نوتبوك عزيزم رفته كما
دوشنبه, بهمن ۲۹م, ۱۳۸۶بنا به علل فني نزديك به يك ماه است كه دستگاه شخصي ندارم ..از محل كار هم تنها مي توانم پيامهاي وبلاگم را چك كنم. پس از انكه نزديك به چهار سال از نوتبوك عزيزم به صورت شبانه روزي كار كشيدم و بيچاره حتي يك آ هم نگفته بود، به صورت ناگهاني دچار چندين عارضه نايهنگام شد . براي تعمير به دست تعميركار سپرده ام . همين چند روز پيش سري زدم تا ببينم چه خبر؟ چشمتان روز بد نبيند..همه دل و روده دستگاهم را بيرون ريخته و برايم توضيح مي داد . من هم تاب ديدن چنين صحنه دلخراشي را نداشتم و …
به راستي ..اين چه حسي است كه بشر دارد . حتي به پاره آهني اين چنين دل مي بيند ؟
پس از كلي مشورت يك سيستم خانگي تهيه كردم و نوت بوك را گذاشتم براي كارهاي بيرون از منزل و مسافرت .
ان شاء الله دوباره شروع به نوشتن مي كنم ..مخصوصا چند تا كار در دستم بود كه همه عقب افتاد…ان شاء الله تا قبل از اتمام بتوانم همه را تمام كنم.در راهپيمائي ۲۲ بهمن چند عكس گرفته بودم كه مي خواستم همه انها را اينجا كار كنم كه نشد . تنها يكي را بعد از كلي تاخير در فتوبلاگم زدم.
