آقای روانبخش!انصاف بدهم خدمتتان؟
دوشنبه, مرداد ۵م, ۱۳۸۸
جریانت اخیر در انتصاب مشائی به معاون اولی و مسائل پس از آن بسیاری را شگفت زده کرد.منظورم از بسیاری، طیف دلسوزان انقلاب و اصولگرایان است که شوکه از این جریانات، تعهد واقعی خود را به نظام نشان دادند.اما سکوت تامل برانگیز برخی از نخبگان جامعه که در جریانات مختلف حنجره پاره کرده و خود را مطیع محض ولایت میدانستند شوکهآورتر است.
در اینجا روی سخنم با آقای روانبخش است:
آقای روانبخش! شما که همواره در جریانات سیاسی خود را تابع محض ولایت دانسته و به هرکس که ذرهای در تبعیت از ولایت سستی کند هشدارها میدهید، تجمع برگزار میکنید و ….
شمائی که در ایام انتخابات درمورد نامه هاشمی رفسنجانی به مقام معظم رهبری و علیرغم مخالفت بزرگان حوزه راهپیمائی برگزار کردید و اطرافیانتان مقالهها نوشتند که چرا هاشمی نامه بدون و سلام و تهدید کننده نوشته و ….
شمائی که به آقای لاریجانی نوشتهاید:« ترديدي نيست كه موضوع اطاعت از ولايت فقيه به مردم كوچه و بازار و عوامالناس اختصاص ندارد بلكه خواص و نخبگان جامعه بهويژه مسؤولان كشوري در اطاعتپذيري از وليفقيه اولويت دارند، چرا كه عدم توجه كافي به اين موضوع مهم، موجب سارتهاي بزرگي به جامعه و كشور ميشود. انتظار از جنابعالي اين بود كه دغدغههاي مقام معظم رهبري را دستورالعمل مجلس قرار دهيد و لزومي به تصريح معظمله نباشد »
روی سخنم با شماست!آیا بی تفاونی یک هفتهای به نامه صریح رهبری، دهنکجی رسمی به دستور رهبری با تعریف و تمجیدهای عجیب از مشائی در جلسه تودیع، پاسخ عجیب احمدینژاد به استعفای مشائی و نامه دونشان به رهبری و … جای هیچ اعتراضی نداشت؟
شما و آقای تیپ امام صادق که تصور میکنید تنها حامی نظام هستید ،این روزها چرا ساکت نشسته اید؟
البته دو روز پیش زحمت کشیدید و این اقدامات رئیس جمهور را توجیه کردید و گفتید:« برداشت من این است که رييس جمهور نسبت به آقاي مشايي اعتماد فوق العاده اي دارند و اين اعتماد فوق العاده همواره باعث مي شود که او را در جاهاي حساس قرار دهد.»و در همان مصاحبه برای اولین بار در فعالیت سیاسی خود توصیه به صبر کردید که:« بهتر است مدتي صبر کنيم تا خود آقاي احمدي نژاد به اين نتيجه برسند که مشايي خيرخواه ايشان نيست.»
من علت این سکوت را ميدانم…فریادها و نعرههای شما و اطرافیانتان تاکنون در دفاع از ولایت و اصولگرائی بهانهای بیش برای مطرح کردن خود در عرصه سیاسی کشور نبوده است. این کارها تنها و تنها بهانهای برای برآورده کردن حس ماجراجوئی خودتان بودهاست و نهایتا تلاش کردید بوسیله درافتادن با افراد مطرحی چون هاشمی و لاریجانی (من هیچ حمایتی از افکار و کارهای این دو ندارم) خواستید وجههای سیاسی برای خود کسب کنید.
البته تنها یک حرفتان را باور دارم. اینکهگفته اید :«امروز ولایت و رهبری مظلوم است» و حالا میبینم واقعا مظلوم است و مدعیان دو آتشهای چون شما اینروزها خود را به خواب زده اند.
آقای روانبخش، تاکنون در مورد شما و عملکردتان سخن گفتم و علاقهای به پیشبینی آینده نداشتم، اما زمانی که دیدم شما آینده برخی را پیشبینی کرده اید و گفته اید:« هاشمی با این روند به سرنوشت منتظری دچار می شود» من هم به خود اجازه دادم که بگویم: «آقای روانبخش! با این روند شما واطرافیانتان به سرنوشت مهدی هاشمی و باند او دچار خواهید شد!»
