بایگانی برای‘رسانه’ دسته

صداوسيما و نواختن شيپور از سرگشاد

پنجشنبه, آبان ۳۰م, ۱۳۸۷

بر اساس خبرهای دریافتی رئیس سازمان صداوسیما در جلسه علماء شاغل در صداوسیما از بولتن محرمانه جامعه مدرسین حوزه علمیه قم به شدت انتقاد كرد و گفت :« این خبرنامه ارتباطی به جامعه مدرسین ندارد و توسط طلبه جوانی ! تنظیم می‌شود كه در بسیاری از موارد خبرهای آن كذب است. من با اعضای جامعه مدرسین صحبت كردم و گفتم این خبرنامه در شان شما نیست تا به آن استناد كنید» اگر چه این جلسه با حضور تنها ۶۰ نفر از ۲۰۰ مدعو تشكیل یافت و نام عجیب علماء!شاغل در صداوسیما بر خود نهاد اما بخش‌های فوق از صحبت‌های آقای ضرغامی از جهاتی قابل توجه است.
مواجهه جامعه مدرسین و صداوسیما پس از آن آغاز شد كه در سال ۱۳۸۴ جلسه ای با حضور ضرغامی و چند تن از معاونان وی در جامعه مدرسین برگزار شد .در این جلسه نقدها و انتقادهای فراوانی نسبت به عملكرد صداوسیما از سوی اعضای جامعه مدرسین مطرح شد،اما در نهایت ناباوری پس از خروج ضرغامی از جلسه،خبر نخست همه بخش‌های خبری صداوسیما این بود:« تقدیر و تشكر جامعه مدرسین از عملكرد مثبت و مهم صداوسیما»!!و دریغ از یك كلمه انتقاد! این حركت ناشایست در عرصه رسانه كه نشان از یك حركت برنامه ریزی شده قبلی داشت استارت برخی دلگیری‌های غیر رسمی را رقم زد.
اعضای جامعه مدرسین در برخی دیگر از جلسات رسمی و غیر رسمی با مدیران صداوسیما همواره «فاصله گرفتن از آموزه‌های دینی و فرهنگی » را به مدیران گوشزد می كردند و خروجی‌های مختلف جامعه مدرسین اعم از بولتن‌های خبری،ویژه‌نامه‌ها و حتی بولتن‌های خاص در راستای نقد كارشناسانه عملكرد صداوسیما بوده است.همان سازمانی كه مدیران آن همیشه ادعای «نقدپذیری و آمادگی برای شنیدن انتقادات» را داشته‌اند.این درحالی است كه تنها با وعده‌های دیپلماتیك مواجه شده و خروجی رادیو و تلوزیون هر روز به سوی فاصله گرفتن از «آموزه‌های دینی و فرهنگی» پیش می رفت. خبرها و مطالب منعكس شده در بولتن‌های جامعه مدرسین دقیقا انعكاس نگرانی جامعه متدینین از روند برنامه‌سازی در صداوسیما و در بسیاری موارد نقدهای كارشناسانه با تكیه بر بهره‌گیری از مستندات و نظرات متخصصین بوده است.
سال گذشته و با اظهار نظر آیت الله العظمی مكارم شیرازی در خصوص عملكرد رادیو جوان ، صداوسیما باز هم به جای تجدید نظر فوری و جدی در برنامه‌های خود ، قصد آغاز یك بازی و ترفند رسانه‌ای جدید را داشت كه با هوشیاری دفتر آیت الله العظمی مكار شیرازی این ترفند خنثی شد .اما رادیو جوان كوتاه نیامد و حتی در خبری سراسر كذب مدعی شد:«دفتر آیت الله العظمی مكارم شیرازی اخبار منتشره در خصوص نارضایتی ایشان از رادیو جوان را تكذیب كرد» كه بهت مسئول دفتر ایشان را در پی داشت و تنها بخاطر رعایت مصالحی نسبت به این اقدام كاملا غیراخلاقی و غیر حرفه‌ای واكنش نشان ندادند.
اما امسال پوشش گسترده آغاز سال تحصیلی حوزه های علمیه در بخش‌های مختلف خبری نوید تجدید نظر مدیران صداوسیما در تعامل با حوزه را داشت كه متاسفانه این خوشحالی چند روز بیشتر به طول نیانجامید.چرا كه ملاقات ضرغامی با مراجع تقلید تنها ده روز پس از این ماجرا نشان داد كه آن اقدام تنها یك حركت رندانه رسانه‌ای و كوتاه مدت در جهت گرفتن وقت ملاقات برای رئیس صداوسیما بیش نبوده‌است.اگرچه حتی برخی طلاب رسانه‌ای ! هم گول فریب این ترفند رسانه‌ای را خوردند و با دست‌پاچگی نامه‌تشكر به صداوسیما ارسال كردند،اما نقدهای گذشته حوزه‌های علمیه و مراجع تقلید به صداوسیما نشان می‌دهد مسائل مبنائی همواره مورد توجه بوده است، چه آنكه انعكاس گسترده خبر آغاز سال تحصیلی حوزه در صداوسیما نیز كمترین وظیفه رسانه ملی در قبال حوزه علمیه بود كه تاكنون نسبت به آن قصور و كوتاهی صورت گرفته بود و ذوق زدگی برخی تنها نشان از عدم درك رسانه ای آنان دارد.
حال با نگاهی گذرا به نوع تعامل صدا و سیما با حوزه‌های علمیه باید از مدیران این رسانه پرسید كدام یك از طرفین سعی در بیراهه رفتن در مسیر داشته‌اند؟ آیا انعكاس وارونه خبر جلسه جامعه مدرسین با مدیر صداوسیما،انتشار و انتساب خبر كذب به دفتر آیت الله العظمی مكارم شیرازی و بازی و كلاه‌برداری رسانه‌ای برای گرفتن وقت ملاقات از مراجع تقلید شایسته این رسانه ملی می‌باشد؟ چرا مدیران صداوسیما به جای رفتار «صادقانه» در قبال حوزه‌های علمیه و مراجع تقلید كه همواره در نهایت صداقت با این رسانه تعامل داشته‌اند (و عدم آگاهی و یا بي‌اعتنائي مراجع تقلید به باز‌ی‌های رسانه‌ای این سازمان نیز تاییدی بر صداقت آنان است) برابر نقدهای مشفقانه تنها اقدام به موضع گیری می‌كند؟
چرا مدیران صدواسیما تصور می كنند چون رسانه ملی در دستشان است می توانند هر طوری كه صلاح می دانند با افكار عمومی حتی حوزه‌های علمیه و مراجع تقلید معامله _بخوانید بازی _ كنند؟كاش به جای آنكه رسانه ملی بازی ها و ترفندهای رسانه‌ای خود را برابر حوزه‌ها و مراجع اجرا كند، برای تبلیغ سیاست‌های نظام و در برابر رسانه‌ها و بنگاه‌های خبری دشمنان همچون سی‌ان ان و بی‌بی سی به اجرا درآورد.
ارسال نامه‌ای توسط قائم مقام ضرغامی به جامعه مدرسین مبنی بر اینكه «جامعه مدرسین پیش از آنكه هر مطلبی درباره صداوسیما نقل كند با فلان شماره تلفن سازمان تماس گرفته و هماهنگی كند-بخوانید اجازه بگیرد- با كدام شعار جریان آزاد اطلاعاتی و تحمل نقد همخوانی دارد؟ این نامه حتی اگر به یك هفته‌نامه محلی در دورترین شهرستان هم ارسال شود توهین بزرگی به مخاطب محسوب می‌شود تا چه برسد به نهادی مانند جامعه مدرسین حوزه علمیه قم!
آیا انعكاس خبرهای روزنامه‌ها در بولتن‌های خبری و یا درج نقدهای مختلف به برنامه‌ها خصوصا سریال‌های پر مخاطب در بولتن جامعه مدرسین كار اشتباهی است ؟ این درحالی است این بولتن‌ها همواره تكذیب یا توضیحات دریافتی در خصوص خبرهای مندرج را منتشر می كنند و جالب‌تر آنكه تا كنون از صدواسیما توضیح یا تكذیب هیچ خبری به جامعه مدرسین ارسال نشده است!
كاش جناب ضرغامی و مدیران صداوسیما به جای طراحی برنامه‌های خاص جهت دور زدن مراجع تقلید و جامعه مدرسین،نگاهی دوباره به نامه اعضای جامعه مدرسین و بررسی مجدد نگرانی‌ها و تذكرات جدی این نهاد می‌كردند و عجیب‌تر آنكه در عمل نیز بی‌مهری‌ها و عدم توجه مناسب به رادیو معارف كه درواقع رادیوی حوزه علمیه و تنها بلندگوی دینی در رسانه‌ملی محسوب می‌شود پیام خاصی برای همگان دارد.
به هر حال ماجرای دوطرفه حوزه‌ علمیه و صداوسیما زمانی به سرانجام خوش خواهد رسید كه صداوسیما از اریكه رویائی و انحصار نظری خود پائین آمده و با «صداقت» و «با پرهیز از بازی‌های رسانه‌ای» نقدهای مشفقانه و كارشناسانه مراجع تقلید و حوزه‌های علمیه را با جان و دل شنیده و در عمل نیز به اجرا درآورد.

نوشته شده در دين, رسانه, فرهنگ | ۱۷ پاسخ »

كنار رفتن جامی از رادیو زمانه؛علت چیست؟

جمعه, آبان ۱۰م, ۱۳۸۷

بسیاری از اهالی اینترنت پس از شنیدن خبر بركناری مدیر ایرانی رادیو زمانه ، بیش از آنكه به دنبال علت اصلی این جریان باشند ، به انتشار یادداشت‌های احساسی و در برخی موارد انتقادی تند علیه سرمایه‌گذاران این رادیو پرداختند. نكته جالب توجه برای من ، بی اعتنائی مطلق به علت اصلی این ماجراست.در این یادداشت ، سعی می كنم به صورت خلاصه به این ماجرا بپردازم.
- به اعتراف عوامل اولیه راه‌اندازی رادیو زمانه ، این رادیو بر اساس بودجه رسمی دولت هلند (۱۵ میلیون یورو)و با درخواست یكی از نیروهای اپوزوسیون ایران ، خانم «فرح كريمي» (نماينده ايراني تبار حزب سبزهاي هلند در پارلمان اين كشور) راه اندازی شده است.طبیعتا دولت هلند بر اساس معیارها و اهداف خود چنین بودجه‌ای را در اختیار مهدی جامی و تیمش قرار داده‌اند.تاثیر قابل توجه فرهنگی و سیاسی در بین روشنفكران ، اهالی مطبوعات و به تبع آنان لایه‌های مختلف جامعه ایرانی از جمله اهداف سرمایه‌گذاران این رادیو است كه برای همه كاملا مشهود و واضح بوده است..
- تیم مهدی جامی پس از جلسلات مختلف و آگاهی كامل از اهداف اختصاص بودجه كلان به چنین طرحی ، خود را موظف به تحقق آن كرده‌اند و تنها ویژگی مهدی جامی در این بین ارائه طرح و الگوئی مناسب برای تحقق اهداف سرمایه‌گذران است.
- رویه و عملكرد این رادیو تاكنون كاملا در راستای تاثیر فرهنگی و سیاسی بر جامعه روشنفكران، هنرمندان و اهالی رسانه بوده است . پرداختن به موضوعات هنری،ادبی،اجتماعی،فرهنگی و حتی مذهبی با شعارهای روشنفكرانه اما با پشت پرده‌های سیاسی الویت نخست این رادیو بوده است.حمایت علنی از كمپین زنان نیز از دیگر سیاست‌های اصلی زمانه به شمار می روند.در واقع باید «براندازی نرم» را تاكتیك این رادیو بیان كرد.
- حال پس از چند سال فعالیت جامی و تیمش ، سرمایه گذران رادیو زمانه این تیم را در پیاده كردن اهداف فوق ناكارآمد تشخیص داده و در تصمیم نهائی عذر مهدی جامی را خواسته‌اند.اما نكته قابل توجه در این بین عدم اشاره به این جریان كاملا مشخص در یادداشت‌های روزهای اخیر است.آیا واقعا جماعت ژورنالیتسی كه یادداشت‌های تاسف‌آمیز و انتقاد تند از مدیران رادیو زمانه نوشته‌اند چنین جریان واضح و مشخصی را ندیده‌اند؟؟ اگر واقعا این جریان را نمی دانند چطور ادعای منتقد و ژورنالیستی بودن را دارند؟؟
- نكته بعدی در چرائی ناكارآمدی جامی در تحقق اهداف سرمایه‌گذران كه همانا تاثیر فرهنگی و سیاسی در جامعه ایرانی است ؟ آیا واقعا جامی مخالف چینن سیاستی بوده است؟اگر مخالف تغییر فرهنگی و سوق دادن جامعه ایرانی به طرف سكولار بوده است، چرا شروط اولیه طرف قرارداد را قبول و چند سال برای آنها خدمت كرده است؟ باید گفت تفكر و هدف جامی و تیمش دقیقا در راستای پارلمان هلند و در واقع براندازی نرم است.اما چرا به چنین اختلافی منجر شد؟
- جامی مخاطب خود و فضای حاكم بر ایران را می شناسد و معتقد است رفتار چكشی تاثیر منفی بر مخاطب می گذارد و در واقع مخاطب را فراری می دهد.باید با ادبیاتی به ظاهر منصفانه و بسیار محترمانه اهداف خود را در لایه‌های هنری و ادبی به مخاطب منتقل كرد.به این اعتراف جالب توجه كنید :« مهدی جامی مدیر رادیو زمانه که از آمستردام برای جوانان طبقهء شهری ایرانی برنامه پخش میکند، بطور مداوم تاکید میکند: “ما یک رادیو ایرانی برای مخاطبین ایرانی هستیم و البته نه یک رادیوی غربی. ما باید احساسات مخاطبین خود را در نظر داشته باشیم. من بنا بر اصول اخلاقی ام اخبار را بصورت جنجالی گزارش نمیدهم.” او در اینجا به بازدید پُر سر و صدای محمود احمدی نژاد از دانشگاه کلمبیا اشاره میکند. روزنامه فولکس کرانت هلند در تیتر گزارش خبری خود در این ارتباط و به نقل از یکی از شرکت کنندگان از عنوان «گوش دادن به هیتلر ایران» استفاده کرده بود. رئیس دانشگاه کلمبیا [در مقدمهء آن جلسه]، رئیس جمهور ایران را یک «دیکتاتور وقیح» خطاب کرده بود.رادیو زمانه تعابیری چون «هیتلر ایران» و«دیکتاتور» را استفاده نمیکند. سردبیران جامی باید با رهبران ایران منصفانه برخورد کنند. بنابراین احمدی نژاد با عنوان “آقای” احمدی نژاد مورد خطاب قرار میگیرد. اینگونه برخورد محتاط آمیز رادیو زمانه اعتراض منتقدین را بر انگیخته است.»
- پس باید گفت هدف جامی و پارلمان هلند دقیقا یك چیز است و اختلاف تنها در قالب اجراست.مدیران هلندی این طرح سیاست برخورد تند و چكشی را می خواهند و جامی با این ادبیات و روش مخالف است.حال باید پرسید چنین فردی كه قلبا معتقد به اهدف پارلمان هلند است و تنها در اجرا با آنها اختلاف نظر دارد،چگونه می تواند دم از «دغدغه یك رادیوی مستقل برای ایرانیان » داشته باشد؟ كاملا مشخص است.پارلمان هلند سرمایه‌گذاری كرده است تا اهداف خود را پیاده كند و كار را به گروهی می سپارد كه دقيقا اهداف و نظرات آنها را پیاده كنند.
- آنچه كه برای من در این بین عجیب است چشم پوشیدن به این واقعیات كاملا مشخص است.آن هم از سوی جماعتی كه ادعای بیرون كشیدن مو از ماست را دارند، تفكرات خود را شدیدا عاقلانه می دانند و همیشه برای مخاطب متاسف هستند!!!
در همين زمينه :هم فحشا هم انديشه!

نوشته شده در جامعه, رسانه | ۱۸ پاسخ »

نخستین خبر از درس خارج امسال

سه شنبه, مهر ۱۶م, ۱۳۸۷

این متن را  در درس آیت الله العظمی مکارم شیرازی یادداشت کردم و بلافاصله برای وبلاگم تنظیم کردم:

آیت الله العظمی مکارم شیرازی:
تعطیلی در حوزه به معنای گوشه نشینی و استراحت نیست

آیت الله العظمی مکارم شیرازی صبح امروز سه شنبه در جمع بیش از هزار نفر از طلاب ، تعطیلات حوزه علمیه را به معنی دوری از تحصیل علم ندانست و گفت : طلاب حوزه های علمیه در سراسر سال در حال تلاش و انجام وظیفه هستند
توضیحات آیت الله مکارم شیرازی در خصوص تعطیلات حوزه های  علمیه پس از آن صورت گرفت که رسانه های گروهی سخنان ایشان را در آغاز سال تحصیلی حوزه علمیه به گونه ای منعکس کردند که توهم  بروز کساد علمی یا نیمه تعطیل شدن حوزه ها در مخاطبان ایجاد شده بود.
آیت الله العظمی مکارم شیرازی یکی از مراجع تقلید در قم با اشاره به نحوه انعکاس بیاناتش در رسانه ها گفت:منظور از تعطیلات زیاد در حوزه ، دروس سطوح عالی در سطح کارشناسی ارشد و دکترا است.دروس سطوح پائین تر حوزه های علمیه خوشبختانه نزدیک به دویست روز در سال برقرار می باشد و باید گفت در این زمینه سوء برداشتی توسط رسانه ها پیش آمده است.
ایشان در عین حال گفتند:تعطیلی در سطوح عالی حوزه ، تنها به روزهای درسی مربوط می شود ، در حالی که در طول سال نزدیک به شصت روز یعنی در ایام ماه مبارک رمضان، محرم و صفر و ایام فاطمیه ، همین طلاب به انجام وظیفه می پردازند و به مناطق مختلف کشور و سایر کشورها هجرت می کنند.در روزهای عاشورا و ایام شهادت ائمه که همه جا تعطیل است ، طلاب در حال انجام وظیفه هستند.
این مرجع تقلید  به سایر فعالیت های طلاب در طی سال اشاره کردند و گفتند: در شهر مقدس قم ، نزدیک به سیصد موسسه علمی و پژوهشی در موضوعات مختلفی مانند فقه ، کلام، فلسفه، تاریخ و سایر موارد وجود دارد که طلاب در طی سال در این مراکز به فعالیت های علمی می پردازند . طبیعی است تعطیلات در حوزه به معنی تغییر در نوع کار است و در حوز های علمیه تعطیلات به معنای گوشه نشینی و استراحت نیست، اگر چه معتقدیم همین اندازه تعطیل روز های درسی نیز  باید کمتر شود.
آیت الله العظمی مکارم شیرازی در پاسخ به تعریض یکی از طلاب حاظر در جلسه که گفت«ما همه ایام سال را مشغول تحصیل علم هستیم» با لبخندی حاکی از تایید گفتند : بنده با توجه به شرایط سنی و مسئولیت هایم در طی شبانه روز نزدیک به ۱۴ ساعت کار علمی و فکر انجام می دهم . پاسخ به دویست استفتاء در روز از جمله فعالیت های بنده است.من هیچ تعطیلی در برنامه هایم ندارم و تنها تغییر روش در برنامه وجود دارد.
ایشان حضور طلاب در مراسم افتتاحیه را علت بیان این تذکر عنوان کردند و خاطر نشان کردند: با توجه به مخاطبان حاظر در مراسم افتتاح سال تحصیلی ، این موضوع را بدون توضیحات بیان کردم ، اما با توجه به رسانه ای شدن مسئله نیاز بود توضیحات کافی ارائه شود.
ایشان از رسانه های گروهی خواستند توضیحات ارائه شده را به طور صحیح و دقیق منعکس کنند.
ساختار آموزشی حوزه های علمیه به سه طبقه مقدمات (کاردانی )، سطح (کارشناسی و کارشناسی ارشد) و خارج (دکترا ) تقسیم بندی مشود که در مرحله مقدمات طلاب تحت مدیریت مدارس در حال تحصیل هستند و نظام درسی و تعطیلات آنها طبق قوانین کشوری است و در برخی موارد روزهای تحصیلی بیش از میزان دانشگاه ها می باشد.
مسئله تعطیلات در حوزه علمیه پس از آن مورد توجه قرار گرفت که حجت الاسلام قرائتی در محافل مختلف ، از وجود تعطیلات بیش از اندازه انتقاد کرده بود.قرائتی معتقد بود تعطیلات در برخی موارد مانند روزهای پنج شنبه ضرورتی ندارد . البته وی خواستار جایگزین شدن برخی دروس ویژه در این روزها مانند تفسیر قران و نهج البلاغه شده بود که مورد استقبال اساتید نیز قرار گرفته است.

نوشته شده در دين, رسانه | ۱۱ پاسخ »

سرباز گمنام وطن

پنجشنبه, مهر ۴م, ۱۳۸۷

اين پست به دليل برخي توصيه‌ها و عدم رضايت « سرباز مورد نظر» نمايش داده نمي شود!

نوشته شده در جامعه, رسانه, فرهنگ | ۵ پاسخ »

نوری‌زاد عامل مشكلات فرهنگی قم است!

جمعه, شهریور ۲۲م, ۱۳۸۷

صدای نوری‌زاد را برای اولین بار در توصیف دختر نه ساله‌ی حافظ قرآن كه از كپرنشینان بشاگرد بود به یاد دارم.صدایی بس دلنشین و تاثیرگذار.پس از آن نامش را با گروه شهید آوینی شنیدم و در سالهای نخست طلبگی نوشته‌هایش را در كیهان یافتم. به اندازه‌ای شیفته‌ی ‌ادبیات و روش نوشتاری او شده بودم كه هر چهارشنبه منتظر كیهان بودم و صفحه ۱۴ آن و یادداشتهایی از «نوری‌زاد».زمانی كه وارد فعالیت‌های رسانه‌ای شدم در تصورم نوری‌زاد بهترین «استاد» و راهبر بود.برای مشاوره و یافتنش مدتها تلاش كردم و زمانی كه در موسسه شهید آوینی و برای اولین بار مقابلش نشسته بودم احساس موفقیت می كردم.همه یادداشتهایش را ، مستندهایش و حتی سخنرانی‌هایش در قم را پی‌گیری می كردم.اگر چند خط از یادداشتش را بدون نام نشانم می دادند ، از كلمات و جملاتش می توانستم تشخیص دهم این یادداشت را نوری‌زاد نوشته است .
گذشت و گذشت تا آنكه نقد فیلم نادر طالب زاد در خصوص مسیح را از نوری‌زاد خواندم و شگفت زده شدم.رسما فیلم طالب زاده را مزخرفت‌ترین فیلم روی زمین ارزیابی كرده بود و بهتر بگویم با تمام وجود طالب‌زاده را له كرده بود.با خواندن این یادداشت اصلا احساس خوبی نسبت به نوری‌زاد نداشتم. سریال «چهل سرباز» او تاسف همگان را برانگیخت و من هم متحیر از كارهایی كه این «استاد» انجام می داد.تا آنكه رسید به نامه‌نگاری‌اش به روحانیت و مراجع و …
نوری‌زاد قلمی بس برنده و تند دارد.بدون هراس می نویسد و هیچ ابائی از اظهار نظر ندارد.اینها شاید یك امتیاز برای هر نویسنده محسوب شود ، اما نگاه و سلیقه عجیب نوری‌زاد به مسائل فرهنگی باعث شده است برندگی و تندی قلمش به فراموشی سپرده شود. اگر چه در آخرین نامه‌اش به آیت الله العظمی مكارم شیرازی چندین بار تلاش كرده‌است اشتباه خود را به گردن تندی ادبیاتش بیاندازد ، اما مشكل اصلی، در تناقضات و استدلالات اوست.تنها به دو مورد اشاره می كنم :
نوری‌زاد از طرفی به خود اجازه داده‌است در تمامی یادداشت‌های چند ساله خود تمامی مسئولان نظام را به محاكمه بكشد و در آخرین مورد برای مراجع تقلید خط و نشان بكشد ، ولی مدعی است مراجع تقلید نباید در مسائل كشوری تذكر دهند . نمی دانم چرا زمانی كه نوری‌زاد در ملاقات كارگردانان با رهبری تریبونی پیدا كرد و وزیر ارشاد را به بدترین شكل ممكن به باد انتقاد گرفتو یا در یادداشتی وزیر ارشاد را به عنوان یكی از «پخمگان فرهنگی» معرفی كرد! با خود نگفت این كشور مجلس دارد ، شورای نگهبان و مجمع و رئیس جمهور دارد؟آنها وظیفه دارند به این مسائل رسیدگی كنند.حق تام خود می دانست كه وزیر ارشاد را به محاكمه بكشد ، اما مدعی است یك مرجع تقلید اجازه تذكر ارشادی به رئیس جمهور را هم ندارد !
نوری‌زاد از طرفی می‌گوید مراجع تقلید باید سهم امام را به رهبری تحویل دهند و از طرف دیگر همه مشكلات فرهنگی قم را به گردن مراجع تقلید می‌اندازد.خب این مراجع با چه ابزار قانونی و مالی در این شهر فعالیت دینی و فرهنگی كنند. آیا فقط با منبر رفتن جوانان ارشاد می شوند؟آیا نباید مراكز فرهنگی و دینی وتبلیغی ایجاد كرد؟
و دهها تناقض عجیب دیگر كه ارزش بیان ندارد.
حالا كه یادداشتم به اینجارسید اجازه دهید لحنم را خطابی كنم و از سوی یكی از طلاب مورد خطاب نوری‌زاد بنویسم.
آقای نوری‌زاد می خواهم همین ابتدا حرف آخر خود را بگویم. به نظرم عامل اصلی همه مشكلات فرهنگی در قم شما هستید !! بله خود ِخود‌ ِ شما . اجازه بدهید توضیح می دهم.قم از نظر فضای فرهنگی برای جوانان ، از سینما گرفته تا فرهنگسرا و كانون فرهنگی یكی از فقیرترین شهرهاست.به جز چند بوستان كه در دو سه سال اخیر در این شهر ساخته شده است ، هیچ فضای تفریحی سالم برای جوانان وجود ندارد. فضای فرهنگی منطقه نیروگاه قم كه یكی از پرجمعیت‌ترین مناطق این شهر است نسبت به تعداد جوانان این منطقه زیر صفر است . خب شاید بگوئید این مسئله به من چه ربطی دارد .بروید به رئیس جمهور و مسئولان فرهنگی بگوئید.اتفاقا می خواهم بگویم عامل اصلی این مشكلات شما هستید ! شمائی كه بخاطر سلیقه‌عجیب خود میلیاردها تومان بودجه فرهنگی را بخاطر سریال چهل سرباز هدر دادید .می دانید با این پول می شد برای چند‌ده هزار جوان منطقه نیروگاه كار فرهنگی كرد؟ شمائی كه میلیاردها تومان به خاطر فیلم « پرچم‌هاي قلعه كاوه» ( فیلمی كه در هر سانس بیش از ۵ نفر تماشاگر نداشت ) هدر دادید ، می دانید با این بودجه می شد چندین سینما و فرهنگسرا و كانون فرهنگی برای جوانان قم ساخت؟ من یكی از آن طلبه‌هایی هستم كه متهمم می كنید به كم‌كاری و تنبلی. برای نمونه بگویم كه برای جوانان اینترنتی و وبلاگی اردویی سه روزه برای آموزش معارف مهدوی تدارك دیدیم ودریغ از یك ریال كمك مراكز فرهنگی كه الان با گذشت دو ماه ، دیگر بهانه هایم برای فرار محترمانه از دست طلبكاران تمام شده و من مانده‌ام با ۵ میلیون تومان بدهی.نمی خواهم بگویم شمائی كه در خانه‌تان در نیاوران نشسته اید نمی‌توانید شرایط طلبه‌ای مثل من را درك كنید.چه بسيارند طلبه‌هایی كه برای كار فرهنگی در مدارس معطل چند تا خودكار و جامدادی به عنوان جایزه براي بچه‌ها هستد و دست آخر هم باید از شهریه‌خود این جوایز را بخرند. خب كافی است تنها سه نفر فعال فرهنگی ذی نفوذ مثل شما در این مملكت وجو داشته باشد . آن وقت می توان گفت همه بودجه فعالیت‌های فرهنگی و دینی برای جوانان قمی را این چند نفر به باد فنا می دهند.
آقای نوری‌زاد ! به عنوان یك طلبه می گویم ، شمائی كه روحانیون را متهم به اهمال كاری در تربیت جوانان می كنید ، خودتان تا چه اندازه در تربیت فرزندانتان موفق بوده‌اید.چرا فرزند دلبندتان به همه تفكرات و عقائد شما پشت پا زد و برای تحصیل در رشته موسیقی به آمریكا رفت و حتی در یادداشتی از قول شما نوشت :« كاش می شد نامت را از شناسنامه‌ام پاك می كردم!! » ( ان شاء الله كه ایشان پسر متدین و فطرتا پاكی خواهند ماند ، اما شما بهتر از همه می‌دانید حضور و تحصیل در چنین رشته‌ای در آمریكا یعنی چه!!) خب مرحله نخست تربیت یك جوان از خانه شروع می شود.كافی است نیمی از پدران قمی مثل شما باشند.آن‌وقت ……. .
البته بنده بیش از شما معتقد به آسیب شناسی فعالیت‌های فرهنگی روحانیت و حوزه‌های علمیه هستم اما به شرطها و شروطها و دوری از اغراض شخصی و تخصص در این زمینه مِن شروطها !
پی‌نوشت:
می‌خواستم یادداشتم را خیلی مفصل‌تر بنویسم.اما با دیدن این یادداشت تنها به چند خط اكتفا كردم.حوصله كنید و بخوانید.

اضافه شده در تاريخ ۲۹ شهريور:چندتن از دوستان يه قضاوت من در خصوص  انگيزه نقد نوري زاد در موردفيلم آقاي طالب زاده ايراد گرفتند كه بدين وسيله ان قضاوت را حذف مي كنم.

 

نوشته شده در جامعه, رسانه, فرهنگ | ۳۱ پاسخ »

مراجع آنلاين

شنبه, تیر ۲۹م, ۱۳۸۷

زمانی كه در سال ۱۳۷۴ موسسه آل البیت وابسته به دفتر آیت الله العظمی سیستانی نخستین آی‌اس‌پی قم و یكي از اولین آی اس پی های كشور را راه اندازی كرد ، هیچ كس تصور نمی كرد تا این اندازه مراكز و موسسات اسلامی از اینترنت استفاده كنند، تا جائی كه هم‌اینك بر اساس آمارهای موجود شهر قم بالاترین سرانه استفاده از اینترنت را در كشور دارد . راه اندازی یك سایت اینترنتی برای بسیاری از موسسات و شخصیتهای قمی از ضروریات و شاید هم در بسیاری از موارد كلاس كار محسوب می شود . از سوی دیگر مراكزی مانند مركز كامپیوتری علوم اسلامی وجود دارد كه به صورت بسیار گسترده در زمینه رایانه فعالیت می كنند. اگرچه درباره ضعف بسیار شدید چنین موسسات رسمی و دولتی در زمینه جذب مخاطب در اینترنت درد و دل زیاد وجود دارد ، اما باید گفت در مقایسه با مراكز دانشگاهی،حوزه‌های علمیه در زمینه آی‌تی و فن‌آوری های رایانه‌ای بسیار جلوتر هستند .
مقدمه بالا را به مناسبت راه اندازی نسخه جدید سایت آیت الله العظمی مكارم شیرازی نوشته ام.به این بهانه چند نكته ضروری را هم باید بنویسم :
۱- چند سالی است كه از مرحله ضرورت راه اندازی سایت برای مراجع تقلید عبور كرده ایم و كم و بیش همه مراجع تقلید سایت مناسبی دارند و از این طریق به پرسشهای مخاطبان پاسخ داده و مقلدان به راحتی می توانند نظرات مرجع خود را به دست آوردند . در شرایط فعلی مدیران سایتها باید قدمی فراتر برداشته و به ارتقاء كیفی كار بیاندیشند . استفاده صحیح و گسترده از مالتی‌مدیا ، تولید سریع و كامل خبر توسط سایت – كه این مورد خلاء جدی سایت مراجع به‌شمار می رود و اغلب سايتهای مراجع به جای تولید خبر منتظر كپی برداری خبر خود از سایتهای خبری می باشند. تنها سایتی كه توانسته به صورت كامل و دقیق اخبار مرجعیت را تولید و پوشش دهد سایت آقاي منتظری می‌باشد – ارتباط آنلاین با مخاطبان به معنای واقعی نه كلیشه ای از جمله مواردی است كه باید مورد توجه مدیران سایتهای مراجع قرار گیرد.
۲- اگرچه در اغلب صفحات اولیه سایتهای مراجع با زبان‌های مختلفی حتی تا ده زبان مواجه می شویم ، اما به جز زبان فارسی سایر زبان‌ها به شدت فقر محتوایی و یا حالت ایستائی دارند . آیا تنها ارائه آمار از تعداد زبان های سایت كافی است و نباید حداقل به اندازه نیمی از زبان فارسی ، به زبان‌های اصلی مانند عربی و انگلیسی نیز پرداخته شود ؟
۳- استفاده ازنیروهای ماهر فنی در برنامه نویسی سایت بسیار مهم است . متاسفانه اغلب سایتهای مراجع یا از برنامه‌های آماده استفاده می كنند و یا اینكه در برنامه‌نویسی مستقل دارای ضعف های عمده‌ای هستند. هك شدن سایت یك مرجع تقلید خاطره تلخی است كه به این زودی‌ها از اذهان پاك نمی‌شود !
۴- ایجاد دیتا سنتر مستقل داخلی برای سایتهای مراجع تقلید از دیگر ضرورتها به حساب می‌آید . مركز آل‌البیت در سالهای نخستین تلاش زیادی كرد تا به این مهم دست یابد ، اما عدم پشتیبانی صحیح و نارضایتی مراكز عملا این طرح را با شكست مواجه كرد . حسین نخلی مدیرفنی سایت آیت الله العظمی مكارم شیرازی در عین حال كه قبول دارد باید سرور سایتهای مراجع داخلی باشد می گوید : « سرورهای داخلی هنوز اطمینان ما را جلب نكرده‌اند . در اوایل راه اندازی سایت از مركز آل‌البیت فضا را اجاره كردیم كه متاسفانه مشكلات عدیده فنی باعث شد فضای سایت را از كشورهای دیگر خریداری كنیم .»
چندی پیش مستندی از شبكه الجریزه انگلیسی با عنوان « آیت الله آنلاین » را تماشا می كردم كه یك روز از زندگی آیت الله صانعی را به تصویر كشیده بود . البته ایده ساخت چنین مستندی را  _ درباره آيت الله مكارم شرازي _ از چند سال پیش در ذهن داشتم و حتی برایش طرحی هم نوشتم كه به دلایل مختلف در كنار دهها طرح آرشیوی قرار گرفت. نكته بسیار تاكید شده در این مستند كه از اسمش هم پیداست ، استفاده دفتر آیت الله صانعی از اینترنت برای پاسخگوئی به سوالات شرعی و بیان دیدگاههای وی بود و این ویژگی شدیدا مورد توجه تهیه كننده مستند قرار گرفته بود.البته همه می دانیم كه بسیاری از علما و همه مراجع سایتهای به روز و حتی فعالتر از آیت الله صانعی دارند و علت دیگری پشت این ماجرا است ، اما بدانیم كه چنین فعالیتهایی برای مخاطبان غیر مسلمان بسیار جالب توجه است .
در همين زمينه:

گزارش لس‌انجلس تايمز درباره استفاده از اينترنت در قم

روايت اينترنت در قم از بي‌بي‌سي

نوشته شده در دين, رسانه | ۱۱ پاسخ »

نشستي با خانم خبرنگار آمريكائي

پنجشنبه, خرداد ۹م, ۱۳۸۷

ديروز خانم «nadya labi»خبرنگار آزاد امريكائي كه اغلب براي مجلات تخصصي و برخي روزنامه هاي آمريكائي كار مي كند ، مهمان جمع صميمي دوستان دفتر توسعه بود . پرسشهاي او از وبلاگ نويسي در ايران شروع شد و مشخصا موضوع اصلي مصاحبه اش « وبلاگ نويسي مذهبي » بود. يعني پيش از سفر به ايران اين موضوع از طرف يك مجله به وي پيشنهاد مي شود و در جستجوي خود در باره وبلاگ نويسي ديني در ايران به « دفتر توسعه وبلاگ ديني » مي رسد . در اين نشست دو ساعته دوستان از تجربه هاي وبلاگ نويسي خود ، موضوعات يادداشتها و مسائل حاشيه‌اي وبلاگ نويسي صحبت كردند . اما نكته جالب مصاحبه ، ورود خانم labi به مسئله ازدواج موقت در ايران بود . گويا اين موضوع هم از سوي يك روزنامه آمريكائي قبل از سفر او به ايران سفارش شده بود و طي چند روز اخير ، خانم labi با افراد مختلف در تهران اين موضوع را بررسي كرده بود . نكته اصلي بررسي ازدواج وقت در ايران ، تشريح فرهنگ ازدواج و جايگاه بسيار قوي آن در بين خانواده‌هاي ايراني است و بدون در نظر گرفتن اين مسئله ، بررسي ازدواج موقت ، آن هم توسط يه خبرنگار خارجي كاملا به بيراهه خواهد كشيد .
در حاشيه نشست :
- خانم labi حساسيت خاصي به عكس گرفتن از چهره‌اش داشت و شديدا از ما مي خواست اگر تصويري از جلسه مي گيريم به هيچوجه چهره‌اش مشخص نشود . وقتي علت را جويا شدم ، تعصب شديد پدر و خودش را بيان كرد . جالب است ، روزنامه‌نگار آمريكائي باشي و نخواهي عكست در جايي منتشر شود !!
- خانم مترجم كه از صبح يك ريز ترجمه كرده بود و ديگر ناي حرف زدن نداشت ، انگليسي حرف زدن بچه ها را خيلي خوب توصيف مي كرد و مي‌گفت خوب صحبت مي كنيد، ادامه بديد !
- گويا اين دو نفر طرف صبح در اطراف حرم حضرت معصومه از چند نفر در مورد ازدواج موقت سوال پرسيده بودند كه تلفن خانم مترجم زنگ مي خورد و همكارش از دفتر تهران مي گويد : « داريد درباره ازدواج موقت سوال مي پرسيد ؟ زود قطع كنيد تا دردسري براتون درست نشده » . با خودم گفتم : « بابا نيروهاي امنيتي ، اشراف به همه چير ، سربازان گمنام !! »
در همين زمينه :
گفت و گوي خبرنگار لس آنجلس تايمز درباره وبلاگ نويسي در ايران

نوشته شده در رسانه, فرهنگ | ۱۴ پاسخ »

نگاه به سريال شهريال از زوايه‌اي ديگر

پنجشنبه, خرداد ۲م, ۱۳۸۷

طي روزهاي اخير با اظهار نظر دختر مرحوم شهريار و انتقاد وي از نحوه به تصوير كشيدن اين شاعر گرانمايه كشورمان ، بحث زواياي زندگي شهريار در محافل رسانه اي و اينترنتي داغ بود . با كمي فاصله ، صداوسيما با پسر شهريار نيز مصاحبه اي كرد و وي از اين سريال و نحوه شخصيت پردازي شهريار در آن دفاع كرد . يادداشتهاي زيادي در اين باره در سايت ها و وبلاگ ها خواندم و خوانديد. با توجه به اينكه اصولا سالهاست كه من هيچ سريال و برنامه تلوزيوني را تماشا نمي كنم ، به خود سريال شهريار كاري ندارم. در اينجا فقط نقل قولي از يكي از آشناهايمان كه در تبريز سالهاي اخر شهريار را درك كرده بود نقل مي كنم تا از زاويه‌اي ديگر به اين سروصداها نگاه كنيم .
اين دوست ما مي گفت : «سالهاي آخر عمر شهريار بود كه مقام معظم رهبري در سمت رياست جمهوري به تبريز سفر كرده بود . بر اساس ارادت شخصي ايشان به شهريار ، آقا به منزل شهريار رفتند و از وي كه در حالتي نيمه مريضي بود عيادت كردند . اما وضعيت به هم ريخته و آشفته خانه شهريار آقا را بسيار ناراحت كرد و فرمودند چرا چنين شخصيتي بايد در چنين وضعيت اسفباري زندگي كند ؟ مگر وي خانواده ، دختر و پسر ندارد ؟ به دستور ايشان بنياد مستضعفان و جانبازان  تبريز موظف شد به طور مرتب به وضعيت شهريار رسيدگي كند . از انجائيكه انتقال وي به خانه سالمندان به صلاح نبود ، هر روز دو نفر از بهياران به خانه شهريار مي رفتند ، غذا آماده مي كردند ، او را استحمام مي دادند و …. » اين دوست ما در ادامه مي گويد : « با ديدن انتقادهاي شديد دختر شهريار و سپس ورود پسر شهريار به اين ماجرا ، با خودم گفتم آن زمان واقعا فرزندان شهريار كجا بودند ؟ چرا در زماني كه پدر نيازمند سرپرستي و مراقبت بود ، از هيچ يك از اين فرزنداني كه اكنون سنگ حرمت و جايگاه پدر را به سينه مي زنند هيچ خبري نبود؟»
من هم با شنيدن حرفهاي اين دوست سري از تاسف تكان دادم .البته اميدوارم اين نقل قول درست نباشد و راوي و راويان همگي اشتباه كرده باشند ..ولي اگر درست باشد آن وقت …؟

نوشته شده در رسانه, فرهنگ | ۷ پاسخ »

يكم،دوم،سوم،چهارم،پنجم

شنبه, اردیبهشت ۲۸م, ۱۳۸۷

يكم - مدتي است در حيرت انتخاب هستم…آيا مي توانم همه كارهاي پراكنده و جسته گريخته كه اگر با حوصله بشمارم به ده تا مي رسند كنار بذارم يا نه ؟ كنار بذارم و با فكري آسوده به همان دنياي آرام و شيرين مطالعه و تحقيق و نگارش برگردم.در اين چند سال گذشته خواسته يا ناخواسته به كارهاي اجرايي زيادي كشيده شدم…از مسئوليت هاي اطلاع رساني و خبر گرفته تا بعد نظارتي و چه و چه.
همين دغدغه‌ام را چند شب پيش با دو دوست خوبم ، حسن و حامد مطرح كردم. حامد از تجربه دوست مشتركمان گفت كه همه كارهاي كوچك و بزرگش را طي يك تصميم انقلابي و نه كودتاي مخملين و رنگي و آرام ، كنار گذاشت و حالا هر صبح در كتابخانه مشغول مطالعه براي دوره دكترايش است و حتي موبايلش هم خاموش.به حالش غبطه خوردم و ياد روزهايي افتادم كه هر هفته ليستي از كتاب هاي مطالعه شده‌ام را با افتخار به حافظه ام مي سپردم..به ياد چند ده موضوعي كه حتي مطالعه تحقيقي‌شان را هم انجام داده ام و به دنبال فرصتي براي تهيه مقاله.
دوم – نشريه الكترونيكي شماها به همت جمعي از دوستان خوش ذوق و پاي كار وبلاگي منتشر شد. موضوعش هم مثل بقيه كارهاي اين دوستان ابتكاري و غير تكراري است . شماها نشريه الكترونيكي با موضوع وبلاگ است . اسم من را هم براي روز مبادا و پاسخ به گيرها و انتقادات بي‌خودي و خدائي نكرده آب خنك خوردن !! به عنوان مديرمسئول نوشته‌اند . زياد باور نكنيد.
سوم – نشريه الكترونيكي چارقد هم كه معرف حضور است ! پس نيازي به معرفي ندارد. موضوع آخرين شماره چارقد « زن در رسانه » است. دست همه دوستان كه تا حالا و در چند شماره اخير زحمت كشيدند مخصوصا حامد احسان بخش و خانم ملاتبار درد نكنه. جريان درج اسم من در چارقد به عنوان مدير مسئول ، ايضا مانند شماها است !!
چهارم – به خير و سلامتي با لطف دوستان در وزارت ارشاد و برخي نهادهاي ديگر ! مسئله رفع  فيلترينگ سايت شيعه نيوز هم در دست اقدام است . به اعتراف همه مسئولان ذي ربط ، دستور فيلترينگ اين سايت كه در كمتر از نصف روز صادر شده بود تنها يك سوء برداشت بود ! همين. حالا كه به يادداشت قبلي‌ام برمي گردم مي بينم تقريبا همه مطالبم اگرچه در اوج عصبانيت بيان شده ، اما كاملا درست بوده است ! البته دوست شيعه نيوز ما هم در اين مدت در حال تجديد قوا ، برنامه ريزي صحيح‌تر و رفع برخي ابهامات ، استفاده از تجربيات دوستان و ارتباط بيشتر با نهادهاي فرهنگي و ديني است .
پنجم – دعا كنيد برنامه‌ريزي براي سفر عمره امسال هم مثل سالهاي گذشته خوب پيش برود.حتما شما را در اين سفر چهل روزه دعا مي كنم .قول قول قول مي دهم.

نوشته شده در رسانه, روز نوشت | ۱۰ پاسخ »

پاسخي به يك دوست قديمي

پنجشنبه, فروردین ۱۵م, ۱۳۸۷

پست قبلي ام بازتابهاي مختلفي در بين خوانندگان داشت. در اين بين چند نفر از دوستان هم تلفني نظراتشان را گفتند. اما مهمترين اظهار نظر مربوط مي‌شود به دوستي قديمي كه در طي دو روز گذشته چند بار تلفني با هم در مورد مسائل مختلف صحبت كرديم(خدا پول تلفنش را جور مي كند ).اين دوست ما يكي از مسئولان اصلي طرح ساماندهي سايتها در وزارت ارشاد هستند. بعد از صحبت تلفني با وي اين يادداشت را مي‌نويسم. مطالبي كه مي خوانيد دو بخش دارد و درخواست مي‌كنم هر دو بخش را به دقت مطالعه كنيد.يكي پاسخهاي اين دوست به مطالب قبلي ام است كه وعده كردم حتما درج كنم و بخشي هم نظرات خودم در مورد اين موضوع است.

 

قبل از مطالعه پاسخهاي ايشان بد نيست اين مصاحبه بنده را هم ملاحظه بفرمائيد.بخصوص تاريخ مصاحبه.
پاسخهاي اين دوست قديمي به مطالب يادداشت قبلي‌ام:
- مسئوليت ساماندهي سايتها به عهده معاونت مطبوعاتي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي است.
- طرح ساماندهي سايتها به جز چند ايراد كوچك يكي از موفقترين طرحها به شمار مي رود.
- مسئوليت تشخيص تخلف و فيلترينگ سايتها به عهده چند گروه است و در يك گروه نهائي مي شود.متاسفانه اين هيئت هنوز در دست افراد غير خودي است و كاملا در اختيار نيروهاي طرفدار احمدي‌نژاد قرار نگرفته است.
- همه مسئولان جديدي كه در دولت نهم وارد وزارت ارشاد شده‌اند از جمله اعضاي مركز رسانه‌هاي ديجيتالي وزارت ارشاد همگي از جوانان زبده ‌، با استعداد و متدين هستند . براي نمونه يكي از اين افراد وقتي با شما در مورد يك موضوع تخصصي صحبت مي كند ذهنش چند گيگابايت فعاليت مي كند و اگر شما يك طرح كاملا ملي و تخصصي ارائه بدهيد نيازي نيست ايشان مطالعه كنند.همان يك خط اول را بخوانند مي فهمند كه اين طرح به درد مي خورد يا نه. مسئول اين مركز هم كارشناس ارشد كامپيوتر است و در دوره دكترا هم قبول شده بودند.
- نمايشگاه رسانه هاي ديجيتالي كه سال گذشته برگزار شد نخستين تجريه يك گروه جوان بود و همه نواقص و ايرادات اين نمايشگاه به كارشكني‌هاي برخي افراد مربوط مي شود.
- مديران سايت كلوپ يكي از فاسدترين و خطرناك ترين آدمهاي روي زمين هستند و اين سايت به خاطر دستور قضائي مسدود شده است.از جمله موارد تخلف اين سايت درج تصاوير دختران بدحجاب و فعاليت گروههاي مختلف ضد نظام و معاند است. اگر به پروفايل مديرش نگاه كنيد مي بينيد با دو واسطه دوستانش به محمد علي ابطحي مي رسند.
موارد بالا توضيحات اين دوست قديمي بود درباره مطالب يادداشتم.البته در طي چند ساعت صحبت تلفني با اين جناب به اين نتيجه رسيدم كه ديدگاهم در مطلب قبلي كاملا درست بوده است.به خصوص آنكه در مورد بسياري از مسائل سياسي روز و جربانات و شخصيت‌ها با يكديگر صحبت كرديم.حالا اين كه مسئوليت فيلترينگ به اين معاونت مربوط مي شود نه آن يكي زياد فرقي نمي كند.مهم نوع نگاه به قضايا است.حالا توضحيات بنده :
جناب حضرت دوست قديمي !
بنده هم مثل شما با بسياري از جريانها و اشخاص سياسي خارج از اصولگرايي مخالفم.با بسياري از روزنامه‌ها مخالفم.معتقدم بايد همه تلاش كنند جريان اسلام راستين را در كارهاي خود دنبال كنند. ان شاء الله جريان اصولگرايي تا ظهور آقا امام زمان همچنان مديريت كشور را به دست بگيرد و ديگر دوران تاريك و غمبار دوم خرداد پيش نياد .بايد كارهاي ما باعث خوشنودي آقا اما زمان باشد…اما
نكته مهم در اين اما است.
وقتي كه در بخشي از نظام قرار گرفتم و مسئوليتي بر عهده‌ام نهاده شد ديگر نبايد فكر خودم را تحميل كنم.بايد ببينم مصلحت نظام در چه چيزي است.قانون چه چيزي مي گويد.وقتي روزنامه اي علنا بر اعتقاد خود بر نظام و ولايت فقيه اصرار دارد اما در روشهاي موجود نقد دارد ديگر نمي توان اين روزنامه را منافق و ضدنظام خواند حتي اگر من از شخص مسئول آن خوشم نمي‌آيد.نمي توان بر همه مردم اجبار كرد كه فقط روزنامه كيهان بخوانند و سايت رجانيوز را مطالعه كنند.
در صحبت با شما دريافتم كه در يك چشم برهم زدن مي توانيد هركسي را كه خوشتان نمي‌آيد منافق و فاسد و ضد نظام كنيد . از احمد توكلي گرفته تا تابناك و روزنامه آفتاب يزد.با يك سري مطالب مغلطه آميز و اصطلاحات فرهنگي و سياسي و به بهانه آنكه (بايد نگاه و تحليل‌هايمان را تعالي ببخشيم) همه را به جريانهاي معاند نظام وصل مي كنيد.اگر هم دليلي بر عملكرد ظاهري فردي نيابيد مي گوئيد :در نيت و ضمير پنهان او مخالفت با نظام وجود دارد حتي اگر علني نكرده باشد!!
شمائي كه اين همه ادعاي تبعيت محض از رهبري را داريد كافي است به اين نمونه از سيره رفتار رهبري توجه كنيد :بر اساس اساس‌نامه مجمع روحانيون مبارز(همان تشكلي كه به اعتقاد شما نبايد سر بر تنشان بماند) منبع مالي مجمع ،كمك‌هاي ماهيانه مقام معظم رهبري مي باشد. يعني حضرت آقا از بيت المال هر ماه كمك مالي به اين مجمع مي كنند تا اين مجمع در كشور فعاليت كند. يعني اينكه جريانهاي مختلف فكري بايد در اين كشور حضور و فعاليت داشته باشند.(البته پيش شرط آن فعاليت در چارچوب قانون است كه هيچ بحثي در مورد آن نيست)متاسفانه هر جا كه دلخواهتان باشد به صحبت هاي رهبري استناد مي كنيد و هر كجا كه خيرتان نباشد توجهي نمي كنيد. اين چه تفكري است كه معتقد است يا همه بايد نمره بيست باشند يا اينكه همه صفر هستند.چيزي به عنوان بينابين وجود ندارد.همه بايد آنطوري فكر كنند كه من فكر مي كنم .
شايد به احمد نجمي بخنديد كه چرا اينقدر در مسائل سياسي پياده است . اما من واقعا نمي‌توانم به اين راحتي به هركس كه مثل من فكر نمي كند برچسب منافق بزنم.درجه انسانها و تفكراتشان مختلف است. اين نظام متعلق به همه آناني است كه دلشان براي آن مي تپد.در چارچوب قانون و اعتقاد به رهبري فعاليت مي كنند و حتي ممكن است دولت را نقد كنند.پس نظام را تنها در تفكرات خودخلاصه نكنيد.

نوشته شده در رسانه, سياست | ۱۱ پاسخ »


پیوندها
آشنايان
آب‌و آتش. آهستان. احسان‌و هزاره سوم. ارتباطات. ايمان امروز. اينك. باسيدعلي‌تاقتح قدس. بانوبلاگ. بچه هاي قلم. ترديد‌راهي‌به‌دانائي. تنهاي‌تنها. حاج آقا ياحق. حامدعبداللهي. خبرنگار‌مسلمان. خویلی. دفتر عشق. دلشدگان شمس. رسانه. رسپنا. رضابابايي. رند. سرگيجه‌ها. سوزنبان. سيدمحمدتقي‌ابطحي. شاعرانه. شب نوشت. شيعه‌مذهب‌برتر. ضحي. طعم‌شيرين‌دودقيقه. طلبه‌نسل‌سوم. عباس‌حسين‌نژاد. عقل‌سرخ. فرهنگ‌و‌ارتباطات. كشكول جواني. كلاشينكف ديجيتالي. مادرانه. مجاهد. مدير. میرزاقلی‌خان‌راپورتچی. همسرا. پاسخگوئی. پاسداران. گلدختر.
خبري
آريا. آفتاب. آينده‌روشن. الف. امروز. انتخاب. ايسنا. ايكنا. برنا. بولتن نيوز. بي‌بي‌سي. تابناك. جهان. حج. حوزه‌نيوز. دويچه‌وله. راديوزمانه. رجا. رسا. سپهر. شريف. شهر. شيعه نيوز. صدرا. عدالتخانه. عصرایران. فارس. فرارو. فردا. مهر. نوروز. پارسينه.
فرهنگي‌علمي
آويني. ادبستان. باشگاه. تبيان. دفتر‌مطالعات تاريخ. سبكبالان. سوره‌مهر. فيروزه. كتاب‌نيوز. لوح. مركز‌اسناد‍‌انقلاب اسلامي. موعود. هفتان. پاسخ‌به‌سؤالات‌ديني. کتابخانه‌تاريخ‌ايران.
ويژه
دفتر توسعه وبلاگ ديني. نشريه الكترونيكي چارقد.