آقاي ضرغامي ، انقلاب را از آرشيو مظلوميت بيرون بكشيد
جمعه, بهمن ۱۹م, ۱۳۸۶امروز خيلي اتفاقي ، از يكي از دستگاههاي دفترمان سرود به يادماندني « مادر برام قصه بگو» پخش شد . در حال مطالعه بودم كه ديدم نميشود…غرق سرود شدم و خاطرات آن روز .« ديشب خواب بابا را ديدوم دوباره…نگاش كردوم دلوم لرزيد…صداش كردوم به من خنديد…لباش خندون چشاش گريون منو بوسيد…» امروز هم مثل آن روزها بغضم گرفت و از گوشه چشمم اشكي غلط زد . زيرچشمي به بقيه بچه ها + + نگاه كردم ، ديدم حالشان مثل من است….
اين روزها كه ايام دهه فجر است و تلوزيون مثل هر سال تصاوير مختلفي از حوادث انقلاب را پخش ميكند ، ذهنم درگير اين پرسش است كه چرا هزاران هزار تصاوير ناب پخش نشده از انقلاب بايد در آرشيو صداوسيما خاك بخورد ؟
البته چند سالي است كه به صورت قطرهچكاني ، چند تصوير با كلي منت و آب و تاب براي اولين بار پخش مي شود و بسياري از مخاطبان با ميخكوب شدن در پاي تلوزويون از تماشايش لذت مي برند . اين اتفاق براي نخستين بار چهار سال پيش اتفاق افتاد . مستند بلند « براي آزادي » با چاشني « پس از بيست سال براي اولين بار » پخش شد و كسي به روي مديران صداوسيما نياورد كه چرا پز پخش نشدن در بيست سال گذشته را ميدهيد ؟ امسال هم چند تهيه كننده برنامه هاي تلوزيوني به خود زحمت دادند و سري به آرشيو زدند و چند تصوير همچون سخنراني شهيد صدوقي و شهيد مطهري در روز ۱۲ بهمن در بهشت زهرا را به نمايش گذاشتند . واقعا خسته نباشند كه چنين شاهكاري كردند !!! بسيارند از اين دست مستند ها و تصاويري كه همچنان در آرشيو صداوسيما خاك مي خورند .
به جرات مي توان گفت تصاوير مستند و بكر با هزينه صفر خود بسيار تاثيرگذارتر از سريال هاي ميلياردي تلوزيون بوده اند ، لااقل براي مخاطبان عام . بسياري از سريالها به خصوص سريالهاي تاريخي همواره با ترديدها و ان قلت هايي همراه بوده و در موارد بسيار نادر توانسته است بر مخاطب اثرگذار باشد .
مي خواستم از مرحله اي فراتر از آرشيو صدا و سيماي خودمان ، يعني آرشيو رسانههاي خارجي همچون بيبيسي سخن بگويم كه يقينا تصاوير ناب انقلاب در اين شبكه ها بيشتر از آرشيو خودمان است كه ديدم سطح فكري مديران صداوسيما به اين موضوع قد نميدهد . فقط اين جمله را خطاب به ضرغامي مي نويسم كه : « آقاي ضرغامي ، انقلاب را از آرشيو مظلوميت بيرون بكشيد » !
