پاسخي به يك دوست قديمي
پنجشنبه, فروردین ۱۵م, ۱۳۸۷پست قبلي ام بازتابهاي مختلفي در بين خوانندگان داشت. در اين بين چند نفر از دوستان هم تلفني نظراتشان را گفتند. اما مهمترين اظهار نظر مربوط ميشود به دوستي قديمي كه در طي دو روز گذشته چند بار تلفني با هم در مورد مسائل مختلف صحبت كرديم(خدا پول تلفنش را جور مي كند ).اين دوست ما يكي از مسئولان اصلي طرح ساماندهي سايتها در وزارت ارشاد هستند. بعد از صحبت تلفني با وي اين يادداشت را مينويسم. مطالبي كه مي خوانيد دو بخش دارد و درخواست ميكنم هر دو بخش را به دقت مطالعه كنيد.يكي پاسخهاي اين دوست به مطالب قبلي ام است كه وعده كردم حتما درج كنم و بخشي هم نظرات خودم در مورد اين موضوع است.
قبل از مطالعه پاسخهاي ايشان بد نيست اين مصاحبه بنده را هم ملاحظه بفرمائيد.بخصوص تاريخ مصاحبه.
پاسخهاي اين دوست قديمي به مطالب يادداشت قبليام:
- مسئوليت ساماندهي سايتها به عهده معاونت مطبوعاتي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي است.
- طرح ساماندهي سايتها به جز چند ايراد كوچك يكي از موفقترين طرحها به شمار مي رود.
- مسئوليت تشخيص تخلف و فيلترينگ سايتها به عهده چند گروه است و در يك گروه نهائي مي شود.متاسفانه اين هيئت هنوز در دست افراد غير خودي است و كاملا در اختيار نيروهاي طرفدار احمدينژاد قرار نگرفته است.
- همه مسئولان جديدي كه در دولت نهم وارد وزارت ارشاد شدهاند از جمله اعضاي مركز رسانههاي ديجيتالي وزارت ارشاد همگي از جوانان زبده ، با استعداد و متدين هستند . براي نمونه يكي از اين افراد وقتي با شما در مورد يك موضوع تخصصي صحبت مي كند ذهنش چند گيگابايت فعاليت مي كند و اگر شما يك طرح كاملا ملي و تخصصي ارائه بدهيد نيازي نيست ايشان مطالعه كنند.همان يك خط اول را بخوانند مي فهمند كه اين طرح به درد مي خورد يا نه. مسئول اين مركز هم كارشناس ارشد كامپيوتر است و در دوره دكترا هم قبول شده بودند.
- نمايشگاه رسانه هاي ديجيتالي كه سال گذشته برگزار شد نخستين تجريه يك گروه جوان بود و همه نواقص و ايرادات اين نمايشگاه به كارشكنيهاي برخي افراد مربوط مي شود.
- مديران سايت كلوپ يكي از فاسدترين و خطرناك ترين آدمهاي روي زمين هستند و اين سايت به خاطر دستور قضائي مسدود شده است.از جمله موارد تخلف اين سايت درج تصاوير دختران بدحجاب و فعاليت گروههاي مختلف ضد نظام و معاند است. اگر به پروفايل مديرش نگاه كنيد مي بينيد با دو واسطه دوستانش به محمد علي ابطحي مي رسند.
موارد بالا توضيحات اين دوست قديمي بود درباره مطالب يادداشتم.البته در طي چند ساعت صحبت تلفني با اين جناب به اين نتيجه رسيدم كه ديدگاهم در مطلب قبلي كاملا درست بوده است.به خصوص آنكه در مورد بسياري از مسائل سياسي روز و جربانات و شخصيتها با يكديگر صحبت كرديم.حالا اين كه مسئوليت فيلترينگ به اين معاونت مربوط مي شود نه آن يكي زياد فرقي نمي كند.مهم نوع نگاه به قضايا است.حالا توضحيات بنده :
جناب حضرت دوست قديمي !
بنده هم مثل شما با بسياري از جريانها و اشخاص سياسي خارج از اصولگرايي مخالفم.با بسياري از روزنامهها مخالفم.معتقدم بايد همه تلاش كنند جريان اسلام راستين را در كارهاي خود دنبال كنند. ان شاء الله جريان اصولگرايي تا ظهور آقا امام زمان همچنان مديريت كشور را به دست بگيرد و ديگر دوران تاريك و غمبار دوم خرداد پيش نياد .بايد كارهاي ما باعث خوشنودي آقا اما زمان باشد…اما
نكته مهم در اين اما است.
وقتي كه در بخشي از نظام قرار گرفتم و مسئوليتي بر عهدهام نهاده شد ديگر نبايد فكر خودم را تحميل كنم.بايد ببينم مصلحت نظام در چه چيزي است.قانون چه چيزي مي گويد.وقتي روزنامه اي علنا بر اعتقاد خود بر نظام و ولايت فقيه اصرار دارد اما در روشهاي موجود نقد دارد ديگر نمي توان اين روزنامه را منافق و ضدنظام خواند حتي اگر من از شخص مسئول آن خوشم نميآيد.نمي توان بر همه مردم اجبار كرد كه فقط روزنامه كيهان بخوانند و سايت رجانيوز را مطالعه كنند.
در صحبت با شما دريافتم كه در يك چشم برهم زدن مي توانيد هركسي را كه خوشتان نميآيد منافق و فاسد و ضد نظام كنيد . از احمد توكلي گرفته تا تابناك و روزنامه آفتاب يزد.با يك سري مطالب مغلطه آميز و اصطلاحات فرهنگي و سياسي و به بهانه آنكه (بايد نگاه و تحليلهايمان را تعالي ببخشيم) همه را به جريانهاي معاند نظام وصل مي كنيد.اگر هم دليلي بر عملكرد ظاهري فردي نيابيد مي گوئيد :در نيت و ضمير پنهان او مخالفت با نظام وجود دارد حتي اگر علني نكرده باشد!!
شمائي كه اين همه ادعاي تبعيت محض از رهبري را داريد كافي است به اين نمونه از سيره رفتار رهبري توجه كنيد :بر اساس اساسنامه مجمع روحانيون مبارز(همان تشكلي كه به اعتقاد شما نبايد سر بر تنشان بماند) منبع مالي مجمع ،كمكهاي ماهيانه مقام معظم رهبري مي باشد. يعني حضرت آقا از بيت المال هر ماه كمك مالي به اين مجمع مي كنند تا اين مجمع در كشور فعاليت كند. يعني اينكه جريانهاي مختلف فكري بايد در اين كشور حضور و فعاليت داشته باشند.(البته پيش شرط آن فعاليت در چارچوب قانون است كه هيچ بحثي در مورد آن نيست)متاسفانه هر جا كه دلخواهتان باشد به صحبت هاي رهبري استناد مي كنيد و هر كجا كه خيرتان نباشد توجهي نمي كنيد. اين چه تفكري است كه معتقد است يا همه بايد نمره بيست باشند يا اينكه همه صفر هستند.چيزي به عنوان بينابين وجود ندارد.همه بايد آنطوري فكر كنند كه من فكر مي كنم .
شايد به احمد نجمي بخنديد كه چرا اينقدر در مسائل سياسي پياده است . اما من واقعا نميتوانم به اين راحتي به هركس كه مثل من فكر نمي كند برچسب منافق بزنم.درجه انسانها و تفكراتشان مختلف است. اين نظام متعلق به همه آناني است كه دلشان براي آن مي تپد.در چارچوب قانون و اعتقاد به رهبري فعاليت مي كنند و حتي ممكن است دولت را نقد كنند.پس نظام را تنها در تفكرات خودخلاصه نكنيد.
