بایگانی برای‘سياست’ دسته

حماقتی به نام «میرحسین»

یکشنبه, خرداد ۲۴م, ۱۳۸۸

در این ایام تبلیغات انتخاباتی با هرگونه توهین به افراد به شدت مخالف بودم و در بحث‌های حضوری و اینترنتی سعی میکردم از هرگونه توهین و اتهام پرهیز کنم.اما متاسفانه میرحسین موسوی در شامگاه برگزاری انتخابات،حرکتی وقیحانه انجام داد که محترمانه‌ترین عبارتی که می‌توان برای آن به کار برد «حماقت» است.
به‌هرحال ایام انتخابات زمان به چالش کشیدن برنامه‌های رقیب انتخاباتی است و به عقیده من هر یک از کاندیداها می توانستند مدیریت چهارسال اخیر را حتی فجیع‌ترین مدیریت تاریخ بشری عنوان کنند و نظر شخصی خود را ابراز کنند.اما انتخابات و عالم سیاست لوازم و قواعدی دارد که میرحسین از بعداز ظهر انتخابات نشان داد که با این قواعد به شدت بیگانه است و در خوش‌بینانه ترین شکل می ‌توان گفت از سوی اطرافیانش بازی خورد.
ساعت یازده و نیم شامگاه انتخابات، رسانه‌های گروهی به صورت فوری به سالن کنفرانس روزنامه اطلاعات دعوت شدند تا صحبت‌های بسیار حساس میرحسین موسوی را بشنوند.در این مصاحبه یک طرفه ، میرحسین موسوی از انتخاب خود به عنوان رئیس جمهور ایران خبر داد و ضمن تبریک به مردم، نگرانی اش از نحوه مدیریت و سلامت انتخابات را جدی عنوان کرد.
۱- در این ساعت هیچ مقام رسمی آماری از شمارش آراء انتخابات ریاست جمهوری ارائه نداده بوده و تنها خبرگزاری‌ها و سایت‌های خبری بر اساس اطلاعات فردی خود اقدام به ارائه برخی آمارهای ضد و نقیض می‌کردند. این اقدام میرحسین موسوی بر خلاف قانون و عرف حاکم بر جامعه بوده و از مدعی کسب کرسی ریاست جمهوری بسیار بعید است.اگرچه مشاوران میرحسین وی را تحت فشار این کار قرار داده بودند ، اما خامی و ناپختگی او هم بی‌تاثیر نیست.
۲- مسئله بسیار مهمتر از مورد نخست، حرکت ذلیلانه و پست گروه رسانه‌ای ستاد موسوی است. این گروه به مدیریت فاتح از ساعات نخست اتمام رای‌گیری با دست به دامان شدن به رسانه‌های خارجی ، ملتمسانه از انها درخواست میکردند ضمن اعلام پیروزی موسوی ، تقلب در انتخابات را مطرح کنند. این روند تا صبح شنبه ادامه پیدا کرد و فاتح بدون توجه به مرزهای فکری که تاکنون موسوی مدعی ان شده بود، خوراک تبلیغی رسانه‌های بیگانه را فراهم می کرد تا به مسئله تقلب در ایران دامن بزنند.
حال باید از جناب موسوی و تیم رسانه‌ای او پرسید برفرض تقلب صددرصد در انتخابات، آیا باید اینگونه ذلیلانه اقدام به وطن‌فروشی کرد؟ آیا شما سی‌ان‌ان و بی‌بی سی را به روش های قانونی حاکم در کشور ترجیچ می‌دهید؟
برفرض آنکه شما در این ایام هیچ رسانه ای برای پیگیری مطالبات خود ندارید، آیا مطمئن هستید که رسانه‌های خارجی بدون هیچ شیطنتی می توانند جایگزین رسانه‌های داخلی شوند؟
و البته واقعیات زودتر آشکار شد. فردی که فشار سیاسی را تحمل نکرده و بلافاصله دست‌به دامان رسانه‌های غربی ‌می‌شود، آیا می تواند در بحران‌های مدیریتی کشور به نیروهای داخلی تکیه کند؟ موسوی اگر رئیس جمهور می‌شد،در کوچکترین ناملایمات و در صورت عدم استعفا! بلافاصله به آغوش رسانه های غربی و حتی سفارت خانه ها پناه می‌برد.
متاسفانه تنها ساعاتی پس از پایان انتخابات ریاست جمهوری و در نخستین گام عملی و اجرائی، موسوی نشان داد که هنوز با معیارهای یک سیاست‌مدار عادی فاصله‌های زیاد دارد و ابتدائی‌ترین روش و اصول رقابت را زیرپا گذاشت. اطرافیانش هم از این خامی او نهایت سوء استفاده را می‌کنند.

 

نوشته شده در رسانه, سياست | ۵۲ پاسخ »

نامه به رهبري به‌جاي مراجع

سه شنبه, اسفند ۲۰م, ۱۳۸۷

جنبش عدالت‌خواهي در بيانيه‌اي، نسبت به آن‌چه که نفوذ تفکرات حجتيه در برخي موضع‌گيري‌هاي پيرامون وقايع جهان تشيع خوانده شده است ابراز نگراني کرده و از مراجع تقليد خواسته است که در همه ابعاد با اضلاع مثلث متجددين و غرب‌زدگان، انجمن حجتيه و متحجرين، وهابيت و تكفيري‌ها مبارزه نمايند.
دغدغه جنبش‌ها‌ي دانشجويي در خصوص وقايع مختلف جامعه امري حياتي و بسيار حائز اهميت است و از سوي ديگر نشان‌دهنده اوج تعهد جامعه دانشجوئي به نظام و کشور مي‌باشد. 
اما اين عزيزان متاسفانه يک طرفه به موضوع پرداخته و علي‌رغم دعوت مراجع از تحقيق و کسب اطلاع دقيق از مسائل مختلف، خود بدون بررسي‌هاي دقيق اقدام به صدور بيانيه نموده‌اند که البته با توجه به سطح آگاهي و تجربه اين عزيزان انتظار بيشتري از آن‌ها نمي‌رود.
در اين بيانيه آمده است: «مدعيان دفاع از كيان تشيع و خيل كم مطلعان بعضا مخلص حتي به خود زحمت ندادند كه در مورد شرايط اين مسئله و شايعه كوچك‌ترين تحقيقي به عمل بيابند و بر طبل هولوكاست پاراچنار - كه متعلق به ۵ ماه پيش و ماه مبارك رمضان بود، براي كم رنگ كردن هولوكاست غزه و شكستن وحدت اسلامي كوفتند.» در اين باره بايد به عزيزان دانشجو گفت متاسفانه سوراخ دعا را گم کرده‌ايد، چرا که طرف انتقاد شما بايد مراکزي همچون مجمع جهاني اهل‌بيت، مجمع جهاني تقريب مذاهب،سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي و ساير نهادهاي عريض و طويل باشد. بايد از اين مراکز پرسيد چرا علي‌رغم وظايف تعريف شده نسبت به رصد فرهنگي، اجتماعي و سياسي وقايع جهان اسلام و عالم تشيع قصور کرده و واقعيت‌ها را به خدمت مراجع عظام تقليد و متدينين جامعه عرضه نکرده اند؟ بد نيست دانشجويان عزيز به سايت خبري مجمع جهاني اهل‌بيت مراجعه کرده و ببينند چگونه اين سايت در حيرت وقايع پاراچنار مانده و تحليل و اطلاعات دقيقي از ماوقع نداشته است.
آيا اين مراکز گزارش مستندي خدمت مراجع تقليد ارائه کرده‌اند و اين بزرگواران نسبت به آن بي‌توجه باشند؟ طي ماه‌هاي اخير چند جلسه اختصاصي پيرامون وقايع پاراچنار از سوي مراکز ذي‌صلاح به ويژه وزارت امورخارجه در خدمت مراجع تقليد برگزار شده و کارشناسان تحليل و اطلاعات دقيقي ارائه کرده‌اند؟ 
متاسفانه بايد گفت نهادهاي نامبرده در اين زمينه مقصر هستند و دانشجويان عزيز بايد نامه خود را خطاب به مقام معظم رهبري نوشته و نسبت به کوتاهي مراکز زيرنظر ايشان ابراز نگراني مي‌کردند!
نکته بعدي در بيانيه دانشجويان، محور قراردادن وقايع غزه براي تجزيه و تحليل مسائل جهاني است. اگرچه به فرموده امام راحل و مقام معظم رهبري فلسطين مهم‌ترين مسئله جهان اسلام است و خوشبختانه مسلمانان سراسر جهان به ويژه ايران هر زمان که لازم باشد در ميدان حاضر شده و از غزه به عنوان پاره تن اسلام دفاع کرده‌اند، اما اگر در گوشه‌اي ديگر از جهان اسلام جنايتي عليه مسلمانان به ويژه تشيع صورت گيرد، شايسته است به خاطر مسئله غزه سکوت کرده و نسبت به آن بي‌تفاوت باشيم؟ متاسفانه دانشجويان عزيز در تحليل خود نسبت به دشمن‌شناسي دچار افراط و تفريط‌هايي شده‌اند و همه فجايع رخ داده در جهان اسلام را فداي غزه کرده‌اند. در حالي که آرمان‌هاي انقلاب اسلامي حکم مي‌کند نظام و مردم ايران نسبت به همه مظلومان مسلمان احساس تکليف نمايند.
اما موضوع جالب و مورد اشاره اين دوستان که اتفاقا حرف دل ما هم هست، قصور مراکز اطلاع‌رساني کشور به ويژه صداوسيما درباره واقعيت‌هاي جهان اسلام است و براي نمونه به يکي ديگر از اين قصورها اشاره مي‌کنم. موضوع سني بودن و فراتر از آن ناصبي بودن بخشي از مردم غزه جزو شايعات حساب شده و برنامه‌ريزي شده دشمنان پيش از انقلاب اسلامي است تا مردم شيعه ايران را نسبت به دفاع از مسئله فلسطين مردد نمايند و متاسفانه اين شايعات تا به امروز ادامه داشته است . اما جالب‌تر آن که تاکنون هيچ انگيزه و همتي از سوي مراکز فرهنگي و بين‌المللي کشومان براي زدودن اين فکر غلط مشاهده نشده است! تاکنون دقيقه‌اي فيلم يا صفحه‌اي گزارش از سوي اين مراکز همچون سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي و مجمع تقريب مذاهب و … در اين خصوص مشاهده نشده است !
کاش دانشجويان عزيز با کمي تامل ابتدا اين مراکز دولتي را مورد خطاب قرار داده و از آن‌ها انتقاد مي‌کردند.
در پايان مجددا از اهتمام و حساسيت دانشجويان عدالت‌خواه نسبت به مسائل کشور و جهان اسلام تشکر کرده و توصيه مي‌کنم تجربه و اندوخته سياسي و فکري خود را کافي ندانسته و پيش از صدور چنين بيانيه‌هایي با اهل فکر و تجربه مشورت‌هاي لازم را نمايند.

این یادداشت در سایت خبری آینده منتشر شده است. 

نوشته شده در رسانه, سياست | ۵ پاسخ »

چرا باید بی بی سی را جدی گرفت؟

جمعه, دی ۲۷م, ۱۳۸۷

بی‌بی‌سی را از زمانی که فهمیدم رادیو چیست به یاد دارم. در اوج ایام جنگ که پدرم در کنار تلویزیون، با خش‌خش‌های ملال‌آور، از ساعت ۸ شب رادیو بی‌بی‌سی را گوش می‌کرد و ما‌هم در کنار سفره مجبور بودیم به تحلیل‌ها و خبرهای بی‌بی‌سی گوش کنیم و البته زمانی که نوبت به پخش ترانه می‌رسید بلافاصله رادیو خاموش می‌شد و صدای تلویزیون ایران بلند…و زمانی متوجه شدم بی‌بی‌سی یک رسانه حرفه‌ای است که نرم خبرهایش را بارها و بارها می‌خواندم تا برای خودم الگوئی از نرم‌خبر نویسی پیدا کنم.
از دیروز برنامه‌های بخش فارسی تلویزیون بی‌بی‌سی آغاز شد و جماعت ماهواره‌ای ایران یقینا به این تلویزیون توجه خاصی خواهند داشت، چه آنکه مسئولان نظام نیز این اتفاق را جدی گرفته‌اند. اما به راستی، چرا بی‌بی‌سی را باید جدی گرفت؟
بی‌بی‌سی را می توان تنها رسانه تلوزیونی فارسی زبان دانست که با تکیه بر تجربه ده‌ها ساله بخش رادیوئی  خود، تصمیم گرفته‌است به عرصه رسانه  دیداری هم وارد شود. طبیعتا این تجربه و پشتوانه یکی از مهمترین دلایل قدرت این رسانه است. این تلویزیون با حوصله کافی و در یک پروسه  حداقل پنج ساله، ساختار تشکیلاتی خود را چیده، نزدیک به یک‌صد خبرنگار!! را از سراسر جهان خصوصا ایران گردآوری کرده است.
بهترین نمونه برای آنکه بدانیم چقدر این رادیو با حوصله و با تکیه بر برنامه‌ریزی دقیق اقدام به راه‌اندازی شبکه تلویزیونی کرده‌است، همین بس که هم‌اکنون  ده‌ها ساعت گفت‌و‌گوی اختصاصی با مرحوم خلخالی و حاج سید احمد خمینی درباره خاطرات انقلاب، در ایام دهه فجر آماده پخش دارد. یا آنکه برای ضبط تاریخ شفاهی انقلاب به سراغ سران رژیم پهلوی و افرادی که در آن زمان در متن جریانات انقلاب بوده اند رفته‌است و در یک رقم از جناب اردشیر زاهدی در سوئیس نزدیک به یکصدوهفتاد ساعت برنامه ضبط کرده‌است و بد نیست بدانیم که بهترین دوبلورهای ایران را جمع‌آوری کرده تا آرشیو بی نظیر خود درباره ایران را دوبله و عرضه کند.
نباید شگفت‌زده و متعجب شویم، اگر مصاحبه و تصاویری از حجت الاسلام ناطق نوری در شب انتخابات دوم خرداد و شب شمارش آراء از بی‌بی‌سی پخش شود، چرا که این تصاویر و دهها سوژه ناب  و پخش نشده در آرشیو چند ده ساله این تلویزیون وجود دارد و قرار است تا چند ماه آینده پخش شود. خب به نظر شما راه اندازی این شبکه یک تصمیم ساده و بر اساس تلاش چندماهه است؟
بی‌بی‌سی از مدت ها پیش به دنبال جذب نیروهای توانمد رسانه‌ای در ایران بوده است. برای نمونه جناب «مازیار بهاری»که مسئولیت بخش مستند‌های تاریخی این شبکه را برعهده دارد، در قالب برگزاری دوره‌های آموزش مستندسازی در ایران، اقدام به شناسایی و جذب نیروهای توانمند کرده و جالب‌تر آنکه هزینه برگزاری این دوره‌ها توسط دولت جمهوری اسلامی ایران تامین می شد.!
حالا موفقیت و تاثیرگذاری این شبکه را مقایسه کنید با رادیو و تلویزیون خودمان. تلویزیونی که با افتخار تمام به صورت قطره‌چکانی! برخی تصاویر و مصاحبه‌های انقلاب را پخش می‌کند، ناگهان با تصاویری مواجه خواهد شد که تهیه آن به مّخیله شریف مدیرانش خطور هم نکرده‌است. یک سوال؛ صداوسیمای خودمان چند ساعت گقت‌و‌گو درباره تاریخ شفاهی انقلاب از مرحوم خلخالی و سید احمد خمینی دارد؟ آیا به ذهنش خطور کرده‌است که مثلا در ایام انتخابات ریاست جمهوری دهم و شب رای‌گیری، دوربین خود را به منزل احمدی نژاد و چند کاندیدای دیگر ببرد؟ خب با بیان این چند نمونه بسیار کوچک و به ظاهر پیش پا افتاده، تفاوت صداوسیمای خودمان با بی‌بی‌سی کاملا مشخص می شود!( یاد صد ساعت فیلم از آرشیو منتشر شده بی‌بی‌سی از حوادث قرن اخیر افتادم که منبع تامین بسیاری از تصاویر مستندهای تلویزیونی خودمان است، حتی برنامه‌های مربوط به انقلاب و جنگ! اگر این کاره هستید توصیه می‌کنم حتما تهیه کنید)
به هرحال، بی‌بی‌سی را باید جدی بگیریم و به جای آنکه با آن سلیقه‌ای رفتار کنیم، به فکر وضع قانون باشیم. بالاخره گفت‌وگو با بی‌بی‌سی جرم هست یا نه؟ این موضوع باید هرچه زودتر مشخص شود تا از برخوردهای سلیقه‌ای در امان ماند و نکته پایانی اینکه :بی‌بی‌سی حافظ منافع سیاسی و فرهنگی دولت بریتانیا است! یادمان باشد!
پی‌نوشت: رضا برجی در کتاب خاطرات سفر به افغانستان بارها و بارها از رادیو بی‌بی‌سی  بحث به میان آورده است. اینکه این رادیو تنها منبع خبری مردم افغانستان، حتی مبارزان مستقر در کوهستان است. جدیدترین وقایع روز و تحولات منطقه ‌ی افغانستان و اینکه امروز کدام گروه چه منطقه ای را گرفته اند، در بی‌بی‌سی تنها می‌شود یافت و اینکه اخبار افغانستان در رادیو ایران تقریبا با یک هفته تاخیر و کلی ایراد و نقص منتشر می‌شود!
در همین زمینه:
تلویزیون بی‌بی‌سی فارسی رسانه‌ای تحریک کننده است(مهدی جامی)
درباره تلویزیون بی‌بی‌سی فارسی(تورجان)
تلویزیون بی‌بی‌سی فارسی آمد، خوشحال باشیم اما ذوق زده نشویم(بامدادی)

نوشته شده در رسانه, سياست, فرهنگ | ۲۴ پاسخ »

پرچم یا حسین،هدیه ما به مردم غزه

جمعه, دی ۱۳م, ۱۳۸۷

دیروز برنامه دومین سالگرد بزرگداشت زنده یاد «حسن نظری» بود و با اوضاع عجیب وغریب غزه همزمان شده بود. فرصت مغتنمی بود برای گردهم آئی وبلاگ نویسان و حمایت از مقاومت مردم غزه. گروه ۱۵ نفره از دوستان دفتر توسعه وبلاگ دینی هم  از قم عزم تهران شدیم برای حضور در این برنامه.
طبق معمول صحبت های حاج آقا مرادی برای همه جذاب بود و مثل همیشه رک و پوست کنده نظراتشان می گفتند. خیلی صریح گفتند چرا پرچم ایران بر روی سن نیست و فقط به پرچم فلسطین و حزب الله لبنان بسنده شده؟ مگر نه این است که ایران محور و رهبر معنوی این دو حرکت است؟ و نکته بسیار مهمی هم که بیان کردند این بود: « وظیفه شرعی ما ایرانی ها و مسلمانان است که از خون تک تک کودکان فلسطین حمایت کنیم و به گفته رهبری به هر اندازه که در توان داریم از خیزش مردم غزه حمایت کنیم…. اما اگر من جای مسئولان هیئت های مذهبی باشم، یک پرچم سرخ «یاحسین» برای رزمندگان و رهبران فلسطینی ارسال می کنم!»
برادر ابوذر منتظرقائم نیز چند دقیقه ای که صحبت کرد. نکته ظریف دیگری هم گفت:«اگرچه اسرائیل در یک برنامه ریزی دقیق، موعد حملات خود را در تعطیلات کریسمس قرار داده بود، اما متوجه این موضوع نشده بود که این ایام دقیقا مقارن است با محرم، با عاشورای حسینی! و ما باید از این پتانسیل و فرصت بیشترین استفاده را داشته باشیم»
در قسمتی از مراسم هم نماینده جنبش اسلامی فلسطین در ایران سخنرانی کرد. تصمیم داشتم پس از اتمام سخنرانی از بین حضار بایستم و بگویم:«برادر عزیز ! ما ایرانی ها وظیفه شرعی خود می دانیم که به هر شکل ممکن از مردم مظلوم فلسطین حمایت کنیم، اما.. به برادران فلسطینی بگویئید برای حفظ دین خدا بجنگند نه فقط خاک وطن، به انها بگوئید خود را جزئی از پیکره اسلام بدانند نه جماعت عرب! و بگویئد تا زمانی که اختلافات درونی خود را گنار نگذاشته و از فرهنگ حسینی پیروی نکنند، از سایر ملت ها کمکی ساخته نخواهد بود.»

پی نوشت:
۱-اصولا به ساز مخالف این جماعت عادت کرده ایم. در هر مساله ای، خصوصا سیاسی و دینی منتظر نگاه مخالف و در عین حال به ظاهر روشن فکرانه این تیپ افراد هستیم. ( امان از مرض ! نیاز به توجه) بخوانید:« عده ای از سر خشم و انزجار داد مبارزه و جنگ سر می دهند. شک دارم از میان همین جمع با تعصب هم به تمامی علاقمند برای جنگ واقعی بیابیم. فتح سفارت و خشونت با پلیس و تحصن در یک مکان بیشتر به سرگرمی می ماند که از عهده هر کس بر می آید. خصوصا اگر شور و هیجان یک عمل جمعی هم ادم را بگیرد. فکر نکنم خیلی کار سختی باشد مسافرت به لبنان یا حتی سفر به سوریه و از آنجا لبنان. کسی که طالب جنگ و عملیات استشهادی است به راحتی می تواند سفر کند. فرودگاه بستن{!!!} و تحصن هم ندارد. اگر غرض مقاومت است، راهش باز است. اگر غرض جنگ افروزی و وارد کردن مستقیم ایران به این جنگ است، حاشا که حتی همین جماعت  هم به تمامی مقتدرانه بایستد و حاضر به جنگیدن شود». البته در جریان غزه مساله به قدری مشخص است که ممکن است از روی ناچاری حمایتکی هم از آنها ببینیم وکاملا طبیعی است که این استعداد نهفته را جناب کمانگیر و آزاده کشف کرده و به شدت قربان صدقه اش بروند. این پست کمانگیر با با یادداشت فوق خانم توحیدلو مقایسه کنید. تنها تفاوتشان ترجمه داخلی بودن یادداشت خانم توحیدلو است با تعدیل در برخی اصطلاحات!
موضوع پیشنهادی برای این خواهر برای ایام عاشورا و تاسوعای حسینی:« به نظر من امام حسین می توانست با گفتمانی منطقی امر به معروف و نهی از منکر کند و نباید از خشونت استفاده می کرد. در ضمن بر اساس قوانین جهانی حمایت از کودکان، استفاده ابزاری از کودکان در جنگ ممنوع است و کار امام حسین درست نبوده… البته بنده هم به خاطر حادثه عاشورا اندوهگینم و احساسات مردم را درک می کنم ولی باید عاقلانه به موضوع نگاه کرد…»
۲-هر لحظه منتظر خبری هستم..نمی دانم چه، اما خبری که نشان دهد خون کودکان بی گناه فلسطین و گریه و نفرین مادران آنها بالاخره سران اسرائیل و عرب را به دام اندازد.
۳- گزارش تصویری از برنامه گردهمايی وبلاگ نويسان حامی مقاومت اسلامی

نوشته شده در دين, رسانه, سياست | ۱۳ پاسخ »

فلسطين،لیلةالقدر تاریخ اسلام

جمعه, آذر ۸م, ۱۳۸۷

خبر:« در پی حملات جنگنده‌های رژیم صهیونیستی به مناطق مسكونی غزه هفت نفر به شهادت رسیندند….».عادت كرده‌ایم هر روز خبرهایی از این دست را از رادیو و تلوزیون بشنویم. گویا خبر كشته‌ شدن كودكان و جوانان فلسطینی، بخش ثابت اخبار روزانه است. دیگر برایمان فرقی ندارد… سه كودك از بی غذائی به شهادت برسند یا پنج جوان بوسیله شلیك مستقیم سربازان؛ مهم این است كه عادت كرده‌ایم و عادت كرده‌ایم هرسال روز قدس به راهپیمائی برویم و هر از گاهی پس از نماز جمعه شعار مرگ بر اسرائیل سر بدهیم و یا در میدان فلسطین تجمع برگزار كنیم…
اما
اما اگر خودمان را به جای آن مادر جوان بگذاریم كه تا همین چند روز پیش شیرین‌كاری‌های فرزند دلبندش را می دیدید و امروز جسم نحیف و فردا جسد بی جان فرزندش را….آن وقت چه؟
آفت‌ها بی‌امان جامعه اسلامی را در چنبره خود گرفته است… دنیاگرائی، روزمرگی، عافیت طلبی، مصلحت‌اندیشی و … و همه این‌ها امروز در جنایت غزه به سوی جامعه اسلامی هجوم آورده‌اند. غزه برای ما ایرانی‌ها امری عادی و«روزمره» شده است. «عافیت‌طلبی» و حتی «دین‌فروشی»، دنیای عرب را سیطره كرده است.همه و همه تیری است كه هر روز در سینه كودكان معصوم فلسطینی فرو می‌نشیند. باید پدر باشی تا بدانی آن مادر و پدر چه می‌كشند از سكوت فرزند خردسال خود كه چیزی جز شیرین‌زبانی از او به یاد ندارند…اما چرا بازهم پدران و مادران جامعه اسلامی می توانند به راحتی از كنار این فجایع بگذرند؟؟ باهم عبارت‌های «دنیاطلبی، عافیت‌طلبی و روزمرگی» دوباره را مرور كنیم.
اما از منظری دیگر، این وقایع امتحانی است سخت برای من و تو و آنها!!
آیا از این امتحان الهی سربلند بیرون خواهیم آمد؟
خوشا به سعادت آنانی كه از این امتحان الهی سربلند بیرون آمده باشند….فرقی نمی‌كند ، مسلمان، مسیحی، یهودی و حتی آنانی كه خدائی را برای خود نمی‌شناسند…مهم این است كه وجدان بیدارشان دچار مصلحت‌های دنیوی و گذرا نشده است.
و در پایان تشكر خالصانه از برادر بزرگوار«تقی دژاكام» و این جمله كه: برادر! اگر امسال توفیق حضور در منی را نداری، بدان كه در قربانگاه دیگری امتحان خود را پس داده‌ای و حج واقعی را شما به جا آوردی. حجتان قبول!
پی نوشت:
تیتر مطلب از بیانات مقام معظم رهبری انتخاب شده است:« باید همان‏طور که شب قدر را تا صبح به بیداری می‏گذرانیم و با دعا و تضرع خود به درگاه الهی، می‏خواهیم که آینده‏ی مطلوب برای ما رقم زده شود، روز قدس را و همه‏ی این ایام حساس را که لیلةالقدر تاریخ اسلام است، به بیداری و هشیاری بگذرانیم و تا مطلع الفجرِ نجات ملتهای مسلمان و مخصوصاً ملت شجاع و مظلوم فلسطین، دست از تلاش نکشیم».
يك خبر جالب: محمد و فاطمه؛ نام شهداي انتفاضه الاقصا
به این سایت‌ها و وبلاگ‌ها هم سری بزنید:
فرياد فلسطين
مركز اطلاع‌رساني فلسطين

نوشته شده در جامعه, دين, سياست | ۱۵ پاسخ »

دفاع مقدس، هر‌روز مظلوم‌تر از ديروز!

چهارشنبه, مهر ۳م, ۱۳۸۷

در جريان بحث هاي صورت گرفته در خصوص بزرگداشت هفته دفاع مقدس ، شخصيت و نگاه برخي كه متاثر از گرايشات سياسي‌شان است براي بسياري هويدا شد .خوشبخاته ده‌ها يادداشت و پاسخ بر اين ادعاها نوشته شد و ديگر نيازي به پاسخ‌هاي مجدد نيست.اما مي خواهم از زاويه‌اي فراتر، جريان اين مباحث پيش آمده را تشريح كنم.
اين جريان را در قالب مثالي توضيح مي‌دهم: تصور كنيد در سايتهاي خبري با اظهار نظر يك كارشناس ! فوتبال مواجه شويد كه نظرات و نقدهاي جالبي دارد.وي معتقد است سوراخ هاي تور دروازه فوتبال را شمرده است و بايد تعداد اين سوراخ‌ها تغيير كند و مثلا از ۵۰۰ عدد به ۵۵۰ عدد برسد.اين جناب كارشناس در راستاي نظرات خود اصرار بر كشف بزرگ خود دارد و مدعي است جامعه جهاني حتما بايد نظر وي را بررسي كنند و درخواستي براي ملاقات با رئيس فدراسيون فوتبال هم داده است.
خب . شما چه مواجهه اي با اين خبر خواهيد داشت . ( اين مواجهه را فعلا پيش خود نگه داريد) از جهتي هر فردي آزادي اظهار نظر دارد و حتي مي تواند قوانين حاكم در دنياي امروز را به چالش بكشاند و حق اوست عقايد خود را بيان كند . اما در مسئله فوتبال كه هر سال ميليهاردها دلار جابجائي صورت مي گيرد، فرهنگ و سياست كشورها تحت تاثير اين ورزش قرار مي گيرد و ميليون ها نفر از آن امرار معاش دارند ، اين نظريه چه جايگاهي خواهد داشت؟ زماني كه صدها مسئله فني و علمي و صنعتي و حتي سياسي در مورد فوتبال مطرح است ، تعداد سوراخ‌هاي تور دروازه فوتبال چه جايگاهي در اين بين دارد؟
آيا بيشتر از آنكه سطح نگرش و تفكر صاحب اين نظر را به مخاطبان بنماياند و شايد لبخند معنادارشان را در پي داشته باشد ، ثمره ديگري هم خواهد داشت؟
داستان چند روز اخير ماهم به اين جريان مي ماند.صاحب ايده اي پيدا شد و اصرار داشت كه چرا آغاز جنگ را جشن!!! مي گيريم و عليرغم دهها پاسخ ، باز هم بر اين سوال و نظر خود اصرار كرد. عليرغم توصيه دوستان مبني بر اينكه اين نظريه بسيار ناچيزتر از آن است كه بخواهيم پاسخ آن را دهيم ، ولي يادداشتي نوشتم و در جاهاي مختلفي سوالاتي را مطرح كردم كه هم آن پاسخم از سوي صاحب نظر ناديده ماند و هم پرسشهايم بي پاسخ . اما اين جريان درعين سادگي ‌اش بركاتي داشت و عده‌اي در اين مورد مطالبي نوشتند.
اما برگرديم به تيتر اين يادداشت : « دفاع مقدس، هر‌روز مظلوم‌تر از ديروز! » بله..هر روز مظلوم تر از ديروز . چرا كه نهايت حرف مدعيان به نقد كشيدن دفاع مقدس اين است كه چرا اين همه كشته ! ؟ چرا نمي گذارند نگاه متفاوتي به جنگ داشته باشيم ! و… از همين جا مظلوميت جنگ نمايان ميشود .به هيچ وجه راه نقد عملكردمان در جريان هشت سال جنگ تحميلي بسته نيست ، اما :
كاش نظاميون ، استرات‍ژي نظامي را به نقد مي كشيدند ، اهل صنعت از صنعتي كه در اين سالها شكل گرفت ايراد مي گرفتند، مهندسان از پلي كه در يك ماه براي عمليات خيبر ايجاد شد كه در دنيا بي نظير بود صحبت مي كردند ، كاش جامعه‌شناسان از ايجاد جامعه اي همدل خرده مي گرفتند كه تحير جهانيان را برانگيخته بود ، كاش ديپلمات‌ها از ديپلماسي صحبت مي كردند كه با سركار گذاشتن خود آمريكايها توانست بخش عظيمي از سلاح مورد نياز جنگ را تامين كند ! كاش دينمداران از معنويت حاكم بر جامعه سخن بگويند واينكه چگونه نوجوانان ۱۶ ساله همچون عارفان ۶۰ ساله بودند و صدها كاش ديگر..
البته اين جماعت آنچنان با اعتماد به نفسي سخن مي‌گويند كه خواننده تصور مي‌كند همه فرماندهان ارشد نظامي و مسئولان رده بالاي نظام بايد در محضر اين اساتيد درس مديريت جنگ و دفاع را بياموزند!!!
مظلوميت دفاع مقدس در نقدهايي كه اين روزها صورت مي گيرد مشخص مي شود.
پي نوشت:
تصميم داشتم درباره معنويت و عنصر دين در دفاع مقدس مطلبي بنويسم كه فكر مي كنم اين مطلب كافي است.
تصويري تاثيرگذار از نامه شهيد شيرودي به فرماندهان مافوق خود (قابل توجه آنهائي كه مي پرسند چرا به جنگ تقدس بخشيده‌ايد)
نمي دانم چه حكمتي دارد ، اما پست قبلي‌ام را در شب ۲۱ ماه رمضان نوشتم و اين پستم را در شب ۲۳.از خدا در اين شبها حج تمتع امسال را مي‌خواستم . نشستم و بخاطر اداي دين به شهدا اين يادداشت ها را نوشتم. اميدوارم شهدا براي اين خواسته من واسطه باشند!

نوشته شده در جامعه, دين, سياست | ۹ پاسخ »

چگونه مدعيان روشنفكري چاره‌اي جز مغالطه ندارند

دوشنبه, مهر ۱م, ۱۳۸۷

يادداشت عجيب خانم توحيدلو فتح باب مباحثي شد كه ديشب كليد خورد.خلاصه كلام خانم توحيدلو كه باحمايت جدي آرش كمانگير مواجه شد اين است : « راستش یک چیز را نمی فهمم. در کجای دنیا شروع یک جنگ خانمان برانداز جشن و پایکوبی دارد؟ چرا بزرگداشت های ما از این جنگ و حتی خاطره خوانی هایمان را گذاشته ایم شروع این جنگ؟ مگر شروع جنگ عزیز است؟ مگر شروع جنگ آن هم حمله یک متجاوز و آن همه مشکلات آغازین روزهای جنگ باید با افتخار بازگو شود؟ یادآوری این روز به عنوان روزی که صلح از میان رفت، خوب است. اما جشن و بزرگداشت های همه ساله در این روز کمی جای سوال دارد!»
چند نكته كوتاه را براي خانم دكتر و كمانگير مي نويسم:
۱- تعبير هفته دفاع مقدس به « جشن و پايكوبي » را براي اولين‌بار از شما شنيدم.درواقع شما نظام را متهم به تفكر خودساخته خود مي كنيد.اصولا جشن به برنامه‌هايي گفته مي‌شود كه در آن همه‌جا را چراغاني كنند، شيريني پخش كنند و برنامه‌هاي شاد برگزار كنند.(مثل ايام نيمه شعبان يا دهه فجر) سوال من از شما اين است : در هفته دفاع مقدس كجا را چراغاني مي‌كنند؟ در كجا جشن و پايكوبي برگزار مي‌كنند؟؟ اين ايام را به نام دفاع مقدس ناميدند تا بزرگداشت همه آنهائي باشد كه در جنگ سهمي داشتند..از خانواده شهدا گرفته تا آوارگان و …. . در اين هفته سعي مي كنند ابعاد مختلف جنگ خانمان‌سوز را براي همه خصوصا جوانان بيان كنند.در اين هفته رژه نيروهاي مسلح برگزار مي شود تا اقتدار نظامي به رخ دشمن كشيده شود.خب كجاي اين كار ايراد دارد؟؟
۲- از خانم دكتر و آرش كمانگير شگفت زده شدم ، به چند دليل؟ چرا اين دو نفر پيش از نوشتن يادداشت خود نيم نگاهي به ايام سال نكردند و جستجوئي نفرمودند ؟؟ بر اساس مصوبه شوراي عالي انقلاب فرهنگي سوم خرداد (روز فتح خرمشهر) به عنوان روز مقاومت، ايثار و پيروزي نامگذاري شده و در اين روز برنامه‌هاي شاد و جشنواره‌هاي مختلفي برگزار مي شود؟خب خانم دكتر ! حالا حرفتان چيست؟ در روزي كه خرمشهر آزاد شد ، ما جشن پيروزي برگزار مي كنيم.نمي دانم اين مسئله را نديديد يا اينكه …..
۳- از خانم دكتر و آرش كمانگير عاجزانه خواهش مي كنم دليلي بر اين مدعاي خود بياورند كه :« مگر شروع جنگ عزیز است؟ مگر شروع جنگ آن هم حمله یک متجاوز و آن همه مشکلات آغازین روزهای جنگ باید با افتخار بازگو شود؟ یادآوری این روز به عنوان روزی که صلح از میان رفت، خوب است. اما جشن و بزرگداشت های همه ساله در این روز کمی جای سوال دارد!»به راستي چه كسي گفته است شروع اين جنگ براي ما عزيز بوده است ؟؟ بله.امام راحل ما فرمودند « جنگ نعمتي براي كشور ما بوده است» و چه سخن حكيمانه‌اي .بله كشور ما توانست در جنگ ناخواسته كه مي توانست به تسخير ايران به دست دشمن خاتمه يابد ، استقلال نظامي داشته باشد..بهترين فرماندهان نظامي را تربيت كند و از نظر نظامي خود را دهها سال جلو بياندازد.اين جنگ خانمانسوز بود اما تجربه آن براي دستگاه نظامي ما باعث مي شود هر جنگ جديدي را به نفع خود تمام كند..پس اين جنگ ناخواسته نعمت بزرگي براي كشور ما بود.
۴- مشكل خانم دكتر زاويه ديد است.ايشان گفته اند :« خلاصه اینکه همیشه همزمان با آغاز پاییز بساط جنگ و رژه و بزرگداشت به پاست. بد نیست ببینیم که چرا این روز را پاس می داریم. شروع یک جنگ خانمان برانداز بدون شک جشن و بزرگداشت ندارد!» در حالي كه استدلال ما اين است كه روز ۳۱ شهريور آغاز جنگ براي عراق و حاميان او بويژه آمريكا است و براي ايران «آغاز دفاع» است. بازهم تاكيد مي كنم.اين هفته براي ايران «بزرگداشت دفاع» است.دفاع برابر كشوري كه توسط دهها كشور عربي و غربي تامين مالي و تسليحاتي مي شد. خانم دكتر ، بزرگداشت دفاع پيروزمندانه چه اشكالي دارد ؟
۵- در باب مسئله مديريت و ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر هم گفتني‌ها زياد است.خلاصه آنكه براي همه اظهار نظر كردن در اين خصوص و پس ازآنكه نزديك به ۲۰ سال از ماجرا مي‌گذرد و جنگ به پايان رسيده‌است كار بسيار آساني است.اصولا در مسائل بحراني خصوصا جنگ كه نمي شود آينده و حتي يك ساعت بعد را پيش‌بيني كرد ، مي توان نقدهاي فراواني نوشت.چراهاي بسياري گفت.بله . پس از فتح خرمشهر بحث پايان جنگ مطرح شد،اما آيا قبول كردن صلح پايان همه مسائل است ؟ پس ميلياردها دلار غرامت چه مي‌شود؟ سازمان ملل هنوز حاظر نبود عراق را مقصر جنگ اعلام كند.هنوز مناطقي از ايران در دست دشمن بود ، احتمال سوء استفاده از اين فرصت براي دشمن وجود داشت مثل عمليات مرصاد كه پس از پذيرش قطعنامه از سوي ايران ، منافقين با حمايت كامل عراق جنگ مجددي را راه اندازي كردند.صدها مسئله در اين بين وجود داشت كه نمي‌شد جنگ را تمام كرد.و جالبتر از آنكه براي جماعت مريض ! هميشه بهانه براي ايرادات بني اسرائيلي وجودد دارند. با تمام وجود مي توانم قسم بخورم كه اگر آن ايام جنگ تمام مي شد ، همين جماعت به ظاهر روشنفكر فرياد وطن
خواهي سرمي‌دادند و نظام را متهم به شكست مي‌كردند.بله همين جماعتي كه امروز معترض به ادامه جنگ هستند نخستين كساني بودند كه اعتراض مي كردند : « چرا ايران پس از فتح خرمشهر جنگ را تمام كرد !!!».

واقعا نمي‌شود از كار خدا سردرآورد. چند سالي بود كه در اين ايام مي‌خواستم يادداشتي در خصوص خانواده شهدا بنويسم و اداي ديني به آنها داشته باشم كه زمينه اش فراهم نشد. اين يادداشت را تقديم مي كنم به همه خانواده شهدا خصوص برادر بزرگترم محسن نجمي كه در هفده سالگي به جبهه و رفت در منطقه فاو قطع نخاع شد و تا آخر عمر بايد بر روي ويلچر بنشيند و شاهد تفسيرهاي عجيب و غريب تيپ روشنفكران از عملكردش باشد!

در همين زمينه:

آيا اين بدنهاي پاره‌پاره بزرگداشت نمي‌خواهد؟(آهستان)

از جنگ حرف مي زنيم(سلسه مباحثي از خيزران كه حتما بخوانيد)

گفتاري از رحيم‌پور ازغدي

تقارن صلح و آلزایمر و دفاع ، یعنی تکرار تاریخ ! (برادر ابوذر)

نوشته شده در جامعه, سياست, فرهنگ | ۲۱ پاسخ »

سه مطلب

جمعه, شهریور ۲۹م, ۱۳۸۷

مثل هميشه ..مثل همه دغدغه‌هايي كه آزارمان مي داد منتظر خطبه‌هاي«آقا» بوديم در دويست و سي ونهمين نماز جمعه به امامت ايشان و باز مثل هميشه كلمه به كلمه را گوش كرديم . يكي از مسائلي كه امروز رهبري در خصوص آن اظهار نظر كردند و جامعه سياسي و اجتماعي ما منتظرش بودند ، موضوع جنجال برانگير اظهارات يك مقام دولتي ! در خصوص رابطه با مردم اسرائيل بود. رهبري فرمودند :« يك نفر پيدا مي‌شود درباره مردمي كه در اسرائيل زندگي مي‌كنند يك اظهار نظر مي‌كند، البته اين اظهار نظر، اظهار نظر غلطي است. اينكه گفته شود ما با مردم اسرائيل هم مثل مردم ديگر دنيا دوستيم اين حرف درستي نيست، حرف غيرمنطقي است. حالا كسي حرفي مي‌زند اشتباه ، عكس العملي‌هايي هم در مقابل آن نشان داده مي‌شود. خوب مساله را بايد تمام كرد. اينكه يك روز يك نفر از اين طرف بگويد، يكي از آن طرف بگويد، يكي اينجور استدلال كند، يكي از آن طرف حرف بزند، اين درست نيست، اين التهاب آفريني است؛ حرفي بود گفته شد و اشتباه بود و تمام. موضع جمهوري اسلامي و موضع دولت جمهوري اسلامي هم اين نيست.»
ما ، يعني مردم دينمدار و انقلابي ايران مثل هميشه برابر نظرات رهبري مي گوئيم : سمعا و طاعتا
ما به وظيفه خود عمل مي كنيم ..اما آيا فقط مردم و نمايندگان بايد به وظيفه خود عمل كنند؟ آيا در خصوص اين ماجرا دولت و شخص رئيس جمهور و جناب مشائي وظيفه‌اي ندارند؟ وقتي رهبري صراحتا مي فرمايند اظهار نظر غلطي بوده ، پس دولت و شخص مشائي چند وظيفه دارند:
۱- خيلي فوري و در اولين فرصت ، جناب مشائي با انتشار نامه‌اي بدون هيچ توضيح از مقام معظم رهبري و مردم ايران عذرخواهي كند.
۲- احمدي نژاد به عنوان يك عذرخواهي و جبران اشتباه از به همراه بردن مشائي با خود در سفر آتي به مقر سازمان ملل خودداري كند.
اين دو مورد كمترين وظيفه اي است كه دولت در برابر فرمايشات امروز رهبر معظم انقلاب دارند.
مردم با سكوت به وظيفه خود عمل مي كنند و منتظر انجام وظيفه دولت در اين خصوص هستند.
امابعد :

وقتي ايرنا به سليقه خود وقايع تاريخي را دستكاري مي كند

بنده به اندازه ايرنائي‌ها با جريان آيت الله منتظري مخالفم.اما اين دليل نمي‌شود كه در روايت تاريخ دست ببريم.به اين آماري كه امروز منتشر شده است توجه كنيد ! بله اسامي و آمار دقيق نمازجمعه‌هائي كه توسط ائمه جمعه تهران اقامه شده است.آمار را جمع زدم شد ۱۴۹۱ نمازجمعه.اين درحالي است كه جمع نمازجمعه هاي اقامه شده در اين خبر ۱۵۰۹ نمازجمعه است.اين وسط چندتائي كم آمده .اگر به متن مراجعه كنيم از آيت الله منتظري خبري نيست درحالي كه ايشان پس از فوت آيت الله طالقاني از سوي امام خميني (ره) به اين سمت منصوب شدند.
به برادران تازه وارد ايرنا عرض مي كنم كه هر كاري راه و روشي دارد.هرچقدر هم مخالف آيت الله منتظري باشيم اين دليل نمي شود كه به روايت تاريخ دست ببريم و به سليقه خود عمل كنيم.
در اين خصوص مطلب مفصلي دارم كه در آينده ‌اي نزديك خواهم نوشت.
در همين زمينه:
آماري كه مسئول ستاد برگزاري نمازجمعه تهران ارائه داده‌است و در آن نام آيت الله منتظري ذكر شده است با ۱۵ نماز جمعه
آغاز تحول در نمازجمعه تهران
نماز جمعه تهران و تاريخ بعد از انقلاب

مابعد مابعد التحرير:
مي‌خواستم از اين شبها بنويسم و خاطرات دوران طلبگي و شبهاي به يادماندني ماه رمضان…
بنابر رسمي كه از سالهاي گذشته در مدرسه ما وجود داشت ، در ماه مبارك رمضان از نماز صبح تا اذان ظهر وقت استراحت و خواب طلبه ها بود و پس از نماز ظهر درس‌ها آغاز مي شد و تا نيمه شب ادامه داشت. تا ساعت ۱ نيمه شب درس و بحث ادامه داشت و ساعت ۱ طلبه‌ها عازم مسجد مي شدند براي زمزمه دعاي ابوحمزه ثمالي…آن هم با نواي استادمان حاج‌آقاي بنابي..آه كه آنروزها قدر اين محفل را نمي دانسيم.چه حال و هوايي داشت…طلبه هاي تازه به سن تكليف رسيده ، دست به دعا در نيمه شب تاريك شهر….حيف كه توصيفش برايم خيلي سخت است.
وقتي شبهاي قدر مي رسيد ، قبل از افطار ، « حاج آقا» طلبه‌ها را جمع مي كرد و با نصايحش ، همه را آماده ورود به اين شبها مي كرد.گوئي قرار است بزرگترين و تنهاترين اتفاق زندگيمان رخ دهد. يادش بخير…يادش بخير

نوشته شده در دين, سياست | ۴ پاسخ »

مرد مرموز دولت نهم

دوشنبه, شهریور ۴م, ۱۳۸۷

رحيم مشايي «مرد مرموز و غيرقابل شناخت » دولت نهم و يا بهتر بگوييم احمدي‌نژاد ، براي چندمين بار آتشي به ‌پا كرده است كه متاسفانه شعله‌هاي آن دولت نهم را فراگرفته است. اما اين‌بار اظهارات وي بدون هيچ دفاعي قرار گرفته و مورد انتقاد شديد بسياري قرار گرفته است . از مراجع تقليد گرفته تا سياسيون و خودي‌ها و حتي طرفداران سرسخت احمدي‌نژاد و بسياري از اين افراد در نظرات خود خواستار استعفا يا بركناري مشايي نيز شده‌اند.
اما نگاه من از منظر ديگري به اين ماجرا است.
حضور مشايي دركنار احمدي‌نژاد فراتر از يك معاون و رياست سازمان گردشگردي بوده و به اعتقاد و گفته بسياري از نزديكان و همكاران دولت ، ايده‌ها و برنامه هاي فرهنگي ، سياسي و حتي ديپلماتيك احمدي‌نژاد توسط مشايي برنامه‌ريزي و طراحي مي شود . چه آنكه يكي از دلايل اصلي استعفاي لاريجاني از دبيري شوراي عالي امنيت ملي ، دخالت‌هاي بيجا و عجيب مشايي در مورد مذاكرات دپلماتيك و هسته اي بود و پس از تذكرات چندباره لاريجاني و عدم توجه به اين مسئله از سوي رئيس جمهور ، لاريجاني ناچار به استعفا شد.
در ماجراي اظهارات مشايي در خصوص دوستي با مردم اسرائيل كه در تناقض جدي با آرمانهاي انقلاب اسلامي و امام و رهبري است ، همگان انگشت به دهان هستند كه چطور با اين همه مخالفت‌ها و حتي هشدارهاي صريح مراجع تقليد ، احمدي‌نژاد هيچ حركتي در اين خصوص انجام نداده‌است . احمدي‌نژاد همان كسي است كه تاكنون نزديك به ده وزير را به راحتي كنار گذاشته و يكي از امتيازات وي رودربايستي نداشتن با وزرا و همكاران است. به خاطر همين است كه در ابتداي يادداشتم از مشايي با عنوان مرد « مرموز » نام بردم كه رئيس جمهور حاظر شده است به خاطر او بسياري از طرفداران سرسخت خود را رنجانده و حتي از خود دور كند . حرف مراجع تقليد را پشت گوش اندازد و تا پاسخگوئي به سوال مجلس كه در طي سالهاي پس از انقلاب بي سابقه يا كم سابقه است پيش برود و جالب آنكه در اوج انتقادات همسفر و دوشادوش احمدي‌نژاد به تركيه رفت و حتي در جريان ارسال ماهواره به فضا كه هيچ ربطي به شرح وظايف او ندارد در كنار احمدي‌نژاد قرار گرفت تا به همه منتقدان بفهماند به هزارويك دليل تلاشهاي آنان بي نتيجه است!!
با اين حال بايد گفت بر فرض آنكه رئيس جمهور حاضر شود مشايي را بركنار كند ، هيچ اتفاق خاصي نخواهد افتاد . تنها مشايي از رياست سازماني به كنار رفته ، و حضور او در كنار رئيس جمهور حتي از گذشته نيز پررنگتر خواهد شد و از همه بدتر آنكه اين آقاي همه كاره دولت پس از بركناري شروع به عقده‌گشايي از منتقدان خود كه اصولگرايان راستين هستند خواهد كرد .
گويا در تقدير حزب‌الله و اصولگرايان راستين ، آرامش نوشته نشده,و اگر دولت نيز در دست اصولگرايان و انقلابيون راستين باشد ، باز بايد خون دل خورد و ….

پي نوشت :درباره جريان مدرك كردان هم چيزي نمي نويسم كه ديگر اعصابي براي نوشتن نمانده است و همه چيز مشخص است و ديگر نيازي به اظهار نظر جديد نيست.

نوشته شده در سياست | ۱۷ پاسخ »

پاي اين مرد بوسيدني است

سه شنبه, خرداد ۱۴م, ۱۳۸۷

هرزمان كه صحبت از شخصيت منحصر به فرد حضرت امام خميني پيش مي‌آيد ، ناخودآگاه ذهنم مستقيم با جريان نامه ايشان به گورباچف و ماجراهاي پس از آن درگير مي شود . به عقيده من درباره اين جريان آنطور كه بايد رسانه ها و تلوزيون روشنگري و مانور رسانه‌اي نداده‌اند . مگر مسئله ساده اي است ؟ رهبر يك كشور جنگديده و مورد هجوم ابرقدرتها ، طي نامه اي به بزرگترين قطب و قدرت جهاني ، به رهبر آن هشدار دهد كه ديگر زمان حكومت و فكر شما به پايان رسيده و بايد تفكرات شما ( كمونيسم ) را در موزه‌هاي تاريخ جست .اول اعتماد به نفس و قدرت شخصيتي چنين رهبري براي هر انساني ستودني است كه با كمال قدرت چنين هشداري دهد و جالبتر از آن ، تحقق هشدار است . تحققي كمتر از چهار سال بعد . و مگر نه اين است كه اين محاسبات سياسي و ديپلماتيك را بسياري از سركردگان كشورهاي جهان با هزينه‌هاي ميلياردي و نيروهاي متخصص آروز مي كنند. پس چرا نمي توانند نمونه بسيار كوچكتر از اين حركت امام را انجام دهند . آيا واقعا امام موسسه مطالعات بين المللي و مثلا كمونيست شناسي داشتند ؟ آيا دهها مشاور ايشان چنين واقعيتي را به ايشان گزارش كرده بودند ؟ نه…هيچ كدام از اين موارد جود نداشتند .تنها و تنها بازشدن درهاي حكمت الهي به سوي اين مرد خدائي بود كه ديدگانش فراتر از انسان‌هاي زميني مي‌ديد.
دهها بار جريان ملاقات فرستاده گورباچف با امام را خوانده‌ام و از تلوزيون ديده‌ام . هميشه حس افتخار و غرور يك ايراني را با تمام وجود حس كرده‌ام . زماني كه دلهره و رنگ باختگي نماينده ابرقدرت جهاني را در مقابل رهبرم ديده ام ، با خود گفته ام كه هر ايراني منصفي به دور از بغض و كينه بايد پاي چنين رهبري را ببوسد . واقعا كدام پادشاه و رهبر ايران توانسته است بدون خونريزي و استبداد و تنها با نگارش نامه‌اي چند صفحه
اي ، حقيقت ايران و اسلام را به رخ سياسيون عالم بكشد ؟

بخشي از نظرات گورباچف پس از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي :

در سالگرد رحلت امام خمینی در ۱۳۷۸ گورباچف طی مصاحبه‌ای براي اینكه به هشدارهای آن روز بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران بی‌اعتنائی كرده بود، اظهار تأسف نمود. وی در این مصاحبه اظهار داشت. «مخاطب پیام آیت‌الله خمینی از نظر من، همه اعصار در طول تاریخ بود». وی افزود «زمانی كه من این پیام را دریافت كردم احساس كردم كه شخصی كه این پیام را نوشته بود متفكر و دلسوز برای سرنوشت جهان است. من از مطالعه این پیام استنباط كردم كه او كسی است كه برای جهان نگران است و مایل است من انقلاب اسلامی را بیشتر بشناسم و درك كنم»
گورباچف سپس با تشریح نابسامانی های اقتصادی و سیاسی روسیه، تصریح كرد «اگر ما پیشگویی های آیت‌الله خمینی را در آن پیام جدی می‌گرفتیم امروز قطعاً شاهد چنین وضعیتی نبودیم».

از همان دوران نوجواني با ديدن اين تصاوير آروز كرده‌ام كه حتي با هزينه شخصي ام بتوانم مصاحبه اي صريح با گورباچف درباره نامه نگاري‌اش با امام انجام دهم . خب . اين يك خيال شيرين است براي من . اما براي سازمان هاي چند دهگانه فرهنگي و بين المللي از سازمان فرهنگ و ارتباطات گرفته تا موسسه تنظيم و نشر آثار امام و حتي صداوسيماي خودمان ، آيا اين كار شدني نيست ؟

روايت خواندني حاج عيسي از اين جلسه :
زماني كه آقاي ادوارد شواردنادزه وزير خارجه وقت اتحاد جماهير شوروي سابق جواب نامه آقاي گورباچف را آوردند , شما در آن مراسم بوديد ؟
بله . بودم . من پشت پرده بودم . يك نفر بود به نام آقاي سليماني . آمد به من گفت اين پالتوها را كجا بيندازم گفتم : اين پالتوها را بينداز آن گوشه . چقدر سنگينه . ميهمانان نشستند. امام تشريف آوردند. آقاي ادوارد شوارد نادزه در آن جلسه ابهت امام گرفتش . رنگش سفيد شد و به حال رعشه افتاد. يك خرده كه صحبت كرد حضرت امام فرمود : اينها جواب آن نامه اي كه من دادم نيست . بار دوم امام گفت : آقا نفهميده من برايش چي نوشته ام . باز آقاي ادوارد شواد نادزه به حرفهايش ادامه داد. بار سوم بلند شد و گفت : ما مي گوئيم ما نمي ميريم . ما زنده هستيم و از اين عالم به عالم ديگر هجرت مي كنيم و در آنجا بايد جواب كارهايمان را در اين دنيا پس بدهيم .
شما براي هيئت اتحاد جماهير شوروي چاي برديد ؟
بله . چاي بردم . اول بار كه آمدند ايستادند وسط اتاق امام . خيال كردند كه من الان اينها را راهنمايي مي كنم به يك سالن پذيرايي كه ميز باشه , مبل باشه , صندلي باشه , وسيله پذيرايي باشه , ولي همين طور كه ايستاده بودند , من چاي بردم و دادم دستشان . خود شواردنادزه يك چاي برداشت . من نگذاشتم قند را بردارد , چون نمي خواستم دستش را توي قندان بكند. دست كردم و دو تا حبه قند به شواردنادزه بدهم . آقاي دكتر ولايتي چپ چپ به من نگاه كرد و به شوخي گفت : ما بايد اين كار شما را به همه دنيا مخابره كنيم . گفتم : نمي خواهد , خودش مخابره مي شود. البته آقاي شوارد نادزه قند نگرفت و همان چاي تلخ را خورد.
امام به شما توصيه نكردند كه از هيئت اتحاد جماهير شوروي بيشتر پذيرايي كنيد
ـ نه .
پي‌نوشت :
هر چه دنبال تصويري از ملاقات ادوارد شوارت نادزه با حضرت امام گشتم ، چيزي پيدا نكردم !!
ماجرای تسلیم نامه امام به گورباچف از زبان آیت الله جوادی آملی
گزارشي جالب و زيبا از ارسال نامه امام به گورباچف

نوشته شده در دين, سياست, فرهنگ | ۳ پاسخ »


پیوندها
آشنايان
آب‌و آتش. آهستان. احسان‌و هزاره سوم. ارتباطات. ايمان امروز. اينك. باسيدعلي‌تاقتح قدس. بانوبلاگ. بچه هاي قلم. ترديد‌راهي‌به‌دانائي. تنهاي‌تنها. حاج آقا ياحق. حامدعبداللهي. خبرنگار‌مسلمان. خویلی. دفتر عشق. دلشدگان شمس. رسانه. رسپنا. رضابابايي. رند. سرگيجه‌ها. سوزنبان. سيدمحمدتقي‌ابطحي. شاعرانه. شب نوشت. شيعه‌مذهب‌برتر. ضحي. طعم‌شيرين‌دودقيقه. طلبه‌نسل‌سوم. عباس‌حسين‌نژاد. عقل‌سرخ. فرهنگ‌و‌ارتباطات. كشكول جواني. كلاشينكف ديجيتالي. مادرانه. مجاهد. مدير. میرزاقلی‌خان‌راپورتچی. همسرا. پاسخگوئی. پاسداران. گلدختر.
خبري
آريا. آفتاب. آينده‌روشن. الف. امروز. انتخاب. ايسنا. ايكنا. برنا. بولتن نيوز. بي‌بي‌سي. تابناك. جهان. حج. حوزه‌نيوز. دويچه‌وله. راديوزمانه. رجا. رسا. سپهر. شريف. شهر. شيعه نيوز. صدرا. عدالتخانه. عصرایران. فارس. فرارو. فردا. مهر. نوروز. پارسينه.
فرهنگي‌علمي
آويني. ادبستان. باشگاه. تبيان. دفتر‌مطالعات تاريخ. سبكبالان. سوره‌مهر. فيروزه. كتاب‌نيوز. لوح. مركز‌اسناد‍‌انقلاب اسلامي. موعود. هفتان. پاسخ‌به‌سؤالات‌ديني. کتابخانه‌تاريخ‌ايران.
ويژه
دفتر توسعه وبلاگ ديني. نشريه الكترونيكي چارقد.