آیتالله صانعی به روایت اسناد
پنجشنبه, شهریور ۵م, ۱۳۸۸با بروز تشنجات سیاسی،انتظار و نگاه به حوزههای عملیه بویژه مراجع تقلید نسبت به گذشته کاملا تفاوت کرد و بسیاری از نظرات مراجع معظم تقلید تاثیر جالب توجهی در فضای سیاسی و اجتماعی داشت.در این بین مسئله آیت الله صانعی و موضع گیریها و سخنرانی جنجالیاش در گرگان موضوع مستقلی شد.اگرچه بسیاری از سایتها و وبلاگ ها اصل مرجعیت وی را زیر سوال میبرند، اما برای ارائه به سطح جامعه باید نهادهائی که شانیت و جایگاه اعلام مرجعیت را دارند - همچون جامعه مدرسین و شورای عالی حوزه- وارد عرصه شوند و صلاحیت یا عدم صلاحیت وی را اعلام کنند.
من که یک طلبه مبتدی هستم چنین جایگاهی ندارم،اما کنجکاو شدم که نظریات آیت الله صانعی بویژه در زمان تصدی دادستانی کل کشور درباره مسائل حکومتی،ولایت فقیه و اجرای احکام به چه صورتی بود.مستندات جالبی پیدا کردم که بدون هیچ اظهارنظری در اینجا میآورم. البته یک نکته جالبتر آنکه ممکن است در گذر زمان اعتقادات سیاسی افراد به دلایل مختلفی تغییر پیدا کند،اما آیا با تغییر مصداق در ولایت فقیه حکم وجوب تبعیت تبدیل به حرمت هم می شود؟ و چراهای زیادی که ممکن است برای شما هم پیش آید.

به عنوان یک مسئله شرعی می گویم که تخلف از فرمان آیت الله خامنه ای گناه و معصیت بزرگی است
آیت الله صانعی ضمن قرائت قسمتی از وصیتنامه حضرت امام که در آن همه مراجع، علما و مردم را به حضور در صحنه و حمایت از نظام اسلامی توصیه کرده و مسامحه در امر مسلمین را از گناهان نابخشودنی دانسته است گفت: من به عنوان یک مسئله شرعی می گویم که تخلف از فرمان آیت الله خامنه ای گناه و معصیتی است بزرگ و رد براو،رد برامام صادق(ع) و رد بر امام صادق(ع) رد بر رسول الله (ص) و رد بر رسول الله (ص) رد بر الله و موجب خروج از ولایت الله و وورد به ولایت شیطان است و طبق روایت عمر ابن حنظله در باب ولایت فقیه رد بر او در حد شرک به الله است واما حفظ و تقویت آیت الله خامنه ای هرچه بیشتر تایید و تقویت شود اسلام و انقلاب اسلامی و حوزههای علمیه و فقه و قران تقویت شده است.
تایید ایشان یک واجب الهی است نه یک مستحب.مسئله کیان اسلام و عظمت اسلام است، مسئله یک امر جزئی نیست و عدم تایید ترک واجب است و ترک واجب موجب معصیت و خروج از عدالت است.تصویر
تا نبض مسلمین در دست ولیفقیه که جانشین از طرف امام معصوم است نباشد، این بدبختیها وفشارها ادامه خواهد داشت.
دادستان کل کشور اضافه کرد:امروز ائمه معصومین و حضرت ولی امر(عج) در این مملکت حاکمند و همه قدرتها بدست اسلام و قران است و ما اگر بخواهیم رستگاری دنیا و آخرت را پیدا کنیم، باید حاکمیت امام را حفظ و به گفتههای ایشان عمل نمائیم.
آیت الله صانعی تاکید کرد:کسی که طرفدار قانون را دوست بدارد خود عمل کننده به قانون است و کسی که قانون شکن را دوست دارد خود قانون شکن است.
آیت الله صانعی با اشاره به توطئه ابرقدرتها علیه نظام جمهوری اسلامی و تحمیل جنگ علیه این نظام توسط آنان و مشکلات موجود در جامعه گفت: امروز صحبت کردن علیه جمهوری اسلامی صحبت کردن علیه اسلام، رسول الله و لی امر(عج) است و اگر به این نظام و حاکمیت ضربه بخورد به اسلام ضربه خورده است و این تنها نظامی است که مسئولین آن با همه مشکلات برای رضای خدا و رضایت امت انجام وظیفه می کنند.
وی در پایان از امت همیشه در صحنه و انقلابیمان خواست دربرابر قانون و مقررات و خط امام سرتسلیم فرود آورند و به نظام نق نزنند و این نظام را تضعیف ننمایند که فردا در برابر خدا و محکمه عدل الهی جوابگو خواهند بود.تصویر
در نظام جمهوری اسلامی افشاگری معنا ندارد
آیت الله صانعی گفت: اگر تمام تاریخ اسلام را ورق بزنیم بجز پنج سال حکومت حضرت علی (ع) یک مورد حد، تعزیر، دیه و قصاص اجرا نشده است قوانین کلی را امام صادق گفتهاند و نیز امام حسن عسگری بیش از ۲۵ سال تحت نظر و زندانی بوده و در آخر به شهادت رسیدهاند تا یک روز مسلمانان با کمک حکومت و به وسیله قوه قضائیه بتوانند قصاص اسلامی و حدود آن را در جامعه پیاده کنند که امروز در ایران به برکات رهنمودهای ائمه اطهار و تلاش آنها ما حکم اسلامی را پیاده می کنیم.
امروز قوه قضائیه منسوب به حکومت و لایت امر(عج) است و در سراسر کشور دادگاهها و دادسراهای ایران بر طبق موازین اسلامی حدود اسلامی ، قصاص و تعزیرات را اجرا میکنند و قاضی موظف است بر طبق قانونی که اسلام دارد و مجلس تصویب کرده و مردم پذیرفتهاند عمل کند.تصویر
دادستان کل کشور گفت: در نظام جمهوری اسلامی افشاگری معنا ندارد .در نظام جمهوری اسلامی مملکت حساب دارد.دادگستری که دادگستری دیروز نیست، افشاگری می کنید برای چه ؟ مگر مجلس نیست؟مگر کمیسیون اصل نود نیست ؟ مگر دادرسی نیست؟ مگر دیوانعالی عدالت اداری نیست؟ مگر دادگاه و دادسرای انقلاب نیست؟مگر قانون اساسی نیست؟ بعد خیال می کنید افشاگری با نوشتن نامه بدون امضا جرم نیست؟معصیت نیست؟ گناه نیست؟ فردای قیامت باید جوابگو باشد.
آیت الله صانعی با اشاره به اینکه برخی در مورد دادگاه های انقلاب تحت تاثیر شایعات قرار میگیرند گفت: ضدانقلابیون که در زندانها هستند، معمولا توبه پذیر نیستند.اینها چون مار زخم خوردهای هستند که به محض آزادی افعی می شود.تصویر
هنگامی که ولیامر حکمی داد ،مراجعه به دیگران معصیت و خلاف شرع است
آیتالله صانعی: ولایت فقیه در همه چیز حاکم است و می تواند خلاف هر مقرری و آئین نامهای را بگوید.حتی می تواند خلاف قانون و مصوبات مجلس را هم بگوید اما ولیامر معمولا این کار را نمیکند.اما براساس اساسنامهها ، آئین نامهها ، قانون و حتی قانون مصوب مجلس هم حاکم است و بالاتر از آن ارزش قانون اساسی ما به امضاء مقام رهبری است والا اگر روزی امضای مقام رهبری از روی قانون اساسی برداشته شود آن قانون اساسی ارزش ندارد. میزان ما میزان الهی است چون در رابطه با مقام رهبری است و اگر یک روز رابطهاش با مقام رهبری و ولیامر قطع بشود میشود نظام طاغوتی.
حاکمیت ولیامر همه جا است و برهمه چیز مقدم است و هیچ چیز نمی تواند مقام ولی امر را تهدید کند و هرجور حکم کند همان معتبر است و تخلف از او گناه و معصیتی کبیره است و هنگامی که ولیامر حکمی داد نهتنها هیچ احتیاجی به نظر دیگران نیست بلکه مراجعه به دیگران معصیت و خلاف شرع است.مراجعه به دیگران ایستادن در مقابل مقام رهبری و تضعیف آن مقام است.مراجعه به دیگران یعنی قبول نکردن حرف مقام رهبری است و قبول نکردن حرف مقام رهبر برمی گردد به قبول نکردن حرف مقام ولی عصر(عج).پس نه تنها مراجعه به دیگرام احتیاج نیست بلکه معصیت و خلاف شرع است…. انقلاب ما را تمرکز قدرت مرجعیت به نتیجه رسانده است.تصویر
نوشته شده در دين, سياست | ۱۳۰ پاسخ »
حماقتی به نام میرحسین(۲)
پنجشنبه, تیر ۴م, ۱۳۸۸
در یادداشت قبلیام به یک اقدام دور از انتظار از میرحسین موسوی اشاره کردم که واکنشهای مختلفی هم داشت.با گذشت نزدیک به دوهفته ازانتخابات و سایر اقدامات موسوی در این شطرنج کسب قدرت، با اطمینان بیشتری میگویم که موسوی نشان داد مرد میدان سیاست نیست و حتی شعارهای خود مبنی بر دفاع از انقلاب و نظام را هم رعایت نکرد.
به هر حال هر انتخاباتی یک بازنده دارد و برفرض وجود تقلب گسترده وحقکشی، موسوی نزدیک به سیزده میلیون رای کسب کرد و توانست در تهران از احمدینژاد هم جلوتر بزند. وجود چنین عقبهای برای موسوی یک سرمایه بزرگی بود تا پس از به قول خودش بیست سال سکوت، جایگاه اجتماعی و سیاسی خوبی کسب کند و وجههای به اصلاح طلبان دهد .او میتوانست با این طیف از طرفداران خود، در انتخابات آتی مجلس به همراه خاتمی لیستی در تهران و استانها ارائه دهد و آرامآرام پیش رود. او می توانست….
در اینجا نگاهی به حرکت عاقلانه ناطقنوری و احمد توکلی در رقابتهای پیشین انتخابات ریاستجمهوری خالی از لطف نیست. ناطقنوری که بیشتر از موسوی خود را رئیس جمهور مسلم میدانست، در انتخابات ریاست جمهوری شکست خورد.اما ناطقنوری نشان داد بیدلیل ریش سفیدتر از پدرهمسرش(حجت الاسلام رسولی محلاتی) ندارد، چرا که مردانه شکست را پیش ازاعلام رسمی پذیرفت و به خاتمی تبریک گفت ؛ اما حضور خود را در عرصه سیاست و پسپرده مهره چینیهای جناح راست به خوبی حفظ کرد. تاجائی که لیست مورد نظرش سالها بعد در انتخابات مجلس و شوراها و خبرگان رای قاطع را آورد.
توکلی نیز چنین رویکردی برگزید.مردانه شکست را پذیرفت اما کنار نکشید و اینک بخشی از طیف اصولگرائی را پیش میبرد.
اما موسوی که به قول خودش بیست سال صبر کرده است، همه وجهه و اعتبار اندکش را پای این انتخابات خرج کرد و متاسفانه به دور از آیندهنگریهای رایج در عالم سیاست، آینده سیاسی خود را سوزاند.چراکه اقدامات نابخردانه او طی روزهای اخیر بخش زیادی از هوادارنش که به اعتبار وجهه زمان امام و مخالفت با احمدی نژاد از او حمایت کرده بودند به شدت خشمگین کرد. روزنامه جمهوری اسلامی را می توان نمونه خوبی برای این موضوع دانست.
مقام معظم رهبری در خطبههای نمازجمعه علیرغم بداخلاقیهای انتخاباتی موسوی، تلاش کرد وجههای مجدد به او بخشد و وی را جزو حلقه انقلاب نامید که هشت سال با او کار کردهاست، اما موسوی به خاطر دلایلی که گفته شد این پیام را درک نکرد و همچنان بیانیههائی را که برایش مینوشتند امضا کرد.
تذکر مهم:این یادداشت بدون توجه به برنامهریزیهای پیش از انتخابات ستاد موسوی برای بهانهگیری تقلب و ایجاد آشوب و … در کشور نوشته شده است.
درباره عالم رسانهها در این چند روزه یک یادداشت دیگر دارم که چند روز دیگر می نویسم.
پینوشت:
یادداشتی از برادر زائری که اشک آدم را درمیاورد، بیتاب می کند و ….
یادداشتی کوتاه اما بسیار پرمحتوا از گلدختر.کاش مخاطبان اصلی آن را بخوانند!
نوشته شده در جامعه, سياست | ۵۲ پاسخ »
حماقتی به نام «میرحسین»
یکشنبه, خرداد ۲۴م, ۱۳۸۸در این ایام تبلیغات انتخاباتی با هرگونه توهین به افراد به شدت مخالف بودم و در بحثهای حضوری و اینترنتی سعی میکردم از هرگونه توهین و اتهام پرهیز کنم.اما متاسفانه میرحسین موسوی در شامگاه برگزاری
انتخابات،حرکتی وقیحانه انجام داد که محترمانهترین عبارتی که میتوان برای آن به کار برد «حماقت» است.
بههرحال ایام انتخابات زمان به چالش کشیدن برنامههای رقیب انتخاباتی است و به عقیده من هر یک از کاندیداها می توانستند مدیریت چهارسال اخیر را حتی فجیعترین مدیریت تاریخ بشری عنوان کنند و نظر شخصی خود را ابراز کنند.اما انتخابات و عالم سیاست لوازم و قواعدی دارد که میرحسین از بعداز ظهر انتخابات نشان داد که با این قواعد به شدت بیگانه است و در خوشبینانه ترین شکل می توان گفت از سوی اطرافیانش بازی خورد.
ساعت یازده و نیم شامگاه انتخابات، رسانههای گروهی به صورت فوری به سالن کنفرانس روزنامه اطلاعات دعوت شدند تا صحبتهای بسیار حساس میرحسین موسوی را بشنوند.در این مصاحبه یک طرفه ، میرحسین موسوی از انتخاب خود به عنوان رئیس جمهور ایران خبر داد و ضمن تبریک به مردم، نگرانی اش از نحوه مدیریت و سلامت انتخابات را جدی عنوان کرد.
۱- در این ساعت هیچ مقام رسمی آماری از شمارش آراء انتخابات ریاست جمهوری ارائه نداده بوده و تنها خبرگزاریها و سایتهای خبری بر اساس اطلاعات فردی خود اقدام به ارائه برخی آمارهای ضد و نقیض میکردند. این اقدام میرحسین موسوی بر خلاف قانون و عرف حاکم بر جامعه بوده و از مدعی کسب کرسی ریاست جمهوری بسیار بعید است.اگرچه مشاوران میرحسین وی را تحت فشار این کار قرار داده بودند ، اما خامی و ناپختگی او هم بیتاثیر نیست.
۲- مسئله بسیار مهمتر از مورد نخست، حرکت ذلیلانه و پست گروه رسانهای ستاد موسوی است. این گروه به مدیریت فاتح از ساعات نخست اتمام رایگیری با دست به دامان شدن به رسانههای خارجی ، ملتمسانه از انها درخواست میکردند ضمن اعلام پیروزی موسوی ، تقلب در انتخابات را مطرح کنند. این روند تا صبح شنبه ادامه پیدا کرد و فاتح بدون توجه به مرزهای فکری که تاکنون موسوی مدعی ان شده بود، خوراک تبلیغی رسانههای بیگانه را فراهم می کرد تا به مسئله تقلب در ایران دامن بزنند.
حال باید از جناب موسوی و تیم رسانهای او پرسید برفرض تقلب صددرصد در انتخابات، آیا باید اینگونه ذلیلانه اقدام به وطنفروشی کرد؟ آیا شما سیانان و بیبی سی را به روش های قانونی حاکم در کشور ترجیچ میدهید؟
برفرض آنکه شما در این ایام هیچ رسانه ای برای پیگیری مطالبات خود ندارید، آیا مطمئن هستید که رسانههای خارجی بدون هیچ شیطنتی می توانند جایگزین رسانههای داخلی شوند؟
و البته واقعیات زودتر آشکار شد. فردی که فشار سیاسی را تحمل نکرده و بلافاصله دستبه دامان رسانههای غربی میشود، آیا می تواند در بحرانهای مدیریتی کشور به نیروهای داخلی تکیه کند؟ موسوی اگر رئیس جمهور میشد،در کوچکترین ناملایمات و در صورت عدم استعفا! بلافاصله به آغوش رسانه های غربی و حتی سفارت خانه ها پناه میبرد.
متاسفانه تنها ساعاتی پس از پایان انتخابات ریاست جمهوری و در نخستین گام عملی و اجرائی، موسوی نشان داد که هنوز با معیارهای یک سیاستمدار عادی فاصلههای زیاد دارد و ابتدائیترین روش و اصول رقابت را زیرپا گذاشت. اطرافیانش هم از این خامی او نهایت سوء استفاده را میکنند.
