دفاع مقدس، هرروز مظلومتر از ديروز!
چهارشنبه, مهر ۳م, ۱۳۸۷در جريان بحث هاي صورت گرفته در خصوص بزرگداشت هفته دفاع مقدس ، شخصيت و نگاه برخي كه متاثر از گرايشات سياسيشان است براي بسياري هويدا شد .خوشبخاته دهها يادداشت و پاسخ بر اين ادعاها نوشته شد و ديگر نيازي به پاسخهاي مجدد نيست.اما مي خواهم از زاويهاي فراتر، جريان اين مباحث پيش آمده را تشريح كنم.
اين جريان را در قالب مثالي توضيح ميدهم: تصور كنيد در سايتهاي خبري با اظهار نظر يك كارشناس ! فوتبال مواجه شويد كه نظرات و نقدهاي جالبي دارد.وي معتقد است سوراخ هاي تور دروازه فوتبال را شمرده است و بايد تعداد اين سوراخها تغيير كند و مثلا از ۵۰۰ عدد به ۵۵۰ عدد برسد.اين جناب كارشناس در راستاي نظرات خود اصرار بر كشف بزرگ خود دارد و مدعي است جامعه جهاني حتما بايد نظر وي را بررسي كنند و درخواستي براي ملاقات با رئيس فدراسيون فوتبال هم داده است.
خب . شما چه مواجهه اي با اين خبر خواهيد داشت . ( اين مواجهه را فعلا پيش خود نگه داريد) از جهتي هر فردي آزادي اظهار نظر دارد و حتي مي تواند قوانين حاكم در دنياي امروز را به چالش بكشاند و حق اوست عقايد خود را بيان كند . اما در مسئله فوتبال كه هر سال ميليهاردها دلار جابجائي صورت مي گيرد، فرهنگ و سياست كشورها تحت تاثير اين ورزش قرار مي گيرد و ميليون ها نفر از آن امرار معاش دارند ، اين نظريه چه جايگاهي خواهد داشت؟ زماني كه صدها مسئله فني و علمي و صنعتي و حتي سياسي در مورد فوتبال مطرح است ، تعداد سوراخهاي تور دروازه فوتبال چه جايگاهي در اين بين دارد؟
آيا بيشتر از آنكه سطح نگرش و تفكر صاحب اين نظر را به مخاطبان بنماياند و شايد لبخند معنادارشان را در پي داشته باشد ، ثمره ديگري هم خواهد داشت؟
داستان چند روز اخير ماهم به اين جريان مي ماند.صاحب ايده اي پيدا شد و اصرار داشت كه چرا آغاز جنگ را جشن!!! مي گيريم و عليرغم دهها پاسخ ، باز هم بر اين سوال و نظر خود اصرار كرد. عليرغم توصيه دوستان مبني بر اينكه اين نظريه بسيار ناچيزتر از آن است كه بخواهيم پاسخ آن را دهيم ، ولي يادداشتي نوشتم و در جاهاي مختلفي سوالاتي را مطرح كردم كه هم آن پاسخم از سوي صاحب نظر ناديده ماند و هم پرسشهايم بي پاسخ . اما اين جريان درعين سادگي اش بركاتي داشت و عدهاي در اين مورد مطالبي نوشتند.
اما برگرديم به تيتر اين يادداشت : « دفاع مقدس، هرروز مظلومتر از ديروز! » بله..هر روز مظلوم تر از ديروز . چرا كه نهايت حرف مدعيان به نقد كشيدن دفاع مقدس اين است كه چرا اين همه كشته ! ؟ چرا نمي گذارند نگاه متفاوتي به جنگ داشته باشيم ! و… از همين جا مظلوميت جنگ نمايان ميشود .به هيچ وجه راه نقد عملكردمان در جريان هشت سال جنگ تحميلي بسته نيست ، اما :
كاش نظاميون ، استراتژي نظامي را به نقد مي كشيدند ، اهل صنعت از صنعتي كه در اين سالها شكل گرفت ايراد مي گرفتند، مهندسان از پلي كه در يك ماه براي عمليات خيبر ايجاد شد كه در دنيا بي نظير بود صحبت مي كردند ، كاش جامعهشناسان از ايجاد جامعه اي همدل خرده مي گرفتند كه تحير جهانيان را برانگيخته بود ، كاش ديپلماتها از ديپلماسي صحبت مي كردند كه با سركار گذاشتن خود آمريكايها توانست بخش عظيمي از سلاح مورد نياز جنگ را تامين كند ! كاش دينمداران از معنويت حاكم بر جامعه سخن بگويند واينكه چگونه نوجوانان ۱۶ ساله همچون عارفان ۶۰ ساله بودند و صدها كاش ديگر..
البته اين جماعت آنچنان با اعتماد به نفسي سخن ميگويند كه خواننده تصور ميكند همه فرماندهان ارشد نظامي و مسئولان رده بالاي نظام بايد در محضر اين اساتيد درس مديريت جنگ و دفاع را بياموزند!!!
مظلوميت دفاع مقدس در نقدهايي كه اين روزها صورت مي گيرد مشخص مي شود.
پي نوشت:
تصميم داشتم درباره معنويت و عنصر دين در دفاع مقدس مطلبي بنويسم كه فكر مي كنم اين مطلب كافي است.
تصويري تاثيرگذار از نامه شهيد شيرودي به فرماندهان مافوق خود (قابل توجه آنهائي كه مي پرسند چرا به جنگ تقدس بخشيدهايد)
نمي دانم چه حكمتي دارد ، اما پست قبليام را در شب ۲۱ ماه رمضان نوشتم و اين پستم را در شب ۲۳.از خدا در اين شبها حج تمتع امسال را ميخواستم . نشستم و بخاطر اداي دين به شهدا اين يادداشت ها را نوشتم. اميدوارم شهدا براي اين خواسته من واسطه باشند!
نوشته شده در جامعه, دين, سياست | ۷ پاسخ »
چگونه مدعيان روشنفكري چارهاي جز مغالطه ندارند
دوشنبه, مهر ۱م, ۱۳۸۷
يادداشت عجيب خانم توحيدلو فتح باب مباحثي شد كه ديشب كليد خورد.خلاصه كلام خانم توحيدلو كه باحمايت جدي آرش كمانگير مواجه شد اين است : « راستش یک چیز را نمی فهمم. در کجای دنیا شروع یک جنگ خانمان برانداز جشن و پایکوبی دارد؟ چرا بزرگداشت های ما از این جنگ و حتی خاطره خوانی هایمان را گذاشته ایم شروع این جنگ؟ مگر شروع جنگ عزیز است؟ مگر شروع جنگ آن هم حمله یک متجاوز و آن همه مشکلات آغازین روزهای جنگ باید با افتخار بازگو شود؟ یادآوری این روز به عنوان روزی که صلح از میان رفت، خوب است. اما جشن و بزرگداشت های همه ساله در این روز کمی جای سوال دارد!»
چند نكته كوتاه را براي خانم دكتر و كمانگير مي نويسم:
۱- تعبير هفته دفاع مقدس به « جشن و پايكوبي » را براي اولينبار از شما شنيدم.درواقع شما نظام را متهم به تفكر خودساخته خود مي كنيد.اصولا جشن به برنامههايي گفته ميشود كه در آن همهجا را چراغاني كنند، شيريني پخش كنند و برنامههاي شاد برگزار كنند.(مثل ايام نيمه شعبان يا دهه فجر) سوال من از شما اين است : در هفته دفاع مقدس كجا را چراغاني ميكنند؟ در كجا جشن و پايكوبي برگزار ميكنند؟؟ اين ايام را به نام دفاع مقدس ناميدند تا بزرگداشت همه آنهائي باشد كه در جنگ سهمي داشتند..از خانواده شهدا گرفته تا آوارگان و …. . در اين هفته سعي مي كنند ابعاد مختلف جنگ خانمانسوز را براي همه خصوصا جوانان بيان كنند.در اين هفته رژه نيروهاي مسلح برگزار مي شود تا اقتدار نظامي به رخ دشمن كشيده شود.خب كجاي اين كار ايراد دارد؟؟
۲- از خانم دكتر و آرش كمانگير شگفت زده شدم ، به چند دليل؟ چرا اين دو نفر پيش از نوشتن يادداشت خود نيم نگاهي به ايام سال نكردند و جستجوئي نفرمودند ؟؟ بر اساس مصوبه شوراي عالي انقلاب فرهنگي سوم خرداد (روز فتح خرمشهر) به عنوان روز مقاومت، ايثار و پيروزي نامگذاري شده و در اين روز برنامههاي شاد و جشنوارههاي مختلفي برگزار مي شود؟خب خانم دكتر ! حالا حرفتان چيست؟ در روزي كه خرمشهر آزاد شد ، ما جشن پيروزي برگزار مي كنيم.نمي دانم اين مسئله را نديديد يا اينكه …..
۳- از خانم دكتر و آرش كمانگير عاجزانه خواهش مي كنم دليلي بر اين مدعاي خود بياورند كه :« مگر شروع جنگ عزیز است؟ مگر شروع جنگ آن هم حمله یک متجاوز و آن همه مشکلات آغازین روزهای جنگ باید با افتخار بازگو شود؟ یادآوری این روز به عنوان روزی که صلح از میان رفت، خوب است. اما جشن و بزرگداشت های همه ساله در این روز کمی جای سوال دارد!»به راستي چه كسي گفته است شروع اين جنگ براي ما عزيز بوده است ؟؟ بله.امام راحل ما فرمودند « جنگ نعمتي براي كشور ما بوده است» و چه سخن حكيمانهاي .بله كشور ما توانست در جنگ ناخواسته كه مي توانست به تسخير ايران به دست دشمن خاتمه يابد ، استقلال نظامي داشته باشد..بهترين فرماندهان نظامي را تربيت كند و از نظر نظامي خود را دهها سال جلو بياندازد.اين جنگ خانمانسوز بود اما تجربه آن براي دستگاه نظامي ما باعث مي شود هر جنگ جديدي را به نفع خود تمام كند..پس اين جنگ ناخواسته نعمت بزرگي براي كشور ما بود.
۴- مشكل خانم دكتر زاويه ديد است.ايشان گفته اند :« خلاصه اینکه همیشه همزمان با آغاز پاییز بساط جنگ و رژه و بزرگداشت به پاست. بد نیست ببینیم که چرا این روز را پاس می داریم. شروع یک جنگ خانمان برانداز بدون شک جشن و بزرگداشت ندارد!» در حالي كه استدلال ما اين است كه روز ۳۱ شهريور آغاز جنگ براي عراق و حاميان او بويژه آمريكا است و براي ايران «آغاز دفاع» است. بازهم تاكيد مي كنم.اين هفته براي ايران «بزرگداشت دفاع» است.دفاع برابر كشوري كه توسط دهها كشور عربي و غربي تامين مالي و تسليحاتي مي شد. خانم دكتر ، بزرگداشت دفاع پيروزمندانه چه اشكالي دارد ؟
۵- در باب مسئله مديريت و ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر هم گفتنيها زياد است.خلاصه آنكه براي همه اظهار نظر كردن در اين خصوص و پس ازآنكه نزديك به ۲۰ سال از ماجرا ميگذرد و جنگ به پايان رسيدهاست كار بسيار آساني است.اصولا در مسائل بحراني خصوصا جنگ كه نمي شود آينده و حتي يك ساعت بعد را پيشبيني كرد ، مي توان نقدهاي فراواني نوشت.چراهاي بسياري گفت.بله . پس از فتح خرمشهر بحث پايان جنگ مطرح شد،اما آيا قبول كردن صلح پايان همه مسائل است ؟ پس ميلياردها دلار غرامت چه ميشود؟ سازمان ملل هنوز حاظر نبود عراق را مقصر جنگ اعلام كند.هنوز مناطقي از ايران در دست دشمن بود ، احتمال سوء استفاده از اين فرصت براي دشمن وجود داشت مثل عمليات مرصاد كه پس از پذيرش قطعنامه از سوي ايران ، منافقين با حمايت كامل عراق جنگ مجددي را راه اندازي كردند.صدها مسئله در اين بين وجود داشت كه نميشد جنگ را تمام كرد.و جالبتر از آنكه براي جماعت مريض ! هميشه بهانه براي ايرادات بني اسرائيلي وجودد دارند. با تمام وجود مي توانم قسم بخورم كه اگر آن ايام جنگ تمام مي شد ، همين جماعت به ظاهر روشنفكر فرياد وطن
خواهي سرميدادند و نظام را متهم به شكست ميكردند.بله همين جماعتي كه امروز معترض به ادامه جنگ هستند نخستين كساني بودند كه اعتراض مي كردند : « چرا ايران پس از فتح خرمشهر جنگ را تمام كرد !!!».
واقعا نميشود از كار خدا سردرآورد. چند سالي بود كه در اين ايام ميخواستم يادداشتي در خصوص خانواده شهدا بنويسم و اداي ديني به آنها داشته باشم كه زمينه اش فراهم نشد. اين يادداشت را تقديم مي كنم به همه خانواده شهدا خصوص برادر بزرگترم محسن نجمي كه در هفده سالگي به جبهه و رفت در منطقه فاو قطع نخاع شد و تا آخر عمر بايد بر روي ويلچر بنشيند و شاهد تفسيرهاي عجيب و غريب تيپ روشنفكران از عملكردش باشد!
در همين زمينه:
آيا اين بدنهاي پارهپاره بزرگداشت نميخواهد؟(آهستان)
از جنگ حرف مي زنيم(سلسه مباحثي از خيزران كه حتما بخوانيد)
تقارن صلح و آلزایمر و دفاع ، یعنی تکرار تاریخ ! (برادر ابوذر)
