ادامه شناخت معضل

شنبه, دی ۲۶م, ۱۳۸۸

در پست قبلی‌ام چند نکته کلیدی را به صورت خلاصه نوشته‌ بودم و گفته بودم که در آینده‌ توضیحات کامل این نکات را مفصل می‌نویسم.یادداشت قبلی‌ام نظرات متفاوتی را دربر داشت. از جمله بسیاری از دوستان اصولگرا گلایه کرده بودند که چرا به احمدی‌نژاد خرده گرفته ای و مگر ندیدی طرف مقابل چگونه کل نظام را مورد حمله قرار داده‌بود.اتفاقا نظر من پاسخ مستدل به بهانه‌های بچه‌گانه این جماعت سبزپوش و متوهم بود.کمی تامل کنید متوجه خواهید شد:
- در برنامه «روبه‌فردا» چند مهمان اصلاح‌طلب هرگونه وابستگی مستقیم یا باواسطه معترضان خیابانی را با بیگانگان رد کرده و تنها دلایل آنها دو چیز بود: اعتراض به نتایج انتخابات و به گفته آقای اطاعت ده‌ها دلیل دیگر ازجمله رفتارهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی احمدی‌نژاد در چهارسال گذشته و ایام انتخابات.
خب برفرض عدم وابستگی معترضان خیابانی به بیگانگان ( که معتقدم طیف زیادی از مردم در دام نقشه دشمنان و تعدادی از گماشته های داخلی آنها افتاده بودند) بهترین دلیل  برای اشتباه بودن اینگونه رفتارهای معترضان خیابانی این است که نخست بپذیریم برخی از اقدامات احمدی‌نژاد هم اشتباه بوده است.از جمله حمایت و سخنرانی اعضای شورای نگهبان در برنامه‌های تبلیغاتی،تجمع خیابانی در میدان ولیعصر و چند نکته دیگر.
اما مسئله مهم پس از پذیرش این اشتباهات است. باید از این آقایان اصلاح‌طلب پرسید برفرض تخلف یک کاندیدای انتخاباتی (که از این دست تخلفات را هرچهار کاندیدا هم داشتند)آیا باید شما چندماه در کف خیابان به اصل نظام و انقلاب حمله می کردید؟
در این چندماه همه دلایل اطلاح طلبان بر روی این چند مورد است و خیال می کنند  چون کسی به این دلایل نمی‌پردازد پس کاملا حق با آنها است.اتفاقا با پرداختن به این ایرادهای مطرح شده می‌توان به بهترین شکل پاسخ آنها را داد.
مثلا وقتی یک نفر در خیابان حتی به عمد به نفر دیگر تنه بزند، آیا درست است فرد تنه خورده با چاقو شکم طرف را پاره کند، به خانه او برود و خانه اش را آتش بزند؟ و وقتی از او پرسیده شود که چرا این کار را کردی بگوید این یارو به من تنه زده و حقش است!اگر در محکمه‌ای بخواهند به جنایت این قاتل رسیدگی کنند طبیعی است که در مرحله نخست مقتول مواخذه می‌شود که چرا چنین کاری کرد و سپس حکم اعدام قاتل صادر می‌شود.حتی اگر عده‌ای هم ناجوانمردانه قاتل را تشویق و تحریک کرده باشند.
حکایت اعتراضات خیابانی و اصلاح‌طلبان در این‌روزها همین است. این افراد به بهانه ایرادات احمدی‌نژاد و تخلفات او در زمان انتخابات در حال به‌هم ریختن کل نظام و مملکت هستند.باید پس از پذیرش اشتباهات احمدی‌نژاد این سوال اساسی را پرسید که مگر پاسخ این اشتباهات اغتشاشات خیابانی، توهین به اصل نظام و ارکان آن و حمله به نیروهای انتظامی است؟ اگر اینطور باشد همه معترضان جناب خاتمی در هشت سال ریاست‌جمهوری او باید ده‌برابر این کارها را انجام می‌دادند.
از محکمه عادلانه انتظار می‌رود به تخلف هردو طرف رسیدگی کند در حالی که فقط و فقط به ایرادات یک‌طرف پرداخته می‌شود.
استدلال بیان شده‌ام براساس محکمات و یقینیات طرف مقابل است.چراکه طرف مقابل با این استدلال مملکت را به هم ریخته است.
البته یک نکته ناگفته نماند که فعلا خود اصلاح‌طلبان در یک تصاد عجیبی هستند.برخی تنها تقلب را علت اصلی لشگرکی خیابانی می دانند، برخی دیگر هم عوامل مختلف مدیریتی کشور در چهارسال اخیر، برخی اصل نظام و بالاخره یک شلم‌شوربائی است که خودشان نمی‌فهمند بالاخره علت چیست! مهم این است که بالاخره باید بیایند به خیابان‌ها و البته خشونت را هم محکوم کنند تا راهی برای اثبات قانون گرائی برایشان باقی بماند.
اما اعتقاد شخصی من این است که اقدامات تاسف‌بار احمدی‌نژاد در عزل و نصب‌ها،موضع گیری‌های عجیب و غریب و اطرافیان مسئله دار او بهترین زمینه بود برای دشمنی که ۳۰ سال است که در انتظار حمله به این نظام نشسته است.جماعت عصبانی هم که به گروه سبزها پیوسته بودند و نمی‌توان از آنها انتظار داشت بلافاصله فردای انتخابات از تعصب چند‌ماهه خود دست بردارند.
از خوانندگان اصلاح‌طلب هم خواهش می‌کنم با پرستیژ روشنفکرانه نگویند که برای حمایت دشمن از این جریان دلیل بیاور که دیگر این یک مورد برای من و بسیاری از فعالان اینترنتی اظهر من‌الشمس است.مگر اینکه یکی عینک سیاه زده باشه و آفتاب را نبیند.
- اما نکته بعدی را خلاصه تر بگویم که تعدادی از سایتهای معاند(بر روی کلمه معاند تاکید دارم) یادداشتم را بازنشر کرده‌ بودند.خب برخلاف موسوی و مدعیان انقلابی او که هیچگاه در قبال حمایت دشمن واکنش نشان ندادند و عملا نشان دادند که حمایت دشمن را هم واسطه خوبی برای رسیدن به قدرت می‌دانند به این سایت‌ها می‌گویم که با توفیق خدا چندسالی است سرباز نظام و انقلاب و رهبری‌ام.هرچه در توان داشته‌ام علیه اصلاح‌طلبان که سربازان خوب دشمن هستند کار کرده و می کنم و فردای قیامت یقه موسوی و کروبی را بخاطر پایمال کردن خون هزاران شهید خواهم گرفت.

 

نوشته شده در سياست | ۵۳ پاسخ »

معضلی به نام احمدی‌نژاد

جمعه, دی ۲۵م, ۱۳۸۸

یکی از علت‌های دیرنویسی‌ام در این وبلاگ – خوشبختانه یا متاسفانه – این است که درباره بسیاری از یادداشت‌هایم ماه‌ها فکر می‌کنم و جنبه‌های مختلف و ساختار مطالبم را می‌سنجم. این را گفتم برای یادداشت امروزم. چند ماه است که موضوعی را در ذهنم بالا و پائین می‌کنم. با افراد مختلف سیاسی صحبت و مشورت می‌کنم تا بتوانم یادداشتی درباره «معضلی به نام احمدی نژاد» بنویسم.
بله درست خواندید: « معضلی به نام احمدی نژاد»
اما اتفاقی که برای وبلاگ آهستان رخ داد نشان داد که فعلا یکی از مهمترین خطوط قرمز کشورمان انتقاد از مشائی و احمدی‌نژاد است و این خطوط قرمز با سابقه وبلاگ‌ها و افراد هم کار ندارد.اصولگرا و انقلابی  و ولائی با دشمن و ضدانقلاب و … یکسان است.
اما تنها بخشی از دغدغه ذهنی‌ام را فعلا در قالب بررسی برنامه «رو به فردا» می نویسم تا شاید مطلب اصلی را بعدا در فرصتی مناسب همین‌جا بنویسم(درواقع با نقد احمدی‌نژاد رسما یک ضدانقلاب واقعی بشوم! مثل خیلی‌های دیگر.. مثل لاریجانی و قالیباف و آیت الله ری‌شهری یا آیت‌الله جوادی آملی)
در چند برنامه «روبه ‌فردا» مهمترین انتقادات و دلایل اصلی طرف‌های اصلاح‌طلب برای حضور خیابانی مردم پس از انتخابات و به دنبال آن حریم‌شکنی‌ها و خون‌های به ناحق‌ریخته شده،حول محور اشتباهات و ایرادات احمدی‌نژاد بود.
درواقع عصبانیت بسیاری از فعالان سیاسی اصلاح‌طلب( و مخالفان اصولگرای احمدی‌نژاد) از نوع صحبت‌ها و تحرکات عجیب و غریب احمدی‌نژاد در چهره چند مهمان کاملا قابل تشخیص بود و همه این ایرادات هم بخاطر ساختار شخصیتی «احمدی‌نژاد» است.یک‌دندگی، عدم توجه به جوانب مختلف سیاسی و اجتماعی هنگام موضعگیری، عزل و نصب‌های عجیب و غریب و ادعاهای ثابت نشده در ارائه آمارهای اقتصادی و سیاسی..
اگرچه در یادداشت‌های قبلی‌ام  + + + تکلیف خودم را با میرحسین موسوی و جناح اصلاح‌طلب مشخص کرده‌ام و گفته‌ام که اصلاح‌طلبان هیچ‌گاه در راستای حفظ نظام و انقلاب و کشور پیش نرفته‌اند،اما به هرحال باید به عامل عصبانیت آنها هم توجه کرد.
اما خلاصه و لب کلام: متاسفانه ده‌ها ایراد احمدی‌نژاد که قبلا ذکر کردم (و عدم تبعیت نسبت به رهبری یا هر دلسوز دیگر که البته این مورد برای اصلاح‌طلبان زیاد مهم نیست)به نام نظام تمام شد.تا قبل از انتخابات فقط احمدی‌نژاد دروغگو بود، اما پس از آن این دروغگوئی به نام کل نظام تمام شد و هزینه‌های واقعا جبران ناپذیری که نظام باید پرداخت می کرد.
اصلی‌ترین دلایل مهمانان اصلاح‌طلب برنامه «رو‌به فردا» چند ایراد اساسی و اشتباهات احمدی‌نژاد بود.دلایلی که باعث شد نظام جمهوری اسلامی ایران بیش از هفت ماه با آن درگیر باشد و ….
اگرچه معتقد هستم هسته اصلی جریان منتقد نظام( چه در خیابان‌ها و چه در رسانه‌ها) می‌خواهند سربه تن نظام اسلامی نباشد و هرشب در رویای شکست نظام جمهوری اسلامی می خوابند، اما طیف وسیعی از مردم عادی و هزاران نفر از آنهائی که تا همین چند ماه پیش حامی نظام بودند و هم‌اینک کمترین حرمتی برای رهبری قائل نیستند دو چیز است:عصبانیت از احمدی‌نژاد و قرارگرفتن در گرداب تبلیغات دشمن.
تعداد زیادی از دوستان و اقوام را می‌شناسم که بخاطر عصبانیت از کارها و حرف‌های احمدی‌نژاد حامی موسوی و جریان سبز شده‌اند و حالا در مسیر همین جریان حرکت می‌کنند.بسیاری از این افراد در دوره قبل به احمدی‌نژاد رای داده بودند و تا همین چند ماه پیش واقعا حامی رهبری و نظام بودند…اما حالا؟
(درباره چند پاراگراف بالا بعدا به صورت کامل خواهم نوشت)
حالا بخش مصیب‌بار قضیه این است که بزرگان نظام به این نتیجه برسند که یکی از راه های اصلی حل معضل سیاسی و امنیتی کشور سکوت احمدی‌نژاد است و به او توصیه و حتی بالاتر از توصیه یعنی دستور بدهند که چندماهی درباره مسائل سیاسی کشور صحبت نکن! جای شرمندگی دارد که برای حل مشکل امنیتی کشور به رئیس شورای عالی امنیت ملی دستور اکید داده شود که خواهشا…..!
بهترین راه‌حل کم کردن مشکلات فعلی خصوصا نزدیک کردن بسیاری از ناراضیان که تا همین چند ماه‌پیش حامی نظام و رهبری بوده‌اند اعتراف و تشریح یک واقعیت است:احمدی‌نژاد علیرغم همه شعارهایش مساوی با نظام و اصولگرائی نیست و نباید همه کارهایش را به نام نظام و اصولگرائی نوشت.
همه اینها را که کنار هم می گذارم با خودم می‌گویم خدا چه صبر وتحملی به رهبر کشورمان – که جانم فدای او باد – داده است.رهبری باید از فردی که تابلوی  اصولگرائی دارد تمام قد دفاع کند و پشت سر او اشتباهاتش را جبران کند و خود را همیشه سپر دفاع از نظام و انقلاب قرار دهد!

درهمین زمینه:
تاحالا که چیزی نیافته‌ام…اگر یافتم همینجا میارم

نوشته شده در سياست | ۱۵۸ پاسخ »

تکمله‌ای بر تشکر از سیدحسن

یکشنبه, مهر ۵م, ۱۳۸۸

یادداشت قبلی‌ام درباره سیره رهبری در مواجهه با مخالفان داخلی و لزوم تبعیت نظام از چنین منش و سیره‌ای واکنش‌های مختلفی داشت. در این یادداشت به ملاقات سیدحسن خمینی با خانواده برخی بازداشت شدگان هم پرداخته بودم که آن‌هم نظرات قابل توجهی داشت.بسیاری از خوانندگان معتقد بودند که سیدحسن خمینی در ماه‌های گذشته به عنوان حامی اصلی میرحسین موسوی زاویه تندی نسبت به نظام پیدا کرده و نمی‌تواند پیام رسان «بازبودن راه برای بازگشت فریب خوردگان» باشد.
با توجه به نظرات کاربران یادداشت قبلی‌ام بیان تکمله‌ای را لازم می‌دانم:
۱- جریان ملاقات آیت‌الله امینی با آقای منتظری با یک واسطه از ایشان نقل شده‌است و دفتر آقای منتظری با ارسال تکذیبیه‌ای ضمن  قبول کردن انجام چند ملاقات بین آیت الله امینی و منتظری در سالهای اخیر، ابلاغ هرگونه پیام از سوی رهبری را در این ملاقات‌ها تکذیب کرد.این درحالی است که هیچ بحثی از ابلاغ پیام در این دیدارها توسط بنده مطرح نشده بود، بلکه توصیه به دیدار از سوی رهبری و دلجوئی عنوان شده بود.
۲- در یادداشت مورد نظر دو نمونه از سیره پدرانه رهبری در مواجهه با مخالفت‌ها را بیان کرده‌بودم که اتفاق هفته اخیر و مخالفت رهبری با حذف یکی از نمایندگان مجلس خبرگان با توجه به مواضع بسیار تند وی علیه نظام و رهبری را هم باید به این نمونه‌ها اضافه کرد.
۳- آنچه در یادداشت قبلی‌ام درباره ملاقات سیدحسن خمینی با خانواده زندانیان اشاره کرده بودم، هیچ‌گاه تایید کامل عملکرد سیدحسن نبوده است. همانگونه که نمی‌توان رفتار و عملکرد بسیاری از سیاسیون اصولگرا را به صورت کامل تایید کرد. مخالفت کامل سیدحسن خمینی با احمدی‌نژاد امری مسلم است و البته این مخالفت دلیلی بر خروج وی از دائره انقلاب نیست، چرا که احمدی نژاد مساوی با انقلاب نیست.عملکرد سیدحسن در حمایت از میرحسین، عدم حضور او در مراسم تنفیذ و عدم همراهی رئیس جمهور در حرم امام را باید اشتباهات سیاسی سیدحسن بدانیم، مانند بسیاری از اشتباهات سیاسی که تاکنون از سران اصولگرا و احمدی نژاد سرزده است.هرطرف چند نمره منفی داشته‌اند .
زمانی که شعار وجود جامعه چندصدائی می‌دهیم، در تریبون‌ها از وجود سلایق مختلف سیاسی استقبال می‌کنیم ، باید به لوازم آن هم پایبند باشیم. اگر قرار باشد که همه و همه را موظف به حمایت صد‌درصدی از اصولگرائی بدانیم، چه فرقی با جوامع دیکتاتوری خواهیم داشت؟ جالب آنکه در ژست‌های سیاسی، وجود سلایق مختلف را به نفع نظام هم می دانیم.یا نباید از وجود سلایق مختلف دم بزنیم و یا اینکه به لوازم آن هم پایبند باشیم.
طبیعی است تا زمانی که سید حسن، سیاسیون چپی و راستی در دائره نظام بوده و با تبعیت از ولی فقیه نظرات مختلف را بیان می‌کنند، باید آنها را داخل نظام بدانیم. مخالفت با احمدی نژاد هیچ گاه دلیل برضدانقلاب شدن کسی نمی‌شود. تاکنون نیز دلیل اصلی خروج سیدحسن خمینی از دائره نظام به زعم برخی، حضور او در جلسات روحانیون منتقد و حلقه های حامی موسوی بوده است و هیچ سخنرانی یا اظهارنظری از او در مخالفت با نظام وجود ندارد.
۴- برای ابلاغ «پیام بازبودن راه بازگشت به نظام»، روش های مختلفی وجود دارد. یکی از آنها دیدار وابستگان نظام با خانواده‌های بازداشت شدگان است.طبیعی است که نباید انتظار داشته باشیم فرمانده سپاه یا مدیرمسئول کیهان به دیدار خانواده‌های اصلاح‌طلب برود. فردی می تواند چنین کاری را بکند که وابستگی کامل به جریان اصولگرائی ندارد ومنتقد احمدی‌نژاد هم هست.این فرد سیدحسن خمینی می‌تواند باشد.
۵-یادداشت قبلی‌ام، برای عده‌ای هم خوشحال کننده بود.آنهائی که فعلا ماموریت رصد فعالیت های بنده و جمع‌آوری مدارک ارتدادم را دارند. زحمت کشیدند واس ام اس هائی مبنی بر ضدانقلاب شدنم به افراد مختلف ارسال کردند. از این افراد هم بخاطر تبلیغ وبلاگم و درضمن شناساندن خودشان!!! تشکر می‌کنم.

نوشته شده در سياست | ۳۲ پاسخ »


پیوندها
آشنايان
آب‌و آتش. آهستان. احسان‌و هزاره سوم. ارتباطات. ايمان امروز. اينك. باسيدعلي‌تاقتح قدس. بانوبلاگ. بچه هاي قلم. ترديد‌راهي‌به‌دانائي. تنهاي‌تنها. حاج آقا ياحق. حامدعبداللهي. خبرنگار‌مسلمان. خویلی. دفتر عشق. دلشدگان شمس. رسانه. رسپنا. رضابابايي. رند. سرگيجه‌ها. سوزنبان. سيدمحمدتقي‌ابطحي. شاعرانه. شب نوشت. شيعه‌مذهب‌برتر. ضحي. طعم‌شيرين‌دودقيقه. طلبه‌نسل‌سوم. عباس‌حسين‌نژاد. عقل‌سرخ. فرهنگ‌و‌ارتباطات. كشكول جواني. كلاشينكف ديجيتالي. مادرانه. مجاهد. مدير. میرزاقلی‌خان‌راپورتچی. همسرا. پاسخگوئی. پاسداران. گلدختر.
خبري
آريا. آفتاب. آينده‌روشن. الف. امروز. انتخاب. ايسنا. ايكنا. برنا. بولتن نيوز. بي‌بي‌سي. تابناك. جهان. حج. حوزه‌نيوز. دويچه‌وله. راديوزمانه. رجا. رسا. سپهر. شريف. شهر. شيعه نيوز. صدرا. عدالتخانه. عصرایران. فارس. فرارو. فردا. مهر. نوروز. پارسينه.
فرهنگي‌علمي
آويني. ادبستان. باشگاه. تبيان. دفتر‌مطالعات تاريخ. سبكبالان. سوره‌مهر. فيروزه. كتاب‌نيوز. لوح. مركز‌اسناد‍‌انقلاب اسلامي. موعود. هفتان. پاسخ‌به‌سؤالات‌ديني. کتابخانه‌تاريخ‌ايران.
ويژه
دفتر توسعه وبلاگ ديني. نشريه الكترونيكي چارقد.