به مناسبت سالگرد آغاز رهبری خامنهای عزیزمان
شنبه, خرداد ۱۵م, ۱۳۸۹با عنایت به اینکه فعلا فقط حضور در زمان امام جزو افتخارات و امتیازات است و اگر یکی از سران اصلاحات این ویژگیها را داشت:
- در سال ۱۳۴۲ و در سن ۲۴ سالگي نماينده امام براي مذاكره با علماي مشهد شده بود و پيام امام را به ايشان ابلاغ كردهاند. همچنين مراجع مشهد براي آگاهي از مواضع امام درباره دارالتبليغ وی را به نمايندگي خود برگزيده بودند.
- امام خطاب به او گفته بود: جنابعالي را يكي از بازوهاي تواناي جمهوري اسلامي مي دانم و شما را چون برادری كه آشنا به مسائل فقهي و متعهد به آن هستيد و از مباني فقهي مربوط به ولايت مطلقه فقيه جدا جانبداری مي كنيد مي دانم
- امام خطاب به او گفته بود: در بين دوستان و متعهدان به اسلام و مباني اسلامي از جمله افراد نادري هستيد كه چون خورشيد روشني مي دهيد
- امام در مورد او گفته بود: يک نفر را مثل ایشان پيدا بکنيد که متعهد به اسلام باشد و خدمتگزار، و بناى قلبى اش بر اين باشد که به اين ملت خدمت کند، پيدا نمى کنـيد، ايشان را من سالهاى طولانى مى شناسم
- هشت سال رئیس جمهور دوران امام و نفر دوم کشور بعد از امام بود
- تنها امام جمعه دائم تهران بود که از سوی امام تعیین شده بود
- امام برای حفظ جان او گوسفند قربانی کرده بود
- امام براي حفظ جان وی حضورش در خط مقدم جبهه را تحريم كرده بودند
- وصیتنامه امام را قرائت کرده بود
- امام با کفن او دفن شده بود
- بر پیکر مرحوم سیداحمد آقا و همسر امام نماز خوانده بود
بله، اگر تنها یکی از این موارد برای یکی از سران اصلاحات اتفاق افتاده بود، گوش عالم و آدم را کر کرده بودند و برسر همه می کوفتند و از همه طلبکار بودند.
اما همه این ویژگیها یکجا در رهبری عزیزمان جمع است و هیچ کس صدایش را درنمیآورد!
أَجَعَلْتُمْ سِقَايَةَ الْحَاجِّ وَعِمَارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ كَمَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَجَاهَدَ فِي سَبِيلِ اللّهِ لاَ يَسْتَوُونَ عِندَ اللّهِ وَاللّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ
شان نزول آیه:
“شيبه” و “عباس” هر كدام بر ديگرى افتخار مىكردند و در اين باره مشغول به سخن بودند كه على (عليه السلام) از كنار آنها گذشت و پرسيد: به چه چيز افتخار مىكنيد؟ “عباس” گفت: امتيازى به من داده شده كه احدى ندارد، و آن مساله آب دادن به حجاج خانه خدا است. “شيبه” گفت: من تعمير كننده مسجدالحرام و كليددار خانه كعبه هستم. على (عليه السلام) گفت: با اينكه از شما حيا مىكنم، بايد بگويم كه با اين سن كم افتخارى دارم كه شما نداريد! آنها پرسيدند: كدام افتخار؟! فرمود: من با شمشير جهاد كردم تا شما ايمان به خدا و پيامبر (صلي الله عليه و آله) آورديد.
