پاسخ ما به رهبري:سمعاً و طاعتاً
جمعه, شهریور ۵م, ۱۳۸۹مقام معظم رهبري در پاسخ به دانشجوئي درباره جريانات مربوط به مشائي فرمودند:«اينها جزو مسائل تعيين كننده و اصلى نيست. ممكن است ايراد و اشكال وارد باشد - من در اين مورد هيچ قضاوتى نميخواهم بكنم - ممكن است كسى به يك شخصى يا به يك كارى ايراد داشته باشد؛ منتها بايد توجه كنيم كه مسائل را اصلى - فرعى كنيم. مسائل درجهى دوم جاى مسائل اصلى را در انگيزههاى ما، در همت ما، در صرف انرژىاى كه ميشود، نگيرد.»
طبيعتا اين فرموده رهبري مخاطباني دارد.يك گروه، منتقدين آقاي مشائي هستند كه بنده به عنوان يكي از اين افراد اين گروه خطاب به ايشان عرض ميكنم:«سمعاً و طاعتاً» و انشاء الله زينپس درباره مسئله مشائي اگرچه حواسمان را جمع نگه ميداريم اما خوب ميدانيم كه نبايد موضوع ايشان جزء مسائل اصلي شود، چرا كه به فرموده حضرتآقا« مسائل اصلى ما چيزهاى ديگرى است»
طرف ديگر قضيه خود احمدينژاد و مشائي است كه منتظريم ببينيم با توجه به اين فرمايش رهبري اين آقايان چگونه تبعيت از رهبري و ولايتمداري خود را ثابت خواهند كرد و تلاش خواهند كرد طوري عمل كنند كه زمينه تبديل شدن به مسائل اصلي و درجه اول را فراهم نكنند.
در گام نخست در خصوص سمت جديد مشائي آنهم همزمان با فرمايشات رهبري سكوت ميكنيم تا حرفمان را در عمل هم ثابت كنيم.
مرد مرموز دولت نهم
دوشنبه, شهریور ۴م, ۱۳۸۷ رحيم مشايي «مرد مرموز و غيرقابل شناخت » دولت نهم و يا بهتر بگوييم احمدينژاد ، براي چندمين بار آتشي به پا كرده است كه متاسفانه شعلههاي آن د
ولت نهم را فراگرفته است. اما اينبار اظهارات وي بدون هيچ دفاعي قرار گرفته و مورد انتقاد شديد بسياري قرار گرفته است . از مراجع تقليد گرفته تا سياسيون و خوديها و حتي طرفداران سرسخت احمدينژاد و بسياري از اين افراد در نظرات خود خواستار استعفا يا بركناري مشايي نيز شدهاند.
اما نگاه من از منظر ديگري به اين ماجرا است.
حضور مشايي دركنار احمدينژاد فراتر از يك معاون و رياست سازمان گردشگردي بوده و به اعتقاد و گفته بسياري از نزديكان و همكاران دولت ، ايدهها و برنامه هاي فرهنگي ، سياسي و حتي ديپلماتيك احمدينژاد توسط مشايي برنامهريزي و طراحي مي شود . چه آنكه يكي از دلايل اصلي استعفاي لاريجاني از دبيري شوراي عالي امنيت ملي ، دخالتهاي بيجا و عجيب مشايي در مورد مذاكرات دپلماتيك و هسته اي بود و پس از تذكرات چندباره لاريجاني و عدم توجه به اين مسئله از سوي رئيس جمهور ، لاريجاني ناچار به استعفا شد.
در ماجراي اظهارات مشايي در خصوص دوستي با مردم اسرائيل كه در تناقض جدي با آرمانهاي انقلاب اسلامي و امام و رهبري است ، همگان انگشت به دهان هستند كه چطور با اين همه مخالفتها و حتي هشدارهاي صريح مراجع تقليد ، احمدينژاد هيچ حركتي در اين خصوص انجام ندادهاست . احمدينژاد همان كسي است كه تاكنون نزديك به ده وزير را به راحتي كنار گذاشته و يكي از امتيازات وي رودربايستي نداشتن با وزرا و همكاران است. به خاطر همين است كه در ابتداي يادداشتم از مشايي با عنوان مرد « مرموز » نام بردم كه رئيس جمهور حاظر شده است به خاطر او بسياري از طرفداران سرسخت خود را رنجانده و حتي از خود دور كند . حرف مراجع تقليد را پشت گوش اندازد و تا پاسخگوئي به سوال مجلس كه در طي سالهاي پس از انقلاب بي سابقه يا كم سابقه است پيش برود و جالب آنكه در اوج انتقادات همسفر و دوشادوش احمدينژاد به تركيه رفت و حتي در جريان ارسال ماهواره به فضا كه هيچ ربطي به شرح وظايف او ندارد در كنار احمدينژاد قرار گرفت تا به همه منتقدان بفهماند به هزارويك دليل تلاشهاي آنان بي نتيجه است!!
با اين حال بايد گفت بر فرض آنكه رئيس جمهور حاضر شود مشايي را بركنار كند ، هيچ اتفاق خاصي نخواهد افتاد . تنها مشايي از رياست سازماني به كنار رفته ، و حضور او در كنار رئيس جمهور حتي از گذشته نيز پررنگتر خواهد شد و از همه بدتر آنكه اين آقاي همه كاره دولت پس از بركناري شروع به عقدهگشايي از منتقدان خود كه اصولگرايان راستين هستند خواهد كرد .
گويا در تقدير حزبالله و اصولگرايان راستين ، آرامش نوشته نشده,و اگر دولت نيز در دست اصولگرايان و انقلابيون راستين باشد ، باز بايد خون دل خورد و ….
پي نوشت :درباره جريان مدرك كردان هم چيزي نمي نويسم كه ديگر اعصابي براي نوشتن نمانده است و همه چيز مشخص است و ديگر نيازي به اظهار نظر جديد نيست.
