بیانیه جمعی از وبلاگ نویسان
پنجشنبه, اردیبهشت ۱۵م, ۱۳۹۰بسم الله الرحمن الرحیم
ولایتپذیری و تبعیت از امام عصر از وظائف هر مسلمان است و در عصر غیبت، ولی فقیه عهده دار زمام امور مسلمین است. بر هر مسلمانی واجب است تا تبعیت خود را از ولی فقیه خود ، هم به صورت زبانی و هم به صورت عملی اثبات کند.
ما وبلاگنویسان و فعالان فضای مجازی وظیفه خود میدانیم تجدید بیعت خود با ولیفقیه را اعلام کرده و اعلام کنیم که حمایتها و همراهیهای ما با گروهها و مسئولین تا زمانی است که در مسیر ارزشهای الهی و اسلامی گام بردارند. ما با کسی عقد اخوت نبستهایم و مرزهای اعتقادیمان را با تمام وجود حراست میکنیم.
ما معتقدیم که مشروعیت مسئولین نظام وابسته به اجرای احکام اسلامی و تبعیت از نایب عام امام زمان (عج) است و اگر کسی در غیر این مسیر گام بردارد، قرار گرفتنش در آن مسئولیت خلاف شرع و قانون اساسی است. ما از مسئولین میخواهیم تا «ولایت پذیری عملی» خود را اثبات کنند و راه را بر هرگونه شایعه و حرفهای حاشیهای ببندند چرا که ما معتقدیم که تبعیت از ولی فقیه در قالب سخنان زیبا نیست و باید این سخنان در عمل ظهور یابند.
تعز من تشاء و تذل من تشاء
بیدک الخیر انک على کل شىء قدیر
جمعی از وبلاگ نویسان و فعالان فضای مجازی
در همین زمینه:(این لیست تکمیل می شود):
نوشته شده در سياست | ۱۲ پاسخ »
سخنی با منتقدان آقای رئیسجمهور
پنجشنبه, مرداد ۲۱م, ۱۳۸۹عادت کردهایم هرازچندی آقای مشائی نظریهای ارائه دهند و چندهفتهای رسانهها و شخصیتهای سیاسی به اظهارنظر در این زمینه بپردازند و ماجرا به فراموشی سپرده شود و بعد از مدتی روز از نو…
طبیعی است بسیاری از بزرگان اصولگرائی که اینگونه نسبت به آقای مشائی حساسیت نشان میدهند بخاطر این است که ایشان علیرغم منع رهبری، عملا شخص دوم دولت دهم هستند و نفوذ و سیطره ایشان به همه عزل و نصبها و تصمیمگیریها باعث میشود که دیگر یک فرد ساده و اشتباه او کوچک و قابل گذشت نباشد.
در اینجا نمیخواهم به نقد سخنان مشائی یا علت مخالفت خود با او بپردازم که قبلا چندین مورد نوشتهام.اما روی سخنم با منتقدین آقای رئیس جمهور در خصوص آقای مشائی است:
حضرات آیات مصباح یزدی،محمد یزدی و سایر بزرگان حوزه!
برادران عزیز آقای فیروزآبادی و شریعتمداری و سایر دلسوزان نظام و فدائیان رهبری!
طبیعتا تاکنون خودتان این نکته را متوجه شدهاید که انتقاد و گلایههای تند شما در موارد مختلفی به اندازه یک سرسوزن در نگرش و تصمیمهای آقای احمدینژاد تاثیر ندارد. بالاخره این هم یک خصوصیت اخلاقی ایشان است و باید با آن کنار آمد.
ایشان در اندیشه و تصمیم خود حاضر نیست سرسوزنی کوتاه آید. البته در نگاه نخست این ویژگی بسیار ستودنی است، مخصوصا برای رئیس جمهوری که باید با استقامت و صلابت بر تصمیمهای خود مصمصم باشد. اما مشکل اینجاست که جناب ایشان در بین منتقدان و مخالفان خود هیچ تفاوتی قائل نیستند.
فرقی نمیکند، طرف مقابل آقای اوباما باشد یا آیت الله مصباح یزدی!
کشورهای حامی اسرائیل باشد یا مراجع تقلیدی همچون آیتاللهالعظمی مکارم شیرازی!
جریان حامی فتنه و موسوی باشد یا فیروزآبادی!
مخالف مخالف است و احمدی نژاد باید مقابل همه آنها به شدت و تندی بایستد.اگر جریان اصولگرائی (افرادی مانند رسائی و کوچک زاده) نسبت به کار اشتباه و بسیار تاسف بار رحیمی در مجلس منتقد باشند، بلافاصله به کوری چشم همه آنها، رحیمی را معاون اول خود میکند و چنین مواردی الی ماشاءالله وجود دارد.
این خصوصیت اخلاقی به برخی از حامیان ایشان نیز سرایت کرده و این روزها کافی است انتقاد یا گلایهای از سوی هر فردی حتی مراجع تقلید نسبت به احمدی نژاد مطرح شود. بلافاصله این منتقد جزو لیست خواص بی بصیرت، باند هاشمی و .. اضافه می شود.(من به این علت جرات نوشتن این یادداشت را دارم که مدتهاست اسمم در این لیست وارد شده)
بزرگان اصولگرائی کشور!
دیگر همه متوجه شده اند که انتقاد و گلایه شما تنها برای ادای تکلیف شرعی است و شما وهیچ کس دیگری انتظار نتیجه مثبت و عملی از این انتقادها ندارد.
و زمانی که می شنویم توصیههای صریح رهبری در یک سال گذشته مبنی بر لزوم حضور رئیسجمهور در جلسات مجمع تشخیص مصلحت به علت مشغلههای کاری پشت گوش میافتد به یاد حامیانی میافتیم که مدام میگویند:«حمایت ما از احمدی نژاد تا جائی است که تابع رهبری باشد»!
درهمین زمینه:
مرد مرموز دولت نهم
درهرصورت باید مشائی را تحمل کرد
آقای روانبخش!انصاف بدهم خدمتتان؟
