی قائم مقام معاونت اطلاع رسانی مؤسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان با بیان اینکه متأسفانه[!!!] وبلاگها بیش از سایتهای رسمی و غیردولتی که جنبه عمومی دارد، جنبه شخصی و خصوصی قویتری دارند که نظارت بر آنها به خاطر کثرت بسیار که میزبانهای گوناگون داخلی و خارجی دارند سخت می شود، تصریح کرد: آنها مطالبی را ارائه می کنند که دقیق نیست و امکان خطا و انحراف در آنها وجود دارد اما تحول خوبی که شکل گرفته مجمع تشکل پایگاههای وبلاگها است که بیش از چند هزار وبلاگ مرامنامه و معیارهایی را ذکر می کنند که در آنجا عضو می شوند که در حلقه هویت مجازی نقد و بازخوانی مطالب [!!!] هم می پردازند.
پی نوشت:با خواندن این مصاحبه دقیقا متوجه شدم چرا وضعیت فرهنگی کشور بویژه در فضای نت به این اندازه بی سامان و به هم ریخته است.
نوشته شده در دين, رسانه | ۸ پاسخ »
چرا باید بی بی سی را جدی گرفت؟
جمعه, دی ۲۷م, ۱۳۸۷
بیبیسی را از زمانی که فهمیدم رادیو چیست به یاد دارم. در اوج ایام جنگ که پدرم در کنار تلویزیون، با خشخشهای ملالآور، از ساعت ۸ شب رادیو بیبیسی را گوش میکرد و ماهم در کنار سفره مجبور بودیم به تحلیلها و خبرهای بیبیسی گوش کنیم و البته زمانی که نوبت به پخش ترانه میرسید بلافاصله رادیو خاموش میشد و صدای تلویزیون ایران بلند…و زمانی متوجه شدم بیبیسی یک رسانه حرفهای است که نرم خبرهایش را بارها و بارها میخواندم تا برای خودم الگوئی از نرمخبر نویسی پیدا کنم.
از دیروز برنامههای بخش فارسی تلویزیون بیبیسی آغاز شد و جماعت ماهوارهای ایران یقینا به این تلویزیون توجه خاصی خواهند داشت، چه آنکه مسئولان نظام نیز این اتفاق را جدی گرفتهاند. اما به راستی، چرا بیبیسی را باید جدی گرفت؟
بیبیسی را می توان تنها رسانه تلوزیونی فارسی زبان دانست که با تکیه بر تجربه دهها ساله بخش رادیوئی خود، تصمیم گرفتهاست به عرصه رسانه دیداری هم وارد شود. طبیعتا این تجربه و پشتوانه یکی از مهمترین دلایل قدرت این رسانه است. این تلویزیون با حوصله کافی و در یک پروسه حداقل پنج ساله، ساختار تشکیلاتی خود را چیده، نزدیک به یکصد خبرنگار!! را از سراسر جهان خصوصا ایران گردآوری کرده است.
بهترین نمونه برای آنکه بدانیم چقدر این رادیو با حوصله و با تکیه بر برنامهریزی دقیق اقدام به راهاندازی شبکه تلویزیونی کردهاست، همین بس که هماکنون دهها ساعت گفتوگوی اختصاصی با مرحوم خلخالی و حاج سید احمد خمینی درباره خاطرات انقلاب، در ایام دهه فجر آماده پخش دارد. یا آنکه برای ضبط تاریخ شفاهی انقلاب به سراغ سران رژیم پهلوی و افرادی که در آن زمان در متن جریانات انقلاب بوده اند رفتهاست و در یک رقم از جناب اردشیر زاهدی در سوئیس نزدیک به یکصدوهفتاد ساعت برنامه ضبط کردهاست و بد نیست بدانیم که بهترین دوبلورهای ایران را جمعآوری کرده تا آرشیو بی نظیر خود درباره ایران را دوبله و عرضه کند.
نباید شگفتزده و متعجب شویم، اگر مصاحبه و تصاویری از حجت الاسلام ناطق نوری در شب انتخابات دوم خرداد و شب شمارش آراء از بیبیسی پخش شود، چرا که این تصاویر و دهها سوژه ناب و پخش نشده در آرشیو چند ده ساله این تلویزیون وجود دارد و قرار است تا چند ماه آینده پخش شود. خب به نظر شما راه اندازی این شبکه یک تصمیم ساده و بر اساس تلاش چندماهه است؟
بیبیسی از مدت ها پیش به دنبال جذب نیروهای توانمد رسانهای در ایران بوده است. برای نمونه جناب «مازیار بهاری»که مسئولیت بخش مستندهای تاریخی این شبکه را برعهده دارد، در قالب برگزاری دورههای آموزش مستندسازی در ایران، اقدام به شناسایی و جذب نیروهای توانمند کرده و جالبتر آنکه هزینه برگزاری این دورهها توسط دولت جمهوری اسلامی ایران تامین می شد.!
حالا موفقیت و تاثیرگذاری این شبکه را مقایسه کنید با رادیو و تلویزیون خودمان. تلویزیونی که با افتخار تمام به صورت قطرهچکانی! برخی تصاویر و مصاحبههای انقلاب را پخش میکند، ناگهان با تصاویری مواجه خواهد شد که تهیه آن به مّخیله شریف مدیرانش خطور هم نکردهاست. یک سوال؛ صداوسیمای خودمان چند ساعت گقتوگو درباره تاریخ شفاهی انقلاب از مرحوم خلخالی و سید احمد خمینی دارد؟ آیا به ذهنش خطور کردهاست که مثلا در ایام انتخابات ریاست جمهوری دهم و شب رایگیری، دوربین خود را به منزل احمدی نژاد و چند کاندیدای دیگر ببرد؟ خب با بیان این چند نمونه بسیار کوچک و به ظاهر پیش پا افتاده، تفاوت صداوسیمای خودمان با بیبیسی کاملا مشخص می شود!( یاد صد ساعت فیلم از آرشیو منتشر شده بیبیسی از حوادث قرن اخیر افتادم که منبع تامین بسیاری از تصاویر مستندهای تلویزیونی خودمان است، حتی برنامههای مربوط به انقلاب و جنگ! اگر این کاره هستید توصیه میکنم حتما تهیه کنید)
به هرحال، بیبیسی را باید جدی بگیریم و به جای آنکه با آن سلیقهای رفتار کنیم، به فکر وضع قانون باشیم. بالاخره گفتوگو با بیبیسی جرم هست یا نه؟ این موضوع باید هرچه زودتر مشخص شود تا از برخوردهای سلیقهای در امان ماند و نکته پایانی اینکه :بیبیسی حافظ منافع سیاسی و فرهنگی دولت بریتانیا است! یادمان باشد!
پینوشت: رضا برجی در کتاب خاطرات سفر به افغانستان بارها و بارها از رادیو بیبیسی بحث به میان آورده است. اینکه این رادیو تنها منبع خبری مردم افغانستان، حتی مبارزان مستقر در کوهستان است. جدیدترین وقایع روز و تحولات منطقه ی افغانستان و اینکه امروز کدام گروه چه منطقه ای را گرفته اند، در بیبیسی تنها میشود یافت و اینکه اخبار افغانستان در رادیو ایران تقریبا با یک هفته تاخیر و کلی ایراد و نقص منتشر میشود!
در همین زمینه:
تلویزیون بیبیسی فارسی رسانهای تحریک کننده است(مهدی جامی)
درباره تلویزیون بیبیسی فارسی(تورجان)
تلویزیون بیبیسی فارسی آمد، خوشحال باشیم اما ذوق زده نشویم(بامدادی)
نوشته شده در رسانه, سياست, فرهنگ | ۲۴ پاسخ »
پرچم یا حسین،هدیه ما به مردم غزه
جمعه, دی ۱۳م, ۱۳۸۷
دیروز برنامه دومین سالگرد بزرگداشت زنده یاد «حسن نظری» بود و با اوضاع عجیب وغریب غزه همزمان شده بود. فرصت مغتنمی بود برای گردهم آئی وبلاگ نویسان و حمایت از مقاومت مردم غزه. گروه ۱۵ نفره از دوستان دفتر توسعه وبلاگ دینی هم از قم عزم تهران شدیم برای حضور در این برنامه.
طبق معمول صحبت های حاج آقا مرادی برای همه جذاب بود و مثل همیشه رک و پوست کنده نظراتشان می گفتند. خیلی صریح گفتند چرا پرچم ایران بر روی سن نیست و فقط به پرچم فلسطین و حزب الله لبنان بسنده شده؟ مگر نه این است که ایران محور و رهبر معنوی این دو حرکت است؟ و نکته بسیار مهمی هم که بیان کردند این بود: « وظیفه شرعی ما ایرانی ها و مسلمانان است که از خون تک تک کودکان فلسطین حمایت کنیم و به گفته رهبری به هر اندازه که در توان داریم از خیزش مردم غزه حمایت کنیم…. اما اگر من جای مسئولان هیئت های مذهبی باشم، یک پرچم سرخ «یاحسین» برای رزمندگان و رهبران فلسطینی ارسال می کنم!»
برادر ابوذر منتظرقائم نیز چند دقیقه ای که صحبت کرد. نکته ظریف دیگری هم گفت:«اگرچه اسرائیل در یک برنامه ریزی دقیق، موعد حملات خود را در تعطیلات کریسمس قرار داده بود، اما متوجه این موضوع نشده بود که این ایام دقیقا مقارن است با محرم، با عاشورای حسینی! و ما باید از این پتانسیل و فرصت بیشترین استفاده را داشته باشیم»
در قسمتی از مراسم هم نماینده جنبش اسلامی فلسطین در ایران سخنرانی کرد. تصمیم داشتم پس از اتمام سخنرانی از بین حضار بایستم و بگویم:«برادر عزیز ! ما ایرانی ها وظیفه شرعی خود می دانیم که به هر شکل ممکن از مردم مظلوم فلسطین حمایت کنیم، اما.. به برادران فلسطینی بگویئید برای حفظ دین خدا بجنگند نه فقط خاک وطن، به انها بگوئید خود را جزئی از پیکره اسلام بدانند نه جماعت عرب! و بگویئد تا زمانی که اختلافات درونی خود را گنار نگذاشته و از فرهنگ حسینی پیروی نکنند، از سایر ملت ها کمکی ساخته نخواهد بود.»
پی نوشت:
۱-اصولا به ساز مخالف این جماعت عادت کرده ایم. در هر مساله ای، خصوصا سیاسی و دینی منتظر نگاه مخالف و در عین حال به ظاهر روشن فکرانه این تیپ افراد هستیم. ( امان از مرض ! نیاز به توجه) بخوانید:« عده ای از سر خشم و انزجار داد مبارزه و جنگ سر می دهند. شک دارم از میان همین جمع با تعصب هم به تمامی علاقمند برای جنگ واقعی بیابیم. فتح سفارت و خشونت با پلیس و تحصن در یک مکان بیشتر به سرگرمی می ماند که از عهده هر کس بر می آید. خصوصا اگر شور و هیجان یک عمل جمعی هم ادم را بگیرد. فکر نکنم خیلی کار سختی باشد مسافرت به لبنان یا حتی سفر به سوریه و از آنجا لبنان. کسی که طالب جنگ و عملیات استشهادی است به راحتی می تواند سفر کند. فرودگاه بستن{!!!} و تحصن هم ندارد. اگر غرض مقاومت است، راهش باز است. اگر غرض جنگ افروزی و وارد کردن مستقیم ایران به این جنگ است، حاشا که حتی همین جماعت هم به تمامی مقتدرانه بایستد و حاضر به جنگیدن شود». البته در جریان غزه مساله به قدری مشخص است که ممکن است از روی ناچاری حمایتکی هم از آنها ببینیم وکاملا طبیعی است که این استعداد نهفته را جناب کمانگیر و آزاده کشف کرده و به شدت قربان صدقه اش بروند. این پست کمانگیر با با یادداشت فوق خانم توحیدلو مقایسه کنید. تنها تفاوتشان ترجمه داخلی بودن یادداشت خانم توحیدلو است با تعدیل در برخی اصطلاحات!
موضوع پیشنهادی برای این خواهر برای ایام عاشورا و تاسوعای حسینی:« به نظر من امام حسین می توانست با گفتمانی منطقی امر به معروف و نهی از منکر کند و نباید از خشونت استفاده می کرد. در ضمن بر اساس قوانین جهانی حمایت از کودکان، استفاده ابزاری از کودکان در جنگ ممنوع است و کار امام حسین درست نبوده… البته بنده هم به خاطر حادثه عاشورا اندوهگینم و احساسات مردم را درک می کنم ولی باید عاقلانه به موضوع نگاه کرد…»
۲-هر لحظه منتظر خبری هستم..نمی دانم چه، اما خبری که نشان دهد خون کودکان بی گناه فلسطین و گریه و نفرین مادران آنها بالاخره سران اسرائیل و عرب را به دام اندازد.
۳- گزارش تصویری از برنامه گردهمايی وبلاگ نويسان حامی مقاومت اسلامی
نوشته شده در دين, رسانه, سياست | ۱۳ پاسخ »
وباز هم بحث شيرين وبلاگ نویسی طلاب
جمعه, دی ۶م, ۱۳۸۷هفته گذشته به دعوت دفتر تبیلغات اسلامی خراسان رضوی، مهمان جمع طلبههای وبلاگنویس بودم. برنامه صبح درباره وضعیت كلی وبلاگستان فارسی، جایگاه و تاثیرات سیاسی اجتماعی وبلاگ در ایران بود. برنامه عصر كه به نظرم مهمتر بود، درباره وبلاگ نویسی طلاب و حواشی و نظرات دوستان در این زمینه برگزار شد. جمع حدود چهل نفره حاضران، اگرچه به نظرم اغلب آگاه به گفتههای من بودند، اما ترجیح دادند كه بازهم شنونده باشند و به جز یكی دو نفر، اظهارنظر زیادی نشد. البته علاقه داشتم به جای صحبتهای یك طرفه، بحث و مجادلات طلبگی درباره وبلاگنویسی درگیرد….
با دوستان حوزه علمیه مشهد از ۵ سال پیش ارتباط دارم. از آن زمانی كه به توصیه برادر عزیز آقای زائری برای انتشار عمومی نخستین شماره نشریه حجره با بچههای مدرسه سلیمیانیه و حاجآقای گنابادینژاد و بقیه آشنا شدم. دقیقا نمیتوانم توضیح دهم، اما حال و هوای حاكم بر حوزه علمیه مشهد و طلابش با جو و سلیقه حوزه علمیه قم متفاوت است. طلاب مشهد روحیه و سبك خاصی دارند.
شاید مهمترین بحثی كه در نوبت عصر مطرح شد، شرایط حاكم فكری و فرهنگی در حوزه علمیه است. به عقیده یكی از دوستان حاضر، علت اصلی عدم موفقیت چشمگیر طلاب در وبلاگنویسی، شرایط فرهنگی و خطكشیهای خاص در حوزه است:« آقای نجمی! من مهمترین موانع رشد وبلاگنویسی مذهبی را موانع فرهنگی ـ نه اقتصادی و سختافزاری و … ـ میدانم. ما از آغاز با ترس همآغوشیم. شما بگو با تکلیف، ولی من اسمش را ترس مینهم. ترس ـ تکلیف از آموزههای مقدس، از متولیان مدارس و مساجد، از عوام مذهبی و به ویژه در این سالها از متولیان حکومت، ما را دست و پا بسته بزرگ کرده است. وبلاگ یعنی رسانهی تکثر و آزادی و ما کسانی هستیم که تکثر را مترادف با الحاد و آزادی را مساوی با اباحیگری میدانیم. وبلاگ وقتی معنا دارد که فردیت و تنهایی ما جایگاهی داشته باشد».
اگرچه در برخی نكات با این عزیز هم نظرم، اما بیانصافی است كه همه چیز را به گردن متولیان حكومت و مدیران مدارس بیاندازیم.این پیام كه بر یادداشت فوق نوشته شده هم جالب است:« تا حالا كی به خاطر ثبت مطالب دلخواهت مورد بازخواست قرار گرفته ای؟!! طوری نوشته ای كه انگار خیلی حرفها برای گفتن داری ولی به دلایلی نمی توانی بزنی. تو كه به هر كس دلت می خواهد گیر داده ای. به كشور، رئیس جمهور ، حوزه ، دروس حوزه ، اساتیدت، و …»
وبلاگ حركتی است كه هیچ كس نمیتواند برای آن حد و مرزی تعیین كند ونظر خود را تمام آنچه كه هست بداند. طبیعی است هركس دیدگاه و نظری دارد. از سوی دیگر به عقیده من فلسفه وجودی یك طلبه خدمت به دین است. ذرهذره وجودش برای خدمت به دین خدا تشكیل یافته و اگر جز این باشد به انحراف رفته. وبلاگ هم میتواند ابزار خوبی برای انجام وظیفه باشد، البته به شرط رعایت قوانین وبلاگی!
جالب است كه برخی معتقدند :« واقعیت اینه که نفس طلبگی با شفافیت وبلاگ نویسی سازگاری نداره» و من متحیرم مگر در وبلاگ قرار است چه چیزی بنویسیم كه با نفس طلبگی سازگاری نداشته باشد؟؟ آیا این افراد انتظار دارند محرمانه ترین ارتباط خود با همسر گرامیشان را در وبلاگ بنویسند و نفس طلبگی با آن مخالف است؟ كه اگر اینگونه باشد این مخالفت جای بسی افتخار دارد! یا آنكه ممكن است طلبهای معتقد باشد:«کی گفته من حتما باید به الزام قانونی حجاب معتقد باشم؟ کی گفته من اختیاردار تن دیگرانم؟». این دیگر به خود او مربوط میشود . شاید وی اصلا معتقد باشد چه كسی گفته نماز واج و است و خدا یكی است و دهها نظر و اعتقاد دیگرو كاملا طبيعي است چنين فردي درباره بنده نيز بگويد:«او برخورد آرامی داشت و احساس کردم میتوان با او سخن گفت!!!»
بحث درباره وبلاگ و طلاب وبلاگنویس مفصل است…
تاخير در نوشتن اين يادداشت بخاطر برگزاري كتاب سال ولايت بود كه همين ديروز برگزار شد و تمام وقتم را گرفته بود.
در همین زمینه:
جنگجنگ تا پيروزی
بعدالتحریر:با سایت پاسخگوئی دفتر تبلیغات اسلامی مشهد هم آشنا شدم.انصافا سایت فنی و باسلیقهای طراحی كردهاند.اگرچه در آغاز راهند اما آینده موفقی خواهند داشت.
نوشته شده در دين, رسانه | ۱۳ پاسخ »
صداوسيما و نواختن شيپور از سرگشاد
پنجشنبه, آبان ۳۰م, ۱۳۸۷بر اساس خبرهای دریافتی رئیس سازمان صداوسیما در جلسه علماء شاغل در صداوسیما از بولتن محرمانه جامعه مدرسین حوزه علمیه قم به شدت انتقاد كرد و گفت :« این خبرنامه ارتباطی به جامعه مدرسین ندارد و توسط طلبه جوانی ! تنظیم میشود كه در بسیاری از موارد خبرهای آن كذب است. من با اعضای جامعه مدرسین صحبت كردم و گفتم این خبرنامه در شان شما نیست تا به آن استناد كنید» اگر چه این جلسه با حضور تنها ۶۰ نفر از ۲۰۰ مدعو تشكیل یافت و نام عجیب علماء!شاغل در صداوسیما بر خود نهاد اما بخشهای فوق از صحبتهای آقای ضرغامی از جهاتی قابل توجه است.
مواجهه جامعه مدرسین و صداوسیما پس از آن آغاز شد كه در سال ۱۳۸۴ جلسه ای با حضور ضرغامی و چند تن از معاونان وی در جامعه مدرسین برگزار شد .در این جلسه نقدها و انتقادهای فراوانی نسبت به عملكرد صداوسیما از سوی اعضای جامعه مدرسین مطرح شد،اما در نهایت ناباوری پس از خروج ضرغامی از جلسه،خبر نخست همه بخشهای خبری صداوسیما این بود:« تقدیر و تشكر جامعه مدرسین از عملكرد مثبت و مهم صداوسیما»!!و دریغ از یك كلمه انتقاد! این حركت ناشایست در عرصه رسانه كه نشان از یك حركت برنامه ریزی شده قبلی داشت استارت برخی دلگیریهای غیر رسمی را رقم زد.
اعضای جامعه مدرسین در برخی دیگر از جلسات رسمی و غیر رسمی با مدیران صداوسیما همواره «فاصله گرفتن از آموزههای دینی و فرهنگی » را به مدیران گوشزد می كردند و خروجیهای مختلف جامعه مدرسین اعم از بولتنهای خبری،ویژهنامهها و حتی بولتنهای خاص در راستای نقد كارشناسانه عملكرد صداوسیما بوده است.همان سازمانی كه مدیران آن همیشه ادعای «نقدپذیری و آمادگی برای شنیدن انتقادات» را داشتهاند.این درحالی است كه تنها با وعدههای دیپلماتیك مواجه شده و خروجی رادیو و تلوزیون هر روز به سوی فاصله گرفتن از «آموزههای دینی و فرهنگی» پیش می رفت. خبرها و مطالب منعكس شده در بولتنهای جامعه مدرسین دقیقا انعكاس نگرانی جامعه متدینین از روند برنامهسازی در صداوسیما و در بسیاری موارد نقدهای كارشناسانه با تكیه بر بهرهگیری از مستندات و نظرات متخصصین بوده است.
سال گذشته و با اظهار نظر آیت الله العظمی مكارم شیرازی در خصوص عملكرد رادیو جوان ، صداوسیما باز هم به جای تجدید نظر فوری و جدی در برنامههای خود ، قصد آغاز یك بازی و ترفند رسانهای جدید را داشت كه با هوشیاری دفتر آیت الله العظمی مكار شیرازی این ترفند خنثی شد .اما رادیو جوان كوتاه نیامد و حتی در خبری سراسر كذب مدعی شد:«دفتر آیت الله العظمی مكارم شیرازی اخبار منتشره در خصوص نارضایتی ایشان از رادیو جوان را تكذیب كرد» كه بهت مسئول دفتر ایشان را در پی داشت و تنها بخاطر رعایت مصالحی نسبت به این اقدام كاملا غیراخلاقی و غیر حرفهای واكنش نشان ندادند.
اما امسال پوشش گسترده آغاز سال تحصیلی حوزه های علمیه در بخشهای مختلف خبری نوید تجدید نظر مدیران صداوسیما در تعامل با حوزه را داشت كه متاسفانه این خوشحالی چند روز بیشتر به طول نیانجامید.چرا كه ملاقات ضرغامی با مراجع تقلید تنها ده روز پس از این ماجرا نشان داد كه آن اقدام تنها یك حركت رندانه رسانهای و كوتاه مدت در جهت گرفتن وقت ملاقات برای رئیس صداوسیما بیش نبودهاست.اگرچه حتی برخی طلاب رسانهای ! هم گول فریب این ترفند رسانهای را خوردند و با دستپاچگی نامهتشكر به صداوسیما ارسال كردند،اما نقدهای گذشته حوزههای علمیه و مراجع تقلید به صداوسیما نشان میدهد مسائل مبنائی همواره مورد توجه بوده است، چه آنكه انعكاس گسترده خبر آغاز سال تحصیلی حوزه در صداوسیما نیز كمترین وظیفه رسانه ملی در قبال حوزه علمیه بود كه تاكنون نسبت به آن قصور و كوتاهی صورت گرفته بود و ذوق زدگی برخی تنها نشان از عدم درك رسانه ای آنان دارد.
حال با نگاهی گذرا به نوع تعامل صدا و سیما با حوزههای علمیه باید از مدیران این رسانه پرسید كدام یك از طرفین سعی در بیراهه رفتن در مسیر داشتهاند؟ آیا انعكاس وارونه خبر جلسه جامعه مدرسین با مدیر صداوسیما،انتشار و انتساب خبر كذب به دفتر آیت الله العظمی مكارم شیرازی و بازی و كلاهبرداری رسانهای برای گرفتن وقت ملاقات از مراجع تقلید شایسته این رسانه ملی میباشد؟ چرا مدیران صداوسیما به جای رفتار «صادقانه» در قبال حوزههای علمیه و مراجع تقلید كه همواره در نهایت صداقت با این رسانه تعامل داشتهاند (و عدم آگاهی و یا بياعتنائي مراجع تقلید به بازیهای رسانهای این سازمان نیز تاییدی بر صداقت آنان است) برابر نقدهای مشفقانه تنها اقدام به موضع گیری میكند؟
چرا مدیران صدواسیما تصور می كنند چون رسانه ملی در دستشان است می توانند هر طوری كه صلاح می دانند با افكار عمومی حتی حوزههای علمیه و مراجع تقلید معامله _بخوانید بازی _ كنند؟كاش به جای آنكه رسانه ملی بازی ها و ترفندهای رسانهای خود را برابر حوزهها و مراجع اجرا كند، برای تبلیغ سیاستهای نظام و در برابر رسانهها و بنگاههای خبری دشمنان همچون سیان ان و بیبی سی به اجرا درآورد.
ارسال نامهای توسط قائم مقام ضرغامی به جامعه مدرسین مبنی بر اینكه «جامعه مدرسین پیش از آنكه هر مطلبی درباره صداوسیما نقل كند با فلان شماره تلفن سازمان تماس گرفته و هماهنگی كند-بخوانید اجازه بگیرد- با كدام شعار جریان آزاد اطلاعاتی و تحمل نقد همخوانی دارد؟ این نامه حتی اگر به یك هفتهنامه محلی در دورترین شهرستان هم ارسال شود توهین بزرگی به مخاطب محسوب میشود تا چه برسد به نهادی مانند جامعه مدرسین حوزه علمیه قم!
آیا انعكاس خبرهای روزنامهها در بولتنهای خبری و یا درج نقدهای مختلف به برنامهها خصوصا سریالهای پر مخاطب در بولتن جامعه مدرسین كار اشتباهی است ؟ این درحالی است این بولتنها همواره تكذیب یا توضیحات دریافتی در خصوص خبرهای مندرج را منتشر می كنند و جالبتر آنكه تا كنون از صدواسیما توضیح یا تكذیب هیچ خبری به جامعه مدرسین ارسال نشده است!
كاش جناب ضرغامی و مدیران صداوسیما به جای طراحی برنامههای خاص جهت دور زدن مراجع تقلید و جامعه مدرسین،نگاهی دوباره به نامه اعضای جامعه مدرسین و بررسی مجدد نگرانیها و تذكرات جدی این نهاد میكردند و عجیبتر آنكه در عمل نیز بیمهریها و عدم توجه مناسب به رادیو معارف كه درواقع رادیوی حوزه علمیه و تنها بلندگوی دینی در رسانهملی محسوب میشود پیام خاصی برای همگان دارد.
به هر حال ماجرای دوطرفه حوزه علمیه و صداوسیما زمانی به سرانجام خوش خواهد رسید كه صداوسیما از اریكه رویائی و انحصار نظری خود پائین آمده و با «صداقت» و «با پرهیز از بازیهای رسانهای» نقدهای مشفقانه و كارشناسانه مراجع تقلید و حوزههای علمیه را با جان و دل شنیده و در عمل نیز به اجرا درآورد.
