نگاه به سريال شهريال از زوايهاي ديگر
پنجشنبه, خرداد ۲م, ۱۳۸۷
طي روزهاي اخير با اظهار نظر دختر مرحوم شهريار و انتقاد وي از نحوه به تصوير كشيدن اين شاعر گرانمايه كشورمان ، بحث زواياي زندگي شهريار در محافل رسانه اي و اينترنتي داغ بود . با كمي فاصله ، صداوسيما با پسر شهريار نيز مصاحبه اي كرد و وي از اين سريال و نحوه شخصيت پردازي شهريار در آن دفاع كرد . يادداشتهاي زيادي در اين باره در سايت ها و وبلاگ ها خواندم و خوانديد. با توجه به اينكه اصولا سالهاست كه من هيچ سريال و برنامه تلوزيوني را تماشا نمي كنم ، به خود سريال شهريار كاري ندارم. در اينجا فقط نقل قولي از يكي از آشناهايمان كه در تبريز سالهاي اخر شهريار را درك كرده بود نقل مي كنم تا از زاويهاي ديگر به اين سروصداها نگاه كنيم .
اين دوست ما مي گفت : «سالهاي آخر عمر شهريار بود كه مقام معظم رهبري در سمت رياست جمهوري به تبريز سفر كرده بود . بر اساس ارادت شخصي ايشان به شهريار ، آقا به منزل شهريار رفتند و از وي كه در حالتي نيمه مريضي بود عيادت كردند . اما وضعيت به هم ريخته و آشفته خانه شهريار آقا را بسيار ناراحت كرد و فرمودند چرا چنين شخصيتي بايد در چنين وضعيت اسفباري زندگي كند ؟ مگر وي خانواده ، دختر و پسر ندارد ؟ به دستور ايشان بنياد مستضعفان و جانبازان تبريز موظف شد به طور مرتب به وضعيت شهريار رسيدگي كند . از انجائيكه انتقال وي به خانه سالمندان به صلاح نبود ، هر روز دو نفر از بهياران به خانه شهريار مي رفتند ، غذا آماده مي كردند ، او را استحمام مي دادند و …. » اين دوست ما در ادامه مي گويد : « با ديدن انتقادهاي شديد دختر شهريار و سپس ورود پسر شهريار به اين ماجرا ، با خودم گفتم آن زمان واقعا فرزندان شهريار كجا بودند ؟ چرا در زماني كه پدر نيازمند سرپرستي و مراقبت بود ، از هيچ يك از اين فرزنداني كه اكنون سنگ حرمت و جايگاه پدر را به سينه مي زنند هيچ خبري نبود؟»
من هم با شنيدن حرفهاي اين دوست سري از تاسف تكان دادم .البته اميدوارم اين نقل قول درست نباشد و راوي و راويان همگي اشتباه كرده باشند ..ولي اگر درست باشد آن وقت …؟
