بایگانی برای‘سياست’ دسته

برادر و خواهر فیس‌بوکی‌ام

شنبه, اسفند ۱۳م, ۱۳۹۰

توئی که در این چند روز انتخابات را تحریم کردی و نوشتی کدام رأی؟ کدام حق و مگر رأی ما دیده می‌شود؟
توئی که در روز انتخابات به استهزاء مردمان کشورمان نشستی و با هزار کنایه بالاخره ثابت کردی اینها عوامند و احیانا گوسفند و ماکه خیلی بافرهنگ و فرنگ رفته‌ایم خیلی بهتر می‌فهمیم.
بله با توام عزیز!
لطفا کمی سرت را از این دنیای عجیب وغریب فیس‌بوک بیاور بیرون! نه، کمی بیشتر!
اگر روز انتخابات فقط کمی سرت را از این فیس‌بوکت که فرندز‌هایش شده‌اند امام و پیغمبرت و پست‌هایش همچون آیات قران، بیرون می‌آوردی می‌دیدی که ملت چگونه در صفهای طویل ایستاده‌اند تا رای دهند.
اگر کمی هم همت می کردی می‌توانستم دستت را بگیرم، از خلخال تا قصرشیرین و مسجدسلیمان تا بوشهر و زابل تا بندرترکمن و چهارگوشه کشور ببرم تا ببینی چه حرارتی درانتخابات بود.
چه کنم که فیس‌بوک را همه ایران می‌بینی! نمی‌دانی در اغلب شهرهای ما و از چندماه پیش کاندیداها تک‌تک خانه‌ها را سرزنده‌اند و با هر روشی که شده اسم خود را پای برگه رای مردم چسبانده‌اند.کاش می‌شد سیل مردم شهرهای کوچک و بزرگ را در تجمعات تبلغاتی می دیدی.. ولی حیف که ندیدی و شاید نخواستی ببینی!
این فیس‌بوک جماعت ایرانی در این ایام دقیقا شده بودند مثل استادیومی که ۲۲ نفر وسط میدان می دوند؛ با هم در خوار و ذلیل  و حقیر و پست نمایاندن خود مسابقه می دهند و چندهزارنفری هم هوار کنان تشویق می‌کنند و شیر سماور و ….
و عجیب‌تر آنکه خیال می کنند این استادیوم یعنی همه ایران!
نمی‌دانم چرا یاد همشهری ساده‌دلمان افتادم که با دیدن ۵۰هزار نفر تماشاگر در ورزشگاه تبریز می‌گفت:آقا بعد از رئال مادرید فقط تراختور بیشترین طرفدار را دارد!اما این همشهری ما که ادعای تحصیل و فرنگ و هزار آخ واوف را که نداشت…داشت؟

 

نوشته شده در سياست | ۳ پاسخ »

وقتی دشمن را بازی می‌دهیم

یکشنبه, اسفند ۷م, ۱۳۹۰

وجود ضدانقلابی که تا همین دیروز ادعای دلسوزی برای کشور می‌کرد با درجه ای از حماقت که از خود نشان داده‌است برای نظام نه تنها خطری ندارد بلکه برای تنوع و تفریح هم مفید است.
دیروز با یکی از دوستان صحبت کردم که می‌شود سایت‌های ضدانقلاب مانند دیگربان که ادعای رصدگری جریان‌های انقلابی را دارند سر کار گذاشت و دیشب با یک فید در یکی از شبکه های اجتماعی این کار را کردیم و باعث مزاح بین دوستان هم شد.
به حمدالله مدتی است توفیق تشرف به عمره مفرده دارم و در روز ۱۲ اسفند از توفیق حضور در پای صندوق‌های رای بی‌بهره‌ام. در یک فید نوشتم:من در انتخابات شرکت نخواهم کرد! و در توضیحش نوشتم که بخاطر نداشتن حقوق شهروندی شرکت نخواهم کرد(در واقع من در اینجا از حقوق شهروندی که در ایران دارم محروم هستم و نمی‌توانم در انتخابات مجلس شرکت کنم).
زیر این فید بحث‌های مختلفی شد و بسیاری از دوستان هم متوجه موضوع شدند و حتی حمایت هم کردند و آقایان هابیل و محمدصالح مفتاح هم با تایید حرف بنده نوشتند اگر شرایط فلانی را داشتیم ما هم شرکت نمی‌کردیم!
طبق پیش‌بینی که داشتیم، ذشمن حریص با حماقت خود فریب خورد و دیگربان در خبری نوشت:« گروهی از وبلاگ‌نویسان محافظه‌کار و «سربازان جنگ نرم» اعلام کردند در انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی شرکت نخواهند کرد»
و بقیه همکاران این سایت و طرفدارانش عجولانه اقدام به بازنشر این مطب کردند.جالب اینجاست که یک نفر از مدعیان تفکر و دانش که سابقه نویسندگی دارد به صورت خنده داری اقدام به بازنشر این مطلب در سایت خود کرد و در ابتدا نوشت: به سهم خود، باید از تعدادی از «نویسندگان جوان اسلامگرا»‌ (حال سبز باشند یا پرچمی چه اهمیتی دارد) تشکر کنم که در دفاع از «حقوق و آزادی‌های عموم مردم ایران» و در واکنش به «اصرار حاکمان به انجام خطاهای سه‌دهه‌ی گذشته» که تعداد زیادی از آن خطاها، به‌خوبی در «برگزاری یک رای‌گیری غیرآزاد و ناعادلانه‌ در ۱۲ اسفند» متجلی شده است؛ آشکارا نوشته و اعلام کرده‌اند که: «دوشادوش دیگر هموطنان‌شان، در رای‌گیری ۱۲ اسفند شرکت نخواهند کرد».
خب این شوخی کوچک برای نشان دادن حماقت دشمنان و سطح شعور آنان بود. اگرچه تاکنون بارها و بارها این موضوع به اثبات رسیده است.
اگر این ایام ایران بودم که طبق چندین انتخابات گذشته فعالیت شبانه روزی می‌داشتم و با وضو می رفتم پای صندوق‌های رای. البته پیش از این نیر با همکاری دوستان یک شوخی با همین عناصر بیچاره داشته‌ایم که بخاطر کم تجربگی برخی از خودی‌ها باعث سوء استفاده جماعت ضدانقلاب شد.

درهمین زمینه:گاف ضدانقلاب درباره تحریم انتخابات

نوشته شده در رسانه, سياست | ۵ پاسخ »

بیانیه جمعی از وبلاگ نویسان

پنجشنبه, اردیبهشت ۱۵م, ۱۳۹۰

بسم الله الرحمن الرحیم

ولایت‌پذیری و تبعیت از امام عصر از وظائف هر مسلمان است و در عصر غیبت، ولی فقیه عهده دار زمام امور مسلمین است. بر هر مسلمانی واجب است تا تبعیت خود را از ولی فقیه خود ، هم به صورت زبانی و هم به صورت عملی اثبات کند.

ما وبلاگ‌نویسان و فعالان فضای مجازی وظیفه خود می‌دانیم تجدید بیعت خود با ولی‌فقیه را اعلام کرده و اعلام کنیم که حمایت‌ها و همراهی‌های ما با گروه‌ها و مسئولین تا زمانی است که در مسیر ارزش‌های الهی و اسلامی گام بردارند. ما با کسی عقد اخوت نبسته‌ایم و مرزهای اعتقادی‌مان را با تمام وجود حراست می‌کنیم.

ما معتقدیم که مشروعیت مسئولین نظام وابسته به اجرای احکام اسلامی و تبعیت از نایب عام امام زمان (عج) است و اگر کسی در غیر این مسیر گام بردارد، قرار گرفتنش در آن مسئولیت خلاف شرع و قانون اساسی است. ما از مسئولین می‌خواهیم تا «ولایت پذیری عملی» خود را اثبات کنند و راه را بر هرگونه شایعه و حرف‌های حاشیه‌ای ببندند چرا که ما معتقدیم که تبعیت از ولی فقیه در قالب سخنان زیبا نیست و باید این سخنان در عمل ظهور یابند.

تعز من تشاء و تذل من تشاء
بیدک الخیر انک على کل شىء قدیر
جمعی از وبلاگ نویسان و فعالان فضای مجازی

در همین زمینه:(این لیست تکمیل می شود):

آذرباد(محمدصالح مفتاح)

نوشته شده در سياست | ۱۲ پاسخ »

گفت‌وگو با آيت‌الله

یکشنبه, مهر ۱۸م, ۱۳۸۹

چندي قبل نشريه پنجره پيگير انتشار پرونده‌اي درباره جامعه مدرسين حوزه علميه قم بود كه به نظر كار نو و مغفولي است.تااينكه هفته قبل به صورت فشرده پيگيري‌هاي اين كار انجام شد و چند مصاحبه با رئيس‌،معاون جامعه و نظام و مديرسياسي آن انجام شد.

من هم در اين سه گفت‌و‌گو حضور داشتم كه اتفاقا دو سوالم از آيت الله يزدي به مهمترين بخش گفت‌وگو تبديل شد. آقاي بيات از آيت الله يزدي درباره اختلاف نظرشان با آقاي هاشمي پرسيد كه بعد از توضيح ايشان من پرسيدم:«آيا تاكنون اين نظرات را به صورت صريح و حضوري با آقاي هاشمي مطرح كرده‌ايد»‌؟ و سوال بعدي‌ام درباره درخواست وقت ملاقات از سوي آقاي مشائي بود.

براي اين پرونده هم مطلبي درباره سابقه و عملكرد جامعه مدرسين داشتم كه در صورت قرارگرفتن در سايت مجله لينكش را مي گذارم. متن یادداشت من

در مجموع اگرچه اين پرونده كار اتفاق خوبي بود اما متاسفانه به دلايلي بايد گفت ناقص از آب درآمد و بسيار بهتر از اين مي‌توانست باشد.تحت الشعاع قرار گرفتن كليت جامعه مدرسين بخاطر تيتر شدن دو مسئله‌اي كه دربالا نوشتم هم از ديگر ايراداتش است.

نوشته شده در رسانه, سياست | ۹ پاسخ »

امروز مطمئن شدم

پنجشنبه, شهریور ۲۵م, ۱۳۸۹

اگر تا به حال ترديد داشتم
ولي امروز مطمئن شدم
از هلهله كنندگان روز عاشورا
وهمان كسي كه آنها را
مردم خداجو ناميد+
واز آنهائي كه عكس امام را
به آتش كشيدند
نبايد انتظار داشته باشيم كه
هتك حرمت به قرآن را
محكوم كنند+

نوشته شده در سياست | ۲۰ پاسخ »

پاسخ ما به رهبري:سمعاً و طاعتاً

جمعه, شهریور ۵م, ۱۳۸۹

مقام معظم رهبري در پاسخ به دانشجوئي درباره جريانات مربوط به مشائي فرمودند:«اينها جزو مسائل تعيين كننده و اصلى نيست. ممكن است ايراد و اشكال وارد باشد - من در اين مورد هيچ قضاوتى نميخواهم بكنم - ممكن است كسى به يك شخصى يا به يك كارى ايراد داشته باشد؛ منتها بايد توجه كنيم كه مسائل را اصلى - فرعى كنيم. مسائل درجه‌ى دوم جاى مسائل اصلى را در انگيزه‌هاى ما، در همت ما، در صرف انرژى‌اى كه ميشود، نگيرد.»

 طبيعتا اين فرموده رهبري مخاطباني دارد.يك گروه، منتقدين آقاي مشائي هستند كه بنده به عنوان يكي از اين افراد اين گروه خطاب به ايشان عرض مي‌كنم:«سمعاً و طاعتاً» و ان‌شاء الله زين‌پس درباره مسئله مشائي اگرچه حواسمان را جمع نگه‌ مي‌داريم اما خوب مي‌دانيم كه نبايد موضوع ايشان جزء مسائل اصلي شود، چرا كه به فرموده حضرت‌آقا« مسائل اصلى ما چيزهاى ديگرى است»

طرف ديگر قضيه خود احمدي‌نژاد و مشائي است كه منتظريم ببينيم با توجه به اين فرمايش رهبري اين آقايان چگونه تبعيت از رهبري و ولايتمداري خود را ثابت خواهند كرد و تلاش خواهند كرد طوري عمل كنند كه زمينه تبديل شدن به مسائل اصلي و درجه اول را فراهم نكنند.

در گام نخست در خصوص سمت جديد مشائي آنهم همزمان با فرمايشات رهبري سكوت مي‌كنيم تا حرفمان را در عمل هم ثابت كنيم.

 

نوشته شده در سياست | ۷ پاسخ »

وقتي روزآنلاين مخاطب را درازگوش فرض مي‌كند

سه شنبه, شهریور ۲م, ۱۳۸۹

درسايتهاي خبري مشروح گفت‌و‌گوي + يكي از خبرنگاران «روزآنلاين» با مهدي كوچك‌زاده نماينده مجلس شوراي اسلامي منتشر شد.آنگونه كه ظاهر گفت و گو نشان مي دهد خانم فرشته قاضي به عنوان «يك خبرنگار» و با تاكيد به «لزوم رفتار محترمانه از سوي كوچك‌زاده» مصاحبه را انچام داده است و در پايان به اين نتيجه مي‌رسد كه كوچك‌زاده با رفتاري «غيرمنطقي» و «خشن» با خانم خبرنگار رفتار كرده‌است.

پيش ازآنكه به تحليل اين جريان بپردازم نمونه كاملا شبيه به اين جريان كه براي من هم پيش آمده است را در اينجا مي‌آوردم و سپس به تحليل ماجرا بپردازيم.

پس از انتشار مطلبي  در وبلاگم در خصوص شركت در تجمع اعتراض‌آميز عليه آقاي كروبي در قم، خانم فرن تقي‌زاده و آقاي آرش سيگارچي از بي‌بي‌سي و راديوفردا در ايميلي از من خواستند تا در مصاحبه‌اي در اين خصوص شركت كنم كه پاسخ من به هر دو يك شكل بود(استفاده از ادبيات پنجاه و هفتي كاملا با آگاهي صورت گرفته):

بسم الله الرحمن الرحیم
از آنجائیکه من بی بی سی (وراديوفردا)را ابزار دولت انگلیس برای مقابله با نظام جمهوری اسلامی ایران می دانم لذا هرگونه ارتباط یا مصاحبه با این رسانه را شرعا برای خود حرام میدانم.
به کوری چشم دشمنان نظام جمهوری اسلامی ایران . مرگ بر آمریکا. مرگ بر وطن فروشان پناه برده به دشمن
احمد نجمی

خب،رفتار بنده و آقاي كوچك‌زاده با درخواست مصاحبه تقريبا به يك شكل بوده و حال ببينيم چرا چنين رفتاري؟

بدون هيچ مقدمه‌اي خيلي رك و صريح عرض كنم كه ديگر زمان تحير و خودباختگي مسئولان و مردم در مواجهه با رسانه‌ها و اصطلاحا چشم‌آبي‌ها گذشته و متحير هستم كه چگونه سايت روز‌آنلاين هنوز اين موضوع را متوجه نشده است؟

البته اين دشمني از سوي آنها كاملا طبيعي است و يك نگاه روشن‌فكري مي‌گويد آنها حق طبيعي خود مي‌دانند كه با نظام جمهوري اسلامي ايران  مقابله كنند،اما سوال اصلي اينجاست كه خانم قاضي يا فعالان اين رسانه‌ها با چه تحليلي طرف خود را درازگوش فرض كرده و ژست بي‌طرفي مي‌گيرند؟ وقتي اين رسانه‌ها حق خود مي‌دانند كه با پست‌ترين روش‌هاي غيراخلاقي و در قالب بسيار با كلاس ژورناليستي بدترين دروغ‌ها و توهين‌ها را به نظام و مردم ايران روا دارند، چگونه از طرف مقابل انتظار رعايت اخلاق و ادب را دارند؟!اين جماعت در سانه‌هاي خود ماه‌ها پس از ايام انتخابات روش‌هاي اغتشاش را تبليغ مي كردند.حال چگونه انتظار دارند طرف مقابل با رعايت احترام با آنها سخن بگويد؟

خانم قاضي و ديگر فعالان رسانه‌اي!
همانگونه كه رك گفتم ديگر زمان خودباختگي در قبال بي‌بي‌سي و سي‌ان‌ان گذشته و در تعبيري بهتر ژست رعايت اخلاق از سوي شما هم براي هيچ كس باور پذير نيست.پس خواهشا پيش از آنكه رعايت ادب و احترام را به مخاطب خود متذكر شويد، نگاهي به توهين‌ها و دروغ‌ها و هتاكي‌هاي رسانه‌هاي خود البته در قالبي بسيار شيك داشته باشيد.

 

گويا اين خبرنگاران تازه به فرنگ رفته از گردونه اطلاعات عقب هستند و نمي‌داند روش به استحمار كشاندن مردم به وسيله رسانه‌ها از نوع مايكل جكسوني ديگر رنگ باخته!

عملكرد اين جماعت در يك سال گذشته نشان داد كه منطق در برخورد با مخالف بي‌ارزش‌ترين ابزار است و كافي است سرسوزني با نظر انها مخالف باشي تا آماج فحاشي‌ها و ركيك‌ترين تعابير آنها قرار گيري!

البته تاكنون چندين بار اين بحث پيش آمده و اين ايراد مطرح شده است كه چرا امام خميني با رسانه‌‌هاي بيگانه يا بي‌بي‌سي مصاحبه داشته‌اند؟

پاسخ اينكه امام خميني(ره) با رسانه‌هاي مختلفي مصاحبه داشته‌اند كه اغلب آنها موضع تخريبي مانند رفتار امروزي«روزآنلاين» با جمهوري اسلامي ايران را نداشته‌اند.ايشان سه مصاحبه با بي‌بي‌سي داشته‌اند(آنگونه كه در كتاب مصاحبه‌هاي امام‌خميني آمده است) و هر سه اين موارد به پيش از انقلاب مربوط مي‌شود و در آن ايام اين رسانه‌هاي حالت بي‌طرفي نسبت به انقلاب ايران داشتند و درواقع نظاره‌گر بودند كه چه اتفاقي خواهد افتاد.ا گر امام خميني امروز زنده بودند و حمايت رسمي بي‌بي‌‌سي از دشمنان نظام را مي‌ديدند مطمئنا موضع تندتري از مسئولان فعلي وزارت ارشاد نسبت به فعاليت رسانه‌هاي بيگانه در كشور مي‌داشتند.چراكه معتقد بودند:« .. وقتي ما ديديم كه در يك روزنامه اي از يك اشخاصي مطالب نوشته مي شود كه اينها عمال اجانب هستند و مي خواهند مملكت ما را باز به خرابي بكشانند، از آن طرف مقالاتي و مطالبي كه راجع به مسائل نهضت است، راجع به مسايل اسلام است ، يا تحريف مي شود يا نوشته نمي شود ، اينطور مطبوعات را نمي توانيم برايش احترام قائل بشويم . براي مطبوعاتي ما احترام قائل هستيم كه بفهمد آزادي بيان و آزادي قلم يعني چه …»(صحيفه امام همان ، ج ۶ ، ص ۱۹۲)

درواقع نوع رفتار آقاي كوچك‌زاده و بنده با درخواست مصاحبه اين افراد دقيقا مطابق  نظر امام خميني و ائمه معصومين عليهم‌السلام بوده كه فرمودند:«التكبر مع المتكبر عبادة» و قال على عليه السلام : «التكبر على المتكبرين هو التواضع بعينه »تكبر كردن با افراد متكبر، خود عين تواضع است (شرح ابن ابى الحديد، ج ۲۰، كلمه ۴۱۰، ص ۲۹۸.)

نوشته شده در رسانه, سياست | ۲۶ پاسخ »

سخنی با منتقدان آقای رئیس‌جمهور

پنجشنبه, مرداد ۲۱م, ۱۳۸۹

عادت کرده‌ایم هرازچندی آقای مشائی نظریه‌ای ارائه دهند و چندهفته‌ای رسانه‌ها و شخصیت‌های سیاسی به اظهارنظر در این زمینه بپردازند و ماجرا به فراموشی سپرده شود و بعد از مدتی روز از نو…

طبیعی است بسیاری از بزرگان اصولگرائی که اینگونه نسبت به آقای مشائی حساسیت نشان می‌دهند بخاطر این است که ایشان علیرغم منع رهبری، عملا شخص دوم دولت دهم هستند و نفوذ و سیطره ایشان به همه عزل و نصب‌ها و تصمیم‌گیری‌ها باعث می‌شود که دیگر یک فرد ساده و اشتباه او کوچک و قابل گذشت نباشد.

در اینجا نمی‌خواهم به نقد سخنان مشائی یا علت مخالفت خود با او بپردازم که قبلا چندین مورد نوشته‌ام.اما روی سخنم با منتقدین آقای رئیس جمهور در خصوص آقای مشائی است:

حضرات آیات مصباح یزدی،محمد یزدی و سایر بزرگان حوزه!
برادران عزیز آقای فیروزآبادی و شریعتمداری و سایر دلسوزان نظام و فدائیان رهبری!

طبیعتا تاکنون خودتان این نکته را متوجه شده‌اید که انتقاد و گلایه‌های تند شما در موارد مختلفی به اندازه یک سرسوزن در نگرش و تصمیم‌های آقای احمدی‌نژاد تاثیر ندارد. بالاخره این هم یک خصوصیت اخلاقی ایشان است و باید با آن کنار آمد.

ایشان در اندیشه و تصمیم خود حاضر نیست سرسوزنی کوتاه آید. البته در نگاه نخست این ویژگی بسیار ستودنی است، مخصوصا برای رئیس جمهوری که باید با استقامت و صلابت بر تصمیم‌های خود مصمصم باشد. اما مشکل اینجاست که جناب ایشان در بین منتقدان و مخالفان خود هیچ تفاوتی قائل نیستند.

فرقی نمی‌کند، طرف مقابل آقای اوباما باشد یا آیت الله مصباح یزدی!
کشورهای حامی اسرائیل باشد یا مراجع تقلیدی همچون آیت‌الله‌العظمی مکارم شیرازی!
جریان حامی فتنه و موسوی باشد یا فیروزآبادی!

مخالف مخالف است و احمدی نژاد باید مقابل همه آنها به شدت و تندی بایستد.اگر جریان اصولگرائی (افرادی مانند رسائی و کوچک زاده) نسبت به کار اشتباه و بسیار تاسف بار رحیمی در مجلس منتقد باشند، بلافاصله به کوری چشم همه آنها، رحیمی را معاون اول خود می‌کند و چنین مواردی الی ماشاء‌الله وجود دارد.

این خصوصیت اخلاقی به برخی از حامیان ایشان نیز سرایت کرده و این روزها کافی است انتقاد یا گلایه‌ای از سوی هر فردی حتی مراجع تقلید نسبت به احمدی نژاد مطرح شود. بلافاصله این منتقد جزو لیست خواص بی بصیرت، باند هاشمی و .. اضافه می شود.(من به این علت جرات نوشتن این یادداشت را دارم که مدتهاست اسمم در این لیست وارد شده)

بزرگان اصولگرائی کشور!
دیگر همه متوجه شده اند که انتقاد و گلایه شما تنها برای ادای تکلیف شرعی است و شما وهیچ کس دیگری انتظار نتیجه مثبت و عملی از این انتقادها ندارد.

و زمانی که می شنویم توصیه‌های صریح رهبری در یک سال گذشته مبنی بر لزوم حضور رئیس‌جمهور در جلسات مجمع تشخیص مصلحت به علت مشغله‌های کاری پشت گوش می‌افتد به یاد حامیانی می‌افتیم که مدام می‌گویند:«حمایت ما از احمدی نژاد تا جائی است که  تابع رهبری باشد»!

درهمین زمینه:
مرد مرموز دولت نهم
درهرصورت باید مشائی را تحمل کرد
آقای روانبخش!انصاف بدهم خدمتتان؟

نوشته شده در سياست | ۲۶ پاسخ »

میرحسین،دیروز یا امروز

سه شنبه, مرداد ۱۲م, ۱۳۸۹

نوشته شده در سياست | ۲۸ پاسخ »

حاشیه های حضور کروبی درقم

دوشنبه, خرداد ۲۴م, ۱۳۸۹

- من نمی دانم کروبی و بسیاری از دوستانش چگونه ادعای چهل سال فعالیت سیاسی دارند و هنوز متوجه نشدند که عملکرد یک سال گذشته آنان بازخورد بسیار خطرناکی خواهد داشت. کروبی ده ها اتهام دروغ علیه نظام رواداشت و چندماه چالش امنیتی برای کشور ایجاد کرد، آنوقت انتظار دارد بدون هیچ عکس العملی به راحتی به قم رفت و آمد داشته باشد!
- البته نمی خواهم وارد این بحث بشوم که اساسا تجمعات مردمی و حامی نظام که برخورد فیزیکی هم به دنبال دارد صحیح است یا نه اما واکنش سبزها بسیار جالب بود.همانهائی که تادیروز روش ساخت بمب دستی را آموزش میدادند و با افتخار از فتح پایگاه های بسیج و ادارات صحبت می کردند حالا فریاد واخشونتا سر می دهند که ای وای خشونت طلبان دیشب درب منزل صانعی و منتظری را از جاکندند!!
- دیشب حدود ساعت ۱۰ بود که خودم را به جمع تجمع کنندگان رساندم تا از فیض شعار علیه کروبی محروم نشوم.
- به برکت تبدیل شدن صانعی و کربی به «جک» در میان مردم، فضای بذله گوئی و شوخی و خنده هم در بین جوانان و طلاب حکم فرما بود.
- به برکت تجمع دیشب با چندنفر از دوستان که مدتها از آخرین دیدارمان می گذرد حدود دوساعت گپ زدیم.
- دیشب جمعیت هزارنفری در دوکوچه، یعنی بیت آقای صانعی و منتظری تقسیم شده بودند.
-دیشب تاساعت ۱۲ در محل تجمع بودم و امیدوارم تجمع به همان اندازه محدود شود و درصورت ورود به دفتر آقای صانعی یا منتظری یقینا حواشی دیگری ایجاد می شود که به ضرر اصل ماجراست.ازجمله احیای جریان سبز به بهانه توهین به ساحت مرجع تقلید آیت الله العظمی صانعی!
- تجمع ادامه پیدا کرد تا اینکه ساعت چهار صبح آقای کروبی با جانفشانی برادران نیروی انتظامی و البته ذکاوت برادران سپاه با ماشین سپاه از معرکه گریخت.
- من نمی دانم همراهان سپاهی کروبی که دیشب تا صبح با او بودند چه حسی داشتند.از طرفی اوج نفرت و از طرفی دیگر انجام وظیفه!
- اما مسئله بسیار اساسی و مهم که تا قیامت ازیاد نخواهم برد این است که سهم کیک و ساندیس ما را دیشب ندادند.خدایا! تو خود شاهد باش!

نوشته شده در سياست | ۲۲۴ پاسخ »


پیوندها
آشنايان
آب‌و آتش. آهستان. احسان‌و هزاره سوم. ارتباطات. ايمان امروز. اينك. باسيدعلي‌تاقتح قدس. بانوبلاگ. بچه هاي قلم. ترديد‌راهي‌به‌دانائي. تنهاي‌تنها. حاج آقا ياحق. حامدعبداللهي. خبرنگار‌مسلمان. خویلی. دفتر عشق. دلشدگان شمس. رسانه. رسپنا. رضابابايي. رند. سرگيجه‌ها. سوزنبان. سيدمحمدتقي‌ابطحي. شاعرانه. شب نوشت. شيعه‌مذهب‌برتر. ضحي. طعم‌شيرين‌دودقيقه. طلبه‌نسل‌سوم. عباس‌حسين‌نژاد. عقل‌سرخ. فرهنگ‌و‌ارتباطات. كشكول جواني. كلاشينكف ديجيتالي. مادرانه. مجاهد. مدير. میرزاقلی‌خان‌راپورتچی. همسرا. پاسخگوئی. پاسداران. گلدختر.
خبري
آريا. آفتاب. آينده‌روشن. الف. امروز. انتخاب. ايسنا. ايكنا. برنا. بولتن نيوز. بي‌بي‌سي. تابناك. جهان. حج. حوزه‌نيوز. دويچه‌وله. راديوزمانه. رجا. رسا. سپهر. شريف. شهر. شيعه نيوز. صدرا. عدالتخانه. عصرایران. فارس. فرارو. فردا. مهر. نوروز. پارسينه.
فرهنگي‌علمي
آويني. ادبستان. باشگاه. تبيان. دفتر‌مطالعات تاريخ. سبكبالان. سوره‌مهر. فيروزه. كتاب‌نيوز. لوح. مركز‌اسناد‍‌انقلاب اسلامي. موعود. هفتان. پاسخ‌به‌سؤالات‌ديني. کتابخانه‌تاريخ‌ايران.
ويژه
دفتر توسعه وبلاگ ديني. نشريه الكترونيكي چارقد.