مرد مرموز دولت نهم
دوشنبه, شهریور ۴م, ۱۳۸۷ رحيم مشايي «مرد مرموز و غيرقابل شناخت » دولت نهم و يا بهتر بگوييم احمدينژاد ، براي چندمين بار آتشي به پا كرده است كه متاسفانه شعلههاي آن د
ولت نهم را فراگرفته است. اما اينبار اظهارات وي بدون هيچ دفاعي قرار گرفته و مورد انتقاد شديد بسياري قرار گرفته است . از مراجع تقليد گرفته تا سياسيون و خوديها و حتي طرفداران سرسخت احمدينژاد و بسياري از اين افراد در نظرات خود خواستار استعفا يا بركناري مشايي نيز شدهاند.
اما نگاه من از منظر ديگري به اين ماجرا است.
حضور مشايي دركنار احمدينژاد فراتر از يك معاون و رياست سازمان گردشگردي بوده و به اعتقاد و گفته بسياري از نزديكان و همكاران دولت ، ايدهها و برنامه هاي فرهنگي ، سياسي و حتي ديپلماتيك احمدينژاد توسط مشايي برنامهريزي و طراحي مي شود . چه آنكه يكي از دلايل اصلي استعفاي لاريجاني از دبيري شوراي عالي امنيت ملي ، دخالتهاي بيجا و عجيب مشايي در مورد مذاكرات دپلماتيك و هسته اي بود و پس از تذكرات چندباره لاريجاني و عدم توجه به اين مسئله از سوي رئيس جمهور ، لاريجاني ناچار به استعفا شد.
در ماجراي اظهارات مشايي در خصوص دوستي با مردم اسرائيل كه در تناقض جدي با آرمانهاي انقلاب اسلامي و امام و رهبري است ، همگان انگشت به دهان هستند كه چطور با اين همه مخالفتها و حتي هشدارهاي صريح مراجع تقليد ، احمدينژاد هيچ حركتي در اين خصوص انجام ندادهاست . احمدينژاد همان كسي است كه تاكنون نزديك به ده وزير را به راحتي كنار گذاشته و يكي از امتيازات وي رودربايستي نداشتن با وزرا و همكاران است. به خاطر همين است كه در ابتداي يادداشتم از مشايي با عنوان مرد « مرموز » نام بردم كه رئيس جمهور حاظر شده است به خاطر او بسياري از طرفداران سرسخت خود را رنجانده و حتي از خود دور كند . حرف مراجع تقليد را پشت گوش اندازد و تا پاسخگوئي به سوال مجلس كه در طي سالهاي پس از انقلاب بي سابقه يا كم سابقه است پيش برود و جالب آنكه در اوج انتقادات همسفر و دوشادوش احمدينژاد به تركيه رفت و حتي در جريان ارسال ماهواره به فضا كه هيچ ربطي به شرح وظايف او ندارد در كنار احمدينژاد قرار گرفت تا به همه منتقدان بفهماند به هزارويك دليل تلاشهاي آنان بي نتيجه است!!
با اين حال بايد گفت بر فرض آنكه رئيس جمهور حاضر شود مشايي را بركنار كند ، هيچ اتفاق خاصي نخواهد افتاد . تنها مشايي از رياست سازماني به كنار رفته ، و حضور او در كنار رئيس جمهور حتي از گذشته نيز پررنگتر خواهد شد و از همه بدتر آنكه اين آقاي همه كاره دولت پس از بركناري شروع به عقدهگشايي از منتقدان خود كه اصولگرايان راستين هستند خواهد كرد .
گويا در تقدير حزبالله و اصولگرايان راستين ، آرامش نوشته نشده,و اگر دولت نيز در دست اصولگرايان و انقلابيون راستين باشد ، باز بايد خون دل خورد و ….
پي نوشت :درباره جريان مدرك كردان هم چيزي نمي نويسم كه ديگر اعصابي براي نوشتن نمانده است و همه چيز مشخص است و ديگر نيازي به اظهار نظر جديد نيست.
